پدیدآورآیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی
گروهفقه
مجموعهحج - استطاعت در حج
توضیحات
استطاعت حج در این بحث، توان عرفی هر شخص برای انجام سفر است و با وضعیت مالی، جسمی و شیوه زندگی او سنجیده میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی نخست روایات مربوط به هزینه سفر، سلامت و تأمین معاش خانواده را جمعبندی میکند و نشان میدهد که داشتن مبلغی ثابت، تنها صورت استطاعت نیست. سپس امکان کارکردن در مسیر و همراهی با کاروان را به این معیار پیوند میدهد و علت تصریح قرآن به استطاعت را با دشواری سفر توضیح میدهد. بحث از اینجا به تفاوت اصل وجوب حج و زمان فعلیت آن میرسد. استاد با مقایسه حج، نماز و خمس، دیدگاه خود را درباره ضرورت فراهمکردن مقدمات سفر بیان میکند. نقد خارجکردن عمدی اموال از دسترس و پاسخ به اشکال طولانیشدن تحصیل استطاعت، روشن میکند که از نظر او، توان آینده نیز میتواند نیازمند برنامهریزی و پسانداز تدریجی باشد.
هو العلیم
استطاعت حج و لزوم فراهمکردن مقدمات آن
معیار عرفی توان سفر و تفاوت آن با خمس
سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه بیست و سوم
استاد
آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی
قدساللهسرّه
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
جمعبندی شرایط استطاعت حج
در این جلسه وارد مطلب جدیدی نمیشویم، بلکه فقط به مطالب گذشته اشارهای میکنیم.
اگر رفقا بهخاطر داشته باشند، در مسئلۀ استطاعت روایات متعددی برای کیفیت حصول استطاعت وجود داشت. مسئلۀ استطاعت در بعضی از روایات به زاد و راحله، در بعضی از روایات ( علاوه بر زاد و راحله ) به تخلیۀ سرب، صحّت و سلامتی و میزان مؤونه برای رجوع بعدالحج تعبیر شده است.
راجع به زاد و راحله و همینطور راجع به صحت و وجود مؤونه برای قوت عیال بعد از مراجعت از حج، صحبت شد و مسئله به اینجا رسید که استطاعت بهاین معنایی که تابهحال در میان عرف و در میان أعلام مطرح است، نمیباشد؛ بلکه یک معنای وسیعتری دارد.
معیار عرفی استطاعت برای سفر حج
استطاعت عبارت است از میزان تشخیص عرف برای سفر. شارع نیز همان میزان را معیار قرار داده است؛ ولی بهعبارتها و تعبیرهای مختلف بیان کرده است. برای افراد در شرایط مختلف نیز کیفیت استطاعت مختلف است؛ طبعاً استطاعت برای کسی که میخواهد از اماکن بعیده به حج بیاید، عبارت است از همان راحله و زاد برای بقا و استمرار حیات در حج. برای کسی که از نظر صحّت، قادر بر مشی به حج نمیباشد، نیز همینطور است.
استطاعت پیادهروی برای افراد توانا
اما برای کسانی که در بلاد قریبه هستند و یا شخصی که در بلاد بعیده است ولکن معتاد بر سفر ماشیاً میباشد ( هم در زمان سابق و هم الآن افرادی هستند که دارای صحت و سلامتی بوده و بدون هیچ مشقتی پیادهروی میکنند ) استطاعت برای این افراد، همان قدرت بر مشی است.
تأمین هزینه خانواده در دوران سفر
کیفیت و وجود زاد و مؤونه برای قوت عیال هم یک مسئلۀ عادی است؛ یعنی همانطور که شخص در زندگی برای امرارمعاش و قوت عیال، روش و طریق خاصی دارد، در مورد شخصی که به حج میرود هم باید بههمان کیفیت و بههمان وضعیت باشد. کسی که میخواهد به حج برود، باید بتواند قوت عیال را در هنگام سفر تأمین کند. اما اگر ذخیرهای نداشته باشد و عیال او نتواند امرارمعاش کند، سفر [حج] بر او واجب نیست و این امری طبیعی است.
منبابمثال شخصی که بنّا و کارگر است و باید هر روز به سر کار برود تا بتواند قوت عیال را تأمین کند و اگر روزی سر کار نرود، عیالش بدون قوت میمانند؛ چطور ممکن است که چنین شخصی زن و بچۀ خود را رها کند و بدون اینکه برای آنها قوت را در نظر داشته باشد، به حج برود؟! زن و بچه از کجا این قوت را داشته باشند؟!
استطاعت کارگران و پزشکان کاروان
ولی اگر همین بنّا و یا کارگر بهمیزانی که بتواند قوت عیال را تأمین کند، ذخیره کرده است و خودش هم میتواند در سفر حج، با انجام بعضی از کارها قوت خود را تأمین کند، حج بر این شخص واجب است و استطاعت برای او حاصل شده است. یا منبابمثال الآن اطبّایی هستند که همراه کاروانها میروند و بهاین وسیله میتوانند زاد خود را تأمین کنند؛ دراینصورت حج بر آنها واجب است.
تهیه هزینه سفر با کارکردن در مسیر حج
اینطور نیست که هر شخصی وقتی که میخواهد به حج برود، باید حتماً تمام موارد مصرف سفر را همراه خود داشته باشد. و اگر شخصی بتواند در طول سفر کار کند، این شخص مستطیع است و باید حج انجام دهد؛ مثلاً کفّاش است و میتواند در طول سفر، کفش کاروانیان را اصلاح و تعمیر کند.
سفر حج، سفری نیست که آدم فقط تسبیح در دست بگیرد و «لا اله الا الله» بگوید و به مکه برود و برگردد؛ بلکه سفر حج در ایابوذهاب، سفری مانند سایر سفرهاست؛ یعنی همانطور که ممکن است شخص در سایر سفرها کار انجام دهد و با انجامدادن کار بتواند به سفرش ادامه دهد و از خصوصیات سفر متمتّع شود، در سفر حج هم مسئله بههمین کیفیت است.
معنای استطاعت در آیات قرآن
بنابراین، ماحصل ادلّه در مباحث گذشته به اینجا رسید که اولاً استطاعت یک امر محدود و محدّد و تعریفشدۀ خاص که از ناحیۀ شارع برای وجوب حج تعریف شده باشد، نیست؛ بلکه نظر شارع در مسئلۀ استطاعت، همان نظر عرف است و همانطور که در آیات قرآن به آن اشاره شده است، استطاعت بهمعنای توان و قدرت است؛ منبابمثال این آیات را در مورد مسئلۀ استطاعت داریم: ﴿وَمَن لَّمۡ يَسۡتَطِعۡ مِنكُمۡ﴾،1 ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾،2 ﴿إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ﴾.3
تفاوت توان مالی و نیازهای شخصی
استطاعت یعنی توان داشتن و قدرت داشتن؛ نهاینکه مثلاً ده میلیون در جیب بگذاریم [و بگوییم: «مستطیع هستیم»]؛ این معنای استطاعت نیست. کسی که توان این را دارد که تنها با خوردن نان به مکه برود، این شخص مستطیع است. اما کسی که ناراحتی معده دارد و نمیتواند فقط با خوردن نان به مکه برود، بلکه باید از غذاهایی استفاده کند که با معدۀ او سازگار باشد، این شخص مستطیع نیست و باید سایر لوازمات را داشته باشد. کسی که بیمار است و برای آن بیماری دارو مصرف میکند، استطاعت او این است که بتواند در سفر حج، آن دارو را تحصیل کند.
سلامت لازم برای حج و امکان مصرف دارو
مسئلۀ صحت در اینجا بهاین معنا نیست که باید تندرستی کامل داشته باشد؛ بلکه مثلاً کسی که ناراحتی قلب دارد، ولی میتواند قرصهایش را با خود ببرد و در آنجا مصرف کند، باید به حج برود؛ یا مثلاً کسی که ناراحتی معده دارد، این ناراحتی معده در همهجا با او هست. فرقی نمیکند؛ هم در منزل با او هست و هم در سفر حج. این شخص باید همان دارو و غذایی را که در منزل میخورد، در سفر حج هم بخورد.
مقایسه شرایط حج با نماز و وضو
مسئلۀ حج، شوخیبردار نیست؛ فریضهای است که در آن این مسئله مورد توجه قرار نگرفته است. مسئله حج ( همان طوري كه خدمت رفقا عرض شد ) مانند صلاة صبح و صلاة ظهر است؛ یعنی واجب مطلق است، نه واجب مشروط. چنانکه تابهحال بهاین کیفیت بوده است. استطاعت امری عادی است؛ همانطور که صلاة برای وقت، عنوان واجب مشروط را دارد ولکن خود اصل صلاة واجب مطلق است؛ همینطور حج، فیحدّنفسه، واجب مطلق است، نه واجب مشروط؛ منتهی شرط اتیان حج، صحّت بدن است و عقل است؛ همانطور که این مسئله، در سایر واجبات نیز وجود دارد.
کسی که عقل ندارد، نماز ظهر هم بر او واجب نیست؛ همانطور که اگر کسی که قادر بر وضو گرفتن نیست، وضو بر او واجب نیست و تیمّم میکند. خود صلاة هم در آنجایی که کسی قادر به صلاة بر اربع رکعات نیست (مثل صلاة خوف و یا صلاة غرقی)، خود صلاة هم در آنجا تفاوت میکند.
درواقع، آن استطاعت نسبت به صلاة اربع رکعات استطاعةٌ و نسبت به صلاة غرقی، استطاعةٌ اخریٰ؛ هرکدام با دیگری تفاوت دارد. این مطلبی است که کیفیت آن در رکعات را شارع بیان کرده است، ولی در خودِ استطاعت، مسئلهای است که انسان خودش تشخیص میدهد. استطاعت برای وضو استطاعةٌ و استطاعت برای تیمم در صورت خوف از مرگ و بَرد و مرض، استطاعةٌ اخریٰ. هرکدام با دیگری فرق دارد و این یک مسئلۀ عرفی است.
علت تصریح به استطاعت در ادله حج
تلمیذ: پس چرا در قرآن نسبت به سایر احکام، مسئلۀ استطاعت نیامده است؟!
استاد: در جلسات قبل عرض کردیم که علت نیامدن آن، شدّت اهتمامی است که شارع نسبت به مسئلۀ حج داشته است. این مسئله به کیفیتی است که با سایر عبادات تفاوت میکند؛ چون در حج مشقّت است و افراد از آنطرف دنیا و از بلاد بعیده با وجود سرما و گرمای مسیر میآیند و این مشقت دارد. همۀ افرادی که حج انجام میدادند، در مدینه نبودند؛ بلکه باید مثلاً از استرالیا هم برای حج میآمدند، یا از وسط آمریکا و جنوب آفریقا هم میآمدند و حج انجام میدادند.
تفاوت حج و خمس در اختیار مکلف
حج عملی مانند نماز نیست که هر کسی سر جایش «اللهاکبر» بگوید و نماز صبح یا ظهرش را بخواند و یا مثل خمس نیست که شخص مکلف باید خمس آنچه بهدست میآورد را بپردازد. شخص میگوید: «من نمیخواهم کار کنم و خمس هم نمیخواهم بدهم!» مانعی ندارد؛ لذا شارع هم به او تکلیف نمیکند که: «تو باید امسال مثلاً صد میلیون تومان خمس پرداخت کنی!»
پس مسئله [در خمس] در اختیار مکلف است [و مکلف هم مثلاً میتواند بگوید که: «نمیخواهم کار کنم»،] ولی در مورد مسئلۀ حج اینگونه نمیشود. با اینهمه تأکیدی که شارع نسبت به قضیۀ حج دارد، اگر ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ﴾ را نگوید، مکلف تصور میکند که شارع، حج را بایّنحوٍکان ولو متسکعاً واجب کرده است و او باید حج را به هر نحوی که شده انجام دهد.
لذا شارع، رأفةً علی العباد و رحمةً علی العباد و منّةً علی العباد، استطاعت را بهعنوان یک امر عرفی آورده و گفته است که: «اگر میتوانی حج را بدون مشقّتِ فوقالعاده و بدون تکلّف [انجام دهی]، آن را انجام بده!»
روایات جستوجوی آب و رفع دشواری
در روایت داریم که انسان وقتی در بیابان برای تحصیل طهارت برای نماز میرود، باید چند کیلومتر به چهار طرف برود. البته احکام اراضی سهله با اراضی صعبه فرق میکند؛1 بهخاطر اینکه شارع این مقدار را محدّد کرده است، درحالیکه میتوانست دو یا سه برابرِ این مقدار را مشخص کند؛ یعنی میخواهد بفرماید: «این مقدار برای تحصیل طهارت کفایت میکند و بیش از این مقدار صعوبت و ضیق است که در اینجا مورد نظر شارع نیست. وقتی که آب پیدا نکردی و به طهارت نرسیدی، تیمم کن!2» درحالیکه میتوانست بهجای اینکه بگوید: «یک ساعت بهدنبال آب بگرد»، بگوید: «سه ساعت بگرد»؛ شاید انسان بعد از سه ساعت به آب برسد!
منبابمثال آبادیای را از دور میبیند و به وجود آب در آن یقین دارد؛ اما اگر بخواهد به آنجا برود، بیش از این مقدار طول میکشد؛ مثلاً سه ساعت طول میکشد؛ در اینجا اگرچه ما قطع به یافتن آب داریم، اما شارع میگوید: «باید تیمم کنی!» چون رفتن به آنجا یک صعوبت زائد است.
رفع تصور وجوب حج بدون توان عرفی
در اینجا تعبیر شارع که میفرماید: ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾ بهخاطر دفع این شبهه است که اگر شارع بگوید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ﴾ [و دیگر در ادامه نگوید: ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾]، مکلف فکر میکند که بایّنحوٍکان، ولو کنت مریضاً، ولو کنت فی غیر الصحّة، ولو بدون زاد و راحله و قوت عیال، ولو بدون همه چیز باید حج انجام دهد؛ مثلاً وقتی که نماز در موقع ظهر واجب میشود، دیگر تحصیل قوت عیال شرط نیست؛ چه عیال قوت داشته باشد یا نداشته باشد، باید نماز را شروع کرد؛ ولی حج اینگونه نیست.
اعتبار حج همراهان شاغل کاروان
حالا باید ببینیم اینکه شارع استطاعت را برای حج شرط کرده است، آیا این شرط یک امر خلاف عرف است یا خیر؟! منبابمثال الآن مطرح است که حتماً باید با هواپیمای چهار موتورۀ آمریکایی سوار شوند و آنجا پیاده شوند و پانزده میلیون هم پول در جیبشان باشد؛ آیا اینطور است یا اینکه وقتی شارع میگوید: ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾ یعنی توان و قدرت برای حج از تو متمشی باشد؟! یعنی وقتی که مکلف میتواند پیاده و با قوت کم به حج برود، چرا نرود؟! وقتی که میتواند مقداری در آنجا کار کند، چرا نرود؟! مثل کسانی که از کشورهای آفریقایی میآیند و در آنجا جنس میفروشند و خرجشان را هم درمیآورند، این کار واجب است و باید به حج بروند!
من در خیلی از موارد شنیدهام که میگویند: «حجّ اطبّا و یا کارکنانی که با کاروانها میروند و کار انجام میدهند درست نیست، چون مستطیع نیستند!» نهخیر، حجشان درست است! چه اشکالی دارد که یک نفر بهعنوان کارگر یا خدمتکار، در کاروانی میرود و در عین خدمت، اعمالش را هم انجام دهد؟! پس طبیب و کارگر و افراد سایر حِرَف مورد نیاز نیز باید به حج بروند!
ما این استطاعت را از کجا آوردهایم؟! شارع در کجا چنین چیزی در مورد استطاعت گفته است؟! این مطلب که شخص نمیتواند در حج کاری انجام دهد از کجا آمده است؟! این فهم عرفی ( البته فهم عرفی هم نیست؛ بلکه فهم فقهی است! ) بلکه این فهم فقهی از کجا پیدا شده است که شخص در موقع سفر نباید کار انجام دهد و اگر انجام دهد، مستطیع نیست؟! کدامیک از روایات ناظر به این مسئله است؟! ما خلاف این مطلب را داریم که شخص باید برود و کار کند! قبلاً این مطلب را در روایات راجع به حج، توضیح دادهایم.1
تفاوت مصادیق استطاعت با احوال افراد
پس مطلبی که از اینجا بهدست آمد، این بود که استطاعت یک مسئلۀ عرفی است و مسئلۀ عرفی برای هر فردی مصداق خاصّ خود را دارد؛ استطاعت برای یک فرد با تحصیل زاد و راحله است، استطاعت برای یک فرد بهطور مشی است، استطاعت برای فرد دیگر تحصیل زاد به مقدار مشخص است؛ استطاعتی هم داریم که امام علیهالسلام میفرماید که شخص حتی نان و زیت بخورد و به حج برود!2 این هم مسئلهای است که قبلاً بیان کردهایم.3
وجوب مطلق حج و زمان فعلیت آن
مطلب دیگری که در اینجا باید به آن توجه شود، مسئلۀ وجوب مشروط و وجوب مطلق بودنِ حج است که حج نسبت به مسئلۀ استطاعت، چه نوع وجوبی دارد؟ حج فیحدّنفسه واجب مطلق است؛ مانند سایر عبادات، مثل صلاة و صوم. صلاة واجب مطلق است و صوم هم واجب مطلق است: ﴿إنَّ ٱلصَّلَوٰةَ كَانَتۡ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ كِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾.1 اصل تشریع صلاة و اصل تشریع حج واجب مطلق است. اما شرط تنجّز و فعلیتِ صلاة ظهر عبارت از دخول وقت زوال است؛ یعنی آن واجب که بهعنوان واجب مطلق بر ذمّه است، قبل از زوال هنوز فعلیت پیدا نکرده است. فعلیت صلاة منوط به زوال است؛ فکذلک فعلیت حج منوط به استطاعت در اشهر حج است.
نقد ساقطکردن استطاعت پیش از موسم حج
روی این جهت، چنین نتیجهای در اینجا گرفته میشود که اگر حج را ما نسبت به استطاعت در اشهر حج، واجب مشروط بدانیم، شخص میتواند قبل از اشهر حج، خودش را از استطاعت ساقط کند...؛ مثلاً من دیدم بعضی از افراد نادان و بياطلاع، برای خارج کردن خود از استطاعت، رفتند سؤال کردند؛ آن شخص هم اینطور جواب داده که: «بله میشود.» [به این نحوه که] در موقع ماه مبارک رمضان، پول زیادی داشته است و یک شب قبل از عید فطر، پولش را به دیگران بخشیده و خودش را از استطاعت ساقط کرده است؛ گفته که: «از استطاعت ساقط هستیم و حج هم بر ما واجب نیست.» درحالیکه ذنب عظیمی مرتکب شده است. اين بيچاره كه نمیفهمد؛ اما آن کسی که گفته: «میشود» باید پاسخ بدهد.
لزوم پسانداز برای حج در سالهای آینده
یعنی حج فیحدّنفسه واجب مطلق است، اما در اشهر حج، فعلیت پیدا میکند؛ لذا کسی که برای رفتن به حج باید از ماههای قبل و حتی از سالهای قبل ذخیره کند، باید این کار را انجام بدهد؛ یعنی باید از امسال کمکم مقداری از مالش را کنار بگذارد تا ده سال دیگر موفق شود که به مکه برود. نهاینکه همینطور بگوید: «الآن که پولی [کافی برای انجام حج] نداریم! پس این پول را صرف عیاشی و... میکنیم؛ هر وقت که واجب شد، خدا پولش را میرساند!»
نه؛ هر شخصی باید بداند که بهمحض رسیدن به سنّ تکلیف، حج بر ذمّۀ او مرةً واحدة مستقر شده است و باید این حج را انجام بدهد و باید برای آن، تحصیل خارجی کند؛ این تحصیل و تحقق خارجی، گاهیاوقات به همان زمان حج است که استطاعت برای او حاصل میشود و گاهیاوقات با دو ماه قبل و گاهیاوقات به چهار ماه قبل و گاهیاوقات به ده سال قبل است! ممکن است که ده سال طول بکشد تا شخص بتواند مستطیع شود؛ لذا از الآن شخص باید بهدنبال این باشد که مقداری از اموالش را کنار بگذارد تااینکه ده سال دیگر بتواند به حج برود. پس این مطلب، نتیجۀ ملاحظۀ اطلاقیت و مشروطیت حج، نسبت به استطاعت شد.
پاسخ به اشکال ناتمامماندن تحصیل استطاعت
تلمیذ: گاهی ممکن است که تا آخر عمر، شرط استطاعت تحصیل نشود، پس آنوقت حج، واجبِ مشروط میشود؟!
استاد: تحصیل نشد که نشد؛ بر ذمۀ شخص میماند. کسی که میگوید: «نمیشود»، آیا علم غیب دارد؟!
تلمیذ: در مورد صبی و مجنون چون آنها اصلاً مکلف نیستند، مسئله سالبه به انتفاء موضوع است.
مقایسه مقدمه حج با وضوی پیش از نماز
استاد: اگر خدا به شما بگوید: «از همان لحظۀ اول که مکلف شدی، مثلاً در ساعت ده صبح روز سهشنبه که شما مکلف شدی، من حج را بر شما واجب کردهام»، شما چه میگویید؟! آیا شما میگویید: «مگر من کبوترم که پرواز کنم و به مکه بروم؟! به من که بال ندادی تا پرواز کنم!»
خدا میگوید: «درست است که بال ندادم؛ ولی حج هم مانند سایر مسائل دیگر است. نماز را واجب کردهام و از آن طرف هم طهارت قبل از صلاة را نیز بهعنوان شرط مقدمه بر تو واجب کردهام؛ پس بلند شو و از اتاقت بیرون بیا و از پلهها پایین برو و بر سر حوض وضو بگیر و به بالا برگرد و نماز بخوان!»
[نمیشود که] شما بگویید: «نهخیر، الآن که نماز بر من واجب است، خود حوض باید به اینجا تشریف بیاورد و خود حوض باید روی صورت من آب بریزد!»
تلمیذ: اینجا امکانش هست؛ اما نسبت به صبی و مجنون اصلاً امکانش نیست.
استاد: آنجا هم امکانش هست؛ این امکان تحصیلش پنج دقیقه است؛ حج هم پنجاه سال است. چه فرق میکند؟
تلمیذ: در حج، امکان اینکه تکلیف متوجه من شود، هست؛ اما مشروط به اینکه من مستطیع شوم؛ حالا ما معنای مشروط را...
استاد: شما تأیید ما را میکنید یا اشکال میکنید؟! اگر مشروط باشد، حجِ واجبِ مشروط دیگر قبل از آن، تحصیلِ شرط لازم نیست؛ میخواهم تحصیل بکنم یا نکنم!
تفاوت تحصیل استطاعت و تحصیل درآمد خمس
مثل خمس؛ الآن خمس واجبِ مشروط است: مشروطِ به حصول منافع و غوص و معادن و... 1 یکی از این موارد، ارباح مکاسب است. خمس وقتی بر انسان واجب میشود که ربح مکاسب به حدّی برسد که زاید از مؤونۀ سنه باشد. حال تحصیل این، واجب است یا نه؟
من اصلاً نمیخواهم کار بکنم و فقط بهاندازۀ قوت عیال، در همان روز کار میکنم. مستحب هم این است که انسان وقتی به بازار میرود و کار میکند، بهاندازۀ قوت عیال کسب درآمد کند و بعد، برود خوش بگذراند! راحت و بیخیال! چرا اینقدر برای وارث میگذارید؟! حالا چون خمس واجب شد، من باید برای تحصیل خمس تلاش کنم؟! نه؛ کار نمیکنم و تا آخر عمر هم خمس نمیدهم! خدا هم از من طلبکار نیست؛ ولی حج اینطور نیست.
تلمیذ: ...
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد