پدیدآورآیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی
تاریخ 1419/08/14
گروه اولسلوک خانواده
مجموعه اولمبانی سیر و سلوک الی اللَه - طهران
توضیحات
حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس الله سرّه در این جلسه که مصادف با 14 شعبانالمعظّم 1419 ه.ق، در طهران برگزار شده است، به وظيفۀ افراد در زمان غيبت امام زمان عليه السّلام میپردازد. ایشان با اشاره به روایتی، به تکامل عقول در عصر ظهور تأکید میکند و البته تعیین زمان برای ظهور را مردود میشمارند. استاد ضمن اشاره به پرسشی از مرحوم حدّاد دربارۀ رؤیت ظاهری امام علیه السّلام از نقطۀ نظر سلوک میفرماید: سالک هدف و غایتش، معرفت و رسیدن به باطن امام علیه السّلام است! استاد طهرانی با اشاره به خاطرهای از سفر به لبنان و اهميت دادن مسيحيان به اعياد خود، از عدم اهتمام مسلمانان به اعیاد اسلامی انتقاد میکند. در بخشی دیگری از این بیانات، مرحوم استاد با اشاره به مرام و مکتب اولیا و بزرگان از جمله علامه طهرانی، شرط مصاحبت و مجالست با امام زمان عليه السلام را تبیین میکند. در انتهای این جلسه پربار به مناسبت شب نیمه شعبان، به اعمال آن شب به اختصار اشاره شده است.
هو العلیم
وظیفۀ افراد در زمان غیبت امام زمان علیه السّلام
و اشارهای به اعمال شب نیمۀ شعبان
سلوک خانواده - 14 شعبانالمعظّم 1419 ه.ق، طهران - جلسۀ دوم
استاد
آیة الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی
قدس الله سرّه
أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّى اللَه عَلَى سیّدنا و نبیّنا مُحَمّدٍ و آله الطّاهرین
و لعنة الله عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
از اینكه دیر خدمت اعزّه و احبّه رسیدم عذرخواهی میكنم، حالم مساعد نبود منتها دیدم كه اگر بخواهم به تأخیر بیاندازم ممكن است موفق نشوم خدمت دوستان برسم و خلف وعده كرده باشم.
وظیفۀ اشخاص در زمان غیبت امام زمان علیهالسّلام
امشب شب میلاد امام زمان علیهالسلام، شب تحقّق مظهر عدل تامّ و اجراء حق و عدالت است. روایتی از پیغمبر اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل شده است که ظاهراً از امام صادق علیه السلام است و مشابهش از پیغمبر اكرم است كه فرمودند:
إِذا قامَ قائِمُنا وَضعَ اللَه یدَهُ علَی رئوسِ الْعبادِ فَجَمعَ بها عُقولَهمْ وَ كَمَلتْ بهِ أَحْلامُهم؛
«وقتی كه امام زمان، حضرت بقیةالله ارواحنا فداه ظهور كنند خداوند دستش را روی سر همۀ مردم میگذارد و ایمان مردم بهواسطۀ ظهور حضرت تمام میشود و عقل آنها كامل میشود.»1
مطلبی كه در اینجا مطرح است این است كه مگر امام زمان علیهالسلام چهکار میكنند؟ مطلب دوم اینكه آیا این مطلب در زمان غیر از ظهور آن حضرت امكان پذیر نیست و حتماً باید امام زمان ظهور كند؟ یعنی اجرای عدالت نیاز به ظهور ظاهری آن حضرت دارد یااینكه در غیر از زمان ظهور هم برای افراد ممكن و میسر است؟ و به عبارت دیگر آیا ما باید فقط منتظر ظهور حضرت باشیم و هیچكار و عملی را نمیتوانیم انجام بدهیم و باید چشم به ظهور آن حضرت بدوزیم یااینكه مطلب بهصورت دیگری است؟
یك روز من به اتفاق بعضی از رفقا و دوستان خود، خدمت یكی از بزرگان رسیدیم و آن شخص در تمام مدت مجالست و صحبت كه حدود یك ساعت ونیم طول كشید دائماً از ظهور و زمان ظهور و آثار و علائم ظهور و اینکه فلان شخص خواب دیده در این تاریخ، امام زمان ظهور میكند، فلان شخص در مكاشفه دیده كه حضرت عددی را برای او ترسیم كردهاند، صحبت میکرد و میگفت:
من وقتی در یكی از شهرها در فلان سن بودم، خودم با بعضی از محاسبات و كارهایی كه كردم بهدست آوردم كه حضرت در سال ١٤١٦ هجری قمری، یعنی همین دو سال پیش، ظهور میكنند!
البته آن موقع كه ما خدمت ایشان رسیدیم شاید حدود هفت یا هشت سال پیش بود و تمام مدت مجلس به این حرفها گذشت.
عدم صحت تعیین زمان ظهور
من از ایشان سؤال كردم و گفتم که در اینجا چند مسئله مطرح است: اول اینكه این مطالبی را كه شما نسبت به ظهور حضرت میفرمایید كه در این سال ظهور میكند و فلان شخص خواب دیده است، فلان شخص مكاشفه كرده و امثالذلك، یا درست است یا غلط است، اگر این مسائل غلط است پس چرا شما اینها را برای مردم مطرح میكنید و مردم را به اشتباه میاندازید؟! درحالیکه احتمال غلط بودن و باطل بودن وجود دارد و همانطور كه دیدید باطل بود، چون ایشان به ما گفتند در سال ١٤١٦ ظهور اتفاق میافتد و الآن در سال ١٤١٨ هستیم و هنوز این مسائل دیده نشده است! پس معلوم میشود كه این باطل بوده است. گفتم که اگر این مطالب غلط است پس چرا شما بیان میكنید؟! و اگر این مطالب صحیح است پس چرا ما اینها را از ائمه علیهمالسلام نشنیدهایم؟ این چه مصلحتی است كه امام علیهالسلام نباید برای مردم بیان كند كه منبابمثال در سال هزار و چهارصد و چند ظاهر میشود؟ البته آنطوری كه آنها مطرح كردند بهنحوكلی بود اما بهنحو خصوص بیان نكردند.
گفتم که سؤال دوم اینكه برفرض كه این مطالب صحیح باشد، این برای كسی مفید است و بهدرد كسی میخورد كه زمان ظهور حضرت را ادراك كند. اگر شخصی قبل از ظهور حضرت از دنیا برود، ظهور حضرت به چه درد او میخورد و چه فایدهای برای او دارد؟! حالا برفرض كه امام زمان علیهالسلام دو ماه دیگر ظهور كند و من بدانم که یك هفتۀ دیگر از دنیا میروم، به چه درد من میخورد و چه دردی ازدردهای من را دوا میكند و چه نفعی برای كمال من دارد؟! اگر قرار بر این باشد که بگوییم كه ظهور حضرت در آن موقع برای من هم فایده دارد، پس ظهور برای كسی كه هزار سال پیش هم از دنیا رفته است هم فایده دارد و این همان معنای ولایت غیبی است كه ظاهر و باطن ندارد و سررشتۀ همۀ امور بهدست او است.
بنابراین اینكه ما بیاییم و وقتمان را بگذرانیم در اینكه امام علیهالسلام چه موقع ظهور میكند و در زمان ظهورش چه میشود و امثالذلك، چه نفعی برای ما دارد؟! چقدر افرادی در سابق بودند که مدعی ملاقات با امام زمان علیهالسلام در همین دنیا بودند و برای مردم حكایاتی نقل میكردند و آثار و علائمی را بیان میكردند اما الآن آنها در دل خاك خفتهاند! یعنی همۀ اینها باطل بوده است.
من خودم شنیدم از بعضی افرادی كه آنها به ضرس قاطع زمان ظهور حضرت را تعیین میكردند و خودشان را از افرادی كه در زمان ظهور هستند معرفی میكردند درحالیكه دو سال است كه از دنیا رفتهاند! حتی یكی از اینها نزد پدر ما آمده بود ـ البته این قضیه كه دارم خدمت شما عرض میكنم برای بیست سال پیش است ـ وگفته بود: «آقا من میخواهم به شما یك بشارت بدهم و باید یك سور بدهید تا این بشارت را بگویم.» مرحوم پدر ما خندیدند و گفتند كه حالا شما بشارت را بدهید إنشاءالله سور طلبتان. از این افرادی بود كه در بعضی از این علوم عجیبه و غریبه یك مقدار اطلاعاتی داشت. او گفت: «من با علم اعداد و جفر بهدست آوردهام كه شما جزء 313 نفرِ در ركاب امام زمان هستید.» درحالیکه پدر ما سه سال پیش از دنیا رفت و همان موقع هم ایشان رد نمیكرد و میخندید، مزاح میكرد، شوخی میكرد و میفرمود: «إنشاءالله امیدواریم ما را قبول كنند.» و از این عبارتهایی كه نه حكایت از رد مسئله است و نه حكایت از قبول آنها. ولی صحبت در این است كه پدر ما معطل نشد كه امام زمان ظهور كند، همان موقع كار خودش را ساخت! اما شما همینطور به انتظار بنشین، مجلس تشكیل بده، مردم را جمع كن، با آنها صحبت كن که حضرت این موقع ظهور میكند، حضرت چه میكند، بعد هم سر مردم را یك مقداری با همین حرفها گرم كن و بعد هم بگو نشد و بداء حاصل شد! این مطالب صحیح نیست، سر مردم را با این مطالب گرم کردن صحیح نیست. چرا انسان واقعیت را مطرح نكند؟! چرا حقیقت را مطرح نكند؟! چرا آنچه بهدرد مردم و بهدرد خودش میخورد برای مردم مطرح نكند؟! اگر خدا توفیق داد به ما كه چشممان به جمال منور امام زمان علیهالسلام روشن شود كه با دنیا و آخرت برابری نمیكند چه بهتر و اگر توفیق پیدا نكردیم آیا بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و همینطور عاطلوباطل بمانیم تااینكه امام زمان علیهالسلام ظهور كند؟! لعل اینكه مشیت الهی تعلق نگرفته باشد که ما جمال منور ایشان را زیارت کنیم.
یك روز خدمت مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودم و در آن موقع سنم هفده سال بود. این قضیه برای 25 سال پیش است و در كربلا اتفاق افتاد، در همان سفری كه خود مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در كتاب روح مجرد هم نوشتهاند.
رسیدن به باطن امام زمان علیهالسلام، هدف و غایت سالک
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به اتفاق اخوی ما از منزل بیرون آمدند و بهسمت حرم سیدالشهداء علیهالسلام حركت كردند كه زیارت كنند، قرار شد كه ساعتی ایشان با من صحبت كنند و بعد من بروم و به آنها ملحق شوم. ایشان مطالبی به من فرمودند و من هم سؤالاتی كردم و جوابهایی دادند، بعد من رو كردم به مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و گفتم كه آقا آیا رؤیت ظاهری امام علیهالسلام از نقطهنظر سلوك برای سالك ضرورت دارد؟ ایشان خندهای كردند و به من فرمودند: «سالك هدف و غایتش معرفت و رسیدن به باطن امام علیهالسلام است.»
این منظور سالك است، هدف سالك با هدف سایر مردم تفاوت دارد. شما الآن نگاه كنید و ببینید خیابانها را آزین بستهاند، تكایا درست کردهاند، جشن میگیرند، شعر میخوانند، شادی میكنند و شیرینی میدهند، اینها همهاش درست است و باید اینطور باشد، باید شادی باشد، باید جشن باشد، واجب است که شعائر دین در حكومت اسلام و در مملكت اسلام انجام شود و متأسفانه ما مسلمانها و بهخصوص ما شیعیان نسبت به این قضیه كوتاهی میكنیم.
سال گذشته در سفری كه به لبنان داشتم یك شب به اتفاق بعضی از دوستان كه بیرون آمده بودیم، دیدیم شهر خیلی شلوغ است و جشن است و ترقهبازی و بساط خیلی عجیبی بود! سؤال كردیم که مگر امشب چه خبر است؟ گفتند که امشب یكی از اعیاد مسیحیان است. شب تولد نبود، یكی از اعیاد مسیحیها بود. همین مسیحیها جلوی ماشینها را نگه میداشتند و شیرینی میدادند، نقل میدادند و بهزور محبت میكردند.
چند روز بعد از آن، روز هفده ربیع روز میلاد پیغمبراكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم بود و من در این بیروت ندیدم که یک چراغ راجع به میلاد پیغمبر روشن شود بااینكه دوسوم جمعیت و بلكه سهچهارم جمعیت آنها را مسلمانها اعم از اهل تسنن و شیعه تشكیل میداد! ببینید چقدر این مسئله مهم است. در محلۀ شیعهنشین بیروت كه همین محلی بود كه ساختمان ما در آنجا بود در شب میلاد پیغمبر فقط یك نفر را ما دیدیم كنار خیابان یك ظرف شكلات در دستش گرفته بود و ماشینهایی كه عبور میکردند، یكی برمیداشت و یكی رد میشد.
تعظیم شعائر دین از اهم واجبات
تمام اینها روزی باید حساب پس بدهند! تعظیم شعائر دین از اهمّ واجبات است، ما باید فرزندانمان را با این فرهنگ باربیاوریم، بچههایمان را باید با این فرهنگ باربیاوریم. میدانید معاویه چهكار میكرد؟ خانه این و آن عسل میفرستاد و میگفت بگویید که معاویه فرستاده است، غذا میفرستاد خانۀ اینها و میگفت که بگویید معاویه فرستاده است، بچه چه میفهمد؟ بچه به كسی كه به او محبت میكند، علاقه پیدا میكند، بزرگ هم همینطور.
در مملكت و حكومت اسلام نسبت به شعائر دینی و مناسباتی كه مربوط به ائمۀ هدی صلوات الله علیهم اجمعین و بهخصوص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است باید سنگِتمام گذاشته شود. ما هرچه داریم از ائمه داریم و هرچه داریم از امام زمان علیهالسلام داریم. باید در رأس شعارهای ما تأسّی به امام زمان علیهالسلام قرار بگیرد و بقیه باید تحتالشعاع باشد، باید در رأس شعارهای ما متابعت از ائمه علیهمالسلام قرار بگیرد و بقیۀ اشیاء باید تحتالشعاع باشد، من چه كسی هستم؟! امثال من چه كسانی هستند؟! من و امثال من همگی ریزهخوار این خوان و ریزهخوار سفرۀ اِنعام ائمۀ معصومین علیهمالسلام هستیم.
جمع بین مسائل ظاهر و حقیقت توسط سالک
الآن این مسائل باید مورد توجه قرار بگیرد اما صحبت در اینجا این است كه این شعارها و این نشاطها و این مسائل یك جنبۀ ظاهری دارد كه در کنار این جنبۀ ظاهر، آن حقیقت نباید فراموش شود. آیا این صحیح است که برای امام زمان علیهالسلام جشن بگیریم و شادی كنیم و شیرینی پخش كنیم و بعد که از شخص میپرسند آیا نمازت را خواندهای یا نه؟ میگوید: «نه، نمازم قضا شده است!» میگویند: «چرا نمازت قضا شده است؟» میگوید: «جشن از نماز مهمتر است!» اما سالك در این مسیر حركت نمیكند، سالك علاوه بر رعایت مسائل ظاهر، به آن حقیقتی میپردازد كه برای آن حقیقت، این جلوات در خارج بروز و ظهور پیدا میكند.
ایشان به من فرمودند:
اگر میخواهی امام زمان علیهالسلام را ببینی، من یك دستورالعمل به تو میدهم و بعد از ده روز حضرت را میبینی و با ایشان صحبت میكنی و دستورالعمل این است.
دستورالعمل را به من دادند ولی فرمودند:
اما اگر طالب دیدار باطن هستی و میخواهی به آن حقیقت و ولایت برسی، نباید دنبال دیدن ظاهر باشی ولی اگر میخواهی، دستورالعمل همین است.
و من هم آن دستورالعمل را انجام ندادم، چرا؟ چون دیدم این دیدن ظاهر، دیدن نفس است، خوشم میآید كه من امام را دیده باشم، خوشم میآید كه من بروم و حضرت را ببینیم، اما اگر من حضرت را ببینم و حضرت بفرمایند که برای چه خواستی ما را ببینی؟! حالا ما را دیدی و خیالت راحت شد؟! آیا به دستورات من عمل كردی و آنچه مورد رضایت من است انجام دادی؟! خلاصه اگر از من پرسیدند كه تو در برون چه كردی كه درون خانه آیی؟! چه جوابی دارم؟!
معطل نشدن بزرگان برای ظهور
این بود مرام و مكتب اولیاء و بزرگان، اولیاء و بزرگان خودشان را معطل ظهور امام زمان نكردند. امام زمان را در هر حالی در كنار خودشان مشاهده كردند، الآن امام زمان علیهالسلام در همین مجلس حضور دارند، امام زمان علیهالسلام در تكتك منازل ما و شما حضور دارند. امام زمان علیهالسلام با تمام شراشرِ وجود ما و شما مصاحبت دارند و مجالست دارند و ما همچون موم در دست آن حضرت در تقلا و در تكاپو هستیم، امام زمان اینطور است نهاینكه یك شخص خارجی باشد كه اگر ما بخواهیم او را ببینیم ارتباطش فقط درصورتی است كه حجاب و مانعی نباشد. آنوقتی كه ما توجه به امام كردیم، آنموقع امام در قلب ما است، آنموقعی كه نماز را با حضور خواندیم، بدانیم در آنموقع امام زمان علیهالسلام در خانۀ ما بود، مسئله از این قرار است.
الآن این وسایل و دستگاههایی كه در اینجا هست، اینها امواج را ضبط میكنند، امواج از هر جهت در این اتاق هست، امواج رادیویی هست، امواج تلویزیونی هست، امواج صوتی هست، امواج كوتاه و بلند هست، تمام اینها وجود دارد. صحبت در گیرنده است، اگر گیرنده را شما تنظیم كنید روی آن ایستگاه او را میگیرد، اگر یك مقدار فاصله بدهید نمیگیرد و سر و صدا و خشخش میكند، چون هنوز آن گیرنده روی ایستگاه تنظیم نشده است. آن وقتی كه شما نمازتان با حضور قلب بود آن موقع گیرندۀ شما روی ایستگاه تنظیم و سِت شده است.
قلب طاهر، محل تجلی امام علیهالسلام
اگر نماز بدون حضور قلب باشد هنوز یك سانت با ایستگاه فاصله دارید و خشخش میكند و چون امام طاهر است در قلب طاهر میآید و در قلب غیر طاهر نمیآید. امام حق محض است، امام طهارت محض است، امام علیهالسلام قُدس و صفای محض است. این نیاز به هیچ محكی ندارد شما وقتی كه در وجود خودتان حالت روحانیت دیدید بدانید كه در آن موقع مورد توجه حضرت هستید و اگر در خودتان حالت روحانیت ندیدید بدانید نیستید، محك نمیخواهد. حالا امام زمان علیهالسلام بیاید و شما او را ببینید چه فایده و نتیجهای دارد؟!
بنابراین، هدفی كه امام صادق علیهالسلام میفرماید: «إِذَا قامَ قائِمُنا وَضعَ اللَه یدَهُ علَی رُئوسِ الْعبادِ فَجَمعَ بهَا عقولَهُمْ وَ كَمَلتْ بهِ أَحْلامُهم» آن هدف برای مردم عوام است. بله، ظهور حضرت برای مردم عوام مفید است، امنیت برقرار میشود، عدالت برقرار میشود، اطمینان برقرار میشود، همۀ مظاهر فساد ازبین میروند. اما برای آن سالك [فرقی نمیکند. اگر عمل نکند] چه كسی ضرر كرده است؟! خودش ضرر كرده است!
کم شدن از عالم برزخ در قبال عمر در این دنیا
در جلسۀ روز گذشته خدمت دوستان از اِخوه و برادران، این مطلب را در آنجا عرض كردم كه هر لحظه از عمری كه خداوند در این دنیا به ما بدهد، یك لحظه از عالم برزخ را كم میكند. یعنی اگر قرار بر این باشد كه خدا بخواهد برای كمال انسان، در این دنیا پنجاه سال عمر بدهد به همان مقدار كه كم داده است در عالم برزخ اضافه میكند و اگر در اینجا آن نصیب از حیات دنیوی را به انسان داده باشد، دیگر در عالم برزخ هیچ خبری نیست. پس بدانید این لحظاتی كه در این دنیا از ما میگذرد به جایش نه در این دنیا و نه در آن دنیا نخواهد آمد، حساب دارد و این میشود خدای عادل. نگویید كه چرا مثلاً فلان شخص در بیست سالگی از دنیا رفت؟ پس توقع داشتید برای اینكه به كمال برسد چقدر در این دنیا بماند؟ اگر شخص در راه باشد و در بیست سالگی از دنیا برود و فرض كنید كه پانزده سال طول میكشد برای اینكه به كمال برسد، خدا سیزده سال از آن دنیا در عالم برزخ برای این قرار میدهد. اینجا از تو كم گذاشت آنجا اضافه میكند.
به هوای بعد از مرگ و پس از مرگ و امثالذلك ننشینید، این سرمایهای است كه ازبین میرود و دیگر بهجای او برنمیگردد، حالا با توجه به این قضیه چطور ما میتوانیم دست روی دست بگذاریم و تمام آن قوا و استعدادها و جهاتی را كه خداوند برای رسیدن به فعلیت و كمال در وجود ما قرار داده است، عاطلوباطل به لهو و لعب و به امید ظهور امام علیهالسلام بگذرانیم؟! و همینطور دلمان را خوش كنیم به اینكه اینطور خواهد شد، آنطور خواهد شد، ستاره اگر در آسمان بیاید دلالت بر ظهور میكند، در مشرق اگر فلان قضیه اتفاق بیفتد ظهور خواهد شد، میگویند از سوریه اگر سفیانی ظهور بكند موقع ظهور حضرت است! شما اصلاً میدانید كه فردا زنده هستید یا نه؟! حالا بر فرض سفیانی هم ظهور كند، وقتی من نباشم برای من چه فایدهای دارد؟
لذا ما باید در این دنیا در صدد این باشیم که آن اهدافی كه در زمان ظهور حضرت بقیةالله ارواحنا فداه برای عامۀ مردم میآورند، ما آنها را در زمان غیبت انجام بدهیم و این مهم است. آنچه امام علیهالسلام با ظهور خود و با حضور خود بهعنوان تكلیف و بهعنوان نردبان برای فعلیت كمالات برای انسان میآورد، ما آنها را در زمان غیبت انجام بدهیم و منتظر ظهور حضرت نشویم. كلمات آن حضرت هست، بیانات آن حضرت هست، نامههایی كه آن حضرت نوشتهاند هست، سؤال و جوابها هست، از سایر ائمه علیهمالسلام هست، ما چیزی كم نداریم كه منتظر ظهور امام باشیم و خلاصه بخواهیم با ظهور امام نقایص خودمان را رفع كنیم. مگر این همه از بزرگانی كه در زمان غیبت به مقام ولایت و طهارت رسیدند منتظر ظهور شدند؟!
عمل به تکالیف موجب معیت با امام زمان
در تمام مدت عمر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ من یکبار نشنیدم كه ایشان در صحبتهایشان و در جلساتشان، دوستان و رفقایشان را با این مسائل تشویق كنند که حضرت چه موقع ظهور میكنند و در چه تاریخی خواهند آمد و... . تمام توجه و توجیه ایشان برای دوستان خودشان این بود که در این راستا متوجه عمل به تكلیف باشند. اگر این كار را انجام دادید با آن حضرت معیت دارید. یك روز یكی از دوستان از مرحوم آقا سؤال كرده بود و گفته بود: «آقا ارتباط شما با امام زمان علیهالسلام به چه نحو است؟»
البته جوابی كه ایشان به او دادند عرض میكنم اما مطلب بالاتر از این است، ایشان فرمودند:
مثل اینكه الآن من اینجا نشستم ـ ایشان طبقه بالا بودند ـ چطور بر افرادی که در طبقۀ پایین هستند و در منزل بازی میكنند، صحبت میكنند و حركت میكنند، احاطه و اشراف دارم و مواظب هستم كه كسی صدایش بلند نشود، تخطی نكند، شیطانی نكند و امثالذلك، امام علیهالسلام هم با من مثل همین است انگار در طبقه بالا نشستند و من در طبقۀ پایین و از آنجا بر من احاطه دارند.
البته این جوابی كه ایشان دادند مطابق با فهم او بوده است، و مسئله خیلی از اینها دقیقتر و بالاتر است. گفتهاند که ره چنان رو كه رهروان رفتند. ما با چشم خودمان دیدیم اینها که دائماً وعده به ظهور دادند از دنیا رفتند و به وعدههای خودشان هم نرسیدند، و از طرف دیگر هم نتایج افرادی را كه در مطالب و مسائل دیگر حركت كردند، دیدیم. حالا گروهی این و گروهی آن پسندند، دیگر این گوی و این میدان. گفت که گر گدا كاهل بود تقصیر صاحبخانه نیست! امام علیهالسلام موت و حیات ندارد، كوچك و بزرگی ندارد، غیبت و ظهور ندارد.
همینكه شما در روز چهاردهم و شب نیمهشعبان آمدید و در اینجا جمع شدید و حالا دیگر از باب قحطالرجالی و از باب تأسف و تأثر و بدشانسی دقایقی از عمرتان را در صحبت با ما گذراندید، این قضیه و این نیت شما كه شما را به اینجا آورده، چه كسی آورده است؟ چرا شما جای دیگر نرفتید؟ چرا مانند بقیۀ افراد به مسائل دیگر نپرداختید؟ این قضیه چیست؟ این امام علیهالسلام است، احاطۀ مقام ولایت به این میگویند كه بیاید و توفیق بدهد و راه بیندازد و حركت بدهد و انسان را ببرد. و در تمام لحظات و در تمام دقایق و در تمام خطورات، اول او را حاضر و ناظر ببینید و بعد آن حرفی را که میخواهید بزنید، آن قدمی را كه میخواهید بردارید، آن عملی را كه میخواهید انجام بدهید. میدانید چه میخواهم بگویم؟ اول وجود حضرت را در كنار خودتان حاضر ببینید مثل اینكه من الآن صحبت میكنم.
یك روز مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ این سؤال را از من كردند یا خودم به ایشان عرض كرده بودم ـ راجع به مسئلهای با ایشان صحبت میكردم ـ که آقا من وقتی كه با یك شخص صحبت میكنم اگر امام علیهالسلام هم اینجا در كنارم باشد همینطوری حرف میزنم، یعنی میخواهم اینطور باشم.
لزوم دیدن امام زمان علیهالسلام در کنار خود در هر عمل
این حالت حضور امام علیهالسلام را هركدام از ما در هر عملی كه میخواهیم انجام بدهیم باید در خودمان مشاهده كنیم، آنوقت شما ببینید اگر واقعاً افراد بخواهند به این مطلب عمل كنند چه اوضاعی پیش میآید؟! آیا دیگر كسی میتواند به كسی دروغ بگوید و تهمت بزند؟! آیا دیگر كسی میتواند نسبت به كسی نیت بد داشته باشد؟! همۀ اینها ازبین میرود. یك مدت امتحان كنیم، اگر بدی دیدیم كنار میگذاریم اما اگر نتیجۀ آن برایمان روشن و ملموس بود دراینصورت دیگر هیچوقت انسان عاقل و منطقی عمل راجح را ترك نمیكند.
تأکید اولیاء به احیاء شب نیمهشعبان
امشب شب نیمهشعبان و شب احیاء است و تمام اولیاء و بزرگان نسبت به احیاء امشب خیلی تأكید داشتند و خود مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم زمانی که در طهران بودند شبهای نیمهشعبان با دوستانشان احیاء میگرفتند ولی بعد كه به مشهد مشرف شدند دستور میدادند كه هر كسی در منزل خودش احیاء داشته باشد و یادم است كه خودشان در همین شب با همان دوستان خصوصی دعای كمیل میخواندند. دعای جوشن و دعای کمیل هم در این شب وارد است، دعای فرج برای ظهور آن حضرت هم وارد است. البته در دعای فرج وقتی انسان ظهور ظاهری را از خداوند متعال طلب میكند باید در وهلۀ اول ظهور باطنی را برای خودش طلب كند، مهم این است که ظهور باطنی برای انسان طلب شود حالا چه ظهور ظاهر باشد چه نباشد، همانطور كه در این مسئله روایاتی هم از امام صادق علیهالسلام داریم.1
درهرصورت احیاء امشب خیلی مستحب است و اینطور تصور نكنید كه حتماً تمام شب را بیدار باشید نه، برای رفع خستگی اشکال ندارد که مقداری استراحت كنید. خلاصه بدانید كه شب، شب بسیار مهمی است و نظیر امشب كم پیدا میشود و فرصت را ازدست ندهید كه جبران نمیگردد. امیدواریم كه ما را هم از دعا فراموش نكنید و این حقیر فقیر مسكین را هم مدّنظر داشته باشید. امیدواریم كه بهواسطۀ توجهات امام زمان علیهالسلام، عنایت و الطاف بیشائبۀ آن حضرت همیشه در دنیا و آخرت ممدّ و مؤید ما باشد.
اللَهمَّ صلِّ عَلی محمَّد و آلِ مُحمَّد