18

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف

تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

14200
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف، موضوعی است که آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با کنار هم گذاشتن روایات توضیح میدهد. بحث از تفاوت بذل هزینۀ حج با همراه بردن شخص فقیر آغاز میشود و به روایاتی میرسد که حج نخست را کامل میدانند، اما پس از توانگری یا آزادی، انجام دوبارۀ آن را لازم میشمارند. سپس برداشت شیخ طوسی از استحباب اعاده نقد میشود و نقش نیت حج در وضعیت اجیر و ساربان بررسی میگردد. پرسش اصلی این است که چگونه حج نخست حجةالاسلام محسوب میشود و در عین حال، تکلیف تازهای پدید میآید. پاسخ بر تغییر موضوع و شرایط شخص تکیه دارد: هر حج در وضعیت خود کامل است و تغییر شرایط میتواند وجوب دیگری ایجاد کند. در پایان، تفاوت این حکم با نماز و نسبت حج نیابتی با تکلیف شخصی روشن میشود.

/15
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف

  • تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه هجدهم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • حد کفایت زاد برای انجام حج

  • در جلسات گذشته روایاتی راجع به کیفیت زاد، خدمت رفقا بیان شد و عرض شد که زاد یا قوت، عبارت است از همان نحوۀ تغذّی‌ای که انسان می‌تواند بقای خودش را به‌واسطۀ آن تغذّی تضمین کند؛ فقط به‌همین مقدار مکلّف است، نه بیشتر.

  • روایات وجوب حج پس از تغییر شرایط

  • اما مسئلۀ اساسی، راجع به مسئلۀ بذل و کیفیت تعلّق وجوب است؛ مثلاً در مورد حمل، یک روایت بود که دلالت بر وجوب می‌کرد و نظایرش هم موجود است. در روایت داریم که اگر مُراهق و غیربالغ، حج انجام دهد، باید دوباره بعد از بلوغ، حج را انجام دهد.

  • روایت امام صادق دربارۀ حج پیش از بلوغ

  • من‌باب‌مثال در کتاب شریف کافی داریم:

  • عن ابن‌محبوبٍ عن شِهابٍ عن أبی‌عبدالله علیه‌السلام قالَ: «و سألتُهُ عن ابن عَشر سنینَ یَحُجُّ.»

  •  قالَ: «علیه حَجَّةُالإسلامِ إذا احتَلَمَ و کذلکَ الجاریَةُ علیها الحَجُّ إذا طَمِثَت.»1

  • این روایت بر وجوب حجةالإسلام [بعد از بلوغ] دلالت می‌کند؛ چون در اینجا [یک] شرط [وجوب] حج که بلوغ است، تحقق پیدا نکرده است.

  • روایت مسمع دربارۀ بلوغ و آزادی برده

  • یا در روایت دیگری داریم:

  • مسمع بن عبدالملک عن أبی‌عبدالله علیه‌السلام قالَ: 

  • «لَو أنَّ عبداً حَجَّ عَشرَ حِجَجٍ، کانت علیهِ حَجَّةُالإسلامِ أیضاً إذا استَطاعَ إلی ذلک سبیلًا؛ و لَو أنَّ غلاماً حَجَّ عَشرَ سِنین ثُمَّ احتَلَمَ، کانت علیه فریضةُ الإسلامِ؛ و لَو أنَّ مملوکاً حَجَّ عَشرَ حِجَجٍ ثُمَّ أُعتِقَ، کانت علیه فریضةُ الإسلامِ إذا استَطاعَ إلیه سبیلًا.»2

  • موردِ آخر در این روایت دلالت بر وجوب حج بعد از اعتاق می‌کند.

  • روایت فضل بن عبدالملک دربارۀ حج فرد فقیر

  • یا من‌باب‌مثال در مورد شخصی که فقیر است و او را به حج می‌برند، روایت دیگری در کتاب کافی داریم که نظیر روایت قبل است و این روایت در فتوا دادن مهم است:

  • الفَضل بن عبدالملک عن أبی‌عبدالله علیه‌السلام قالَ: «سألتُهُ عن رَجُلٍ لم یَکُن له مالٌ فَحَجَّ به أُناسٌ مِن أصحابه، أَ قَضَی حجَّةالإسلام؟»

    1.  الکافی، ج ۴، ص ۲۷۶.
    2.  الکافی، ج ۴، ص ۲۷۸.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

3
  •  قالَ: «نعم! فإذا أیسَرَ بعد ذلک، فعلیه أن یَحُجَّ.»

  • قلتُ: «و هل تکون حجَّتُهُ تلک تامَّةً أو ناقصةً إذا لم یکن حجَّ مِن ماله؟»

  •  قالَ: «نعم! یُقضَی عنهُ حجَّةُالإسلام و تکونُ تامَّةً و لَیست بناقصةٍ؛ و إن أیسَرَ، فَلیَحُجَّ.»1

  • تفاوت بردن شخص به حج با بذل هزینۀ حج

  • این روایت، با روایت بذل فرق می‌کند. در اینجا بذل نیست؛ بلکه «فحجّ به» آمده است. فعلاً صحبت در وجوب حجّ بعد الاستطاعة است؛ «فَعَلَیهِ» دلالت بر وجوب دارد. حالا سؤال این است که آیا آن حجی که انجام داده، تام بوده یا ناقصه بوده است؟ حضرت می‌فرماید: «حجش تام است.»

  • استدلال فقها به کامل بودن حج نخست

  • توجه کنید که روی چه مطالبی دقت می‌کنم! حضرت می‌فرماید: «حجش تام بوده است.» مگر چند حجّ تام داریم؟! این شخص حجةالاسلام را انجام داده و حجش هم صحیح است. «أیسَرَ» یعنی بعد از ایسار، وقتی که استطاعت پیدا کرد، باید حج را انجام دهد. در اینجا آقایان می‌گویند:

  • «حج مستحب است؛ چون دو حجّ تام که نداریم!» (و می‌گویند:) 

  • «اگر این مصلحت ملزمه در حجّ اول تدارک شده است، [چرا باید دوباره در وقت ایسار به حج برود؟!] مگر چند مصلحت وجود دارد؟! یک مصلحت ملزمه بوده و شخص را ملزم به حج کرده، او هم رفته و این را انجام داده است. وقتی که انجام داده، بریءُالذمّة شده است؛ پس اینکه امام علیه‌السلام می‌فرماید: ”وَ إن أیسَرَ فلیَحُجَّ“ دلالت بر استحباب می‌کند!»

  • درحالی‌که [در جوابشان باید گفت:] ظهور روایت بر وجوب است؛ حتی ظهور هم نه، شاید صراحت باشد! چون در اینجا «فَلیَحُجَّ» داریم و در روایتی دیگر «یَجِبُ» داریم.

  • حمل وجوب بر استحباب در نظر شیخ طوسی

  • لذا مرحوم شیخ طوسی در اینجا فتوا به استحباب می‌دهد و می‌فرماید:

  • «قوله علیه‌السلام: ”و ان ایسر فلیحج“، محمول علی سبیل الاستحباب؛ یدل علی ذلک الخبرُ الاولُ و قوله علیه‌السلام فی هذا الخبر ایضاً: ”قد قضی حجةالاسلام و تکونُ تامةً و لیست بناقصةٍ“، یدلُّ علی ما ذکرناه و ما اتبعَ من قوله علیه‌السلام: ”و ان ایسر فلیحجَّ“.»

    1. همان.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

4
  • مرحوم شیخ می‌فرماید: 

  • «با همۀ این عبارات دیگر معنا ندارد که این حج، حجّ واجب باشد؛ چون روایت می‌فرماید: ”قضی حجةالإسلام“، حجةالإسلام را انجام داده است؛ ”وَ تَکُونُ تامَّةً و لَیسَت بِناقِصَةٍ“؛ آیا باز هم بگوییم: واجب است؟! ”وَ إن أیسَرَ“ در روایت آمده است؛ پس باید بگوییم: مستحب است.»

  • و در ادامه می‌فرماید:

  • «المرادُ به ما ذکرناهُ من الاستحبابِ؛ لأنه إذا قضی حجةالاسلامِ، فلیس بعد ذلک إلا الندب و الاستحباب. و المعسرُ إذا حجَّ عن غیره، فقد أجزأهُ ذلک.1»

  • ما یک واجب داریم و وقتی که آن واجب را اتیان کرد، مستحب می‌شود. دو واجب که نداریم؛ اینکه خدا بگوید: «نماز ظهر را بخوان!»؛ بعد بگوید: «دوباره نماز ظهر را اعاده کن!»؛ بعد یک امر به وجوب دیگر بیاید و بگوید: «دفعۀ سوم هم بخوان!» یک دفعه واجب بود و ما هم خواندیم!

  • حالا اگر می‌خواهی ما زیاد نماز بخوانیم، بسیارخوب مخلص شما هستیم؛ اما نه به‌عنوان اینکه واجب باشد و بگویی: «حتماً باید خوانده شود!» خدایا، برای تو می‌خوانیم، دو دفعه هم می‌خوانیم و اگر بخواهی، حتی سه دفعه هم می‌خوانیم!

  • حکایت دکتر سجادی و اشکال تکرار تکلیف انجام‌شده

  • دکتر سجادی به من می‌گفت:

  • «به سفر حج رفته بودم، هنگام نماز طواف نساء که رسید، آخوند کاروان گفت: ”قرائت شما باید این‌طور باشد، حمد شما باید این‌طور باشد.“ و بسیار تأکید می‌کرد. کاری کرد که من هفده بار نماز طواف نساء را خواندم!

  • بعد از اینکه اعمال حج را انجام دادیم، کنار کعبه آمدم و جلوی او را گرفتم و گفتم: ”بدان که من در روز قیامت می‌آیم و جلوی جدّم از تو شکایت می‌کنم و به جدم می‌گویم: اگر این حرف‌هایی که او به من گفت صحیح است، من از دین تو برمی‌گردم و اگر صحیح نیست، دادِ مرا از او بگیرید که من هفده دفعه نماز طواف نساء خواندم!“»

  • حالا مرحوم شیخ هم همین را می‌گوید که: «خدایا، یک واجب از ما طلب داشتی، طلبت را دادیم؛ دیگر چرا دوباره برویم و حجةالاسلام را انجام بدهیم؟!» پس منظور حضرت در اینجا استحباب است!

    1.  تهذیب الاحکام، ج ۵، ص ۷.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

5
  • نقد تفاوت فتوای شیخ در حج فرد فقیر

  • روایتی را هم خدمت شما عرض کردیم که اگر شخص معسر، حج را انجام دهد، این حج به‌عنوان حجةالاسلام قبول می‌شود؛ ولکن وقتی که بعداً در یسر قرار گرفت، باید حج انجام دهد.

  • عجیب این است که مرحوم شیخ در اینجا می‌فرماید: «واجب است»! جناب مرحوم شیخ، شما چطور در اینجا [در مورد شخص معسر] می‌فرمایید: «واجب است»، درحالی‌که قبلاً [در ذیل «و إن ایسر فلیحج»] گفتید: «محمولٌ علیٰ سبیل الإستحباب»؟! اینجاست که یک فقیه باید روایات را در کنار هم قرار دهد تا متوجه مقصود امام علیه‌السلام شود.

  • روایات حج نیابتی، اجیر و ساربان

  • روایت دیگر، روایتی صحیح السند است و سندش هیچ اشکالی ندارد و راویان هرکدام از دیگری بهترند.

  • علی بن إبراهیمَ عن أبیه عن ابن أبی‌عُمیرٍ عن معاویة بن عمّارٍ قالَ: «سألتُ أباعبداللَه علیه‌السلام عن رَجُلٍ حجَّ عن غَیره أ یُجزئُهُ ذلک مِن حجَّةِالإسلام؟»

  •  قالَ: «نعم.»

  •  قلتُ: «حجَّةُ الجَمّال تامَّةٌ أو ناقصةٌ؟»

  •  قالَ: «تامَّةٌ.»

  • قلتُ: «حجَّةُ الأجیرِ تامَّةٌ أم ناقصةٌ؟»

  •  قالَ: «تامَّةٌ.»1

  • در اینجا خود شخص، حج انجام نداده؛ بلکه برای غیر خودش انجام داده است؛ مثلاً نیابتاً بوده است. امام علیه‌السلام تصریح می‌کند که این حج، حجةالاسلام به‌حساب می‌آید.

  • جمّال، یعنی آن کسی است که شتر را می‌برد، حجش حجّ تام است. اجیر یا خادم هم که اشخاص او را به‌عنوان کمک و مساعد همراه خود می‌بردند تا کارهایشان را انجام دهد، حجّ او تام است.

  • کفایت حج نیابتی تا زمان توانگری

  • روایت دیگر داریم:

  • عن محمد ابن سهل عن آدمَ بن علیٍّ عن أبی‌الحسن علیه‌السلام قالَ: «مَن حجَّ عن إنسانٍ و لم یَکُن له مالٌ یَحُجُّ به، أجزَأت عنه حتَّی یَرزُقَهُ اللَه ما یَحُجُّ به و یَجِبَ علیه الحَجُّ.»2

  • چون‌که از محمد بن سهل روایت شده است، ظاهراً منظور از أباالحسن در روایت، امام رضا علیه‌السلام می‌باشد. در این روایت تصریح به حجّ عن مستقبلٍ در صورت یُسر و ایسار است. در روایت قبل حضرت فرمودند که این حج، حجةالاسلام حساب می‌شود؛ اما در اینجا حضرت می‌فرمایند که این حج تا وقت زوال عسر، مجزی است؛ ولی پس از عسر، حج بر او واجب می‌شود. این دو روایت را چطور باید با هم جمع کرد؟! در اینجا هم که حجةالاسلام آمده است؟!

    1. همان.
    2.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۵۵.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

6
  • وجوب دوبارۀ حج فقیر پس از توانگری

  • در روایت دیگری هم داریم که به این مطلب تصریح شده است:

  • محمَّد بن أبی‌نصرٍ عن علیِّ بن أبی‌حمزةَ عن أبی‌بصیرٍ عن أبی‌عبدالله علیه‌السلام قالَ: «لَو أنَّ رَجلًا مُعسِراً أحَجَّهُ رَجلٌ، کانت له حَجَّةٌ؛ فإن أیسَرَ بعد ذلک، کان علیهِ الحج. و کذلک النّاصبُ إذا عرفَ، فعلیهِ الحَجُّ و إن کان قَد حَجَّ.»1

  • فعلاً به بحث از شخص ناصب، کاری نداریم؛ ولی حضرت راجع به شخصی که معسر باشد تصریح فرمودند: «کانَ عَلَیهِ الحَج.»

  • وجوب اعادۀ حج برده پس از آزادی

  • در مورد عبد هم قبلاً عرض کردیم که در روایتی، موسی بن جعفر علیهما ‌السلام فرمودند: «المملوکُ إذا حَجَّ ثُمَّ أُعتِقَ، فإنَّ علیهِ إعادةَ الحَجِّ.»؛ این دلالت بر وجوب [حج بعد از عتق] دارد.

  • و یا اینکه در روایت دیگری که از امام صادق علیه‌السلام است داریم:

  • «المملوکُ إذا حَجَّ و هو مملوکٌ ثمَّ ماتَ قبلَ أن یُعتَقَ، أجزأهُ ذلک الحجُّ. فإن أُعتِقَ، أعادَ الْحَجَّ.2»

  • «أجزأهُ ذلک الحَجُّ؛ یعنی حجةالاسلام.» این روایت هم تصریح بر وجوب اعادۀ حج، بعد از عتق دارد.

  • اشاره به روایات حج ناصب

  • در مورد ناصب، دو یا سه روایت هست که مضامین آنها اندکی باهم اختلاف دارند. در مورد ناصب حضرت می‌فرماید: «علیه الحج»؛ مثل آن شخص معسر که فقیر است و در حال اعسار، این حج را انجام می‌دهد [و بعداً در صورت یسر باید حجةالإسلام را به‌جا آورد.]

  • در یک روایت حضرت می‌فرماید: «إنّی لا اُحُبّ؛ من این حج را دوست ندارم.» یا «إنّی أکرَهُ ذلک الحج؛ من از این حج خشنود نیستم.» اینکه «إنّی لا أُحبّ» یا «إنّی أکرَهُ» چه معنایی دارد، برای مرتبۀ بعد باشد.

  • نقد برداشت استحباب از روایات اعادۀ حج

  • فعلاً حسابمان را با مرحوم شیخ و صاحب جواهر که نظر مرحوم شیخ را دارد،3 تسویه می‌کنیم. البته بحث کلام فقها را بعد از روایات مطرح می‌کنیم. [اما نسبت به کلام مرحوم شیخ دربارۀ روایات باید گفت:] همۀ این روایاتی که خواندیم، تصریح و یا ظهور در وجوب داشتند. ما در روایات چیزی به نام استحباب ندیدیم؛ اگر شما دیده‌اید، به ما هم نشان دهید! زیرا در همۀ اینها وجوب و «علیه اعادة الحج» بود و عرض شد که اعاده در مورد مصلحتِ تدارک نشده می‌آید.

    1.  الکافی، ج ۴، ص ۲۷۳.
    2.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۵۰.
    3.  جواهر الکلام، ج ۱۷، ص ۲۶۷.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

7
  • «یَجبُ علیه الحج» یا «یَجبُ» یا «واجبٌ» یا «علیه الاعادة» و یا «فلیحجّ»، همۀ اینها ظهور یا تصریح در وجوب و تصریح در الزام دارند؛ الزام با استحباب، ولو استحباب مؤکد، منافات و تباین دارد؛ یعنی ماهیت الزام با ماهیت استحباب، ولو اکیداً، متباین است و در این شکی نیست.

  • کامل بودن حج نخست و مسئلۀ اعاده

  • در این روایات اگر صحبت از حجةالاسلام نبود، کار ما آسان بود. بر فرض اگر امام در همه‌جا می‌فرمودند: «حجش صحیح است؛ ولی حجةالاسلام نیست.»، مثل صلاتی که صبی می‌خواند، هم مأجور و هم مثاب است؛ ولکن این صلاة صبی با صلاة بالغ تفاوت دارد؛ اما امام علیه‌السلام در بعضی از این روایات می‌فرمایند: «حجةالاسلام انجام داده است.»؛ «فقد أجزأه عن حجةالاسلام».

  • یا در مورد عبدی که حج انجام داده است، می‌فرمایند: «تا مادامی که مملوک است، این حج به‌جای حجةالاسلام حساب می‌شود.» یا در مورد امّ‌ولد می‌فرمایند: «حجش به‌عنوان حجةالاسلام حساب می‌شود؛ ولی وقتی که مولای او مُرد، چون از ارث آن مولا آزاد می‌شود، دوباره باید حج را انجام دهد.»؛ «یَجِبُ؛ یعنی واجب است.»

  • تأثیر نیت حج در حکم ساربان

  • پس با توجه به روایات، در موارد مختلف، علت اینکه امثال مرحوم شیخ در اینجا دچار اشتباه شده‌اند این است که حضرت، عبارت حجةالاسلام را در این موارد ذکر کرده‌اند: اول دربارۀ شخصی که مُعسر باشد، «أحجَّهُ بعض إخوانه» و دوم دربارۀ اجیر و سوم دربارۀ جمّالی که برود و حج انجام دهد. در جمّال هم بیان شد که فرق است بین اینکه نیّت حج داشته باشد و یا اینکه نیّت حج نداشته باشد و فقط می‌خواهد شترهایش را ببرد. پس دو صورت دارد.

  • اگر نیّت حج داشته باشد، حجش را انجام می‌دهد و اشکال ندارد؛ چون آنچه برای حج لازم است، طی طریق است. برای طی طریق هم یا سوار شتر می‌شود یا پیاده می‌رود. خیلی از جمّال‌ها پیاده می‌رفتند و اصلاً عادت ایشان این بود. در اینجا «إن استطاع مشیاً»1 صدق می‌کند و شرط برای استطاعت حاصل است. از طرفی زاد و راحله هم دارد؛ زیرا آن کرایه‌ای که افراد به او می‌دهند، زاد است؛ بنابراین «یَجبُ علیه الحج».

    1.  تهذیب الأحکام، ج ‌۵، ص ۱۱:
      عن معاویةَ بن عمّارٍ قالَ: سأَلتُ أباعبداللَه علیه‌السلام عن رَجُلٍ علیه دَینٌ: «أ علَیهِ أن یحُجَّ؟»
       قالَ: 
      «نعم، إنَّ حجَّةَ الإسلام واجبةٌ علی مَن أطاقَ المَشی مِن المسلمینَ و لقد کان أکثرُ مَن حجَّ مع النَّبی صلی الله علیه و آله و سلم مُشاةً و لقد مَرَّ رسولُ اللَه صلی الله علیه و آله وسلم بِکراعِ الغَمیمِ، فَشَکوا إلیه الجَهدَ و العَناءَ.
       فقالَ: ”شُدُّوا أُزُرَکم و استَبطِنُوا!“
       ففَعَلوا ذلک، فَذهبَ عنهم.»

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

8
  • مگر اینکه بگوییم که آن جمّال به هر دلیلی نیّت حج نداشته است؛ مثلاً به‌خاطر اینکه مسئله را نمی‌دانسته است. چون ممکن است اتفاق بیفتد که شخص به دلیل ندانستن مسئله، نیّت حج نداشته باشد؛ اما وقتی که به مکه برسد، بگوید: «حالا که ما تا اینجا آمده‌ایم، دو تا حوله هم بر روی دوشمان می‌اندازیم و حج انجام می‌دهیم.»

  • گفت‌وگو دربارۀ ورود به مکه بدون نیت حج

  • ـ تلمیذ: به میقات که برسد، حج برایش واجب عینی می‌شود و نمی‌تواند تخلف کند.

  • ـ استاد: چرا؟

  • ـ تلمیذ: آیا وقتی که شخص در ایام حج به مرز احرام و میقات رسیده باشد، می‌تواند بگوید: «من نمی‌خواهم بروم»؟!

  • ـ استاد: بله، می‌تواند عمره انجام دهد و حج انجام ندهد.

  • ـ تلمیذ: یعنی حتی اگر در ایام حج هم وارد مکه بشود؟!

  • ـ استاد: بله، به مکه وارد می‌شود. شخص نیّت برای حج ندارد؛ بلکه فقط نیّت عمره دارد. بالاتر از این را بگویم که حتی در خود روز نهم هم حج واجب نیست! آن چیزی که واجب می‌باشد، «دخول الحرم معتمراً» است.

  • ـ تلمیذ: آن شخصی که ایام حج را درک کرده است و الآن در خود مکه است، ولو اینکه عمره را قبلاً انجام داده، آیا حج برایش واجب نیست؟!

  • ـ استاد: نه؛ حج با شرایط خودش واجب است.

  • ـ تلمیذ: شرایط دارد؛ فقط می‌خواهد به منی برود و برگردد!

  • ـ استاد: بله، مثلاً می‌گوید: «مریضم، ضعف دارم، حوصلۀ سنگ زدن ندارم و...» 

  • ـ تلمیذ: با آن مبنایی که حضرت‌عالی در باب استطاعت دارید که می‌گویید: «استطاعت همان قدرت بر اتیان حج است»، این مسئله چگونه است؟!

  • تفاوت نیت حج با نیت کار برای حجاج

  • ـ استاد: ما نسبت به آن قضیه صحبت نمی‌کنیم. امام علیه‌السلام می‌فرمایند که این شخص با این شرایط، نیّت ندارد. بحث ما در فرق بین دو روایت است؛ راجع به جمال، در یک روایت می‌فرمایند: «یُجزیه عن حجةالاسلام» و در یک روایت می‌فرمایند: «لا یجزی»؛ یعنی باید دوباره برود و انجام دهد؛ یعنی «یَجبُ علیه الاعادة».

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

9
  • [بحث در این است که] در کجا این تفاوت ایجاد می‌شود؟ [پاسخ اینکه] آن موردی که «یُجزیه» است، در صورتی است که خود جمّال، استطاعت ندارد و معسر است و پول زیادی به او نمی‌دهند؛ از روی ناچاری این کار را انجام می‌دهد، نه از روی دلخواه؛ به‌طوری‌که اگر اینها او را به‌عنوان کرایه نمی‌بردند، او هم نمی‌رفت.

  • برخلاف «أحَجَّ بِه بعضُ إخوانه» که شخص، نیّت حج دارد؛ یعنی خودش می‌خواهد برود؛ ولی استطاعت ندارد و به او می‌گویند: «بیا و با هم برویم!» اما برای جمّال فرق نمی‌کند؛ چه برای سفر مکه به او کرایه بدهند و چه برای سفر کالیفرنیا، هر دو برای او یکی است.  (البته کالیفرنیا از دریا می‌گذرد و نمی‌شود!) حالا بار و مسافر برای جده و مکه پیش آمده، او می‌برد و قصد حج ندارد؛ اما اگر همین جمّال، مسئله را بداند و نیّت حج کند، در اینجا استطاعت برایش صدق می‌کند. بله، آن مطلبی که شما می‌فرمایید، درست است.

  • ـ تلمیذ: فرض کنید که شخص، نیت حج هم نکرده است. مقدمات حج، جزء حج که نیست! بر فرض که واجب عینی باشد، اما مقدّمه است و حالا آن مقدّمه را هر چه بوده، به زور یا به‌عنوان توفیق اجباری، بدون نیّت طی کرده است؛ ولی بنابر مبنای حضرت‌عالی که از روایات استنباط فرمودید، استطاعت، همان قدرت بر اتیان حج است و این شخصی که الآن در مکه هست، قدرت بر اتیان دارد.

  • ـ استاد: شخصی که در مکه هست، یک‌وقت حج را از باب تکلیف شرعی انجام می‌دهد و می‌گوید: «الآن که در مکه هستیم و داخل حرم می‌شویم، بالأخره واجب است که عمره‌ای انجام بدهیم.»؛ اما یک‌وقت این شخصی که می‌خواهد وارد مکه شود، به‌عنوان اینکه می‌خواهد حج را انجام دهد، ولو ماشیاً، وارد می‌شود. این مسئله با آن مسئله خیلی فرق می‌کند. او می‌گوید: «اگر من جمّال نبودم، هیچ‌وقت نیّت حج نمی‌کردم.»؛ یعنی با این نیّت وارد مکه می‌شود که می‌گوید: «من جمّالم و چاره‌ای ندارم؛ وارد مکه می‌شوم و حالا که آمده‌ام، حج را هم انجام می‌دهم.»

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

10
  • ـ تلمیذ: آیا این استطاعت محسوب نمی‌شود؟!

  • ـ استاد: نه؛ چون در اینجا نیّت برای حج ندارد؛ بلکه نیّت کار کردن برای آنها را دارد. ممکن است که شخصی به‌عنوان خادم حجاج برود، «یَخدمُهُم»، ولی نیّتش نیّت حج باشد. خیلی فرق است بین او و کسی که او را مجبور کرده‌اند که به‌عنوان جمّال و ساربان، حجاج را به حج ببرد.

  • ممکن است بگوید: «کاش من را جای خوش آب و علفی می‌بردید!»

  • به او می‌گویند: «خوب است؛ امسال به مکه بیا، سال بعد تو را به جایی خوش آب و هوا می‌بریم تا به شما خوش بگذرد!»

  • این شخص جمال، با این نیّت می‌رود؛ حضرت می‌فرمایند: «او حجش صحیح است و اشکالی ندارد؛ ولکن حجةالاسلام را باید بعداً انجام دهد.» چون نیت حج نداشته؛ بلکه نیتش فقط نیت جمالی و اکراء احمال و امثال آن بوده است.

  • تقدم دلالت روایات بر پیش‌فرض‌های فقهی

  • در همۀ روایاتی که تا اینجا بیان شد، وجوب یا به صراحت و یا به ظهور آورده شده است؛ بنابراین لوخُلّینا و طبعنا، اگر ما فقط با این روایت برخورد کنیم، این روایت می‌فرماید که حجةالاسلام، دوباره برای او واجب است. حالا می‌گوییم: «جناب شیخ طوسی، شما استحباب را از کجا آورده‌اید؟!»

  • اینجا همان‌جایی است که ارتکازات ذهنی می‌آیند و مفهوم روایات را از ما سلب می‌کنند. امام که نفرموده: «یُستحبُّ»، بلکه فرموده: «یَجبُ علیه الاعادة»، آیا این دلالت بر استحباب می‌کند؟! مولانا، کجای این روایت دلالت بر استحباب می‌کند؟! این حرف‌ها چیست! امام می‌فرماید: «یَجبُ علیه الاعادة»، امام می‌فرماید: «فلیحُجَّ»، امام می‌فرماید: «فیقضی عن حجةالاسلام».

  • بنابراین از این مسئله فارغ می‌شویم که این حج، بعد از حالت عسر و بعد از عتق و بعد از موت مولا  (البته در صورت اُمّ‌ولد بودن) و بعد از مُراهقیت و بلوغ و بعد از نَصب در مورد شخص مخالف  (البته در مورد نصب بعداً صحبت می‌کنیم که روایت داریم: «إنّی أکره» و آن فرق می‌کند.) ، در تمام این موارد، روایات دلالت بر وجوب [اعاده] می‌کنند و فرق آنها را با مورد بذل بیان کردیم و تکرار نمی‌کنیم.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

11
  • جمع وجوب دوبارۀ حج با وجوب یک‌بارۀ آن

  • این وجوب، وجوبی است که از حجةالاسلام است، نه از غیرحجةالاسلام؛ یعنی شخص، حجةالاسلام را انجام داده است، بعد حضرت می‌فرماید: «فلیجب علیه الاعادة». حالا ما باید بین این دو را جمع کنیم و ببینیم که آیا دو حجةالاسلام داریم یا نداریم؟! نه‌اینکه بگوییم: «مستحب است!»

  • ما قبل از اینکه حکم به استحباب و وجوب کنیم، اول باید این ظهور روایت یا صریح روایت را در این مورد درک کنیم؛ وقتی که وجوب را تشخیص دادیم، آن‌موقع سراغ روایاتی می‌رویم که می‌گویند: «یَجبُ عَلیٰ کلّ مکلفٍ مرةً واحدةً عن حجةالاسلام.»1 یا آیۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النّاسِ حِجُّ البَيتِ مَنِ استَطاعَ إِلَيهِ سَبيلًا﴾ که در روایات به «مرةً واحدة» تفسیر شده است.

  • البته در بعضی از روایات داریم که: «من مَضَت له خمسُ حِجَجٍ و لم یفِد الی ربِّه و هو موسِرٌ إنَّه لمَحرومٌ.» هر چند سال، مثلاً اربع سنوات یا خمس سنوات، یک مرتبه حج انجام دهد.2

  • ولی فعلاً بحث ما در این روایت است که: «یَجِبُ مرةً واحدةً»؛ این مرةً واحدة که حجةالاسلام است و وقتی که این حج بنابر فرمایش امام علیه‌السلام، تام است، چطور غیرمجزی است؟! ما باید بین اینها را جمع کنیم. جمعش خیلی راحت است و آن این است که حجةالاسلام در شرایط خاصّ خود، مجزی است.

  • تکلیف حج در هر وضعیت و تغییر موضوع

  • مکلّف در حین عتق، تکلیف خاص خود را دارد؛ حجةالاسلامِ در حین عتق، حجةالاسلام و تامه است و لا شکَّ فی أنّ هذا مُکَلَّفٌ فی حالِ العتق قضی حجةالاسلام و هو تامةٌ و لیس علیه شیء؛ کما أنَّ العبد فی حال العتق له احکام خاصّة، مثل عدم التملک، عدم اجازه الخروج الا باذن مولاه و عدم التصرف فی اموال المولی. تمام این احکام در حال عتق است؛ احد از این احکام از حجةالاسلام در حال عتق کفایت می‌کند.

  • اما وقتی که از عتق خارج شد، موضوع عوض می‌شود؛ نه‌اینکه بگوییم: «یک مرتبه حجةالاسلام را انجام داده و کافی است.» او حجةالاسلامِ در حال عتق را اتیان کرده و اگر با همین حال بمیرد، یُحشَرُ یوم القیامة حاجّاً بحجةالاسلام، لا حاجّاً بحجة إستحبابیٍّة أو حجة تأکیدیٍّة أو حجة فی حال الصبابة و الصغر؛ بل یُحشَرُ یوم القیامة بحجةالاسلام.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۱۹:
      عن هشام بن سالمٍ عن أبی‌عبدالله علیه‌السلام قالَ: «ما کَلَّفَ الله العبادَ إلّا ما یُطیقون؛ إنَّما کَلّفَهُم فی الیَوم و اللَّیلةِ خمسَ صلواتٍ.»
       إلی أن قالَ: «و کَلّفَهُم حجَّةً واحدةً و هم یُطیقونَ أکثرَ مِن ذلک.»
       وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۲۰:
      عن محمَّد بن سنانٍ أنَّ أباالحسن علیَّ بن موسَی الرِّضا علیه‌السلام کتَبَ إلیه فیما کتَبَ مِن جوابِ مسائلِه:
       قالَ: «علّةُ فَرضِ الحجِّ مَرّةً واحدةً لِأنَّ اللَه تعالی وَضَعَ الفَرائِضَ علی أدنَی القَومِ قوَّةً؛ فمِن تلک الفرائضِ الحجُّ المفروضُ واحداً؛ ثُمَّ رَغَّبَ أهلَ القوَّةِ علی قَدرِ طاقَتهِم.»
    2.  تهذیب الأحکام، ج ۵ ‌، ص ۴۶۲:
      عن ذَریحٍ المُحاربی عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام قال: «من مَضَت له خَمسُ حِجَجٍ و لم یفِد الی ربِّه و هو مُوسِرٌ، إنَّه لمَحرومٌ.»

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

12
  • تغییر تکلیف حج پس از آزادی

  • اما وقتی که موضوع تغییر می‌کند و شخص از عتق خارج می‌شود، تکلیف هم تغییر می‌کند. همان‌طوری که نسبت به تصرفات خود مختار و مالک است و نسبت به ازدواج و عدم‌ازدواج خود اختیار دارد  (چون ازدواج عبد باید به اذن مولا باشد) و [احکامی ناظر به] سایر موارد و تصرفات مطرح است، همان‌طور که این انقلابِ در تکلیف برای او حاصل می‌شود، انقلاب در حج هم برای او حاصل می‌شود. الآن این حجةالاسلامش مشروط به حال استطاعت می‌شود. این چه اشکالی دارد؟!

  • معنای حجةالاسلام و وابستگی آن به شرایط

  • حالا فقهایی مانند شیخ طوسی تصور کرده‌اند که حجةالاسلام یک چیز ثقیل و مغلق است  (مثل یک تعبیر اصطلاحی بزرگ) . نه‌خیر! این حجةالاسلام همین حجی است که اولش لبیک است و آخرش هم نماز طواف نساء است. این حج با این خصوصیاتش حج است؛ مستحب باشد، حج است؛ واجب باشد، حج است؛ اجیر باشد، حج است؛ نائب باشد، حج است. همۀ اینها حج است و این حج یکی است. حالا اگر کسی شرایط استطاعت را دارد، حج او را حجةالاسلام می‌نامند و چیز اضافه‌تری ندارد.

  • اینها تصورشان این است که حجةالاسلام یک کلاه و عمامه‌ و ردایی است که وقتی شخص آن را پوشید، او را محکم می‌گیرد و او دیگر نمی‌تواند این ردا و لباس را از تنش بیرون آورد؛ درحالی‌که این حج است و شخص در حال رقیت رفته و انجام داده است. مصلحت حج هم در چنین وضعیتی حاصل شده است؛ اما وقتی که حرّ شد، همان‌طور که این حرّیت آثاری تکوینی در او به‌وجود می‌آورد و نفساً خود را مختار می‌بیند، آن حریت و خروج از اعتاق، آثاری تشریعی هم برای او به‌وجود می‌آورد که نتیجۀ آن آثار تشریعی، اعادة الحج در صورت استطاعت است. 

  • گفت‌وگو دربارۀ تفاوت اعادۀ حج با نماز

  • ـ تلمیذ: حکم اعادۀ نماز به چه صورت است؟ احکامی که در حال رقیّت است، احکام وضعی است؛ ولی حج از احکام تکلیفی است.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

13
  • ـ استاد: در کدام؟

  • ـ تلمیذ: در امثال مالکیت و زوجیت و... 

  • ـ استاد: احکام وضعی هم از نوع شرع، حکم تکلیفی است و فرقی نمی‌کند؛ یکی است و از آن نشأت گرفته است. در مورد نماز و...، دلیل نداریم؛ بلکه دلیل اصلاً بر خلافش موجود است. در مورد انفاق‌هایی که به اذن مولا می‌کند، نیاز به اعاده ندارد یا اگر کفارات صومی که قضا شده است را پرداخت می‌کند، همه بر عهدۀ مولا بوده و نیازی به تکرار و اعاده ندارد.

  • ولی در خصوص حج این‌گونه نیست. در مسئلۀ حج، یک استقلال و حرّیت در حرکت است؛ به این لحاظ، امام در آنجایی که به شخص بذل می‌کنند، می‌فرماید که: «واجب نیست اعاده کند.»؛ ولی در «من یحج به بعض اخوانه»، می‌فرماید: «اعاده کند.» در عتق هم مسئله همین است؛ «احجُّ» هم همین می‌شود؛ نصب هم همین می‌شود. همۀ اینها بر همین محوریت دور می‌زنند و اگر ما این محوریت را ثابت کنیم، تمام آنچه بر حول این محور می‌گردد، ثابت می‌شود، اگرچه امام نفرماید؛ چون ملاک، همین ملاک واحد است.

  • مفهوم مکلف و شرایط تعلق تکلیف

  • ـ تلمیذ: پس وجوب حج بر مکلّف بما هو مکلّف نرفته است. اوصاف مکلف در اینجا تغییر کرده است.

  • ـ استاد: همین‌که شما می‌گویید مکلّف، تمام شد! دیگر لازم نیست که بگویید: «اوصاف خاصّ مکلف.» مکلّف شخصی است که تکلیف خاصی بر او تعلق بگیرد و هر شخصی تکلیف خاصّ خود را دارد. به زن یک تکلیف تعلق می‌گیرد و به مرد یک تکلیف تعلق می‌گیرد؛ به مریض یک تکلیف تعلّق می‌گیرد و به صحیح هم یک تکلیف؛ به مسافر یک تکلیف تعلق می‌گیرد و به حاضر هم یک تکلیف. همین‌که شما گفتید مکلّف، به این معنا نیست که یک چیز عجیب و غریبی باشد که لا یَفَّرُ منه! مکلف شخصی است که شأنیت تعلق تکلیف از مرتبۀ انشاء به مرتبۀ فعلیّت برای او حاصل است. این می‌شود مکلف.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

14
  • مثال قرآنی دربارۀ فقدان قابلیت تکلیف

  • حالا کسی را فرض کنید که اصلاً قابلیت و شأنیت ندارد؛ در این صورت این شخص اصلاً تکلیف ندارد. به یاد دارم که چند سال قبل این بحث اصولی را بیان کردیم که اصلاً تکلیف شأنی نداریم. من‌باب‌مثال، خطاب ﴿قُل لِلمُؤمِنينَ يَغُضُّوا مِن أَبصارِهِم و يَحفَظُوا فُرُوجَهُم﴾1 اصلاً شامل کسی که کور است، نمی‌شود؛ نه‌اینکه شامل می‌شود، ولی الآن مانع دارد. هذا لیس بمُکلّفٍ. یا من‌باب‌مثال، کسی که تکویناً وسیله و سبب إعمال بعضی از محرمات را ندارد، در این مورد اصلاً تکلیف شامل این شخص نمی‌شود؛ چون تکلیف نمی‌تواند لغو باشد.

  • تکلیف مستقل حج پیش و پس از آزادی

  • در اینجا هم مسئله همین‌طور است. الآن در این شرایط، این شخص مکلف به حجةالاسلام است. وقتی مولا به عبد می‌گوید: «حج انجام بده!» عبد نمی‌تواند انجام ندهد. اگر عبد در آن حال بمیرد، به دو دلیل معاقب است: یکی اینکه با حرف مولا مخالفت کرده است؛ دوم اینکه حجةالاسلامش را انجام نداده است.

  • اما اگر مولا یک روز پس از انجام حج به همین عبد بگوید: «آزادت می‌کنم.»، خدا می‌گوید: «سال دیگر باید به حج بروی.» این حجةالاسلام به‌جای خود، یک حجةالاسلام در حال حرّیت هم به جای خود؛ یعنی یک حجّ واجب. آن‌وقت اگر اسم آن بشود حجةالاسلام، چه اشکالی دارد؟! اگر صد تا هم بشود، [اشکالی ندارد.] یک حج در آن شرایط واجب است و یک حج هم در این شرایط.

  • حج نیابتی و وجوب حج شخصی پس از توانگری

  • من‌باب‌مثال، نائب باید یک حج در حال نیابت انجام دهد. در آنجا یک حج در حال نیابت انجام می‌دهد و ربطی به حجةالاسلامش ندارد. اتفاقاً در آنجا هم [یعنی در حجی که نیابتاً انجام می‌دهد] تعبیر به حجةالاسلام شده است. [در عین حال] همین شخصی که نائب بوده، اگر خودش به یسر برسد و مستطیع شود، حج بر او واجب می‌شود.

    1.  سوره نور (۲۴)، آیه ۳۰.

وجوب دوباره حج پس از تغییر شرایط مکلف - تفاوت بذل هزینه با همراه بردن فقیر و نیابت

15
  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد!