بررسی شخصیت معلّی بن خنیس و هشام بن حکم؛ آیا روایات نوروز معتبرند؟
در کتاب امامشناسی مرحوم علامه، از معلّی بن خُنیس به عنوان یکی از شیعیان ممتاز امام صادق علیهالسلام یاد شده است و تنها ایرادی که متوجه او دانستهاند، عدم تمکین از دستور امام در موضوعِ کشف سرّ است. آیا صرفِ همین نکته موجب میشود گفتار او از اعتبار خارج شده و مردود به شمار آید؟
از آنجا که یکی از راویان مهم احادیث مربوط به «نوروز» اوست، و با توجه به اینکه شما و مرحوم والد شما «نوروز» را بدعت دانستهاید، در این صورت باید چنین احادیثی را مردود دانست و معلّی را نیز راوی ضعیف محسوب کرد.
اکنون پرسش این است: اگر ملاک ضعف، تمرّد از دستور امام در یک مورد باشد، آیا باید هشام بن حکم را نیز ـ که نزد امام صادق ممدوح و نزد امام کاظم علیهماالسلام مورد غضب بوده است ـ راوی ضعیف بدانیم؟ حال آنکه چنین نظری در هیچ کتابی پذیرفته نشده است.
سرّ این تفاوت چیست؟ آیا اشکال از عالمان علم رجال در مورد هشام است یا نکته دیگری در میان است؟
با تشکر.
روایت نوروز جعلی است و ربطی به معلّیبنخنیس ندارد؛ بنابراین، اشکال از اصل، بیمورد خواهد بود.