81

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات

نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

14146
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهادامه بحث استطاعت در حج


توضیحات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه از سلسله مباحث خارج فقه، به بازخوانی معنای «استطاعت» در آیات حج می‌پردازد. ایشان با تکیه بر دو آیه از سورۀحج (﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ...﴾ و ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ...﴾)، نشان می‌دهند که استطاعت در قرآن به معنای مطلق «توانایی» و «تمکن از آمدن» است، نه آن معنای مفصلی که در فقه مشهور شده و شامل زاد و راحله، مئونۀ عیال و امنیت کامل است. ایشان این تفسیر فقهی را با صریح آیه که می‌فرماید حتی با شترِ لنگ و پای پیاده به حج بیایید، در تنافی می‌دانند. در ادامه، با استناد به سیرۀ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، که بسیاری از صحابه را بدون زاد و راحله و با پای پیاده به حج بردند و آن را حجةالاسلام حساب کردند، اثبات می‌کنند که استطاعت، امری وسیع‌تر از تمکن مالی و رفاهی است و روایات زاد و راحله باید به‌گونه‌ای دیگر تفسیر شوند.

/7
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات - نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات

  • نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ ادامۀ باب استطاعت در حج ـ جلسه هشتاد و یکم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات - نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • معنای استطاعت در دو آیۀ حج، پیش از مراجعه به روایات

  • در جلسۀ گذشته دربارۀ لحاظ استطاعت در آیۀ شریفه که می‌فرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾1 عرض شد که عبارت ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾، به‌طور کلی و به اعتقاد بنده و آن نظرۀ عرفیه، قسم اوّل از دو قسم تقیّد است و ربطی به آیۀ قبل و تصریح آن نسبت به کیفیت استطاعت ندارد. آیۀ قبل می‌فرماید: ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ﴾.2 ﴿فَجٍّ عَمِيقٖ﴾ یعنی از هر بقعه‌ای از بقاع ارض و نقطه‌ای از نقاط ارض، ﴿يَأۡتُوكَ رِجَالٗا﴾ با پای پیاده بیایند، ﴿وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ﴾ یعنی بایِّ‌نحوٍ‌کان و بایِّ قسمٍ و بایِّ کیفیةٍ به حج بیایند.

  • در اینجا می‌بینیم که به ﴿رِجَالٗا﴾ تصریح شده است؛ یعنی با مشی و همین‌طور با وسیلۀ ناهموار؛ این‌طور نیست که حتماً باید با هواپیمای بیزنس کلاس امریکاییِ شیک و با پذیرایی مخصوص و ویژه، به حج بیایند؛ بلکه ﴿يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ﴾ یعنی با شتر از کار افتاده و لَنگ که در شُرف ماندن در راه است، باید به حج بیایند! ببینید اینها نکاتی است که فقیه باید در نظر بگیرد و میزان اهتمام شارع را نسبت به تکلیف تشخیص دهد، که به این نحو است.

  • همین مسئله را می‌بینید که در ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾ هم می‌آید. اگر شما همین مسئله را در این دو آیه مورد بررسی قرار دهید، می‌بینید ـ فعلاً این دو آیه را در نظر بگیرید تا بعداً سراغ روایات برویم ـ در یک آیه می‌فرماید: ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ﴾؛ از تمام نقاط باید بیایند؛ یعنی آیه صراحت و دلالت دارد که بایِّ‌نحوٍ‌کان باید به حج بیایند و در آیۀ دیگر می‌فرماید: ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾؛ یعنی هر کسی که می‌تواند. با در نظر گرفتن این دو آیه، استطاعت چه معنایی پیدا می‌کند؟ آیا استطاعت به‌شرط وجود هواپیمای بوئینگ 747 محقّق می‌شود و یا اینکه اگر مرکب در حال مرگ داشته باشد و یا بتواند لنگان‌لنگان برود، مستطیع می‌شود؟! کدام یک از این دو، معنای استطاعت است؟! من از جانب خودم نمی‌گویم، این صراحت آیۀ قرآن است و جبرئیل هم بر پیغمبر وحی آورده است؛ و ابی بصیر و سکونی هم نقل نکرده‌اند؛ روایت مرسل و امثال‌ذلک هم نیست! آیه، استطاعت را به معنای «توان» به ما می‌فهماند؛ یعنی اگر توان داشتید و می‌توانید.

    1. سوره آل عمران (3) آیه 97.
    2. سوره حج (22) آیه.27

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات - نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

3
  • این همان معنایی است که ما از آیه، اولاً بلا اول، بدون مراجعه به روایت، بدون مراجعه به مردم و افکار مردم، می‌فهمیم. آیه در زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم نازل شده است و ائمه علیهم‌السّلام هم با همین قرآن با مردم صحبت می‌کردند؛ یعنی همین قرآن، روش تخاطب با مردم بوده است.

  • تنافی معنای مصطلح و مشهور استطاعت در بین فقها با صریح آیه

  • حالا با توجه به این قضیه، استفادۀ ما از این آیه، آیا رفتن به حج با اطمینان، با استکانت، با مهیا بودن همه چیز، با در اختیار داشتن همۀ وسایل و امکانات و با آرامش خاطر نسبت به همۀ امور است؟! آیا شما این استطاعت را برای وجوب حج شرط می‌دانید؟! اگر این‌طور است پس دربارۀ صریح آیه که می‌فرماید: ﴿يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ﴾ چه می‌گویید؟! اگر معنای استطاعت زاد و راحله، مئونه برای عیال، قوت عیال و مئونه برای برگشت، تخلیۀ سرب و امثال‌ذلک باشد، شما این استطاعت را از کجا استفاده می‌کنید؟! آیه این را که بیان شد، می‌گوید. هنوز راجع به روایت هم صحبت نکرده‌ایم تا ببینیم مقصود و منظور امام علیه‌السّلام از تفسیر استطاعت چیست. در واقع ما وقتی که دربارۀ خود این آیه صحبت می‌کنیم، آیا با کنار هم قرار دادن دو آیه، این آیه، تفسیر استطاعت در آن آیه نیست؟! من از شما سؤال می‌کنم که آیا آیۀ ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ﴾ تفسیر استطاعت نیست؟! این آیه که مطالب اخلاقی، شعر و امثال‌ذلک ندارد، بلکه حکم است؛ حکم صریح نسبت به این مسئله است.

  • پس استطاعت در اینجا به آن معنایی که اکنون مصطلح است و در بین فقها مطرح است، نمی‌باشد. آیه این استطاعت را نمی‌رساند، تا اینجا بحث مربوط به آیه بود، فعلاً بحث روایت نداریم.

  • پس تا اینجا متوجه می‌شویم آنچه را که در معنای استطاعت گفته شده است که باید شخص زاد و راحله داشته باشد و بدون آن، استطاعت حاصل نمی‌شود و یا اینکه مئونه و قوت عیال، مئونۀ برگشت، مئونۀ عمه، خاله، دایی و امثال‌ذلک داشته باشد و همۀ چیزهایی را که الآن مطرح است که من‌باب‌مثال نعوذ بالله می‌توانید اوّل شوال اسقاط استطاعت کنید، این استطاعتی که الآن در میان عرف، عوام و اهل علم مطرح است، قطعاً با صریح آیات منافات دارد؛ چون آیه می‌فرماید که اگر می‌شود باید مشیاً به حج بروی، ﴿وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ﴾ هم شده است باید به حج بروی و این استطاعت مصطلح، با استطاعت مذکور در آیه منافات دارد و در مقابل هم قرار دارند.

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات - نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

4
  • این بحث مربوط به استطاعت در آیات بود. البته همان‌طوری که عرض کردم نکات دیگری در اینجا وجود دارد، مثل اینکه چرا در آیه کلمۀ ﴿ٱلنَّاسِ﴾ بیان شده است؛ که قبلاً این بحث‌ها مطرح شد.

  • معنای استطاعت بنابر روایات؛ زاد و راحله نداشتن بسیاری از همراهان پیامبر صلی الله علیه و آله در حجّ

  • حالا به سراغ روایات می‌آییم که یک دسته سنتِ رسول‌الله و ائمه علیهم‌السّلام را در مورد حج بیان می‌کنند و یک دسته روایاتی است که توسط ائمه علیهم‌السّلام به مخاطبین القاء شده است.

  • اگر در نظر رفقا باشد، سابق گفتیم که در حجی که رسول‌الله با اهل مدینه انجام دادند، بسیاری از آنها زاد و راحله نداشتند و با پای پیاده آمدند و به‌خاطر نداشتن زاد و مئونۀ سفر، در حال روزه با دانۀ خرما افطار می‌کردند. إن‌شاءالله روایاتی را که مربوط به حج در زمان پیغمبر است و از امام صادق و امام رضا علیهما‌السّلام نقل شده است، فراموش نکرده‌ایم؛ همان روایاتی که مربوط به کراءالغمیم است، که افراد از تعبِ مشی شکایت کردند و رسول خدا دستور دادند که در یک‌جا توقف کرده و تجدید قوا کنند و دوباره حرکت کنند و به آنها فرمودند: «عیبی ندارد، شما عقب‌تر بیایید و هر جا خسته می‌شوید، در آنجا توقف کنید و بعد حرکت کنید.»1 رسو‌ل الله با اصحابشان هفتاد فرسخ بین مدینه و مکه را مشیاً طی کردند و حضرت وجوب حج را مشیاً به آنها القاء کردند.

  • کجای این حج، زاد و راحله‌ای بود؟! چه زمانی رسول خدا چنین دستوری دادند؟! مگر حکم حج در زمان رسول خدا با زمان امام صادق علیه‌السّلام فرق می‌کند؟! حج، حج است؛ اگر بر کسی واجب باشد، واجب است؛ و اگر هم نباشد، که نیست. اگر بگوییم: «معنای استطاعت این است که آقایان می‌گویند»، در زمان رسول خدا که افراد تمکّن نداشتند، طبعاً حج بر آنها واجب نبود! پس چرا با این وضع به حج می‌رفتند؟! اگر بگویید که فرق می‌کند، مثل این است که در زمان رسول خدا هر کسی دیسک بگیرد، باید ایستاده نماز بخواند، ولی در زمان امام صادق باید بخوابد! کسی که دیسک می‌گیرد باید بخوابد و مستلقیاً بخواند؛ حالا چه در زمان رسول‌الله و چه در زمان امام صادق باشد، فرقی نمی‌کند. مریض، مریض است؛ هر شخصی که باید طبق آیۀ شریفه ﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾2 در زمان پیغمبر افطار کند، در زمان امام صادق هم باید افطار کند؛ احکام عوض نشده است که بعضی‌ها این‌طور توجیه کرده‌اند!

    1.  تهذیب الأحکام، ج 5، ص 11:
      «الحُسینِ بنِ سعِیدٍ عن فضالة بنِ أیوب عن مُعاوِیة بنِ عمّارٍ قال: سألتُ أبا عبدِ اللّهِ علیه‌السّلام عن رجُلٍ علیهِ دینٌ أ علیهِ أن یحُجّ؟ قال: ”نعم، إنّ حجّة الإِسلامِ واجبةٌ علی من أطاق المشی مِن المُسلِمِین و لقد کان أکثرُ من حجّ مع النّبِی صلّی الله علیه و آله و سلّم مُشاةً و لقد مرّ رسُولُ اللّهِ صلّی الله علیه و آله وسلم بکراعِ الغمِیمِ فشکوا إلیهِ الجهد و العناء فقال شُدُّوا أُزُرکم و استبطِنُوا ففعلُوا ذلِک فذهب عنهُم.“»
    2. سوره بقره (2) آیه 184.

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات - نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

5
  • تلمیذ: مصالح صدر اسلام با وقتی که اسلام مستقر شد، فرق دارد.

  • استاد: ببینید آن مسئله به کیفیت حج، شعائر بودنش و اینکه کعبه خالی نباشد و زائر داشته باشد، مربوط می‌شود. آنهایی که این مسئله را گفته‌اند، اصلاً نظرشان این نبوده است؛ فقط نظرشان بر این بود که چون آنها فقیر بودند، لذا در آن موقع رسول‌الله اجازه دادند، درحالی‌که فقر، فقر است و فرقی ندارد که در زمان پیغمبر باشد یا غیر او. کسی که با راه ‌رفتن پایش درد می‌گیرد، فرق نمی‌کند که در زمان پیغمبر باشد یا در زمان امام صادق؛ هر دو یکی است.

  • تلمیذ: می‌گوییم که آن حج برای استقرار اسلام بود تا مسلمین اظهار قدرت کنند و باعث گسترش اسلام شود.

  • استاد: استقرار اسلام، مسئلۀ دیگری است که بر حاکم واجب است تا در صورت خلوت بودن حج، افرادی را بفرستد و اجبار کند و از بیت‌المال هم به آنها بدهد که در جلسۀ گذشته صحبت کردیم. شبهه‌ای مطرح می‌شود که آیا این افراد، حجشان حج صروره است یا استحبابی است؟ ولی به‌واسطۀ مصالحی، الزامی است و با توجه به جمع روایات متعدد، مثل روایت امام رضا علیه‌السّلام که می‌فرماید: «إنما فرض الله الحج مرة واحدة»1 در جمع بین اینها ما می‌توانیم بگوییم که منظور روایات این است که بر حاکم اسلام واجب است که در صورت خلوت بودنِ بیت و عدم ازدحام حاج، افرادی را برای حج الزام کند و حتی اگر فقیر باشند، از بیت‌المال بدهد.

  • تلمیذ: منظورم این نبود. منظورم این بود که چون در آن موقع، اسلام تازه بود، برای اینکه مکه شلوغ بشود و عدۀ مسلمین زیاد بشود و در قبال کفار، مسلمین اظهار قدرت کنند؛ یعنی اعمال قدرت کند و باعث گسترش و استقرار اسلام بشود.

  • احتساب حجّ پیاده به عنوان حجة الاسلام واجب

  • استاد: حج حکمٌ شرعیٌ یسقط إذا حجّ مع الاستطاعة و لا یجب علیه الإعادة، برفرض که بپذیریم اشخاص به‌خاطر این مصلحت با رسول خدا مشیاً و بدون راحله به حج رفته بودند، به حدّی که حتی قوت هم نداشتند و بعضی‌ها از شدت گرسنگی به تعب افتادند! و[لی] در عین حال، رسول‌الله آنها را با خود بردند و آنها حجةالاسلام را انجام دادند؛ آیا این حجةالاسلام مجزی بوده است یا نه؟ این حج در حالی است که آنها طبق فرمایشی از امام صادق علیه‌السّلام که استطاعت را زاد و راحله می‌دانند، مستطیع نبودند. البته قبلاً صحبت کردیم که اصلاً استطاعت، زاد و راحله نیست و حتی مشیاً را هم شامل می‌شود. ما در وهلۀ اوّل نسبت به اصل حکم نگاه می‌کنیم که این حجی که انجام داده‌اند، از دو حال خارج نبوده است:

    1.  وسائل الشیعة، ج 11، ص 20:
      «عن محمّد بن سنانٍ أنّ أباالحسن علیّ بن موسَى الرّضا علیه ‌السّلام کَتَبَ إلیه فیما کَتَبَ مِن جوابِ مسائِلِه. قالَ: ”عِلّةُ فَرْضِ الحجِّ مرّةً واحدةً، لأنّ اللّهَ تعالى وَضَعَ الفرائضَ عَلىٰ أدنَى القومِ قُوّةً؛ فَمِن تلک الفرائضِ الحجُّ المفرُوضُ واحداً. ثُمّ رَغَّبَ أهلَ القُوّةِ علىٰ قَدرِ طاقَتِهم“.»

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات - نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

6
  • اوّل اینکه اگر حجةالاسلام باشد، بنابراین حجةالاسلام را بدون شرایط انجام داده‌اند؛ پس چطور مسقط تکلیف است؟!

  • دوم اینکه اگر حجةالاسلام نبوده است، پس چرا رسول خدا به آنها نفرمودند که باید دوباره حج را انجام دهید؟! مگر در مورد افراد دیگر، مثلاً در مورد غلام روایت نداریم که «فَإنْ أُعْتِقَ أعَادَ الْحَجَّ»؟!1

  • تلمیذ: حمل بر استحباب کرده‌اند.

  • استاد: مستحب نه، واجب! ما بحثمان در وجوب است؛ مگر در مورد صبی و مراهق روایت نداریم که إذا بلغ یجب علیه الإعادة؟!2 یا مگر در مورد ناصبی روایت نداریم وقتی که مستبصر شد، یجب علیه الإعادة؟! یا در مورد کسی که او را به حج ببرند، مگر روایت نداریم که اگر مستطیع شد، واجب است إعاده کند؟! کسی که او را می‌برند، غیر از کسی است که به او بذل مال می‌کنند؛ یک وقت به شخصی بذل مال و هبه می‌کنند و شخص هم تملّک می‌کند، در این صورت لا یجب علیه الإعادة، ولی یک وقت هم به او می‌گویند که بیا تو را با خودمان ببریم، ما با ماشین می‌رویم، تو هم بیا سوار شو تا برویم؛ در این صورت، اعاده واجب است. در تمام این روایت، «واجب است» به چه معناست؟ به این معناست که آن حکم اوّل حجةالاسلام لولائیه است؛ یعنی اگر مستطیع نشدی، آن حج، حجةالاسلام است؛ و اِلّا حجةالاسلام به‌حساب نمی‌آید.

  • حالا اگر این افرادی که مشیاً با رسول‌الله به حج رفته‌اند و حج انجام داده‌اند، بعداً زاد و راحله پیدا کنند، آیا یجب علیهم الإعادة أو لا؟! شما نمی‌توانید بگویید: «یجب علیهم الإعادة»؛ چون حکمی که پیغمبر در آنجا کردند و برخوردی که پیغمبر داشتند، حکم و برخورد حجةالاسلام بود. در هیچ جا نداریم که رسول‌الله به آنها گفته باشد که اگر زاد و راحله پیدا کردید و وضعتان خوب شد، باید دوباره حج انجام دهید! بله، روایت: «إن الله عزّ و جلّ فرض الحجّ علی اهل الجدة فی کلّ عامٍ»،3 مسئلۀ دیگر و بحثی است که ما آن را می‌خوانیم، ولی اینکه رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلّم بگوید: «من این را به‌عنوان حجةالاسلام قبول ندارم، بلکه فعلاً به‌عنوان رعایت مصالح به حج بیایید تا جمعیت شما باعث جلب‌توجه و امثال‌ذلک شود و همه ببینند که حج شلوغ شده است، ولی بعداً وقتی که حجاج به‌قدر کفایت در مراسم حج شرکت کردند، آن موقع تکلیف مجدد بر شما عارض می‌شود و در صورت استطاعت تکلیف مجدد پیدا می‌کنید»، [نداریم! آیا حضرت چنین فرموده است؟!] همان‌طور که به شخصی که به‌عنوان آشپز کاروان به مکه رفته است، می‌گویند: «اگر مستطیع شدی، دوباره باید حج انجام دهی!» یا به شخصی که به‌عنوان مُبلّغ به حج رفته است، می‌گویند: «اشکال ندارد، ولی بعداً که مستطیع می‌شوی، باید دوباره حج انجام دهی!» همین‌طور به پزشک کاروان می‌گویند که دوباره باید به حج برود! امّا ما گفتیم که تمام اینها حجة‌الاسلام می‌باشند.

    1.  وسائل الشیعة، ج 11، ص 50.
    2.  وسائل الشیعة، ج 11، ص 49.
    3.  وسائل الشيعة، ج 11، ص 17.

شمول استطاعت نسبت به حج پیاده در لسان آیات و روایات - نقد تفسیر فقهیِ زاد و راحله با استناد به آیات و سیرۀ پیامبر

7
  • پس حجی را که افراد در زمان رسول‌الله مشیاً انجام داده‌اند، قطعاً حجةالاسلام بوده است، امّا اینکه چطور با روایت امام صادق علیه‌السّلام که می‌فرمایند: «الاستطاعة هو الزاد و الراحلة»، سازگار است؟ إن‌شاءالله در جلسۀ بعد به آن می‌پردازیم.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد