پدیدآورآیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی
گروهمنظومه
مجموعهالهیات بالمعنی الاخص - فریده ۲:صفات واجب تعالی
توضیحات
65. غرر في أن أيا من النعوت عين و أيا منها زائد
الخامسة و الستون: غررٌ فی أنَّ أیا مِنَ النُّعوتِ عین و أیا منها زائد
السادسة و الستون: غرر في أنَّها مُتحدةٌ كُل مَع الأخرىٰ
درس یکصد و شصت و پنجم تا درس یکصد و شصت و نهم
درس یکصد و شصت و پنجم:
عینیت صفات با ذات و یا افتراق آنها
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[ابتدای این نوار، در نوار اصلی ضبط نشده است.]
«بود» اختصاص به من دارد و آن «بود» همان وجود بسیط است؛ «بسیطُ الحقیقة کلّ الأشیاء» در اینجا، در عین اینکه تمام اشیاء هست درعینحال آن بساطت خودش را هم حفظ میکند و این کل الأشیاء باعث ترکّب در آن بساطت نمیشود و بهجای خودش بسیط است و حقّیت بساطت را دارد و ما این وحدت را از این بسیط الحقیقه انتزاع میکنیم چون بسیط است پس وحدت دارد یعنی ثانی ندارد وحدت دارد یعنی احدیت دارد و نمیشود ثانی برای او تصور کرد.
این بالإجمال بیانی است که عرفا در این باب دارند بنابراین فرق بین حکما و عرفا در این است که حکما بهجهت عدم ترکّب در ذات که در ذات ترکّب لازم نیاید قائل هستند به انفکاک اختلاف بین صفات، مفهوماً ولی اتحّاد آن صفات مصداقاً با ذات. پس ذات، مصداقاً عین صفات است و صفات، مصداقاً عین ذات هستند و یکی هستند.
سؤالی که از آنها میشود این است که بالأخره این صفات با ذات یکی است یا با ذات فرق میکند؟! یعنی ذات است که دارای این صفات است یا نه، ذات همان صفت است یعنی ذات همان عالمیت است؟! اگر شما میگویید: ذات است و دارای صفت است پس شما خواهینخواهی قائل به ترکیب شدهاید و اگر میگویید: ذات عین عالمیت است که ما میگوییم: عالمیت با قادریت دوتا است و منشأ اتصافشان هم باید دوتا باشد پس بههرصورت ترکّب در اینجا لازم خواهد آمد. بهخاطر همین جهت آمدهاند مقام احدیت را از مقام واحدیت جدا کردهاند چون اگر احدیت و واحدیت یکی باشد پس ذات در عین ذاتیت خودش با این مظاهر و با اینها وحدت دارد و اینها هم همه دارای حد هستند و نمیشود.
ولی اگر اینطور بیان کردیم که احدیت عبارت از مرتبۀ مافوق واحدیّت است نهاینکه عین واحدیت است و هر مرتبۀ بالایی واجد کمالات مرتبۀ مادون هست و مافوق همیشه در مرحلۀ علّیت و فاعلیّت واجد است پس هیچ منافاتی نیست که احدیت در عین احدیت خودش واجد واحدیت باشد. اگر اینطور شد دیگر اشکالی باقی نمیماند. إنشاءالله تتمۀ بحث برای جلسۀ آینده باشد.
تلمیذ: انتزاعی که ما از صفات میکنیم فرمودید که از ذات نمیتواند باشد پس این بروزات هم نمیتوانند باشند؟
استاد: منشأ انتزاع خود بروزات چیست؟!
تلمیذ: ذات است دیگر.
استاد: بله ذات است، پس ذات بهنحو اجمال همۀ این صفات را واجد است. بالأخره خود صفات یک منشأ انتزاع میخواهند.
أللهم صل علی محمد و آل محمد