/9
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه – ارتداد - جلسه اول

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدّس‌الله‌سرّه

  •  

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • یکی از مباحث بسیار مهم که امروز در جوامع، مخصوصاً در فرهنگ غرب و در جوامع غربی، نقطۀ ضعفی برای اسلام و برای احکام اسلامی به‌حساب می‌آید، مسئلۀ ارتداد است که خیلی از این نقطه‌نظر مطرح می‌شود. مخصوصاً بعد از تظاهراتی که جبهۀ ملّی دربارۀ قصاص و حد انجام داده بود و مسئلۀ ارتداد مطرح شد و مرحوم آقای خمینی حکم صادر کردند1 و دیگری بعد از قضیۀ تألیف کتاب معروف [آیات شیطانی] مطرح شد2 که طرح آن به‌نحو خیلی زننده‌ و موهنی احکام اسلامی را مورد سؤال قرار داد؛ به‌طوری‌که الآن این مسئلۀ ارتداد و مسئلۀ آزادی فکر و اختیار انسان در القاء مبانی مختلفه به‌عنوان یک اصل مهمّ قابل قبول جامعۀ بشری مطرح است و خود همین هم منطبق با ادلّه عقل و اختیار است. صرف‌نظر از ادلۀ شرعیه‌ای که داریم من‌با‌ب‌مثال در آیات داریم: ﴿قُلۡ فَلِلَّهِ ٱلۡحُجَّةُ ٱلۡبَٰلِغَةُ﴾،3 ﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾،4 ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا﴾،5 ﴿لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا مَآ ءَاتَىٰهَا﴾6و امثال‌ذلک از ادلۀ غیر قابل انکار که با توجه به مسئلۀ ارتداد و مسئلۀ انکار ضروری‌ای از ضروریات دین، این قواعد چه جایگاهی می‌توانند داشته باشند و چطور می‌سازند؟!

  • این مسئله‌ای است که از سابق مدّنظر بوده است و فقها هم راجع به آن، مطالب متفاوت و مختلفی داشته‌اند. من در این چند ماه اخیر با افراد عدیده‌ای صحبت می‌کردم؛ افرادی که از جاهای مختلف از خارج از کشور برای من نامه می‌دادند و هم افرادی که در خارج از کشور بودند و با آنها ملاقاتی داشته‌ام یا بعضی از دوستان که راجع به این قضیه با آنها صحبت می‌شد، دیدم خیلی مناسب است که این بحث را مطرح کنیم و تا حدودی که عقلمان می‌رسد و راجع به آن اطلاع داریم، این بحث را باز کنیم. البته بعضی‌ها در این زمینه خیلی جانب افراط را طی کرده‌اند و به‌مجرد ابراز یک نظریۀ مخالف، حکم به ارتداد و قتل و اعدام می‌کنند، بعضی‌ها هم در جانب تفریط، به‌طورکلی آزادی فکر و القاء نظره و رأی را به هر حدّ ممکن جایز می‌دانند و اصلاً مسئلۀ ارتداد را کأنّ مختصّ به برهۀ خاصی می‌دانند؛ یعنی در برهه‌ای که زمینه و ظرف، ظرف فکر و اندیشه نیست.

    1. صحيفۀ آیة الله خمینی، ج 14، ص 462:
      «... شما وكلايى هستيد در مجلس، محترميد، متدينيد؛ جدا كنيد حساب [خودتان‌] را از مرتدها. اينها مرتدند. جبهۀ ملى از امروز محكوم به ارتداد است.»
    2. صحیفۀ آیة الله خمینی، ج 21، ص 263:
      «بسمه تعالی‌
      ‌‌إنا لله و انا الیه راجعون
      ‌‌‌‌به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانی» که علیه‌‎ ‎‌اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، هم‌چنین ناشرین مطلع از‌‎ ‎‌محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که‌‎ ‎‌آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرئت نکند به مقدسات مسلمین‌‎ ‎‌توهین نماید، و هر کس در این راه کشته شود شهید است إن‌شاءالله. ضمناً اگر کسی‌‎ ‎‌دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی‌‎ ‎‌نماید تا به جزای اعمالش برسد.
       
      والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
      ‌‌روح الله الموسوی الخمینی»
    3. . سوره انعام (6) آیه 149.
    4. . سوره زمر (39) آیه 18. امام شناسى، ج ‌16ـ 17، ص 560:
      «پس (اى پيامبر) بشارت بده بندگان مرا آنان كه هر گونه گفتار را مى‌شنوند و از بهترين آن پيروى مى‌نمايند. آنان‌اند كسانى كه ايشان را خداوند هدايت كرده است و ايشان‌اند صاحبان عقل و درايت».
    5. . سوره بقره (2) آیه 286. رساله بدیعه، ص 31:
      «خداوند جز به قدر ظرفیت و استطاعت افراد تکلیف نمی‌نماید.»
    6. . سوره طلاق (65) آیه 7. معاد شناسى، ج ‌3، ص 56:
      «خداوند به صاحب نفسى تكليف ننموده است مگر به مقدارى كه از قدرت و توان به او عنايت نموده است.»

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

3
  • بیان نظریۀ اشتباه تغییر احکام در ازمنۀ مختلفه

  • اما در این زمان که به‌طورکلی زمان تفکر و برخورد و تصادم آراء است، می‌گویند که در این زمان دیگر مسائل فرق می‌کنند و احکام تفاوت پیدا می‌کنند، و این هم ‌مسئله‌ای است که امروزه مطرح می‌شود.

  • براساس این فکر و نظره احکام ارث تغییر پیدا می‌کند، به‌جهت اینکه این احکام در زمانی است که شوهر و مرد، متکفّل امور اهل و زوجه باشد اما در این زمان که خود نساء، در معامل و مصانع مشتغل می‌باشند، باید در این احکام تغییری داده شود.

  • غیر قابل تغییر بودن احکام اسلامی در ازمنۀ مختلفه

  • قطعی بودن تغییر حکم با تغییر موضوع

  • مسائل زیادی در این زمینه وجود دارند که مهم‌ترین آنها همین مسئلۀ ارتداد است. ما باید بیان کنیم که احکام اسلامی قابل تغییر نیستند. زمان سابق و زمان الآن، هیچ فرقی نمی‌کنند و اینها ـ کائناً ما کان ـ دائر‌مدار موضوع خودشان می‌باشند. البته با تغییر موضوع، حکم هم تغییر پیدا می‌کند و در این مسئله شکی نیست اما اینکه موضوع چه هست و کیفیتش چیست مسئلۀ دیگری است.

  • لذا درصدد این برآمدیم که این بحث را که خودش از قواعد فقهیه می‌باشد ابتدائاً مطرح کنیم. یکی از قواعد فقهیه قاعدۀ ارتداد است که در بعضی از کلمات آقایان هم به‌عنوان قواعد فقهیه ذکر شده است. حالا نمی‌دانم که آیا بحث مستقلی هم راجع به ارتداد شده است یا نه! درهرصورت این به‌عنوان یک قاعده ذکر شده و جزواتی هم در این زمینه نوشته شده است.

  • تلمیذ: پس فقهاء در این قاعده چیزی نوشته‌اند!

  • استاد: بله، افرادی از متأخّرین راجع به ارتداد نوشته‌اند. حتی من جزوات آنها را هم دارم. جزوۀ مختصری از آقای حاج شیخ محمدصادق سعیدی کاشمری که در مشهد فوت کرده‌اند دربارۀ ارتداد هست و اصل بیانشان همین بیاناتی است که دیگران هم مطرح کرده‌اند؛ اینکه انکار ضروری دین، موجب ارتداد است. یعنی مسئلۀ جدیدی نیست.

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

4
  • البته در نوشته‌ها، ازجمله همین مقالات مختلفی که در مجلاّت علمی یا حوزوی چاپ شده‌اند، اشاراتی به این مسئله شده است و من دیده‌ام؛ قاعدتاً شما هم باید دیده باشید.

  • تلمیذ: در قواعد فقهی این مسئله را مطرح نکرده‌اند.

  • بحث ارتداد، جزء قواعد فقهیه

  • استاد: نه، در آنجا نیست ولیکن این قاعده‌ای است که ما می‌توانیم این را جزء قواعد بیاوریم؛ چون با خیلی از جهات ارتباط پیدا می‌کند و فقط اختصاص به باب خاصی ندارد و همۀ موارد را می‌تواند استیعاب کند؛ مواردی که انطباق موضوع با آن شود، این مصداقش می‌شود.

  • تلمیذ: مسئله‌ای جنبی نسبت به ارتداد که اخیراً مطرح شده است، بحث جامعۀ اسلامی است که بعضی رفقا مطرح کرده‌اند که در بعضی‌ از جاها تبدیل به مشکلی شده است و از افرادی دفاع می‌کنند که این افراد، افکار باطل را در جامعه ترویج می‌کنند مثل سروش و امثال‌ذلک؛ یعنی از باب اینکه دین اسلام، دین سهله و سمحه است، در دفاع از اسلام با خیلی از کفار و زنادقه بحث می‌کردند، درحالی‌که این‌طور نیست که هر کسی در جامعه بتواند هر چیزی را ابراز کند. گفتم که آیا شما حاضر هستید که بر سر سفرۀ غذا سمی بگذارید و بگویید: «هرچه می‌خواهی بخور؟! یا غذای طیب و طاهر می‌گذارید؟!» حالا نمی‌دانم که آیا دفاع ما درست بوده است یا نه چون این آزادی هم که حضرات آقایان قبول دارند بر همین اساس است.

  • استاد: عرض کردم که حالا باید راجع به این مسئله صحبت کنیم.

  • تلمیذ: یعنی در جامعه چقدر شخص می‌تواند افکار خودش را مطرح کند؟ آن کسی که براساس فکر قدم برمی‌دارد، من‌باب‌مثال شخصی که عناد هم ندارد تا چه حدّ و اندازه می‌تواند افکار خودش را در اجتماع مطرح کند؟

  • حدّ بیان افکار شخصی در جامعۀ اسلامی

  • استاد: اگر طرح یک مسئله در جامعه موجب شود که افکاری دچار تردید شوند، وظیفۀ حکومت اسلام این است که از این طرح‌ها جلوگیری کند. اما اگر شخصی می‌خواهد افکار خودش را ـ هر فکری که دارد ـ در معرض قضاوت و فهم قرار دهد یعنی واقعاً شخص معاندی نیست و بحث عناد مطرح نیست، نمی‌توان از طرح افکار این شخص جلوگیری کرد بلکه اگر این مطلب، جا برای صحبت دارد باید برای هر کسی که می‌تواند مطرح کند.

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

5
  • تلمیذ: یعنی آیا می تواند در سطح عموم یا مرحله‌ای وارد شود؟ فردی هست که به او می‌گویند: «اگر می‌خواهید تحقیق کنید، اول با علماء بحث کنید اگر قانع نشدید، آن‌وقت مطلب را در عموم مطرح کنید.»

  • استاد: به‌طورکلی یک‌وقت قضیه‌ای به اصل دین و به کیان دین برمی‌گردد، یک‌وقت هم مسئله مربوط به فروعات و غیر این مسائل است که خلاصه خطری یک شخص را تهدید نمی‌کند. اگر به اصل قضیۀ دین برگردد، نمی‌توانیم به او آزادی بدهیم که با همه بحث کند بلکه باید در یک ‌سطح مختصّ به خود مطرح کند. اگر مطلبی است که به اصل دین برنمی‌گردد، صرفاً اظهار سلیقه‌ای است درقبال اظهار سلیقه‌ها، طرح و بحث آن اشکالی ندارد.

  • تلمیذ: آیا می‌توانیم به روایاتی که از خود ائمه علیهم‌السّلام است و یا سیرۀ ائمه در مقابله با زنادقه تمسک کنیم؟ چون در آن جامعه حکومت به‌دست آنها نبود.

  • استاد: منظور این است که طرح یک قضیه موجب شود افکار پایین و دنی و بسیط دچار اضطراب شوند.

  • تلمیذ: الآن این‌طور شده است. در خیابان‌ها با آنها برخورد می‌کنیم، لفاظی می‌کنند چون الفاظشان خیلی زیبا است. می‌گوییم: «حرف، چه دارید؟!» این افراد اشعار مولوی را با کلمات ظاهرپسند همین‌طور مثل نوار می‌گویند! با این شخص چه می‌توان کرد؟! خیلی کار دارد چون ذهنش آن طرف رفته است. گمانم به این آیه هم تمسک کردن شاید درست نباشد؛ ﴿ٱلَّذِينَ يَسۡتَمِعُونَ ٱلۡقَوۡلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحۡسَنَهُۥٓ أُوْلَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَأُوْلَٰٓئِكَ هُمۡ أُوْلُواْ ٱلۡأَلۡبَٰبِ﴾1 چون آیه یعنی مطالب باید صحیح ‌و سالم باشند آن‌وقت بهترین را انتخاب کنند نه‌اینکه از میان صحیح و سقیم انتخاب کنند.

  • استاد: نه، توجه کنید! بالأخره شخص در استماع، اول علم غیب ندارد تا اینکه ببیند که آیا این مطلب صحیح است یا صحیح نیست. انسان اول مطلب را می‌شنود بعد با ادلّه‌ای که مایز بین حق و باطل‌اند، بین حق و باطل تمیز می‌دهد.

    1. . سوره زمر (39) آیه 18. امام شناسى، ج ‌16 ـ 17، ص 560:
      «پس (اى پيامبر) بشارت بده بندگان مرا آنان كه هر گونه گفتار را مى‌شنوند و از بهترين آن پيروى مى‌نمايند. آنانند كسانى كه ايشان را خداوند هدايت كرده است و ايشانند صاحبان عقل و درايت.»

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

6
  • چکیدۀ حرف سروش؛ یک نوع رُنسانس دینی و پروتستانتیسم اسلامی

  • تلمیذ: چکیدۀ حرف سروش چیست؟

  • استاد: چکیدۀ حرف سروش یک نوع رُنسانس دینی و پروتستانتیسم اسلامی است. رُنسانس یعنی تغییر و تبدّل، کلمه‌ای فرانسوی است؛ یعنی تغییر و تبدّل یک مفهوم و حکم، مطابق با شرایط زمان و دگرگونی مفاهیم دینی، منطبق با شرایط زمان یا منطبق با تخیّلات و افکار شخصی.

  • در مسیحیت، اول کاتولیک‌ها بودند بعد پروتستان‌ها آمدند و یک تغییر و تحوّلی ایجاد کردند و یک آزادی به مسیحیت دادند و مردم را از این افکار مسیحیت و افکار غربی درآوردند و اسم اینها را گذاشتند پروتستان. در مقابل آنها کاتولیک‌ها بودند که به همان عقائد مسیحیت خیلی متمسک بوده و بر همان آیین پافشاری و حرکت می‌کردند. درمقابل اینها می‌گفتند: «به‌طورکلی هر کسی هر کاری دلش می‌خواهد می‌تواند انجام دهد و انسان در فعل آزاد است» ولی آنها (کاتولیک‌ها) می‌گفتند که انسان نمی‌تواند هر کاری انجام دهد بلکه باید برطبق قواعد مسیحیت، ولو مخالف با عقل باشد عمل کند. آن‌وقت نظریۀ سروش همین است. ایشان می‌گویند که مفاهیم دینی، یک مفاهیم ثابت و لا یتغیّر نیست بلکه مفاهیم دینی عبارت است از مفاهیمی که در هر زمان، معنایی را به‌دست مخاطب می‌دهند و ممکن است در یک زمان، مفاهیم دینی دارای خصوصیاتی باشند و الآن دارای خصوصیات دیگری باشند؛ من‌باب‌مثال جنّ، در زمان سابق به‌معنای یک موجودی در مقابل انسان بود اما الآن که میکروب کشف شده است چون میکروب ریز و مخفی و نامرئی است، بر میکروب هم جنّ اطلاق می‌شود و آن احکامی که مبتنی بر این عنوان هستند، تغییر و تبدّل پیدا می‌کنند. من‌باب‌مثال می‌گفتند: «دستتان را بشویید، والاّ با اجنّه تماس پیدا می‌کنید» الآن می‌گویند: «دستتان را بشویید تا با میکروب تماس پیدا نکنید». یعنی چون میکروب در آن زمان معرفی نشده بود، این مفهوم به یک معنا و موجود غیرانسانی تعبیر می‌شد ولی الآن چون این مفهوم مشخّص و معرفی شده است، عنوان جن بر عنوان میکروب منطبق است. به این می‌گویند: «تغییر و عدم ثبات مفاهیم دینی» که اصل تمام این اوضاع و این برنامه‌ها بر این اساس است.

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

7
  • مهم‌ترین و بالاترین اشکال وارد بر نظریۀ سروش

  • مهم‌ترین اشکالی که بر این نظریه وارد می‌شود یعنی بالاترین اشکال این است که ما نباید قائل به ثبات در مفاهیم دینی باشیم. به‌طورکلی ما باید به لا ثباتی در هر مفهومی معتقد باشیم یعنی اصلاً مفهومی وجود ندارد. من‌باب‌مثال هر شخصی از آب یک مفهوم برداشت می‌کند؛ شما از آن، آب می‌فهمید و این آقا از آن، نان می‌فهمد و دیگری از آن، چغندر می‌فهمد و... ، ولی باید بگوییم که خود آب در لغت به هیچ معنایی نیست. یک‌وقت می‌گوییم که این واضع که «آب» را در لغت آورده است، چه معنایی دارد؟ اینکه الآن در کتاب نوشته شده است: «آب»، به چه معنا است؟ حالا اینکه ما چه می‌فهمیم بحث دیگری است. اما اینها می‌گویند که آب اصلاً هیچ معنایی ندارد، آب در کتاب معنا ندارد. یعنی حرفشان این است؛ اگرچه می‌گویند: منظورمان این نیست. آن‌وقت دیگر در این زمینه به مسائلی متمسّک می‌شوند.

  • تلمیذ: منظورشان این است که شرایط زمان و مکان، وحدت رویه می‌آورد. یعنی معنای آب، یک معنا است ولی صد سال قبل معنای دیگر و دویست سال قبل یک معنای دیگر داشته است.

  • استاد: بله، اشکال ندارد ولی صحبت در این است که اگر متکلمی در هزار سال پیش لغت آب را به‌کار برد، آیا ما باید معنای الآن را از آن بفهمیم یا معنای هزار سال پیش را؟! اینها می‌گویند که اگر متکلمی در هزار سال پیش گفت: «به من آب بدهید»، ما باید همین را بفهمیم که الآن می‌فهمیم؛ یعنی چغندر بده!

  • تلمیذ: این هم منافات ندارد مثل این می‌ماند که در هزار سال قبل یکی بگوید که وقتی می‌خواهید مطالعه کنید چراغ را روشن کنید.

  • استاد: آن معنا عام است. توجه کنید! آن الفاظ آن است که می‌گوییم دلالت بر معنای عام می‌کند، آیا صحیح است که بگوییم در آن‌ وقت که می‌گفتند: «چراغ را روشن کنید»، الآن یعنی چراغ را خاموش کنید؟! اینکه صحیح نیست، این معنای متناقض است! ما می‌خواهیم بگوییم که این عبارتی که در هزار سال پیش به‌کار برده شده است، در آن موقع چه معنایی داشته است؟ آیا معنایش معنای برق بوده و شخص نمی‌فهمیده یا اینکه مثلاً معنایش چراغ روغنی بوده است؟! ما می‌گوییم این معنا در آن‌وقت دلالت بر چراغ روغنی می‌کرد اما یک مسئلۀ دیگر هم داریم و آن اینکه الفاظ دلالت بر معانی عامّه می‌کنند، واضع برای معنای عام وضع کرده است. حالا اگر واضع واقعاً برای همین معنای خاص، وضع کرده باشد دراین‌صورت چه می‌گویید؟! وقتی واضع آن را برای معنای آب وضع کرده است، دیگر معنا ندارد که ما آن را به‌معنای نان و خبُز سرایت دهیم! صحبت و اشکال این است و حرف این افراد این مطلب است.

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

8
  • تلمیذ: پس این مطلب مثلاً مسئلۀ حجاب و ارث بین زن و مرد را هم دربرمی‌گیرد؟!

  • استاد: بله، می‌گویند که ارث در آن موقع یک‌طور بوده و الآن باید قائل بالمناصفه شد؛ چون زمان عوض شده است، برداشت‌ها عوض شده است، این احکام برای آن زمان بوده است و الآن به‌نحو دیگری است یا مسئلۀ ثواب و عقاب اصلاً به‌نحو دیگری است و به‌طورکلی اصلاً فرق کرده‌اند.

  • تلمیذ: آیا خودشان این نتایج را از آن می‌گیرند و تصریح می‌کنند؟!

  • استاد: بله، من‌با‌ب‌مثال یکی از مسائلی که انحراف جدّی است و ایشان مطرح می‌کند این است: «روایاتی که ما از ائمه علیهم‌السّلام داریم، مربوط به آن زمان بوده است اما الآن دیگر این روایات از حجّیت ساقط می‌شوند چون شرایط زمان و مکان، موجب تحول مفهومی در تحلیلات ذهنی می‌شوند بنابراین دیگر روایات الآن از درجۀ اعتبار ساقط هستند!»1 این مطلب ایشان، کم چیزی نیست!

  • تلمیذ: پس باید در مورد آیات هم همین‌طور باشد!

  • استاد: آن هم همین‌طور است. بله، در مورد آیات هم همین را می‌گوید و آیات را هم ساقط می‌کند. مسئلۀ دیگر که در اینجا مطرح می‌شود این است که این علم با آن وسعتی که دارد، یک فقیه نمی‌تواند بر همۀ مسائل اطلاع پیدا کند، لذا ممکن است که یک نفر از نقطه‌نظر اطلاع بر موضوعات از یک فقیه جلوتر باشد. بنابراین انحصار فتوا در فقیه به‌طورکلی ازبین می‌رود. اینها تبعاتی است که بر این قضیه مترتب می‌شوند. می‌گوید: «الآن یک نفر که به مسائل امروزی وارد است، از یک فقیه واردتر است»! یعنی درواقع او باید فتوا بدهد، نه یک فقیه که از مسائل پزشکی و طبیعت و علوم امروزی اطلاع ندارد. او نمی‌تواند فتوا بدهد چون فتوا باید منطبق باشد با وسعت اطلاعاتی که یک شخص همۀ جوانب را درنظر بگیرد. بنابراین، این فتوا و اجتهادی که تابه‌حال بوده است ازبین می‌رود.

  • تلمیذ: لازمۀ کلامش این است که اصلاً در خارج یک عالمی که تمام علوم را داشته باشد و درعین‌حال فتوا هم بدهد تحقق پیدا نکند؛ یعنی با فرض خودش، خودش هم باید کنار برود و اظهارنظر نکند!

    1. . مصدر در حال بررسی. (کیهان فرهنگی در کتب حضرت علامه روحی فداه ادرس خورده)

طرح بحث ارتداد و نگرش جوامع غربی به این حکم الهی - جلسه ۱

9
  • استاد: بله، همین‌طور است! آن‌وقت دیگر بحث‌های فنی در اینجا مطرح می‌شود؛ مثلاً ایشان مطرح می‌کند که همۀ اشیاء با همۀ آنچه که در عالم وجود دارند باهم ارتباط دارند. بنابراین مسئلۀ دین ما هم خارج از اشیاء نیست و هر چیزی در هر جا اتفاق بیفتد در دین هم تأثیر می‌گذارد. همان مسئلۀ پارادُکس است که می‌گویند: انعکاس قضایا در یکدیگر و تأثیرپذیری قضایا از یکدیگر.

  • دو اشکال در اینجا مطرح می‌شوند:

  • اوّلاً: آیا نفس همین نظریه‌ای که شما می‌دهید، خودش مشمول همین قاعده است یا نه؟! یعنی همین نظریۀ شما قابل استناد نیست. چون خود شما بر همۀ مسائل اطلاع ندارید.

  • ثانیاً: اینکه باید بگوییم: همین نظریه هم با گذشت زمان دستخوش تغییر می‌شود. بنابراین هیچ چیز ثابتی وجود ندارد!

  •  

  • اللهم صلّ علیٰ محمد و آل محمد