اسفار
فصل 11 و 12: العدم الخاص بنحو...؛ المتوقف على الممتنع بالذات... (تعداد جلدها :16)
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون حقیقت واجبالوجود و نسبت آن با وجودات خاص میپردازند. محور اصلی بحث، پاسخ به این پرسش است که آیا ذات واجبالوجود میتواند به وجودات خاص و محدود که آمیخته با عدمهای ذاتی هستند، متصف شود یا خیر. استاد با تبیین جایگاه تشکیک در وجود، توضیح میدهند که چگونه مراتب وجودی ممکنات، به دلیل محدودیت و نقص، با حقیقت صمدی و غنای ذاتی واجب تفاوت ماهوی دارند. در ادامه، با استناد به آرای حکما، این نکته تبیین میشود که امتناع اتصاف واجب به وجودات محدود، نه تنها با واجبالوجود بودن او منافاتی ندارد، بلکه لازمهی حقیقتِ غنای ذاتی اوست. این جلسه با ارائه مثالهایی از نسبت میان وجود و عدم در ممکنات و ممتنعات، به تبیین دقیقتر این قاعده میپردازد که هر ماهیتی، تنها پذیرای اوصاف لایق به ذات خویش است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون تفاوت وجود واجبالذات با وجودات امکانیه میپردازند. محور اصلی بحث، اثبات این نکته است که ذات باریتعالی به دلیل بساطت و صرافت وجودی، از هرگونه قیود نقصانی و اوصاف عدمی که در ممکنات وجود دارد، منزه است. استاد با بررسی نمونههایی از امتناع حمل انحاء وجودات بر یکدیگر، مانند امتناع حمل وجود جوهری بر عرض یا وجود مفارق بر مادی، استدلال میکنند که وجود واجب نیز به دلیل مرتبه اعلای وجودی، قابل اتصاف به حدود و تعینات ممکنات نیست. در ادامه، ضمن نقد دیدگاههای سطحی در باب اشتراک وجود، بر اصالت وجود تأکید شده و تبیین میشود که چگونه ممکنات با وجودِ عارضی خود، همچنان در ذات خویش فقیر و نیازمند به علت باقی میمانند و این تفاوت هویتی، مانع از خلط میان وجود واجب و ممکن است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اتصاف واجب الوجود به انحاء وجودات مقیده میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج حکما در باب امتناع اتصاف واجب به وجودات محدود آغاز میشود و با تکیه بر مبانی عرفانی، این مسئله واکاوی میگردد که چگونه وجود بسیطالحقیقه، تمامی انحاء وجودات را در خود ذوب و افناء میکند. در این مسیر، با بهرهگیری از تمثیلات روشن، تفاوت میان «حدود ماهوی» که منشأ نقص و کثرت است و «حقیقت وجود» که واحد و بسیط است، تبیین میشود. استاد با تأکید بر اینکه وجودات امکانی منعزل از حقیقت واجب نیستند، به بررسی نسبت میان مراتب تشکیک و تشخص میپردازند. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که واجب الوجود از حیث سنخ وجود، متصف به تمامی مراتب است، اما از حیث حدود و قصور، این اتصاف ممتنع است؛ چرا که واجب الوجود بالذات، واجب از جمیع جهات است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مبانی دقیق فلسفی پیرامون بساطت ذات واجبالوجود میپردازند. بحث با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا میتوان برای وجودِ صرف و بسیطِ حقتعالی، حدّ عدمی قائل شد یا خیر. استاد با نقد دیدگاههایی که برای خداوند حدّ و مرز مکانی یا وجودی قائل هستند، توضیح میدهند که چگونه فرضِ محدودیت برای وجودِ بالصرافه، مستلزم ترکیب در ذات است که با بساطت مطلق الهی منافات دارد. در ادامه، ایشان به شبههای پیرامون تفاوتِ وجوبِ وجود و امتناعِ عدم پاسخ داده و تبیین میکنند که این دو مفهوم، دو حیثیتِ متخالف نیستند، بلکه بازگشت به یک حقیقت واحد دارند. در نهایت، این بحث به نتیجهای معرفتی میرسد که تمام موجودات عالم، رشحات، فیوضات و تجلیاتِ همان ذات واحد و بسیطِ حقتعالی هستند و هیچگونه حدّ و تکثری در ذات او راه ندارد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مباحث دقیق فلسفی پیرامون امتناع اتصاف واجبالوجود به انحاء عدم میپردازند. بحث با بررسی اشکال مرحوم آخوند در مورد تفاوت میان انحاء عدم آغاز میشود و به این پرسش میرسد که آیا عدم، به دلیل بساطت و فقدان امتیاز، میتواند متصف به امتناع شود یا خیر. در ادامه، استاد با نقد دیدگاههای رایج درباره ماهیت زمان و مکان، تبیین میکنند که چگونه زمان و مکان به عنوان اموری اعتباری، وابسته به تحقق ماده هستند و نباید آنها را وجوداتی مستقل در کنار سایر موجودات پنداشت. این جلسه با واکاوی تفاوتهای بنیادین میان وجودات که دارای مراتب و آثار متفاوت هستند و اعدام که در حقیقتِ نیستی یکساناند، به پایان میرسد تا مخاطب دریابد که چگونه در مقام اتصاف، نقش مضافالیه در تعیین نوع عدم اهمیت مییابد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از شبهات مشهور فلسفی پیرامون ماهیت زمان و نسبت آن با واجبالوجود میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که اگر عدم سابق و لاحق بر زمان ممتنع است، آیا این به معنای واجبالوجود بودن زمان است؟ استاد با تبیین دقیق تفاوت میان واجبالوجود بالذات و ماهیت زمان، به نقد پاسخهای رایج حکما در این زمینه میپردازند. در ادامه، سیر استدلالها به سمت تحلیل «عدمهای مقید و اطلاقی» و چالشهای ناشی از آن در اثبات نیاز یا بینیازی زمان به علت سوق مییابد. در نهایت، ایشان با رد برخی تکلفات در پاسخ به این شبهه، بر لزوم تفکیک میان مفهوم عدم و ماهیت خارجی آن تأکید کرده و نشان میدهند که چگونه فرض وجود خارجی زمان با اوصاف مذکور، میتواند به نتایج نادرستی در باب واجبالوجود منجر شود.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم وجوب ذاتی و رفع شبهات پیرامون آن میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج درباره انطباق وجوب ذاتی بر زمان آغاز میشود و با تکیه بر مبانی فلسفی، روشن میگردد که وجوب ذاتی تنها به ضرورت وجود مطلق برای ذات حضرت حق اطلاق میشود. در ادامه، تفاوت میان شمول وجود مطلق و شمول طبایع کلیه تبیین شده و جایگاه زمان به عنوان یک وجود ضعیف و شأنی از شئونات وجود مطلق مشخص میگردد. این جلسه با اثبات اینکه زمان نه تنها وصف ذاتی حق نیست، بلکه خود معلول و مرتبهای از مراتب نزول وجود است، به نتیجه میرسد که هرگونه تغیر و حدوث زمانی از ساحت ذات اقدس الهی به دور است. در پایان، با اشاره به آیات خلقت، نحوه ارتباط مراتب وجود با این حقیقت مطلق بررسی میشود.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد یک شبهه فلسفی پیرامون حقیقت زمان میپردازند. پرسش اصلی این است که اگر واجبالوجود به معنای وجودی است که عدم برای او ممتنع است، آیا زمان نیز به دلیل عدم پذیرش عدم سابق و لاحق، واجبالوجود محسوب میشود؟ استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، ابتدا به تبیین ماهیت تدریجی زمان و حرکت میپردازند و توضیح میدهند که زمان به عنوان یک امر تدریجیالحصول، بقای مستقلی ندارد تا نیازمند علت مبقیه باشد؛ بلکه حدوث و بقای آن عین یکدیگر است. در ادامه، با تفکیک میان نگاه استقلالی و نگاه آلی به زمان، روشن میسازند که زمان و حرکت در حقیقت وجود مستقلی ندارند و قائم به متکمم (متحرک) هستند. این بحث در نهایت به تبیین جایگاه عبودیت و مرآتیت در سلوک انسانی ختم میشود که چگونه انسان باید افعال خود را به عنوان تجلی اراده الهی ببیند.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون اتصاف واجبالوجود به اوصاف و نسبت آن با صرافت و بساطت وجود میپردازند. بحث با بررسی چگونگی انتزاع اوصافی همچون ضرورت، امکان و عدم از وجود آغاز شده و این پرسش مطرح میشود که آیا وجودات مقید که دارای حدود عدمی هستند، با اطلاق ذات باریتعالی قابل جمعاند یا خیر. در ادامه، تفاوت میان انفکاک ذات از اوصاف ذاتیه و معلولیت اوصاف فعلیه برای ذات تبیین شده و با نقد دیدگاههای رایج حکما در باب تشکیک مراتب وجود، به این نتیجه میرسد که حقیقت ماهیت، چیزی جز خود وجود نیست. در نهایت، با ارائه مثالی از مراتب نور، تبیین میشود که چگونه با حل مسئله ماهیت و درک صحیح از وحدت وجود، اشکالات مربوط به اتصاف ذات به حدود عدمی برطرف میگردد و بساطت مطلق ذات پروردگار روشن میشود.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی مبحث «ماهیت عدم» و نسبت آن با «ذات باریتعالی» میپردازند. بحث با نقد دیدگاه حکماء در خصوص تشکیک وجود و مانعیت حدود ماهوی برای اتصاف ذات واجب آغاز میشود. ایشان با تبیین حقیقت عدم و نفی تمایز ذاتی میان عدم مطلق و عدم مقید، به این نتیجه میرسند که حدود ماهوی ممکنات، در واقع همان حدود وجودی هستند که نباید به عنوان امری خارج از وجود تلقی شوند. در ادامه، این پرسش مطرح میشود که آیا اتصاف ذات باری به این حدود، مستلزم محدودیت است یا خیر. استاد با ارائه رویکردی مبتنی بر مظهریت، تبیین میکنند که چگونه میتوان ضمن حفظ اطلاق ذات الهی، مراتب وجودی و تشخصات ممکنات را به عنوان مظاهر ذات باری لحاظ کرد، بهگونهای که تشکیک در وجود با تشخص وجودی جمع شود.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفاهیم بنیادین «وجوب» و «وجود» و نسبت آنها با یکدیگر میپردازند. بحث با نقد دیدگاههای رایج پیرامون تشکیک در وجود و تشخص آغاز شده و با بررسی دقیق معنای وجوب در فلسفه اسلامی ادامه مییابد. در این مسیر، تفاوت میان وجوب ذاتی و وجوب بالغیر و همچنین نحوه اتصاف موجودات به این اوصاف تبیین میشود. استاد با ردّ این تصور که مراتب وجود موجب تفاوت در اصلِ مفهوم وجوب میشود، توضیح میدهند که چگونه تحقق خارجی هر موجود، مساوق با وجوب آن در همان مرتبه است. این جلسه با هدف رفع سوءبرداشتهای رایج در باب مراتب هستی و تبیین دقیق رابطه میان علیت، ماهیت و ضرورت وجود، راهگشای فهم عمیقتری از مبانی توحیدی و فلسفی برای مخاطبان است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد قاعده فلسفی «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» میپردازند. بحث با بررسی جایگاه امکان ذاتی و وجوب بالغیر آغاز شده و به این پرسش میرسد که آیا هر چیزی که بر یک امر ممتنع متوقف باشد، لزوماً خود نیز ممتنع بالذات است یا خیر. استاد با تفکیک میان هلیات بسیطه و هلیات مرکبه، تفاوت اتصاف در این دو حوزه را تشریح میکنند. در هلیات مرکبه، صفت متأخر از موضوع است و امکان ذاتی دارد؛ اما در هلیات بسیطه، موضوع و محمول از نظر مصداقی یکی هستند و اتصاف تنها بر اساس تحلیل عقلی صورت میگیرد. در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که قاعده مذکور در اوصاف عارضی جاری است، اما در مواردی که موضوع عین محمول است، بحث از استثنای قاعده مطرح نیست، بلکه اساساً موضوع بحث متفاوت است.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق قاعده فلسفی «المتوقفُ علی الممتنعِ بالذات ممتنعٌ بالذات» و نقد دیدگاههای مطرح پیرامون استثنائات آن میپردازند. بحث با بررسی هلیات بسیطه و مرکبه آغاز شده و این نکته تبیین میشود که در مواردی همچون «واجبالوجود» یا «امتناع اجتماع نقیضین»، وصف و موصوف وحدت عینی دارند و حمل محمول بر موضوع، از باب انتزاع ذهنی است، نه توقف خارجی. در ادامه، استاد با تفکیک میان مستحیل بالذات و مستحیل بالغیر، به تحلیل رابطه علیت و تلازم میان محالات میپردازند. ایشان با رد استلزام کلی میان دو محال، تصریح میکنند که تلازم تنها در صورتی محقق میشود که میان دو امر، رابطه علیت یا معلولیت مشترک برقرار باشد. این جلسه با هدف رفع سوءفهمهای رایج در باب استلزام محالات و تبیین جایگاه دقیق امکان و وجوب در تحلیلهای عقلی به پایان میرسد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق ساختار منطقی «برهان خُلف» و چگونگی استنتاج از فرضِ محال میپردازند. بحث با بررسی دیدگاه مرحوم آخوند پیرامون تلازم میان اشیاء و امتناع اجتماع نقیضین آغاز میشود. در ادامه، این پرسش مطرح میگردد که چگونه در قیاسات خُلف، از فرضِ نفیِ یک شیء، اثبات آن یا از فرضِ اثباتِ یک شیء، نفی آن حاصل میشود. استاد با تفکیک میان «فرضِ ذهنی» و «تحققِ خارجی»، توضیح میدهند که در برهان خُلف، فرضِ یک امر محال در ذهن، به معنای تحقق آن در نفسالأمر نیست؛ بلکه ذهن با تمثلِ لوازمِ آن فرض و مشاهدهی تناقضِ حاصل از آن لوازم، به بطلانِ ملزوم پی میبرد. در نهایت، ایشان نتیجه میگیرند که برهان خُلف در واقع استدلالی بر پایه انتفاءِ لازم برای اثباتِ انتفاءِ ملزوم است و مجموعِ این فرآیند، حکم به استحاله مفروض را به همراه دارد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تکیه بر مبانی فلسفی، به تبیین ناتوانی انسان در ادراک کنه واجبالوجود و امتناع ذاتی میپردازد. ایشان با تأکید بر اینکه مدرکات انسانی محدود به حدود امکانی و ماهیات است، هشدار میدهد که نباید حقایق اصیل را در قوالب ظاهری و تخیلات محصور کرد. در ادامه، با نقد برخی رویکردهای تاریخی که ارزشهای جاودان را به ظرفهای زمانی وابسته میدانند، ضرورت تفکیک میان حقیقت و مظاهر آن تبیین میشود. محور اصلی بحث، تفسیر کلام امیرالمؤمنین علیهالسّلام مبنی بر شناخت حق برای تشخیص اهل حق است؛ بدین معنا که سالک باید بهگونهای تربیت شود که تغییر در ظواهر، لباس، یا قوالب اجتماعی، مانع از درک حقیقت نشود. این جلسه بر اهمیت حریت از قیود اعتباری و دوری از ظاهربینی تأکید دارد تا سالک بتواند در مسیر سلوک، از آفات تخیل و قضاوتهای سطحی بر اساس ظواهر رهایی یابد.
توضیحاتآیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون وجوب و امتناع ذاتی میپردازند. بحث با این محور آغاز میشود که همانگونه که واجبالوجود نمیتواند به واجببالغیر تبدیل شود، ممتنعبالذات نیز هرگز از دایره امتناع خارج نمیگردد. در ادامه، استاد با تفکیک دقیق میان مفاهیم «وجود»، «ماهیت» و «شیئیت»، به بررسی چرایی عدم امکان تصور دو عدم برای یک ذات واحد میپردازند. مسیر بحث در نهایت به تبیین محدودیتهای عقل انسانی در ادراک مراتب هستی منتهی میشود؛ جایی که عقل به دلیل فرط کمالِ واجبالوجود و فرط نقصانِ ممتنعبالذات، از ادراک کنه آنها عاجز است. این جلسه با تأکید بر اینکه ادراک هر حقیقت نیازمند سنخیت میان مدرِک و مدرَک است، نتیجه میگیرد که انسان تنها با تجرد نفس و عبور از عالم خیال و حس، میتواند به مراتب بالاتر هستی اشراف پیدا کند.