28

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟

نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

14245
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهحج - استطاعت در حج


توضیحات

حجةالاسلام در روایات حج کودک و مملوک، پرسشی درباره تفاوت انجام مناسک با وجوب حج ایجاد میکند. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از روایتهای شرط آزادی آغاز میکند و با توجه به سند و مضمون آنها، نبود تکلیف بر مملوک را توضیح میدهد. سپس این روایتها را کنار تعبیر حجةالاسلام در حج کودک و بنده قرار میدهد تا معنای این عنوان و ارتباط آن با انجام شخصی مناسک روشن شود. از اینجا بحث به نورانیت اسلام و حج میرسد و دلیل تکرار مناسک پس از آزادی، بلوغ یا تغییر شرایط بیان میشود. تفاوت حج نیابتی با حجةالاسلام نیز در همین مسیر بررسی میشود. در پایان، مسئله قربانی مملوک به تمایز میان قصد تمتع و ورود به احرام پیوند میخورد. خواننده با دنبال کردن این مسیر، نسبت میان اختیار آغاز حج، وجوب اعمال پس از احرام و کاربرد حجةالاسلام را در بیان سخنران درمییابد.

/8
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • حجة‌الاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟

  • نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب استطاعت ـ جلسه بیست‌وهشتم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • روایات شرط آزادی در وجوب حج

  • بحث قبل تمام شد؛ اما مطلبی از مسئله‌ای که در جلسۀ قبل مطرح شد، باقی مانده است و آن روایاتی است که مرحوم صاحب وسائل در این زمینه در باب ۱۵ وسائل، باب اشتراط وجوب الحجّ و العمرة بالحرّیة فلا یجبان علی المملوک حتی یُعتق و یُستحبّان له معَ إذنِ المالک،1 نقل می‌کند که حائز اهمیت است.

  • روایت فضل بن یونس درباره حج کنیزان

  • روایت اول روایت فضل بن یونس است:

  • «سألتُ أباالحسن علیه‌السلام فقلتُ: یکونُ عندی الجواری و أنا بمکةَ فآمرهنَّ أن یَعقِدنَ بالحجّ یوم الترویةِ، فأَخرُجُ بهنَّ فَیَشهَدن المناسک أو أَخلِّفُهن بمکةَ؟»

  • فقال: 

  • «إن خَرجتَ بهنّ فهو أفضلُ و إن خَلّفتَهنّ عند ثقةٍ فلا بأس، فلیس علی المملوک حجٌّ و لا عمرةٌ حتی یُعتَق.»2

  • شخص می‌پرسد: «آیا در روز ترویه برای جواری احرام حج ببندیم، یا آنها را در مکه بگذاریم و خودمان تنها برویم؟» حضرت فرمودند:

  • «افضل این است که آنها را هم با خود به عرفات ببرید، تا حج انجام دهند و اگر آنها را به شخص ثقه‌ای بسپاری ـ نه هر کسی ـ در این صورت اشکالی ندارد. حج و عمره بر مملوک تا زمانی که در عتق است واجب نیست.»

  • این روایت موثق است؛ پس معلوم می‌شود که تکلیفی برای مملوک نیست. منظور حضرت این است که مملوک، مکلف به حج نیست و اگر حج را انجام دهد، امری مستحبّی است که مولا نسبت به إماء و عبید خودش انجام داده است.

  • روایت صحیح درباره نبود تکلیف حج بر مملوک

  • روایت دوم را که صحیح‌السند است، مرحوم شیخ طوسی و مرحوم شیخ حر از مرحوم کلینی نقل کرده‌اند:

  • محمّد بن یعقوب عن محمّد بن یحیی عن أحمد بن محمّد و عن عدّة من أصحابنا عن سهل بن زیاد جمیعاً، عن ابن‌محبوب، عن الفضل بن یونس، عن أبی‌الحسن موسی علیه‌السلام: 

  • «فلیس علی المملوک حجٌّ و لا عمرةٌ حتی یُعتَق»؛3 

  • «حج و عمره بر مملوک واجب نیست تا آزاد شود.»

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۷.
    2. همان.
    3.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۷؛ تهذیب الأحکام، ج ۵، ص ۴.

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

3
  • اعتبار تعبیر «عدة من اصحابنا» در سند حدیث

  • همیشه توجه داشته باشید که وقتی لفظ عدّة من اصحابنا، در روایات آمده است، به این معنا نیست که روایت مرسل است؛ بلکه این روایت در حکم استفاضه است؛ به این جهت که «اصحاب» در لسان راویان حدیث، به‌صرف موالیان اطلاق نمی‌شود، بلکه به‌معنای روات احادیث است؛ یعنی رواتِ موثوق بهم که از آنها تعبیر به عدّة من اصحابنا می‌شود. بنابراین به‌جای ذکر تک‌تک اصحاب، به‌طورکلی عدة من اصحابنا گفته شده است.

  • در این‌گونه موارد، روایت در حدّ استفاضه است و فرقی نمی‌کند که عدّة من اصحابنا، مستقیماً از خود امام باشد یا اینکه با وسائط باشد. اگر آن وسائط بعدی مثل ابن‌محبوب که بسیار فرد ثقه‌ای است و فضل بن یونس و همین‌طور سهل بن زیاد باشد که تمام اینها واسطه هستند، این واسطۀ چهارم که عدّة من اصحابنا است، باعث می‌شود که این روایت تأکیدش بیشتر باشد و از صورت روایت واحد بودن خارج شود.

  • روایت یونس بن یعقوب درباره قربانی مملوک

  • روایت سوم روایتی موثوق است، ولی به‌جهت وجود سعد بن سعد و محمد بن قاسم در سندش، مثل روایت قبل نیست:

  • بإسناده عن العباس عن سعد بن سعد عن محمّد بن القاسم عن فضیل بن یسار عن یونس بن یعقوب قال: قلت لأَبی‌عبدالله علیه‌السلام: إنّ معنا ممالیکَ لنا و قد تَمتّعوا، علینا أن نَذبَح عنهم؟ قال: فقال: 

  • «إنّ المملوک لا حجَّ له و لا عمرةَ و لا شیءَ.»1

  • بعداً راجع به این روایت صحبت می‌کنیم.

  • روایت شرط اذن مالک در سفر مملوک

  • روایت چهارم:

  • موسی بن القاسم عن محمّد بن سهل عن آدم بن علی عن أبی‌الحسن علیه‌السلام قال: 

  • «لیس علی المملوک حجٌّ و لا جهادٌ و لا یسافرُ إلّا بإذن مالکه.»2

  • حضرت می‌فرماید که مملوک تکلیف [به حج] ندارد.

  • روایت دعا برای دختر مملوک درگذشته

  • روایت پنجم هم از مرحوم کلینی است:

  • عن الحسن بن محبوب عن رجل عن عبدالله بن سلیمان قال: سمعت أباعبدالله علیه‌السلام و سألَته امرأةٌ فقالت: «إنّ ابنتی تُوُفّیَت و لم یکن بها بأسٌ، فأحُجُّ عنها؟» قال: «نعم.» قالت: «إنّها کانت مملوکةً؟» فقال: 

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۸؛ تهذیب الأحکام، ج ۵، ص ۴۸۲.
    2.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۸.

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

4
  • «لا، علیک بالدعاء فإنه یَدخُل علیها کما یَدخُل البیتَ الهَدیةُ.»1

  • ارسال سند و مقصود از امر به دعا

  • وقتی در سند حدیث می‌گویند: «عن رجل»، یعنی حدیث مرسل است.

  • شخص ابتدائاً نگفت: «دخترم مملوک است.»؛ بلکه مسئله را به شکلی بیان کرد که حضرت برحسب ظاهر گمان کردند که دختر او مثل پدرش حر بوده است؛ اما بعد گفت: «دختر من که فوت کرده است، مملوک بوده است.» حضرت فرمودند: 

  • «حالا که مملوک بوده است، لازم نیست که از طرف او حج انجام دهی؛ زیرا مملوک تکلیف ندارد. برای او دعا کن؛ زیرا همان‌طوری که هدیه داخل در بیت می‌شود، دعای تو هم برای او اثر دارد.»

  • امر «علیک بالدعاء» در اینجا الزامی نیست؛ یعنی دعایی که برای او می‌کنی، حکم هدیه را دارد؛ همان‌طور که هدیه از طرف شخص هدیه‌دهنده الزامی نیست. همۀ این روایت‌ها بر این مسئله دلالت می‌کند که در اینجا تکلیفی برای مملوک وجود ندارد.

  • معنای حجة‌الاسلام در حج کودک و مملوک

  • در برخی روایت‌هایی که جلسۀ گذشته خواندیم، تصریح بر این بود که: «قضی حجة الاسلام»؛ حجة الاسلام را انجام داده است. از یک طرف داریم که بر عهدۀ او، فریضةالاسلام نیست و روایات عدیده‌ای بود؛ از طرف دیگر در روایت داریم: «المملوک إذا حجّ فقد قضی حجة‌الاسلام»! البته بعداً [که آزاد شد،] اتیان می‌کند.

  • اگر روایت «إنّ المملوک لا حجَّ له و لا عمرةَ و لا شیءَ»2 را که به این معناست که بر عهدۀ مملوک فریضةالاسلام نیست، در کنار روایت 

  • «الصبیُّ اذا حُجّ به فقد قضی حجّةالاسلام حتی یُکبَرَ و العبدُ اذا حُجَّ به فقد قضی حجّةالاسلام حتی یُعتَقَ»3

  • قرار دهیم ـ که مربوط به صبی و مملوک است و دلالت می‌کند بر اینکه این دو تکلیف به حج ندارند؛ درحالی‌که امام تعبیر به حجّةالاسلام کردند ـ می‌توانیم استفاده کنیم که حجّةالاسلام، عبارت از حجّی است که شخص بتواند آن حج را بدون نیابت و بنفسه انجام دهد.

    1. همان.
    2.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۸؛ تهذیب الأحکام، ج ۵، ص ۴۸۲.
    3.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۵.

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

5
  • انجام شخصی مناسک و تحقق حجة‌الاسلام

  • این حج حجةالإسلام است؛ یعنی کسی که عن قصدٍ و عن طاعةٍ برود و برای حج احرام ببندد، نام این شخص در زمرۀ افرادی که به این عبادت مبادرت کرده‌اند، مکتوب می‌شود و اسمش را در ضمن این افراد تسجیل می‌کنند؛ فرقی نمی‌کند که این فرد، صبی یا مملوک و یا ذُهِبَ به إلی الحج باشد. در تمام این موارد، این شخص در زمرۀ افرادی است که حجّةالاسلام را انجام داده‌اند و مانند فردی است که با استطاعت به مکّه می‌رود و از این نظر تفاوتی ندارد.

  • پس ما یک حج داریم و آن عبارت است از حجّةالاسلام؛ یعنی حجّی که شخص بتواند آن حج را برای اولین مرتبه انجام دهد. این‌طور نیست که حجّةالاسلام، فقط یک عنوان برای یک حج با خصوصیت کذایی باشد؛ مثلاً خصوصیت اول، استطاعت باشد و خصوصیت دوم، حرّیت باشد و خصوصیت سوم، بلوغ باشد و امثال‌ذلک. بلکه حجّةالاسلام عبارت است از اتیان مناسک. کسی که این مناسک را اتیان کند، «فقد قضی حجّةالإسلام.»

  • تکرار حجة‌الاسلام پس از آزادی و بلوغ

  • با توجه به این مطلب، گاهی این اتیان مناسک و این حجةالاسلام در شرایط دیگر باید تکرار شود؛ من‌باب‌مثال اگر مملوک حر شود، اتیان مناسک باید تکرار شود و اگر صبی محتلم شود، اتیان مناسک باید تکرار شود. من‌حیث‌المجموع حجةالاسلام به اتیان المناسک و اتیان الحج و اتیان المواقف و ادراک المشعر و العرفات، گفته می‌شود.

  • نقد انحصار حجة‌الاسلام در حج واجب

  • بنابراین آنچه شما در بعضی از تقریرات می‌بینید که حجّةالاسلام را فقط یک بار و آن را فقط منحصر در وقت استطاعت، حرّیت، بلوغ دانسته‌اند و سایر موارد را از باب مسامحه به حجّةالاسلام تعبیر کرده‌اند، لیس بصحیح و لیس بکلام متین؛ زیرا در لسان شارع، نفس اتیان به مواقف و نفس اتیان به این وظایف و اجزا و اعمال، عبارت از حجةالاسلام است که شخص در حال اسلام آن را انجام داده است. صبی در حال صباوت هم مسلمان است؛ برخلاف بعضی که می‌گویند: صبی اسلامش، اسلام نیست و باید بالغ باشد تا مسلمان شود.

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

6
  • حقیقت اسلام و نورانیت حج

  • اسلام یک واقعیت است که این واقعیت در صبی و کبیر تفاوت ندارد. اگر بچه‌ای به دنیا بیاید و اشرفِ ابوین او مسلمان باشد، این صبی متصف به این وصف و متحول به این حال و متحلّی به حلیۀ اسلام است؛1 یعنی آن جهت و حیثیت نورانیّت را دارد و اسم آن نورانیّت، اسلام است. تکلیف به اسلام چه‌کار دارد؟! تکلیف تبدّلِ حال، به حال دیگر است، مثلاً از حال صغر به حال کبر.

  • نورانیت اسلام اکتسابی و فطری

  • مسئلۀ اسلام، یعنی نورانیّت خاصی که به‌واسطۀ انتحال به این نحله برای انسان حاصل می‌شود؛ حالا چه اینکه اکتسابی باشد که شخص از یهودیت به نصرانیت متبدل شود و یا اینکه اکتسابی نباشد و فطری باشد، مثل اینکه شخص ابتدائاً من بدو الولادة به‌واسطۀ اسلامِ اشرف ابوین، مسلمان باشد. نام این نورانیّت، اسلام است.

  • تجدید نورانیت حج با تغییر شرایط

  • همین مسئله در مورد حج صدق می‌کند؛ حج عبارت است از نورانیتی که به‌واسطۀ اتیان اعمال حج، برای انسان حاصل می‌شود و اسمش حجّةالاسلام می‌شود. خدا می‌گوید: «این نورانیتی که حاصل شده است، در صورت تبدل حال، باید تکرار شود.» مثلاً همین نورانیت برای صبی با انجام حج حاصل شده است و بعد به‌واسطۀ تبدل حال، باید تکرار شود و یا مثلاً برای رق حاصل شده است و بعد در عتق هم باید حاصل شود و یا مثلاً برای شخصی که او را به حج برده‌اند ـ نه اینکه به او بذل مال شده است ـ حاصل شده است و بعد دوباره در صورت استطاعت باید برود.

  • روایت وضو و معنای «نور علی نور»

  • یعنی عیناً همان عرفات، همان مشعر، همان منیٰ و همان ذبح را انجام می‌دهد، ولی بعد باید دوباره تکرار کند که نورٌ علی نورٌ شود. مثل وضو که در روایت داریم: 

  • «الوضوء علی الوضوء نورٌ علی نور.»2

  • حجة‌الاسلام و حقیقت انسانی

  • بنابراین از اقتران بین روایت «العبدُ اذا حُجَّ به فقد قضی حجّةالاسلام» و «إنّ المملوکَ لا حجَّ له و لا عمرةَ و لا شیءَ» و بین روایات دیگر، نتیجه می‌گیریم که حجّةالاسلام، اتیان مناسک به شرط حرّیت و به ماهیت به شرط وجود حرّیت و به شرط وجود کبر و بلوغ و به شرط وجود تملیک و وجود الاستطاعة الاستقلالیة و امثال‌ذلک نیست؛ بلکه به نفس حقیقة الانسانیة برمی‌گردد.

    1.  لوامع صاحبقرانی، ج ‌۶، ص ۲۲.
    2.  عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲۳:
      «عن علی بن أبی طالب عن رسول رب العالمین: ”وضوء علی وضوء نور علی نور.“»
      من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۴۱:
      «و رُویَ فی خَبرٍ آخر: ”أنَّ الوضوءَ علَی الوضوءِ نورٌ علی نُورٍ و مَن جَدَّدَ وضوءَهُ مِن غَیرِ حدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللَه عزَّ و جلَّ تَوبتَهُ مِن غَیرِ استِغفارٍ.“»

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

7
  • یعنی این حجّةالاسلام به خود انسان فی‌حدّنفسه اصابت می‌کند؛ فرقی نمی‌کند که بالغ باشد، حر باشد، عبد باشد، با بذل مال و تملیک زاد و راحله باشد و یا بدون زاد و راحله باشد. بلکه نفسِ حضور در مشاهد مشرفه و اتیان به این اعمال و ادراک مشاعر حج که عبارت از عرفات و مشعر و امثال‌ذلک است، موجب استجلاب نور حج، از ناحیۀ پروردگار و مقام تشریع است. این، حجّةالاسلام می‌شود.

  • تعدد حجة‌الاسلام در شرایط مختلف

  • البته همان‌طوری که عرض کردیم، حجّةالاسلام در ظروف مختلفه باید حجّةالاسلام باشد. همین حجّةالاسلام بعد از انتقال از عبودیت به عتق، باید تکرار شود و یا بعد از انتقال از صباوت به بلوغ، باید تکرار شود. لذا دو یا ده حجةالاسلام باشد، اشکالی ندارد. همۀ اینها یک نوع حجی است که خصوصیتی دارد.

  • تفاوت حجة‌الاسلام با حج نیابتی و مستحبی

  • این با حجّی که شخص به‌عنوان نیابت انجام می‌دهد، تفاوت دارد؛ لذا در مورد نیابت نداریم که «یحجّ حجّةالاسلام»، چون خودش نمی‌رود، بلکه از طرف شخص دیگری می‌رود و آن جنبۀ حجّةالاسلام بودن، بر آن صدق نمی‌کند. یا اینکه شخصی، حج مستحبی می‌رود، ولی حجّةالاسلام نیست. اولین حجّی که با شرایط آن ـ متسکعاً یا غیرمتسکعاً ـ برود، حجّةالاسلام انجام داده است؛ یعنی حجّی به‌جا آورده که آن شرایطی را که شارع در روایات گفته رعایت کرده است.

  • حکم قربانی و خروج مملوک از احرام

  • نکته‌ای در یک روایت است و آن اینکه داریم:

  • إنّ معنا ممالیکَ لنا و قد تَمتّعوا، علینا أن نَذبَح عنهم؟ قال: فقال: 

  • «إنّ المملوک لا حجَّ له و لا عمرةَ و لا شیءَ.»1

  • مقصود از تمتع پیش از احرام

  • «تمتعوا» در این روایت به این معنا نیست که الآن احرام متعه بسته‌اند؛ بلکه به این معناست که به قصد تمتع آمده‌اند.

  • روایت لزوم ذبح و حلق برای خروج از احرام

  • در روایت دیگر داریم که حضرت می‌فرماید: 

  • «آن کسی که احرام می‌بندد و به حج می‌رود، ”لا یخرج عن الاحرام الا بالذبح و الحلق.2“»

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۴۸؛ تهذیب الأحکام، ج ۵، ص ۴۸۲.
    2.  وسائل الشیعة، ج ۱۴، ص ۲۳۲:
      «عن معاویة بن عمار، عن أبی‌عبدالله علیه‌السلام قال: ”إذا ذبح الرجل و حلق فقد أحل من کل شیء أحرم منه إلا النساء و الطیب.“»

حجةالاسلام چرا همیشه به معنای حج واجب نیست؟ - نقش آزادی، بلوغ و تکرار مناسک

8
  • و حتی اگر حجّ مستحب هم باشد باید شرایط خروج از احرام رعایت شود که ازجملۀ آن ذبح است.

  • نقد تفسیر روایت بر پایه نبود اذن مالک

  • بعضی نتوانستند بین این روایات جمع کنند و لذا گفته‌اند که چون بدون اذن مولا رفته است، حضرت می‌فرمایند: «إنّ المملوک لا حج...» درحالی‌که این توجیه صحیح نیست؛ چون اصلاً حجّ بدون اذن مولا باطل است!

  • اختیار ورود به احرام و وجوب قربانی پس از آن

  • در جمع بین دو روایت عرض می‌کنیم که نیازی به توجیه نیست، زیرا همان‌طور که گفتیم «تمتعوا» یعنی به قصد تمتع آمده‌اند و از حضرت سؤال می‌کنند که آیا از طرف آنها ذبح کنیم؟ حضرت می‌فرماید: «خیر، شما اصلاً می‌توانید ذبح نکنید.» یعنی آنها می‌توانند محرم نشوند و حج انجام ندهند. کلام حضرت به این معنا نیست که آنها حج انجام دهند؛ ولی از طرف آنها ذبح نشود؛ بلکه به قرینۀ روایات دیگر که دلالت بر وجوب ذبح می‌کند، اگر محرم شدند باید ذبح انجام شود.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد