22

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟

تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

14208
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

ناصبی در روایات همیشه به معنای دشمن آشکار اهلبیت نیست؛ تشخیص کاربرد این واژه در فهم حکم اعاده حج نقش دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را با تفاوت روایات وجوب و استحباب اعاده آغاز میکند و سپس روایت برید را درباره عبادات پیش از شناخت ولایت توضیح میدهد. در ادامه، میان فرد ناآگاه، مخالف پایبند به مذهب خود و کسی که به اهلبیت دشنام میدهد یا با آنان دشمنی میکند تمایز میگذارد. تعبیر ناصب متدین به التزام فرد به اعتقاد خودش اشاره دارد و به معنای پذیرش دین حق نیست. نمونههایی از احترام و محبت مخالفان به اهلبیت، این تفاوت را روشن میکند. مقایسه شافعی با ابوحنیفه نیز برای توضیح مرز مخالفت و دشمنی مطرح میشود. مسیر بحث به تفکیک نصب عام از نصب خاص میرسد تا احکام ویژه دشمنی به هر مخالف مذهبی تعمیم داده نشود.

/9
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهل‌بیت است؟

  • تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه بیست و دوم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • دو معنای ناصب در روایات و حکم اعاده حج

  • راجع به روایاتی که مربوط به نصب بود، عرض شد که دو دسته روایات داریم: دستۀ اول، روایاتی که ظهور بر اعادۀ به‌نحو وجوب دارد و دستۀ دوم، روایاتی ( از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام ) که راجع به استحباب اعاده است. همچنین عرض شد که با توجه به موارد استعمال ناصب در آن زمان، به‌نظر می‌رسد که نصب به دو معنای عام و خاص اطلاق می‌شده است که در معنای عامش به‌معنای هر مخالفی بوده است، سواءٌ کانَ سابّاً أو غیرسابٍّ.

  • ناصب متدین و استحباب اعاده حج

  • در بعضی از روایاتی که در مورد نصب می‌باشد، آمده است: «ناصبٌ متدیّنٌ»؛ یعنی شخص دین‌دار است و حضرت در این مورد می‌فرمایند: «بهتر است که حجش اعاده شود»، «یقضی أحب إلی.» شکی نیست که مقصود از این عبارت در این مسئله، وجوب نیست.

  • اینکه امام می‌فرمایند: «انّی لاکرَهُ؛ از آن حجی که انجام داده کراهت دارم.» یا «اکرَهُ»، یعنی «خوشم نمی‌آید.» یا «و لو حج لکان أَحبَّ الیّ؛ دوست دارم که دوباره حجش را تکرار کند.» حکایت از این می‌کند که آن حج، نزد پروردگار مقبول نبوده است؛ چون اگر این حج در نزد پروردگار مقبول بود ( ولو مقبولیّت کم؛ یعنی مثلاً اگر مصلحت در یک حج مقبول و تامه، صددرصد است، البته صددرصد عادی، نه آن صددرصدی که حجّ اولیاء است، او شصت درصد تدارکِ مصلحت کرده است ) دیگر امام نمی‌فرمود: «لاکرَهُ ذلک الحج.»

  • روایت برید درباره حج و عبادات پیش از ولایت

  • روایتی در جلسۀ قبل بیان شد:

  • عن بُرَید بن معاویة العجلی قال: سألت اباعبدالله علیه‌السلام: «عن رجل حج و هو لا یعرف هذا الامر ثم من الله علیه بمعرفته و الدَّینُونة به علیه حجة الاسلام؟ أو قد قضی فریضته؟» فقال: «قد قضی فریضة و لو حج لکان أَحبَّ الی.»

  • قال: و سألته: «عن رجل و هو فی بعض هذه الاصناف من أهل القبلة ناصب مُتَدَین ثم مَنَّ الله علیه فعرف هذا الامر یقضی حجة الاسلام؟» فقال: «یقضی أحب إلی.» و قال: 

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

3
  • «کل عمل عمله و هو فی حال نصبه و ضلالته ثم من الله علیه و عرفه الولایة فانه یؤجر علیه إلا الزکاة فانه یعیدها؛ لانه وضعها فی غیر مواضعها؛ لأنها لأهل الولایة و اما الصلاةُ و الحجُ و الصیامُ فلیس علیه قضاء.»1

  • تفاوت مخالف عامی با پیرو معتقد مذهب

  • بُرید در این روایت از دو دسته سؤال می‌کند:

  • یک دسته، افراد عادی که الآن هم هستند و نمی‌دانند که فرق بین اهل‌بیت و غیر اهل‌بیت چیست؛ اینها عوامی هستند که اصلاً توجهی به این مسائل ندارند و التزام به ولایت ندارند و برایشان تفاوت نمی‌کند. حضرت می‌فرماید: «اگرچه حج را به‌جا آورده است، ولی من بیشتر دوست دارم که اعاده کند.»

  • دستۀ دوم، جزء اهل تسنن هستند و روی مکتب و مرامشان پافشاری دارند، ولکن متدیّن هستند.

  • پس معلوم می‌شود که مقصود از ناصب دستۀ دوم، مخالف است و این مخالفتش از دستۀ اول قوی‌تر است؛ یعنی آدمی است که روی مرام و مکتب خودش که مرام اهل تسنن است، محکم است. حالا یا جزء افراد سلطنت و حکومت است که جنبۀ مخالفت دارد یا اینکه جزء همین افراد ابوحنیفه و نحلۀ این اشخاص است که روی مرام خودش محکم است. معنای نُصب در اینجا به‌معنای محکم بودن در مکتب خودش می‌باشد؛

  • به‌خلاف دستۀ اول که «لا یَعرِفُ هذا الأمر»، یعنی آدمی عامی است که اصلاً هیچ چیزی نمی‌فهمد؛ نه می‌فهمد شیعه یعنی چه و نه می‌فهمد سنّی [به چه معناست]؛ نه می‌فهمد عُمَر کیست و نه علی [را می‌شناسد]!

  • حضرت در مورد هر دو دسته می‌فرماید که: «یقضی احبُّ الیه.» پس معلوم می‌شود که نظر حضرت این است که بهتر است حج را قضا کنند. این روایت به طریق دیگری هم نقل شده و هر دو یک روایت است.

  • پرسش از معنای تدین در تعبیر ناصب متدین

  • تلمیذ: این متدیّن‌ها متدیّن به نُصب هستند؟! یعنی هیچ متعلَّقی به غیر از نصب ندارند. درواقع دینش همان نصبش است، طریقه و روشش همان نصب است. در اینجا این افراد را می‌توانیم به سه دسته تقسیم کنیم:

    1.  تهذیب الاحکام، ج ۵، ص ۹؛ وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۶۱؛ مرحوم مجلسی در باب این روایت در کتاب ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار، ج ‌۷، ص ۱۹۶ می‌فرماید:
      «الظاهر أنه سأل أولا عن المخالف و ثانیا عن سائر فرق الشیعة غیر الإمامیة.»
      همین‌طور در کتاب روضة المتقین، ج ۵، ص ۳۰، در توضیح «ثمَّ من الله علیه بمعرفته» می‌فرماید: «أی معرفة هذا الأمر الذی هو الائتمام بالأئمة الطاهرین علیهم السلام.» و در مورد کلمۀ «الدینونة» می‌فرماید: «أی التدین.»
      همین‌طور در کتاب مناهج الأخیار، ج ۳، ص ۳۰۸، در مورد این روایت آمده است:
      «أما السّند فهو صحیح؛ امّا المتن فلأنّه یدلّ علی وجوب اعادة الحج للمخالف ناصبیّا کان او غیر ناصب مع انّ النّاصب محکوم بکفره و الکافر لا یصحّ منه العبادة و قد یمنع کلّیّة الکبری ان ارید ما یشمل مظهر الشّهادتین و ربّما نزل النّاصب فی الرّوایة علی المخالف خاصّة لکنّه خلاف الظّاهر.»

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

4
  • دستۀ اول که اصلاً هیچ معرفتی ندارند.

  • دستۀ دوم، همین «ناصبٌ متدیّنٌ».

  • دستۀ سوم هم افرادی که در روایت معاویه، امام علیه‌السلام در موردشان می‌فرمایند که اصلاً اعاده کنند.

  • استاد: خیر، منظور از «ناصبٌ متدیّنٌ» تدین به حق نیست؛ چون اگر تدیّن به حق داشته باشد، دیگر نُصب معنا ندارد. متدیّن در اینجا یعنی «معتقدٌ»؛ اگرچه ناصب است، اما اعتقاد دارد و اعتقادش از روی عقل و نیّت و از روی قصد و... و دشمن نیست. [به بیانی دیگر،] مخالفت و ناصبی بودنش از روی دین و از روی اعتقاد است، نه از روی لج و لجبازی و غرض و امثال‌ذلک؛ چون اگر این‌گونه باشد، به آن سابّ می‌گویند.

  • ناصب ساب و روایات دشمنی با اهل‌بیت

  • حضرت دربارۀ ناصبی‌ای که سابّ است می‌فرمایند: «أنجسَ من الکلب.»1 در این قضیه روایت زیاد است؛2 در روایتی آمده است: «فإن الله تبارک و تعالی لم یَخلُق خلقاً أنجسَ من الکلب و إنَّ النّاصبَ لنا أهل‌البیتِ لأنجسُ منه.» معلوم است که منظور از این روایات «ناصبٌ متدینٌ» نیست.

  • سه دسته ناصبی و مرز مخالفت با دشمنی

  • دستۀ اول ناصبی، عوامی است که اصلاً هیچ نمی‌فهمند.

  • دستۀ دوم که «ناصبٌ متدینٌ» است، معنایش این است که به‌خاطر مخالفتش ناصبی است؛ پس با دستۀ اول فرق می‌کند. این دستۀ دوم افرادی هستند که در مکتبی هستند و بر آن مکتب پافشاری هم می‌کنند و محکم هستند، ولیکن مؤدب هستند. شخص باادب و باتربیتی است و به اهل‌بیت علیهم‌السلام هم احترام می‌گذارد، ولکن خودش جزء مخالفین محکم و استوار است. «متدیّن» یعنی «مُلتزمٌ»، مُلتزم به اعتقاد خودش است، نه متدین به دین حق؛ زیرا اگر متدین به دین حق بود، دیگر نُصب معنا نداشت.

  • تشرع و التزام مذهبی در مخالفان مؤدب

  • تلمیذ: آیا به معنای متشرّع بودن است؟

  • استاد: بله، همان معنای التزام و تشرّع و امثال‌ذلک را می‌دهد؛ یعنی بر عقیدۀ خودش ایستاده و این کار را می‌کند. عقیدۀ خودش لزوماً فحش دادن به امام صادق علیه‌السلام نیست، بلکه عقیدۀ خودش خلافت عُمر است، عقیدۀ خودش فتوای ابوحنیفه است، عقیدۀ خودش فتوای شافعی و حنبل است. طبق عقیدۀ خودش رفتار می‌کند، ولکن امام صادق و امام باقر علیهماالسّلام را می‌شناسد، اهل‌بیت را می‌شناسد، تمام اینها را می‌شناسد، اما درعین‌حال این مکتب را اختیار کرده است.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱، ص ۲۲۰:
      عن عبدالله بن أبی‌یَعفورٍ عن أبی‌عبدالله علیه‌السّلام فی حدیثٍ قال: «... فإن الله تبارک و تعالی لم یَخلُق خلقاً أنجسَ من الکلب و إنَّ النّاصبَ لنا أهل‌البیتِ لأنجسُ منه.»
    2.  علل الشرایع، ج ۲، ص ۶۰۱؛ وسائل الشیعة، ج ۲۸، ص ۲۱۶؛ بحار الأنوار، ج ۲۷، ص ۲۳۱:
      عن داوُد بنِ فَرقَدٍ قالَ: قُلتُ لأَبی‌عَبداللهِ علیه‌السَّلامُ: «ما تَقولُ فی قَتلِ النّاصبِ؟» قالَ: 
      «حلالُ الدَّمِ، لکِنّی أتَّقی عَلیکَ؛ فَإن قَدَرتَ أن تَقلِبَ عَلیهِ حائطاً أَو تُغرِقَهُ فی ماءٍ لِکَیلا یُشهد بهِ علیکَ، فافعَل.»

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

5
  • زهری و هشدار امام سجاد درباره همکاری با خلافت

  • از این افراد هم خیلی بودند و حتی در میانشان افراد عالم هم بودند! به عالم که دیگر نمی‌گویند: «لا یعرف هذا الأمر.» افراد عالمی که جزء مخالفین ائمه بودند و برای خودشان مکتب داشتند، ولی درعین‌حال از امام تعریف هم می‌کردند، مثل عمرو بن عبید.1 در زمان ائمه علیهم‌السلام بعضی از افراد بودند که اصلاً جزء رهبران معتزله و اشاعره بودند و یا از رهبران مکاتب مختلف، مثل صوفیه بودند که در مقابل اینها آمده بودند؛ یا امثال محمد بن مسلم زُهری2 که برای خود شخصیتی بود و او کسی بود که امام سجاد علیه‌السلام به او نامه می‌دهد و می‌گوید:

  • «تو خیال کردی که کار آن دنیا را چیده‌ای؟! تمام اینها آمدند و امثال تو را آوردند و گردن تو را پل قرار دادند تا به دنیای خودشان برسند!3»

  • این نامه‌ای را که امام سجاد علیه‌السلام به محمد بن مسلم زُهری نوشته‌اند، مطالعه کنید و ببینید که اصلاً این شخص چه مرد بزرگی است! چنین افرادی در دستگاه خلافت بودند! درعین‌حال هیچ‌وقت محمد بن مسلم زهری به امام صادق یا به امام سجاد علیهماالسّلام، نعوذبالله اهانت نمی‌کرده است، بلکه کاری به ائمه نداشتند. و ما نمی‌دانیم علت کار او و امثال او، غلبۀ هوای نفس بوده و یا دستگاه خلافت اینها را خریده بودند؟!

  • نمونه‌های معاصر ناصب متدین در اهل تسنن

  • مگر الآن این‌گونه نیست؟! همین مطلبی که الآن هست، آن موقع هم بوده است؛ مثلاً در همین شهرها و کشورهای سعودی از این‌طرف و آن‌طرف علماء را می‌گیرند و همه را در تحت لواء خودشان در می‌آورند و می‌خرند، ولکن این علما اگرچه به‌دنبال عُمر هستند، ولی به امیرالمؤمنین علیه‌السلام اهانت نمی‌کنند؛ البته در بینشان افرادی هم پیدا می‌شوند که اهانت می‌کنند.

  • الآن خیلی از این علما که در سعودی هستند، مصداق «ناصبٌ متدینٌ»اند؛ به اهل‌بیت اهانت نمی‌کنند، حتی به آنها «کرّم الله وجهه» می‌گویند، به امام جعفر صادق علیه‌السلام احترام می‌گذارند، ولیکن عالم هستند و از اهل تسنن هم حمایت می‌کنند و آن را تبلیغ می‌کنند، ولی ناصبی به‌معنای سابّ نیستند؛ البته در بعضی از کشورها مثل یمن، لیبی، اردن و فلسطین، افرادی پیدا می‌شوند که ناصبی به‌معنای سابّ‌اند.

    1.  البدایه و النهایه، ج ۱۰، ص ۸۴:
      «و هو عَمرو بنُ عُبَید بن ثوبان و یقال ابن کیسان، التیمی مَولاهُم أبو عثمانَ البَصریُّ، مِن أبناءِ فارِس، شَیخُ القَدَریَّة والمُعتَزلةِ.»
    2.  رساله بدیعه، ص ۲۱۲:
      «زُهری ( به ضمّ زاء و سکون هاء ) اسمش أبو بکر محمّد بن مسلم بن عبیدالله بن عبدالله بن حارث بن شهاب بن زهره بن کلاب است. وی دانشمندی معروف و اهل مدینه و تابعی است. وی صحبت ده نفر از صحابه پیغمبر را ادراک کرده است و علماء اهل تسنّن او را ستوده و بسیار مدح نموده‌اند. گفته شده: علم فقهاء هفتگانه را در حفظ داشت و بسیاری از علماء حدیث از وی روایت کرده‌اند. و اما علماء شیعه بعضی او را ستوده و بعضی مذمّت کرده‌اند.»
      جهت اطلاع بیشتر به کتاب الکنی و الالقاب، ج ۲، ص 301و سفینة البحار، ج ۳، ص ۵۵۱ رجوع شود.
    3.  تحف العقول، ص ۲۷۴؛ بحار الأنوار، ج ۷۵، ص ۱۳۱.

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

6
  • تطبیق روایت برید بر مخالفان احترام‌گذار

  • در عبارت دوم روایت که بُرَید می‌گوید:

  • و سَألتُهُ: «عن رَجُلٍ حَجَّ و هو فی بَعض هذه الأصنافِ مِن أهلِ القبلةِ ناصبٍ مُتَدیِّنٍ ثُمَّ مَنَّ اللهُ علیه فعَرفَ هذا الأمرَ یَقضی حَجَّةَ الإسلامِ؟» فقالَ: «یَقضی أحَبُّ إلیَّ.»1

  • منظور همین دسته هستند، نه آنها که می‌گویند: «روز عاشورا، روز عید است!» یا می‌گویند: «شیعه مهدورالدم است!» اینها سابّ‌اند [و مشمول آن دستۀ سوم هستند]. از علمای [اهل تسنن] هستند که به اهل‌بیت علیهم‌السلام احترام می‌گذارند، به شیعه هم احترام می‌گذارند، مثل علمای سعودی که مصداق «ناصِبٍ مُتَدَیِّنٍ»اند. بنده هم با خیلی از آنها صحبت کرده‌ام. در سوریه هم بسیاری از این ائمه جماعات هستند که بهترند [و بیشتر از سعودی‌ها به شیعیان احترام می‌گذارند].

  • محبت اهل‌بیت در میان اهل تسنن

  • خیلی از علمای ترکیه که جزء وزارت اوقاف هستند، محبّ اهل‌بیت علیهم‌السلام هستند، ولیکن مخالف‌اند؛ حالا یا حنبلی و یا حنفی هستند. این‌طور نیست که هر کسی که از عامه باشد، حتماً باید [به شیعه] فحش بدهد. در مصر اصلاً به محبت اهل‌بیت معروف‌اند و من با عده‌ای از آنها که الآن سنّی هم هستند، صحبت می‌کنم؛ اصلاً اسم بچه‌هایشان را علی و فاطمه و حسن و... می‌گذارند!

  • روایت سفر ترکیه و پیوند با امام سجاد

  • دو سه سال پیش با رفقا سفری به ترکیه داشتیم. در آنجا عده‌ای سنی بودند که اصلاً خودشان را ازنظر طریقت به امام سجاد علیه‌السلام منتسب می‌دانستند و می‌گفتند: «ولیّ ما، امام ما، امام سجاد علیه‌السلام است.» و ادعیۀ صحیفه سجادیه را می‌خواندند و حفظ بودند.

  • من به رفقا گفتم که: «اینها جز ”اشهد انّ علیا ولی‌الله“ چیز دیگری از ما کم ندارند!» دست‌بسته هم نماز می‌خواندند، مهر نمی‌گذاشتند، ولی بااین‌حال ما هم به آنها اقتدا کردیم؛ منتها ما کاغذ و چیز دیگری به‌عنوان مهر استفاده کردیم و خیلی هم از ما خوششان آمد و خیلی پذیرایی کردند و خیلی محبت کردند و با آنها به‌واسطۀ مترجم صحبت کردیم.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۶۱.

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

7
  • به این افراد می‌توان گفت: «ناصبٌ متدینٌ». اگرچه ناصبی هستند، یعنی مخالف هستند، ولی متدیّن هستند و در مرام و اعتقاد خودشان دین دارند و از روی بی‌دینی ناصبی نیستند. آنهایی که فحش می‌دهند، از روی بی‌دینی فحش می‌دهند و باید به آنها گفت: «ناصبٌ غیرمتدیّن». اما اینها تدیّن دارند؛ یعنی از روی تشرّع و از روی فهمشان نسبت به حقانیّت، آن دین را پذیرفته‌اند، ولی درعین‌حال مخالف هستند و امام علیه‌السلام در مورد این افراد می‌فرماید: «یَقضی أحَبُّ إلیَّ.»

  • معیار دشمنی در تشخیص ناصب خاص

  • دستۀ سوم ناصبی‌ای است که حضرت در موردش می‌فرماید: «انجَسُ من الکلب.» حضرت به ناصبی دستۀ دوم نمی‌گوید: «انجَس من الکلب.» یعنی آیا واقعاً اگر امام با یکی از این افراد برخورد کند، می‌گوید: «انجَس من الکلب»؟! در مصر افرادی هستند که اسم بچه‌شان را فاطمه و علی می‌گذارند و یا حسن و حسین و زینب می‌گذارند؛ در آنجا این اسامی خیلی رایج است.

  • بنت الشاطی و مقایسه حضرت زینب با عایشه

  • همین عایشه بنت الشاطی که پدرش نذر کرده بود اگر دختری بعد از این به دنیا آمد، نامش را زینب بگذارد. [بعد از به دنیا آمدن خواهرش، پدرشان اسم خواهرشان را زینب می‌گذارد.] بعد از این نام‌گذاری، او شروع به تحقیق در مورد حضرت زینب ( سلام‌الله علیها ) می‌کند و متأثر از همین، کتابی را به نام زینب بطلة کربلا می‌نویسد.

  • او در بخشی از این کتاب بین حضرت زینب ( سلام‌‌الله علیها ) و عایشه مقایسه کرده است؛ مثلاً اینکه حضرت زینب به حمایت از برادر و دین برخاسته بود، ولی عائشه برای شوراندن مردم و برخلاف دستور اسلام که به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دستور می‌دهد: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾1 حرکت کرده بود. خلاصه اینکه در این کتاب تمام اعمال آن دو را با هم مقایسه کرده است!2 حالا آیا حضرت به این عایشه بنت الشاطی می‌گویند: «أنجس من الکلب»؟! اصلاً چنین چیزی معقول است؟!

    1.  سوره الاحزاب (۳۳)، آیه ۳۳؛ امام شناسی، ج ‌۱۳، ص ۱۰۹:
      «و در خانه‌های خود مستقر باشید!»
    2.  زینب قهرمان کربلا، ص ۴۵.

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

8
  • پرسش از ناصب و دو کاربرد عرفی نصب

  • شخصی از امام علیه‌السلام می‌پرسد: «ناصب کیست؟» مگر خودش عرب نیست؟! مگر در میان اجتماع نیست؟! مگر معنای ناصبی را نمی‌فهمد؟! پس چرا می‌پرسد؟! وقتی که ما به مجموع موارد استعمال نصب در آن موقع نگاه می‌کنیم، معلوم می‌شود که معنای ناصبی در یک معنای عام بوده است و به دو مورد ناصب اطلاق می‌شده است: یک مورد اینکه شخص سابّ است و امام علیه‌السلام این ناصب سابّ را به «ناصب لنا العداوة»1 تفسیر می‌کنند؛ یعنی کسانی که اصلاً بر عداوت اقدام می‌کنند، مثل ابوحنیفه، یحیی بن اکثم و قاضی‌هایی مثل ابویوسف قاضی.

  • شعر شافعی و تفاوت او با دشمنان اهل‌بیت

  • ولی آیا شافعی، مصداق برای ناصب است یا نه؟! شافعی که اشعاری راجع به اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد و واقعاً اشعارش خیلی عالی است! مثلاً راجع به امیرالمؤمنین علیه‌السلام شعر 

  • «من لم یُصّلِ علیکم لا صلاة لَهُ»2

  • و امثال‌ذلک را بیان می‌کند. آیا امام صادق علیه‌السلام به شافعی، ناصب اطلاق می‌کنند و می‌گویند: «نصب لنا العداوة»؟! نه، نمی‌گویند. آیا مصداق این دسته از نصب است؟!

  • ابوحنیفه و نمونه‌های مخالفت خصمانه

  • ابوحنیفه بله، مصداق بارز «نصب لنا العداوة» است؛ زیرا او آدم خیلی بی‌ادب و بی‌تربیتی بوده است و خیلی به امام صادق علیه‌السلام جسارت می‌کرده است! وقتی که به حضرت می‌رسید، به‌ظاهر تواضع می‌کرد و به‌خاطر اینکه از چشم بعضی‌ها نیفتد، می‌گفت: «من دو سال نزد حضرت بودم.»3 ولی پشت سر امام صادق علیه‌السلام می‌گفت: «او هیچ‌چیز نمی‌فهمد، او سواد ندارد، او هیچ ندارد!»

  • وقتی که روایتی از امام صادق علیه‌السلام به گوشش می‌رسید، مسخره می‌کرد و عبارت‌های خیلی زننده‌ای راجع به قرعه‌کشی و راجع به سهم «لِلفارِسِ سَهمانِ و للرّاجِل سهمٌ»4 می‌گفت! در آنجا می‌گوید: «من خر را با آدم عوض نمی‌کنم!» خیلی عبارت‌های جسارت‌آمیزی در آنجا دارد! راوی می‌گوید که: «این روایت از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم است.» و او می‌گوید: «هر کسی می‌خواهد گفته باشد!» این شخص مصداق «نصب العداوة» است! ولی آیا واقعاً شافعی هم با اینکه مخالف است، مصداق نصب العداوة است؟!

    1.  بحار الأنوار، ج ۳۳، ص ۲۷۱:
      روی عن الحسن علیه‌السلام أَنَّهُ قال: 
      «إِنَّما النّاسُ ثَلاثةٌ: مُؤمنٌ یَعرِفُ حَقَّنا و یُسَلّمُ لنا و یَأتَمُّ بنا، فذلک ناجٍ مُحبٌّ للَّه وَلیٌّ. و ناصب لنا العداوة یتبرأ منا و یلعننا و یستحل دماءنا و یجحد حقنا و یدین الله بالبراءة منا، فهذا کافر مشرک فاسق و إنما کفر و أشرک من حیث لا یعلم؛ کما سبوا الله بغیر علم، کذلک کثیرا یشرک بالله بغیر علم.»
    2.  ینابیع المودة، ج ۲، ص ۴۳۴:
      «یا آل بیت رسول الله، حبّکم *** فرض من الله فی القرآن أنزله.
      کفاکم من عظیم القدر أنّکم *** من لم یصلِّ علیکم لا صلاة له.»
    3.  مختصر تحفة الإثنی عشریة، ص ۸؛ الإمام جعفر الصادق (عبد الحلیم الجندی)، ص ۱۶۲ و ۲۵۲.
    4.  وسائل الشیعة، ج ۱۵، ص ۱۰۳؛ الکافی، ج ۵، ص ۴۴؛ اسرار ملکوت، ج ‌۳، ص ۶۴:
      یوسف بن أسباط گوید:
      «أبوحنیفه بیش از چهارصد حدیث مستند و غیر قابل خدشه و انکار را از رسول خدا به کناری انداخت و با حال تمسخر از آنها به بى‌اعتبارى و مهمل بودن ياد مى‌كرد؛ از جمله در حدیث معروف: ”للفرسِ سَهمان و لِلرِّجِلِ سَهمٌ؛ برای اسب سوار دو سهم و برای پیاده یک سهم مقرّر شده است.“ می‌گفت: ”من سهم حیوان را بیش از سهم مؤمن قرار نمی‌دهم!“»

ناصبی کیست؟ آیا هر مخالفی دشمن اهلبیت است؟ - تفاوت کاربرد عام و خاص در روایات اعاده حج

9
  • تلمیذ: روایت دیگری هم وارد شده است که از امام علیه‌السلام در مورد نصب سؤال می‌کنند و امام هم نصب را به عامه اطلاق می‌کنند.

  • جمع‌بندی دو اصطلاح نصب و احکام ویژه دشمنی

  • استاد: بله، عرض می‌کنم که از مجموع موارد استفاده می‌شود که در عرف آن زمان، نصب اصطلاحی متعارف «کان یطلق بکل مخالفٍ» بوده است؛ ولکن آن نصب مخصوص که احکام بر آن مترتب است، مثل احکام ارتداد و جواز قتل و توریث ( در این روایات ارث و امثال‌ذلک ) مطلب دیگری است. از امام سؤال می‌پرسند که منظور از این نصب چیست؟ امام می‌فرماید که همان «من نصب لنا العداوة» است.

  • یعنی دو اصطلاح بوده است: یک نصبی که احکام مخصوص همراه آن است که همان سابّ می‌شود و «من نصب لنا العداوة» که جواز قتل و ارتداد و امثال‌ذلک بر آن مترتب است؛ یک نصب هم که نصب مخالف است و «ناصبٌ متدینٌ» است که فقط جنبۀ مخالفت دارد.

  • خب، آن دو روایاتی که دارد که ناصبی که از حضرت سؤال می‌کند: «ناصبٌ»، ما در اینجا نمی‌توانیم بگوییم که مقصود از روایت ( در آنجا که دارد «فلیحج» ) آن ناصبی است که... 

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد