/37
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • کیفیت تأثیرگذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

  • سلوک خانواده ـ طهران ـ جلسه 39

  •  

  • بیانات

  • حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس الله سره

  •  

  •  

  •  

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

2
  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • الحمدلله ربّ العالمین

  • و صلَّى اللَه عَلَى سیّدنا و نبیّنا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و على اهل بیته الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ

  • ‌ 

  • دیروز در بحثی كه در جلسۀ مخدرات قم داشتیم، صحبت از كیفیت تأثیرگذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر تفكّر و ذهن و قلب و قوای استعدادی انسان بود که البته مطلب ناتمام ماند ـ ان‌شاءالله كه رفقا آن بحث دیروز را پیگیری می‌كنند یا پیگیری كردند ـ و عرض كردیم كه اگر خدا بخواهد تتمه‌اش را امروز در مجلس دوستان در اینجا مطرح كنیم، البته با یك نحوه نگرش و جهت‌گیری دیگر.

  • حركت انسان به سوی آخرین مرتبۀ كمالی، اساس همۀ ادیان الهی و به‌خصوص دین مقدس اسلام

  • به‌طوركلی همۀ ادیان الهی و به‌خصوص دین مقدس اسلام، براساس حركت انسان به سوی آخرین مرتبۀ كمالی او است و این ارزش دین است. دینی كه نتواند انسان را به بالاترین نقطه از مرتبۀ كمالی برساند، این دین، دین ناقصی است. و این مسئله به مسائل دیگر كلامی و فلسفی و اشكالاتی كه در آنجا پیدا خواهد شد برمی‌گردد. مثل یك حوزه‌ای كه نتواند طلاب و دانشجویان خودش را به بالاترین مرتبه كه مرتبۀ اجتهاد است برساند؛ اساتیدش از تدریس در این مرتبه ناتوان باشند؛ كتبی كه در اختیار است، این كتب كافی برای رساندن یك طلبه و یك دانشجو به مرتبۀ اجتهاد و همین‌طور مراتب بالاتر علمی در فلسفه و امثال‌ذلك نیست. یا دانشگاهی كه این دانشگاه نتواند در رشتۀ مشخص، طلاب و دانشجویانی را كه علاقه‌مند هستند به آن مرتبه برساند، خُب طبعاً این دانشگاه یك دانشگاه ناقصی خواهد بود و افراد برای اینكه به مرتبۀ متوقع خودشان برسند نیاز دارند به اینکه دانشگاهشان را تغییر بدهند و به جای دیگری بروند، خارج از كشور بروند یا در سایر جاهای دیگری كه بتواند از عهدۀ این مسئله بربیاید، بروند.

  • دین هم همین است، بنده این مطلب را در حواشیی كه بر رسالۀ اجتهاد و تقلید مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ زدم و اخیراً هم منتشر شده است، توضیح دادم كه چطور مرجعیت باید بتواند از عهدۀ رساندن به بالاترین مرتبۀ كمالی یك مقلِّد بربیاید،1 حالا مقلّد اگر خودش كاهل بود، تقصیر صاحب‌خانه نیست، آن دیگر به‌عهدۀ خودش است. ولی او باید در مرتبه‌ای از معرفت باشد، در مرتبه‌ای از بصیرت باشد، در مرتبه‌ای از توان و استعداد برای ارائۀ مبانی و ارائۀ احكام باشد، حكمی را كه صادر می‌كند، مطلبی را كه‌ بیان می‌كند، مقلّد كه می‌خواهد به این مسئله عمل بكند، تمام این احكام باید در راستای رساندن مقلّد به بالاترین مرتبه از كمالات انسانی باشد، كمالات انسانی هم مشخص است كه برگشتش به معرفت توحیدی به‌نحو اتم و اكمل است، این وظیفه، وظیفۀ مجتهد است. البتّه خُب مطالبی در آنجا هست كه در اینجا جای صحبت آن مطالب نیست.

    1. . رساله اجتهاد و تقلید، ص 345:
      «نكته اساسى در اجتهاد و وظیفه‌ مجتهد این است كه: مجتهد باید بداند وظیفه او، رشد دادن به نفس خود و نفوس دیگران به سوى عالم قرب است؛ و این مسئله با دلجویى از افراد و همراه شدن با خواسته‌ها و تمایلات آنها و انحراف از مسیر حق، به‌دست نمى‌آید. و لذا با این روش، هم نفوس مستعدّه آنان مُهمل و بى‌استفاده خواهند شد و طرفى از این دیانت و شریعت براى وصول به مراتب معرفت و كمال نخواهند بست و در آخرت مورد بازخواست و اعتراض آنان مواجه خواهد شد، و هم از تكلیف و حكم الهى سرپیچى نموده است و باید در روز بازپسین پاسخ دهد.»

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

3
  • به‌طور اجمال دین باید یك‌هم‌چنین خصوصیتی را داشته باشد، یك‌هم‌چنین شرائطی را داشته باشد. بنابراین هر راهی كه انسان بخواهد آن راه را برود و آن راه در این مسئله ناتوان باشد، آن راه نمی‌تواند یك راه الهی باشد. هر مسیری، هر مبنایی، هر مكتبی، هر مدرسه‌ای، هر جایگاهی و هر شخص مدعی [باید این توان را داشته باشد که شخص را به آن نقطۀ مطلوب برساند و] شخص مدعی هم برای رساندن افراد به آن نقطۀ مطلوب، نیاز به این دارد كه خود او یك‌هم‌چنین توانی داشته باشد برای اینكه به این نقطه برسد.

  • روی این اصل، بالاترین مرتبۀ از حد كمال، رسیدن به آن حقیقت توحید و تجرد تام و به‌دست آوردن سلطان معرفت است چنانكه بسیاری از بزرگان از رسیدن به این مقام به این قسم تعبیر كردند. و این قضیه مسئله‌ای است كه در وهلۀ اوّل، شناختِ نسبت به راه را می‌طلبد كه انسان نسبت به راه چه شناختی دارد؟ چه مسئله‌ای را در نظر می‌گیرد و تا چه حد نسبت به مسیرش اطّلاع دارد؟ اینكه بزرگان خیلی تأكید می‌كردند و حتی به بنده هم می‌فرمودند كه: «زیاد افراد را به این مسیر دعوت نكنید، بلكه درصدد باشید كه فهم آنها را بالا ببرید،» این به‌خاطر همین نكته است كه وقتی که انسان نسبت به آن مقصد و مآلش، آن فهم و بینش و بصیرت كافی را ندارد، طبعاً اعمال و رفتار او در آن میزان و مرتبۀ مطلوب قرار نمی‌گیرد.

  • افکار مختلف افراد، علت وجود اختلاف برداشت آنها از کلام بزرگان

  • من قبلاً هم این مطلب را گفتم اما حالا یك‌مرتبه به ذهنم آمد و دیدم كه تذكرش، تذكر خوبی است، گرچه شاید دوستان این مطلب را شنیده باشند، ما در زمان مرحوم آقا مشاهده می‌كردیم كه افراد در ارتباطشان با ایشان، دارای دیدگاه‌های مختلفی هستند، بعضی‌ها می‌آمدند به‌صرف اینكه [ایشان را ببینند و خلاصه از حال و هوای ایشان باخبر بشوند و مطلبی را بشنوند و...!] البته این مسئله در زمان همۀ اساتید ایشان هم بوده، در زمان ائمه علیهم‌السلام هم بوده، این مسئله، یک مسئلۀ عادی است، علیٰ‌كلّ‌حال افراد مختلف هستند، در دیدگاهشان مختلف هستند، در آن میزان فهم و كیفیت برداشتشان مختلف هستند.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

4
  • الآن ممكن است من که این مطالب را می‌گویم، دوستان برداشت‌های مختلفی از صحبت من داشته باشند، یعنی وقتی كه من یك ساعت صحبت كردم و صحبت‌های من تمام شد، اگر به رفقا بگویم که هرکدامتان یك كاغذ دستتان بگیرید و خلاصۀ آنچه منظور من بود را در آن بنویسید، طبعاً ممکن است اختلاف‌هایی در كیفیت این نوشته‌ها وجود داشته باشد، هر كس برحسب آن اطّلاعات و فهمی كه از مسئله دارد، می‌تواند كلام انسان را برطبق آن پیاده كند و در ذهن و نفس خودش قرار بدهد و آن نكاتی را كه مورد نظر خود او است، آنها را بزرگ كند و آن نكاتی را كه موافق با فكر و نظر او نیست، آنها را تضعیف كند. اینها مطالبی است كه خُب هر كسی دارد، همه در عالم خودشان و در فضای خودشان این مسائل را دارند.

  • بنده یادم هست که یك وقت در مجلس مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودیم و ایشان راجع به مطالبی صحبت می‌كردند، از جمله راجع به مسئلۀ جنگ و جبهه و امثال‌ذلك صحبت می‌فرمودند، و آن مجلس در همان زمان جنگ بین ایران و عراق بود، جلسۀ عصر جمعه بود و ایشان در صحبت‌هایشان اشارات و كنایاتی راجع به این زمینه داشتند. دقیقاً یادم هست وقتی که مجلس تمام شد دیدم دو سه نفر به بقیه می‌گویند: «دیدید آقا حرف ما را ‌زد!» درحالی‌كه نظر ایشان صد وهشتاد درجه برخلاف نظر آنها بود. یعنی اگر من در آن مجلس نبودم، خُب نمی‌توانستم قضاوت كنم که آیا حرف اینها درست است یا نه؟ ولی من كه خودم در آن مجلس هستم و حضور دارم، من كه دیگر خودم الآن دارم مطلب ایشان را می‌شنوم. از آن گذشته خُب من که نسبت به مبانی و مطالب ایشان بیش از شما اطّلاع دارم، او که دیگر پدر من است، من در خواب، بیداری، مرض، صحت، بیمارستان و غیر بیمارستان همیشه پیش ایشان بودم. ولی ببینید یك شخص یك ساعت صحبتی را می‌شنود و بعد نتیجۀ آن صحبت صد وهشتاد درجه با آنچه او می‌خواهد مطرح كند در تقابل قرار می‌گیرد! اینها شاگردان آقا بودند، همین‌ها بودند كه از مرحوم آقا دستور و ذكر می‌گرفتند ولی ببینید مسئلۀ ذهن و فكر چقدر در این قضیه دخالت دارد؟!

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

5
  • یك وقت انسان ذهن خودش را خالی می‌كند، از همۀ اطلاعات و داده‌ها و گذشته‌ها و آنچه در پیشش هست بیرون می‌آید و بعد فرض كنید كه پیش یك ولیّ‌خدا قرار می‌گیرد که ببیند او چه می‌گوید، اما یك وقت نه، با پیش‌فرض‌ها و اطّلاعاتِ از قبل اندوخته شده و برداشت‌های ذخیره شده، در آن مجلس و در آن درگاه و در آن عتبه قرار می‌گیرد، خب دراین‌صورت آن ولیّ‌خدا و آن شخص بزرگ، دیگر به این آسانی نمی‌تواند همه چیز را عوض كند. اگر بخواهد درست در یك نقطۀ مقابل او صحبت كند ممكن است اصلاً به‌طوركلی مسئله یك چیز دیگری بشود، اصلاً ممكن است اصل قضیه را رها كند و بگوید: «این چه قضیه‌ای بود؟ این چه كسی بود؟ اصلاً این شخص (یعنی این ولیّ‌خدا) مشكل دارد!» خُب نسبت به مرحوم آقا می‌گفتند که: «اصلاً ایشان مشكل دارد! با مسائل مشكل دارد! با چه و چه مشكل دارد!»

  • یك جریان اتّفاق افتاد، یك قضیه اتّفاق افتاد، یك مطلب اتّفاق افتاد و بعضی از همین شاگردان مرحوم آقا در دانشگاه علیه ایشان كاغذ پخش كردند ـ الآن كاغذهایش هست، البته بنده ندارم ولی بعضی‌ها دارند، به من‌هم نشان دادند چون ما هم جزء مقصرین و مجرمین بودیم، البتّه بنده نفر اوّل بودم و نفر دوّم هم پدر مظلوم و بنده‌خدای ما بود ـ كه اینها اصلاً مسئله دارند، مشكل دارند، فكرشان این است، مرامشان این است! ببینید! یك قضیه و یک امتحان اتّفاق افتاد و این حرف‌ها و مطالب را راجع به مرحوم آقا زدند! البتّه بعداً آن بنده‌خدا پشیمان شد و توبه كرد و نامۀ توبه برای مرحوم آقا نوشت و گفت که: «من مثل همان حُر هستم كه آمد در کربلا و توبه كرد!» مرحوم آقا هم به ایشان فرمودند كه:

  • راه خدا همیشه باز است ولی شما به‌خاطر این كاری كه كردید دیگر نمی‌توانید از من استفاده بكنید، و باید سراغ كس دیگری بروید! راه خدا باز است، هر كس توبه بكند راهش باز است ولی من دیگر نمی‌توانم به شما [استفاده برسانم!‌]

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

6
  • خلاصه یک‌هم‌چنین مسائلی هم هست! هم‌چنین قضایایی هم هست! توجه كردید؟! ولی آن بنده‌خدا توبه كرد و نامه نوشت و بنده هم نامه‌اش را دیدم.

  • لزوم استفادۀ کامل از اولیاء الهی برای رسیدن به بالاترین مرتبۀ کمال

  • علیٰ‌كلّ‌حال، ببینید مسئله چقدر فرق می‌كند؟ در زمان مرحوم آقا ما می‌دیدیم افرادی كه برای دیدن ایشان می‌آمدند، حالا یك نفر از شیراز آمده بود، از تبریز آمده بود، از خارج آمده بود، اینها باهم فرق می‌کردند. خُب یك كسی می‌خواست بیاید آقا را ببیند و مطلب ایشان را بشنود، در ساعتی، فرصتی، چند كلمه صحبت از ایشان بگیرد و با خودش ببرد [و عمل کند، عده‌ای از افراد که می‌آمدند، به این نحوه پیش ایشان می‌آمدند. اما عده‌ای هم می‌آمدند که فقط ایشان را دیده باشند، همین‌قدر نه بیشتر!]

  • من یادم هست و خودم شاهد بودم که ایشان در ارتباط با اساتیدشان وقتی كه در كنار آنها می‌نشستند، تمام وجود ایشان فقط می‌شد چشم و گوش، انگار تمام سر و پا و دست و... تبدیل به چشم و تبدیل به گوش می‌شد و چنان در چهرۀ آن اساتیدشان دقیق می‌شدند [که برای ما جای تعجب بود که علت این همه دقت چیست؟!] بعداً یك‌مرتبه می‌دیدم ایشان مطلبی را می‌گویند! گفتم: من اصلاً نفهمیدم. ایشان فرمودند: «عجب! تو هم که اینجا نشسته بودی!» 

  • ایشان چه نكته‌هایی را با آن دقت و ظرافت می‌گرفتند و به‌كار می‌بستند! خُب برای همین ایشان شدند آقای فلان دیگر! بی‌جهت كه انسان به جایی نمی‌رسد.

  • در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ ما قبل از مجلس میوه‌ای به دوستان می‌دادیم که بخورند، آن‌وقت این افراد که از این امكنۀ مختلف و دور و نزدیک برای دیدن ایشان می‌آمدند، همۀ فكر و ذكر اینها این بود كه تا آقا رفتند، بلند شوند و بروند آن باقی ماندۀ گلابی و سیبی که در ظرف ایشان باقی مانده بود را بردارند و بخورند! ببینید! مقدار استفادۀ این افراد همین‌قدر بود! خب تو چرا نگاه به فكر ایشان نمی‌كنی؟ چرا به زبان ایشان نگاه نمی‌كنی؟! چرا فقط فكر آن باقی ماندۀ سیب و گلابی‌ای هستی كه در ظرف ایشان باقی مانده است؟! این شخص در همان مرتبۀ سیب و گلابی مانده، و الآن هم معلوم است که همان است، یعنی رشد ندارد، ترقی ندارد.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

7
  • تو كه الآن بعد از این مدت آمدی و به‌قول خودت سالی یك بار توفیق پیدا می‌كنی، و صحبت ما هم همین است که تو اگر فرض كنید كه سالی یك مرتبه به طهران می‌رفتی، اما حالا خانمت یك بیماری پیدا کرده که برای درمان او هم باید به طهران بروی، آیا می‌گفتی که من که سالی یك دفعه می‌روم پس او را هم همان موقع می‌برم یا اینکه نه، هر ماه او را می‌بردی؟! چطور برای زیارت امام رضا علیه‌السلام و دیدن آقا می‌گویی اگر خداوند قسمت بكند سالی یك بار می‌آییم و ایشان را هم می‌بینیم؟! پس قسمت تو هم همین‌مقدار است.

  • یك وقت كسی نمی‌تواند و از عهده برنمی‌آید، خب آن یك مطلب دیگری است، ولی این شخص که این‌طور نبود.

  • پس حالا كه این‌طوری می‌آیی آیا فقط باید به‌دنبال سیب و گلابی و ته‌ماندۀ آن سیب و گلابی و آبی را كه ایشان خوردند بیایی که فقط آن ته‌مانده را به‌عنوان تبرك بخوری؟! خیلی‌خوب، این عیبی ندارد و ثواب هم می‌بری و خدا هم به تو اجر می‌دهد ولی چرا از یك دریا فقط به‌مقدار یك استكان اكتفا می‌كنی؟!

  • این را می‌خواهم عرض كنم‌ که آن كسی كه به تو مجال می‌دهد، راه می‌دهد، درِ منزلش را برای تو باز می‌كند و وجود خودش را در اختیار تو می‌گذارد برای اینكه در این دریا غوطه بخوری، شنا بكنی، به قعرش فرو بروی، به عمقش برسی، به عجایبش پی ببری ـ بالأخره در دریا عجایبی وجود دارد دیگر ـ چرا تو فقط در همان‌مقدار كنار ساحل ایستاده‌ای که یك موج ‌بزند و تو لیوان آب خودت را پر كنی و بگویی که آقا ما گرفتیم؟! خُب چرا باید یك‌هم‌چنین مسئله و یك‌هم‌چنین موقعیتی ازدست برود؟! حالا که یك‌هم‌چنین شخصیتی آمده كه ما را به بالاتر برساند چرا ما همین‌طور خودمان را در مرتبۀ پایین نگه داریم؟! صحبت بنده این است.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

8
  • یك دین الهی باید بتواند افراد را به بالاترین مرتبه برساند، بنابراین باید آن حد بالا را به همۀ افراد ارائه بدهد، مبنا این است، صحبت این است، احكام این است، خصوصیات این است، مبانی این است، برنامه این است، بسیارخوب این گوی و این میدان. هر كسی می‌تواند به قدر همت و فكر و استعداد خود جلو بیاید. راه بسته نیست.

  • عمل به تکلیف الهی تنها هدف از تألیف رسالۀ نوروز

  • یك وقت یكی از دوستان و رفقای صمیمی و قدیم ما که الآن هم به ما محبت دارد آمده بود و در آن موقع بنده مشغول تألیف رسالۀ نوروز بودم، وقتی كه مطّلع شد که ما مشغول تألیف این رساله هستیم شروع كرد با ما صحبت كردن كه:

  • فلانی بیا از خیر نوشتن این كتاب و رسالۀ نوروز بگذر. الآن این مسئله در میان مردم رایج است، همه به آن عادت كردند و تبدیل به یك سنت شده است، تو می‌خواهی الآن برخلاف سنتی كه همه دارند به آن عمل می‌كنند قیام كنی! اصلاً تو از اوّل، قلمت یك چیزیش می‌شد! در هر مسئله‌ای كه می‌خواهی وارد بشوی مثل اینكه قرار بر این است كه یكی به نعل بزنی و یكی به میخ بزنی و خلاصه علیٰ‌كلّ‌حال [برخلاف آن عادت مرسوم صحبت کنی!]

  • من گفتم: خُب چه‌كار كنم دیگر؟! جنس ما خراب است! ما از آن اوّل خرده‌شیشه داشتیم دیگر! و بعد هم قرار نیست كه ما كپی و زیراكس بزنیم، بالأخره مسئله به این نحو نیست، اگر قرار باشد که انسان [طبق مذاق عموم و خوشایند عموم حرکت] كند، خب می‌تواند طور دیگری عمل كند که دل همه را هم به‌دست بیاورد. خُب بنده هم بلد هستم و می‌توانم این کار را هم بکنم، فرمولش را هم بلد هستم و بهتر از بقیه هم بلد هستم، به یک قسمی و یک طوری همین نوروز را هم‌چنین عیدش كنم که از عید غدیر هم بالاتر باشد! بلد هستم، اما به چه بهایی؟! به چه بهایی؟!

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

9
  • اتّفاقاً این را هم حالا خدمتتان عرض بكنم که من چند روز پیش توسط یکی از دوستان به نوشته‌ای برخورد كردم كه یكی از افراد كه از منسوبین مرحوم آیةالله خمینی ـ رحمة‌الله‌علیه ـ بود، در نوشته‌هایی كه راجع به مسائل گذشته نوشته بود، قضیۀ جالبی را نقل كرده بود که برای من جالب بود! ـ البتّه بنده به‌توسطی می‌دانستم كه ایشان نوروز را به‌عنوان عید قبول نداشتند، بنده این را از یك‌ جا می‌دانستم ولی خُب به‌دنبال مدرك و سند آن می‌گشتم ـ ایشان در آنجا نوشته بودند:

  • ما در یكی از همین روزهای فروردین كه افراد به مناسبت نوروز و همین‌طور به مناسبت دوازده فروردین كه روز جمهوری اسلامی بود، برای ایشان تبریك فرستاده بودند، ما هم متنی را تهیه كردیم كه ببریم پیش ایشان که اگر ایشان این متن را امضا ‌كنند آن را پخش كنیم و منتشر كنیم. وقتی که داشتیم برای ایشان این متن را می‌خواندیم رسیدیم به اینجا كه ما از همۀ احبه و اعزه كه به مناسبت عید نوروز و یوم‌الله دوازده فروردین تبریك فرستاده بودند تشكر می‌كنیم! ایشان فرمودند: لفظ عید را حذف كنید!

  • و این از مطالبی است كه اتّفاقاً برایم خیلی جالب بود و به آن دوستم گفتم: خُب اگر این را زودتر به من می‌گفتید من این قضیه را در همین رسالۀ نوروز به‌عنوان اینكه ایشان هم نوروز را به‌عنوان عید قبول نداشتند می‌آوردم. و خب حق هم همین است و صحیح هم همین است. توجه می‌فرمایید؟!

  • خُب من می‌توانم این كار را انجام بدهم، (می‌توانم طوری بنویسم که دل همه را به‌دست بیاورم) ولی بالأخره این دو روز دنیا می‌گذرد، اما فردا چه می‌شود؟! این دو روزمان می‌گذرد، دل این شخص را به‌دست می‌آوریم، دل آن شخص را به‌دست می‌آوریم، بَه‌بَه و چَه‌چَه‌ها هست، خُب عیبی ندارد باشد، اما بالأخره فردایی هست، پس‌فردایی هست، خبری هست، همیشه كه این‌طور نمی‌ماند، خب حساب فردا چه می‌شود؟! اینها چیزهایی است كه یك‌خرده انسان را به فكر می‌اندازد، این مطالب یك‌خرده انسان را در نگرانی قرار می‌دهد كه ما نسبت به اعتقادات مردم چه مسئولیتی داریم؟ آیا مسئولیتمان این است كه به هر كیفیت بگذرد؟! آیا مسئولیت ما این است؟! اگر این است پس پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برای چه آمد؟ خُب نمی‌آمد، پیغمبر از وقتی که آمد شروع كرد به مبارزه کردن با همین اعتقادات تا وقتی كه از دنیا رفتند. آخرینش هم همین جریان غدیر بود که برخلاف رضایت همۀ مردم، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را به خلافت و وصایت بعد از خودش انتخاب كرد و بعد هم خداحافظ! که آن بلا را بر سر دخترش و نوه‌هایش و ذراری‌اش درآوردند تا همین‌طور كشیده شد تا همان‌جایی كه باید كشیده شود و الآن هم هنوز ادامه دارد!

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

10
  • یك مرجع و یا یک مجتهد، مرجعی نیست كه بخواهد دل همه را به‌دست آورد و كار مردم را راحت كند! بله، ما در بعضی از موارد داریم كه باید سهل گرفت، باید آسان گرفت، در مسائل ظاهری و عادی و اموری كه کم اهمیت است باید سهل و آسان گرفت، ولی خُب در خیلی از مسائل هم باید آنچه حق است گفته شود.

  • ایشان به من گفت:

  • شما الآن این‌همه تألیفات دارید، این‌همه نوشته‌جات و سخنرانی داری، الآن در اینجا و در خارج از اینجا و در دنیا معروفیت و... پیدا کردی، اما با این رسالۀ نوروزی كه می‌نویسی، این رساله آن موقعیت شما را از آنچه هست خارج می‌كند، چون این رساله با دیدگاه‌ و سیره و روش و سنت مردم در تعارض است! و[علاوه بر این اگر هم شما این رساله را ننویسی] به جایی برنمی‌خورد!

  • گفتم: عزیزمن! اشتباه شما همین است! من تابه‌حال به‌خاطر مردم دست به‌قلم نبردم كه امروز به‌خاطر مردم، این قلم را كنار بگذارم! من آنچه در ذهنم است مطالب و مبانیی است كه از ارتباط با بزرگان و اولیاء خدا و عرفا در من قرار گرفته است و ازبین هم نخواهد رفت. این مرتبه و این موقعیت، طبق مسئولیتی است كه پدرم برعهدۀ من گذاشته و طبق وظیفه‌ای است كه امام زمانِ من علیه‌السلام برعهدۀ من قرار داده است و طبق تكلیفی است كه خدای متعال برعهدۀ فردی كه چیزی را می‌داند، قرار داده است و حتّی تهدید هم كرده است كه اگر افشا نكنی و انتشار ندهی مورد مسئولیت و مورد عقاب و خطاب قرار خواهی گرفت! بنده وظیفه دارم آنچه را می‌دانم در راستای این قضیه به افراد بگویم، هر كسی می‌خواهد گوش بدهد و هر كسی نمی‌خواهد ندهد. بنده متعهد دین مردم نیستم، ولیِّ دین مردم كس دیگری است، یك نفر است و تمام و او هم امام زمان علیه‌السلام، حضرت بقیةالله ارواحنافداه است نه بنده و نه امثال بنده، مطلقا.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

11
  • آنچه ما وظیفه داریم این است كه آن چیزی را كه می‌فهمیم و حق تشخیص می‌دهیم، آن را برای مردم بیان كنیم، هر كسی می‌خواهد بسم‌الله، هر كسی هم نمی‌خواهد نخواهد. اصلاً به‌جای یك روز عید نوروز، سیصد و شصت‌وپنج روز عید بگیرید، چه كسی گفته که باید یک روز عید نوروز باشد؟ دلش می‌خواهد سیصد وشصت روز عید بگیرد، باشد بگیرید، ولی خُب بعدش چه؟ بالأخره این عیدها یك روز تمام می‌شود یا نه این عیدها باید تا روز قیامت هم باشد؟! خب بالأخره تمام می‌شود دیگر، اگر بخواهد تا قیامت هم باشد بالأخره یك روز تمام می‌شود و این عید تبدیل به عزا می‌شود. حالا دائماً ما بگوییم: خدا عمر فلانی را به بلندای آفتاب بلند كند! خدا عمر فلانی را تا روز قیامت قرار بدهد! نه آقاجان! هر كسی پرونده‌ای دارد، سر ثانیه، [وقتی که وقتش شد، عمر افراد را تمام می‌كند].

  • عدم تأخیر اجل هر کسی از موعد مقرر خودش

  • خدا مرحوم حاج هادی ابهری را رحمت كند، ایشان از دوستان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بود، قبرش هم در قم است. خیلی اهل حال و اهل كشف و... بود، ما آن زمان كوچك بودیم، سیزده چهارده سالمان بود، می‌رفتیم پیش او می‌نشستیم و خلاصه اصرار می‌كردیم و او هم از این چیزهایی كه داشت برایمان می‌گفت. حال خوبی داشت، مخصوصاً آخر عمر كه حالاتش یك تغییر و تحول بنیادین پیدا كرده بود، خدا رحمتش كند! ایشان یك وقت به ما می‌گفت كه:

  • من در فكر بودم اینهایی كه فوت می‌كنند چرا بعضی‌ها چشمشان باز است و فوت كردند، و چرا بعضی‌ها بسته است؟ یك روز گفتم كه این را از خود جناب عزرائیل سؤال كنم که خلاصه این چه قضیه‌ای است؟! (گفتم که ایشان حالاتی داشت!) می‌گفت: حضرت عزرائیل به من جواب داد می‌دانی چرا؟ چون من وقتی که برای قبض روح كسی می‌روم، در همان حالی كه هست روح او را می‌گیرم، اگر چشمش باز است مهلت نمی‌دهم که چشمش را ببندد و اگر چشمش بسته است مهلت نمی‌دهم که چشمش را باز كند، لذا این است که تو می‌بینی که بعضی‌ها چشمشان بسته است و بعضی‌ها چشمشان باز است.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

12
  • قضیه این است. من و بالاتر از من، هر كسی که می‌خواهد باشد، برای این لحظه دستمان می‌لرزد! ما آدمی نیستیم كه در مقابل [حضرت عزرائیل بتوانیم عرض‌اندام کنیم!] اگر تمام دنیا را جمع بكنیم، تمام دستگاه‌ها را بیاوریم، تمام پزشكان و متخصصان را دور خودمان جمع كنیم كه بتوانیم حتی یك ثانیه از آن موعد مقرر، تأخیر در مرگ خود بیندازیم، نمی‌توانیم.

  • والدۀ ما دو سال پیش به رحمت خدا رفت. بنده در همان بیمارستان بودم و قضایایی كه پیش آمد را مشاهده می‌کردم. با دوستان و رفقا نشسته بودیم، ایشان ناراحتی آئورت پیدا كرده بودند و حدود سیزده سانت پارگی آئورت داشتند و قرار بود که ایشان را عمل كنند. همین‌كه داشتند ایشان را برای عمل به طبقۀ بالا می‌بردند، یك‌مرتبه من احساس كردم كه این عمل باید انجام بشود و نتیجه‌اش هم این خواهد شد و فردا هم ما ایشان را به مشهد منتقل خواهیم كرد! ولی گفتم كه خُب حالا كه این‌طور است و قرار بر این است كه این كار انجام بشود من دیگر نمی‌توانم بگویم که عمل نكنید، من نمی‌توانم جلوی تقدیر و مشیت خدا را بگیرم، این قضیه باید انجام بشود و مآلش هم مشخص است. خلاصه دیگر با افرادی كه در آنجا بودند به ‌قسمی و با تعابیری صحبت می‌كردیم كه آماده باشید كه خلاصه معلوم نیست این عمل فایده‌ای داشته باشد! حالا دعا كنیم خدا هرچه صلاح است همان را پیش بیاورد! صحبت ما به‌نحوی بود كه آن همشیره‌ها به من می‌گفتند: «مثل اینكه از صحبت‌هایت معلوم است كه مادرمان فوت می‌كند!» می‌گفتم: علیٰ‌كلّ‌حال، ما باید تسلیم رضای خدا باشیم، ما نمی‌دانیم چه خواهد شد! توجه می‌كنید؟! درحالی‌ كه آن بندگان خدا تمام زحماتشان را كشیدند، بهترین افراد، بهترین موقعیت، ولی قرار بر این است كه این مسئله ختم بشود، در این قضیه شكی نیست و انجام می‌شود، ما هم باید وظیفه‌مان را انجام بدهیم.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

13
  • وظیفۀ اولیاء الهی ارائۀ آخرین مرتبۀ رشد و کمال انسانی

  • [خلاصه صحبت در این بود که آن شخص به ما می‌گفت که از نوشتن این کتاب نوروز منصرف بشو!] من گفتم كه من باید این كتاب را بنویسم، اتّفاقاً مرحوم آقا هم تا آخر عمرشان آرزو داشتند كه این كتاب را بنویسند ولی نتوانستند و از دنیا رفتند. و من برای هیچ تألیفی به‌اندازۀ تألیف این كتاب خوشحال نشدم با اینكه این کتاب، كتابی است که خُب خیلی برخلافِ روند و جریان و مسائل و اموری است كه هست امّا آنچه در پس پرده می‌دانم این است که ما باید آن بالاترین حد و مرتبه‌ای را كه رسول‌خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و امام زمان علیه‌السلام برای این امّت و این مردم خواسته‌اند، به مردم ارائه بدهیم.

  • بله! می‌توانیم مراتب پایین را ارائه بدهیم و بگوییم که عید بودن نوروز اشكال ندارد و اصلاً به‌جای سیزده روز، بیست وسه روز می‌گیریم! مسئله‌ای نیست چون بالأخره صله‌رحم است، دیدن فامیل است، می‌روید همدیگر را می‌بینید، به همدیگر عیدی می‌دهید و این اصلاً باعث تحبیب قلوب می‌شود، باعث محبت می‌شود! چه اشكال دارد؟! در اسلام هم كه این‌همه تاكید شده! خُب اینها چیزهایی است كه همه می‌گوییم دیگر! خُب آقاجان چرا این تحبیب قلوب را در دهه غدیر نگذاریم؟ چرا در عید فطر تا پنج روز بعدش نگذاریم؟ چرا پنج روز برای امام زمان علیه‌السلام نگذاریم؟ چرا؟! چرا نباید اذهان‌ مردم را به اسم امام زمان علیه‌السلام آشنا كنیم؟! چرا بچه‌های ما هنوز اسامی دوازده امام علیهم‌السلام را نمی‌دانند؟ چرا نمی‌دانند که آیا سیزده‌تا امام داریم؟! چهارده‌تا داریم؟! صد وچهل‌تا داریم؟! چرا باید این‌طور باشد؟! چرا باید اطّلاع آنها بر نوروز و سیزده‌به‌در و چهارشنبه‌سوری و این كوفت و زهرمارها، بیشتر از اطلاع آنها بر جریان عید غدیر و عید فطر و عید قربان و مراسم اصیل اسلامی باشد؟! چرا؟! چون ما در آن سطح فكر و بصیرت از دیدگاه و منظر تشیع قرار نداریم، چون نداریم نمی‌توانیم بگوییم. 

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

14
  • امّا اگر كسی آن دیدگاه را داشته باشد و می‌داند كه توجه به این مراسم در قبال توجه به توحید و ولایت و توجه به آن اصل است ـ همان‌طوری كه بنده تاحدودی در این كتاب توضیح دادم ـ اگر این مسئله را بداند دیگر اصلاً به نوروز و... فكر نمی‌كند. من اصلاً نمی‌دانم که چه موقعی موقع تحویل سال است! فرداش می‌پرسم كه چه بود و كه بود و...؟ می‌گویند: تو ندیدی دیشب چه بود؟! می‌گویم: من اصلاً نمی‌دانم امروز اوّل سال است، آخر سال است، روز اوّل است یا روز دوّم سال است! همین‌که بروم در آن فضا، یعنی به همین‌مقدار از آن حقیقت اصیل مبدأ و معاد دور شدم، به همین‌مقدار فاصله گرفتم، به همین‌مقدار از آن مبدا، از آنجایی كه باید تمام ذهنم را متوجه آن كنم، از آنجایی كه باید تمام فكرم را متوجه آن كنم، از آن صاحب ولایتی كه باید تمام وجود خودم را متوجه او كنم، فاصله می‌گیرم و به هفت‌سین و سمنو و ماهی و سوسك و سیخ و سه‌پایه و تحویل سال و... سر خودم را گرم می‌كنم! این قضیه چه می‌شود؟ این فاصله‌ای كه در اینجا می‌افتد حجاب واقع می‌شود و دیگر نمی‌گذارد از آن‌طرف مطلبی بیاید، دیگر نمی‌گذارد این مسئله، (حقیقت مبدأ و معاد و این مرتبۀ معرفتی) در اینجا رشد پیدا كند.

  • این مطلب را به شما بگویم که وظیفۀ اولیاء الهی در این مدت این بود و همیشه هم همین‌طور است كه همیشه آخرین مرتبه را ارائه بدهند. جامعۀ اسلامی جامعه‌ای است كه آخرین مرتبه را نشان بدهد. حالا یكی می‌خواهد برود، یكی می‌خواهد نرود، یكی می‌گوید: من نصف راه را می‌توانم بروم، خب خودش می‌داند.

  • الآن قضیۀ جالبی به‌نظرم آمد، در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ چندتا از دوستانشان باهم قراردادی، شركتی، چیزی درست كرده بودند و بعد این شركتشان ورشكست شد. پولی را از افراد گرفته بودند که کاری را انجام بدهند ولی خُب ورشكست شدند. و به‌حسب ظاهر، آنچه ظاهر اسلام و دستورات اسلامی است، این است كه آن منزل مسكونیِ شخص ورشکست‌شده، نباید ازدست برود، باید بماند، و جزو مستثنیات برای ادای دین است، وسیله و مركبی هم كه شخص، سوار می‌شود، آن‌هم همین‌طور است، خادم و خادمه‌ای كه در منزل کار می‌كنند، آنها هم همین‌طور جزو مستثنیات است و نمی‌شود آنها را از شخص مدیونِ ورشکست‌شده گرفت و به‌عنوان ادای دین به طلبکار‌ها داد، خُب این حكم ظاهر است. یكی از همین افراد پیش مرحوم آقا رفت ـ اتفاقاً یك قرابت و ارتباط نسبی هم با ایشان داشت ـ و گفت:

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

15
  • آقا قضیۀ ما این است و فلان است و ما الآن ورشكست شدیم و الآن مقداری دین بر ذمه‌مان است و من‌‌هم غیر از همین منزل و ماشین چیز دیگری ندارم.

  • ببینید! این اولیاء خدا اصلاً به چه چیزهایی فكر می‌كنند؟! حالا اگر من بودم چه می‌كردم؟ می‌گفتم: نه آقا! شما كه پول نداری و منزل و مركب هم جزو مستثنیات است، بنابراین چیزی بر ذمۀ شما نیست و برو دنبال كارت، دیگر حالا هرچه شد که شد، ولش كن! خُب این حكم، حكم ظاهر است، هرچه هم بگویند همین است، به هركدام از این دفاتر هم مراجعه بكنند همین را می‌گویند، می‌گویند كه آقا مسئله اختلافی هم نیست. ولی ولیّ‌خدا یك مسئولیت دیگری دارد، ولیّ‌خدا یك وظیفۀ دیگری دارد، او هم می‌داند حكم شرعی همین است، او هم می‌داند به‌حسب ظاهر، حكم همین است، ولی در اینجا این فرد سراغ او آمده، یعنی شخصی كه مدعی شاگردی است نه شخصی كه دارد در خیابان راه می‌رود، این شخص شخصی است كه مدعی شاگردی است و می‌گوید كه آقای فلانی! شما باید به من گارانتی بدهی، من از خارج آمدم، از آمریكا آمدم در اینجا و خودم را در دامان تو قرار دادم! این ولیّ‌خدا هم می‌گوید: من به تو گارانتی می‌دهم ولی به شرط اینكه تو هم یك قدم جلو بگذاری. این ولیّ‌خدا هم می‌داند که حكم شرعی ظاهری چیست؟ می‌داند در جاهای دیگر چه می‌گویند؟ می‌داند كه منزل و... استثناء است، اما می‌گوید: فلانی! آیا یک چیزی به تو بگویم؟ آیا می‌خواهی به ظاهر دین برای تو حكم كنم یا می‌خواهی به واقع دین برای تو حکم کنم؟ ظاهر دین این است كه منزل و مركب جزو مستثنیات است و اینها باید در تحت ملكیت مدیون باقی بماند و مدیون می‌تواند كه اینها را برای خودش نگه دارد، ولی اگر درویشی برو خانه‌ات را بفروش و بده به همۀ آن دائن‌ها و آنهایی كه به آنها بدهكار هستی! البتّه تا آنجا كه بنده اطّلاع دارم ظاهراً او درویش نبود و به همان حکم ظاهر اكتفا كرد! توجه كردید؟!

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

16
  • اگر درویشی برو منزل و ماشینت را بفروش! این حرف را چه كسی می‌گوید؟ این حرف را یك آدم در خانقاه و پای منقل و... نمی‌گوید، این حرف را یك عالم دینی می‌گوید كه خودش اعلم علمای نجف بود! تمام احكام دین در مشتش بود و تا آخر عمرش برخلاف صحبت نكرد و همۀ افراد به علمیت و اعلمیت و به میزان [زهد و تقوای] او اعتراف داشتند حتی مخالفین و دشمنانش! این حرف را این شخص می‌زند، پس می‌گوید: تو من را به‌عنوان یك مجتهد عادی به‌حساب نیاور، من را به‌عنوان عارفی كه برای تو بالاترین را می‌خواهد، به‌حساب بیاور، این‌طور با من صحبت كن و خودت را به این‌نحو در اختیارم قرار بده.

  • اما اگر نه! اگر می‌خواست جایی غیر از اینجا برود، خب همۀ دفاتر هستند، اوه سیصدتا در قم ریخته! در كربلا، مشهد، شیراز، در همه جا دفتر هست و حضرت فلان و فلان! خُب آنها چه می‌گویند؟ می‌گویند: نه آقا! این منزل استثناء است و ماشین هم استثناء است. امّا تو که آنجاها نرفتی بلکه تو به اینجا آمدی، حالا كه اینجا آمدی ـ نكته در اینجا است ـ من‌هم باید به تو همانی را بگویم كه تو به‌خاطر آن به اینجا آمدی! حالا می‌خواهی عمل بكن می‌خواهی عمل نكن، ظاهر دین را به تو گفتم و باطن و حقیقتش را هم به تو گفتم، دیگر انتخاب با خودت است! البتّه خُب حالا تقدیر و مسئله بر چه بوده، ما آن را نمی‌دانیم. اما اولیاء خدا این‌گونه هستند که برای جامعه بالاترین را در نظر می‌گیرند، حالا جامعه به هر مقداری كه در توانش است، در سعه‌اش است، در استعدادش است، در اقتضایش است، خب به همان‌مقدار عمل می‌کند.

  • لذا در كتابی كه نوشته می‌شود و مطلبی كه گفته می‌شود، خُب ما هم وظیفه داریم که همان مطالب بزرگان را بگوییم دیگر، ان‌شاءالله از خودمان چیزی اضافه نكنیم! اگر خودمان هم انجام نمی‌دهیم ولی حداقل این عرضه را داشته باشیم كه در انتقال مطالب، لحاظ امانت را داشته باشیم.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

17
  • روی این جهت آنچه ما خدمت رفقا عرض می‌كنیم و یا اینكه اگر شنیده می‌شود که در بعضی از پاسخ‌ها به نحو دیگری پاسخ داده می‌شود، به‌خاطر همین قضیه است كه در ارتباط با افراد، آنچه وظیفه است آن است كه آنچه از بزرگان شنیده شده و در تجربۀ حسی و عملی و در صحبت با آنها این مسئله مورد توجه قرار گرفته است، آن مطلب به همان كیفیت ارائه بشود. حالا اگر شخصی فرض بكنید كه حكم ظاهر می‌خواهد، بسم‌الله! حكم ظاهر هم همین است، اما اگر بالاتر از حكم ظاهر می‌خواهد، آن‌هم این مطلب است. و حیف است كه انسان این دو روز دنیا و این عمری را كه خدا به او داده، در همان حیطه و افقی بگذراند كه سایر افراد در ارتباطات خودشان، در كیفیت نماز و روزۀ خودشان، در كیفیت معاملات خودشان، در كیفیت تجارت خودشان، در كیفیت ارتباطات خانوادگی خودشان، به آن كیفیت می‌گذرانند! توجه كردید؟!

  • اگر شخصی واقعاً خودش را تسلیم حق كند همۀ مسائل در راستای ترقی او قرار می‌گیرد

  • بنابراین اگر شخصی واقعاً خودش را تسلیم كند، تسلیم آنچه خدا می‌خواهد، یعنی واقعاً انسان توبه كند و بدون پیش فرض، خودش را بسپرد به آنچه واقعاً خدا برای او در نظر گرفته است، آن مسائلی كه برای او پیش می‌آید، همه در راستای ترقی او قرار می‌گیرد. مطالب و مسائل و موانعی كه باید برطرف بشود خدا برای او برطرف می‌کند. مثلاً یك نفر هست که صحبت او برای این شخص ضرر دارد، می‌گوید: به او یك تلفن بزنم، تا می‌خواهد تلفن بزند، صدای زنگ خانه درمی‌آید و یك مهمان می‌آید و این شخص دیگر به او تلفن نمی‌زند. چه كسی این كار را كرده كه این مانع پیش آمده است؟ یا اینكه یك نفر كه برای او مفید است یك‌دفعه به دلش می‌آید که خبری از فلانی بگیرم، صحبتی با فلانی بكنم و فلان، چه كسی این مطلب را در سر این شخص می‌اندازد؟ از آنجایی كه این برنامه‌ریزی انجام شده و از آنجایی كه این قضیه روشن شده، در فكر این شخص می‌اندازد که با او تماس بگیرد، چون این تماس برای او مفید است؛ آن تماس برای او مضر است، پس جلوی آن گرفته می‌شود. در این قضیه باید فلان تصمیم‌گیری انجام بشود، چه كسی این را در ذهن می‌اندازد؟ جنود رحمان و لشكر خدا، لشكر ملائكه، اینها می‌آیند آن چیزی را كه برای این شخص خوب است می‌گویند برو این كار را بكن یا در این دو راهی به این سمت برو.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

18
  • حرکت با پیش‌فرض، علت غلبۀ ورود جنود شیطان

  • امّا اگر انسان با پیش‌فرض بخواهد راه خودش را برود، بخواهد مسئلۀ خودش را داشته باشد، بخواهد مسیر خودش را داشته باشد، آن‌طرف (جنود رحمان) ورودش كم می‌شود و از این‌طرف (جنود شیطان) زیاد می‌شود، یك‌دفعه یك كسی كه برای او مضر است، به ذهنش می‌آید که با او تماس بگیرد. یك‌دفعه یك كسی كه برای او مضر است می‌گوید بروم سری به فلانی بزنم و نیم‌ساعتی خانه‌اش بروم و ببینم كه چه مطلبی است؟ یك‌دفعه از یك جایی كه برای او ضرر دارد، با او تماس می‌گیرند و كارت دعوت می‌فرستند، كارت عروسی می‌فرستند، كارت جشن می‌فرستند كه فلانی باید بیایی‌ها، حتماً هم باید شركت كنی، اصلاً اگر نیایی از تو دل‌خور می‌شویم، اصلاً اگر نیایی‌ دیگر با تو حرف نمی‌زنیم! می‌رود در آنجا می‌بیند موسیقی است، در آنجا آلات حرام است، در آنجا فعل حرام دارد انجام می‌گیرد. ببینید! آن شرائط آماده می‌شود، این شرائط را چه كسی آماده می‌كند؟ جنود شیطان، آنها آماده می‌كنند. از آن‌طرف می‌شود جنود رحمان، از این‌طرف می‌شود جنود شیطان. به هر مقدار كه به این‌طرف دل بدهی راه به این‌طرف باز می‌شود، به هر مقدار كه به آن‌طرف دل بدهی راه از آن‌طرف باز می‌شود و از این‌طرف بسته می‌شود. این مسئله و قضیه دائماً هست.

  • تأکید بزرگان نسبت به مراقبه

  • لذا بزرگان تأكید داشتند که نسبت به مراقبه‌ای كه باید سلاك آن مراقبه را داشته باشند، همیشه این مطلب را در نظر بگیرند، نگویند الآن كه این شخص تلفن كرده حتماً خواستِ خدا بوده‌! یك وقت ممكن است امتحانی در این وسط باشد، نگویند اگر قرار بر این است كه من با این صحبت نكنم پس چرا یك‌دفعه فرض كنید كه در فلان مجلس شركت كردم و اتفاقاً بغل هم درآمدیم. خُب بغل هم درآمدید كه بغل هم درآمدید اینکه دلیل نشد! پس شیطان كارش چیست؟ كار شیطان همین است که بیاید و به این وسیله با این وسوسه‌هایی كه می‌كند او را از آن استحكام و استقامت و فكر اولیه‌ای كه دارد سست كند، با این بهانه‌ها كه اگر خواست خدا نبود پس این الآن نمی‌آمد بغل من بنشیند، اگر خواست خدا نبود پس این شخص نمی‌آمد در این مجلس بنشیند، اگر خواست خدا نبود این شخص الآن به من تلفن نمی‌زد، اگر خواست خدا نبود این شخص من را دعوت نمی‌كرد، من كه از این شخص جدا شدم، پس چرا دوباره من را دعوت می‌كند؟ من كه از این شخص فاصله گرفتم پس چرا الآن كه در این مسجد رفتم این شخص هم آمده؟ پس معلوم است که این خواست خدا است! هیچ‌کدام از اینها خواست خدا نیست. تمام اینها خواست شیطان است! خواست خدا همانی است كه در فكرت هست، آن خواست خدا است. خواست خدا همانی است كه روی آن ایستادی.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

19
  • انسان باید اوّل معنا را درست منقح كند و بعد وقتی كه روی آن ایستاد دیگر بایستد، بخواهد بجنبد و بلرزد و كوتاه بیاید، شیطان و جنود شیطان، فضا را برای نفوذ مناسب می‌بینند و می‌گویند: بَه‌بَه! این دلش دلی نیست كه ایستاده باشد! حمله! حمله چیست؟ اینکه او تلفن می‌زند، دیگری كارت دعوت می‌فرستد، دیگری اصرار می‌كند، دیگری قربانت شوم می‌گوید، آن دیگری ماچ می‌كند، خلاصه در این زمینه هر کسی به اطوار مختلف می‌آید، یك‌مرتبه بعد از یك مدت می‌بیند علاقه‌اش نسبت به آنجا بیشتر شده تا اینجا، ای داد بیداد! ای داد بیداد! نسبت به اینجا دارد كم‌كم سرد می‌شود، نسبت به این فضا كم‌كم دارد موضع می‌گیرد! اینكه تا حالا دفاع می‌كرد حالا می‌بینید دارد موضع می‌گیرد! چه قضیه‌ای اتّفاق افتاده؟! تو كه تا دیروز دفاع می‌كردی، تو كه تا دیروز این‌همه اظهار محبت می‌كردی، قضیه كه سر جایش است، در اینجا که مطلبی پیش نیامده، مسئله‌ای تغییر نكرده، پس هرچه هست این است که اینجا (در قلب و نفس و فکر و ذهن تو) دارد چیزهایی عوض می‌شود!

  • پس به هوش باشیم و مواظب باشیم و دائماً خود را در محك قرار بدهیم و دائماً خود را در امتحان ببینیم و دائماً تجربه كنیم و از تجربه برای مرتبۀ بالاتر بهره بگیریم. این همان مراقبه‌ای است كه بزرگان نسبت به آن دستور می‌دادند.

  • استفاده بیشتر از اشهر ثلاثۀ رجب و شعبان و رمضان برای بهره‌گیری بیشتر از ماه‌های دیگر سال

  • خُب به تناسب ماه شعبان و ماه رمضان هم كه در پیش داریم و طبعاً زمینه و بستر برای این مسئله بسیار آماده‌تر است و اگر انسان فرض كنید كه در موارد دیگر باید یك مقدار بیشتر با خودش ور برود، بیشتر اِعمال رویه كند، یعنی اِعمال قدرت نفسانی كند برای اینكه جلوی مسئله‌ای قرار بگیرد و از جریانی عبور كند امّا در این ماه رجب و شعبان و به‌خصوص ماه رمضان، خدا وسیله‌اش را بهتر آماده كرده است و كأنّه جاده یك‌خرده هم‌چنین سرازیر هم است، یعنی نه‌تنها بدون مانع و بدون سربالایی است بلکه سرازیری هم است، یعنی اگر آن را هُل هم بدهید، دیگر ماشین یواش یواش حرکت می‌کند و نیازی به گاز دادن و دنده عوض كردن و... هم ندارد، یعنی خود طبع قضیه، انسان را جلو می‌برد.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

20
  • لذا انسان باید استفاده كند تا بتواند از این موقعیت برای زمان‌های دیگر و برای ماه‌های دیگر بهره بگیرد. خلاصه آن موقعیت وجودی خودش را و آن میزانی را كه در آن میزان قرار گرفته، آن میزان را تقویت كند و بر حجمش بیفزاید تا اینكه به فضل و رحمت الهی بتواند به وسیلۀ این، از مطالب و مسائلی كه در باقی ایام و ازمنه در جریان است عبور كند.

  • حالا در این وقت باقی مانده به چند سؤال هم پاسخ بدهیم كه یك وقت حمل بر بی‌توجهی نشود. خیلی برای بنده جالب است كه چندی پیش وقتی که صحبت راجع به برگزاری جلسۀ امروز شد، بعضی از دوستان پیشنهاد می‌كردند كه شما این جلسه را به تأخیر بیندازید چون در یك‌هم‌چنین روزهایی ظاهراً دوستان و رفقا قصد سفر و مسافرت را دارند، ما هم كه آدم بیكار و آزادی هستیم و كاری هم نداریم و حالا هر وقتی که شد می‌توانیم خدمت دوستان برسیم، پس این جلسه را برای یك وقت دیگری بگذاریم! ولی من با توجه به شرائط خودم وقتی كه ملاحظه كردم و دیدم كه بنده دیگر تا ماه رمضان فرصتی ندارم، گفتم كه حالا ما جلسه را در امروز قرار می‌دهیم، دیگر حالا هر كسی از دوستان كه ما توفیق زیارتشان را پیدا كردیم که خُب آنها را می‌بینیم، و هر كسی را هم كه توفیق زیارتش را پیدا نكردیم، ان‌شاءالله كه از دعای آنها محروم نخواهیم بود، ولی ظاهراً مثل اینكه برخلاف آنچه مطرح شده، عنایت و لطف دوستان نسبت به حقیر خیلی زیاد است! البتّه بنده كه در اینجا چیزی نیستم [ولی عنایت دوستان] نسبت به راه و مكتب فراتر از این است كه ما یك‌هم‌چنین مطالب و تصورات و تخیلاتی را داشته باشیم.

  • (مسئلۀ شرعی)

  • عدم اشکال داشتن چشیدن غذا در هنگام روزه تا زمانی که از گلو پایین نرود

  • سؤال: آیا هنگامی كه روزه هستیم می‌توانیم با نوك زبان آب برنج را بچشیم تا مقدار نمك آن را بفهمیم؟

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

21
  • جواب: بله! اشكالی ندارد. حتی بیشتر از چشیدن تا وقتی كه از گلو پایین نرود، آن‌هم ایرادی ندارد. منتها خُب باید بعد از چشیدن، از دهان بیرون ریخت؛ چشیدن ایراد ندارد، از گلو پایین رفتن ایراد دارد.

  • رجحان عدم ورود به مسجد کوفه در هنگام عذر شرعی حتی به‌عنوان عبور از مسجد

  • سؤال: هنگام عذر شرعی آیا می‌توان از یك در وارد مسجد [کوفه] شد و از درِ دیگر خارج بشویم یا نه؟

  •  جواب: نه! بهتر این است كه وارد نشویم، چون در آنجا خود ورودش ایراد دارد.

  • اشکال داشتن هدیه دادن عطر به زنی که آن را در بیرون از منزل استفاده می‌کند

  • سؤال: اگر بخواهیم به‌عنوان هدیه، عطر یا ادكلن به خانمی بدهیم که نمی‌دانیم در خارج از منزل از آن استفاده می‌كند یا نه، وظیفۀ ما چیست؟

  • جواب: خُب اگر ندانیم اشكال ندارد، امّا اگر بدانیم، نه، نمی‌شود.

  • محدودۀ مجاز برای زن صاحب عذر در حرم ائمه و حضرت ابالفضل علیهم‌السلام

  • سؤال: در زمان عذر شرعی تا كدام حد و مرز حرم حضرت علی یا امام حسین یا حضرت ابوالفضل علیهم‌السلام را می‌توان رفت؟

  • جواب: عرض كردم که در همان‌جا و فضایی كه ضریح مطهر است و ضریح مطهر هم دیده می‌شود حضور زن ذات عذر در آنجا اشکال دارد، فرض كنید كه من‌باب‌مثال بلاتشبیه، بلا تشبیه، این ستون را که در اینجا ملاحظه می‌كنید آن افرادی كه در اینجا نشستند و آن افرادی كه در آن فاصله هستند و این ستون برای آنها قابل رؤیت است، این ایراد دارد، ولی اتاق‌های دور یا افرادی كه در آنجاها هستند ایرادی ندارد، بنابراین در رواق‌هایی كه پشت حرم قرار دارد، حضور زن ذات عذر در آنجا ایرادی ندارد، مگر اینكه در آنجاها هم وقف مسجد بر آنها خوانده شده باشد، یعنی مسجد باشد، ولی اگر وقف مسجد نباشد، رواق یا جایگاه‌های دیگری باشد، نه، آن ایرادی ندارد.

  • عدم اشکال در استفاده از صابون‌هایی که حاوی روغن حیوانات دریایی است

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

22
  • سؤال: حكم استفاده از صابونی كه حاوی روغن كوسه است چیست؟

  • جواب: اشكال ندارد، كوسه طاهر است و حتی مرده‌اش هم طاهر است. [هیچ] حیوان دریایی نجس نیست مطلقا.

  • عدم اشکال در گرفتن وکیل زن برای خانم‌ها

  • سؤال: آیا برای حل مسائل حقوقی، گرفتن وكیل خانم برای خانم‌ها ایرادی دارد؟

  • جواب: خیر! ایرادی ندارد.

  • لزوم لحاظ رضایت پدر برای تحصیل و مسافرت

  • سؤال: در امتحان كتبی حوزۀ جامعة الزهراء قم قبول شدم و خانواده‌ام در كرج ساكن هستند. آیا شما اجازه می‌دهید برای تحصیل به قم بروم و از خوابگاه استفاده كنم؟

  • جواب: باید رضایت پدر در اینجا مورد لحاظ قرار بگیرد. و همین‌طور نسبت به فضا و موقعیتی كه در آنجا هست باید تحقیق بشود، بنده در این مسئله اطّلاعات كافی ندارم، لذا نمی‌توانم نظر بدهم چون [محیط‌ها] مختلف است.

  • سؤال: پدرم حدود یك ماه است كه از منزل رفتند و نمی‌گویند كه كجا رفتند، جواب تلفن را هم نمی‌دهند، جواب پیام‌ها را هم خیلی دیر می‌دهند، با توجه به اینكه قبلاً اجازه می‌دادند كه همه جا برویم، آیا من برای [مسافرت‌] باید از ایشان اجازه بگیرم؟

  • جواب: معمولاً هم همین‌طور است، با اینكه از منزل می‌روند ولی اطّلاع نمی‌دهند كه كجا می‌روند! خب بله، باید اجازه گرفت، بالأخره پدر جای خود را دارد. هر شخصی وظیفۀ خودش را دارد و باید به آن عمل کند.

  • (مسئلۀ روایی)

  • بحثی پیرامون نقصان عقل و ایمان در زنان

  • سؤال: آیا زن كه می‌گویند: «ناقص العقل و الإیمان»1 است چطور می‌تواند به كمال برسد؟

  • جواب: سؤال‌های بالاتر از حد ما را از ما می‌پرسند! سؤال‌های آسان از ما بپرسید، اینها سؤال‌های سختی است! ببینید بنده این قضیه را در یكی از جلسات مخدرات قم عرض كردم، این مخدره به آن نواری كه مربوط به آن مسئله و آن جلسه است توجه كنند.2 عرض كردم كه اینكه می‌گویند: «زن ناقص العقل است» عقل نه به معنای این عقل متعارفی است كه الآن هست، نه این نیست بلكه به معنای این است كه خداوند در زن، جنبۀ عاطفه و احساس و عطوفت و رحمت را بیش از مرد قرار داده است. به این نكته توجه كنید که خلقت زن و مرد یكی است، به هر نقطه‌ای كه مرد می‌رسد به همان نقطه، زن هم می‌رسد و در این مسئله حتی به‌اندازۀ سر سوزن هم تفاوتی نیست.3 و ما اصلاً در روایاتی كه فرض كنید كه راجع به مقام و موقعیت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها داریم، روایات عجیبی است كه حتی بعضی از ائمه علیهم‌السلام می‌فرمایند که:

    1. . نهج‌البلاغه (عبده)، ج 1، ص 129:
      «مَعاشِرَ النّاسِ! إنّ النِّساءَ نَواقِصُ الإیمانِ، نَواقِصُ الحُظوظِ، نَواقِصُ‌ العُقولِ‌ فَأمّا نُقصانُ إیمانِهِنَّ فَقُعودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ وَ الصّیامِ فی أیّامِ حَیضِهِنَّ وَ أمّا نُقصانُ عُقولِهِنَّ فَشَهادَةُ امرَأتَینِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الواحِدِ وَ أمّا نُقصانُ حُظوظِهِنَّ فَمَواریثُهُنَّ عَلَى الأنصافِ مِن مَواریثِ الرِّجالِ»
       حیات جاوید، ص 185:
      «اى گروه مردمان! بدانید كه ایمان زنان، و نصیب آنان، و عقل‌و درایت ایشان نسبت به طائفه مردان، در رتبه پایین‌ترى قرار دارد؛ درباره نقصان ایمان آنها، محرومیت از نماز و روزه در ایام حیض، گواه صادقى است؛ و امّا نسبت به نقصان نصیب و حظّ ایشان، باید گفت: میراث آنها از متوفّى، نیمى از میراث مردان است؛ و امّا درباره ضعف عقول آنها، همین بس كه شهادت دو زن در حكم شهادت یك مرد پذیرفته خواهد شد»
    2. . مجلس15 مخدرات قم. در ضمن در انتهای مجلس22 مخدرات قم هم این سؤال مطرح و ایشان به اختصار جواب داده‌اند.
    3. . برای اطلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به کتاب حیات جاوید ص 185 ـ 191.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

23
  • ما در مشكلاتی كه برایمان پیش می‌آید به مادرمان فاطمۀزهرا سلام‌الله‌علیها توسل می‌كنیم!1

  • این چه مرتبه‌ای است كه امام صادق علیه‌السلام که رئیس مذهب تشیع است و خودش هم صاحب ولایت كلیه و واسطۀ بین خالق و مخلوق است، دارد این حرف را نسبت به مادرشان می‌زنند؟! البتّه آن مشكلات مربوط به خودشان نه مشكلات مربوط به این عالم جمعی و عالم كثرت. در مسائل و عوالمی كه مربوط به خود امام علیه‌السلام است، نه مربوط به ماها، نه مربوط به این عوالم، اینها كه چیزی نیست، اینها زیر ناخن امام هم نیست، كل عالم وجود زیر ناخن امام هم نیست! آنچه مربوط به خودشان و مسائل مربوط به خودشان در ارتباط با پروردگار و سیر در اسماء و صفات كلیه است، در آن مسائل، توسل به مادرشان می‌كنند! این قضیه چیست؟ توجه كردید؟!

  • من حدود هفده سالم بود كه با آن اخوی بزرگتر از خودمان که ایشان هم حدود نوزده سالش بود، از سفر مكّه برگشته بودیم و با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در كربلا در منزل مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بودیم، شب‌ها من می‌دیدم كه ایشان تقریباً سه ساعت به اذان بلند می‌شدند، من‌هم از خواب بلند می‌شدم منتها خودم را به خواب می‌زدم تا ببینم كه چه قضایایی بین ایشان و مرحوم آقای حداد می‌گذرد؟ چون اگر تكانی به خود می‌دادیم و نشان می‌دادیم که بیداریم، صحبت آنها به جاهای دیگری می‌رفت، لذا صدایمان درنمی‌آمد تا ببینیم كه اینها سه ساعت قبل از اذان که بغل همدیگر نشستند چه می‌گویند؟! خلاصه چیزهایی هم گیرمان آمد! خدا رحمت كند مرحوم آقا را، یك وقت اواخر عمرشان، یكی دو سال آخر، یك وقت با هم نشسته بودیم یك‌دفعه من حرفی را زدم! ایشان فرمودند: «آقا سید محسن این را تو از كجا می‌دانی؟!» گفتم: می‌دانید از كجا؟ از همان شب‌هایی كه من هفده سالم بود و...! بعد گفتند: «ای شیطان! خُب بگو ببینم دیگر چه چیزهایی را شنیدی؟!» گفتم: بقیه را نمی‌گویم. خلاصه آن چیزهایی كه قرار بود بشنویم می‌شنیدیم و چیزهایی گیرمان می‌آمد.

    1. . مصدر

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

24
  • یك شب در همان وقتی كه داشتند با هم صحبت می‌كردند و اتاق هم تاریك بود، چون مراعات ما را می‌كردند و چراغ را روشن نمی‌كردند، من شنیدم كه مرحوم آقای حداد به مرحوم آقا می‌گویند: ـ چون مرحوم آقای حداد یك سفر به مكّه برای حج تمتع رفتند و دیگر حتی عمرۀ مفرده هم نرفتند ـ

  • هروقت من وارد مسجدالنبی می‌شدم آنچنان فضای ملكوتی و ابّهت و هیمنۀ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها مرا می‌گرفت كه دیگر مجالی برای فكر كردن به‌جای دیگر را در من نمی‌گذاشت تا وقتی كه از مسجد بیرون می‌آمدم!

  • یعنی ایشان حتّی به پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هم دیگر نمی‌توانستند فكر كنند، یعنی آن موقعیت و جلال و عظمت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها آن‌چنان نفس ایشان را می‌گرفت ـ آن‌هم آقای حدادی که خودش دریایی از سعه و... بود! ـ که می‌فرمودند: «چنان مرا می‌گرفت كه من دیگر آن‌قدر غرق می‌شدم كه تا وقتی كه در مسجدالنبی بودم اصلاً نمی‌توانستم به چیز دیگری فكر كنم تا وقتی كه خارج می‌شدم و به بیرون می‌آمدم!»

  • اینكه می‌گویند: «زن ناقص الایمان و ناقص العقل است» به‌خاطر این جهت است که آن جنبۀ احساسی و عطوفتی كه در زن نسبت به مرد بیشتر است، این جنبه بر رفتار او تأثیر بیشتری دارد نه‌اینكه تعقل ندارد، نه او هم عقلش عقل كامل است و حتّی خیلی از زن‌ها نسبت به مردها قضاوت بهتری می‌كنند! بسیاری از چیزهایی را که ما از خیلی‌از زن‌ها در قضاوت‌ها، مشاوره‌ها و مطالبی كه باهم مطرح می‌كنند، می‌بینیم که از مردها خیلی قوی‌تر و محكم‌تر و... هستند امّا از نقطه‌نظر عمل خارجی، وقتی که پای عمل می‌رسد، می‌بینیم آن جنبۀ عاطفی و رأفتی را كه خدا در زن به‌خاطر بچه و تربیت بچه و شوهرداری و... بیشتر از مرد قرار داده، [این جنبه می‌آید و در آن عمل خارجی تأثیر می‌گذارد و اقدام به آن عمل را در او سست می‌کند. البته تربیت بچه و...،] اینها خُب بالأخره وسیله می‌خواهد، همین‌طوری كه نمی‌شود بگوید این کار را بكن و این کار را نكن، این زن باید خودش به‌نحوی منزل را بگرداند، بچه‌ها را تحت سرپرستی قرار بدهد، و آن مرد نمی‌تواند این وظیفه را انجام بدهد، وظیفۀ مرد، كار بیرون و مسائل بیرون از منزل است، وظیفۀ زن هم كه خُب رسیدگی به امور منزل و بچه به‌واسطۀ همان لطافت نفس است، از این نظر تعبیر به ناقص العقل شده است. ولی منظور از آن عقل، عقل عملی است كه در نهج‌البلاغه هم نسبت به این قضیه، این روایت آمده است. دوستان آن صحبت بنده را راجع به این قضیه مورد توجه قرار بدهند، در آنجا این مسئله توضیح داده شده است.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

25
  • (مسئلۀ سلوکی)

  • لزوم عمل به وظیفه و رضایت نسبت به مقدرات الهی و فراز و نشیب‌های زندگی

  • سؤال: همسرم به‌خاطر كارهایی كه انجام می‌دهم یا بعضی از كارهایی را كه انجام نمی‌دهم به من می‌گوید كه: «از تو راضی نیستم!» همچنین به من می‌گوید: «به من اجازه بده تا تجدید فراش کنم!» تكلیف بنده در قبال همسرم چیست؟

  • جواب: (نمی‌دانم چرا امروز ما بیشتر راجع به مسائل مشكله مورد سؤال قرار گرفتیم!) خُب شما بایستی كه اطاعت بكنید و وظیفۀ خودتان را انجام بدهید، اما حالا اگر توقعات یك نفر برآورده نمی‌شود خُب آن یك مطلب دیگری است، آن دیگر به آن كیفیت تفكّر او بستگی دارد. عرض كردم که همه در یك سطح نیستند و اشخاص در این قضیه متفاوت هستند، آنچه ما وظیفه داریم، فرق نمی‌كند چه زن و چه مرد، این است که هركدام تكلیف و وظیفۀ خودشان را انجام بدهند و خودشان را هم گول نزنند و به‌خاطر مسائل و سلیقه‌ها، قضایا را به نفع خودشان تفسیر و توجیه نكنند! و بهترین قاضی هم خود وجدان انسان است كه می‌تواند قضاوت كند که الآن در این زمینه به وظیفه عمل شده یا نشده است.

  • انسان باید آن راهی را كه برای او در نظر گرفته شده، ادامه بدهد و بداند كه آن راه، بی‌فراز و نشیب نخواهد بود و برای هر كسی پروندۀ خاص به خود او تعیین شده است. گرچه ایده و بالاترین حد از مبانی كه برای ما در ارتباط با مسائل خانوادگی گفتند، محبت زائد و عشق به خانواده‌ است ـ همان‌طوركه بنده هم بارها این مطلب را به نقل از بزرگان، خدمت دوستان عرض كردم ـ ولی درعین‌حال انگار خواست و مشیت خدا، فراز و نشیب در این مسائل خانوادگی است، این هست، این فراز و نشیب وجود دارد. در این فراز و نشیب‌ها است كه انسان چیزی گیرش می‌آید و چیزی می‌فهمد. بنابراین توقع اینكه انسان همیشه یك زندگی یك‌نواختی داشته باشد كه آب از آب تكان نخورد، این یك توقع ناپخته‌ای است. بالأخره روزگار به دست ما و به قلم تقدیر ما نمی‌گردد، روزگار برای خودش، روش خودش را دارد و افراد هم برای خودشان روش خودشان را دارند. امروز یك نفر با شما رفاقت می‌كند و فردا سرِ هیچ، رفاقت را به‌هم می‌زند. خب بعضی از همین افراد ارتباطشان با ما قدری كم‌رنگ شده و فلان شده و فاصله گرفتند!

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

26
  • من به یك شخص می‌گفتم: من هرچه فكر می‌كنم كه من چه كردم كه این ارتباطِ سی ساله یك‌مرتبه قطع بشود، خُب به فكرم چیزی نمی‌رسد. خُب به من بگویید كه آخر من چه كردم؟! من در این قضیه چه كاری انجام دادم؟! توجه می‌كنید؟!

  • تاثیر بیشتر مشکلات و ناملایمات در زندگی از پنجاه سال نماز شب خواندن

  • وقتی به همین راحتی، یك ارتباط به این محكمی و سی ساله، سریع و بدون تأمل و درنگ قطع می‌شود و می‌گوید: خداحافظ شما! اصلاً شما چه كسی هستی؟! خُب این چه چیزی را برای انسان می‌رساند؟ این خیلی برای آدم مفید است. البتّه ممكن است مقداری سخت باشد ولی آن طرف سكه‌اش این است كه دل به این اهل دنیا مبند، دل را جایی ببند كه هیچ‌وقت نمی‌توانی از آن جدا شوی، آن‌هم نمی‌تواند از تو جدا شود، آنجا دل را ببند. گرچه مسائل، مسائل سختی است ولی در پشتش خیلی مطالب هست. در این رفتن‌ها خیلی مسائل خوابیده، در این مرض‌ها خیلی قضایا خوابیده، در این دور شدن‌ها و فراق‌ها خیلی مطالب خوابیده، چیزهایی خوابیده كه با پنجاه سال نمازشب هم گیر آدم نمی‌آید.

  • چیزی را که یك فراق، یك مرگ، یك مرض، یك ناملایمات، به شما می‌دهد، اگر شما پنجاه سال هم نمازشب بخوانی، این نمازشب آن را به شما نمی‌دهد، آن جای خودش را دارد، نماز شب جای خودش را دارد، تأثیر خودش را دارد، این به‌جای خود. امّا آن تأثیر كندن، آن تأثیر جدا شدن، آن تأثیر چسباندن به یك ذات دیگر، آن تأثیر تعلق، آن با نمازشب پیدا نمی‌شود، آن با قرآن خواندن پیدا نمی‌شود، اینها كمك می‌كند ولی آن تأثیر را ندارد. این کندن و جدا شدن و... باید در پروندۀ انسان باشد، در این برنامه‌ای كه خدا قرار داده، آن نقطه‌اش این است، و اگر انسان با آغوش باز اینها را پذیرا بشود و پذیرایی كند، خیلی چیز نصیبش می‌شود اما اگر دائماً شروع كند به داد و بیداد و هوار و...، نه، فایده‌ای ندارد، بالآخره روزگار هم كار خودش را می‌كند و كاری با نظر آدم ندارد.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

27
  • من واقعاً دارم عرض می‌كنم که منِ بعد از پنجاه وشش هفت سال سن، آن نمازی را كه الآن می‌خوانم تا آن نمازی را كه دو سال پیش با حیات والده می‌خواندم فرق می‌كند، تفاوت می‌كند! والدۀ من خیلی به بنده تعلق داشت، من سرم درد می‌كرد او قلبش درد می‌كرد! خیلی عجیب بود! نمی‌دانم از میان این بچه‌ها، خلاصه چطور [ایشان به ما این‌همه تعلق داشت؟! انگار] علی‌آباد هم شهری است! توجه می‌كنید! لذا بنده حتّی مسافرت هم كه می‌رفتم اصلاً به ایشان نمی‌گفتم، می‌ترسیدم بگویم چون اصلاً از وقتی كه می‌رفتم تا برمی‌گشتم ایشان دائماً در اضطراب و فلان بود! و خُب ما واقعاً نسبت به ارتباط و خدمت به ایشان و امثال‌ذلك مقصر و قاصر بودیم! ولی همین ارتباط باعث تعلق می‌شود. خب مادر اصلاً وسیلۀ برای حركت انسان است، پدر وسیلۀ برای راه انسان است. این همه تأكید که ما در اسلام، در تشیع، در دستورات بزرگان و اولیاء نسبت به محبت به پدر و به‌خصوص به مادر داریم و مطالبی که من از مرحوم آقا شنیدم واقعاً عجیب است! شخص پیش ایشان آمده بود و می‌گفت: «آقا پدر و مادر من كمونیست هستند!» ایشان می‌فرمودند: «به تو چه مربوط است که آنها كمونیست هستند؟ تو باید بروی و با آنها مانند یك شیعۀ امیرالمؤمنین علیه‌السلام عمل کنی و دست و پایشان را ببوسی!» اینها را من از ایشان شنیدم! «به تو چه مربوط است كه آنها کمونیست هستند؟! آنها خودشان می‌دانند با خدای خودشان! شما چه‌كار دارید؟» توجه می‌كنید؟! ما اینها را از ایشان شنیدیم، یك‌هم‌چنین تعبیراتی را از ایشان می‌شنیدیم!

  • حالا انسان ببیند که خُب مادری دارد كه در یك‌هم‌چنین شرایطی و با چه وضعی و با چه كیفیتی [با انسان برخورد می‌کند و اظهار علاقه می‌کند؟!] واقعاً اگر توفیقكی هم خدا به ما داده باشد از صدقه‌سر همین‌ها بوده است دیگر، از زحماتی كه اینها برای ما كشیدند و دورانی كه گذشته و مسائلی كه بنده به یاد دارم كه شاید تحملش برای زن‌های امروزی غیرممكن باشد! درعین‌حال ما در آن موقع به هوای اینكه بالأخره گاهی می‌رفتیم مشهد و دستشان را می‌بوسیدیم، پایشان را می‌بوسیدیم، خوش بودیم دیگر به اینكه بالأخره مادر داریم و دعایش هم بالای سر ما است. ولی حالا كه رفته می‌بینم حالا وضعیت فرق می‌كند، انگار باید این قضیه انجام بشود، باید این عُلقه هم كنده بشود! توجه می‌كنید؟!

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

28
  • بله! انسان تا وقتی كه اینها هستند باید تا جایی كه می‌تواند اینها را روی چشمش بگذارد، ولی نباید دیگر توقع داشته باشد که الی ابد الآباد این‌طور باشد. نه، تا وقتی كه هستند انسان باید طبق همان پرونده عمل كند، طبق همان دستور عمل كند، و وقتی هم كه رفتند خدا را شكر كند بر اینكه پروندۀ جدیدی برایش باز شده است و خدا می‌خواهد حالا آن طرف سكه را نشان بدهد که حالا بیا به طرف من، تا حالا برای پدر و مادرت بودی، تا حالا زحمت می‌كشیدی، بسیارخُوب اجرت را می‌دهم، همه را تمام و كمال دادم، این به‌جای خود محفوظ امّا این همه‌اش نبود، حالا بلند شو بیا این‌ طرف سكه را تماشا كن، این‌ طرف كاغذ را ببین، بیا این عالم را ببین، لذا اصلاً می‌بینی عجب! اصلاً نمازمان در آن موقع یك چیز دیگری بود و الآن یك چیز دیگری است، توجهمان در آن موقع چیزی بود و الآن چیز دیگری است! خُب آن‌هم برای خدا بود، اما بالأخره این دو حال باهم فرق می‌کند. لذا اینكه می‌گویند توحید مراتبی دارد، معرفت مراتبی دارد برای همین است‌ كه انسان اینها را هم تجربه کند. لذا همۀ اینها در جایگاه خودش و در راستای خودش باید انجام بشود.

  • (مسئلۀ سلوکی)

  • اجازه در عمل به دستورالعمل‌هایی که در جلد دوم مطلع انوار آمده است

  • سؤال: در مطلع انوار جلد دو دستورالعمل‌هایی آمده مثل ذكری كه علامه قاضی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ برای رفع دشمن آورده1 و دستور علامه حداد ـ رحمةالله‌علیه ـ كه خواندن سورۀ والذاریات را برای حفظ و حرزی كه ایشان برای حفظ علامه طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و فرزندانش نوشته بودند كه بسم‌ الله الرحمن الرحیم در مربعات بوده،2 آیا به ما اجازۀ انجام این دستورات را می‌دهید؟

  • جواب: اشكال ندارد، می‌شود انجام داد.

  • عدم توان نسبت به ارتباط با دیگران به‌واسطۀ غلبۀ حالات مخصوصاً بعد از زیارات ائمه و...

    1. . مطلع انوار، ج 2، ص 160.
    2. . همان.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

29
  • سؤال: از سال نود ویك وارد جمع دوستان شدم، بنده وقتی بیرون از خانه با دیگران مواجه می‌شوم احساس سنگینی، خواب و غیره می‌كنم، در صحبت كردن دچار مشكل می‌شوم و ...

  • جواب: بله! این مسئله به همین كیفیت، گاهی برای انسان به‌واسطۀ غلبۀ حالات، اتّفاق می‌افتد. در بعضی از حالات روحی، انسان قدرت برای ارتباط با دیگران را ازدست می‌دهد، نسبت به افرادی كه از محل متبرّكه، زیارتی یا جایگاهی برمی‌گردند، این قضیه بیشتر است که تا مدت‌ها توان ارتباط با دیگران را ندارند، البتّه این به صورت‌های مختلفی ممكن است پیدا بشود، گاهی به‌صورت حال تهوع برای انسان پیدا می‌شود، مخصوصاً علامتش این است كه اگر در مسجدی یا در حسینیه‌ای یا در جایی برود، این حالت ازبین می‌رود، فقط در وقتی كه در مجامع عمومی ظاهر بشود یا افراد نامناسب و ناسنخیّت با او تماس پیدا كنند، این حالت التهاب برای او پیدا می‌شود، یا لكنت زبان پیدا می‌کند، همۀ اینها مربوط به همین حالات است، البتّه ممكن است برطرف بشود و ممكن هم است که بماند، این مطلب مهمی نیست.

  • لزوم عمل به تکلیف و لزوم راضی بودن نسبت به مقدرات الهی 

  • سؤال: چه تفكری باعث می‌شود كه نسبت به فقر و تنگدستی خود و اطرافیان صبر و تحمل كنیم و آن را از طرف خدا ببینیم و این امر باعث یأس و ناامیدی از رحمت خدا نشود؟ و چه عاملی باعث این پدیده می‌شود كه گروهی از انسان‌ها در نهایت امكانات و راحتی باشند و گروهی حتی برای نان شب خود در رنج و مضیقه باشند؟ آیا این ربطی به تلاش و كوشش دارد یا مسائل دیگری هم در این مسئله دخیل است؟

  • جواب: ببینید! خُب اینها مطالبی است كه فقط یك قضیه نمی‌تواند در این مسائل دخیل باشد. این مسائل جهات مختلفی دارد: بعضی‌ها ناتوانی خودشان و اینكه نمی‌توانند به چیزی دسترسی پیدا كنند را به پای تقدیر می‌گذارند، بعضی‌ها ممكن است به‌واسطۀ اشتباهاتی كه می‌كنند، خودشان را در بعضی از این مضیقه‌ها قرار می‌دهند و این را به پای تقدیر و سحر و جادو و... می‌گذارند، بعضی‌ها به‌خاطر بعضی از خطاها یا بعضی از ارتباطات كه انجام می‌شود، آن راه و آن وضعیت را به‌هم می‌ریزند، بعضی‌ها به‌خاطر كار خلافی كه انجام می‌دهند، راه رزق و روزی‌شان را به روی خودشان می‌بندند، بعضی‌ها هم كه خُب صلاح بر این است كه در همین وضعیت بمانند، این یك چیز طبیعی است و چیز خاصی نیست.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

30
  • شخصی در زمان رسول‌خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم سراغ حضرت آمد و گفت:

  • من فقیرم! حضرت فرمودند: ثروت برای تو مانع است و به صلاح تو نیست! گفت: شما چه‌كار دارید من می‌خواهم ثروتمند بشوم و بعد هم شما حالا خواهید دید که این ثروت برای من مانع نیست! ایشان فرمودند: خُب حالا که خودت می‌خواهی بسم‌الله! دو درهم به او دادند و فرمودند: با این دو درهم برو كار كن. او هم رفت كار كرد و یك بز یا یك گوسفند خرید و اینها شروع كردند به زاییدن و فلان! و كم‌كم زیاد شدند! (حالا دو درهم بیشتر به او نداده بودند امّا این دو درهم، درهمی بود كه باید این شخص را نابودش كند! قضیه این است! حالا كه خودت می‌خواهی نابود شوی بسم‌الله، راه هست! یك آیۀ قرآن در این زمینه هست که خیلی خیلی عجیب است!)1 خلاصه این شخص رفت و گوسفند خرید و فلان و این حرف‌ها و گله‌دار شد و دیگر او كه هر روز می‌آمد و در نماز پیامبر شرکت می‌کرد ـ لابد خودتان شنیدید دیگر، من‌هم به اجمال می‌گویم ـ دیگر نتوانست در نماز پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شركت كند و گله‌اش را به بیرون مدینه ‌برد. دائماً پیغمبر سراغش را می‌گرفتند و می‌فرمودند: او كجا است؟ می‌گفت: الآن حوصله ندارم بیایم و فعلاً گوسفندها فلان است و گرگ می‌آید می‌خورد و مجبورم که بیرون باشم و از این مسائل!2

  • شخصی که از بستگان مرحوم آقا بود و بعد هم فوت كرد، البته اول، حالش خوب بود، او ورشكست شده بود، پیش ایشان آمده بود و خلاصه التماس دعا داشت! من به آقا گفتم: مثل اینكه هر وقت ورشكست می‌شود سراغ شما می‌آید؟! ایشان فرمودند: «بله! ولی این دفعه می‌گوید که دیگر مثل سابقم نیستم.» خلاصه این شخص كم‌كم كار و بارش گرفت و فلان و دیگر جلسۀ عصر جمعه کمتر می‌آمد، یك جلسه می‌آمد، یك جلسه نمی‌آمد. یك‌دفعه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به او فرمودند:

    1. . سوره توبه (9) آیات 75 ـ 79: ﴿وَمِنۡهُم مَّنۡ عَٰهَدَ ٱللَهَ لَئِنۡ ءَاتَىٰنَا مِن فَضۡلِهِۦ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ * فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُم مِّن فَضۡلِهِۦ بَخِلُواْ بِهِۦ وَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعۡرِضُونَ * فَأَعۡقَبَهُمۡ نِفَاقٗا فِي قُلُوبِهِمۡ إِلَىٰ يَوۡمِ يَلۡقَوۡنَهُۥ بِمَآ أَخۡلَفُواْ ٱللَهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُواْ يَكۡذِبُونَ * أَلَمۡ يَعۡلَمُوٓاْ أَنَّ ٱللَهَ يَعۡلَمُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۡ وَأَنَّ ٱللَهَ عَلَّٰمُ ٱلۡغُيُوبِ * ٱلَّذِينَ يَلۡمِزُونَ ٱلۡمُطَّوِّعِينَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ فِي ٱلصَّدَقَٰتِ وَٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهۡدَهُمۡ فَيَسۡخَرُونَ مِنۡهُمۡ سَخِرَ ٱللَهُ مِنۡهُمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾
      ؛ امام شناسی، ج 10، 315:
      «و بعضى از منافقین این‌طور با خدا عهد بسته‌اند كه اگر خدا از فضل خود به ما بدهد، البتّه و البتّه زكات مال خود را داده؛ و صدقه را خواهیم پرداخت؛ و البتّه از صالحین و نیكوكاران خواهیم بود. * و با وجود این، چون خداوند از فضل خود به آنها مرحمت فرمود؛ بر آن مال بخل ورزیده؛ و از دادن زكوة و صدقه امتناع نموده؛ و به دین خدا پشت كردند. * و بالنّتیجه، آن بخلْ در دلهاى ایشان، نفاقى را به جاى گذاشت كه تا روزى كه خدا را ملاقات كنند؛ و مرگ آنها برسد، آن نفاق باقى خواهد بود؛ و این پیوستگى نفاق تا روز مرگ به علّت آنست كه با میعادى كه با خدا نهادند؛ مخالفت كرده؛ و به واسطه نفس كاذب و دروغگوئى بود كه دروغ مى‌گفتند. * آیا ایشان ندانسته‌اند كه خداوند از پنهانى‌هاى آنها، و از راز گفتن‌هاى آنها، خبر دارد؛ و اینكه خداوند علّام الغیوب است؟! * كسانى كه عیب‌جوئى مى‌كنند، و خرده مى‌گیرند بر آن مردان مؤمنى كه از روى طوع و رغبت، صدقات خود را به نحو فراوان مى‌دهند؛ و مسخره مى‌كنند آن مردان مؤمنى را كه غیر از نهایت مقدار سعى و كوشش خود نمى‌توانند چیزى بدست آورده، و صدقه بدهند؛ و بر آن كمى و قلّت صدقه خرده مى‌گیرند و مسخره مى‌نمایند، خداوند ایشان را سُخْریّه مى‌كند؛ و از براى ایشانست عذابى دردناك‌»
    2. . مجمع البیان، ج 5، ص 81؛ تفسیر طبری، ج 10، ص 130.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

31
  • چرا شما جلسات عصر جمعه نمی‌آیید؟ گفت: آقای فلانی! ـ حالا اسم نمی‌برم كه به چه اسمی معمولاً مرحوم آقا را مخاطب خودشان قرار می‌دادند چون مرحوم آقا یكی از بستگان نزدیكش بودند ـ اگر بیایم مرغ‌ها از جوجه‌كشی و... می‌افتند! مرغ‌ها از گُرسنگی می‌میرند! مرحوم آقا هم فرمودند: آقای فلان! بگذار مرغ‌ها بمیرند! چرا داری آمدن به جلسۀ عصر جمعه را ازدست می‌دهی؟! بگذار مرغ‌ها بمیرند! تو داری خودت می‌میری، آن‌وقت فكر مرغ‌ها را می‌كنی؟! تو الآن داری خودت را می‌كشی، تو الآن داری استعداد خودت را ازبین می‌بری، تو الآن داری خودت را نابود می‌كنی!

  • و نابود هم شد! بعد مسائلی برای او پیش آمد و به كیفیتی خلاصه بله! ما را از دنیا رفتیم شد! خلاصه به آن قسم و کیفیت از دنیا رفت!

  • تو باید به جلسۀ عصر جمعه بیایی، باید خودت را در این فضا قرار بدهی، باید خودت را در این جمع قرار بدهی كه در این فضایی كه برای تو آماده شده بتوانی حركت كنی. اگر جدا بشوی كم‌كم جدایت می‌كنند و در یك عالم دیگری قرارت می‌دهند!

  • خلاصه این شخص در زمان پیامبر هم كم‌كم از پیامبر دور شد! بعد پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرستادند دنبالش كه بروید از او زكات بگیرید چون این شخص هم گوسفندانش زیاد شده بودند، خُب این‌هم فکر می‌کرد که گوسفندان را خودش به‌دست آورده و فلان و به آن نمایندۀ پیغمبر گفت كه:

  • نه! من خودم برای پیغمبر گوسفند می‌فرستم! تو حالا برگرد! نمایندۀ پیغمبر را رد كرد! بعد وقتی كه نمایندۀ حضرت برگشت مدینه و جریان را گفت، حضرت فرمودند: ای داد بیداد! گفتم که این برای او ضرر دارد! بعد این شخص به مدینه آمد و گفت كه یا رسول‌الله! حالا آن موقع نشد که زکات بدهم اما حالا هرچه شما بفرمایید عمل می‌کنم؟ حضرت فرمودند: ما یك مرتبه بیشتر امر نمی‌كنیم، نمایندۀ من آمد و تو زکات گوسفندانت را ندادی و من دیگر از تو چیزی قبول نخواهم كرد!1

    1. . تفسیر طبری، ج 10، ص 131؛ تفسیر القرآن العظیم‌، ج 6، ص 1848.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

32
  • و خُب خسرالدنیا و الآخرة شد! توجه كردید؟!

  • این مسئله هم به این كیفیت است، برای بعضی‌ها صلاح نیست كه این انجام بشود. بنده با چشم خودم این مسائل را می‌دیدم که بارها افرادی پیش مرحوم آقا می‌آمدند و از وضع زندگی خود گلایه داشتند و خلاصه از ایشان التماس دعا داشتند! و بعد مرحوم آقا می‌فرمودند: «همین وضع زندگی كه تو داری، الآن همین برای تو صلاح است.» و آنها بعد از مدتی الحاح كردند، اصرار بر تغییر كردند و بعد رفتند و خودشان قطع شدند!

  • آیۀ قرآن عجیب است، ما باید همیشه این آیه را در نظر داشته باشیم كه‌:

  • ﴿مَن كَانَ يُرِيدُ ٱلۡعَاجِلَةَ عَجَّلۡنَا لَهُۥ فِيهَا مَا نَشَآءُ لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلۡنَا لَهُۥ جَهَنَّمَ يَصۡلَىٰهَا مَذۡمُومٗا مَّدۡحُورٗا * وَمَنۡ أَرَادَ ٱلۡأٓخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعۡيَهَا وَهُوَ مُؤۡمِنٞ فَأُوْلَٰٓئِكَ كَانَ سَعۡيُهُم مَّشۡكُورٗا * كُلّٗا نُّمِدُّ هَٰٓؤُلَآءِ وَهَٰٓؤُلَآءِ مِنۡ عَطَآءِ رَبِّكَ وَمَا كَانَ عَطَآءُ رَبِّكَ مَحۡظُورًا﴾1

  • «هر كسی دنیا را بخواهد ما به او دنیا را می‌دهیم، (خدا می‌گوید: ما به او دنیا را می‌دهیم، ببینید پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم دادند، بیا این دو درهم را بگیر، برو آخرتت خراب شد!) و كسی كه آخرت را بخواهد ما آخرت را برای او تقدیر می‌كنیم. (و بعد هم می‌فرماید): هر دو از ناحیۀ ما تأمین خواهد شد. خیال نكنید فقط آنچه مربوط به آخرت است، ما آن را به شما می‌دهیم، آنچه هم مربوط به دنیا است آن را هم ما می‌دهیم، این دیگر بسته به انتخاب و اختیار شما است که كدام را می‌خواهید اختیار كنید؟!»

  • این آیات در صدد بیان همین مطالبی است كه امروز خدمت شما عرض كردم.

  • (متفرقات)

  • دریافت پاسخ سؤالات از طریق نامه‌نگاری و سایت

  • سؤال: خواهشمندم فردی را در طهران مشخص نمایید كه بتوانیم حضوری یا تلفنی سؤالات احكام را از ایشان بپرسیم یا مشورت‌ها و سؤالات را خدمت ایشان عرض كنیم؟

  • جواب: خُب بنده در طهران نمی‌توانم كسی را معرفی كنم كه اگر كسی سؤالی دارد به او رجوع كند. هر کسی مطلبی و سؤالی دارد می‌تواند توسط همین وسایل ارتباطی كه فعلاً هست بیان كند و این بهتر است. چون گاهی اوقات دیده شده كه بعضی از مطالبی كه مطرح شده، در این مطالب، اختلافات و تفاوت‌هایی پیش آمده و خود این موجب سؤال شده است. الآن خُب وسایل هست، سایت هست، نامه‌نگاری هست و خود بنده به سؤالات و مسائلی كه مربوط به احكام است پاسخ می‌دهم.

    1. . سوره إسراء (17) آیات 18 ـ20؛ معاد شناسى، ج ‌8 ، ص 208:
      «هر كس كه رویّه و مرامش این باشد كه طالب دنیاى عاجل و زودگذر باشد، ما آن مقدارى را از دنیا كه بخواهیم، نسبت به كسانى كه بخواهیم می‌دهیم؛ لیكن سپس به‌دنبال آن جهنّم را براى او قرار داده‌ایم كه به‌طور مذموم و مطرود به آتش آن می‌رسد و ملامت شده و دور افتاده در آن می‌سوزد. * و كسى كه آخرت را طلب كند و كوشش كافى و وافى براى ورود به آن به‌جاى آورد و از روى ایمان و ایقان باشد، البتّه سعى‌ و كوشش آنها در نزد خداوند مشكور است. * ما به تمام این افراد مدد و امداد می‌دهیم و قوّه و نیرو می‌فرستیم، چه این طائفه و چه آن طائفه را؛ هركدام را از عطا و فیض پروردگار تو تقویت می‌كنیم؛ و البتّه عطا و فیض پروردگار تو از كسى منع نمی‌شود.»

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

33
  • خواستم این را هم خدمت دوستان عرض كنم كه با توجه به موقعیتی كه برای بنده پیش آمده و تأكیدی كه اطباء و دوستان كردند، دیگر آن آمادگی و استعدادی را كه ما سابق نسبت به بیان مطالب و یا مثلاً پاسخ دادن‌ها و امثال‌ذلك داشتیم، طبعاً الآن بنده در محدودیت‌هایی قرار دارم و لذا سعی می‌كنم كه از همین محدودیت برای آنچه مورد نظر هست استفاده كنم، و دیگر بیش از آن‌مقدار نمی‌توانم.

  • خُب بنده سابق گاهی اوقات اتّفاق می‌افتاد که در بیست وچهار ساعت، هفده ساعت فقط تنهایی صحبت می‌كردم! ولی الآن دیگر یك هم‌چنین مطالبی نیست و خلاصه یك هم‌چنین آمادگی‌هایی دیگر نیست. فرض كنید از بیست وچهار ساعت، هفده ساعت صحبت كردن که تازه بعضی از مجالس‌مان ساعت یك بعد از نصف‌شب شروع می‌شد، مجالسی كه با ادیان و مسیحیت و یهودیت و... در كشورهای دیگر و خارج از ایران داشتیم، خُب الآن دیگر یك‌هم‌چنین فرصت و مسئله‌ای نیست. طبعاً طبق این محذوریت خُب ما مجبور هستیم که به تألیفات و یا پاسخ بعضی از نامه‌هایی كه هست اكتفا كنیم. لذا بنده از دوستان تقاضا دارم كه مسائلی را كه مربوط به مطالب خانوادگی است یا مسائلی را كه مربوط به خواب و... است، دیگر مطرح نکنند چون بنده دیگر مجالی را برای پاسخ دادن به این‌گونه مطالب ندارم. بنده فقط مطالبی را كه مربوط به مطالب عرفانی است یا مسائلی كه مربوط به احكام فقهی است، آنها را پاسخ می‌دهم و البتّه سعی بنده هم بر این است كه اگر بتوانم فرصتی پیدا كنم که قدری مبسوط‌تر به سؤالات پاسخ بدهم، قدری بازتر كنم، قدری بیشتر وقت بگذارم، البته آن دیگر بستگی به حال من و كیفیت‌ و كمیت سؤال‌ها دارد.

  • البته بله، بعضی از همین دوستانی كه می‌آیند و در مجالس شركت می‌كنند، ممكن است سؤالات و... به آنها داده بشود و آنها پاسخ بدهند، ولی خُب راه سهل‌ترش همین است كه سؤال به‌وسیلۀ همین وسایل عمومی كه در اختیار است مطرح بشود چون در این‌صورت مطلب زودتر و سهل‌تر به نتیجه خواهد رسید.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

34
  • (مسئلۀ شرعی)

  • حکم تعلق و عدم تعلق خمس به جهیزیه و پول حج

  • سؤال: پسری كه والدین او توانایی كمك برای هزینۀ ازدواج و تشكیل خانواده برای او را ندارند، آیا به درآمد او كه می‌تواند با پس‌انداز چند سالۀ آن، این هزینه‌ها را تأمین بکند، خمس تعلق می‌گیرد؟

  • جواب: این مطلب را هم بنده عرض كردم كه نسبت به جهیزیه، افرادی كه نمی‌توانند جهیزیه را در همان سال‌های آخرِ آمادگی برای ازدواج، تأمین كنند، اشكالی ندارد كه جهیزیه را از سال‌های قبل تأمین كنند، و نسبت به مسئلۀ حجّ هم قضیه همین‌طور است، در مسئلۀ حجّ باید و واجب است که شخص بالغ ـ كه البتّه سن بلوغ را همان‌طوری كه عرض كردم، برای دختران حدود چهارده سالگی است نه نُه سالگی و برای پسران هم كه پانزده سال تمام است ـ از اوّل بلوغ برای رفتن به حجّ پس‌انداز كند، همان‌طوری كه برای سایر امور زندگی پس‌انداز می‌كند و خب حجّ مقدم است، پس باید پس‌انداز كنند، پول را كنار بگذارند چون ممكن است كه برای یك نفر چند سال طول بكشد تا اینكه این پس‌انداز به آن حد نصاب برای رفتن برسد. نسبت به حجّ خیلی دقت داشته باشید، این‌طور نیست كه فرض كنید كه سن به سی چهل سالگی و پنجاه سالگی برسد و یك‌دفعه از آسمان دری باز بشود و یك پولی برسد و...، نه این‌طور نیست. باید از هنگام بلوغ و حتّی مطلب بالاتر از این است، منتها حالا ما جرأت گفتنش را نداریم، این مقدارش را می‌گوییم كه واجب است برای پسر و دختر كه برای حجّ خودشان صندوقی، چیزی كنار بگذارند كه این مبالغ به آن حد برسد.

  • البتّه نسبت به این قضیه خمس هم تعلق می‌گیرد. خمسش را كنار بگذارند و بقیه‌اش را در آن صندوق بگذارند، این ایراد ندارد.

  • و امّا نسبت به جهیزیه، اگر جهیزیه از چند سال قبل از ازدواج مثلاً سه چهار سال قبل از ازدواج، این قضیه بخواهد شروع بشود بعد ازدواج كنند، اینها خمس ندارد؛ ولی اگر نه، از دوران بچگی، مثلاً فرض كنید كه ما این ظرف را برای این كنار می‌گذاریم، یا این یخچال را كنار می‌گذاریم، یا آن قالی را فرض كنید كه از همان سه ساله بودن بچه تهیه می‌کنیم و کنار می‌گذاریم ـ بابا سه ساله حالا كو تا بزرگ شود؟! خُب خدا بزرگ است ـ این خمس دارد.

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

35
  • بنابراین اگر امكانات یك خانواده این است كه از سه چهار سال مانده به ازدواج اقدام بكنند، این خمس ندارد چون دیگر در همان زمان است. ولی اگر از كودكی بخواهند این كار را انجام بدهند احتیاطاً، البتّه بهتر است كه خمس را بپردازند.

  • خُب دیگر اگر اجازه بفرمایید از خدمت دوستان مرخص بشویم!

  • (مسئلۀ سلوکی)

  • لزوم مراقبه و عدم توجه نسبت به اشتباهات و گناهان گذشته

  • سؤال: مشكلاتی برای ما در زندگی پیش می‌آید، هرچند با توجه به صحبت‌هایی كه تا حالا شنیدیم و فهمیدیم که اینها لازمۀ مسیر است، اینکه اینها آزمایشات الهی هستند، البتّه در این حرفی نیست، مشكل ماییم، من نوعاً تحمّلم كم است و بعضی از این مشكلات ممكن است تحمّلم را بالا برد ولی لطمۀ روحی و خاطرات بدی از اعمال خودم و كارهای اشتباه، برایم باقی می‌ماند، این اشتباهات گاهاً ازبین رفتنی نیست چه در وجود ما و چه در وجود دیگران، وظیفه چیست؟

  • جواب: ببینید! مراقبه معنایش همین است دیگر، معنای مراقبه این است كه انسان مواظب باشد تا حد امكان نسبت به آنچه انجام می‌دهد، این مخالف با دستورات الهی نباشد. و بعد هم انسان باید خودش را به خدا بسپارد و همیشه آینده را نگاه كند. تفكّر نسبت به گذشته و مرتب به‌دنبال قبل گشتن، این برای سالك مضر است و باعث می‌شود حركت او متوقف شود. انسان اگر هم اشتباه كرده، خب خدا هم پشت سرش بخشنده است، اشكال ندارد، مگر انسان نباید اشتباه كند؟!

  • حتماً شنیدید که راجع به قضیۀ بعد از فوت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به من اعتراض كردند كه چرا شما بعد از فوت مرحوم آقا آن‌طوری صحبت كردی؟! من گفتم كه قصد و غرضم از صحبت این بود و اینکه شما می‌گویید نبود، مرتب اصرار كردند که نه! شما حتماً غرضت این بوده! گفتم: اصلاً غرضم همین بود که شما می‌گویید! حالا خوب شد؟! حالا چه می‌گویید؟ اصلاً اشتباه كردم، دلم خواست که اشتباه كنم، اشتباه كردم و حالا هم می‌گویم که اشتباه كردم و حرفم را پس می‌گیرم. گفتند: نه! پس دیگر نمی‌شود به حرف شما اعتماد كرد، چون شما اشتباه كردید! گفتم: عجب! پس بفرمایید که جنابعالی معصوم هستید كه می‌گویید بنده نباید اشتباه بكنم! معنایش این است دیگر. معنایش این است كه بنده چون اشتباه كردم پس الآن حرف‌های من دیگر قابل اعتماد نیست، خُب نیست كه نیست، عمل نكن. ولی با این حرف، معلوم می‌شود كه شماها و امثال شماها، معصوم هستید و هیچ‌وقت و در هیچ‌زمانی اشتباه نمی‌كنید!

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

36
  • نه آقاجان! شیعه فقط یك نفر را معصوم می‌داند و بقیه همه خطاكار هستند. منتها خدا به یك كسی این توفیق را می‌دهد كه اگر اشتباه كرده، بگوید که من اشتباه كردم و حرفم را پس می‌گیرم و افرادی را كه به اشتباه انداختم، الآن از اشتباه درمی‌آورم. و خدا این توفیق را به شماها نداده است كه اگر اشتباه كردید بگویید که ما اشتباه كردیم و الآن هم كه اشتباه می‌كنید بگویید که ما داریم اشتباه می‌كنیم، این توفیق قسمت شما نشده است. همۀ ما اشتباه می‌كنیم، چه اشكال دارد؟ كسی از ما التزام نگرفته كه اشتباه نكنیم، عناد نداشته باشیم، غرض نداشته باشیم، چون آن چیزی كه خدا نمی‌پسندد عناد است، ایستادن در مقابل خدا است، آن را خدا نمی‌پسندد، والاّ اشتباه، خُب خدا خودش ما را این‌طوری خلق كرده، خدا خودش ما را بشر خلق كرده و بشر هم اشتباه می‌كند.

  • بنابراین همان‌طوری كه بزرگان می‌فرمودند و مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به بنده می‌فرمودند:

  • سالك نباید به گناه‌ها و اشتباهات گذشته‌اش نگاه كند، باید به رحمت و امید خدا در آینده توجه كند.

  • اگر اشتباه كردیم می‌گوییم خدایا توبه كردیم، استغفرالله، تو چشمت را درویش كن و خلاصه زیرسبیلی رد كن! خدا هم می‌گوید: باشد، حالا که تو ما را این‌قدر قبول داری ما هم رد می‌شویم، کاری به کارت نداریم! آنچه جای نگرانی و ترس دارد این است که انسان در مقابل حق و در مقابل واقع می‌ایستد و زیر بار نمی‌رود. بنابراین ما به رحمت خدا مستظهر1 هستیم و همیشه باید رحمت او را مورد توجه قرار بدهیم، خدا هم از این بنده خوشش می‌آید. خدا از بنده‌ای خوشش می‌آید كه در نزد او، خدا غول جلوه نكند! خدا از بنده‌ای خوشش می‌آید كه در نزد او، خدا یك خدای مهربانی باشد.

  • به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که می‌فرمودند:

    1. . لغت‌نامه دهخدا: «نعت مفعولی به معنای تکیه کرده و پشت‌گرم.»

کیفیت تاثیر گذاری جنود رحمان و جنود شیطان بر ذهن و قلب انسان (1)

37
  • من این الله‌شناسی را نوشتم برای اینكه بگویم: بابا خدا را من آوردم گذاشتم در بغلتان، این‌قدر خدا را دیو تصور نكنید، این‌قدر خدا را غول تصور نكنید، این‌قدر از خدا نترسید، این‌قدر بین خودتان و خدا فاصله نیندازید! خدا بغلتان است، دارد بغلتان می‌كند، خدا در كنارتان نشسته، خدا دارد با شما حرف می‌زند، خدا دارد با شما می‌خندد، من می‌خواهم این خدا را بیاورم در خانه‌ها، می‌خواهم این خدا را بیاورم در تفكّرات، در ذهن، در قلب.

  • خدا رحمتشان كند! و علتش هم این است كه اینها فقط خدا را شناختند. آنهایی كه انسان را از خدا می‌ترسانند، آنها خدا را نشناختند، اینها خدا را شناختند كه دارند راه را این‌طور برای ما باز می‌كنند و راه را نمی‌بندند.

  • ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِي هَدَىٰنَا لِهَٰذَا وَمَا كُنَّا لِنَهۡتَدِيَ لَوۡلَآ أَنۡ هَدَىٰنَا ٱللَهُ﴾.1

  • حمد و شكر خدا را كه این مكتب را به ما نشان داد و چشم ما را به این مسائل باز كرد و آنچه دیگران در آن گرفتار و ناراحت و در فكر هستند، الحمدلله خدا این چیزها را برای ما قرار نداد. ان‌شاءالله خدا فكر و ذهن و نفس ما را در راه و طریق رسیدن به خودش مستقر و پایدار بگرداند.

  • اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1. . سوره اعراف (7) آیه43؛ معاد شناسى، ج ‌8، ص 349:
      «شكر و سپاس، اختصاص به آن كسى دارد كه ما را بدین مقام مشرّف و هدایت كرد و اگر هدایت او نبود ما چنین نبودیم كه بتوانیم به چنین جایى و درجه‌اى هدایت شویم.»