17

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی

یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

14243
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

استطاعت حج از نظر تأمین غذا، موضوع سخنان آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این متن است. بحث با توضیح معنای زاد و قوت در روایات آغاز میشود و به توصیه امام صادق درباره انجام حج با نان و نمک میرسد. سپس این پرسش مطرح میشود که چرا توان لازم برای غذای حج مستحب باید با حج واجب متفاوت باشد، در حالی که مناسک و نیاز بدنی در هر دو یکسان است. تأکید روایات بر ارزش حج، زمینه نقد سختگیریهایی را فراهم میکند که انسان را از این عبادت محروم میسازد. در ادامه، تفاوت شرایط واجبات و مستحبات از نیاز واقعی بدن جدا میشود تا روش فهم هماهنگ روایات روشن شود. نتیجه بحث این است که نوع غذا به توان و تحمل هر فرد بستگی دارد؛ معیار، قدرت انجام مناسک بدون آسیب به بدن است، نه برخورداری از خوراک متنوع یا سفر تجملی.

/10
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی

  • یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه هفدهم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • معنای زاد و قوت در روایات استطاعت حج

  • در جلسۀ گذشته عرض شد که مسئلۀ نفقه و زاد در حج به یک معنای وسیع اطلاق شده است و آن عبارت است از همان قوتی که او را به حج برساند و صرف‌نظر از قوت، لباس احرام و همین‌طور حذاء و عصا و امثال‌ذلک ذکر شده است. تمام اینها درمجموع، مسئلۀ زاد و قوت را دربر می‌گیرد. قوت یعنی چیزی که بقای شخص مستند به آن شیء باشد.

  • روایات در این مورد مختلف بود؛ یعنی یک لفظ واحد نبود؛ بلکه تعابیر متعددی در این زمینه وجود داشت. در بعضی از روایات قوت خود و عیال بود؛ در بعضی از روایات قوت خود بود؛ در بعضی از روایات مسئلۀ بذل بود و در بعضی از روایات «ما یحجّ به» بود که همۀ اینها به یک معنا دلالت می‌کرد.

  • همین‌طور در بعضی از روایات، امام علیه‌السلام کیفیت قوت را هم مشخص کرده بودند که عبارت بود از همان خلّ و زیت. راجع به بردن عائله به مکه هم حضرت فرمودند: «أطعمهم الخلّ و الزیت.»،1 درحالی‌که این روایت در مورد حج مستحب بود، نه حجّةالاسلام.

  • روایت امام صادق درباره حج با نان و نمک

  • در یک روایت دارد: 

  • «إن استَطَعتَ أن تأکلَ الخُبزَ و الملحَ و تَحُجَّ فی کلِّ سنةٍ فافعَل.»2

  • «إِنِ استَطَعتَ؛ یعنی اگر می‌توانی و بدن تو تحمل دارد.» امام الآن در اینجا ﴿مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾3 را به استطاعت به خبز و ملح تفسیر می‌کند، نه به چیز دیگر مثل تیهو، قرقاول، زجاج، غنم، کباب و... «إن استَطَعتَ؛ یعنی اگر توان و قدرت داری که با خبز و ملح حج انجام دهی، شما مستطیع هستی!»

  • یکسانی استطاعت غذایی در حج واجب و مستحب

  • اگرچه در اینجا مسئله به استحباب برمی‌گردد و حضرت می‌فرماید: «و تَحُجَّ فی کلِّ سنةٍ» ولی صحبت در این است که استطاعتی را که حضرت در حجّ کلِّ سنةٍ می‌فرمایند، با حجّ واجب چه فرقی می‌کند؟!

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۱۳۴:
      «عن عیسی بن أبی‌منصورٍ قال: قالَ لی جعفر بن محمَّدٍ علیه‌السَّلام: ”یا عیسی، إنِ استَطَعتَ أن تأکُلَ الخُبزَ و الملحَ و تَحُجَّ فی کُلِّ سنةٍ، فافعَل.“»
    2.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۱۳۵.
    3. سوره آل عمران (۳)، آیه ۹۷.

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

3
  • ما دو استطاعت نداریم. استطاعت در تغذیه یا استطاعت در قوت یعنی همان قدرت بر بقای حیات به‌واسطۀ این قوت. طبق صریح روایت، این قوت الآن خبز و ملح است. آیا می‌خواهید بگویید که حضرت در اینجا اغراق کرده است؟! خیر، حضرت می‌فرماید: «إِنِ استَطَعتَ؛ اگر می‌توانی.» بعضی می‌توانند با خُبز و ملح حج انجام دهند. پس چطور این استطاعت در مورد واجب وجود ندارد؟!

  • آیا حتماً باید استطاعت در حج واجب را به قوت با کیفیت عالی حمل کنیم و بگوییم: «باید ارز باشد، لحم باشد، خضرویات باشد، فواکه و اطعمه و مأکولات و مشروبات متنوعه باشد و آن استطاعت، استطاعت در حج است؛ اما استطاعت در حج استحبابی، استطاعت به خبز و ملح است.»؟! از کجا چنین می‌گویید؟ چه دلیلی دارید؟! دلیلی نیست.

  • امام علیه‌السلام می‌فرماید: 

  • «إن استَطَعتَ أن تأکلَ الخُبزَ و الملحَ و تَحُجَّ فی کلِّ سنةٍ فافعَل.»

  •  و کفی به دلیلاً که منظور از استطاعت در آیۀ شریفۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا﴾1، یک معنای خارج از آن معنای عرفی نیست.

  • معیار عرفی استطاعت در تفسیر آیۀ حج

  • استطاعتی که در آیه هست، همان معنای عرفی است که ما می‌فهمیم و امام علیه‌السلام چیزی خارج از معنای عرفی نفرموده‌اند؛ بلکه همان معنای عرفی را فرموده‌اند. اگر شخص در صورتی می‌تواند به مکه برود که فقط گوشت و نان و خضرویات و فواکه بخورد، استطاعتش به این نوع قوت است؛ کسی که می‌تواند فقط نان و گوشت بخورد، بدون فواکه و... ، استطاعتش همین است؛ کسی که می‌تواند فقط خبز و خلّ و زیت بخورد و او را کفایت می‌کند، استطاعت او به همین است؛ کسی که می‌تواند فقط ملح و نان بخورد، استطاعتش به همین است.

  • استطاعت به هر نحوی باشد استطاعت است. خدا که نفرموده است چه چیزی بخور؛ بلکه فرموده: «همین مقدار که بتوانی مشی کنی و راه بروی و بایستی و نفس بکشی و بتوانی طواف کنی، برای من کفایت می‌کند.»

    1. سوره آل عمران (۳)، آیه ۹۷.

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

4
  • نمونۀ تأمین توان انجام مناسک بدون غذای متعارف

  • من‌باب‌مثال شخصی با خودش یک‌مقدار از این قرص‌ها و دواهایی را برمی‌دارد که اگر یک عدد از آنها را بخورد، تا یک هفته نیاز به هیچ چیزی ندارد. در زمان امام صادق علیه‌السلام که از این حرف‌ها نبود؛ اما الآن اگر انسان یکی از این قرص‌ها را بخورد، خیلی راحت می‌رود و حتی در صفا و مروه از بقیه هم سریع‌تر می‌دود و طواف را انجام می‌دهد، درحالی‌که نه خبز خورده است و نه ملح؛ اما اعمال حج را به‌خوبی انجام می‌دهد! این هم یک نوع استطاعت است.

  • خدا که نگفته ما حتماً باید شکم را پر کنیم! آنجایی که باید پر کنیم مغز است؛ ولی ما جاهای دیگر را پر می‌کنیم! خدا می‌گوید: «مغزت را پر کن، من به شکمت کاری ندارم!» البته نباید باعث ضرر و تألّم بشویم؛ چون اضرار بر نفس حرام است و آن یک مطلب دیگر است. اگر کسی با خوردن یک عدد قرص، قوام بر حیات و نشاط در عبادت داشته باشد، کافی است و استطاعت محقق می‌شود؛ لذا امام علیه‌السلام می‌فرماید: «من به غذایت کاری ندارم؛ اگر می‌توانی نان‌ونمک بخوری و هر سال به حج بروی، این کار را انجام بده!»

  • اهمیت حج و پیامد سختگیری در استطاعت

  • این قضیه خیلی عجیب است! می‌بینید که ائمه علیهم‌السلام هیچ چیزی را فروگذار نکرده‌اند؛ اما ما بدبخت‌ها آمده‌ایم و روایات را تحریف کرده‌ایم!

  • امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: 

  • «ای بیچاره، این‌قدر این حج برای سعادت تو و برای کمال تو و برای فعلیت تو و برای رسیدن و نزع تو از کثرات مهم است که اگر هر سال به این نحوه حج را انجام بدهی، ارزش و قیمت دارد!»

  • دیگر واقعاً امام چطور و با چه زبانی بیان کند؟! اگر انسان توان داشت، حضرت می‌گفت که: «اگر می‌توانی سنگ بخور و به حج برو! اگر می‌توانی علف بخور و به حج برو!» ولی دیگر آن را نگفتند؛ یعنی این‌قدر مکه مهم است!

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

5
  • روایات آمرزش گناهان پس از حج

  • تلمیذ: روایت شده است که انسان بعد از حج، دیگر گناهی از او صادر نمی‌شود.

  • استاد: در این قضیه، روایات زیادی داریم؛ من‌باب‌مثال: 

  • «یقال الملائکة للعبد: ”استأنف العمر، استأنف الحیوة؛ فقد غفر الله لک کل ما مضی منک.“»1

  • نظایر این روایت خیلی داریم. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در روز عرفه به افراد فرمودند: «افیضوا؛ فقد غفر الله لکم!»2 و یا می‌فرماید: «کأنّه ولد من امّه.»3

  • حالا حجی که به این نحو و به این کیفیت است، بیننا و بین الله، استطاعت در آن به چیست؟! آیا استطاعتش به هواپیمای پان‌امریکن4 یا لوفت‌هانزا5 است؟!

  • حکایت پرواز طلایی و نقد تجمل در سفر عمره

  • ما جایی رفتیم، گفتند که برای سفر عمره، یک پروازی گذاشتند که خلاصه اختصاصی است؛ هر کسی را راه نمی‌دهند. اسمش را گذاشته‌اند: «پرواز طلایی». البته یکی از قوم و خویش‌های ما در آن پرواز بود، می‌گفت: «بله! اسم این پرواز، پرواز طلایی بوده؛ چون اینها معتمرین، افراد خاص و زوار مخصوص بیت‌الله بودند.» خیلی دیگر مخصوص! (مثل چلو کباب مخصوص که در آن هر چیزی بخواهی پیدا می‌شود) این زوار هم به نحوی مخصوص بودند که کعبه به وجود آنها ارزش و احترام پیدا می‌کند و بیت‌الله به وجود این‌گونه افراد باارزش می‌شود! همه‌چیز مسخره شده! همه‌چیز بازی شده! بله! واقعاً چطور؟!

  • زیارت ائمۀ بقیع و معنای رویگردانی از اهل‌بیت

  • در زیارت ائمۀ بقیع می‌خوانیم:

  • «و قَد وفَدتُ إلیکم إذا رَغِبَ عنکم أهلُ الدُّنیا و اتَّخَذُوا ﴿آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا﴾6 ﴿وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا﴾7 و8...»

  • «رغب عنکم اهل الدنیا» همین است؛ رغبت از اهل‌بیت انسان را به آنجا می‌رساند که وقتی برای حج به او بذل مال می‌کنند، می‌گوید که: «ببینید آیا مفری هست که ما نرویم؟! ببینید که آیا در ادله و روایات مفری هست که ما نرویم؟!» بعد هم تا آخر عمر نمی‌رود!

  • توصیۀ امام صادق به حج سالانه با امکانات ساده

  • امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: 

    1.  تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۱۰۰:
      «عن أبی‌بصیر عن أبی‌عبد‌الله علیه‌السلام قال: ”ان العبد المؤمن حین یخرج من بیته حاجًّا، لا یخطو خطوة و لا یخطو به راحلته الاّ کتب الله له بها حسنة ومحا عنه سیئة و رفع له بها درجة. فإذا وقف بعرفات، فلو کانت له ذنوبًا عدد الثری، رجع کما ولدته أمه.“ فقال له: ”استأنف العمل!“ یقول الله: ﴿فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَىٰ﴾.»
    2.  مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۴۲؛ اقبال الأعمال، ج ۱، ص ۳۳۶:
      «رویَ عن مولانا الصّادق جعفر بن محمَّدٍ علیه‌السلام أنَّه قال: ”مَن صلَّی یومَ عرفةَ قبل أن یَخرُجَ إلی الدُّعاء فی ذلک و یکون بارزاً تحت السَّماءِ رکعتَینِ و اعتَرَفَ لِلَّه عزَّ و جَلَّ بذنوبهِ و أقَرَّ له بخطایاهُ، نالَ ما نالَ الواقِفونَ بعرفةَ مِن الفَوزِ و غُفِرَ له ما تَقَدَّمَ من ذنبهِ و ما تأَخَّر.“»
    3.  تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۱۰۰.
    4. Pan American
    5. Lufthans
    6. سوره البقره (۲)، آیه ۲۳۱.
    7. سوره الاعراف (۷)، آیه ۴۰.
    8.  الکافی، ج ۴، ص ۵۵۹.

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

6
  • «إن استَطَعتَ أن تأکلَ الخبزَ و الملحَ و تَحُجَّ فی کلِّ سنةٍ فافعَل.»؛

  •  نه یک دفعه، بلکه هر سال به حج برو!

  • محرومیت از حج مستحب در انتظار استطاعت بیشتر

  • جناب آقای فلان و فلان و افرادی از این قبیل، بر فرض که حجّةالاسلام بر شما به‌واسطۀ آن استطاعت کذایی که خودتان می‌گویید، واجب نبود، آیا حج بر شما مستحب هم نبود؟! بر فرض که آن استطاعتی که به‌اندازۀ یک میلیون دلار پول ایاب و ذهاب شود و حداقل ده یا پانزده نفر همراه انسان باشند، حاصل نشد و بر فرض که یک میلیون دلار یا یک میلیارد دلار یا ده میلیون دلار به انسان بذل نکردند، بلکه به همین مقدار عادی بذل کردند و به همین مقدار هم استطاعت برای رفتن حاصل شد، آیا با وجود این‌همه روایات، رفتن به حج این‌قدر ارزش نداشت که لااقل به حجّ مستحب بروید؟!

  • بعد هم هر وقت مستطیع شدید، حجّةالاسلام را انجام بدهید! چرا تا آخر عمر نرفتید؟! چرا خودتان را از این نعمت و فیض عظمیٰ محروم کردید و به دیگران این‌چنین یاد دادید و دیگران را هم محروم کردید؟! «ضَلّوا و أضَلّوا»1 هردو!

  • لااقل استحباباً به مکه می‌رفتید! چه اشکالی داشت؟! مگر شما نماز مستحب نمی‌خوانید؟! مگر نافله نمی‌خوانید؟! مگر شما انفاقات مستحب نمی‌کنید؟! این‌همه استحبابات داریم! اگرچه مستطیع نیستید ولی چرا به‌عنوان استحباب به حج نرفتید؟! آیا شما این روایات را ندیدید؟! اگر دیدید، پس چرا عمل نکردید؟!

  • تفاوت درک اهمیت عبادت با دوری از مکتب اهل‌بیت

  • این است معنای «إذا رَغِبَ عنکم أهلُ الدُّنیا». وقتی کسی از مکتب اهل‌بیت دور شد، خدا او را به خودش واگذار می‌کند؛ دیگر آن حکم و اصالت و واقعیت برای او جلوه ندارد و کم‌رنگ می‌شود. اهمیت عبادت برای او تجلی نمی‌کند؛ بلکه اینها برای او مثل نان و دوغ خوردن و مثل پنیر را با گردو خوردن می‌شود، در همین حدّ که مثلاً می‌گوید: «مستحب است که پنیر را با گردو بخوریم!2» یا مثلاً مستحب است که انسان هنگام ورود به بیت‌الخلاء ابتدا پای چپ را بگذارد3 و وقت خروج از بیت‌الخلاء یا بعد از اداء تنحنح‌های ممتد و مستمر، ابتدا پای راست را بیرون بگذارد.4

    1.  الغیبة (للنعمانی)، ج ۱، ص ۱۲۷:
      «عن محمّد بن مسلم الثقفی قال: سمعت أباجعفر محمّد بن علیّ الباقر علیهماالسّلام یقول: ”اعلَم یا محمَّد، أنَّ أئمَّة الحقِّ و أتباعهم هم الَّذین علی دینِ اللَّهِ و إنَّ أئمَّةَ الجَورِ لمعزولونَ عن دینِ اللَّهِ و الحقِّ؛ فقَد ضلُّوا و أضلُّوا، فأَعمالُهُم الَّتی یعمَلونها ﴿كَرَمٰادٍ اِشْتَدَّتْ بِهِ اَلرِّيحُ فِي يَوْمٍ عٰاصِفٍ لاٰ يَقْدِرُونَ مِمّٰا كَسَبُوا عَلىٰ شَيْءٍ ذٰلِكَ هُوَ اَلضَّلاٰلُ اَلْبَعِيدُ﴾.“»
    2.  الکافی، ج ۶، ص ۳۴۰:
      «عن عبد العزیز العبدی قال: قال أبوعبدالله علیه‌السلام: ”الجبن والجوز إذا اجتمعا، فی کل واحد منهما شفاء، وإن افترقا، کان فی کلّ واحد منهما داء.“»
    3.  بحار الأنوار، ج ۷۷، ص ۱۹۰:
      «السنة فی دخول الخلاء أن یدخل الرجل رجله الیسری قبل الیمنی و یغطی رأسه و یذکر الله عزّوجل. و لا یجوز التغوط علی شطوط الأنهار و الطرق النافذة و أبواب الدور و فئ النزال و تحت الأشجار المثمرة. و لا یجوز البول فی جحر و لا ماء راکد و لا بأس بالبول فی ماء جار. و لا یجوز أن یطمح الرجل ببوله فی الهواء. و لا یجوز أن یجلس للبول و الغائط مستقبل القبلة ولا مستدبرها و لا مستقبل الهلال ولا مستدبره.»
    4.  روضه المتقین، ج ۱، ص ۱۰۱:
      «‌ کان الصّادقُ علیه‌السلام إذا دخلَ الخلاءَ، یُقَنِّعُ رأسَهُ و یقول فی نَفسه: ”بسم اللَّه و باللَّهِ ‌و لا إلهَ إلّا اللَّه. ربِّ، أخرِج عنّی الأَذی سَرحاً بغَیر حسابٍ و اجعَلنی لکَ مِن الشّاکرینَ فیما تَصرِفُه عنّی مِن الأذَی و الغمِّ الَّذی لو حبَستَه عنّی، هَلکتُ. لک الحمدُ. اعصِمنی مِن شرِّ ما فی هذه البقعةِ و أخرِجنی منها سالماً و حُل بَینی و بینَ طاعةِ الشَّیطان الرَّجیم.“
      ‌و ینبغی للرَّجُل إذا دخلَ الخلاءَ أن یُغَطّیَ رأسَهُ، إقراراً بأنَّه غَیرُ مُبرِّئٍ نفسَهُ مِن العُیوب و یُدخِلَ رِجلَه الیُسرَی قبلَ الیُمنی، فَرقاً بین دخول الخلاءِ و دخولِ المسجد و یَتَعَوَّذَ باللَّهِ مِن الشَّیطان الرَّجیم؛ لأنَّ الشَّیطان أکثرَ ما یَهُمُّ بالإنسان إذا کان وَحدَه. و إذا خَرَجَ مِن الخلاء، أخرَجَ رِجلَه الیُمنَی قبلَ الیُسرَی‌.»

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

7
  • استحباب حج هم در همین حد است؛ ولی آن کسی که دلش باز و روشن است، او می‌داند که چه سرّی در این مسئله نهفته است و چه اکسیری در اینجاست که امام صادق علیه‌السلام این‌گونه توصیه کرده است و افراد را تحریک می‌کنند و می‌فرمایند: «اگر می‌توانی به زن و بچه‌ات خلّ و زیت بده و آنها را به مکه ببر!» دیگر به چه بیانی بگویند؟!

  • فعلاً قضیه را تا اینجا متوقف می‌کنیم و جلوتر نمی‌رویم تا اینکه بعدها با یک‌مقدار توضیح بیشتر بدانید که قضیۀ حج از این هم مقداری جلوتر است.

  • استنباط استطاعت واجب از روایات حج مستحب

  • در جلسۀ قبل خدمت رفقا عرض شد که در جایی که امام علیه‌السلام برای استحباب به این نحو تأکید دارند، چطور استطاعت برای وجوب حج به این نحو کفایت نمی‌کند، درحالی‌که در استحباب توسعه بیشتر است و شرایطش سهل‌تر است؟

  • شرایط آسان‌تر مستحبات در مقایسه با واجبات

  • در وجوب است که شرایطش یک‌قدری مشکل است و وجوب است که اصعب از استحباب است؛ مثلاً شما نماز نافله را به استدبار قبله هم می‌توانید بخوانید. نماز واجب است که باید به استقبال قبله باشد. شما نافله را در حال حرکت هم می‌توانید بخوانید و نماز واجب است که باید در حال سکونت و طمأنینه باشد. نافله را در حال مستلقیاً می‌توانید بخوانید و نماز واجب است که باید در حالت استقامت باشد.1 ملاحظه می‌کنید که شرایط در وجوب صعب است، ولی در استحباب أخفّ است و برداشته می‌شود.

  • یکسانی توان لازم برای مناسک واجب و مستحب

  • این مطلب را که خدمتتان عرض می‌کنم، نکتۀ استنباط و اجتهاد است و در اینجا شخص باید در نظر بگیرد. اینکه امام علیه‌السلام می‌فرماید: «أن تأکلَ الخبزَ و الملحَ و تَحُجَّ»، آیا آن حجی که شخص در حال استحباب انجام می‌دهد، با حجی که در حال وجوب انجام می‌دهد، فرق می‌کند؟ آیا در موقع استحباب وزنش ده کیلو می‌شود، ولی در موقع وجوب وزنش نود کیلو می‌شود یا همان وزن است؟! آیا در موقع استحباب مسافتی که طی می‌شود، اقصر است؟ نه‌خیر، بلکه به‌اندازۀ یک میل و یک سانت مسافت بین بلد تا مکه هیچ تفاوتی نمی‌کند.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۴، ص ۳۳۲:
      «محمَّد بن الحسن فی النِّهایة عن الصّادق علیه‌السَّلام فی قَوله تعالی: ﴿فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّٰهِ﴾، قال: ”هذا فی النَّوافلِ خاصَّةً فی حال السَّفرِ، فأمّا الفَرائِضُ فلا بُدَّ فیها مِنِ استقبالِ القبلة.“»

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

8
  • ضرورت فهم هماهنگ روایات در اجتهاد

  • دقت کنید که من به چه چیزهایی فکر می‌کنم! وقتی که مجتهد می‌خواهد در مسئله نظر کند و فتوا دهد، ابتدائاً باید برود و ریشه‌یابی کند و کلام امام را به‌دست بیاورد تا بفهمد که روایات وقتی در کنار هم هستند، با هم تعارض ندارند، بلکه یکدیگر را تأیید می‌کنند.

  • [مجتهد باید در فرمایش امام دقت کند و بفهمد که] حج همان حج است و شخص به همان مقدار نفس می‌کشد و کعبه هم در موقع حج کوچک نشده است، بلکه حجم کعبه همان مقدار است و مطاف هم همان مقدار است و عرفات هم همان است و سختی‌های رفتن به عرفات و مشکلات و صعوبات در منی و رمی و امثال‌ذلک هیچ فرقی نکرده است. تفاوتش فقط در استحباب و وجوب است؛ یعنی عین این اعمال و عبادات و مناسکی که برای حج واجب است، در حج مستحب بدون ذرّة المثقالی اختلاف انجام می‌شود.

  • دلالت فرمان امام بر کفایت قوت ساده برای حج

  • حالا امام علیه‌السلام می‌فرماید که باید بروی و این عمل را مستحبّاً انجام دهی. البته قصد داشتم بحث معنای استحباب را هم مطرح کنم که امروز طرح آن میسر نیست. حضرت نمی‌فرماید: «تحج کلّ سنة مستحباً»، بلکه ما استحبابش را از «کلّ سنة» انتزاع می‌کنیم. «کلّ سنة» یعنی مستحب است. حضرت می‌فرمایند: 

  • «إن استَطَعتَ أن تأکلَ الخبزَ و الملحَ و تَحُجَّ فی کلِّ سنةٍ، فافعَل.»

  • این کلمۀ «إفعل» را که امام علیه‌السلام می‌فرمایند و این تحریکی که امام علیه‌السلام می‌کند به اینکه باید هر سال به این نحو حج انجام دهی، چطور در موقع وجوب چنین تحریکی نیست؟ یعنی آیا در موقع واجب أکل خبز و لحم کفایت نمی‌کند؟ آیا حتماً باید یک بقر همراهت باشد و یک نفر ابل این‌طرف باشد و یک گلّه گوسفند هم از پشت سر بیاید؟! آیا [قدرت بر انجام حج با] اکل خبز و ملح کفایت در وجوب نمی‌کند؟ چه فرقی می‌کند؟ هر دو عمل یکی است.

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

9
  • مثال سفر قم و طهران برای وحدت نیاز سفر

  • من‌باب‌مثال اگر بگویند: «وقتی که می‌خواهید از قم به طهران بروید، مواظب باشید که ماشین شما بنزین داشته باشد!» بعد می‌گویند: «برای فلان کار واجب است که هفته‌ای یک روز به طهران بروید، ولی اگر می‌توانید هر روز به طهران بروید، بروید!» حالا آیا معنای این کلام این است که دیگر بنزین نزنید؟ اگر برای یک روز در هر هفته به طهران رفتن بیست لیتر بنزین لازم دارید، واضح است که همین مقدار بنزین را برای طهران رفتن در روزهای دیگر که مستحب است، نیاز دارید و تفاوت نمی‌کند؛ چون ماشین بنزین می‌خواهد و اگر بنزین نزنید، نمی‌توانید از قم حرکت کنید.

  • امام علیه‌السلام در مورد حج مستحب می‌فرماید: «أطعمهم الخلّ و الزیت»، آن‌وقت چرا در مورد حج واجب بفرماید: «منظور از قوت چیز دیگری است»، درحالی‌که فرق نمی‌کند و هر دو یکی است؟

  • اختلاف استطاعت غذایی بر حسب توان افراد

  • بنابراین در اینجا استطاعت یعنی همان قدرت بر حیات. این قدرت بر حیات در افراد مختلف است؛ افرادی ضعیف‌المزاج هستند، افرادی قوی‌المزاج هستند، افرادی متوسط‌المزاج هستند، افرادی صحیح‌اند و افرادی مریض‌اند و مثلاً ناراحتی معده و اثنی‌عشر دارند یا ورم روده دارند و اینها نمی‌توانند غذای نان و ملح بخورند و حتماً باید غذایشان کباب باشد. استطاعت در مورد اینها فرق می‌کند.

  • اما کسی که صحیح‌المزاج و قوی‌البنیه است و قدرت بر حیات به این کیفیت را دارد، همان خلّ و زیت بخورد و اگر می‌تواند نان و ملح بخورد و برود، او باید به حج برود. حضرت نمی‌فرمایند: «حتماً خل و زیت بخور!»، بلکه می‌فرماید: «إِنِ استَطَعتَ؛ اگر می‌توانی.» معنایش این است که در مورد وجوب هم همین است.

  • نتیجه بحث زاد و موضوعات جلسۀ آینده

  • پس مقصود و معنا از زادی که در مورد وجوب حج در روایات آمده است، فقط قوتی است که هر شخص به میزان و مقدار قدرتش و به مقدار تحمل و توانش بتواند به‌واسطۀ آن قوت این اعمال و مناسک را انجام دهد.

استطاعت حج با غذای ساده، معیار توان بدنی - یکسانی نیاز غذایی مناسک واجب و مستحب

10
  • تا اینجا مسئله در مورد زاد بود. البتّه این قضیّه دنباله‌ای هم دارد که مربوط به حالت اعسار و حالت یسرِ بعد از اعسار است و این مسئله در جلسۀ بعد می‌آید. راجع به حجی که شخص مخالف انجام می‌دهد و بعد تنبّه پیدا می‌کند و همین‌طور راجع به حج عبد بعد از اینکه حرّ می‌شود و همین‌طور راجع به حجی که برای جمّال بود و بعد مستطیع می‌شود و می‌تواند مستقلاً به حج برود، اجمالاً صحبت کردیم.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.