24

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟

نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

14221
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

حج با هزینه دیگران چه نسبتی با استطاعت و انجام حج واجب دارد؟ آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تفاوت بخشیدن هزینه سفر به شخص و بردن او به حج بدون تملیک مال را توضیح میدهد و تحقق استطاعت را در هر دو صورت مطرح میکند. سپس روایت فضل بن عبدالملک را بررسی میکند که حج چنین شخصی را کامل و حجةالاسلام میداند، اما پس از توانگری دوباره او را به حج فرمان میدهد. بحث به این پرسش میرسد که چگونه این فرمان با یکبار واجب بودن حجةالاسلام سازگار است. مقایسه با حج و نماز کودک، تفاوت نوع عبادت و الزام شخص به انجام آن را روشن میکند. در پایان، تفسیر فرمان روایت به استحباب، وجوب کفایی یا نیابت نقد میشود و بر خواندن دقیق روایت و پرهیز از توجیه ناسازگار با عبارت آن تأکید میگردد.

/8
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب می‌شود؟

  • نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه بیست‌وچهارم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • حج با هزینه دیگران و تحقق استطاعت

  • صحبت در مورد استطاعت تمام شد. مسئلۀ تخلیۀ سرب باقی ماند که مطلب قابل بحثی ندارد. فقط بعضی از جزئیات باقی ماند که در اینجا به آن اشاره‌ای می‌کنیم و آن روایات مختلفی است در مورد کسانی که به آنها حج پیشنهاد می‌شود.

  • اگر رفقا در خاطر داشته باشند، عرض کردیم که کیفیت بردن شخص به حج با دعوت به حج فرق می‌کند. این مسئله ممکن است به دو صورت باشد:

  • بذل مال و وجوب پذیرش هزینه حج

  • صورت اول: اینکه به شخص بذل مال شود؛ یعنی مال را بیاورند و به آن شخص بدهند و برای حج تملیک کنند و شخص هم مالک شود. در اینجا روایات داریم که قضا به معنای اتیان مکرر بر او واجب نیست؛ او حج را انجام داده است و وجوب حج بر او ثابت شده است و شرط وجوب که استطاعت است، با بذل زاد و راحله محقق شده است.

  • البته در اینجا داریم که شخص نمی‌تواند مالی را که به او بذل شده، برگرداند و رد مال حرام است و اختیار تملک و عدم‌تملک با او نیست. وقتی که شخصی زاد و راحله را به انسان بذل می‌کند، واجب است که او به حج برود و استطاعت به این وسیله حاصل شده است.

  • بردن شخص به حج بدون تملیک هزینه‌ها

  • صورت دوم این است که [طرف مقابل،] مال را تملیک نمی‌کند؛ بلکه او را با خود می‌برد؛ یعنی می‌گوید: «ما که داریم می‌رویم، پس شما هم با ما بیا!» یا اینکه می‌گوید: «ماشین ما یک صندلی خالی دارد، شما هم بیا و سوار شو!» یا اینکه می‌گوید: «کاروان ما یک اسب یا شتر اضافی دارد، شما هم بیا و سوار شو!» یا اینکه می‌گوید: «ما که داریم می‌رویم، می‌توانیم یک بلیط طیاره هم برای شما بگیریم و جایی هم برای شما در کاروان بگیریم تا همراه ما باشی!» به این کیفیت شخص را به حج می‌برند، نه اینکه [زاد و راحله را] بذل کنند. در اینجا حضرت می‌فرماید: «فلیحج اذا استطاع.»

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

3
  • حکم دو شیوه دعوت به حج و نظر شیخ حر

  • سابقاً عرض کردیم که در هر دو صورت مطلب یکی است؛ ولی در اولی به‌عنوان تملیک بذل مال شده است و در دومی بذل مال نشده است؛ بلکه فقط به او گفته‌اند: «بیا به حج برویم!» علتش را هم عرض کردم. مرحوم شیخ حرّ در اینجا قائل به استحباب شده‌اند.1

  • روایت فضل بن عبدالملک درباره حج بدون مال

  • روایت از حُمید بن زیاد2 است که محل اختلاف و بحث است:

  • «عن ابن سماعه عن عدّی من اصحابنا عن أبان بن عثمان عن فضل بن عبدالملک عن ابی‌عبدالله علیه‌السلام قال: سألتُه عن رجلٍ لم یکن له مال فحَجَّ به اُناسٌ من اصحابه أقضی حجةالاسلام؟ قال: ”نعم، فإن أیسر بعد ذلک فعلیه أن یحج.“

  • قلت: هل تکون حَجَّتُه تلک تامةً أو ناقصةً إذا لم یکن حَجَّ من ماله؟ قال: ”نعم، قضی عنه حجةالاسلام و تکون تامةً و لیست بناقصةٍ و إن أیسر فلیَحُجَّ.“»3

  • از حضرت در مورد مردی سؤال کرد که مال ندارد؛ یعنی فقیر است و مستطیع نیست و بعضی از یارانش او را به حج برده‌اند. اینجا قسم دوم است که زاد و راحله را به او بذل نکرده‌اند. می‌پرسد: «آیا حجةالاسلام را انجام داده است؟» حضرت می‌فرمایند: «بله، حجش صحیح است.»

  • حالا چه فرقی است بین اینکه با بذل زاد و راحله به حج برود یا او را به حج ببرند (فحج به)؟! یعنی بدون اینکه به شخص پول بدهند، او را همراه خود می‌برند و یک ریال هم به او پول نمی‌دهند و می‌گویند که: «هرچه بخواهی می‌خریم؛ اما پول به‌دستت نمی‌دهیم تا در جای دیگری خرج نکنی! هر جا ما غذا می‌خوریم، به تو هم غذا می‌دهیم؛ هر جا سوار می‌شویم، تو را هم سوار می‌کنیم.» دراین‌صورت حضرت فرمودند: «بله، این حجش صحیح است.» چون او را با خود به حج بردند و مستطیع شده است. در ادامه حضرت می‌فرمایند: «فإن أیسر بعد ذلک فعلیه أن یحج.» صحبت در این است که اگر بعد از حج خودش مستطیع شد، باید به‌جا بیاورد.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۸، ص ۲۷:
      «حمل الشیخ الامر بالحج هنا علی الاستحباب و استدل بالتصریح فی هذا الحدیث و غیره بالاجزاء و هو جید و یمکن الحمل علی الوجوب الکفائی کما مر فی الحج الثانی و علی کون الحج الأول علی وجه النیابة عن الغیر.»
    2.  رجال (للنجاشی)، ج ۱، ص ۱۳۲:
      «حمید بن زیاد بن حماد بن حماد بن زیاد هوار الدهقان أبوالقاسم، کوفی سکن سورا و أنتقل إلی نینوی (قریة علی العلقمی إلی جنب الحائر علی صاحبه السلام)، کان ثقة واقفا.»
    3. همان.

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

4
  • تفاوت حج ناصبی و مخالف غیرمعاند

  • در مورد مخالف هم این قضیه بیان شد که مخالف وقتی مستبصر شود، در بعضی روایات داریم که: «یجب علیه القضا؛ یعنی قضای حج بر او واجب است.» و در بعضی دیگر داریم که لازم نیست. گفتیم که در جایی [اعاده] لازم نیست که مخالفت شخص از روی غفلت و از روی عدم عناد باشد؛ این با آنجایی که معانداً و از روی غرض باشد، فرق می‌کند. اینجا حضرت می‌فرماید: «فَعَلَیهِ الحَجُّ و إِن کانَ قَد حَجَّ.» درواقع وقتی که مستبصر شد، باید حج را قضا کند. این روایت در مورد ناصب بود.

  • ولی در موردی که مخالفت این شخص از روی غفلت بوده است، حضرت می‌فرماید: «یقضی احب الیّ؛ [یعنی بیشتر دوست دارم که حج را قضا کند.]» در اینجا حکم به استحباب شده است. بنابراین موارد مختلف است؛ یعنی فرق می‌کند که این حج را با چه نیتی و با چه مرام و روشی انجام داده است.

  • اشکال اعاده حج پس از انجام حجةالاسلام

  • در این روایت که شخص را به حج می‌برند، حضرت می‌فرماید که حجش صحیح است؛ چون او را به حج برده‌اند و استطاعت برایش حاصل شده است. بعد حضرت در اینجا می‌فرماید: «فإن أیسر بعد ذلک فعلیه أن یحج؛ اگر بعداً این شخص استطاعت پیدا کرد و به یسر رسید، باید دوباره حج را انجام دهد.» این خیلی عجیب است! آیا این را حمل بر استحباب کنیم؟!

  • شخص دوباره می‌پرسد: «قلت هل تکون حجّته تلک تامّه أو ناقصه؟» یعنی ایراد حج او کجاست که شما می‌گویید: «علیه ان یحج»؟! آیا این حجی که انجام داد، ناقص بود؟! اگر حجش ناقص بود، پس چطور قضی حجة‌الاسلام؟! حضرت در پاسخ سؤال «أ قضی حجة‌الاسلام؟» می‌فرماید: «بله، حجةالاسلام را انجام داده است.» یعنی با بردن دوستانش او را به حج، ﴿وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ﴾1 از او متمشّی شده است و این حج حجةالاسلام است؛ لذا حضرت می‌فرماید: «بله، حجة‌الاسلام را انجام داده است و حجش ناقصه نیست و اگر به یسر برسد، باید حج انجام دهد.»

    1. سوره آل عمران (۳)، آیه ۹۷.

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

5
  • مگر ما دو حجةالاسلام داریم؟! با این روایت باید چه کرد؟! ما بیشتر از یک حجة‌الاسلام نداریم! یک حجة‌الاسلام است و در تمام عمر فقط یک مرتبه واجب است و امام علیه‌السلام هم آن را به‌عنوان حجی که «یحج به اناس» امضا کرده‌اند! پس «سقطت عنه حجةالاسلام» و وقتی که حجة‌الاسلام از او ساقط شد، این حجّ دوم حج مستحب می‌شود. یعنی باید این‌طور بگوییم که اگر حج حج مستحب است، چرا حضرت فرمودند: «فعلیه أن یحج؛ باید برود و حج انجام دهد»؟! این «علیه» برای چیست؟!

  • ناسازگاری امر به اعاده با حمل بر استحباب

  • بروید و در تقریرات نگاه کنید و ببینید که فقها در این قضیه مانده‌اند! مثلاً مرحوم صاحب وسائل می‌فرماید: «حمل الشیخ الامر بالحج هنا علی الاستحباب؛1 شیخ طوسی در اینجا حملِ بر استحباب کرده است.» حمل بر استحباب اشکال ندارد؛ ولی عبارت امام علیه‌السلام که می‌فرماید: «علیه ان یحج» و بعد هم دوباره تکرار می‌کند: «و إن أیسر فلیحج» با استحباب نمی‌سازد!

  • شما خودتان را جای آن شخص بگذارید و نزد امام صادق علیه‌السلام بروید و قضیه را مطرح کنید که: «ما پول نداشتیم و رفقای ما ما را به مکه بردند؛ آیا حجة‌الاسلام بوده است یا خیر؟» حضرت می‌فرماید: «حجةالاسلام بوده است.» تمام شد؛ دو حجة‌الاسلام که نداریم!

  • بعد حضرت می‌فرماید که اگر پول‌دار شدی، باید به مکّه بروی! نمی‌فرماید: «یستحب أن تعید.» در اینجا استحباب نیست. یا در مورد مخالفِ [ناصبی و سابّ] نمی‌فرماید: «أحبّ الیّ ان تعید.» «أحبّ» یا «إنّی أحبّ أن تعید» یا «الأحسن أن تعید» یا «أن تقضی أحبّ الیّ» نداریم؛ بلکه حضرت می‌فرماید: «علیک ان تحج؛ بر تو واجب است.» این با مستحب نمی‌سازد! حالا چطور جور درمی‌آید؟! مگر ما چند تا حجة‌الاسلام داریم؟!

  • ـ تلمیذ: آیا می‌توان گفت که درواقع حضرت می‌خواهند نوع حج را بفرمایند؟

  • ـ استاد: در تمام طول عمر فقط یک حج بر ذمۀ شخص است و آن عبارت است از حجة‌الاسلام.

    1.  وسائل الشیعة، ج ۸، ص ۲۷.

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

6
  • تفاوت حج کودک با حجةالاسلام

  • ـ تلمیذ: منظورم این است که مانند همان حجی است که صبی انجام می‌دهد و نوعش حجة‌الاسلام است.

  • ـ استاد: نه آقا! حج صبی که حجةالاسلام نیست! حج صبی ممضیٰ و صحیح است؛ اما در حال صباوت؛ ولی حجة‌الاسلام به‌حساب نمی‌آید. مانند نماز صبی که صحیح و ممضیٰ و مأجور می‌باشد؛ ولی اگر همین صبی بعداً به بلوغ برسد، نمازش نماز واجب می‌شود. حالا اگر شما صبی را در حال شیرخوارگی به حج بردید، آیا حج از او ساقط است؟!

  • ـ تلمیذ: وقتی که صبی نماز صبح می‌خواند، آیا شما می‌گویید: «نماز مستحبی می‌خواند»؟! نماز صبح است، نافله که نیست! لذا حضرت می‌خواستند فرق بین نافله و واجب را بفرمایند.

  • تفاوت نوع نماز با وجوب انجام آن

  • ـ استاد: در این حال ما می‌گوییم: «او نماز می‌خواند.» نمی‌گوییم: «نماز مستحبی می‌خواند.» نماز مستحبی نمازی است که در شرع متّصف به استحباب شده است؛ نافلۀ صبح متّصف به استحباب است؛ سواء صَدَرَ مِن البالغ او صَدَرَ مِن الصبی. اگر صبی نافلۀ صبح را بخواند، نمی‌گویند: «نماز واجب خوانده است.» بلکه می‌گویند: «نماز مستحب خوانده است.» بالغ هم اگر نافلۀ صبح بخواند، می‌گویند: «نماز مستحب خوانده است.»

  • حالا اگر صبی بعد از اینکه نافله را خوانده و بلند شود و خودِ نماز صبح را بخواند، می‌گویند: «نماز مستحب خواند» یا «نماز واجب خواند»؟! [روشن است که] نماز واجب. [آیا این صبی] می‌تواند نماز واجب صبح را نخواند؟ بله، می‌تواند نخواند. پس چه نماز واجبی را خوانده که می‌تواند نخواند؟! این چه نمازی است که هم واجب است و هم می‌تواند نخواند؛ ولی بر بالغ واجب است و باید بخواند؟! آیا اگر صبی نماز صبح خواند، شما می‌گویید: «نماز مستحب خواند»؟!

  • استحباب انجام نماز واجب برای کودک

  • البته وقتی که صبی نماز واجب را می‌خواند، یک وصف و نعت دیگری در اینجا می‌آید و آن اینکه نماز واجب بر او الزامی نبوده است و اتیانش بر او مستحب بوده است؛ نه‌اینکه خودِ نماز مستحب بوده؛ بلکه خودِ نماز واجب است؛ ولی اتیانش برای او مستحب است. نماز مستحب یک مطلب و نماز واجب مطلب دیگری است. اگر صبی نماز مستحب را بخواند، می‌گوییم که: «نماز مستحب را مستحباً انجام داده است.» او نمازی را که مستحب بوده، به‌زعم استحباب انجام داده است؛ یعنی بر او الزامی نبوده است! خدا هم به او ثواب می‌دهد.

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

7
  • اگر نماز صبح را بخواند، می‌گوییم: «نماز واجب را به استحباب انجام داده است.» یعنی همان نماز صبح را که واجب است با حدود و ثغورش و میزان ثوابش خوانده است ( نماز واجب میزان ثواب و اجرش بیشتر از نماز نافله است ) و خدا برای نماز نافله‌ای که صبی خوانده، مثلاً دو اجر و برای نماز صبحی که واجب بوده و خوانده، مثلاً چهار اجر قرار داده است؛ ولی اینکه چهار اجر داده است، [انجامش برای صبی] واجب نبوده و مستحب بوده است. منظور در اینجا، این است.

  • لزوم حج کودک پس از بلوغ

  • در این بحث هم حجّی که انجام می‌دهد، صحیح است؛ ولی حجة‌الاسلام نیست. حجی که در ده‌سالگی انجام می‌دهد و صحیح است و باطل نیست و ثواب حج واجب را ( که خدا برای بزرگ‌ترها در نظر می‌گیرد ) به او می‌دهد؛ ولی آیا این کفایت می‌کند که بعد از بلوغ حج را انجام ندهد؟! خیر، باید دوباره این حج را بعد از بلوغ به‌عنوان حجة‌الاسلام انجام دهد!

  • نقد توجیه‌های فقیهان برای اعاده حج

  • حالا اشکال در اینجاست که وقتی کسی حج را [به‌عنوان] حجة‌الاسلام انجام می‌دهد و امام صادق علیه‌السلام امضا می‌کند که: «قضی حجة‌الاسلام»، بنابراین مصلحت ملزمۀ برای حج ساقط شده و لذا مصلحت دیگری در اینجا نیست؛ پس چرا حضرت می‌فرماید: «فعلیه أن یحج»؟! اینجاست که شخصی مثل شیخ طوسی مجبور شده است که بگوید: «حج دوم حج مستحب است.» چون حجة‌الاسلام را دیگر انجام داده است. اگر این را نگوید، چه بگوید؟! چاره‌ای ندارد!

  • حمل اعاده بر وجوب کفایی یا نیابت

  • بعضی دیگر که نتوانستند این را حمل بر استحباب کنند، گفته‌اند: «علیه با استحباب نمی‌سازد.» «علیه» را بر وجوب کفایی حمل کرده‌اند؛ مثلاً مرحوم شیخ حر می‌گوید:

  • «و استدل بالتصریح فی هذا الحدیث و غیره بالاجزاء و هو جید و یمکن الحمل علی الوجوب الکفائی کما مر فی الحج الثانی و علی کون الحج الأول علی وجه النیابة عن الغير.1»

    1.  وسائل الشیعة، ج ۸، ص ۲۷.

حج با هزینه دیگران، چرا دوباره واجب میشود؟ - نقد تفسیر فرمان اعاده پس از توانگری

8
  • [می‌گویند:] «علیه أن یحج؛ یعنی به نحو کفایی برود.» و «علی کون الحج الاول علی وجه النیابة؛ یعنی حجّ اول او نیابتی بوده است.»

  • لزوم وفاداری به دلالت روایت

  • به قول شاعر که: «چون قافیه تنگ آید/ شاعر به جفنگ آید!» حج اول دیگر چیست؟! انسان باید کمی فکر کند! مرحوم شیخ طوسی این مطلب را بیان نکرده است؛ بلکه مرحوم شیخ حر یا کسانی که ایشان از آنها نقل می‌کند، چنین گفته‌اند. «حج به اناس» یعنی او را بردند و در بالا هم می‌گوید: «حجة‌الاسلام!» باید دقت شود که روایت چه می‌گوید! الآن رسم بر این است که چیزی بگوییم و خودمان را از مخمصه خارج کنیم، هرچه بود! حضرت هم می‌فرماید: «حجة‌الاسلام انجام داده است.» شما چرا می‌گویید که حج کفایی و یا نیابتی است؟! حج نیابتی که حجة‌الاسلام نیست؛ بلکه مربوط به فردی است که از طرف او انجام می‌شود! مسئله این‌طور است.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد