/38
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

  • سلوک خانواده ـ قم ـ جلسه 28

  •  

  • بیانات

  • حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس الله سره

  •  

  •  

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

2
  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • و صلَّى اللَه عَلَى سیّدنا و نبیّنا مُحَمّدٍ و آله الطّاهرین

  • و لعنة الله عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  • امروز با خودم گفتم که پاسخ سؤالاتی را که از گذشته مانده است بدهم، ولی ظاهراً آنها مقداری پس و پیش شده‌اند و الآن که گشتم آنها را پیدا نکردم، فقط دو سه‌تا ورقه بود، و دیر آمدن بنده نیز به همین خاطر بود. گفتم به سؤالات باقی مانده از رفقا و مخدراتی که در طهران بودند و هم آنهایی که در کرج بودند و هم دوستانی که در اینجا تشریف دارند، پاسخ بدهیم، ولی ظاهراً تقدیر بر این نبود. حالا تا جایی که فرصت باشد به این مقدار سؤالی که در اینجا هست پاسخ می‌دهیم.

  • مهم عمل کردن به مطالب است نه معنون شدن به اسم و عنوان خاص

  • طبق دفعات گذشته، از باب مقدمه چند کلمه‌ای راجع به بعضی از مسائلی که به نظر می‌رسد، خدمت دوستان عرائضی را بیان می‌کنیم تا بعد ببینیم که مطالبی که مورد نظر بوده، چیست.

  • الحمدلله، سؤال‌ها خیلی خوب است و مشخص است که تغییرات اساسی در ادراک و معرفت و فهم، به‌طور عموم مشهود است و مشخص است که مطالب مورد توجه قرار می‌گیرد. بنده در همان مجلسی که در کرج بود و همین‌طور در جلسه‌ای که دو سه شب گذشته خدمت رفقا داشتیم، گرچه جسارتاً مقداری لحن و کیفیت تعابیر مناسب نبود، ولی ما قبلاً پوزش خود را خواسته بودیم، در آنجا عرض کردم که مطالبی که خدمت رفقا عرض می‌شود، اینها به صلاح خودشان است و هر کسی به همان مقداری که ترتیب اثر بدهد، به همان مقدار نفع می‌برد. و بنده هم تا نسبت به مسئله‌ای یقین نداشته باشم، خدمت دوستان عرض نمی‌کنم؛ یعنی بدانید مطالبی را که خدمتتان عرض می‌کنم، اگر هم اشتباه است، ولی خود گوینده نسبت به آنها یقین دارد و یقینی هم است که در روز قیامت پاسخگو است و می‌تواند پاسخ بدهد. منتها صحبت در این است که خب حالا ما تا چه حد نسبت به این مسئله می‌توانیم همّت داشته باشیم و خودمان را جلو ببریم و به مسائل ترتیب اثر بدهیم، این دیگر بسته به همّت خود ما است. خود بنده و همین‌طور سایر افراد، مشمول این مطالبی که عرض می‌شود، هستیم.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

3
  • دیروز سؤال کردند که آیا مطالب امروز آنلاین باشد، گفتم: خب باشد، ما که مطالب را برای عدّه خاصّی نمی‌گوییم، برای همه است، همۀ افراد، همۀ آنهایی که می‌خواهند دنبال مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام باشند، و اختصاص به یک جمع ندارد. منتها حالا خیلی‌ها هستند که در یک‌هم‌چنین فضایی نیستند، اما راهشان و عملشان همان است.

  • در همان زمانی که مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان الله تعالی علیه‌ـ ‌به ایران تشریف آورده بودند، یک روز به منزل یکی از بستگان که از اقوام نسبی نزدیک ما بود، همشیرۀ مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه‌ـ بود رفتیم که الآن هم شوهرش به رحمت خدا رفته است، ایشان وقتی که برگشتند، به او اشاره کردند و به مرحوم آقا فرمودند:

  • بعضی‌ها راه نرفته، سالکند

  • بعضی‌ها راه نرفته، سالکند؛ یعنی خودشان فی حدّ نفسه همان کاری را انجام می‌دهند که یک سالک انجام می‌دهد، منتها در تحت این عنوان نیست و آنچه را ما می‌گوییم، اینها به همان ترتیبِ اثر می‌دهند، منتها اسم خودشان را سالک نگذاشته‌اند، خب نگذارند. مگر راه خدا به اسم است؟ مگر راه خدا به عنوان است؟ مگر راه خدا به اصطلاح است؟

  • خب ما که اسم خودمان را سالک گذاشته‌ایم، چه تاجی بر سر عالم زده‌ایم؟ مهم این است که انسان در همان مسیر حرکت کند و در همان مسیر راه برود.

  • عدم فیزیکی و ظاهری بودن ارتباط افراد با ولیّ‌خدا

  • در سفری که ما خدمت مرحوم آقا بعد از حج به کربلا مشرف شده بودیم، خب ما شنیده بودیم که اولیای خدا، راهشان راه خاصی نیست. اختصاص ندارد که انسان حتماً به آنها مراجعه کند، و هر کسی در اقصیٰ نقاط باشد، اصلاً در این کرۀ خاکی نباشد، در یکی از کرات دیگر باشد، ولی راهش، راه متّصل به خدا باشد، آن ولیّ‌خدایی که در این کرۀ خاکی است، از او اطلاع پیدا می‌کند، گرچه اصلاً در منظومۀ شمسی باشد. مسئله، هیچ ارتباطی به مسائل ظاهر و قوانین ظاهر ندارد. همان‌طوری‌که خود آنها هم به شاگردان خودشان می‌گفتند، هم آقای حداد می‌فرمودند1 و هم بنده این مسئله را از خود مرحوم آقا شنیدم که با یک نفر در مشهد صحبت می‌کردند، من در حیاط بودم و آنها در ایوان نشسته بودند، می‌فرمودند:

    1. . روح مجرد، ص 36:
      «عصر روز بيست و نهم كه در حرم مطهّر أميرالمؤمنين عليه‌السّلام مشغول بوديم، حضرت آقا فرمودند: ”مثل اينكه حضرت ثواب‌ اين‌ زيارت‌ شما را بازگشت به ايران و استفاده از حضور حضرت آية الله حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى قرار داده‌اند. وقتى به ايران رفتى، اوّل خدمت ايشان برو؛ و كاملًا در تحت تعليم و تربيت ايشان قرار بگير!“
      عرض كردم: در صورتى كه ايشان امر به توقّف در ايران بنمايند، در آن صورت دورى و جدایى از شما مشكل است!
      فرمودند: ”هر كجاى عالم باشى ما با توايم. رفاقت و پيوند ما طورى به هم زده شده كه قابل انفكاك نيست. نترس! باكى نداشته باش! اگر در مغرب دنيا باشى و يا در مشرق دنيا، نزد ما مى‌باشى“!»

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

4
  • شما هر جای زمین که می‌خواهی باشی، برای من فرق نمی‌کند، حالا خودت ببین که کجا را صلاح می‌دانی، هر جای کرۀ زمین که می‌خواهی باشی، از نظر من تفاوتی نمی‌کند، چه همسایۀ من باشی، چه در آن کشور دورافتاده باشی، تفاوتی نمی‌کند.

  • خب، واقع مسئله هم همین‌طور است، چون ارتباط اولیای خدا، ارتباط فیزیکی و چشمی نیست. ارتباط، ارتباط تلفنی نیست؛ ارتباط، ارتباط سخن گفتن عادی و ظاهری نیست. این ارتباط در حداقلِ اقلش به مثال و برزخ برمی‌گردد و مثال و برزخ هم که پایین‌ترین مراتبی است که یک ولیّ‌خدا از آن مراتب اطلاع دارد. یعنی همان چیزی که شما و ما در خواب می‌بینیم، بعضی از افراد در مکاشفات می‌بینند. حالا این شخص هر جا که می‌خواهد باشد، چه در همسایگی ولی‌ّ‌خدا باشد، ارتباط، ارتباط مثالی و برزخی است، (حالا، آن ارتباطات ملکوتی و بالاتر که با افراد در آن سطح دارند، به آنها کاری نداریم، ما در مرتبۀ پایین را می‌گوییم.) یا اینکه فرض کنید در کرۀ ماه باشد، در کرۀ مریخ باشد، دور بودن ظاهری، دلیل بر دور بودن مثالی و برزخی نیست. به همان مقدار که شخصی که در همسایگی یک مرد بزرگ زندگی می‌کند، آن مرد بزرگ بر او اشراف دارد، اگر شخصی در مریخ هم باشد، به همان مقدار آن ولیّ‌خدا بر او اشراف دارد. به‌اندازۀ سر سوزن هم‌ فرق نمی‌کند، چون ارتباط، ارتباط مثالی است. این کره، کرۀ خاکی و دور است، مثال که دور نیست. مثال، همان حقیقت این عالم است که حقیقت مجرّده است و تجرّدش نسبت به این عالم بیشتر است و به همین جهت، آنجا مشمول تغییر و تحولات زمانی نیست، بلکه آنجا عالم ثابتات است و اطلاع بر آنجا نیازی به گذشت زمان ندارد. این مسئله مربوط به آنجا است.

  • الآن بسیاری از افراد هستند که در همان زمان با مرحوم آقا ارتباط داشتند، اصلاً ایشان را هم ندیده بودند، در کشورهای خارج بودند، بنده نامه‌هایی را که آنها می‌دادند، پاسخ می‌دادم و اصلاً ایشان را هم ندیده بودند، ولی چون حرکت کرده بودند، خدا هم وسایل برای هدایت را فراهم کرده بود و ارتباط برقرار شده بود و راه خودشان را می‌رفتند و استفاده هم می‌کردند، یعنی همین‌ها استفاده می‌کنند و الآن هم همین است، مطلب تفاوتی نمی‌کند، چون اولیای خدا حیات و ممات ندارند و از این نقطه‌نظر آن ارتباط با پروردگار در اینجا هم تجلّی می‌کند و اتوماتیک‌وار طلوع می‌کند، بدون اینکه کسی بخواهد اطلاع پیدا کند.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

5
  • شکل‌گیری اتوماتیک‌وار مسائل شخص در نفس ولیّ‌خدا وقتی که قدم در راه خدا بگذارد

  • عرض کردم در آن سفر وقتی که ما در کربلا بودیم، بنده از بعضی از مسائلی اطلاع پیدا کردم که برایم روشن شد، البته خب این قضیه از جمله اسرار است و به کسی هم نگفتم، و برای من روشن شد که کسی که در این راه بیاید، اصلاً به‌نحو اتوماتیک چه بخواهد، چه نخواهد در یک جاده و مسیری می‌افتد که هوای او را دارند، نسبت به موانعی که ممکن است برایش پیش بیاید، نسبت به معدّاتی که باید برایش پیش بیاید، نسبت به آنچه برای او لازم است و نسبت به آنچه برای او ضرر دارد، مواظبش هستند. اصلاً اتوماتیک‌وار این کارش وارد سیستم می‌شود، مثل وقتی که مریضی را به یک بیمارستان می‌برند و وارد بخش یا اورژانس می‌کنند، و این دیگر بیماریش در سیستم کامپیوتر می‌رود، وضعیت و معایناتش و همۀ آن اوراق بیماری و کسالتش وارد سیستم می‌شود و خودبه‌خود شکل پیدا می‌کند، راه پیدا می‌کند و به آنچه باید به سوی آن حرکت بکند، نسبت به آن موقعیتش مشخص می‌شود. خصوصیاتش مشخص می‌شود، وضعیتش مشخص می‌شود که چه بیماری‌هایی دارد، چه درمان‌هایی برایش انجام شده، چه داروهایی برایش تجویز شده، به‌طوری که اگر حتی به یک جای دیگر هم برود، آن شخص طبیب خیلی راحت می‌تواند با فشار دادن دو سه‌تا دکمه تمام اطلاعاتی را که باید از او به‌دست بیاورد، به‌دست می‌آورد. الآن در خیلی از کشورهای پیشرفته، وضعیت بیمار برای همه مشخص است. تا برود فوراً این وضعیت بیمار را در کامپیوتر می‌زنند و اصلاً نیازی هم به صبحت کردن با او ندارند. تمام خصوصیاتش می‌آید که در چه سالی این بیماری را پیدا کرده و در چه بیمارستانی بوده و به چه دکتری مراجعه کرده و چه داروهایی برایش تجویز کرده‌اند؟ راه خدا هم همین است؛ یعنی اگر کسی در راه خدا بیاید، کار او، راه او، مسئلۀ ‌او، همه چیز او شکل می‌گیرد؛ اگر در راه خدا نباشد، پراکنده است، افکارش این‌طرف و آن‌طرف است. ذهنش این‌طرف و آن‌طرف است. مسائلی که برای او پیش بیاید، ممکن است مسائل مضری باشد. تلفنی که به او زده می‌شود، شاید این تلفن برای او ضرر داشته باشد. تماسی که می‌گیرد، شاید برای او خوب نباشد. جایی که می‌رود، مهمانی که می‌رود، دیدنی که می‌رود، ممکن است همۀ اینها برای او ضرر داشته باشد. چرا؟ چون در راه نیست، وقتی که در راه نباشد، خدا هم افسار را گردن خودش می‌اندازد و می‌گوید حالا هر کجا که می‌خواهی بروی برو، هر کاری می‌خواهی انجام بدهی، انجام بده.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

6
  • ولی وقتی که یک شخص آمد، سالک واقعی، [مسائل او در نفس ولیّ‌خدا نقش می‌بندد و طبق آن، ارتباط او با آن ولی‌ّخدا اتوماتیک‌وار برقرار می‌شود. البته سالک واقعی] نه از این سالک‌های اسمی، سالک‌های اسمی نه، آن فایده ندارد، فقط یک اسم سالک روی او است، سالکی که تهمت بزند و غیبت بکند و بعد اسمش را ارشاد بگذارد! اسمش را راهنمایی بگذارد! آن، سالِک نیست، آن سالَک است! اینها اسماً فقط اسمی را به همراه خود می‌کشند، عنوانی را به همراه خود می‌کشند، ولی در واقع خبری نیست. و باید این مسائل را رعایت کرد.

  • آنجا (در آن سفر کربلا) اصلاً برای بنده کاملاً این مسئله (ارتباط باطنی بین ولی‌ّخدا و سالک مشخص شد. مطالبی که سابق، یعنی قبل از آن دوران من از مرحوم آقا می‌شنیدم ولی خوب نمی‌توانستم هضم کنم که چطور شخصی که وارد این راه بشود، اصلاً حکم فرزند اولیای خدا را پیدا می‌کند، گرچه ارتباط نَسَبی هم نباشد، هضمش برای بنده خیلی مبهم بود، روشن نبود ولی من در آن موقع کاملاً این مسئله را متوجه شدم؛ یعنی بالعیان و به شهود دیدم که چطور شخصی که در آن‌طرف دنیا یک یا الله می‌گوید، یک مسیحی در آن‌طرف دنیا توجه به خدا پیدا می‌کند، در دل ولیّ‌خدا نقش پیدا می‌کند. یک مسیحی، یک مرد مسیحی، یک زن میسحی، یهودی، هر شخصی، اصلاً عجیب بود! یعنی اصلاً یک حساب و کتابی دارد، داستان عجیبی دارد که چطور اصلاً این ولیّ‌خدا به‌واسطۀ ارتباطی که با خدا دارد، هرچه به آنجا وصل می‌شود، از آنجا هم به اینجا برمی‌گردد؛ یعنی دو ضلع مثلث در اینجا طی می‌شود. فرض کنید که آن شخص با خدا اتصال پیدا می‌کند و از آنجا می‌آید و در دل آن ولیّ‌خدا قرار می‌گیرد. نشسته با آدم صحبت می‌کند، می‌گوید، می‌خندد، ولی آدم چه خبر دارد که در دلش چه دارد می‌گذرد، به چه چیزهایی دارد فکر می‌کند، حالا نه‌اینکه فکر ظاهری بکند، نه، فکر نفسی، خطور نفسی و حضور نفسی که عبارت است از یک قسم حضور که حضور عینی و حضور شهودی است، نه‌اینکه فقط صورت آن مسئله در ذهن بیاید. این مطلب یک مطلب واضح است.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

7
  • اهتمام شدید مرحوم علامه طهرانی نسبت به بیان معارف اسلامی

  • لذا گاهی اوقات که بنده سراغ مرحوم آقا می‌رفتم که با ایشان صحبت کنم یا میوه‌ای برایشان می‌بردم یا چیزی والده‌مان می‌دادند که برای ایشان ببرم، وقتی که می‌آمدم در آن حیاط، می‌دیدم این دوتا انگشت‌شان که با آن قلم را در دستشان نگه می‌داشتند، خشک شده، وقتی که می‌خواستند با دستشان آن تکه میوه را بردارند، قدرت این را که مثلاً بخواهند آن تکه سیب یا تکه پرتقال را بردارند، نداشتند. من به ایشان می‌گفتم: آخر آقاجان! شما یک مقدار رعایت بکنید. ایشان می‌فرمودند:

  • اگر من اینها را ننویسم، پس چه کسی می‌خواهد اینها را به مردم بگوید؟ چه کسی می‌خواهد به مردم بگوید؟! (خب ماشاالله داریم می‌بینیم، ماشاالله داریم حرف‌ها را می‌شنویم!) خب اگر من این حرف‌ها را نگویم، چه کسی می‌خواهد این حرف‌ها را به مردم بگوید؟ چه کسی می‌خواهد امام را به مردم معرفی کند؟ چه کسی می‌خواهد پیغمبر را به مردم معرفی کند؟ چه کسی می‌خواهد مبدأ و معاد را به مردم معرفی کند؟!

  • یکی از دوستان می‌گفت:

  • من در خیلی از مسائل گیج و مبهم بودم، اصلاً نمی‌توانستم مطالب را باهم تطبیق بدهم و کنار هم بگذارم. آخر این که دارم می‌بینم چیست؟ این که به ما گفته‌اند چیست؟ نمی‌توانستم اینها را باهمدیگر چفت و بست کنم، این قضیه چه می‌شود؟ این قضیه چطور می‌شود؟ همین‌طور در حالت گیجی و گنگی به‌سر می‌بردم. یک روز به یک جا رفته بودم و می‌خواستم فلان چیز را برای بچه‌ام بگیرم، یک‌مرتبه نگاه کردم دیدم یک‌CD در آنجا هست به اسم همین[آوای ملکوت،] گفتم این را هم بگیرم، ما که همه را گرفتیم این را هم بگیریم، (ایشان مخدّرۀ بسیار با نزاکت و مواظبی است و اهل علم و اهل درس و اهل معنا است) ما این را گرفتیم و رفتیم. اولین صحبتی را که شنیدم، دیدم جواب همۀ سؤالات من در آن هست. (لابد مربوط به مرحوم آقا بوده دیگر.) دیدم همین است، ما تا حالا دنبال همین می‌گشتیم.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

8
  • خب ببینید! این مطالبی را که بزرگان می‌گویند، این مطالب را برای این شخص می‌گویند. آن موقع گفته، سال‌ها پیش، ده‌ها سال پیش، مطلب را گفته، برای چه کسی؟ برای اینکه امروز این خانم بیاید و به جای اینکه یک سی‌دیِ زبانِ انگلیسی برای پسرش بگیرد، چشمش بیفتد و آن را از آنجا بردارد که ببیند قضیه چیست؟ نگاه می‌کند، عجب! تمام گمشده‌هایش در این مطالب سی‌دی پیدا می‌شود، تمام مسائلش با این مطالب حل می‌شود.

  • کتاب‌های مرحوم علامه طهرانی مقدمۀ برای ظهور حضرت بقیة‌الله

  • مرحوم آقا می‌فرمودند:

  • من این کتاب‌ها و مطالب را برای فلان زن نصرانی و مسیحی در آن طرف دنیا گفتم و می‌نویسم.

  • من نمی‌فهمیدم این حرف‌ها یعنی چه؟ بعد برای من روشن شد، عجب! ایشان شوخی نکردند، واقعیت را گفتند. اگر آن موقع ما یک مقدار قابلیت داشتیم و استعدادش را داشتیم، شاید پرده را هم برمی‌داشتند و می‌گفتند نگاه کن، این را برای او می‌گویم، برای او، برای او، در دنیا، این در ایتالیا، این در فرانسه، این در آمریکا، این در انگلیس، این برای اینها، اینها، اینها، اینها، اووه چه‌خبره؟! آخرش هم فرمودند:

  • یک کلام به تو بگویم، این کتاب‌های من مقدمۀ ظهور حضرت است، تمام شد!

  • لزوم عمل به مطالب مرحوم علامه طهرانی

  • حالا ما با این مسائل شوخی می‌کنیم، با این مسائل برخورد آنچه را لایق نیست، انجام می‌دهیم. وقتی بزرگان می‌گویند بیایید استفاده کنید، چرا اوقاتمان به مطالبی بگذرد که برای ما خیلی مفید نیست، و صرفاً دل را به این قضیه خوش کنیم [که فقط در اینجا هستیم؟] چرا باید به این مسائل بگذرد؟ این مطالبی را که بنده تابه‌حال عرض می‌کردم و حالا کم و بیش به آنها توجه می‌شُد، اینها مطالبی بوده که به خود رفقا و دوستان بستگی داشته است و دارد. اگر یک وقت مشکلی برایمان پیش می‌آید، باید بدانیم که این مشکل ممکن است هزار علّت داشته باشد. اگر یک وقت برایمان مسئله‌ای پیدا می‌شود، دگرگونی پیدا می‌شود، باید بدانیم این به خیلی از چیزها ممکن است برگردد، به خیلی از خصوصیات نفسانی ما ممکن است برگردد. خصوصیاتی که برای خیلی‌ها حل شده، ولی ما هنوز گیر آن مطالب هستیم. ما هنوز در این مسائل، گیر هستیم.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

9
  • لزوم عبرت‌گیری از مجالس ترحیم

  • دو سه روز پیش به طهران رفته بودم، والدۀ یکی از دوستان به رحمت خدا رفته بود، مجلس فاتحۀ او در یکی از همین خیابان‌های بالای شهر بود. اولاً خود مسجد آنجا که شبیه کلیسا بود، این که بماند، مسجد را مثل کلیسا درست کرده بودند! ثانیاً وضع داخلی آن مسجد، آدم را به یاد همه چیز می‌انداخت غیر از خدا! خب، ما هم رفته بودیم و مقداری هم زودتر رفتیم، دیدم چه خبر است! بیا و تماشا کن! ماشاالله ماشاالله ماشاالله پر از آدم‌های کراواتی بود از این‌طرف و از آن‌طرف! وضعیت‌های آن‌چنانی! و خانم‌هایی هم که داشتند بیرون می‌آمدند به وضع‌های آن‌چنانی بودند! من گفتم: بَه! اینجا عروسی بوده یا مجلس فاتحه؟! ما کجا آمدیم؟! البته آن مجلسی که مربوط به والدۀ دوست ما بود، این مجلس نبود؛ یعنی قرار بود مجلس والدۀ دوست ما بعد از این مجلس برقرار شود. آنها قرار بود که بیرون بیایند و بعد اینها داخل بروند. منتها آن‌قدر این فاصلۀ زمانی بین دو مجلس تنگ شده بود که هنوز جمعیت آنها در آنجا بودند که ما رفتیم، دیدیم بَه‌بَه عین همان وضعیت عروسی است، فقط سیاه تنشان کرده‌اند، مسئله هیچ فرقی نکرده است! گفتیم این چه عزایی است؟! این چه تسلیتی است؟! بیرون می‌آیند و با این و آن می‌خندند! انگار نه انگار!

  • عزیز من همین مجلس در همین مسجد کلیساگونه که برای آن ازدست‌رفتۀ تو گذاشتند، فردا هم برای تو می‌گذارند. ما اصلاً عبرت نمی‌گیریم! ابدا عبرت نمی‌گیریم! البته من یک‌ربع بیشتر نبودم، بعد از یک‌ربع آمدم، چون می‌بایستی که به مجلس شب رفقا و دوستان در اینجا برسم. در همان یک‌ربع، فردی می‌خواند که از طرف صنف فلان تسلیت، از طرف...، مقدم جناب آقای فلان را از ... گرامی می‌داریم. یک‌دفعه دیدیم یکی از طرف او آمد که «آقا حضرتعالی اسمتان را بفرمایید!» گفتم: نیازی به ذکر اسم ما نیست. آیا ما اینجا آمدیم که عبرت بگیریم یا خودمان را نشان بدهیم؟ آمدیم شخصیت خود را اضافه کنیم! آمدیم بر انانیت خود اضافه کنیم! در مجالس اهل‌بیت علیهم‌السلام که آمدیم، آیا آمدیم که از اهل‌بیت علیهم‌السلام استفاده کنیم یا لباسمان را به رخ دیگران بکشانیم و زیورآلاتمان را به این و آن نشان بدهیم؟ چه کار می‌خواهیم بکنیم؟ لباس را می‌خواهیم به رخ چه کسی بکشانیم؟ مگر هنر است؟ مگر نداشتن گناه است؟ مگر عیب است؟ حالا فرض بکنید که کسی چون دارد، لباس کذایی بپوشد و بعد بیاید بگوید که من این را دارم! خب او هم اگر همین پول را داشت می‌رفت بهتر از این را می‌خرید، تو که هنر نکردی. انسانیت خود را به رخ بقیه بکشان، عطوفت خود را به رخ بقیه بکشان، رحمت و محبت خود را به رخ بقیه بکشان، صفا و صمیمت خود را به رخ بقیه بکشان، اتحاد و نوع‌دوستی و وحدت و یگانگی و تساوی خودت را رخ بقیه بکشان، اینها را باید به رخ بقیه کشاند. آن‌وقت شما می‌بینی که در این مجالس با چه آرایش‌هایی، چه لباس‌هایی و با چه کفش‌هایی می‌آیند! تق و توق! خیرِ سرتان با آن مجلس فاتحه آمدنتان! دسته‌های گل می‌آورند، این خانم آمد، آن خانم رفت، برای این آقا چه‌کار کردیم! و...! از این بازی‌های مهوِّع! مهوِّع! واقعاً انسان تهوّع می‌گیرد! ولی نمی‌دانم چرا این مردم تهوّع نمی‌گیرند؟! و چرا مردم با این مطالب زنده هستند؟! زندگی آنها این‌طور است و اگر نباشد، فلان است! اصلاً اگر نباشد، به او برمی‌خورد! ناراحت است! چرا اسم مرا در این مجلس نیاوردند؟ خون، خون او را می‌خورد که چرا اسم مرا در این مجلس نیاوردند؟! مگر من کمتر از فلانی بودم؟! پلاکارد برای او زدند، چرا برای من نزدند؟!

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

10
  • لزوم پرهیز منبری از اسم بردن از افراد صاحب عنوان در مجالس اهل‌بیت و ترحیم

  • ولی وقتی آن شخص به من گفت: «اسم خودتان را بگویید»، گفتم: نیازی به گفتن اسم بنده نیست. شعرت را بخوان باباجان!

  • این حرف‌ها چیست؟ این مسائل چیست؟ این بزرگان آمدند اینها را به ما یاد دادند.

  • با مرحوم آقا به مجلس روضۀ یکی از دوستان سابق و صمیمی ایشان رفته بودیم ـ البته الآن مدتی است که بنده از ایشان اطلاعی ندارم، اگر هست که إن‌شاءالله خدا سلامتش بدارد و اگر هم به رحمت خدا رفته که خدا او را با موالیانش محشور کند، او همان کسی که مرحوم آقا در روح مجرد نوشتند که «ما به اتفاق دو نفر در نیمۀ شعبان از نجف به کربلا پیاده آمدیم...،»1 یکی از آن دو نفر همین شخص بود که نزدیک کربلا هم کفش خود را به گردنش انداخت و مثل حرّ آمد. مرد معروف و بزرگی بود، اهل علم نبود ولی مرد متشخّص و مراقب و اهل معنا بود، خیلی وقت است که او را ندیده‌ام. اتفاقاً خیلی هم دلم می‌خواهد که اگر حیات دارند، ایشان را زیارت کنم. همین شخص دهۀ محرم در طهران روضه ‌داشت. مرحوم آقا هم یک دفعه یا دو دفعه از دهه را می‌رفتند. گاهی اوقات در مسجد قائم و گاهی هم در مسجد لاله زار بود ـ یک دفعه که با مرحوم آقا به مسجد لاله‌زار رفتیم، نمی‌دانم عصر تاسوعا بود یا عصر روز هفتم ‌بود هشتم بود، آن شخصی که بالای منبر بود صحبت می‌کرد و گفت که «بزرگان تشریف آوردند و مزین کردند و...»، اما اسم آقا را بلد نبود، لذا فقط در همین حد گفت. وقتی که مجلس روضه تمام شد و از مسجد بیرون آمدیم، آن منبری آمد و به مرحوم آقا گفت: «از حضرتعالی خیلی عذر می‌خواهم، بنده اسم شما را نمی‌دانستم، اسم شما چیست؟ قصوری نباشد، تقصیری از جانب بنده نباشد.» ایشان فرمودند: «لازم نیست اسم مرا بدانید و دیگر هم این مطلب را تکرار نکنید، راجع به بقیه هم این کار را نکنید.» خیلی رنگش قرمز شد و یک سری تکان داد! ولی این‌گونه افراد گوش نمی‌دهند. اصلاً زندگی آنها با این امور می‌گذرد، اگر تکرار نکنند، فردا دعوتش نمی‌کنند!

    1. . روح مجرد، ص 23.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

11
  • اولیای خدا آمدند که ما را از اعتبار بیرون بیاورند

  • اینکه ایشان فرمودند: «لازم نیست و راجع به دیگران هم این کار را نکنید»، این دستور، دستور اولیای خدا است، دستور بزرگان است. اما در سایر جاها می‌بینیم که عکس این قضیه هست؛ باید اسم ببرند، باید حتماً بگویند خدا بانی فلان و آقای فلان را حفظ کند و حاجاتش را بدهد و این را ذخیرۀ آخرتش بکند! مگر خدا نمی‌داند؟ آیا خدا نیاز به گفتن تو دارد تا گوش‌هایش را باز کند؟ خدا می‌داند که چه کسی پول می‌دهد، چه کسی زحمت می‌کشد، چه کسی چای می‌دهد، چه کسی چه می‌دهد. خدا خودش دارد تماشا می‌کند. مردم دنیایشان این است. دنیای مردم یعنی اعتبار. اما اولیای خدا آمدند ما را از این اعتبار دربیاورند، بیرون بکشند که شما مثل این مردم نباشید.

  • لزوم پرهیز از مسائل اعتباری در مجالس اهل‌بیت و مجالس ترحیم

  • همین امروز بروید جاهایی که مجالس ختم است را ‌نگاه کنید، ببینید، اعتبار را ببینید. فامیلشان مُرده است، عروسی که نیست، اما ببینید چطوری در مجالس می‌آیند! آن‌وقت کسی را هم که دعوت می‌کنند، هرچه بیشتر آب و رنگ بدهد، هرچه بیشتر مایه بگذارد، هرچه بیشتر تعریف بکند، بالا و پایین بکند که صاحبان عزا بیشتر خوش‌خوشانِشان بشود و بیشتر بگویند: خوب بود، مجلس را خوب اداره کرد! پس خدا کجا رفت؟! پیغمبر ما صلّی الله علیه و آله و سلّم کجا رفت؟! امام حسین علیه‌السلام کجا رفت؟! امام زمان علیه‌السلام کجا رفت؟! اینها کجا رفتند؟! اینها مسائل اعتباری است. اینها دنیا است. پنجاه‌تا دوربین، یکی از آن‌طرف، یکی از این‌طرف که عکس این را بیندازد، عکس آن را بیندازد، بالا، پایین، که یعنی چه بشود؟!

  • عرض کردم که مجلسی رفته بودم، مجلس یکی از آقایان طهران که فوت کرده است، خدا او را بیامرزد، آدم بدی نبود، ساده بود ولی خب علیٰ‌کلّ‌حال...، مجلس روضه‌ای بود، عصر عاشورا رفتم، (سالی یک‌بار به دیدنش می‌رفتم، چون حقّ استادی هم به گردن بنده داشت. خوشحال می‌شد.) ما روضه رفتیم. بعد دیدیم آنجا که کنار دیوار است، همۀ آقایانِ علما نشستند، گفتیم چرا بی‌خود باعث زحمت آنها بشویم، رفتیم در میان جمعیت نشستیم. آمدند گفتند: «آقا بفرمایید» گفتم: همین‌جا خوب است. همین‌جا می‌نشینم. بد نیست. آن منبری هم اتفاقاً منبری خوبی بود، خوب داشت گریه می‌آورد و گرم می‌کرد. یک‌دفعه یک نفر با یکی از این دوربین‌های دو متر ونیمی آمد و یکی یکی از این آقایان عکس می‌گرفت، اصلاً مجلس را خرابِ خراب‌ کرد! آخر با امام حسین علیه‌السلام هم بازی می‌کنید؟! بابا ول کنید دیگر! خب بابا می‌توانید وقتی که چایی می‌دهید، این بشکه‌تان را بیاورید و بچرخانید! آخر این چیست؟ آخر دارد روضۀ وداع را می‌خواند، روضۀ حضرت زینب را می‌خواند! آنها هم که داشتند گریه می‌کردند، سرشان را بالا می‌آوردند که ما هم هستیم! آن یکی آن یکی آن یکی! اینها چیست؟ اعتبار است. امام حسین علیه‌السلام هم چه می‌شود؟ از امام حسین علیه‌السلام هم استفادۀ ابزاری می‌کنیم! فضای مجلس خراب شد. وقتی که تمام کردند، من بلند شدم رفتم. برای چه ‌بنشینم؟ از امام حسین علیه‌السلام خبری نیست، بنشینم چه‌کار کنم؟ خب ما را هم دید، خوشحال هم شد! در این مجالس از خدا خبری نیست؛ از امام زمان علیه‌السلام خبری نیست؛ در صحبت‌های ما خبری نیست! همه اعتبار است، همه فلان است. نگاه کنید ببینید در صحبت‌های ما چه جمعیتی آمده! این جمعیت اعتبار است. اگر فردایی این جمعیت نیایند، می‌گویند این مردم تحت تأثیر بعضی از چیزها قرار گرفته‌اند! اگر بیایند، تحت تأثیر قرار نگرفتند ها! اگر رأی بدهند...! یک بنده‌خدایی که نفر اول در یک رأی‌گیری شده بود، خودم از او شنیدم که می‌گفت: «‌شما دل رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم را شاد کردید!» عجب! چون تو نفر اول شدی، رسول الله شاد شد! ولی چند سال بعد که آن شخص بالا نرفت، می‌گفت: «نه، استقبال خوبی نبود!» آیا حتماً فقط تو باید همیشه پیروز بشوی؟! اینها چیست؟ بازی است، بازی با دین و پیوستن به دنیا به بهانۀ دین است! دل رسول الله را شاد کردید! خب بگو دل مشتی غضنفر را شاد کردید، چرا پیغمبر را جلو می‌کشی؟! چرا رسول الله را جلو می‌کشیم؟! چرا امیرالمؤمنین علیه‌السلام را جلو می‌کشیم؟! چرا امام زمان علیه‌السلام را جلو می‌کشیم؟! امروز دل امام زمان شاد شد! بله! خب اگر امروز شاد شد، پس سال بعد دل امام زمان خون است دیگر! چه شد که دل امام زمان با همین‌ها شاد شد و بعد با همین‌ها شاد نشد؟!

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

12
  • بازی با دین، بازی با امام حسین علیه‌السلام، تشکیل مجالس به اسم امام حسین، تشکیل هیئات به اسم امام حسین! در آنها چیست؟ آخر از آنها چه چیزی درمی‌آید؟ توجه کردید؟! شیطان خوب جلو می‌آید؛ از لابه‌لا، یواش، چنان زیرکانه، موذیانه، چنان با ظرافت می‌آید و جلو می‌آید و جا باز می‌کند و کار را توجیه می‌کند و عمل انسان را توجیه می‌کند و انسان اقدام می‌کند و یک‌دفعه می‌بیند عجب، چه کلاهی سرش رفت! ده سال گذشت و ده سال داشته خلاف می‌رفته است. حالا تازه اگر خدا دستش را بگیرد. یک‌دفعه هم ممکن است که نگیرد و دیگر برود (بمیرد).

  • بیرون آوردن انسان از اعتبارات و مجازها، هدف اولیای خدا و اهل معرفت

  • مسیر اولیای خدا و مسیر اهل معرفت، بیرون آوردن انسان از اعتبارات و مجازها و از این امور دست و پاگیر است؛ اموری که فکر و ذهن انسان را مشوّش می‌کند و انسان را به اضطراب‌ می‌اندازد و انسان دائماً اوقاتش را در حال تشویش می‌گذراند. شما به مردم نگاه کنید، مرتب می‌گویند: اوضاع و وضعیت چه می‌خواهد بشود؟ اما آن کسی که دل خود را به جای دیگری سپرده، دل خود را به خدا سپرده است، شب و روزش را می‌گذراند و می‌گوید: هرچه بخواهد بشود، خب می‌شود دیگر. من راحت خوابم را می‌کنم، آنچه بخواهد بشود می‌شود دیگر. کار هم که به دست من نیست که بخواهم کم و زیاد بکنم. نه، کار به دست از ما بهتران است و ما هم که خود را به خدا سپرده‌ایم. این مسیر مسیری است که به انسان فهم و شعور می‌دهد و به انسان در همۀ ابعاد زندگی ادراک می‌دهد و انسان را از اعتبارات و مجازها بیرون می‌آورد.

  • آنچه بنده در صدد بیانش بودم، توجه به این نکته بود که اذهان را از توجه به ظاهر و مطالب چشمگیر خارج کنم، مخصوصاً نسبت به مخدّرات که طبعاً مخدّرات با چنین مطالبی بیشتر برخورد می‌کنند. اعتبارات، مجازها، مسائلی که به اسم دین، آن مسائل به‌عنوان یک واقعیت مطرح می‌شوند، قضایایی که به این عنوان ممکن است مطرح بشود و انسان آنها را واقعیت بپندارد، اینها چیزهایی است که انسان باید به آنها توجه کند. البته همان‌طوری‌که یکی دو شب پیش عرض کردم، راه مرحوم آقا با دوستانشان به دو طریق بود:

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

13
  • طریق اول، مسائل مهم و اساسی که عدم توجه به آنها در حکم خط قرمز برای ارتباط بود و بسیاری از افراد از این خط قرمز عبور کردند و موجب قطع رابطه با ایشان شدند! این در وهلۀ اول.

  • و اما در وهلۀ دوم مطالبی بود که از این مطالب، خود شخص استفاده می‌کرد؛ یعنی هرچه بیشتر اینها را به کار می‌بست، خودش بیشتر بهره می‌برد و بیشتر استفاده می‌کرد و طبعاً زمینۀ برای رشد را خودش فراهم می‌کرد. خدا هم که خب کمک می‌کند و انسان را از این مسائل و از این مطالب عبور می‌دهد.

  • بیان مطالب و روش بزرگان، تنها هدف ما از تشکیل این مجالس

  • خصوصیتی که بنده در پی آن هستم این است که آنچه بنده در زندگی شخصی خودم با این افراد، با این بزرگان تجربه کردم، آنها را به رفقا منتقل کنم. طبعاً برای همه، این مسئله جای حرکت دارد. وقتی که می‌گویم: شرکت در فلان مجلس ضرورتی ندارد، حالا بعضی‌ها می‌خواهند این مجالس را بگیرند، اشکالی ندارد. در زمان ایشان هم تشکیل بعضی از مجالس بوده است، حالا اگر یکی نمی‌رفت یا حالش اقتضا نمی‌کرد، دیگر نباید پشت سرش حرف زد و صحبت کرد که چون فلانی نمی‌آید، پس ولایتش کم است، تبرّی‌اش کم است؛ وقتی که فلان افراد شرکت می‌کنند، تو دیگر چرا شرکت نمی‌کنی؟! خب نمی‌خواهد، حالش اقتضا نمی‌کند. خب بقیه اگر می‌توانند بروند و طبق موازین و شرایط باشند، خوب است، اشکال هم ندارد. خیلی هم مناسب است. باید انسان این مطالب را نسبت به افراد رعایت کند.

  • ببینید اینکه می‌گوییم می‌خواهیم خارج بشویم و اذهان را خارج کنیم، برای همین است. مجلسی هست، خب در این مجلس از شخصی دعوت می‌کنند، خب، حتماً الزامی نیست که افراد در این مجلس شرکت کنند، می‌توانند بیایند، می‌توانند نیایند. هر کس آمد، بسیارخوب، قدمش روی چشم، و هر کس هم که نیامد، خب نیامد. شاید سرش درد می‌کند، شاید مانع داشته، شاید حالش اقتضا نمی‌کرده است. تابه‌حال اتفاق نیفتاده است که بنده رفقا و دوستان را چه به مجلس در اینجا و چه به مجالس دیگری دعوت کنم و اگر یکی نیامد، بگویم که چرا نیامدی؟ اصلاً توقع ندارم. فقط یک اعلان است که مثلاً یک‌چنین مطلبی هست، چنین مجلسی هست، اگر مانعی نداشتید، تشریف بیاورید.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

14
  • میزان بهره بردن افراد از مجالس و... بستگی به میزان اهتمام آنها دارد

  • یک نفر از افراد به من گفت: (البته این قضیه برای سه سال پیش است، قبل از اینکه جلسات عنوان به آن کیفیت تعطیل بشود و به این وضعیت فعلی برگردد که چقدر خوب شد که این قضیه اتفاق افتاد، ما آن زمان‌ها واقعاً چه مصیبتی داشتیم!) «آیا آمدن به مجلس شما حتماً الزامی است؟ خب آدم می‌تواند نوارها را هم گوش بدهد.» گفتم: نه، الزامی نیست، ولی اگر چیزی هم نصیبت نشد، به من اعتراض نکن. بله، می‌توانی سی‌دی را در ماشین بگذاری و وقتی که به دفترت یا فلان جا می‌روی گوش بدهی، اشکالی ندارد و انسان هم نسبت به بعضی از مطالب اطلاع پیدا می‌کند. ولی خدا هم چه‌کار می‌کند؟ خدا می‌بیند چقدر مایه گذاشتی؟ آن کسی که به جای آمدن به قم و تشرّف به حرم حضرت معصومه علیهاالسلام، اوّل تشرف و زیارت حضرت معصومه علیهاالسلام و بعد آمدن در این مجلس، می‌گوید دو سه ساعتی در روز جمعه وقت پیدا کردم و به کارهای دیگر بپردازم، آیا خدا این دو را به یک حساب می‌گذارد؟! نه، خیلی فرق می‌کند، خیلی فرق می‌کند! بالأخره تو هم این مطلب را می‌شنوی، چه با صحبت، چه با سی‌دی، چه آنلاین و با اینترنت، (خیلی‌ها الآن این مجلس ما را آنلاین می‌شنوند) ولی تفاوتش چیست؟ الآن آن‌طرف دنیا هم دارند مطالب این مجلس را می‌شنوند، خب آنها تقصیری ندارند، مسئله تفاوت دارد. ولی من‌باب‌مثال آن کسی که به مجلس دیگری غیر از این مجلس مخدّرات (مثل مجلس عنوان و ابوحمزه و...) می‌آید و علاقه دارد که بیاید و خودش را در این حال و هوا قرار بدهد، تا آن کسی که می‌گوید خب حالا سی‌دی اش را هم می‌توانیم گوش بدهیم، خدا هم به همان مقدار با آن برخورد می‌کند، فقط می‌گذارد که سی‌دی را گوش بدهد، چیز دیگری در او فرو نمی‌رود، در قلب او چیز دیگری فرو نمی‌رود، در نفس او چیز دیگری فرو نمی‌رود. فرو رفتن آن برای آمدن است. مگر کسی که نتواند، خب شخصی که نمی‌تواند، نمی‌تواند، آن تکلیفش تکلیف دیگری است.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

15
  • خلاصه، آنجا نگاه می‌کنند ببینند که چقدر برای کارت، برای راهت مایه گذاشتی؟ چقدر حال و هوا را داری؟ آیا مصاحبت با دوستانت برای تو اهمیت بیشتر دارد یا دعوت به بعضی از جاها؟! ملائکه خوب می‌فهمند. خوب نگاه می‌کنند. خوب این حساب را می‌رسند. ما دوربینی که این‌طور عکسبرداری بکند، نداریم. این دوربین‌هایی که عکس برمی‌دارند، خیلی هنر داشته باشند و شفاف باشند، فقط همین ظاهر ما و صحبت‌های ما را بگیرند اما آن دوربینی که بیاید این درون را عکس بردارد، ملائکۀ چپ و راست هستند. آنها فقط این را برمی‌دارند که در دل چه خبر است، به همان مقدار هم تزریق می‌کنند. یکی همان روز جمعه در او شوق پیدا می‌شود که بلند شود بیاید، یکی شب جمعه، یکی شب پنج‌شنبه، یکی از این مجلسِ عنوان، آرزو می‌کشد تا مجلسِ عنوان دیگر که چه وقت می‌شود که بیاید، در تمام این دو هفته، سه هفته، دلش اینجا است. همۀ اینها فرق می‌کند، تفاوت دارد، والله تفاوت دارد. بنده دارم قسم جلاله می‌خورم که به هر مقدار پول بدهیم آش می‌گیریم. مسئله این است، قضیه این است.

  • در زمان آقای انصاری ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در همدان هوا خیلی سرد بود. یکی از رفقا، آقای بیات می‌گفت:

  • من برای آمدن به مجلس آقای انصاری که در صبح جمعه بود (یا صبح یک روز دیگری بود، نمی‌دانم، یک‌شنبه نبود چون در روز یک‌شنبه روضۀ مرحوم آقای سبزواری بود.) اصلاً شب تا صبح و وقتی که در روز به بازار می‌رفتم، مدام در این فکر بودم که جلسۀ بعدی چه وقت می‌آید، یعنی حالم این‌طوری بود. بعد وقتی هم که ایشان می‌آمدند و صحبت می‌کردند، حرف‌ها را می‌خوردم!

  • خب، نتیجه‌اش را هم می‌دید و مشخص بود. درحالی‌که یکی دیگر هم بود که به زور از خواب بیدارش می‌کردند که به مجلس بروند. می‌گفت: «هوا سرده!» نگاهی به بیرون می‌کرد که چقدر برف آمده و می‌گفت: «بابا نگاه کن چقدر برف آمده!» می‌گفت: «بابا خجالت بکش! آقای انصاری به‌خاطر ما دارد می‌آید!» حالا اسم نمی‌برم، بالأخره به زور می‌آمد. نتیجه‌اش چه بود؟ هیچ، انگار رفته یک فیلم تماشا کرده و آمده! به زور نتیجه ندارد.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

16
  • آقای بیات اولین شخصی بود که در این برف‌ها که نیم متر آمده بود و تا زانو در برف فرو می‌رفتند، به محل مجلس رفته بود و جای پای او در برف‌ها پیدا بود. رفقا که می‌آمدند می‌فهمیدند و می‌گفتند: «این جای پای آقای بیات است.» کسی به جز ایشان نیامده است.

  • او (آقای بیات) می‌گفت:

  • قبل از اذان صبح که به آن خانه می‌رفتم درِ خانه را می‌بوسیدم، چون اینجا خانه‌ای است که ولیّ‌خدا می‌خواهد در آنجا صحبت کند.

  • اینها حساب است. من اینها را از مرحوم پدرم دیده‌ام، حالا مرحوم آقای بیات جای خود دارد. خب انسان نتیجه‌اش را هم می‌برد، فایده‌اش را می‌برد، آثارش برای او پیدا می‌شود. کسی که فقط از این صحبت‌ها به‌عنوان سی‌دی که آن‌هم در ماشین بگذاریم و استفاده کنیم، خب او همین است، خیلی‌خوب آقای فلان درس اخلاق می‌گوید، آقای فلان هم می‌گوید، آقای فلان هم می‌گوید، طهرانی هم می‌گوید، خیلی‌خوب این‌هم یکی مثل‌ آنها، شاید هم آنها بهتر بگویند!

  • لزوم عدم ارتباط زن با مردنامحرم

  • این مطلب، مطلبی بود که من امروز می‌خواستم خدمت رفقا عرض کنم که اینها همه‌اش حساب شده است. وقتی که می‌گویم: زن با مرد صحبت نکند، اس ام اس برای مرد نفرستد، اینها برای چیست؟ خب چیزی می‌دانم که می‌گویم. می‌گویند: نه، خب مثلاً ما با فلان کس حرف می‌زنیم، اصلاً مسئله‌ای هم نیست، مگر چه می‌خواهد بشود؟! این صحبت تأثیری می‌گذارد که دیگر شما آن شمای قبل از صحبت نیستید. قبلاً گفته بودم: وقتی که رفقا می‌خواهند صحبت کنند، نباید با زن برخورد کنند، بعد یکی گفته: «من استثناء هستم.» چه کسی گفته شما استثناء هستید؟! مگر بنده گفتم که شما استثناء هستید؟ چرا باید این حرف‌های خلاف باشد که آن‌وقت اینها را از ما ببینند و بگویند این آقا که این آقا را فرستاده، او دارد می‌گوید من استثناء هستم، و بعد آن حرف ‌مرا نگاه کنند و به تناقض بیفتند، به گیجی بیفتند؟! پاسخگو کیست؟ هیچ نباید این‌طور باشد.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

17
  • بنده که این مطالب را عرض می‌کنم می‌دانم که مرحوم آقا راجع به این قضیه چه چیزها گفته‌اند. چه تجربه‌هایی آن زمان داشتیم و چه تجربه‌هایی بعد از فوت ایشان برای ما پیش آمد که ما آن دستور اسلام را می‌گوییم که انجام بدهید. الآن به من چه مربوط است که در فلان کنفرانس و فلان سمینار که زن‌ها هم هستند، یک مرد دارد حرف می‌زند یا زنی دارد حرف می‌زند و دوتا آخوند هم نشستند و صاف در چشم و ابروهایش فوکوس1 و زوم کرده‌اند یا چه کار کرده‌اند؟! من چه می‌دانم آنها چرا دارند این کار را انجام می‌دهند؟! آنها خودشان پاسخ بدهند. مثل اینکه چندی پیش شیخی رفته بود، نمی‌دانم شیخ بود یا چه کسی دیگر بود که گفته بود: «اهل علم مثل طبیب می‌مانند، اشکال ندارد که با صدا قرآن بخوانید، با صدا، قشنگ بخوانید.» گفتم: خب بگویید که ترانه و تصنیف هم برایتان بخوانند، برای اهل علم اشکال ندارد، اهل علم اصلاً فرق می‌کنند، از کره ماه آمده‌اند، اصلاً خصوصیاتشان تفاوت دارد، سایکلوژی‌شان2 تفاوت دارد، فرق می‌کند! همه یکی هستند، هیچ تفاوتی ندارد، پزشکش همین‌ است، مهندسش همین‌ است، تاجرش همین‌ است، اهل علمش هم همین هستند، مجتهدش همین‌ است، مرجعش هم همین است. همین هستیم. آن سلمان بود که فرق می‌کرد. سلمان نه مرجع بود و نه مهندس و پزشک و فلان بود، انسان بود، رسیده بود، از نفس گذشته بود، او برایش فرق نمی‌کرد که صحبت بکند یا نکند. اما برای بنده که می‌بینم فرق می‌کند، در خودم تفاوت می‌بینم، اگر هم نبینم، بخواهم یا نخواهم طور دیگری می‌شوم.

  • چطور وقتی که می‌گوییم فلان مجلس هست، شما می‌گویید نه، می‌شود ما را به آنجا بفرستید؟! هان؟ چه شد؟ این برای چیست؟ مگر شما نمی‌خواهید برای خدا بروید؟ خب به آنجا بروید. قضیه چیست؟! آخر بعضی‌ها می‌گویند: «جوابمان را فقط شما می‌دانید.» گفتم: نه آقا، هزار نفر مثل شما هستند، تو برو کار خودت را بکن. قضیه چیست؟! چون همۀ ما گیر هستیم، همۀ ما می‌لنگیم، مگر در همین حوزۀ علمیه عکس بعضی‌ها را به در و دیوار نزدند و گفتند که اینها چه کارهایی انجام دادند؟! از افرادی که معمم بودند، مجتهد بودند، رسالۀ عملیه داشتند، کارشان به دادگاه کشید، برای هم خط و نشان کشیدند! همان اوایل انقلاب و دو سه سال اول انقلاب! مگر نبودند؟! اینها چند ساله بودند؟ جوان بیست ساله بودند یا پیرمرد شصت و شصت‌ وپنج ساله بودند؟ شما فکر کردید شیطان فقط سراغ پانزده، بیست ساله‌ها می‌رود؟ نه، همه جا هست، همۀ این حرف‌ها هست، همۀ این مسائل هست.

    1. . دیکشنری: تمرکز کردن.
    2. . ویکی پدیا: سایکولوژی: روانشناختی.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

18
  • مطالب اهل‌بیت و قرآن برای کسی است که بخواهد عمل کند

  • چرا حضرت زهرا علیهاالسلام می‌فرمایند: «بهترین زن آن زنی است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببیند»؟1 می‌گویند: این حرف‌ها، برای آن زمان بوده است، این مطالب برای آنجا است، الآن دیگر این حرف‌ها نیست، الآن دیگر جای این حرف‌ها نیست. مگر در زمان حضرت زهرا علیهاالسلام، معلم زن بود که این مربوط به آن زمان است؟! در زمان حضرت زهرا علیهاالسلام چندتا معلم زن در مدینه سراغ داریم؟! چرا به ائمه تهمت می‌زنید؟! چرا آنچه را هست، تحریف می‌کنید؟!

  • می‌گویند: نه، الآن خانم‌ها رشد پیدا کردند.

  • عجب! پس الآن خانم‌ها رشد پیدا کردند!!!

  • الآن مغز زن‌ها بزرگ شده است، الآن مردها رشد پیدا کردند، آنها چیزی‌شان نمی‌شود.

  • طفلکی‌ها! صد رحمت به رشد همان موقع! بیایم به شما ‌بگویم که چه رشدی پیدا کرده‌اند! حالا بگذارید یک‌خرده بگذرد از رشد اینها مسائلی خواهید شنید!!!

  • حضرت زهرا می‌فرمایند: هر کسی هم که می‌خواهد دنبال من و پدرم بیاید همین است، من حرفم را زدم، نمی‌خواهی گوش بدهی، خب نده؛ می‌خواهی تحریف بکنی بکن؛ ای آخوند فلانی می‌خواهی به ما تهمت بزنی بزن؛ هر کاری می‌خواهی بکنی بکن، روز قیامت پدرت را درمی‌آورم که به مردم اشتباه گفتی، حرف من را تحریف کردی. ولی این حرف من برای تویِ آخوندی که داری تحریف می‌کنی نیست و برای آن کسی هم که دارد حرف تو را می‌شنود نیست، این حرف برای کسی است که می‌خواهد گوش بدهد، من دارم برای او می‌گویم.

  • من راجع به اربعین کتاب نوشته بودم آمدند گفتند: «کتاب شما این است، فلان است و...!» گفتم: من این کتاب را برای شما ننوشتم که این‌قدر دارید داد و بیداد می‌کنید! تو نمی‌خواهی گوش بدهی، خب نده، من این کتاب اربعین را برای کسی نوشتم که می‌خواهد گوش بدهد، بخواند، اگر فهمید خودش می‌داند. اصلاً برای شما ننوشتم، اصلاً نخر، اصلاً چرا داری پولت را هدر می‌دهی؟ چرا داری پولت را هدر می‌دهی؟ نخر! چه کسی گفته که بخری؟ ولی برای شخصی نوشتم که اگر آن شخص خواند و عمل کرد و نتیجه‌اش را دید بگوید خدا پدر این را بیامرزد، و اگر من ننویسم، همین خانم روز قیامت جلوی پدر من، جلوی من را می‌گیرد که فلانی، من که قابل بودم برای اینکه به این حرف عمل کنم، من که لیاقت داشتم برای اینکه به این مسئله ترتیب اثر بدهم، چرا من را محروم کردی؟! آن‌وقت من چه جوابی دارم که بدهم؟! آیا بگویم که اگر من می‌نوشتم، آنها مسخره می‌کردند؟ می‌گوید: مگر من برای آنها زنده هستم که تو می‌خواهی به‌خاطر آنها مرا محروم کنی؟ به‌خاطر یک عده لات که نمی‌آیند یک عده عاقل را محروم کنند. به‌قول معروف: «برای یک بوتۀ ‌خار که درِ باغ را نمی‌بندند!» این مطالب برای این خانم است.

    1. . كشف الغمة، ج ‌1، ص 466.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

19
  • خود قرآن برای کیست؟ قرآن هم برای کسی است که گوش بدهد، برای کسی است که بخواهد عمل کند. قرآن برای این است. اما راجع به بقیۀ افراد، نه‌خیر، اصلاً کسی قرآن را هم باز نکند، خب نکند.

  • اینها مطالبی بود که شاید اقتضا می‌کرد که بنده راجع به این مسئله عرض بکنم. سخن به درازا کشید، حالا قبل از اینکه به این سؤالات بپردازیم، چون ماه محرم در پیش است و دیشب هم صحبت طول کشید و بنده نتوانستم این مطلب را به رفقا عرض کنم، چند دقیقه‌ای هم راجع به این مسئلۀ محرم و صفر مطالبی را خدمت رفقا عرض کنم:

  • در محرم و صفر همه جا را سیاه‌پوش کردن، مورد نظر بزرگان نبوده

  • ماه محرم و صفر، ماه عزاداری ‌است. ماه مصیبت اهل‌بیت‌ علیهم‌السلام است و به‌طورکلی طبعاً حال و هوای انسان هم در این دو ماه فرق می‌کند، تفاوت می‌کند و به‌سمت حال حزن می‌رود.

  • از مطالبی که ما در تجربۀ بودن با بزرگان و از سخنان آنها دریافتیم، یکی این است که منزل باید در این دو ماه با سایر ایام تفاوت داشته باشد. آثاری از حزن و این مصیبت باید مشهود باشد. اما نه به مقداری که چشم را بزند و برای انسان حالت قبض بیاورد. مخصوصاً برای بچه‌ها که خب طبعاً بیشتر تحت تأثیر واقع می‌شوند. سیاهی برای بچه خوب نیست، باید مقدار کمی باشد. همین‌قدر که حال و هوا مقداری تغییر پیدا کند که افرادی که وارد می‌شوند، بدانند که نسبت به این مسئله، انسان اهتمام ورزیده است، به این مصیبت احترام گذاشته شده است. اما همه جا را سیاه‌پوش کردن، اصلاً و اصلاً مورد نظر بزرگان و مورد تأیید آنها نبوده است و بلکه وارد شدن در یک‌هم‌چنین فضایی، انسان را به پایین می‌کشاند. ممکن است انسان وارد شود و ببیند که همه جا سیاه است، برود در فضای این سیاهی‌ها، ولی پایین آمده، بالا نرفته است. ممکن است برای او حال حزن پیدا بشود، عجب! چه حال و هوایی دارد، اسامی امام حسین علیه‌السلام و بیرق و پرچم و نوشته‌جات و اشعار و اینها چقدر [تأثیرگذار] است. ولی همۀ اینها احساس است، خودش را در این فضا رها کرده است، به عبارت دیگر، در این فضا، جوگیر شده است. این مخالف با سلوک است، این مخالف با روش است، این را که عرض کردم، قضیه این است.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

20
  • لزوم برگزاری مجالس روضه و لزوم شرکت در مراسم عزاداری و روضه

  • انسان باید برای سیدالشهدا علیه‌السلام عزاداری کند. اگر عزاداری نکند، عمرش بر باد رفته است. عزاداری بر سیدالشهدا علیه‌السلام، وارد آن فضای سیدالشهدا علیه‌السلام شدن، خود را در آن حریم قرار دادن، نزدیک شدن، تمام اینها وسایل جلب رحمت پرورگار است که مثل آب می‌آید و این زنگارها و این مسائل را می‌شوید و می‌رود و دل انسان را پاک می‌کند. اما نباید نفْس، خود را جوگیر کند و در یک فضای احساساتی و یک فضای جوگیر شده و کاریزماتیسم بخواهد این عزاداری را این‌گونه انجام بدهد، این غلط است، به این کیفیت، صحیح نیست. اما روضه ‌خواندن اشکالی ندارد. انسان در منزلش روضه بگذارد. حتی مرحوم آقا به ما توصیه می‌کردند: «ماهی یک بار در منزل خود روضه بخوانید.» خب الحمدلله اینجا روضه و مجلس هست. اما آن منازلی که روضه ندارند [خب حداقل ماهی یک بار روضه بگذارند.]

  • خدا بیامرزد مشهدی اکبری بود، این روضه‌خوان بود و در مسجد روضه می‌خواند. مرحوم آقا گاهی اوقات می‌گفتند که حتی بیاید در منزل روضه بخواند. وقتی که مرحوم آقا به مشهد رفته بودند، یادم هست هروقت که او (مشهدی اکبر) به مشهد می‌آمد او را می‌آوردند که روضه بخواند، نابینا هم بود، مثل اینکه ‌نابینایی مادرزادی یا شبه مادرزادی هم داشت، و در اندرونی می‌آمد، و ایشان (مرحوم آقا) همه را جمع می‌کردند، والدۀ ما و همشیره‌ها که بودند و هر کس که بالأخره در آن منزل بود می‌گفتند بیایند بنشینند. گاهی اوقات پنج، شش نفر بودیم، هفت، هشت نفر بودیم، بچه‌ها هم می‌آمدند و ایشان یک روضه می‌خواند و اصلاً مشخص بود که حال و هوای منزل عوض شده است، فرق کرده است. خب، ذکر امام حسین علیه‌السلام همین است دیگر، ذکر امام حسین علیه‌السلام حال و هوا را عوض می‌کند. ولی حال و هوا را باید در مسیر اصلاح باطن عوض بکند نه‌اینکه حال و هوا را عوض کند و انسان را جوگیر کند و برود در یک فضایی که بزند بر سرش و فلان و اصلاً نفهمد که می‌خواهد چه کار بکند! این غلط است، به این کیفیت صحیح نیست. به این کیفیت صد سال هم روضه بخوانیم، یک سانت حرکت نمی‌کنیم! هر چیزی حساب دارد.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

21
  • سیاهی‌ مجلس به مقدار دلگیر نباشد، باید فضا، فضای روشنی باشد. همۀ اینها تأثیر دارد. در این فضا است که ملائکه می‌آیند و نازل می‌شوند و رحمت خودشان را می‌آورند. اما اگر آن‌طرف باشد (سیاهی زیاد باشد)، بعداً برای انسان مشکلاتی پیدا می‌شود، مشکلات راه پیدا می‌شود، انسان باید در منزل یک‌هم‌چنین وضعیتی ایجاد کند.

  • لزوم عدم استفاده از شیرینی و آجیل در محرم و صفر

  • شیرینی، آجیل، گز، سوهان، اینها را دیگر در این دو ماه بردارد. اگر می‌خواهد از میهمان پذیرایی کند، پذیرایی با میوه باشد، اشکالی ندارد. ولی با این چیزها که جنبۀ تفنّن دارد و در عرف به‌عنوان تنوع تلقی می‌شود، انسان باید از اینها دوری کند.

  • عدم اشکال در برگزاری مراسم عقد و عروسی در ماه محرم و صفر

  • و اما یکی از مطالبی که سؤال کردند، راجع به برنامۀ عقد است، صیغۀ عقد خواندن اشکال ندارد، حتی عروسی هم اشکال ندارد، منتها شادی نباید باشد، دست زدن و مراسم و... که عادی است، اینها نباید باشد و شیرینی و... نباید باشد. خب، انسان با حلوایی، خرمایی، چیزی می‌تواند این پذیرایی را انجام بدهد. اما خود عقد هیچ اشکالی ندارد، به هیچ وجه هم اشکال ندارد، حتی به‌اندازۀ سر سوزنی هم این عقد با عقد شب تولد امام معصوم علیه‌السلام فرق نمی‌کند، چون عبادت است، عبادت هم که دیگر فرق نمی‌کند که چه وقتی باشد. شما نماز را امشب بخوانید یا فردا شب بخوانید، هر دو نماز است.

  • شادی کردن غلط است، شیرینی خوردن غلط است، اینها غلط است. عروسی هم اشکال ندارد. آن‌هم در این مسئله باز تفاوتی ندارد. این‌هم یکی دیگر از مطالب بود.

  • عدم اشکال در حضور زنان در مجالس شب، در دهۀ اول محرم و دهۀ آخر صفر

  • مطلب دیگر، رفتن به این مجالس روضه و... است که بنده عرض کردم که بهتر است مجالس، در روز باشد نه در شب. اما خب به‌خاطر اینکه ممکن است افراد کار داشته باشند، این دهۀ اول محرم و دهۀ آخر ماه صفر، حالا شب هم باشد، اشکالی ندارد. نمی‌توانیم خیلی سخت بگیریم. به‌طوری که خود مرحوم آقا هم راجع به اینها سخت نمی‌گرفتند. و رفتن خانم‌ها هم بلامانع است، منتها توجه داشته ‌باشند که سر و صدا نکنند، صحبت نکنند و از مطالبی که گفته می‌شود، استفاده بشود.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

22
  • مطلب دیگر همان‌طوری‌که عرض کردم این است که گوینده باید در مخاطب با خانم نباشد؛ نه او آنها را ببیند و نه آنها او را ببینند. باید به‌نحوی باشد که این مسئله هم مورد رعایت قرار بگیرد.

  • خب، اینها مطالبی بود که عرض شد، هرچند مقداری هم صحبت به درازا کشید. حالا اگر سؤالاتی هست، بفرمایید که تا چند دقیقه‌ای که می‌توانم به این مسائل پاسخ بدهم.

  • یکی از مخدرات، ظاهراً از مخدّرات کرج هستند، منتها چون آنها هم به این سخنان دسترسی دارند، لذا من حیث المجموع سؤالات آنها را هم مطرح می‌کنیم.

  • صحت انجام غسل جمعه در روز پنج‌شنبه و شنبه به‌خاطر وجود مانع در روز جمعه 

  • سؤال: گفته می‌شود که غسل جمعه را روز پنجشنبه و روز شنبه هم می‌توان رجائاً انجام داد، آیا این مطلب درست است؟

  • جواب: انجام غسل جمعه در روز پنجشنبه و شنبه رجائاً نیست، اگر کسی نمی‌تواند در روز جمعه غسل کند، در عصر روز پنج‌شنبه می‌تواند به جای فردا غسل بکند. و اما از جمعه به بعد، این غسل قضا به حساب می‌آید و انسان باید برای نماز وضو هم بگیرد.

  • سؤال: آیا در این‌صورت هم به شرط صحّت، این غسل کفایت از وضو می‌کند؟

  • جواب: نه‌خیر، در این‌صورت باید برای نماز و... وضو گرفت.

  • صحت باز کردن درب منزل در هنگام خواندن نماز در شرایط خاص نه در هر شرایطی

  • سؤال: به ما گفته شده که اگر هنگام نماز، زنگ خانه را زدند و کسی در منزل نبود، می‌توانیم بدون اینکه پشت به قبله کنیم، در را باز کرده و بعد سر نماز برگردیم، آیا این مسئله درست است؟

  • جواب: البته اگر احتمال بدهیم شخصی که زنگ زده، فردی است که آمدنش اهمیت دارد؛ یا بچه پشت در است یا اینکه...، ما می‌توانیم این کار را انجام بدهیم. ولی اگر نه، فرض کنید احتمال می‌دهید که کسی است که دو دقیقه دیگر هم می‌تواند بایستد، نباید این کار انجام بشود.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

23
  • سؤال: شخص دیگری در تلویزیون گفت: «می‌توانید نیت نماز را به دو رکعتی برگردانید و زود سلام بدهید و در را باز کنید» آیا این تغییر نیت نماز صحیح است؟

  • جواب: نه‌خیر! نمی‌شود. انسان باید بداند که آن فرد، فردی است که اهمیت دارد و مهم است، حالا بچۀ کوچک است یا مثلاً مریض است یا شخصی است که مهم است مثلاً از جایی آمده، نه‌اینکه یک فرد عادی باشد که مثلاً احتمال می‌دهد بایستد، دو دقیقۀ دیگر صبر می‌کند، که در این‌صورت باید نماز را بخواند. انسان نمی‌تواند نماز را به همین کیفیت باطل بکند.

  • لزوم باز نبودن درب ظروف آب و غذا به‌خاطر وجود میکروب

  • سؤال: گفته می‌شود هنگام قرار دادن ظرف آب یا غذا اگر بسم اللَه الرحمن الرحیم بگوییم، دیگر شیطان قدرت انجام این کار را ندارد [که در آن ظرف، تصرف سوء داشته باشد،] آیا این مطلب درست است؟ آیا ظرفی که درب آن باز مانده، باید آب کشیده شود؟ آیا ظرف‌هایی که در یخچال است، مثل ظرف ماست و... هم دچار این مشکل می‌شود؟ برای چه مدّت؟

  • جواب: نه! ظرفی که در یخچال هست، این دیگر «درش باز بوده» ندارد. این مسئله مربوط به ظرف بیرون است که در هوای آزاد است و در معرض میکروب است، به‌خاطر این گفته‌اند که روی آن را بپوشانید و بسم اللَه الرحمن الرحیم هم بگویید خوب است، ولیکن این از کثیف بودن و میکروب جلوگیری نمی‌کند.

  • پاک بودن بخار آب حمام

  • سؤال: آیا بخار حمام که به صورت قطرۀ آب از سقف می‌چکد، در صورتی که بچه از آنها استفاده کرده باشد، پاک است؟

  • جواب: بله، پاک است.

  • عدم نیاز به هدیه کردن اعمال مستحبه به اموات

  • سؤال: اعمالی که انجام می‌دهیم مثل خواندن قرآن روزانه یا سورۀ قدر در روز و شب‌های جمعه، آیا می‌توانیم ثواب آنها را به اموات هدیه کنیم؟

  • جواب: نه! نیازی به هدیه کردن به اموات نیست. ایشان خودشان بهره‌اش را می‌برند.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

24
  • کم شدن تأثیر به تأخیر انداختن غسل واجب به‌واسطۀ وضو گرفتن

  • سؤال: در صورتی که خود و فرزند خردسالمان اجباراً با شخصی که غسلش را به تأخیر انداخته، ارتباط داشته باشیم، آیا راهی برای جلوگیری از تأثیر سوء آن وجود دارد؟

  • جواب: بنده متوجه این سؤال نشدم که ارتباط داشته باشیم یعنی چه؟ البته خب، اگر منظور این است که چیز باشد خب باید وضو گرفت. حالا اگر شخصی بخواهد غسلش را به تأخیر بیندازد چه مرد، چه زن و نمی‌تواند غسل کند، باید وضو بگیرد که این وضو گرفتن باز تا حدودی از تأثیر به تأخیر انداختن غسل، کم کند.

  • عدم اشکال در بلند خواندن نماز جهت تعلیم به فرزند

  • سؤال: حقیر گاهی نماز مغرب و عشا را بلند می‌خوانم تا فرزندم به صورت غیر مستقیم بیاموزد، آیا این شرک محسوب می‌شود؟

  • جواب: نه! اشکالی ندارد.

  • عدم اشکال در دعا کردن به اقوام گمراه در قنوت نمازشب

  • سؤال: به هنگام دعا برای چهل مؤمن، بیشتر اقوام و آشنایانی که دچار مشکل هستند و یا بعضاً گمراه هستند، در نماز به فکرم می‌آیند، آیا دعا برای آنها اشکال دارد؟

  • جواب: نه! این اشکال ندارد که انسان برای مؤمنین و برای آنها هم دعا بکند، این ایراد ندارد.

  • عدم جواز قرائت ادعیه و اذکار مندرجه در کتب به استثنای آنچه در روح مجرد و مطلع انوار بیان شده است

  • سؤال: آیا سالک مجاز به استفاده از اذکار، ادعیه و آیاتی که از قرآن برای رفع مشکلات در برخی موارد ذکر شده است، می‌باشد؟

  • جواب: در هر کتاب نه، اما آن چیزهایی که از مرحوم آقا در همین مطلع انوار یا در روح‌ مجرد نقل شده، اشکال ندارد. ولیکن در این‌گونه موارد راجع به کتب، خیلی مسائل نقل شده و آنها اثرات سوء ایجاد می‌کنند و حتی ممکن است یک اشکال را برطرف کنند و یک اشکال بدتر پیدا بشود که آن برطرف نشود.

  • نیت تقرب در اعمال یعنی همان انجام کار صحیح و مورد رضای الهی

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

25
  • سؤال: با توجه به سخن شما که «حتی شخص یهودی که با عیالش صادق باشد، با پیامبر است»، در زندگی روزمره آیا همین که تشخیص می‌دهیم انجام کاری درست است و آن را انجام می‌دهیم، کافی است یا باید برای انجام کار، نیت و قرب پروردگار را بکنیم؟

  • جواب: نه! نیت قرب به پروردگار همین است که شما کارتان صحیح باشد، لازم نیست هر عملی که می‌کنید، رو به قبله بایستید و قلبتان را متوجه کنید.

  • عدم لزوم عمل به دستورات مندرجه در کتاب المراقبات

  • سؤال: آیا تهیۀ کتاب المراقبات و عمل به دستورات آن لازم است؟

  • جواب: نه! لازم نیست، ولی اشکال ندارد.

  • جواز خواندن دعای سجدۀ زیارت عاشورا در قنوت نماز

  • سؤال: آیا خواندن دعای سجدۀ زیارت عاشوراء «اللَهمّ لَکَ الحمدُ حمدَ الشّاکرین ...» در قنوت نماز اشکال ندارد؟

  • جواب: نه! اشکال ندارد.

  • لزوم قرائت صحیح عبارات اذان و اقامه

  • سؤال: برادرم در اذان و اقامه به جای «اشهد أنّ محمدًا رسول اللَه»، «اشهد أنّ محمدًا عبدُه و رسولُه» می‌گوید، آیا این کار اشکال دارد؟

  • جواب: بله! اشکال دارد. در اذان و اقامه «اشهد أنّ محمدًا رسول اللَه» داریم و «اشهد أنّ محمدًا عبده و رسوله» نداریم.

  • صحت همین زیارت عاشورایی که در مفاتیح آمده است

  • سؤال: با توجه به اینکه زیارت عاشوراهایی که در دست ما هست کمی متفاوت است و چند کلمه با یکدیگر فرق می‌کنند، و زیارت عاشورا، حدیث قدسی است، نباید کلمه‌ای کم یا زیاد باشد، در صورت امکان نسخۀ موثق آن را معرفی بفرمایید.

  • جواب: همین زیارت عاشورایی که فعلاً هست و در کتب نقل کردند، درست است، همین زیارت عاشورا در مفاتیح قدیم خوب است.

  • لزوم عدم هدیه دادن کتاب و لباس‌های عکس‌دار برای کودکان و حرمت استفاده از عروسک‌های به شکل مجسمه

  • سؤال: با توجه به وضع جامعۀ امروزی که هر چیزی که می‌خواهیم بخریم شکل دارد؛ عکس حیوان یا عروسک یا هر عکس دیگری را دارند، یا خود اسباب‌بازی‌ها را به‌صورت شکل‌دار درست کرده‌اند، کتاب‌هایی که در آن شکل حیوانات است، یا به‌صورت کتابچه یا به صورت کارت‌هایی درست کردند که بچه‌ها با شکل حیوانات و خصوصایت آنها آشنا می‌شوند، آیا خرید و استفاده از اینها اشکال دارد؟

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

26
  • جواب: اشکال ندارد، ولی خوب نیست. یک وقت می‌گوییم اشکال دارد یعنی حرام است، نه، حرام نیست، ولی بهتر است که حتی الامکان نباشد، چون خود بچه وقتی که ذهنش به‌سمت اینها می‌رود، با همین حال و هوا و برزخ اینها شکل می‌گیرد و بهتر است که به این سمت نرود. خودش برای خودش سرگرمی‌های عادی درست کند. حتی من دیدم که بعضی‌ها در منزلشان مجسمۀ سگ یا عکس سگ هست، اینها دیگر خیلی بدتر است! و این بچه از همان سنین کودکی نفسش با نفس او یک نوع نزدیکی پیدا می‌کند و این برای او خوب نیست و جلوی رشد بعدی او را می‌گیرد.

  • تأثیر سوء معنوی استفاده از عروسک و... بر روی نفس بچه‌ها

  • خیلی از مسائلی که در اسلام مورد نهی واقع شده است، به‌خاطر تأثیرات ظاهری نیست، بلکه به‌خاطر تأثیرات معنوی است. مثلاً عروسک حرام است. الآن می‌گویند: بچه به عروسک علاقه دارد، خب این علاقۀ دختر به عروسک، این علاقه، یک چیز طبیعی است، چون زن به بچه علاقه دارد، این علاقۀ مادر به فرزند، این یک مسئلۀ طبیعی است، ولی با این شکل و شمایل به این صورت فعلی، ضرر دارد. باید به صورتی باشد، به کیفیتی باشد که آن‌طوری که باید و شاید نباشد. به این شکل حیوان و...، تأثیر سوء دارد.

  • یک وقت یکی از ارحام شکایت داشت که فلان بچه در اتاقش آرامش ندارد، شب‌ها خواب می‌بیند و خواب‌های بختک و امثال‌ذلک و کابوس و... می‌بیند و خیلی ناراحت است. دکتر که بردند، گفتند چیزی نیست. ولیکن این بچه وضعیتش این‌طور است. از این قضیه گذشت، یک روز اتفاقاً ما در آن منزل بودیم، موقع نماز مغرب شد، من گفتم که جایی، اتاقی هست که بروم نماز مغرب و عشاء را بخوانم، ما را به اتاقی راهنمایی کرد، وارد که شدیم دیدم اصلاً نمی‌توانم یک ثانیه در این اتاق بایستم! پر از مجسمه‌های خرس و سگ و عروسک و... بود! اینجا آویزان کردند، آنجا آویزان کردند، یکی از سقف آویزان کردند و...! گفتم: نه، اینجا نماز نمی‌خوانم، به بالکان که سرد هم بود می‌روم. اصلاً من نتوانستم یک ثانیه در آن اتاق بمانم، آن‌وقت خدا به داد این بچه برسد که او در اینجا از شب تا صبح می‌خوابد! توجه می‌کنید؟! اینها چیزهایی است که واقعیت دارد. می‌گویند: خرس از آن بالا آویزان باشد که خوابش ببرد! این بدتر جلوی خوابش را می‌گیرد. انسان می‌تواند با هزار سرگرمی سرش را گرم کند، احتیاجی به این چیزها نیست. اینها چیزهایی است که برای نفسش ضرر دارد و بعداً یا همان موقع آثار خودش را نشان می‌دهد.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

27
  • سؤال: اگر اشکال دارند، حالا که به‌خاطر ندانستن مسئله، این کتاب‌ها را خریداری کردیم، آیا اگر الآن آنها را به کسی هدیه بدهیم اشکال دارد؟

  • جواب: خب، بله، آن‌هم مثل همین قضیه است، او هم به همین مطلب مبتلا می‌شود.

  • سؤال: آیا خریدن لباس‌هایی که شکل دارند برای بچه‌ها اشکال دارد؟

  • جواب: عرض کردم اشکال به‌عنوان حرام نیست، ولی خوب نیست.

  • سؤال: اگر اشکال دارند، آیا هدیه دادن این لباس‌ها برای کسانی که برایشان فرقی ندارد، اشکال‌دارد؟

  • جواب: خب، آنها مگر بچه‌هایشان آدمیزاد نیستند؟! چه تفاوتی می‌کند؟!

  • سؤال: نظر شما در مورد شکل‌های تخیلی چیست؟

  • جواب: بنده شکل تخیلی نمی‌دانم چیست، علیٰ‌کلّ‌حال اگر به‌صورت حیوانِ زنده باشد، فرقی نمی‌کند، چه واقعی، چه غیر واقعی، اینها خوب نیست‌.

  • عدم وجوب صلۀرحم با افرادی که اصلاً تمایلی به ارتباط با انسان ندارند

  • سؤال: آیا صلۀرحم با کسانی که هیچ‌وقت با انسان ارتباط ندارند، باید برقرار باشد؟ (مثلاً دختردایی انسان ازدواج کرده و انسان می‌تواند شماره یا آدرسش را از دایی بگیرد، ولی ایشان در طی هشت سال ازدواج، اصلاً سراغی از ما نگرفته، از پدر و مادر جویای حال ما نشده باشد.)

  • جواب: وجوب ندارد، حالا اگر کسی می‌خواهد انجام بدهد، خودش می‌داند. ولی این قسم از صلۀرحم الزامی نیست.

  • عدم استفاده از عمامۀ کهنه برای امور نظافتی منزل

  • سؤال: پارچه عمامه‌ای که کهنه شده و قابل استفاده برای عمامه نیست، آیا هنوز باید مورد احترام قرار گیرد؟ آیا می‌توان از آن برای کارهای منزل استفاده کرد؟

  • جواب: بهتر است که از آن در این موارد استفاده نشود.

  • عدم مداخله در امور اجتماعی

  • سؤال: روستایی که شامل مردمان سنی و شیعه می‌باشد و سنی‌ها در آنجا نماز جمعه برگزار می‌کنند، آیا باید برای شیعه هم در آنجا نماز جمعه برگزار کرد؟ البته فاصلۀ آن روستا تا شهر ١٠الی ٢٠دقیقه می‌باشد.

  • جواب: این مسئله از جمله مسائل اجتماعی است، بنده دخالتی در این مطالب ندارم.

  • عدم حرمت برخورد با نامحرم در صورت عمدی نبودن این برخورد

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

28
  • سؤال: در بعضی از مکان‌های شلوغ مثل حرم و یا خیابان، موقعی که در حال رفت و آمد هستیم، اتفاق افتاده که یک مرد از روی سهو نه عمد به ما برخورد کرده و یا خود ما به نامحرم برخورد کردیم، آیا در هر دو مورد مرتکب گناه شده‌ایم؟

  • جواب: نه! وقتی که غیر عمدی باشد، گناه نیست.

  • لزوم مراقبت کردن از نحوۀ ارتباط بین دختران و پسران سه ساله به بعد

  • سؤال: رابطۀ پسران با دختران بعد از تمام شدن سه سالگی باید چطور باشد؟ آیا باید به‌طورکلی رابطه‌ها قطع شود؟ یعنی اگر سه سالِ دختر من تمام شده، نباید با دوست پسرش که چهار سال دارد، رفت و آمد داشته باشد، یا بستگی به خود بچه‌ها دارد که ادراک آنها تا چه حد باشد و بازی آنها باید در چه سطحی باشد؟

  • جواب: البته منظور از سه سالگی به این معنا نیست که به‌طورکلی قطع رابطه بشود، بلکه بالأخره اگر مراقبتی‌باشد، خوب است.

  • لزوم پرداختن به خود و عدم مداخله در کار دیگران 

  • سؤال: حقیر نمی‌دانم که برای دفع خواطر و اوهام شیطانی و ظلمانی که به صورت‌ها و قالب‌های مختلف در ذهنم نقش می‌بندد، باید چه کار کنم که از این افکار نجات پیدا کنم که از این افکار و اوهام، بسیار خسته شده‌ام؟

  • حقیر نمی‌دانم که باید چه کرد که میل و شوق و رغبت فراوانی به ذات اقدس خداوند و ائمه علیهم‌السلام پیدا کنم؟

  • جواب: این دو سؤال چون تقریباً مشابه هم هستند، می‌توان به هر دو یک پاسخ داد. این اوهام و تخیلاتی که ما داریم، همۀ اینها ریشه در خود نفس ما دارد؛ یعنی تا زمینه‌ای برای این تخیل نباشد، این ذهنیت و تخیل در انسان پیدا نمی‌شود. منتها گاهی از اوقات، این ریشه‌ها مخفی است و در بعضی از اوقات، این مسائل روشن است. در موارد عادی، ارتباط انسان با افراد، با قضایا، با اخبار، با مسائل، تأثیر زیادی در این تخیلات دارد. هر روز که انسان کمتر از این مسائل اطلاع داشته باشد، فکرش راحت‌تر است، آرامشش بیشتر است. ما به چیزی که با آن کار نداریم، فکر نکنیم.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

29
  • بنده زمانی در مجلسی نشسته بودم، دیدم دو سه نفر دارند صحبت می‌کنند، خیلی حرف می‌زدند. می‌توانستم نگاه کنم که ببینم چه می‌گویند، ولی گفتم به من چه مربوط؟ برای چه گوشم و حواسم را جمع کنم که ببینم اینها چه می‌گویند؟

  • در این موارد، افراد عادی فوراً ذهنشان جمع می‌شود که حالا این سه چهار نفر دارند راجع به چه چیز حرف می‌زنند؟

  • خب به ما چه؟ برویم سر کار خودمان. ببینید اینها چیزهایی است که بنده در جلسات عنوان عرض کردم. قسمت عمدۀ تخیلات، به دخالت‌های بی‌جای ما نسبت به قضایایی که ارتباطی به ما ندارد، برمی‌گردد. دو نفر آن گوشه دارند با همدیگر آهسته حرف می‌زنند، پچ‌پچ می‌کنند، از حرکات لب و... می‌خواهم بفهمم که چه دارند می‌گویند؟ چرا؟ به چه مناسبتی؟ خب دارند با همدیگر حرفشان را می‌زنند. ببینم چیست؟ این «ببینم چیست، ببینم چیست» اینها است که درد را در انسان ایجاد می‌کند.

  • بزرگان همیشه دستورشان این بود که کاری نداشته باشید، تا پیش شما نیامده‌اند، شما نروید؛ تا حرفی را به شما نزده‌اند، شما پی‌گیری نکنید.

  • بعضی‌ها اصلاً مریض هستند؛ مریض! مریض! خودبه‌خود به‌دنبال دردسر می‌روند؛ خودبه‌خود به‌دنبال شعله و آتش می‌روند؛ اصلاً خودبه‌خود می‌روند که ببینند این چیست و آن چیست؟ خودبه‌خود، خود را نخود هر آشی می‌کنند، اینها هیچ‌وقت رشد نمی‌کنند، تا قیام قیامت هم که بشود رشد نمی‌کنند. یعنی همانی که بودند، هستند، هیچ تغییری نمی‌کنند. اگر قضیه یک تکان بخورد، آنچه در دلش هست، مشخص می‌کند. این‌گونه افراد، اگر صد سال و به عمر نوح هم عبادت کنند، فایده‌ای ندارد. انسان چرا بی‌خود به این‌طرف و آن‌طرف سرک بکشد که چه کسی راجع به او حرف زده؟ به تو چه ربطی دارد؟ فعلاً که به گوش تو نرسیده، تو چه‌کار داری؟ اصلاً راجع به بنده حرف زدند، راجع به من در فلان جا صحبت کردند، هنوز که به گوش من نرسیده، حالا وقتی هم که رسید، خب به من چه؟ حالا چه برسد به اینکه نرسیده باشد و بروم سراغ او و درِ خانه‌اش را بزنم که بیا درِ خانه، کارت دارم! خب ببینم راجع به من آنجا چه گفته‌اند؟ تمام اینها برخلاف سلوک است. اصلاً درست عکس راه خدا است. اگر راه خدا از این طرف است، آن از آن طرف است، صد و هشتاد درجه فرق می‌کند. راه خدا، رفتن به توحید است، این وارد شدن در کثرت است. انسان به عکس اینکه به جای توحید برود، وارد کثرات می‌شود، وارد در جزئیات می‌شود.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

30
  • راجع به من حرف زدند! بهتر، بگذار بزنند. راجع به من فلان مطلب را گفتند! خب بگذار بگویند، چه اشکالی دارد؟ مدام در پی این است که راجع به من، راجع به من، راجع به من...! اینکه من الآن تغییر می‌کنم، اینکه من به‌هم می‌ریزم، این به‌خاطر چیست؟ برای این است که خودم را نفهمیدم، خود را دست این و آن داده‌ام، اما اگر خودم مستقیم می‌ایستادم، به خودم فکر می‌کردم، به وضعیت خودم فکر می‌کردم، هیچ‌طوریم هم نمی‌شد. پس اینها همین است. اگر انسان این ‌کار را بکند، عشق به خدا هم در او زیاد می‌شود. اینها سیکلی هستند که با‌هم حرکت می‌کنند.

  • ملاک در استفاده از چادرها برای زنان، ضخیم بودن و عدم جلب توجه است

  • سؤال: آیا پوشیدن چادرهایی که برّاق هستند و در زیر نور، سایه می‌اندازند، اشکال دارد؟

  • جواب: متوجه نمی‌شوم که منظور چه نوع چادری است! علیٰ‌کلّ‌حال نباید چادری باشد که وقتی که شخص می‌پوشد، پشت چادر پیدا باشد و موجب جلب توجه مرد بشود.

  • لزوم مراعات مسائل جانبی در برخورد و تذکر به دیگران

  • سؤال: آیا می‌توانم به کسی که با افراد دارای رفتار نادرست، ارتباط دارد، بگویم که با این افراد نادرست ارتباط نداشته باش؟ آیا این کار حقیر درست است یا نه؟

  • جواب: بهتر است که بگویید ارتباط آنها برای شما مفید نیست. اینها مسائلی است که به خود شخص برمی‌گردد. اینها سؤال کردن ندارد. اینها را انسان باید خودش در نظر بگیرد، مصالح را در نظر بگیرد. خب، اگر الآن شما به او بگویید که نادرست، و او هم برود به آن شخص بگوید، می‌دانید چه فتنه‌ای به‌پا می‌شود؟! می‌گوید: فلانی به من گفته نادرست! نادرست خودتی و جدّ و آباء‌ات و هفت پشتت و...! این که نمی‌شود. انسان باید در صحبتی که می‌کند، رعایت تبعات آن را هم داشته باشد. انسان خیلی از مطالب را می‌تواند بگوید، ولی وقتی که حساب می‌کند، مدام پایین می‌آورد، پایین می‌آورد، پایین می‌آورد، کم‌رنگ می‌کند. شنونده باید عاقل باشد و خودش بفهمد. خب گفتن خیلی از این مطالب، چیزهایی است که تبعات آن ممکن است سال‌ها باقی بماند.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

31
  • لزوم تمرکز و توجهِ قبل از نماز برای دفع خواطر در نماز

  • سؤال: حقیر برای نماز خواندن وقتی که می‌خواهم به خداوند توجه کنم، اوهام و خطورات‌می‌آیند، چه باید بکنم؟

  • جواب: مسئله همین است که عرض کردم. همان‌طور که عرض کردم انسان موقع نماز، بهتر است که چند دقیقه بنشیند و بعد وقتی که توجه کافی پیدا کرد، آن‌ موقع نماز را بخواند.

  • لزوم مطرح کردن سؤالات و شبهات در ذهن برای رفع آن

  • سؤال: سؤالی داشتم که مدت‌ها ذهنم را مشغول کرده، ولی جرأت پرسیدن آن را نداشتم (چرا جرأت نباید باشد؟ چه اشکالی دارد انسان بپرسد؟) و بارها شنیدم که خیلی از رفقا به این مسئله اعتراض داشتند ولی یا خود را به بی‌خیالی زده‌اند یا اینکه آنها هم مثل بنده جرأت سؤال کردن را نداشتند (بنده باز تعجب می‌کنم!) شاید با پرسیدن این سؤال در برابر شما گستاخی و جسارت کرده باشم و این را هم بگویم که می‌ترسم بعد از خواندن این سؤال، بنده را از جمع رفقا به‌خاطر جسارتم خارج کنید!

  • [مطالب حضرت آقا قبل از خواندن ادامۀ سؤال:] آخر مرا چه به این مسائل؟! ولیکن این مسئله، مسئلۀ صحیحی نیست، اگر شما سؤالی دارید، باید سؤال را بپرسید چون اگر نپرسید سؤال در ذهن می‌ماند و شک ایجاد می‌کند. البته این‌هم دلیل بر این نیست که هر سؤالی که از بنده می‌کنید، سؤال صحیحی باشد، نه! ممکن است اصلاً سؤال، غلط باشد، ذهن اشکال پیدا کرده باشد. و این‌طور هم نیست که بنده بی‌اشکال باشم، شاید سؤال صحیح باشد، بنده باید خودم را درست کنم. هر دو طرف مسئله به همین کیفیت است. وقتی که من می‌خواهم عملی را انجام ‌بدهم، به خیال خودم، کار خوبی است، ولی ممکن است در نزد دیگران این وجهه را داشته باشد، خب، انجام نمی‌دهم، به طریق دیگر انجام می‌دهم. این چه اشکالی دارد؟

  • من‌هم به‌خاطر فرمایش شما که فرمودید: «هر کس سؤالی دارد باید بپرسد»، جرأت به پرسش کردم، خواهشمندم که اگر خود به آن رسیدید، جواب دهید، وگرنه نیازی به مطرح کردن آن نیست.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

32
  • [مطالب حضرت آقا قبل از خواندن ادامۀ سؤال:] خب بنده که علم غیب ندارم، مثل اینکه ایشان حواله به غیب فرمودند!

  • قبل از این سؤال ایشان، الآن سؤالی در نظرم آمد که یکی از رفقا در سایت از من سؤال کرده که شما که خود به نماز اول وقت و... تکیه می‌کنید، پس چرا در جلسۀ کرج که بود، وقت نماز گذشت و ما و شما نماز نخواندیم؟ چرا شما آنجا نماز نخواندید که ما هم با شما نماز را بخوانیم؟!

  • این اشکال درست است، اشکال به‌جا است. بنده می‌بایست می‌آمدم و با همۀ آنها نماز می‌خواندم، چه اشکالی داشت و بعد هم دوباره به مطالب می‌پرداختیم، همان‌طوری‌که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم هم همین کار را کردند.

  • ولی مطلبی که هست این است که بنده در آن موقع متوجه این قضیه بودم، اما از آنجایی که مرحوم آقا به بنده سفارش کرده بودند که شب مسافرت نکنم و از شب نگذرد، و من اگر می‌خواستم بیایم نماز بخوانم و برگردم، نیم ساعت وقت می‌گرفت، به‌خاطر این قضیه گفتم که نماز را بعد می‌خوانم و این مسئله (صحبت) را طول (ادامه) می‌دهم. و در این‌گونه موارد، ایرادی ندارد. یعنی یک وقت اگر انسان یک مسئلۀ مهم و بااهمیتی در نظرش باشد، ایرادی ندارد که نماز را مقداری به تأخیر بیندازد. ولی اگر در غیر از این صورت بود، اشکال وارد است و درست است.

  • حرمت استفاده از مجسمه و رجحان عدم استفاده از اشکال حیوانات در منزل 

  • حالا اشکالی که ایشان کرده‌اند:

  • خود شما بارها فرموده‌اید که «اگر شکل و هم‌چنین عروسک و مجسمه در خانه باشد، این اشکال دارد»، پس شکل این پرنده که روی آینۀ منزل شما هست (تابه‌حال متوجه این شکل نشدم باید بروم بالا و ببینم) و دو مجسمه‌ای که در بوفه می‌باشد، به‌خاطر چیست؟

  • جواب: اگر آن که در بوفه هست، مجسمه باشد، چشم، می‌روم و آن را برمی‌دارم. و اما آن که روی آینه است، خودم تا حالا متوجه نشدم که روی آینه شکل دارد. باید بروم ببینم به‌نحوی است که واضح باشد، چون ممکن است شکلی باشد که خیلی واضح نباشد، آن اشکالی ندارد، ولی اگر شکل پرنده کاملاً واضح باشد، بله، آن اشکال دارد و بهتر است که نباشد.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

33
  • علیٰ‌کلّ‌حال از ایشان هم خیلی متشکر هستیم که ما را متوجه کردند و نه‌تنها این موجب کدورت بنده نشده است، بلکه خیلی موجب خرسندی بنده است که رفقا به مسائل توجه دارند و باید هم همین‌طور باشد.

  • عدم اشکال در خواندن نماز به‌صورت نشسته برای زن باردار

  • سؤال: خانمی باردار هستم، زمانی که می‌خواهم نماز بخوانم، حالت تنگی نفَس به من دست می‌دهد و سعی می‌کنم که زود نمازم را تمام کنم و گاهی اوقات تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را می‌خوانم اما اذان و اقامه را نمی‌گویم، آیا این کار اشکال دارد؟

  • جواب: نه! اشکال ندارد، حتی شما می‌توانید نماز را نشسته بخوانید و نایستید. اگر باردار هستید و در حال ایستاده ضرر دارد و باعث تنگی نفس شما می‌شود، اینجا از مواردی است که می‌توانید بنشینید و سر فرصت نمازتان را بخوانید و هم اذان و هم اقامه را هم نشسته بگویید، اشکالی ندارد.

  • توضیحی راجع به لزوم عدم حضور پسر بچه‌ها در مجالس زنانه

  • سؤال: سقف سنّی پسربچه‌ها برای حضورشان در جمع مخدّرات چه سنّی می‌باشد؟ لطفاً هم وجه اشکال نداشتن و هم وجه بهتر بودن را بیان بفرمایید؟ و آیا این مسئله فقط مخصوص مراسم [عروسی] است یا در همۀ جمع‌های مخدّرات مثل [مجالس روضه و... هم باید مراعات شود؟]

  • جواب: بله، البته در همۀ جمع‌ها همین‌طور است. اختصاص به مراسم ندارد، ولیکن در مورد سقف سنّی، مجالس گاهی مجالسی است که خب به‌طورکلی موجب ایجاد تخیل و توهّم در بچه است، مثل مجالس عروسی و...، خب، این فرق می‌کند، البته فعلاً در عروسی‌هایی که رفقای ما دارند، مخدّرات اهل رعایت هستند و نسبت به این مسئله رعایت می‌کنند، اما در عروسی‌های متفرقه، خب ما همه جور وضعی می‌بینیم. بچه عکس برمی‌دارد، فیلم برمی‌دارد، نگویید بچه است، او این فیلم را در ذهن خود نگه می‌دارد، وقتی که بزرگ شد، کار دست او می‌دهد! بچه‌ها از نقطه‌نظر ذهن و از نقطه‌نظر قابلیت فرق می‌کنند، توجه کردید؟! متفاوت هستند. بعضی بچه‌ها نه، الآن دو دقیقه پیش را نمی‌داند که بستنی خورده است یا بیسکویت، اینها هنوز متوجه نیستند، ولی بعضی بچه‌ها از جریان شش ماه پیش کاملاً خبر می‌دهند، اینکه سه ماه پیش چه خبر بود را در ذهن دارند.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

34
  • بنده یک ‌سال وهشت ماهم بود که مرحوم پدرمان از نجف به ایران مهاجرت کردند. یعنی بنده یک‌سال وهشت ماه در نجف بودم. البته والدۀ ما، ما را در طهران به دنیا آوردند و سه یا چهار ماه هم در طهران بودیم، چون آن زمان وضع نجف برای این مسائل مناسب نبود و امکانات نداشت. و پدر ما با مادر بزرگمان، مادر خودشان در نجف بود و درس می‌خواند و بعد از سه چهار ماه بعد از تولد ما آمدند و باهم به نجف برگشتیم. و بعد وقتی که سن من یک ‌سال وهشت ماه بود، ما کلاً به طهران بازگشتیم. از دوران زندگی در نجف چیزی یادم نیست. ولی از آن شبی که ما در منزل یکی از ارحام در طهران وارد شدیم، مسائل آن شب در ذهنم هست؛ یعنی کاملاً در ذهنم هست که چه کسی کجا نشسته بود، آنجا کجا بود، عمه‌هایمان نشسته بودند، یک‌به‌یک همۀ این مسائل در ذهنم هست و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل که...! مادرم ما را به عروسی‌ها می‌برد و...! خلاصه آن موقع خیلی مستفیض بودیم!

  • خب، این بچۀ یک ‌سال وهشت ماهه چه می‌فهمد؟ چه کسی احتمال می‌دهد که یک بچۀ یک ‌سال و هشت‌ماهه یا فرض بکنید دو ساله این‌طور باشد که چیزی بفهمد؟! ببینید، اینها چیزهایی است که مادر باید رعایت کند، باید در ذهن او باشد، حالا بعضی از بچه‌ها هستند که نشان می‌دهند، بروز می‌دهند، بعضی از بچه‌ها هم بروز نمی‌دهند، ولی می‌فهمند. خب مادر چه می‌داند که این بچه در چه وضعیتی از فهم است و متوجه قضایای بچه نمی‌شود و می‌گوید آقا این بچه چه می‌فهمد؟ این بچه سه، چهار ساله است و چیزی نمی‌فهمد! اما این بچه عکس برمی‌دارد. لذا همان‌طوری‌که مرحوم آقا فرمودند: «در مجالس عروسی، دیگر بچۀ بالاتر از سه سال نباشد.» اما در مجالس عادی، فرض بکنید پنج ساله بودن را هم می‌توان گفت که خیلی مشکلی نیست. ولی بالاتر از پنج سال دیگر خوب نیست چون علیٰ‌کلّ‌حال، در خیلی از موارد هم اختیار مجالس از دست انسان خارج می‌شود.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

35
  • لزوم جلب رضایت شوهر توسط زن در اموری که خلاف شرع نیست

  • سؤال: آیا این درست است که زن نیت خودش را تصحیح کند؟ مثلاً زن دلش می‌خواهد در خیابان بستنی بخورد، ولی می‌داند که شوهرش راضی نیست، بگوید من نمی‌خواهم با شوهرم لجبازی کنم، ولی من الآن دلم بستنی می‌خواهد ...

  • جواب: بنده تابه‌حال به چنین نیاتی برخورد نکردم. وقتی که شوهر راضی نیست، حالا اینکه شما نیت را تغییر دهید یا بالا و پایین کنید، خب این خیلی تأثیری در اصل قضیه ندارد. علیٰ‌کلّ‌حال باید رضایت ایشان را جلب کنید.

  • توضیحی راجع به اسم اعظم

  • سؤال: اینکه می‌گویند: بعضی‌ها مثلاً اسم اعظم را دارند، این چگونه است؟ در صورتی که آیت الکرسی و دعای جوشن کبیر را اسم اعظم می‌گویند، پس اسم اعظم چیست؟

  • جواب: ببینید، اسم اعظم عبارت است از حالتی که انسان در آن حالت می‌تواند نسبت به مقدّرات تأثیرگذار باشد، نسبت به مسائل تأثیرگذار باشد و بدون آن جهت، این قضیه پیدا نمی‌شود. البته همان‌طوری‌که انسان قدرت دارد، ولی احتیاج به آلتی دارد تا بتواند قدرت خود را إعمال بکند، اگر آن آلت مثل دست باشد، خب من نمی‌توانم این را بردارم با اینکه من قدرت دارم، ولی این وسیله باید وجود داشته باشد. همین‌طور شخصی که اسم اعظم را إعمال می‌کند، باید دارای یک‌هم‌چنین حالتی باشد. یعنی اگر هزاری هم اسم اعظم به من بگویند، فرض کنید بنده که هم‌چنین حالی را ندارم، نتیجه‌ای ندارد. اسم اعظم هم یک‌هم‌چنین مطلبی است که حالتی است که به‌واسطۀ بعضی امور برای انسان حاصل می‌شود، البته اگر این حالت شدید باشد، حتی بدون ادای لفظ، انسان می‌تواند تأثیر بگذارد، و اگر نه، به آن کیفیت نباشد، با الفاظی این مسئله انجام می‌شود. علیٰ‌کلّ‌حال، مسئلۀ اصلی، بودن یک‌هم‌چنین حالتی برای انسان است. اما اینکه حالا اسم اعظم اسم خاصی است همان‌طور که در جوشن هست یا نه، بنده شاید نسبت به این مسئله اطلاعات کافی را نداشته باشم.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

36
  • توضیحی راجع به روایت: «إن اللَه تجلّی لعباده من غیر أن رَأوه و أراهم نفسَه من غیر أن یتجلّی لهم»

  • سؤال: قال امیرالمؤمنین علیه‌السلام: «إنَّ اللَهَ تَجلّی لِعِبادهِ مِن غَیرِ أن رَأوهُ و أراهُم نَفسَه مِن غَیرِ أن یَتَجَلّی لَهم»،1 لطفاً این حدیث شریف را توضیح دهید و بفرمایید آیا هر دو قسمت یک معنا را می‌رساند؟

  • جواب: این حدیث دو معنا را می‌رساند و آن عبارت است از مکاشفات ذاتیه یا مکاشفات اسمائیه. در وهلۀ اول بحث مکاشفات اسمائیه است که بدون اینکه تجلّی بکند، برای آنها بدون صورت تجلّی می‌کند. در این مکاشفات اسمائیه، بدون اینکه صورت داشته باشد، انسان وجود خدا را احساس می‌کند یا اینکه صدایی می‌شنود، اما نمی‌داند نادی کیست، آن کسی که دارد صدا می‌زند کیست، یا اینکه فرض بکنید، اتفاق افتاده است که بعضی‌ها می‌گویند: «آقا ما احساس کردیم، ما خدا را احساس کردیم، آن حالتی که بوده، احساس کردیم.» این همان است که برای انسان یک‌هم‌چنین حالی پیدا می‌شود که این تجلّی به صورت نیست، تجلّی به ظاهر نیست و حتی تجلّی به مثال هم نیست.

  • تجلّی دوم که خیلی بالاتر است، تجلّی ذات است که بدون تجلّی، خدا خود را می‌نماید. دیگر آن مقام، مقام انکشاف حقیقت است که انسان دیگر دوئیتی نمی‌بیند که بخواهد خدا را درمقابل خود ببیند، برای انسان یک وحدت بیشتر پیش نمی‌آید.

  • توضیحی راجع به این عبارت که «بندگان خدا با خدا شناخته می‌شوند نه با بندگان خدا»

  • سؤال: معنای عبارت الله شناسی: «بندگان خدا با خدا شناخته می‌شوند نه با بندگان خدا»،2 این را توضیح دهید؟

  • جواب: ماشاءالله این سؤال‌ها به نظر می‌رسد یک مقدار از [فهم ما بالاتر است!]

  • بندگان خدا که با خدا شناخته می‌شوند، به‌خاطر این است که آنها در ذات خداوند فانی شده‌اند. همان‌طوری‌که ذات خدا به ذات خدا شناخته می‌شود نه با آثارش، همین‌طور بندگان خدا، البته نه بندگان عادی، نه بندگان مؤمن، نه صالحین، نه، آنهایی که به مقام ولایت رسیده‌اند و فنای ذاتی پیدا کرده‌اند، آنها را در مقایسۀ با سایر افراد نمی‌توان شناخت. مثلاً اینجا فرض کنید مرحوم آقا، اینکه بگوییم مرحوم آقا چه شخصیتی است؟ فکر کنیم ببینیم که چه شخصیتی است، خب یک شخص بزرگ را در نظر بگیریم و بگوییم او را می‌بینی، مرحوم آقا هم مثل او است. یا اینکه فرض کنید فردی دویست سال پیش بوده، در علم و امور و خوارق عادات و انجام دادن امور غیر عادی زبانزد بوده، بگوییم او را می‌بینی، مرحوم آقا هم مثل او است، یا فرض کنید استادشان (مرحوم حداد.) بندگان خدا، منظور این دسته هستند، یعنی این دسته ‌افرادی که به مرتبۀ ولایت رسیدند. هرکدام از این افراد را که مثال بزنید، باز اینها (اولیای الهی) بالاتر هستند. چرا؟ چون آنها (بندگان صالح و...) سیرشان در اسما و صفات است، در حالتی که سیر اولیای الهی در مقام ذات است نه در اسماء و صفات. ذات بالاتر است. بنابراین آنها (اولیای الهی) را هم باید به خدا شناخت. هروقت به خدا معرفت پیدا کردیم، آن‌وقت می‌فهمیم که این ولیّ‌خدا کجا است، والاّ تا قیامت و حتی بعد از قیامت هم نخواهیم فهمید! هروقت به این مرتبۀ ولایت خدا رسیدیم، به معرفت خدا رسیدیم، او را هم می‌شناسیم. و روایت عجیبی از امام علی النقی، حضرت هادی علیه‌السلام هست، ایشان در مسیری که توسط متوکل از مدینه به سامرا تهجیر3 و تبعید و در واقع تسفیر4 شده بودند و داشتند تشریف می‌آوردند، به یکی از افراد به نام فتح بن یزید جرجانی می‌فرمایند:

    1. . مفردات ألفاظ القرآن، ص 131:
      «قَد رُویَ عَن أمیرِالمُؤمِنینَ رَضیَ اللهُ عَنهُ ما دَلَّ عَلَى تَفسیرِ اللَّفظَتَینِ حَیثُ قالَ‌: ”تَجَلَّى‌ لِعِبادِهِ‌ مِن غَیرِ أن رَأوهُ، وَ أراهُم نَفسَهُ مِن غَیرِ أن تَجَلَّى لَهُم“.»
    2. . الله شناسى، ج ‌2، ص 121:
      «من به حضرت امام جعفر صادق عليه‌السّلام عرض كردم: من با گروهى مناظره نمودم و به آنها گفتم: خداوند جليل‌تر و عزيزتر و بزرگوارتر است از آنكه با آفريدگانش شناخته شود؛ بلكه بندگان خدا با خدا شناخته‌ مى‌شوند.»
    3. . «تهجیر: کوچاندن اجباری.» (محقق)
    4. . لغت‌نامه دهخدا: «تسفیر: به سفر فرستادن کسی.»

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

37
  • یا فتح! خدا فقط به ذات خودش شناخته می‌شود نه به امر دیگر. (و بعد می‌فرمایند:) پیغمبر و ائمه هم به ذات خدا شناخته می‌شوند و کسی که خدا را نشناسد، نمی‌تواند آنها را بشناسد و لذا کسی نمی‌تواند اینها را نعت کند، توصیف کند. (بعد این خیلی مهم است!) ای فتح! همان‌طوری‌که نمی‌توان خدا را توصیف کرد، معصومین (یعنی ائمه، یعنی ما) را هم نمی‌توان‌ توصیف کرد، آن مؤمنی را هم که خدا قلبش را آزمایش کرده (و از امتحان نمرۀ خوبی آورده، این را بنده دارم می‌گویم، از امتحان بیرون آمده که منظور اولیای الهی هستند) او را هم نمی‌توان توصیف کرد.

  • این روایت، حرف بنده نیست، کلام امام هادی علیه‌السلام به فتح بن یزید جرجانی است که ایشان توصیف بندگان را از آن حضرت سؤال کرد.1

  • سؤال: امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «لم یَنسُبوا علیَّ بنَ ابی‌طالبٍ علیه‌السلام الی ما نَسَبوهُ من حَدیثِ القَطیفةِ»2 داستان قطیفه چه می‌باشد؟

  • جواب: دیگر فرصت نیست، این مطلب و همین‌طور مطالب دیگر بماند برای جلسات بعد.

  • سؤال: مرحوم علامه ـ‌ رضوان الله تعالی علیه ـ در الله شناسی راجع به رسالۀ لقاءالله مرحوم ملکی تبریزی ـ‌ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمایند: «امیدوارم خداوند مرا یا شخص دیگری را توفیق دهد تا به طبع آن از روی نسخۀ اصلیه بدون یک جمله کم و یا زیاد اقدام نماییم»،3 اقدام نمودن شما به این مسئله موجب خشنودی رفقا است.

  • جواب: بله! البته بنده در صدد هستم که نسخۀ اصلی رسالۀ لقاءالله مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ ‌‌به‌دست برسد، تا حدودی هم موفق شدیم، بعضی از رفقا هم به این مسئله اقدام کردند، إن‌شاءالله در فرصت نزدیک ما به این مسئله اقدام خواهیم کرد.

  • خیال می‌کنم فرصت برای پاسخ به بقیۀ سؤالات نیست. البته مقداری بیشتر نمانده است. اگر خداوند توفیق بدهد، بقیۀ مطالب را در جلسۀ دیگر خدمت رفقا عرض می‌کنیم. البته این سؤالاتی هم که شده، مقداری حرف می‌برد.

    1. . كشف الغمة، ج ‌2، ص 387:
      «... یا فَتحُ كَما لا یوصَفُ الجَلیلُ جَلَّ جَلالُهُ وَ الرَّسولُ وَ الخَلیلُ وَ وُلدُ البَتولِ فَكَذَلِكَ لا یوصَفُ المُؤمِنُ المُسَلِّمُ لِأمرِنا ... .»
      انوار الملكوت، ج ‌1، ص 20:
      «اى فتح: همان‌گونه كه خداوند جليل جلّ جلاله قابل توصيف نمى‌باشد و همان‌گونه كه حجّة خدا قابل توصيف نمى‌باشد همچنين مؤمنى كه همه امور خويش را به ما تسليم نموده نيز قابل توصيف نمى‌باشد.»
    2. . كفاية الأثر، ص 264.
    3. . الله شناسى، ج ‌2، ص 91.

ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی

38
  • خب از زیارت رفقا و دوستان خیلی محظوظ شدیم، إن‌شاءالله که فرصت دیگر هم در فاصلۀ کمی تحقق پیدا کند. این را باید رفقا تذکر بدهند. وقتی که رفقا تذکر نمی‌دهند، ما هم یادمان می‌رود. هروقت که بگویند جلسۀ مخدّرات برگزار شود، می‌گویم چشم. حالا یک هفته یا دو هفتۀ دیگر انجام بشود. و إن‌شاءالله امیدواریم که در آتیۀ نزدیک در خدمت رفقا باشیم. سؤالاتی هم که قبلاً بود، سؤالات خیلی خوبی بود که متأسفانه من گم کردم. گشتم که پیدا کنم، هم مربوط به اینجا بود [و هم مربوط به طهران،] اتفاقاً سؤالات مهمی هم بود، یعنی مطالبی بود که به وضعیت امروز ما برمی‌گشت، ولی علیٰ‌کلّ‌حال دیگر تقدیر هرچه بوده. ملتمس دعا تا زیارت و لقاء دیگر هستیم.

  • اللَهم صلّ علی محمّد و آله محمّد