524

تبیین کیفیت معجزه و تصرف در عالم ماده

بررسی دیدگاه علامه طباطبائی درباره قانون علیت و خوارق عادات

13835
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهاسفار

مجموعهفصل 3: في مناقضة أدلة الزاعمين أن أثر العلة هي صيرورة الماهية موجودة


توضیحات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت وقوع معجزات و خوارق عادات در عالم ماده می‌پردازند. بحث با پرسشی پیرامون کیفیت سفر پیامبر اکرم (ص) به کربلا در عالم کشف آغاز شده و به تحلیل چگونگی تصرف اولیاء الهی در زمان و مکان می‌رسد. استاد در ادامه، دیدگاه علامه طباطبائی مبنی بر توجیه معجزه از طریق شتاب‌دهی به قانون علیت را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهند. ایشان با تأکید بر اینکه اراده ولیّ خدا خود یک علت مستقل و حقیقی است، ضرورت حفظ پیوستگی تمام اجزای عالم در نظریه شتاب‌دهی را به چالش می‌کشند. در نهایت، این جلسه با تبیین جایگاه نفس امام مبین در احاطه بر عوالم و نقد پیچیدگی‌های غیرضروری در تحلیل‌های فلسفیِ معجزه، به این نتیجه می‌رسد که تصرفات اولیاء الهی، نه نقض قانون علیت، بلکه تجلی اراده‌ای است که در طول مشیت الهی عمل می‌کند.

/7
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

جلسه ۵۲۴

1
  • درس پانصد و بیست و چهارم

  • بحث در کیفیت سفر جسمانی پیامبر به کربلا، و حقیقت معجزه از دیدگاه علامه طباطبائی

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تلمیذ: راجع به این مسئله فرمودید که ظاهراً در معادشناسی مرحوم علامه طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ قضیۀ پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هست که اصحاب گفتند که به کربلا رفتند و برگشتند، گردوغبار روی حضرت بود فرمودند: گردوغبار همان صحنه‌ها است!1 با توجه به مطالبی که فرمودید، چه لزومی داشت حضرت از آن صحنه خارج شوند و بروند و برگردند یعنی زمانی را طی بکنند و اگر تمام این تأثیر و تأثرات آن موقع که حضرت حاضر هست هم برای ایشان وجود دارد همان موقع که حضرت اراده می‌کند آنها به‌وجود می‌آید یا اینها به ارادۀ خود ولیّ هم هست؟ این به چه معنا است؟ چون لزومی ندارد که پیغمبر از آنجا خارج شود برای پیغمبر اگر اراده بکند هست.

  • کیفیت سفر پیامبر به کربلا در عالم کشف

  • استاد: بله، این در اینجا به دو صورت هست؛ صورت اول همان صورت کشفی مسئله هست که انسان به‌واسطۀ ارتباط خودش با عالم مثال و ملکوت و صورت علّی در آن عالم می‌رسد بدون اینکه از نقطه‌نظر فیزیکی و مادی تغییر‌و‌تحولی هم پیدا بشود. این یک چیز عادی و طبیعی است مثل خواب! خواب و اینها همین‌طور است دیگر! در خواب انسان به‌واسطۀ انکشاف همان صورت مثالی و صورت برزخی به ملکوت و مثال می‌رسد. گرچه الآن این مسئله به یک نحو دیگر است و کلاً این موجود هنوز به دنیا نیامده است.

  • صورت دوم این است که همراه با این یک جنبۀ مادی هم در اینجا إعمال بشود؛ یعنی به‌واسطۀ تصرفی که در ماده می‌شود زمان از این ماده برداشته می‌شود به‌جای این ماده‌ای که الآن هست مادۀ پنجاه سال دیگر می‌آید و در همین‌جا قرار می‌گیرد یعنی آن زمان کنار می‌رود و بعد آن حوادث و پدیده‌ها می‌آید و در جای خودش واقع می‌شود. در اینجاست که حضور فیزیکی و مادی هم شرط است یعنی صرفاً این نیست که نگاه کند، خودش در آنجا و در یک هم‌چنین وضعیتی حضور پیدا می‌کند. ممکن است این‌طور باشد. البته یک هم‌چنین مطلبی نمی‌دانم برای پیغمبر به این کیفیت بوده است یا نه!

    1. الإرشاد، ج ٢، ص ١٣٠؛ بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٢٣٩.

جلسه ۵۲۴

2
  • قسم دیگری که اینجاست که آن مسئله شبیه معراج پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم است: ﴿سُبۡحَٰنَ ٱلَّذِيٓ أَسۡرَىٰ بِعَبۡدِهِۦ مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا﴾1 دو جهت در اینجا واقع شده؛ جهت اول حرکت جسمانی و جهت دوم انکشاف روحانی است. حرکت جسمانی ﴿مِّنَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ إِلَى ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡأَقۡصَا﴾ بوده است. جنبۀ عروج روحانی آن به مراتبِ بالا بود که آن‌هم ربطی به مسجدالأقصی ندارد. این به مسجد‌الأقصی ارتباطی ندارد. یعنی این دو حالت برای پیغمبر به‌وجود آمده که یکی از لحاظ جسمانی بوده و دوم از لحاظ روحانی به‌سمت آن عوالم بالا بوده است زیرا دلیلی ندارد که بدن مادی در آن عوالم بالا برود و آن همان حقیقت نفس و روح است که به‌واسطۀ عبور در عوالم سبعه به آن مراتب اسماء و صفات کلی اشراف پیدا می‌کند.

  • راجع به پیغمبر ممکن است این از قسم سوم بوده باشد؛ یعنی هم از نقطه‌نظر ظاهر پیغمبر از مدینه به کربلا آمدند و یک حرکت [مادی] بوده حالا طیّ‌الأرض بود ولی بالأخره یک نقل‌وانتقال مادی صورت گرفته بود و در کربلا آن حالت انکشاف روز عاشورا پیدا شد؛ یعنی کربلا سر جای خودش بوده درخت‌ها همان هستند یعنی زمان همان مسیر خودش را دارد طی می‌کند و آن خصوصیات مربوط به خصوصیات فعلی است، نه خصوصیات پنجاه سال بعد، نه! همین خصوصیات فعلی است ولی به آنجا که رسیدند تبدل صحنه می‌شود و صحنه تغییر کرده یعنی آن جهت و دیدی که نسبت به قضایای روز عاشورا باید در زمان سنۀ 61 هجری انجام بشود، آن دید در روز عاشورا برای پیغمبر حاصل شده بود. پیغمبر یک قدم جلوتر رفتند، این مسئله است! قسم اول قطعاً نبود چون پیغمبر حرکت کردند. قسم دوم یا قسم سوم بوده است. حالا چه نحوی بوده خب ما اطلاع نداریم!

  • تلمیذ: این ماده در مکان متحول می‌شود، به قبل هم می‌تواند برگردد؟

    1. . سوره اسراء (17) آیه 1. نور ملکوت قرآن، ج ‌1، ص 311:
      «پاک و مقدّس است آن خداوندى که بنده خود را در شب سیر داد از مسجد‌الحرام تا مسجد أقصىٰ.»‌

جلسه ۵۲۴

3
  • استاد: بله!

  • تلمیذ: فقط به آینده نیست به گذشته هم هست؟

  • استاد: بله! تازه به قبل راحت‌تر است چون سلسلۀ علیت را طی کرده است.

  • تلمیذ: راجع به معاد جسمانی آیا نظر شما هم نظر مرحوم علامه طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ است؟

  • استاد: بله، البته من راجع به این قضیه با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ صحبت کردم و ازجمله چیزهایی که با ایشان [بحث] کردیم همین مسئله بود. راجع به مسئلۀ جسمانیت معاد جسمانی به همین کیفیت و با همین عناصری که در این دنیا هست، بر این مسئله دلیلی نیست ولی جسمانیت فیما بینابین که نه صرفاً جنبۀ صوری بدون [اینکه] هیچ‌گونه آثار مادی داشته باشد و نه‌اینکه این ماده ثقیل با این آثار و خصوصیات باشد؛ تقریباً می‌شود گفت که ما در اینها آن حالت بینابین را متوجه شدیم.

  • تلمیذ: بینابین را ما نفهمیدیم!

  • استاد: حالا إن‌شاءالله می‌روید و می‌فهمید! حالا اگر خدا توفیق دهد بحث‌هایش می‌آید.

  • تلمیذ: ممکن است دیر شود!

  • استاد: بله، حالا إن‌شاءالله یک مقدماتی دارد، مثل این مسائلی که اخیر بود. آن‌هم یک‌سری مقدمات را تجربی می‌گوییم تااینکه می‌رسیم به اینکه روشن بشود! یکی دو هفته کار دارد به‌نحوی‌که یک نوع انس با اذهان پیدا بشود! بالأخره ما در ماده‌ایم دیگر! بالأخره در ماده بودن انس با همین علل و عوامل و پدیده‌های ظاهری یک مقداری از آن ادراک مسئله کم می‌کند. حالا خیلی مانده که پیر شوید! جوان هستید! حالا ما چرا، ما چیزی نمانده پیر شویم! پیر نیستیم ها! خیال نکنید! گاه‌گاهی نیّت می‌کنیم فلان کار را انجام بدهیم می‌گوییم که رهایش کن! ولی خب ما مثلاً بیست سال پیش نمی‌گفتیم که رهایش کن! حالا یک‌قدری مثل اینکه تفاوت کرده است! چطور همراه با این حرکت، خواست‌ها هم حرکت می‌کند مثلاً بیست سال قبل آدم یک نوع خواست و میل و علاقه به بعضی از این چیزها داشت. سی سال پیش یک طور چهل سال همین‌طور! الآن گاهی بچه‌ها یک کارهایی می‌خواهند بکنند یک جایی می‌خواهند بروند من خنده‌ام می‌گیرد! یعنی خب ما هم همان موقع‌ها همین وضع بودیم شاید از اینها جنب‌وجوشمان بیشتر بود ولی الآن می‌گویم که آدم عاقل بلند می‌شود آنجا می‌رود و این کار را می‌کند؟! یعنی همراه با این سیر اصلاً تمایلات و تعلقات و خواست‌های خود نفس هم تغییر می‌کند؛ هرچه انسان جلوتر برود مدام نسبت به مسائل نفسانی و ریاست‌ها قوی‌تر می‌شود! ریاست‌ها و مسائل نفسانی و گیر و دارهای بندهای نفسانی جوان هرچه هست زودتر می‌تواند این گیرها را از خودش رفع کند. وقتی که یکی جوان است زودتر می‌تواند از یک قضیه بگذرد تا یک کسی که سنی از او گذشته و در این مسائل گیر افتاده و دیر می‌تواند از این مسائل رد شود. آن‌وقت به موازات این دیگر خدا نیاورد که مسئولیتی هم برای انسان بیاید! آن‌وقت دیگر ددَم وای! دیگر چه می‌شود!

جلسه ۵۲۴

4
  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • و لا یَجدی الفرقُ بَین حَملِ الذّاتیِ و حَملِ الموجودِ بِأنَّ الذّاتیَ لِلشّی‌ءِ ما یَصدقُ عَلیه بِلا مُلاحظةِ حیثیةٍ تَعلیلیةٍ أو تَقییدیةٍ.1

  • معنی داشت بهتر بود! خیال می‌کنم بگذاریم برای جلسۀ بعد بهتر باشد حالم را می‌بینم راستش نمی‌کشم! البته بی علت هم نیست، آقای دکتر می‌دانند! همین همکارهای شما کار دست ما دادند! آمدید و گفتید شروع کنیم، نه بابا، حالا باید حیثیت تعلیلیه را [توضیح دهیم] یا الله! إن‌شاءالله جلسۀ بعد می‌گوییم.

  • بیان مفهوم آیۀ شریفۀ ﴿وَكُلَّ شَيءٍ أَحصَينَٰهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ﴾

  • تلمیذ: این مطلبی که مثلاً به پنجاه سال قبل برمی‌گردد، مادۀ پنجاه سال قبل آن مکان را می‌آورد دلیل بر این است که آن به‌صورت تفصیلی در نفس ولیّ خدا موجود هست و این سلسلۀ معمولی را طی کرده و به آن صورت تفصیلی رسیده و علم حضوری دارد مثل ... و اینکه بخواهد پنجاه سال بعد را بیاورد این سیر باید طی بشود و این صورت تفصیلی در نفس ایشان محقق شود؟

  • استاد: نه، منافاتی ندارد! در یک لحظه این در آن سلسلۀ علیت قرار می‌گیرد. همین‌که در سلسلۀ علیت قرار می‌گیرد کار تمام است!

  • تلمیذ: ولی بعدی هنوز قرار نگرفته است!

  • استاد: آن‌هم می‌شود دیگر!

  • تلمیذ: آن‌هم می‌شود؟

  • استاد: بله، در یک لحظه! ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾2 یعنی هر چیزی! ﴿كُلَّ شَيۡءٍ﴾؛ هر چیزی را یعنی چه ماسبق و چه حال و چه ما یقع همه را ما احصاء کردیم یعنی جمع کردیم و در نفس امام قرار دادیم و آن شخصی که ولیّ است یا حتی ممکن است به ولایت هم نرسیده و در مقام حال باشد، نه ملکوت، حتی ممکن است که به طرفة العینی در آن نفس ارادۀ مرید که همان امام حی است در همان واقع بشود و همان انکشاف برای او پیدا بشود.

  • تلمیذ: نه، از لحاظ فهمشان که آنچه که گذشته با آنچه که در آینده قرار است بیاید به‌هرحال [متفاوت است]؟

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 407.
    2. . سوره یس (36) آیه12. امام شناسى، ج ‌12، ص 322:
      «ما هر چیزى را در امام آشکارا به شمارش و حساب آوردیم».

جلسه ۵۲۴

5
  • استاد: یکی هست و تفاوتی ندارد!

  • تلمیذ: آن چیزی که در آینده می‌خواهد بیاید هنوز در نفس او محقق نشده است!

  • استاد: بله، در ظاهر محقق نشده ولی در آن سلسلۀ علیت محقق شده است! محقق شده و این‌هم در همان‌جا قرار می‌گیرد.

  • نظر علامه طباطبائی دربارۀ کیفیت اعجاز

  • یک مسئله‌ای را قبلاً هم گفتیم که علامه ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در بحث اعجاز یک مسئله‌ای را مطرح کردند که در قضیۀ اعجاز، مسئلۀ مخالفت با قانون نیست! قانون علیت اقتضاء تحقق فعلی و تحقق عینی سلسلۀ علیت را دارد و اعجاز با این مسائل منافات دارد چون وقتی که آن عصا در دست موسی تبدیل به حی بشود از نقطه‌نظر علیت باید دویست سال طول بکشد، مثلاً چه تغییرو‌تحولات در ماده پیدا بشود که بالمآل ﴿فَإِذَا هِيَ حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾1 در خارج محقق بشود در تغییر و تبدلات انواع.

  • ایرادی که شده این است که این با سلسلۀ علیت و با قانون علیت منافات دارد. پاسخی که ایشان می‌دهند این است که نه، منافات ندارد و فقط در این مسئله زمان برداشته می‌شود؛ یعنی همان سلسلۀ علیت هست و او می‌آید و این حرکت را شتاب می‌دهد دویست سال را [تبدیل به] یک ثانیه می‌کند! یعنی همان حرکت و همان مسائل در این قضیه می‌گذرد!

  • اشکال بر نظریه علامه طباطبائی دربارۀ کیفیت اعجاز

  • اشکالی که در این مسئله وارد می‌شود این است که اگر شما می‌خواهید به سلسلۀ علیت استناد کنید و مسئله را بر بقاء علیت قرار بدهید، این علیت که فقط اختصاص به این چوب ندارد این علیتی که این چوب را با تمام مقارنات و مجاورات و مصاحباتش و آنچه را که در اطرافش قرار دارد به ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾ می‌رساند، در همۀ آنها باید مسئلۀ علیت را بررسی کرد، نه فقط در یک حلقه‌ای از حلقات زنجیر! وقتی که تمام این حلقات زنجیر به‌هم مرتبط هست شما یک حلقه را از این وسط برمی‌دارید این در تمام جوانب تأثیر می‌گذارد و شما نمی‌توانید فقط یکی از اینها را بردارید!

    1. . سوره طه (20) آیه20.
      ترجمه: «... عصا اژدهایى مهیب شد که (به هر سو) مى‌شتافت». (محقق)

جلسه ۵۲۴

6
  • سلسلۀ علیت؛ یک قانون به‌هم پیوسته

  • وقتی که این لِبنِۀ1‌ مستنده و متسنده در پشت هم قرار دارد و یک خط طولی را از لبنه‌های متفاوته تشکیل می‌دهد یکی از اینها که بخواهد خارج بشود تمام اینها روی زمین می‌آید؛ هم آنهایی که قبل وجود دارند و هم آنهایی که بعد هستند چون سلسلۀ علیت چنان قانون به‌هم پیوسته‌ای هست که انسان نمی‌تواند یکی از این سلسلۀ علیت را امتیاز بدهد و از سایر این موارد جدا کند. لذا در فلسفه می‌گویند که اگر یک برگ بی‌حساب از درخت بیفتد کل عالم به‌هم می‌ریزد و حرف درستی هم هست! شما الآن یک برگ می‌بینید که می‌افتد و هیچ درخت هم تکان نمی‌خورد ولی این یک برگی که در این موقع باید بیفتد به تمام نظام عالم بستگی دارد! حالا اگر قرار بر این است که شما سلسلۀ علیت را رعایت بکنید پس باید ولیّ که می‌آید آن چوب را از عصا بودن تبدیل به حیّه می‌کند بر تمام مقارناتش هم باید تصرف کند درحالی‌که هم‌چنین چیزی اتفاق نمی‌افتد؛ کل عالم را که نمی‌آید عوض کند! بیچاره حضرت موسی این عصا را برداشت تبدیل به یک حیّه کند دیگر به همسایه‌اش و به باغ محله‌اش و به آن ارتباطات که دیگر کاری ندارد! اگر او می‌تواند جلوی سلسلۀ علیت را نسبت به مقارنات بگیرد، خب همین قانون علیت در اینجا نقض شده است! وقتی که نقض بشود چرا بگوییم که این کار را بکند؟! خب می‌آید از اول چوب را تبدیل به حیّه می‌کند! کار را راحت بکنیم! چرا ما بخواهیم این‌طور مسئله را بررسی کنیم؟! در نقض سلسلۀ علیت فقط کفایت نمی‌کند بر اینکه خود این چوب در طول مسیر خودش به اطوار مختلف برگشته است بلکه تمام مقارنات و تمام آنچه که با این علیت در ارتباط هست را باید عوض کند! اگر جلوی او را می‌گیرد و این از این نقطه‌نظر منافاتی با قانون علیت ندارد از اول کار را راحت [می‌کند] و بگوییم که از اول چوب را می‌آورد و تبدیل به حیّه می‌کند! چرا لقمه را بچرخانیم و این‌طور داخل دهانمان بگذاریم؟! اگر جلوی سایر خصوصیات را گرفتن ضربه‌ای به قانون علیت نمی‌زند، خب بیاید این‌طوری کار انجام دهد که دیگر ضربه نزند که دیگر خیالش را راحت بکند! این یک مسئله است.

    1. . لِبنَة: خشت، آجر. (محقق)

جلسه ۵۲۴

7
  • مسئلۀ دوم که اگر از حضرت موسی در این موقع بپرسند که تو چه کردی؟! آیا می‌گوید که من دویست سال را برداشتم چرخاندم و این را به آن زدم و آن را به این زدم و درخت را از آن‌طرف بردم و فلان کردم و حیوان شد و فلان شد و آن را به آن [شکل] درآوردم تااینکه یک چیزی درست شد و بعداً درآمد؟! حالا این ﴿حَيَّةٞ تَسۡعَىٰ﴾ هم که یک روزه نبوده شاید شصت یا هفتاد سال داشت. این ماری که از اینجا تا آنجا ترتیب همه را بدهد، این مار یکی دو روزه که نبوده است! این مار شصت سال از سنش هم گذشته است دیگر! از سن حضرت موسی بزرگ‌تر بوده است! خب این را هم اضافه کنید!

  • تلمیذ: از کجا معلوم که تازه این چوب هم بخواهد برگردد و تبدیل به مار شود!

  • استاد: پس تبدیل به چه شود؟!

  • خلاصه اگر از حضرت موسی بپرسند می‌گوید که نه بابا! من آمدم و به این عصا دست زدم ـ عصای خودم نه این چوب ـ و یک‌دفعه تبدیل به مار شد همین! دیگر اینها را ما یادمان نمی‌آید که این کارها را کرده باشیم و فلان این حرف‌ها! همین‌طور مسائلی که اولیاء در مقام خوارق عادات بیان می‌کنند این است و آن نیست!

  • تلمیذ: فقط در همین‌جا مرحوم علامه...

  • استاد: غیر از آن، مرحوم علامه آمدند با مسائل عالم طبع و قواعد فیزیکی خواستند مسائل را وفق بدهند. ولی اگر مسئلۀ حفظ علیت است خب این‌هم علیت دارد دیگر! اراده، علت است. علیت هم که به‌هم نخورده است. لازم نیست ما این راه دور را با این اشکالات برویم! خب علت سرجایش هست گتره که نشده است! این‌هم همین است یعنی به همین مسائل برمی‌گردد.

  • أللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد