82

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده

معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

14220
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهادامه بحث استطاعت در حج


توضیحات

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده، محور این جلسه از بحث استطاعت است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با بررسی آیۀ «و أذن فی الناس بالحج یأتوک رجالاً» به معنای دعوت حضرت ابراهیم و تعبیر «یأتوک» می‌پردازد و آن را در پیوند با ولایت و پیروی از راه حضرت ابراهیم تبیین می‌کند. سپس با توضیح مراتب تسلیم در عمل، فکر و قلب، جایگاه ولایت را در مسیر حج بررسی می‌کند. در ادامه، از تعبیر «رجالاً» استفاده می‌شود که توانایی رفتن به حج، منحصر به داشتن مرکب نیست و حج کسی که توان رفتن پیاده دارد نیز مجزی است. بحث با بررسی معنای عرفی و قرآنی استطاعت و روایات مربوط به توان افراد ادامه می‌یابد و نشان می‌دهد که معیار، توان واقعی شخص برای انجام حج است. حاصل بحث، تبیین گستردگی مفهوم استطاعت و امکان تحقق حج واجب با راه‌های متناسب با توان هر فرد است.

/8
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده

  • معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ ادامۀ باب استطاعت در حج ـ جلسه هشتاد و دوم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • در بحث گذشته عرض شد که مقصود و تفسیر از استطاعت در آیۀ شریفۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾1 همان آیۀ دیگری است که می‌فرماید: ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ﴾2.

  • پاسخ به سؤال از تعبیر «یأتوک»

  • سؤال پرسیدند که چرا در اینجا ﴿يَأۡتُوكَ﴾ آمده است؟ چرا به حضرت ابراهیم علیه‌السّلام می‌فرماید که در میان مردم به حج اعلان کن تا از هر جایی ﴿رِجَالٗا﴾ و ﴿وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ﴾ به سمت تو بیایند؟ ـ ﴿يَأۡتُوكَ﴾ یعنی به سمت تو بیایند ـ و چرا نفرموده است که به سمت کعبه بیایند و به سمت خدا بروند؟!

  • ندای حضرت ابراهیم از جانب خودش نبوده است؛ ما فکر می‌کنیم که حضرت ابراهیم یک فرد و انسان خارجی مثل سایر افراد است و همان‌طوری که ما شخصی را صدا می‌زنیم که ای حسن بیا! ای تقی بیا! او هم همین‌طور ندا و صدایی را بلند کرده است که «یا أیها الناس؛ ای کسانی که تا روز قیامت به دنیا می‌آیید! باید به سمت من بیایید و در اینجا طواف کنید!»

  • پس این ندای ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ﴾ مشخص بوده که صدایی نبوده است که از دهان او برخواسته باشد یا حضرت ابراهیم بر بالای بلندی، تپه و کوهی رفته باشد و افراد را صدا زده باشد؛ البته شاید هم این کار را انجام داده است، ولی آن صدا حکایت از مسئلۀ دیگری می‌کند. این ﴿أَذِّن﴾، أذان ملکوت است؛ یعنی اعلان ملکوتی باطن حضرت ابراهیم است که افراد بیایند و به سمت تو که به سمت این کعبه است، حرکت کنند و به‌دنبال خودِ تو بیایند و به سنّت تو عمل کنند و برای آمدن به کعبه در تحت ولایت تو قرار بگیرند! چون حضرت ابراهیم صاحب شریعت بوده است؛ لذا پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم هم فرمودند: ﴿وَٱتَّبَعۡتُ مِلَّةَ ءَابَآءِيٓ إِبۡرَٰهِيمَ وَإِسۡحَٰقَ وَيَعۡقُوبَ﴾؛3 من دنبال حضرت ابراهیم هستم و ملت و شریعت ابراهیم را پیگیری می‌کنم و آن را به کمال می‌رسانم.

    1. سوره آل عمران (3) آیه 97.
    2. سوره حج (22) آیه.27
    3. سوره یوسف (12) آیه 38.

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

3
  • شریعت، شریعت حضرت ابراهیم و پیروی از ولایت است و ولایت همان حلقۀ بین بنده و بین پروردگار است که انسان به‌واسطۀ آن به توحید می‌رسد و توحید در او تجلّی پیدا می‌کند و حقیقت توحید در او متحقّق می‌شود.

  • این مسئله‌ای است که باید از نفس ملکوتی حضرت ابراهیم اعلان شود؛ گرچه ساکت است، ولی آن نفس ملکوتی او، که إعمال و انشاء می‌کند، آن نفس است که از باطن خودش را به تمام نفوسی که در عالم زر قرار دارند، آن ندای باطن را می‌رساند. حضرت ابراهیم، بالای بلندی نرفته است تا مثلاً بگوید: «تعالوا الی الحج»، «تعالوا الی هنا» و یا «طوفوا حولَ کذا»، بلکه آن اعلان، ندای باطن است که به همۀ آنها می‌رسد؛ لذا در روایات داریم: «این ندا به هر شخصی که رسید، آن شخص موفق برای آمدن به حج می‌شود.»1

  • واضح است که همۀ افراد در زمان حضرت ابراهیم نبودند، بلکه منظور از ندا، همان اراده و مشیت باطنی حضرت ابراهیم برای اعلان این مطلب به نفوس است؛ آن همّتی است که ولیّ خدا آن را در نفوسی که در عالم ذر قرار دارند، اعمال می‌کند و این اعلان را به نفس، ضمیر، جان و سرّ آنها می‌رساند. از این مسئله، تعبیر به ﴿وَأَذِّن﴾ شده است.

  • بنابراین، اینکه می‌فرماید: ﴿يَأۡتُوكَ﴾، در واقع دعوت به خود نیست! حضرت ابراهیم که به خود دعوت نمی‌کند. در واقع ﴿يَأۡتُوكَ﴾ یعنی تو در آن جایگاه و قله‌ای که قرار داری، که همان حقیقت توحید است و در آن جایگاه این مقصد مشخص شده است؛ همۀ افراد باید بارشان را در آنجا بیندازند و در آنجا قرار بگیرند که آن عبارت است از ولایت.

  • مراحل سه گانۀ تسلیم

  • یعنی همان مطلبی که در جلسۀ گذشته عرض کردیم؛ امام باقر علیه‌السّلام می‌فرماید:

  • «إنما أُمرَ الناسُ أن یَأتوا هذه الاَحجارَ فیَطُوفوا بها، ثم یأتونا فیُخبِرونا بولایتِهم و یَعرِضوا علینا نَصرَهُم.»2

  • مردم باید به اینجا بیایند و بارشان را در اینجا بیندازند و در اینجا سر بسپارند و با مقام فعل و ظاهر، مقام فکر و عقل و مقام سرّ و قلب، تسلیم شوند. امام علیه‌السّلام می‌فرماید که باید بیایند و در این سه مرتبه از مراتب وجودی، تسلیم محض ما شوند:

    1.  وسائل الشیعة، ج ۱۱، ص ۱۰؛ الوافي، ج ۱۲، ص ۱5۱؛ تفسير الصافي، ج ۳، ص ۳۷۳:
      «عن عبد اللّه بن سنانٍ عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال: لمّا أُمرَ إبراهيمُ و إسماعيلُ عليه السّلام بِبِناءِ البيتِ، و تَمَّ بِناؤُه قَعَدَ إبراهيمُ على ركنٍ ثمَّ نادَى هَلُمَّ الحَجَّ فلو نادَى هَلُمّوا إلى الحجِّ لم يَحُجَّ إلاّ مَن كان يومئذٍ إنسيّاً مخلوقاً و لكنّه نادَى هلُمّ الحجَّ فلبَّى النّاسُ في أصلابِ الرّجالِ لبّيكَ داعيَ اللّهِ لبّيكَ داعيَ اللّهِ عزّ و جلّ، فمَن لَبَّى عَشراً يَحُجُّ عشراً و مَن لَبَّى خمساً يَحُجُّ خمساً و مَن لَبَّى أكثرَ مِن ذلك فَبِعددِ ذلك و مَن لَبَّى واحداً حَجَّ واحداً و مَن لم يَلُبِّ لم يَحُجَّ.»
    2.  وسائل الشيعة، ج 14، ص 321.

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

4
  • از نظر فعل: اگر گفتیم: «بکن»، انجام دهند؛ اگر گفتیم: «نکن»، ترک کنند.

  • از نظر تفکّر: باید فکرشان همان باشد که ما فکر می‌کنیم و تدبیرشان همان باشد که ما به آن رضایت می‌دهیم.

  • از نظر سرّ و قلب: شاکلۀ وجودشان از نظر سرّ و قلب باید در همان مکانی قرار بگیرد که ما در آنجا هستیم. اینها همان ندای حضرت ابراهیم می‌باشند.

  • لذا مشاهده می‌کنیم که در کلمات بزرگان هم نسبت به این قضایا اشاره‌ای شده است که حالا بعضی از آنها که شنیده و دیده شده است را ما آوردیم و إن‌شاءالله بعضی دیگر را در آتیه خواهید دید.

  • وجوب حجّ ماشیاً در فرض توان، بنابر آیه

  • ما در آیۀ ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ بِٱلۡحَجِّ يَأۡتُوكَ رِجَالٗا وَعَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ يَأۡتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٖ﴾ می‌بینیم که خداوند نحوۀ آمدن را هم تعیین کرده است؛ یعنی پیاده و با شتر بیایند.

  • تلمیذ: آیه در مقام إخبار است یا انشاء؟

  • استاد: انشائی است؛ زیرا ﴿وَأَذِّن﴾ دارد.

  • تلمیذ: نه؛ چون ﴿يَأۡتُوكَ﴾ می‌آورد، پس در مقام طلب است.

  • استاد: أذّن اِن تُأذّن یأتوک.

  • تلمیذ: این کیفیت، کیفیت إخبار است ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ﴾؛ داریم که حضرت ابراهیم عرض کرد: «خدایا چگونه بیان کنم؟» خداوند فرمود: «علیک الأذان و عَلیَّ البلاغ.»1

  • استاد: بله! 

  • تلمیذ: بعد حالا تو که أذان و اعلان کردی، خداوند إخبار می‌فرماید که یأتوک رجالاً و رکباناً، حالا سواره، پیاده و امثال‌ذلک. بعد داریم: ﴿عَلَىٰ كُلِّ ضَامِرٖ﴾، حضرت‌عالی دیروز فرمودید که ضامر یعنی یک مرکب ناهموار.

  • استاد: شتر لاغر.

  • تلمیذ: امّا در تفاسیر و لغت دارد که ضامر به آن مرکبی می‌گویند که چابک است، پیه‌هایش آب شده است، در واقع سریع باشد، نه به معنای ناهموار؛ ضامر مرکبی است که پیه‌هایش آب شده باشد.

  • استاد: نه! به نحیف تعبیر شده است.

  • تلمیذ: به این خاطر به نحیف تعبیر شده که سبک بوده است و راحت‌تر می‌رود.

  • استاد: از آن طرف ﴿رِجَالٗا﴾ دارد که به معنای مشی است، نباید به معنای سرعت باشد؛ یعنی علی أیّ نحوٍ کان یأتون إلیه، سواء کان بالمرکب، ولو اینکه مرکب، مرکب ضامر باشد و سواء کان بالمشی! اتفاقاً این خیلی عجیب منظور را می‌رساند! می‌گوید که این حج، از اکسیژن برای افراد واجب‌تر است، حج از نان شب واجب‌تر است، حج چیزی است که حیات و زندگی فرد به آن بستگی دارد! این آیه می‌خواهد این مسئله را برساند.

    1.  بحار الأنوار، ج ۱۲، ص۱۱6.

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

5
  • خدا در اینجا نمی‌خواهد بین افراد فرق بگذارد. اصلاً شما به حکم و موضوع توجه کنید، مسئله روشن است. این‌طور نیست که خدا نسبت به حج بگوید که من عدۀ خاصی را برای حج انتخاب کردم و بقیه بروند! فقط یک عدۀ خاص واجب‌الحج هستند که پول‌دار باشند و بتوانند بیایند و آنها گل سرسبد هستند و حکم خاصی دارند! مثل خمس که برای کسی است که پول‌دار است! زکات برای کیست؟ برای کسی که کشاورزی و دام دارد و این مسائل برای عدۀ خاصی است. روزه برای کیست؟ کسی که سالم است و صحت دارد باید روزه بگیرد؛ گرچه خطاب، خطاب به مؤمنین هم هست. امّا در مورد حج می‌فرماید: ﴿وَأَذِّن فِي ٱلنَّاسِ﴾؛ تا روز قیامت به همۀ افراد ـ به جنس ﴿ٱلنَّاسِ﴾ ـ اعلان کن که ﴿يَأۡتُوكَ﴾، آن‌وقت با این معنایی که شما می‌گویید می‌سازد؟! ﴿يَأۡتُوكَ﴾، جزا و جواب برای «إن تأذّن» است؛ یعنی اگر اعلام کنی، با این نحو، یعنی پیاده به سمت تو می‌آیند! اینکه می‌گوید: «به سمت تو پیاده می‌آیند»؛ یعنی در حج مستحبی پیاده می‌آیند؟! منظور حج مستحب است؟!

  • تلمیذ: کلام شما این را ثابت نمی‌کند؛ ﴿وَأَذِّن﴾ یعنی تو بگو که بیایند. بعد خداوند می‌فرماید که بر اثر این ابلاغ می‌آیند. 

  • استاد: همین یعنی بر اساس این أذانی که تو تشریع کردی، با پای پیاده خواهند آمد.

  • تلمیذ: خیلی‌ها هم با پای پیاده کربلا می‌روند، خیلی‌ها هم سابق با پای پیاده مشهد می‌رفتند، به‌سختی می‌رفتند.

  • استاد: ما به آن کار نداریم؛ خدا در اینجا نمی‌خواهد بیان کند که اینها با سختی می‌روند و ثواب پیدا می‌کنند، بلکه می‌خواهد بفرماید که نتیجۀ أذان تو این خواهد شد که با پای پیاده به سمت تو خواهند آمد. آیا با پای پیاده آمدن، مورد رضای من است یا مورد غضب من؟! پس این مقدار برای وجوب حج کفایت می‌کند. من که خدا هستم می‌گویم: «کسی که با پای پیاده برود و این حج را انجام دهد، مجزی است!» پس چطور ما می‌توانیم بگوییم: «کسی که می‌تواند پیاده برود، نباید برود و باید صبر کند تا وقتی که مستطیع شد، آن‌وقت برود»؟! حالا اگر این شخص قبل استطاعت به حج رفت، مورد قبول نیست؟! فایده ندارد؟! به‌طوری که خیلی‌ها می‌گویند: «وقتی که مستطیع شد، آن موقع دوباره باید حج را انجام دهد!» چرا این حج حجةالصرورۀ او نخواهد بود؟! چرا حجةالاسلام او نخواهد بود؟! در‌حالی‌که خدا می‌گوید: «با پای پیاده رفتن مورد رضا و امضای من است و حجِ واجب او تلقّی می‌شود!» حج واجب یعنی حجی که از روی وجوب انجام شده و الزامی بوده است. ما دو نوع حج نداریم.

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

6
  • بله! حجش را که انجام داد، آن وقت در مقام استحباب و در مقام رضایت می‌گویند که حالا پیاده هم برو انجام بده! این نحوۀ بیان از آیه که در اینجا بیان شده است، تفسیر همان استطاعتی است که در آیۀ ﴿وَلِلَّهِ عَلَى ٱلنَّاسِ حِجُّ ٱلۡبَيۡتِ مَنِ ٱسۡتَطَاعَ إِلَيۡهِ سَبِيلٗا﴾ بیان می‌شود. آیه می‌فرماید: «هر کسی که بتواند!» آیا در اینجا داریم که «بتواند» یعنی زاد و راحله داشته باشد؟! آیا در این آیه داریم: «بر کسی که راحله و مرکب دارد واجب است که به حج برود و تعلّق ذمّه بر او به این کیفیت است»؟! خیر! ﴿مَنِ ٱسۡتَطَاعَ﴾ یعنی کسی که بتواند.

  • شما همین فهم عادی و عرفی خودتان را در قبال این آیه بگذارید، چه می‌فهمید؟! چه تشخیص می‌دهید؟! استطاعت یعنی کسی که بتواند! حالا اگر کسی می‌تواند به حج برود، آیا جایز است که تأمّل کند تا راحله و مرکب به‌دست بیاورد؟! صحبت ما این است! صبر و تأمّل برای تحصیل راحله، از آیه استفاده نمی‌شود، بلکه آنچه از آیه استفاده می‌شود، استطاعت و توانستن است که خیلی مفهوم روشنی دارد و نیاز به استدلال هم ندارد.

  • تلمیذ: اتفاقاً در آیه‌ای هم که الآن دقیق در ذهنم نیست، دیدم که استطاعت به معنی توان است و مفسرین هم در آنجا استطاعت را توان معنا کردند.

  • استاد: بله در همه‌جا به همین معناست؛ «إذَا اَمَرتُکُم بِشَیءٍ فَأتُوا مِنه مَا اسْتَطَعتُم»1 و ﴿يَٰمَعۡشَرَ ٱلۡجِنِّ وَٱلۡإِنسِ إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ أَن تَنفُذُواْ مِنۡ أَقۡطَارِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ فَٱنفُذُواْ لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلۡطَٰنٖ﴾،2 همین است. در جلسات گذشته توضیح استطاعت در این روایت و آیه را بیان کردیم. ﴿إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾ یعنی بتوانید؛ حالا یا بال بزنید یا سوار طیاره شوید یا سوار موشک شوید! سوار هرچه می‌خواهید بشوید! ﴿إِنِ ٱسۡتَطَعۡتُمۡ﴾ یعنی اگر بتوانید؛ مورد استطاعت را بیان نکرده است که چگونه باشد؛ چون به اشخاص بستگی دارد؛ چون یکی می‌تواند پیاده برود و یکی حتماً باید با وسیلۀ نقلیه برود.

    1.  بحار الأنوار، ج 22، ص 31. ترجمه صلاة جمعه، ص 55:
      «هنگامی که شما را به چیزی امر نمودیم حتماً به‌دنبال آن بروید و آنچه در توان دارید در وظیفه و تکلیف خود انجام دهید.»
    2. سوره الرحمن (55) آیه 33. مهر تابان، ص 363:
      «ای جماعت و گروه جنّ و انس! اگر شما چنین قدرتی دارید که از اقطار آسمان‌ها و زمین بگذرید پس بگذرید! شما قدرت برگذشتن از آنها را ندارید مگر به اعطاء قدرت و سلطان خدادادی!»

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

7
  • شمول معنای استطاعت نسبت به اتیان بالمشی

  • به‌طورکلی استطاعت چه در لغت عرب، چه در قرآن و چه در روایات، به معنای توان است؛ امّا در مورد «توان» از امام علیه‌السّلام سؤال می‌شود که آیا منظور از این «توان»، در حدّ مردن است؟! انتحار است؟! در حدّ هلاکت است؟! حضرت می‌فرمایند: «نه‌خیر، منظور زاد و راحله است.» حضرت این را بیان می‌کنند؛ لذا همین امام که در اینجا می‌فرماید: «زاد و راحله»، در جایی دیگر می‌فرماید: «اگر هم مشیاً می‌تواند، واجب است!» پس قضیه روشن است. دیگر امام چطور بیان کنند؟! پس معلوم می‌شود که در اینجا توان مطرح است؛ اگر آن توان با ماشین است با ماشین برود، اگر با طیاره است با طیاره برود، اگر با مرکب است با مرکب برود، اگر پیاده است پیاده برود.

  • سیرۀ عرف هم در سابق به همین منوال، بر مشی بوده است؛ وقتی که یک کاروان به سمت مکه حرکت می‌کرد، خیلی از آنها کجاوه داشتند. در واقع آنهایی که وضع مالی‌شان مناسب بود، همراه اهل و عیالشان با کجاوه می‌رفتند تا باران و برف آنها را خیس نکند و آفتاب هم به آنها نتابد. بعضی‌ها هم کجاوه نداشتند؛ اسب، شتر و امثال‌ذلک داشتند و با آنها می‌رفتند؛ که همۀ اینها در تاریخ ثبت است و ذکر کرده‌اند. بعضی‌ها هیچ‌کدام اینها را نداشتند؛ لذا پیاده می‌رفتند. بعضی‌ها هم به‌عنوان خادم می‌رفتند و خدمت می‌کردند؛ یعنی کاروان یک عده خادم و نوکر داشت که به آنها پول می‌دادند؛ آنها هم حجشان را انجام می‌دادند و هم خدمت می‌کردند. همۀ اینها حجةالاسلام بوده است.

  • اصلاً دأب بر این بوده است. حالا الآن قضیه عوض شده و فهم و عرفیات دیگری آمده است! نمی‌دانیم این چیزهای ساختگی از کجا به‌وجود آمده است! مثلاً می‌گویند: «حتماً باید طیاره داشته باشی و ده میلیون هم کنار گذاشته باشی!» در زمان سابق که این مسائل نبود؛ می‌گفتند: «هر که دارد هوس کربلا بسم‌الله!» شخص هم با خانواده خداحافظی می‌کرد و درب مغازه‌اش را می‌بست و می‌رفت! حالا اسب هم نداشت! اکثر قافله‌ها‌یی که می‌رفتند، پیاده بودند! خیلی‌ها جا می‌ماندند، می‌مردند یا مریض می‌شدند و بعضی‌ها هم که از نظر صحی و امثال‌ذلک خوب بودند، می‌رفتند و می‌رسیدند. در واقع پیاده می‌رفتند و پیاده هم می‌آمدند!

دعوت حضرت ابراهیم علیه‌السلام به حج و مجزی بودن حج پیاده - معنای استطاعت و پیروی از ولایت در حج

8
  • سفر پیادۀ ملاصدرا به حج

  • مگر همین ملاصدرا، شش سفر پیاده به مکه نرفت؟! همین جناب حکیمی که می‌گویند: «ضد دین و مرتد است»، شش سفر پیاده به مکه می‌رود و در سفر هفتم، وقتی که به بصره می‌رسد، وفات می‌کند. و قبرش نیز در بصره می‌باشد.1 اصلاً مردم در سابق پیاده می‌رفتند. حالا ما بگوییم که حجشان صحیح نیست، باید راحله و مرکب داشته باشند، وگرنه حجةالاسلام را به‌جا نیاورده‌اند؟!

  • دلیل این مطلب روایاتی است؛ از جمله در روایت محمد بن سنان از علی بن موسی‌الرضا علیهما‌السّلام آمده است:

  • کَتَبَ الیه فیما کَتَبَ مِن جوابِ مسائِلِه. قالَ: ”عِلّةُ فَرْضِ الحجِّ مرّةً واحدةً، لأنّ اللّهَ تعالى وَضَعَ الفرائضَ عَلىٰ أدنَى القومِ قُوّةً؛ فَمِن تلک الفرائضِ الحجُّ المفرُوضُ واحداً. ثُمّ رَغَّبَ أهلَ القُوّةِ علىٰ قَدرِ طاقَتِهم “.2

  • به عبارت «أدنى القوم قُوّةً» توجه کنید که در اینجا مورد لحاظ است؛ امام علیه‌السّلام می‌فرماید که حج بر کسانی که از نظر قوّت، ادنیٰ از سایر افراد هستند ـ حالا مراتب بالاتر بماند ـ مرة واحدة واجب است. اگر قرار باشد که خدا حج را [هر سال] حتی بر مشاة واجب کند، ممکن نیست؛ ولی یک مرتبه را باید واجب کند. این عبارت «أدنى القوم» نقطۀ کلیدی برای تنسیق با سایر روایاتی است که می‌خواهیم بخوانیم.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1.  دو فيلسوف شرق و غرب‌، ص 70؛ مطلع انوار، ج ‌5، ص 176:
      [صاحب کتاب دو فیلسوف شرق و غرب] در فصل 11 و در صفحه 70 گوید:
      «ملاّصدرا شاگرد میرداماد و شیخ بهائی بود و در سفر هفتمین خود که پیاده به مکّه می‌رفت، در بصره در سنه 1050 فوت کرد.»
    2.  وسائل الشیعة، ج 11، ص 20.