اسفار
فصل 16: في أن كل ممكن محفوف بالوجوبين و بالامتناعين (تعداد جلدها :12)
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون ماهیت ممکنالوجود میپردازند. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که هر موجود ممکنی در نظام هستی، همواره محفوف به دو ضرورت و دو امتناع است که در دو مرحلهی سابق و لاحق بررسی میشوند. استاد با تفکیک میان ضرورتهای ناشی از علت (سابق) و ضرورتهای ناشی از تحققِ خودِ وجود (لاحق)، سیر منطقی این بحث را ترسیم میکنند. در این مسیر، مفاهیمی همچون تساویالطرفین بودن ماهیت، تفاوت ذاتی باب برهان با ذاتی باب ایساغوجی، و معنای طرد عدم توسط وجود تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که هر ممکنی، چه در ظرف وجود و چه در ظرف عدم، از این ضرورتها گریزی ندارد و خلوّ از آنها بهحسب نفسالأمر محال است؛ چرا که فرضِ خلاف آن، مستلزم جمع بین نقیضین خواهد بود.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت در نسبت با وجود و عدم میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا ماهیت در هنگام تحقق خارجی، همچنان استواء طرفین خود را حفظ میکند یا خیر. استاد با تفکیک میان «وجوب بالغیر» و «وجوب ذاتی»، توضیح میدهند که چگونه ماهیت در عین حال که به واسطه علت موجود میشود، همچنان در ذات خود ممکنالوجود باقی میماند. در ادامه، تفاوت میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیتِ موجود» بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که ضرورتِ وجود، امری است که بر ماهیت عارض میشود، نه اینکه ذاتیِ آن باشد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که هرگونه اتصاف ماهیت به وجود یا عدم، در ظرف تحقق، مستلزم نوعی ضرورت است که از قیدِ وجود یا عدم ناشی میشود، در حالی که خودِ ماهیت همچنان در ذات خود، فارغ از این قیود، نسبت به هر دو طرف متساوی است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «وجوب وجود» در ممکنات و تفاوت آن با وجوب ذاتیِ واجبالوجود میپردازند. بحث با طرح یک شبهه فلسفی آغاز میشود که آیا ممکنِ موجود در خارج، به دلیل اتصاف به وجود، دارای وجوب ذاتی است و از جاعل بینیاز میشود یا خیر. استاد با تفکیک میان «ضرورت ذاتیه» و «ضرورت به شرط وجود»، توضیح میدهند که وجوبِ ممکنات، وجوب بالغیر است و قوام آن به استمرار فیض و عنایتِ علت مبقیه بستگی دارد. در ادامه، این مبنا در تحلیلِ مرکبات و شبهات مربوط به اجتماع واجبات بررسی شده و روشن میشود که ضرورتِ موجود در ممکنات، همواره مشروط به بقای موضوع و استناد به فاعل است. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب استقلال وجودی ممکنات و تبیین دقیق رابطه فاعل و فعل در نظام هستی ارائه شده است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مباحث فلسفی پیرامون استناد حدوث و امکان به جاعل میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای متکلمین و پاسخهای صدرالمتألهین به شبهات مربوط به وجوب ذاتی و ازلی آغاز میشود. در ادامه، کیفیت تصور وجود بنا بر مبنای اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت وجود بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که چگونه وجوب لاحق برای ممکنات، در عین حال که وجوب است، وجوب تعلقی و مستند به عنایت جاعل است. در بخش پایانی، استاد با استناد به آیه شریفه «وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ»، به تفسیر عرفانی و توحیدی این آیه پرداخته و تأکید میکنند که تمامی کثرات و اسباب در عالم، در برابر حقیقت حق، باطل و فاقد استقلال هستند. این جلسه با تأکید بر لزوم انقطاع از غیر و تکیه صرف بر ذات اقدس الهی در مسیر سلوک، به پایان میرسد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون وجوب ذاتی وجود برای ذوات ممکنه میپردازند. بحث با تحلیل دیدگاه مرحوم میرداماد آغاز میشود که برای پاسخ به اشکالِ بینیازی ممکن از علت، از مفهوم «لا بطلان» استفاده میکند. استاد با تبیین دقیق این مفهوم و تمایز آن با وجود، نشان میدهند که چگونه این پاسخ با چالشهای فنی مواجه است. در ادامه، با استناد به دیدگاه صدرالمتألهین، ضرورتِ تفکیک میان ضرورت ذاتی و ضرورت ازلی مطرح میشود تا روشن گردد که چگونه وجودِ ممکن، در عینِ ضرورت، همچنان به غیر وابسته است. این جلسه با تبیینِ حقیقتِ تعلقِ معلول به علت و معنای حدیث قدسی «أنا بُدُّکَ اللازم» به پایان میرسد که نشان میدهد چگونه ادراکِ فلسفیِ این حقایق، مسیرِ سلوک و عرفان را برای انسان هموار میسازد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد و بررسی دیدگاه غزالی در کتاب «تهافت الفلاسفه» پیرامون مسئله ضرورت وجودی میپردازند. بحث اصلی بر سر این است که آیا ماهیت در مرتبه وجود نیز نسبت به هستی و نیستی متساویالطرفین است یا خیر. استاد با تبیین دقیق تفاوت میان «مفهوم ذهنی» و «مصداق خارجی»، توضیح میدهند که غزالی با خلط این دو مرتبه، دچار اشتباه شده است. در حالی که ماهیت در مرتبه تصور ذهنی نسبت به وجود و عدم متساوی است، اما هنگامی که به مرتبه مصداق خارجی در میآید و لباس وجود میپوشد، دیگر امکان اتصاف به عدم را ندارد. این جلسه با بررسی اعتبارات مختلفی که غزالی برای قیاس طرفین مطرح کرده، نشان میدهد که چگونه خلط میان این مراتب، منجر به انکار ضرورت وجودی و استغنای ممکن از علت میشود. در نهایت، استاد بر ضرورت تفکیک میان مرتبه ذات و مرتبه تلبس به وجود تأکید میورزند.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «وجوب وجودی» و پاسخ به شبهات پیرامون آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاه غزالی درباره ماهیت و وجوب آغاز شده و با تبیین تفاوت میان «وجوب ذاتی» و «وجوب محمولی» ادامه مییابد. در این مسیر، استاد با تفکیک میان نظر به ماهیت و نظر به وجود خارجی، توضیح میدهند که چگونه هر موجودی در ظرف تحقق خود، دارای وجوب است. محور اصلی بحث، تبیین این نکته است که وجود هر شیء در «وعاء دهر» و علم ازلی الهی، به معنای امتناع عدم برای آن در نفسالامر است، حتی اگر از دیدگاه زمانی ما، آن شیء در آینده یا گذشته باشد. در نهایت، این بحث به تبیین فقر ذاتی ممکنات در برابر غنای مطلق الهی منتهی میشود و نشان میدهد که چگونه تفاوت میان علت و معلول، عینِ فقر و نیازِ مظهر به مظهر است.
توضیحاتاین جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق عرفانی و فلسفی پیرامون حقیقت فناء عین ثابت در ذات حضرت حق اختصاص دارد. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با نقد و بررسی دیدگاههای موجود، به چالشهای اساسی میان دو نظریه مشهور در این زمینه میپردازد. محور اصلی بحث، واکاوی این پرسش است که آیا فناء عین ثابت در ذات الهی به معنای نابودی مطلق حدود و قیود وجودی است یا خیر. در این مسیر، مباحثی همچون نسبت میان ماهیت و وجود، چگونگی تنزل حقیقت مطلق در مراتب کثرت، و لزوم حفظ سنخیت میان مبدأ و معاد مورد واکاوی قرار میگیرد. استاد با تحلیل دقیق این مبانی، اشکالات وارد بر دیدگاههای علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی را مطرح کرده و مخاطب را به تأمل در چگونگی جمع میان اطلاق ذات و بقای هویت وجودی در مسیر سلوک دعوت میکند.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق مسئله «فناء ذاتی» اعیان ثابته در وجود مجرد میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا حدود و ثغورِ عارض بر اعیان ثابته، موجب انقطاع آنها از وجود مجرد میشود یا خیر. استاد با ارائه مثالهایی همچون نسبت صوت به کلمات و نقاشی به نقاش، تبیین میکنند که تمامی تعینات و موجودات عالم، در مرتبه ثبوت، فناء ذاتی در وجود مطلق دارند و اسنادِ هستی به آنها، اسنادی مجازی است. در ادامه، کیفیتِ ظهور یک حقیقت واحد در مجاری و صور مختلف بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که سیر سالک، نه به معنای اضافه شدن چیزی به او، بلکه به معنای کنار رفتن حجابها و ادراکِ حقیقتِ فناء ذاتی است که از ابتدا در بطنِ وجود او نهفته بوده است. این جلسه با هدف رفع شبهات پیرامون نحوه تعلقِ معلول به علت و تبیین جایگاهِ «هو» در اسنادِ وجودی ارائه شده است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «عین ثابت» و جایگاه آن در سلسلهمراتب هستی میپردازند. بحث با پرسش پیرامون نسبت اعیان ثابته با کثرات و مراتب وجودی آغاز شده و استاد با تفکیک میان سلسله طولی و عرضی، نقش واسطگی ملائکه و ارواح در تحقق حوادث عالم را تشریح میکنند. در ادامه، حقیقتِ منیت و هویت شخصی انسان که در تمام اطوار وجودی ثابت میماند، مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با استفاده از مثالهای عرفانی، کیفیت ارتباط عین ثابت با فیض مقدس و وجود منبسط را تبیین کرده و به تفاوت نگاه اولیاء الهی با نگاه عادی به عالم خارج اشاره میکنند. در پایان، کیفیت خلق ارواح و نحوه سیر تکاملی انسان از مراتب تراب و نبات تا رسیدن به حقیقت انسانیت با تکیه بر آیات قرآن و مبانی عرفانی بررسی میشود تا مخاطب به درکی روشن از بقای حقیقت وجودی در عین تغییرات ظاهری دست یابد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق اختلافنظر میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی پیرامون مسئله «فناء ذاتی» و «اعیان ثابته» میپردازند. بحث اصلی حول این محور میچرخد که اگر موجودات در مرتبه فناء، هستی خود را از دست میدهند، مرجع ضمیر و هویت اشیاء در مقام اثبات چگونه باقی میماند. استاد با نقد دیدگاههای رایج، بر این نکته تأکید دارند که باید میان مقام «ثبوت» و «اثبات» تفکیک قائل شد. ایشان با استناد به قاعده «بسیط الحقیقة کل الاشیاء»، تبیین میکنند که فناء ذاتی به معنای نابودی هستی نیست، بلکه به معنای هضم تعینات در وجود مطلق است. در نهایت، این جلسه با بررسی چگونگی حفظ هویت سالک در عین فناء و نقش تازیانه سلوک در کنار زدن حجابهای خودبینی، به این نتیجه میرسد که سیر انسان، حرکتی درونی برای رسیدن به حقیقت ثابت خود است.