6

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات

تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

14859
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

استطاعت حج و جایگاه امنیت راه در تحقق آن، موضوع این گفتار آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از معنای باز بودن راه و وابستگی استطاعت به سلامت و توان مالی آغاز می‌شود و سپس روایاتی بررسی می‌شوند که بیشتر بر زاد و راحله تأکید دارند. توضیح داده می‌شود که امنیت مسیر، شرطی عرفی و بدیهی است و ذکر آن نباید به شرطی فراتر از امکان واقعی سفر تعبیر شود. از این مبنا، بحث به تفاوت بسته بودن یک مسیر با امکان سفر از مسیر دیگر و آثار نوبت ثبت‌نام، هزینه بیشتر و تهدیدهای اداری می‌رسد. خاطره سفر حج نمایندگان مجلس، زمینه نقد شرط دانستن اجازه مدیر برای استطاعت را فراهم می‌کند. در پایان، با مقایسه غیبت کارمند برای بیماری و سفر، این برداشت نقد می‌شود که هر مانع اداری می‌تواند وجوب حج را از شخص توانمند بردارد.

/12
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات

  • تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه ششم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • استطاعت حج و نقش سلامت، مال و امنیت راه

  • بحث راجع به تخلیۀ سرب بود؛ البته استطاعت یک عنوان کلی است که امنیت طریق و تخلیۀ سرب را هم دربر می‌گیرد، زیرا در آیۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ زاد و راحله و تخلیۀ سرب نیامده است؛ بلکه فقط ﴿مَنِ استَطاعَ﴾ آمده است و این یک عنوانِ شامل برای حالتی که حصولش من عدة الأمور است و از چند مسئله، آن حالت برای انسان حاصل شود.

  • از بین رفتن استطاعت با فقدان یکی از شرایط

  • همۀ این موارد به‌عنوان جزء‌العلة در حصول و تحقق آن حالت و کیفیت دخالت دارند و با فقدان هر یک از آن امور، طبعاً این معلول هم منتفی خواهد شد؛ من‌باب‌مثال، در «الصحة فی البدن» اگر شخص مال و قنطار قنطار، طلا و جواهر داشته باشد، اما همین‌که می‌خواهد برود یک‌دفعه از پله بیفتد و دیسک کمر بگیرد و در منزل بیفتد، فوراً «الصحة فی البدن» منتفی می‌شود و با انتفاء آن، طبعاً استطاعت هم منتفی خواهد شد؛ یعنی آن حالت و آن شیء خارجی که عبارت است از حالت تهیؤ و آمادگی برای سفر، منتفی خواهد شد.

  • این مسئلۀ صحت بدن شد. مسئلۀ دیگر، زاد است. [من‌باب‌مثال] شخصی آمادگیِ برای رفتن دارد، اما ناگهان زادش را سارق سرقت می‌کند و دیگر هیچ مالی برای اتیان حج ندارد و تمکن از دَین هم ندارد؛ [طبعاً استطاعت هم منتفی می‌شود.] البته مسئلۀ دین خواهد آمد و فعلاً بحث ما در تخلیۀ سرب، یعنی امنیت برای طریق، است.

  • یا من‌باب‌مثال یک‌مرتبه قضیه‌ای پیش می‌آید و بچه‌اش یا زنش مریض می‌شود و پولی که باید برای حج بدهد به بیمارستان می‌دهد؛ پولش تمام می‌شود.

  • پس این موارد به‌عنوان جزء‌العلة، استطاعت را رفع می‌کنند؛ یعنی طبعاً آن معلول خارجی، به‌واسطۀ این مسئله منتفی خواهد شد.

  • معنای تخلیه سرب و آماده بودن راه

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

3
  • در مسئلۀ تخلیۀ سرب که در اینجا، در روایات آمده است، مسئلۀ امنیت راه است؛ یعنی مُخلّی بودن، آماده بودن. مثل اینکه می‌گویند: «فلان شیء مخلّی بالطبع است.»؛ یعنی موافق با طبع است و با طبع انسان هماهنگی دارد. اگر انسان غذایی را بخورد و از آن بدش بیاید، نمی‌گویند: «این مخلّی بالطبع است.»؛ چون ذائقۀ انسان نمی‌پسندد. مخلّی بالطبع بودن یعنی چیزی موافق با ذائقۀ انسان باشد؛ مثلاً نوشیدن یک آب گوارا، مخلّی بالطبع است و یا غذای خوب، مخلّی بالطبع است و یا راه هموار، مخلّی بالطبع است؛ ولی به راه سختی که از کوه می‌گذرد و با مشکلات باید از آن بالا بروند، مخلّی بالطبع نمی‌گویند.

  • تفسیر استطاعت در روایات امامان

  • بااین‌حال در روایاتی که در باب استطاعت وارد شده است وقتی‌که از تفسیر آن سؤال می‌شود، حضرت در بیشتر آن روایات، مسئلۀ تخلیۀ سرب را مطرح نمی‌کنند.

  • روایات زاد و راحله و سلامت بدن

  • در روایت اول می‌فرمایند: «یکون له ما یحجّ؛ آن‌قدر داشته باشد که با آن حج کند.1»

  • در روایت دوم که صریح است، حلبی از امام صادق علیه‌السلام سؤال می‌کند: «ما السّبیلُ؟» قال: «أن یکونَ له ما یحُجُ به.»2 حضرت می‌فرماید: «آن‌مقداری را که بتواند حج انجام بدهد، داشته باشد.»

  • روایت سوم، روایت سکونی از ابی‌عبدالله علیه‌السلام است که می‌پرسد: «یا ابن رسول الله، أخبرنی عن قول الله عزّوجلّ ﴿ولِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾.» می‌فرمایند: «إنّما یعنی بالاستطاعة الزّاد و الرّاحلةَ، لیس استطاعةَ البدن.»3

  • روایت چهارم، حضرت می‌فرماید: «السّبیلُ الزّادُ و الرّاحلةُ مع الصّحةِ.»4 در اینجا هم تخلیۀ سرب نیست.

  • روایت پنجم، روایت تحف‌العقول است که در مجلس قبل آوردیم، عن الرضا علیه‌السلام که می‌فرماید: «و السّبیلُ زادٌ و راحلةٌ.»5

  • روایت ششم، روایت کنانی است از ابی‌عبدالله علیه‌السلام، حضرت می‌فرماید: «قال و إن کان یقدرُ علیٰ أن یرکبَ بعضًا و یمشیَ بعضًا فلیفعَل.»6 در اینجا هم تخلیۀ سرب ندارد.

    1.  وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۳.
    2.  وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۳۴.
    3. همان.
    4. همان.
    5. همان.
    6. همان.

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

4
  • در روایت هفتم که روایتی صحیح و خیلی صریح است، عبدالرحمن بن حجاج از حضرت در معنای استطاعت در آیۀ قرآن سؤال می‌کنند و حضرت در بیان و تفسیر ﴿مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ می‌فرمایند: «الصّحةُ فی بدنه و القُدرةُ فی ماله.»1

  • روایت هشتم می‌فرماید: «القوةُ فی البدن و الیسارُ فی المال.»2 همین‌طور بسیاری از روایات هست که تخلیۀ سرب ندارد.

  • در روایت نهم از تفسیر آیۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ سؤال می‌کنند، حضرت می‌فرماید: «ذلک القوّةُ فی‌ المال‌ و الیسارُ.»3 دوباره می‌پرسد: «فإن کانوا موسرین فهم ممّن یستطیعُ؟» حضرت می‌فرمایند: «نعم.»4 و مطلب دیگری نمی‌فرمایند.

  • روایت دهم، روایت [صدوق است از اعمش به اسناد خودش که روایت صحیح‌السند است و] حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «... و هو الزّادُ و الرّاحلةُ مع صحّةِ البدنِ.»5

  • روایات تصریح به باز بودن راه حج

  • از طرف دیگر می‌بینیم که روایات دیگری در زمینۀ تخلیۀ سرب داریم که البته بیشتر از دو یا سه روایت نیست.

  • روایت اول از امام صادق علیه‌السلام است که دربارۀ این آیه می‌فرماید: «مَن کان صحیحًا فی بدنه مُخَلّی سَربُه له زادٌ و راحلةٌ فهو ممّن یستطیعُ الحجّ.»6

  • روایت دوم از توحید مرحوم صدوق است که هشام بن حکم از امام صادق علیه‌السلام سؤال می‌کند: «ما یعنی بذلک؟» قال: «مَن کان صحیحًا فی بدنه مُخَلّی سَربُه له زادٌ و راحلةٌ.»7

  • روایت سوم از حفص کناسی است که امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «مَن کان صحیحًا فی بدنه مُخَلّی سَربُه له زادٌ و راحلةٌ فهو ممّن یستطیعُ الحجّ.»8

  • شاید این دو روایت یکی است و هردو راوی حضور داشتند و شاید هم روایت دیگری باشد.

  • امنیت راه به‌عنوان شرط عرفی سفر

  • از این مسائل استفاده می‌شود که مسئلۀ تخلیۀ سرب، یعنی امنیت طریق، مسئله‌ای است که اصلاً در لسان ائمه علیهم‌السلام مورد توجه نبوده است تا بخواهند به زبان بیاورند؛ چون این مسئله، مسئله‌ای عادی است و عنایت خاصی روی این قضیه نبوده است.

    1.  وسائل الشیعة، ج ‌۱۱، ص ۳۶.
    2. همان.
    3. همان.
    4. همان.
    5. همان.
    6. همان.
    7. همان.
    8. همان.

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

5
  • پرسش درباره موانع سفر در روزگار کنونی

  • ـ تلمیذ: شاید عدم ذکر تخلیۀ سرب مربوط به زمان قدیم بوده است و هرکس می‌خواسته به مکه برود راه برایش باز بوده است ولی الآن حتماً باید از یک طریق خاص ویزا بگیرند، چون ممکن است که طرف تا جده برود ولی او را برگردانند و اینها یک‌مقدار مشکل‌ساز شده است.

  • ـ استاد: بله، این مسئله را عرض خواهم کرد.

  • تفاوت امنیت راه با نفی هر احتمال خطر

  • تخلیۀ سرب یعنی امنیت طریق و بسته نبودن راه. حالا این بسته نبودن به هر شکل و کیفیتی باشد؛ مثلاً دزدان قافله از پشت کوه می‌آیند و راه را می‌بندند یا مثلاً مأمورین حکومتی از ورود به مکه ممانعت می‌کنند. [ولکن] در قضیۀ تخلیۀ سرب، منظور از امنیت این نیست که انسان حتی احتمال خلاف و احتمال عدم امنیت را هم ندهد؛ [احتمال عدم امنیت منافی با وجود امنیت طریق نیست.]

  • اگر امام علیه‌السلام در استطاعت، مسئلۀ امنیت را مانند مسئلۀ زاد و راحله و سایر مسائل ( که مطلب بسیار بدیهی است ) ذکر می‌کردند، ممکن بود که برای مخاطبین سؤال و اشکال پیدا شود که امام علیه‌السلام نسبت به تخلیۀ سرب چه نظری دارند؛ با اینکه تخلیۀ سرب در همۀ سفرها هست. [لزوم] تخلیۀ سرب در سفر یعنی هرکس که می‌خواهد به سفر برود باید راه برایش باز باشد و اگر بسته باشد، اقدام به سفر نمی‌کند.

  • من‌باب‌مثال اگر شما بخواهید به طهران بروید ولی در ابتدای عوارضی به شما بگویند که: «راه را بسته‌اند»، دیگر در آنجا تخلیۀ سرب نیست و لذا نمی‌روید. یا من‌باب‌مثال اگر بخواهید در منطقه‌ای پیاده‌روی کنید ولی به شما بگویند که در آنجا حیوانات هستند و ممکن است باعث صدمه و اذیت شما بشوند و به‌طورکلی یک خطر جدّیِ عقلاییِ واقعی، شما را تهدید کند، طبعاً شما به این مسئله و هشدار ترتیب‌اثر می‌دهید.

  • شبهه شرطی فراتر از معنای عرفی امنیت

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

6
  • اگر امام علیه‌السلام مسئلۀ تخلیۀ سرب را به‌نحو شرط بیان کنند، ممکن است این ذهنیت برای شخص پیدا شود که شاید مقصود امام این است که هموار بودن راه، معنای زائدی بر آنچه عرف این معنا را استدراک می‌کند دارد، نه همان معنای عرفی بسیط و عادی که همۀ افراد می‌فهمند. لذا برفرض اگر امام علیه‌السلام تخلیۀ سرب و هموار بودن راه را جزء شرایط ذکر کنند، ممکن است از امام سؤال شود که اگر معنای عرفی مراد است، این شرط گفتن ندارد و هرکسی که مسافرت می‌کند، باید حتماً راه هموار باشد؛ اگر راه بسته باشد، اصلاً نمی‌تواند برود، پس چطور این را به‌عنوان یک شرط زائد بیان می‌کنید؟!

  • یعنی مثلاً اگر من الآن بدانم که رفتنم به طهران خطر دارد و خطرش هم یک خطر جدی است، طبعاً نمی‌روم و این نیاز به گفتن ندارد! ملالغتی نیستیم که کلامی را بیاوریم و روی هر نقطه [معنای خاصی را مدّنظر داشته باشیم.] یا مثلاً اگر سلطات حکومتی و دولتی مانع بشوند، دیگر معنا ندارد که انسان بخواهد به سفر برود!

  • ـ تلمیذ: زاد و راحله هم همین‌طور است.

  • ـ استاد: نسبت به زاد و راحله، آنجا می‌رسیم. قضیۀ استطاعت، قضیه‌ای آسان نیست و مسائل باید یک‌به‌یک بررسی شود.

  • محاصره کوفه و ناتوانی برخی از نصرت امام حسین

  • در واقعۀ کربلا سلطات ابن‌زیاد آمده بودند و دور کوفه را محاصره کرده بودند، به‌طوری‌که کسی نمی‌توانست از شهر خارج شود و افراد با یک لطایف‌الحیلی می‌توانستند از کوفه خارج شوند و خودشان را به امام برسانند.1 در آن زمان تخلیۀ سرب نبود، یعنی طبعاً راه بسته بود و رفتن به کربلا، مساوی با اسارت یا کشته‌شدن بود؛ دیگر انسان چه داعی‌ای برای رسیدن به امام حسین علیه‌السلام دارد؟!

  • چون اگر قرار بر نصرت سیدالشهداء علیه‌السلام است، انسان باید راهی پیدا کند؛ ما پر نداریم که بال بزنیم و به کربلا برویم، بالأخره باید همین راه عادی را برویم. اگر انسان بداند که قطعاً نمی‌تواند حرکت بکند و بخواهد برود، طبعاً محصور و ممنوع می‌شود؛ یا اینکه فاصلۀ انسان تا کربلا طولانی است و یک ماه طول می‌کشد، دراین‌صورت، چگونه می‌تواند برود؟! مثلاً حضرت باید به او طیّ‌الارض بدهد تا با طیّ‌الارض خودش را به کربلا برساند و اِلّا اگر بخواهد به‌طریق عادی حرکت کند، هنوز یک هفته راه را طی نکرده، ظهر عاشورا شده و مسائل تمام شده و او هنوز صد فرسخ با کربلا فاصله دارد!

    1.  الارشاد، ج ۲، ص ۷۱.

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

7
  • خیلی از اصحاب در مدینه و این‌طرف و آن‌طرف بودند که دلشان می‌خواست بروند ولی نتوانستند و لعل‌اینکه اگر در کربلا بودند، با خود امام حسین علیه‌السلام می‌بودند و مثل شهدای کربلا حضور می‌داشتند و توفیق شهادت و نصرت پیدا می‌کردند ولی برای بعضی این توفیق دست نداد؛ یعنی مسئله به این سادگی نبوده است! البته قرار بر این بوده که این جریان به این نحو و با این کیفیت و به این وضع انجام بشود و افرادی هم که همراه حضرت بودند، آنهایی بودند که توانستند خودشان را به این قضیه برسانند.

  • بنابراین می‌بینیم که مسئلۀ تخلیۀ سرب، یک مسئلۀ عقلایی است، نه یک مسئلۀ غیرعقلایی؛ لذا امام علیه‌السلام در این روایات اصلاً تخلیۀ سرب را مطرح نکرده‌اند، مگر در دو یا سه روایت. پس اگر از امام علیه‌السلام از استطاعت سؤال شود و حضرت در جواب بفرمایند: «هم زاد و راحله داشته باشید و هم راهت را نبندند.» می‌گویید: «دیگر ذکر این شرط که راهت را نبسته باشند، معنا ندارد!» چون این احالۀ به امر عادی است و بسته بودن راه و انسداد طریق، جای گفتن ندارد تااینکه امام این مسئله را بیان کند. به‌خاطر ورود همین شبهه است که امام نسبت به آن توجهی ندارند.

  • وجوب حج با امکان انتخاب مسیر دیگر

  • [یا فرمایش حضرت به‌خاطر این است که] اگر شخصی دید که یک طریق و راه، مسدود و بسته است، ولی درعین‌حال از طریق دیگری می‌تواند به حج برود، این ذهنیت برای او پیدا نشود که چون امام در شرایط وجوب حج، تخلیۀ سرب را بیان فرموده‌اند، دیگر حرکتی نکند و در خانه‌اش بنشیند و پا را روی پا بیندازد! بلکه اگر نمی‌گذارند از ایران به حج بروی، برخیز و از یک کشور دیگر به حج برو! چون حج، واجب است.

  • اگر الآن قانون اجازه نمی‌دهد و جلوی افراد را می‌گیرند و نمی‌گذارند که به مکه بروند، جواب این قانون را باید بین خود و خدا بدهند! اما اگر تو می‌توانی از طریق و راه دیگر بروی، در اینجا مسئلۀ تخلیۀ سرب وجود دارد؛ دراین‌صورت شما نمی‌توانید بگویید که راه بسته است و ده سال دیگر نوبت ما می‌شود، بلکه شما که الآن مال دارید و می‌توانید از کشور دیگر بروید، همین امسال باید بروید!

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

8
  • تأثیر تهدید به ضبط گذرنامه و زندان بر حج

  • اگر تهدید کردند که: «اگر رفتید، پاسپورت شما را می‌گیریم.»، خب بگیرند؛ [واجب است که به حج بروید!] حج که به‌واسطۀ گرفتن پاسپورت ساقط نمی‌شود! یا اینکه تهدید می‌کنند و چنین کرده‌اند که شش ماه زندانی می‌کنند، خب به زندان بیندازید؛ واجب است که به حج بروید!

  • بنده شنیده‌ام که می‌گویند: «زندان دارد.» و تهدید می‌کنند که: «شاید تا چند سال اجازۀ خروج داده نشود!» کسی نمی‌تواند مانع حج گردد و کسی هم نمی‌تواند به‌خاطر اینکه شش ماه پاسپورتش را می‌گیرند و نقطۀ منفی روی پاسپورت و جوازش می‌گذارند، حجّ واجبش را ترک کند! حج بر کسی که پول دارد، واجب است؛ ولو صد میلیون خرج کند و آمریکا و انگلیس و همۀ کشورهای کفار را دور بزند تا خودش را به مکه برساند! حج، واجب است و هیچ احدی در دنیا نمی‌تواند جلوی وجوب آن را بگیرد؛ بایّ‌ِنحوٍکان! خدا به داد آنهایی برسد که سادّ طریق مردم‌ برای رفتن به‌سوی حج هستند! باید نسبت به این قضیه پاسخگو باشند!

  • اطلاق آیه استطاعت و محدود نبودن مسیر حج

  • لذا امام علیه‌السلام اصلاً مسئلۀ تخلیۀ سرب را مطرح نمی‌کند، چون این یک مطلب عادی است. خدا حج را واجب کرده و در آن تخلیۀ سرب و امنیت طریق نیامده است؛ بلکه فقط ﴿مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ آمده است؛ یعنی هرکس هر راهی برای رفتن و حج کردن می‌یابد، باید برود! این یعنی چه که حتماً باید از ایران برود و حتماً باید ثبت‌نام کند و تا ده سال دیگر تأخیر بیفتد؟! این قانونی که ثبت‌نام می‌کنند، برای افرادی است که پول و یا امکانات ندارند، اما اگر کسی پول و امکانات دارد، به چه دلیلی باید ثبت‌نام کند و منتظر بماند؟! به چه دلیل شرعی این آیۀ ﴿مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ باید انصراف پیدا کند به‌همین طریقی که تأمین شده است؟!

  • راه دور و هزینه بیشتر در تحقق استطاعت

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

9
  • آیۀ ﴿مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ اطلاق دارد؛ یعنی کسی که راهی به‌سوی او پیدا می‌کند؛ حالا این راه به‌سوی او یا با هواپیمای جمبوجت از طهران با دو ساعت و نیم پرواز به جدّه است، یا از طهران به دبی است و از آنجا به جدّه است، یا از طهران به کویت است و از آنجا به جدّه است، یا از طهران به مسکو است و بعد به جدّه است، یا از طهران به لندن و بعد به جده است؛ فرق نمی‌کند همۀ این راه‌ها باید به جده ختم شوند و همۀ اینها سبیل هستند؛ بنابراین اینکه در اینجا [یعنی در بعضی از روایات، تخلیۀ سرب] ذکر نشده است، عنایت خاصّ امام علیه‌السلام است.

  • این نکاتی که بیان شد، نکات ظریفی است و باید در آنها دقت کرد. روایات فراوانی داریم که تمام آنها در شرح استطاعت می‌گویند: «زاد و راحله»؛ ولی هیچ‌کدام از آنها تخلیۀ سرب را نمی‌گویند. [از طرف دیگر] در سه روایت، تخلیۀ سرب آمده است. این به‌خاطر این است که تخلیۀ سرب، یک امر بدیهی است و گفتن ندارد؛ حتی هر بچه‌ای هم می‌فهمد که بالأخره باید راه باز باشد و اِلّا راه بسته را که نمی‌توان پیمود و ما کبوتر هم نیستیم که بال بزنیم و از مرز رد بشویم! آنها جلوی انسان را می‌گیرند. اگر سلطات، یا خودِ عربستان مرز را ببندد، آدم از کجا می‌تواند وارد بشود؟! آدم که نمی‌تواند از زیر زمین نقب بزند! باید از یکی از همین حدود و مرزها برود.

  • تفاوت نوبت ثبت‌نام با ناتوانی از سفر حج

  • لذا این ذهنیت برای ما پیدا نشود که نسبت به قضیۀ تخلیۀ سرب، مطلب را خیلی باز بگیریم و بگوییم: «حالا که نام‌نویسی می‌کنند و تا ده سال دیگر نوبت ما می‌شود، پس به‌همین‌جهت در اینجا تخلیۀ سرب نیست و راه بسته است و باید تا نُه سال دیگر صبر کنیم، تا نوبت ما فرا رسد و کاری هم نمی‌توانیم بکنیم!» بلکه باید گفت: «لعل در این نه سال بمیری و یا در این مدت هزار اتفاق و حادثه پیش آید!» لذا اگر توانایی مالی داری، الآن رفتن به حج بر تو واجب است! اما اگر توانایی مالی نداری، دراین‌صورت مسئله به فقدان زاد و راحله برمی‌گردد، نه به تخلیۀ سرب.

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

10
  • اما در قضیۀ تخلیۀ سرب، واجب است که راهی را انتخاب کرد تا این واجب اتیان شود؛ ولو بلغ ما بلغ، ولو پاسپورت او را بگیرند یا او را به زندان بیندازند! در انجام این فریضۀ الهی نباید تعلل کرد، چون حج، واجب است!

  • خاطره حج نمایندگان مجلس و تقدم حج واجب

  • قضیۀ خیلی جالب و عجیبی در کتاب به‌سوی سرنوشت، نوشتۀ آقای هاشمی1 خواندم ( البته مسائل و قضایای جالبی در این کتاب نوشته است؛ اگر آن کتاب را دارید، بروید و بخوانید. ) و آن اینکه:

  • «یک سال ایام تعطیلی مجلس مصادف با ایام حج شده بود. خیلی از آقایان نماینده‌های مجلس مستطیع بودند و بر مستطیع هم واجب است که به حج مشرف شود و به مکه برود. ما گفتیم: ”از این تعطیلی مجلس استفاده کنیم و بگوییم: افرادی که می‌خواهند به حج بروند، ایام مناسبی است که به مکه بروند.“ آقای خمینی2 در یک سخنرانی به عزیمت نمایندگان به سفر بیت‌الله الحرام اعتراض کردند و گفتند: ”در این شرایط، نماینده‌ها نباید مجلس را تعطیل کنند.“ من فردای آن روز در جلسۀ هیئت‌رئیسۀ مجلس گفتم: ”نه‌خیر، هیچ اشکالی ندارد و کسی نمی‌تواند جلوی حج واجب را بگیرد!3“»

  • هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی حج واجب را بگیرد و آن‌وقت هم، وقت تعطیلی مجلس بوده، نه‌اینکه بخواهند مجلس را تعطیل کنند!

  • نقد شرط دانستن اجازه مدیر برای استطاعت

  • خلاصه، در آن سال نماینده‌ها به حج می‌روند. آنهایی هم که باید به‌اصطلاح قلم را به‌دست بگیرند، شروع به تازاندن کردند و گفتند که ایشان اصلاً حق نداشته در قبال این مسائل اظهار‌نظر کند و از این مسائل شعاری...! نکتۀ عجیب اینجا است که آنها مرجع تقلید هم شده بودند! عجیب است که اینها می‌گفتند: «اینها نمی‌دانند که یکی از شرایط استطاعت، اجازۀ مدیر است!4» [این سخن آنها] یعنی اگر شما در یک سازمان هستید و اشتغال به کار دارید، تا مدیرکل و رئیس، اجازۀ حج ندهند اصلاً استطاعت محقق نمی‌شود! گفتم: «الحمدلله؛ حالا آقایان هم مجتهد و هم مرجع شده‌اند!»

    1.  خاطرات سال ۶۱، تألیف آقای هاشمی رفسنجانی، ص ۲۳۶ و ۲۳۷، متن و پاورقی ۹ شهریور و چهارشنبه ۱۰ شهریور.
    2.  صحیفه آیةالله خمینی، ج ۱۶، ص ۴۶۴ و ۴۶۵.
    3. نقل به مضمون.
    4. نقد کتاب آرامش و چالش از عباس سلیمی نمین:
      «... به‌صورت کاملاً منطقی یک مدیر می‌تواند برای جلوگیری از تعطیل شدن امری از امور مربوط به مردم و جامعه، اجازۀ تشرف به حج را به برخی از افراد مستطیع به‌لحاظ مالی و جسمی ندهد و اصولاً اخذ چنین اجازه‌ای، خود یکی از شرائط استطاعت به‌حساب می‌آید.»
      جمعه ۱۵ خرداد ۱۳۸۳.

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

11
  • واقعاً عجیب است که چقدر دین خدا دستخوش تحریف قرار می‌گیرد! حجّی که وقتی وجوبش می‌آید رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هم نمی‌تواند جلویش را بگیرد و امام زمان علیه‌السلام هم نمی‌تواند مانعش شود، الاّ در شرایطی استثنایی که خود آن مقام ولایت آن را می‌داند و ما نمی‌دانیم و نباید خودمان را به‌جای پیغمبر و امام زمان علیهم‌السلام قرار دهیم و هر دستوری را بدهیم!

  • جایگزینی کارمند و پاسخ به مانع اداری حج

  • حالا اگر همین آقایی که شما می‌گویید: «مدیرکل به او اجازه نداده تا به حج برود و واجبش را به‌جا آورد»، مریض شود و قلبش بگیرد و باید یک ماه در بیمارستان بستری باشد، آنگاه شما چه‌کار می‌کنید؟! آیا سازمان را تعطیل می‌کنید یا یک نفر را به‌جای او قرار می‌دهید تا کار او را انجام بدهد؟! چطور در مورد حج، اجازۀ مدیر شرط است و باید از مقام بالا اجازه بگیرد و اِلّا اصلاً استطاعت حاصل نمی‌شود، اما اگر کارمندی مریض شود یا خوابش ببرد یا به سفر غیر حج برود و یا به سرویس نرسد، شما سازمان را تعطیل نمی‌کنید؟! بلکه شخصی را جایگزین او می‌کنید تا کار او را انجام دهد و بعداً شخص مزبور را توبیخ می‌کنید، یا اگر مریض است او را به بیمارستان می‌برید و جایش را پر می‌کنید.

  • بالأخره در هر سازمانی برای این‌گونه مسائل و حوادث، تمهیداتی پیش‌بینی شده است و همین‌طور روی هوا که اداره نمی‌کنند! این‌طور نیست که اگر شخصی مریض شود یا خوابش ببرد و با سرویس نرود، کلّ این ساختمان پایین بیاید! بلکه آن روز یکی دیگر به‌جای او امضا می‌کند.

  • اما وقتی قضیۀ حج می‌شود، صورت دیگری می‌یابد و می‌گویند: «شخص مستطیع نباید برود!» این احکام و دستورات، خلاف ما انزل الله است. خلاصه، به آقای هاشمی اشکالات زیادی شد؛ یکی از آن اشکالات این بود که: «چرا شما در مقابل حرف ایشان ایستادید؟!»

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات - تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

12
  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.