14

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

14975
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهسلوک خانواده

مجموعهمبانی سیر و سلوک الی اللَه - طهران

تاریخ 1422/02/12


توضیحات

موضوع: نحوه ارتباط با فرزندان و کیفیت ترغیب آنها به مسائل دینی 1 نحوه ارتباط با فرزندان و کیفیت ترغیب آنها به مسائل دینی. 2 عدم اختصاص لباس روحانیت به قشر و گروه خاصی. 3 آیا ذی القرنین همان کوروش است. 4 علت حرمت موسیقی 5 تارک حج یا به دین یهود از دنیا می رود و یا نصاری 6 وظایف زن و شوهر نسبت به یکدیگر. 7 مقصود و منظور از فرج باطنی امام زمان علیه السلام. 8 علت عدم تفاوت میان ظهور و غیبت امام زمان علیه السلام برای انسان

/17
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • نحوه ارتباط با فرزندان و کیفیت ترغیب آنها به مسایل دینی

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

  • سلوک خانواده ـ طهران ـ جلسه 14

  •  

  • بیانات

  • حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس الله سره

  •  

  •  

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

2
  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • و صلَّى اللَه عَلَى سیّدنا و نبیّنا مُحَمّدٍ و آله الطّاهرین

  • و لعنة الله عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  • تقدیر و مشیت الهی بر این قرار گرفته است که این جلسه به‌صورت مختصر برگزار شود و با توجه به اینكه بعد از این جلسه هم قصد دارم به مشهد و زیارت حضرت علی بن موسی‌الرضا علیهماالسلام مشرف بشوم از این‌نظر فرصت خیلی كم است و از خدمت دوستان و مخدرات عذرخواهی می‌كنم. لذا از مقدمه‌ای که می‌خواستم در اینجا از باب حضور در مطالب و همین‌طور سؤالاتی كه مطرح شده بود عرض كنم، از آن مقدمه صرف‌نظر می‌كنم و در حدی که مجال دارم به سؤالاتی كه دوستان پرسیده‌اند پاسخ می‌دهم گرچه بسیاری از سؤالات با همدیگر مشابهت دارند اما اول به آن سؤالاتی كه جواب كوتاهی دارند اشاره می‌كنم و بعد به سؤالاتی كه یک‌قدری احتیاج به بحث مختصر و چندجمله شرح دارند می‌پردازم. و چون شاید نتوانم بیش از سی یا سی و پنج دقیقه در خدمت مخدرات باشم، از این نظر متأسفم اما علیٰ‌كلّ‌حال مسئله به تقدیر حواله شده است و كاری از دست ما ساخته نیست تا ببینیم که خدا چه می‌خواهد.

  • مسئلۀ اجتماعی

  • سؤال: رفتن به پارك به این‌گونه كه گفته‌اند كه در مجالس گناه شركت نكنیم، اشكال دارد یا نه؟

  • جواب: رفتن به بعضی از پارك‌ها که در آنجا معصیت مشخصی انجام می‌شود و اگر انسان در آن روال قرار بگیرد خود انسان هم آلوده می‌شود، درست نیست. اما اگر نه، جایی هست که انسان می‌تواند در گوشه‌ای بنشیند و یا برای خودش تفرج كند مثل‌ اینکه نظرش را به این‌طرف و آن‌طرف بیندازد و... ، و به‌عبارت دیگر ذهن و حواسّش را به مسائل مختلف كه در جوانب و اطراف می‌گذرد منعطف کند، اشكالی ندارد كه هر ازچندگاهی به این‌گونه پارک‌ها برود.

  • مسئلۀ تربیتی؛ مسئولیت والدین در قبال فرزندان

  • سؤال: در قبال فرزندانی كه نماز نمی‌خوانند ولی خیلی معتقد به دین هستند و حتی دچار وسواس شده‌اند چه‌كاركنیم؟

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

3
  • جواب: مسئولیت ما راجع به فرزندان محدود است و نمی‌شود آن‌قدر سختگیری كرد كه آنها از دین زده شوند و همین‌طور نمی‌شود آنها را رها و یله گذاشت به‌طوری ‌كه دیگر احساس آزادی و حریّت و سلب مسئولیت در قبال تكالیف شرعی را داشته باشند. باید آنها را تشویق و ترغیب كرد و اشكالی ندارد که انسان حتی اگر شده با بعضی از انواع تضییقات و محرومیت‌هایی كه موجب شود آنها به خود بیایند، با آنها برخورد كند.

  • مسئلۀ اجتماعی

  • سؤال: لباس روحانیت سؤال شده كه برای چه كسانی است؟ آیا برای همه است یا اختصاص به طبقه و طیف خاصی دارد؟

  • جواب: نه‌خیر، لباس روحانیت برای همۀ افراد است. منتها الآن مختص به آنهایی است كه شاغل در علوم‌ دینی و اسلامی ‌هستند. اما برای همۀ افراد مقدس است، یعنی باید حتی‌الامكان انسان نسبت به این لباس اهتمام داشته باشد. حتی یادم می‌آید که یك وقت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ راجع به این لباس با یكی از دوستان كه یکی از پزشكان متخصص بودند و فعلاً هم در ایران نیستند صحبت می‌كردند، او گفت که این‌طور كه شما راجع به این لباس صحبت می‌كنید پس من هم باید عمامه به سر بگذارم! ایشان فرمودند که بله، شما هم عمامه سر بگذارید، چه اشكالی دارد؟! مگر در سابق پزشکان ما معمّم نبودند؟! ابن سینا معمّم بود، زكریای رازی معمّم بود و خواجه نصیرالدین طوسی هم معمّم بود. اینها همه از پزشكان بودند دیگر و به‌طوركلی در زمان سابق خود اهل علم یكی از رشته‌هایی را كه مطالعه می‌كردند همین رشتۀ پزشكی قدیم بود، تحفۀ حكیم ... ، قانون بوعلی و كتب رازی از كتاب‌هایی بود كه بین افراد متداول بود و آنها را مطالعه می‌كردند و در آن موقع خود علما هم به‌عنوان فردی كه وارد در مسائل پزشكی هستند مطرح بودند و چه اشكالی دارد که دكتر هم معمّم باشد؟

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

4
  • مسئلۀ اعتقادی؛ ذی‌القرنین و کورش

  • سؤال: در مورد ذی‌القرنین سؤال كردند كه مرحوم آقا در معاد شناسی فرمودند كه ایشان مؤمن به خدا و قیامت و متدین بود و با شواهدی كه از أبوالکلام می‌آورند معتقد می‌شوند که ذی‌القرنین همان كورش بوده است درحالی‌كه كورش مؤمن به خدا و روز قیامت نبوده و مجوسی بوده است. در ضمن در چند صفحۀ بعد این مسئله را نفی كردند و بالأخره معلوم نكردند كه مسئله به چه صورت است.1

  • جواب: كورش مجوسی نبوده است، طبق روایات زردشت بعد از كورش به پیغمبری رسیده است و كورش مرد موحد و خداپرستی بوده است ولی در اینكه آیا كورش ذی‌القرنین بوده یا نه، این مسئله محل تأمل است و چون در روایات تصریح به این مسئله نشده است لذا بیش از این نمی‌توان این مسئله را اثبات كرد.

  • بعضی از سؤالات جنبۀ كلی دارد كه من اینها را در یك‌ جا قرار می‌دهم كه بتوانم قدری راجع به آنها توضیح بیشتری بدهم.

  • مسئلۀ اخلاقی؛ علت حرمت موسیقی

  • سؤال: همسر بنده تمام مسائلی را که در مورد سلوک است قبول دارد فقط در مورد حرام بودن موسیقی نمی‌توانم او را قانع كنم اگر می‌شود شما علت آن را بفرمایید.

  • جواب: راجع به موسیقی علّت مشخص است و علت عبارت است از آنچه در روایات گفته شده است و طبق ادله موسیقی حرام است. مسئلۀ موسیقی مانند سایر محرمات و واجبات می‌ماند و دلیلی كه ما برای محرمات یا واجبات می‌توانیم پیدا كنیم صرفاً اختصاص به جنبۀ فیزیکی مسئله ندارد بلكه عمدۀ مسائل، بلكه ٩٥ درصد جنبۀ متافیزیکی و ماوراء ماده و طبیعت دارد. از این نقطه‌نظر باید به این‌گونه افراد این‌طور پاسخ داد كه فقط خدای متعال می‌تواند عالم به حرام و حلال و به ریشه‌ها و علل محرّمات و محللات باشد. اینكه ما بخواهیم صرفاً مسائل را از دیدگاه مادی و طبیعی بررسی كنیم لازمۀ آن این است كه حدود ٩٠درصد از كارهایمان را كنار بگذاریم و فقط ده درصد را انجام بدهیم. در تمام مسائل عبادیات و كارهایی كه انجام می‌دهیم با این مشكل مواجه هستیم، بنابراین پاسخی برای این سؤال نمی‌توانیم پیدا كنیم که مثلاً چرا حج واجب است؟ چرا نماز واجب است؟ چرا روزه واجب است؟ چرا سایر عبادات واجب است؟ تمام اینها بدون پاسخ است. رفتن از اینجا به مكه و احرام بستن و به دور چندتا سنگ گشتن و وقوف در عرفات چه تأثیری دارد؟ از نقطه‌نظر مادی و طبیعی برای این مسئله پاسخی نیست، ولی از نقطه‌نظر معنا كه اهل معنا دانند كه در این اعمال و عبادات چه اسراری وجود دارد تا آنجایی‌كه اگر شخصی به مكه نرود درحالی‌كه مستطیع باشد، در روایات داریم که: «ملائكه در هنگام احتضار به او می‌گویند: تو بر دین محمد از دنیا نرفتی! بر دین یهود یا بر دین عیسی بمیر!»2 یعنی این‌قدر مسئله، مسئلۀ مهمی است. اما از دیدگاه افراد اهل معنا این قضیه روشن است.

    1. . جهت اطلاع بیشتر به معاد شناسی، ج 4، مجلس 21، ص 97 به بعد مراجعه شود.
    2. . الکافی، ج 4، ص 268.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

5
  • اما آنچه می‌شود به‌دست آورد این است كه موسیقی تأثیری در نفس می‌گذارد كه نفس نمی‌تواند به رشد خودش ادامه دهد و در آن مرتبۀ از رشد توقف می‌كند و كمالات او نمی‌تواند به فعلیت برسد، این دلیل، دلیل قطعی است و نسبت به بعضی از انواع موسیقی‌ كه مشخص است كه ممكن است ناراحتی‌هایی را ایجاد كند و مشكلاتی را به‌وجود بیاورد.

  • علیٰ‌كلّ‌حال وظیفۀ یك زن در قبال همسر و در قبال شوهر این نیست كه او را بر ترك موسیقی تهدید كند، او برای خود وظیفه ای می‌داند و زن وظیفۀ دیگری برای خودش می‌داند.

  • زن و شوهری در زمان گذشته چندان متعهد و ملتزم به مسائل اخلاقی و اسلامی نبودند ولی الآن شوهر به تنهایی متعهد شده است ولی خانمش هنوز به همان وضعیت سابق باقی مانده است، چندی قبل به‌خاطر اختلافی که بین آنها پیش آمده بود نزد ما آمدند. از جمله مسائلی كه مطرح می‌كردند و همان هم موجب اختلاف بین آنها شده بود این بود كه زن می‌خواست موسیقی گوش بدهد ولیكن مرد طبعاً مخالفت می‌كرد. من به مرد گفتم كه شما ایشان را در شنیدن موسیقی آزاد بگذارید، ولیكن به زن هم گفتم كه شما نمی‌توانید صدای موسیقی را زیاد كنید به‌طوری‌كه برای ایشان مزاحمت ایجاد كنید، حالا یا آن موسیقی را با گوشی گوش بدهید یا بروید در اتاق دیگری و هر طور که می‌خواهید آن موسیقی را گوش كنید و مسئولیت آن هم برعهدۀ خود شما است.

  • این مسئله نسبت به زن هم همین‌طور است، یعنی زن هم نمی‌تواند شوهر را به گوش نكردن موسیقی مجبور كند. مرد برای خودش وظیفه‌ای دارد و زن هم برای خودش وظیفه‌ای دارد. بله، اگر شوهر خواست زن را مجبور به شنیدن موسیقی كند زن می‌تواند نپذیرد و نباید هم بپذیرد! یعنی اگر در جایی شوهر، زن را امر به كار حرامی بکند در اینجا زن نباید اطاعت كند.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

6
  • منظور از فرج و ظهور باطنی امام زمان ارواحنافداه

  • سؤال: منظور از فرج باطنی امام زمان علیه‌السلام چیست که حضرتعالی برای تعجیل آن دعا فرمودید؟

  • جواب: فرج باطنی و ظهور باطنی عبارت است از كشف مقام و ولایت امام علیه‌السلام برای انسان. چون ظهور ظاهری عبارت است از دیدن امام زمان علیه‌السلام به‌عنوان یك فردی كه امام است و...، اما اینكه انسان آن حقیقت را ادراك كند و آن واقعیت امام زمان علیه‌السلام را بیابد و بداند که حضرت كیست و چیست و چه‌كار می‌كند و در چه موقعیتی است، آن كیمیایی است كه خداوند نصیب هر كسی نمی‌كند. خداوند ما را توفیق بدهد كه مشمول این عنایت بشویم و این كیمیا و این اكسیر را خداوند به ما مرحمت كند. رسیدن به ولایت امام زمان علیه‌السلام كه همان ظهور باطنی و فرج باطنی حضرت است عبارت است از رسیدن به حقیقت توحید و معرفةالله. كسی كه امام زمان را بشناسد، خدا را شناخته است و دیگر كار او تمام است و به كمال رسیده است.

  • عدم دلخوش کردن به مکاشفات

  • سؤال: اینكه مرحوم علامه طباطبائی در تفسیرشان در مورد آیۀ ﴿وَأَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ﴾1 فرموده‌اند که كفر شیطان مكتوم بوده و بعد خدا آن را آشكار كرده است،2 مگر می‌شود شیطان یا هر بندۀ دیگری در دلش و نیتش كفر باشد و بتواند به عالم قدس و قرب راه پیدا كند و در ردیف ملائكه قرار بگیرد؟

  • جواب: البته این مسئله اشكالی ندارد زیرا انسان دارای مراتب مختلفی است. نفس انسان می‌تواند خود را با همۀ مراتب وفق بدهد و تطبیق بدهد. انسان در مرتبۀ سلوك وقتی كه از عالم ماده عبور می‌كند مواردی برای او مشخص است. در هر زمان و در هر موقعیتی حالت خاصی دارد. مثلاً بچه‌ها در سنّ طفولیت یك خواست به‌خصوصی دارند، بعد كه بزرگ می‌شوند خواست‌های آنها عوض می‌شود، كارهای آنها عوض می‌شود ولی آن خواست به‌جای خودش باقی می‌ماند، ظهورات خواست تفاوت می‌كند، همین‌طور وقتی که انسان به سی سالگی می‌رسد باز ظهورات فرق می‌كند، ولی باز خواست سر جای خود است. وقتی كه پیر می‌شود، در سن صد سالگی طبعاً خواست‌های دورۀ جوانی را ندارد ولی باز خواست به حال خودش باقی است، ظهورِ خواست به اشكال مختلفی است، اینجا دیگر ریاست است، انانیت است، تَفَرعُن است كه اصلاً قابل قیاس با آن جوان بیست و بیست‌ و پنج ساله كه به‌دنبال تفریحات و تفکهات و... می‌گردد، نیست. اینجا است كه مسئله مشتبه می‌شود و می‌گویند که فلانی را نگاه كنید ببینید كه غذای او فرض كنید كه نان و سركه است! این شخص كجا دیگر میل به دنیا دارد؟! فلانی را نگاه كنید ببینید مثلاً غذای او فقط نان و پیاز است! این شخص كه دیگر میل به دنیا ندارد! نه، مسئله این‌طور نیست! آن نان و پیاز از بهترین غذا، تیهو و قرقاولی كه یک جوان بیست ‌و پنج ساله می‌خورد، الآن برای آن شخص الذّ و أحلی و شیرین‌تر و خوش‌مزه‌تر و لذیذتر است!! چون با این نان و پیاز است كه می‌تواند حكومت كند و با این نان و پیاز است كه می‌تواند به آن آرزوها و خواست‌های دل جامۀ عمل بپوشاند!

    1. . سوره بقره (2) آیه 33. امام شناسی، ج 11، ص 150(تعلیقه):
      «و می‌دانم آنچه را که شما ظاهر می‌کنید و آنچه را که شما پنهان می‌داشتید.»
    2. . تفسیر المیزان، ج 1، ص 103.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

7
  • بنابراین صرف عدم توجه به بعضی از مسائل ظاهری، دلیلی بر صفای دل و گذشتن از هواهای نفسانیه نیست و در خیلی از موارد در موارد بالا است كه وقتی نفس انسان سلوک كند و خودش را نشان بدهد، انسان حتی درمقابل خدا هم می‌ایستد و درمقابل رسول‌خدا هم می‌ایستد. درحالتی‌كه این شخص در این مدت اهل این حرف‌ها نبود. چرا مطلب این‌طور است؟! چون آن مرتبۀ انانیت و مرتبۀ نفسی كه در آن مرتبه بوده است، آن مرتبه در مراتب پایین بوده است و نمی‌توانسته است در آن مرتبه خود را نشان بدهد، به مراتب بالا كه رسیده است چون آن نفس هنوز ازبین نرفته و خودش را قایم كرده و با انسان جلو آمده است، آن نفس می‌آید و سر راه را می‌گیرد و می‌ایستد!

  • اینجا است كه بزرگان فرمودند: انسان به‌واسطۀ دیدن و مكاشفه و مشاهده‌ای نمی‌تواند دلخوش كند و نمی‌تواند آسوده باشد و نمی‌تواند بگوید كه كار تمام است، تا مادامی كه انسان به مرتبۀ ‌خلّصین نرسیده باشد و به‌طوركلی از انانیت بیرون نیامده باشد، هر چیزی را كه مشاهده كند دلیلی بر كمال و عبور از نفس نیست.

  • البته این مطالب احتیاج به تفصیل بیشتری دارد كه إن‌شاءالله در فرصت دیگر اگر خداوند توفیق بدهد به حول‌ و احاله بر تقدیر و مشیت او، نه مثل امروز كه به این كیفیت شد، إن‌شاءالله راجع به این مسائل خب طبعاً مجال بیشتری پیدا خواهد شد.

  • یکسان بودن غیبت امام با حضور امام علیه‌السلام

  • سؤال: چطور می‌شود كه غیبت امام با حضور امام یكی باشد درحالی‌كه به عنوان نمونه اگر امام صادق علیه‌السلام حضور نداشتند عنوان بصری چطور می‌توانست این دستورالعمل سلوکی مفید را از ایشان بگیرد و سلوک كند؟ سؤال دوم آیا در زمان غیبت امام زمان حتماً همۀ افرادی كه می‌خواهند سلوك كنند باید دستشان به ولیّ‌خدا برسد تا بتوانند دستور بگیرند و سلوك كنند؟

  • جواب: كاری كه امام علیه‌السلام می‌كند با آنچه ما می‌فهمیم خیلی تفاوت می‌كند! او امام است و می‌داند كه چطور مسئله‌ای را بگوید و چطور كاری را انجام بدهد. ما بر طبق مدركات ناقص خود خیال می‌كنیم حالا كه در اینجا نشستیم و از مسائلی كه در منزل می‌گذرد بی‌اطلاع هستیم، یا از مسائلی كه در كوچه و خیابان می‌گذرد بی‌اطلاع هستیم و قدرت ما محدود است و نمی‌توانیم در عین اینكه در اینجا هستیم در خیابان هم كاری را انجام بدهیم، [فکر می‌کنیم امام زمان هم مثل ما است، اما] امام زمان‌ علیه‌السلام همین الآن كه من با شما صحبت می‌كنم از تمام تك‌تك افراد ما و شما به خود ما و شما نزدیك‌تر است، این امام زمان است‌! یعنی قبل از اینكه شما بشنوید كه من چه گفتم و قبل از اینكه گوش شما این صدا را به مغز منتقل كند و از راه مغزِ مجردۀ انسان كلام را بگیرد، امام زمان این كلام را گرفته است! این امام است! نه‌اینكه او این كلام را گرفته است، بلكه تمام اینها از قبل در پروندۀ امام زمان ثبت شده است.حالا ‌چنین شخصی حضور و غیبت او فرق می‌كند و تفاوت دارد؟!

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

8
  • احتیاج انسان به استاد در زمان غیبت و حضور امام علیه‌السلام

  • و راجع به سؤال دوم باید عرض کنم که انسان در زمان غیبت امام علیه‌السلام هم احتیاج به استاد دارد و هیچ تفاوتی نمی‌كند، انسان هم در زمان ظهور احتیاج به استاد دارد و هم در زمان غیبت. در زمان ظهور مسئله مشخص و بدیهی است. همان‌طوری‌كه بارها عرض كردم و در مجالس هم نسبت به مسئلۀ كیفیت ارتباط انسان با پروردگار و امام زمان علیه‌السلام در زمان غیبت تذكر داده‌ام و إن‌شاءالله به حول و خواست الهی در جلد دومِ شرح عنوان بصری هم راجع به این قضیه مفصل صحبت می‌كنم به‌طوری‌كه شك و شبهه‌ از همۀ موارد برداشته شود و همۀ زمینه‌ها را برای پیمودن راه خدا هموار و یكسان بنماید و هیچ تفاوتی بین زمان حضورِ حضرت و زمان غیبتِ حضرت برای انسان باقی نماند. حضرت انسان را ببیند یا نبیند، امام در شهر انسان باشد یا در آن‌طرف كرۀ خاكی باشد، انسان در كرۀ ماه باشد و امام زمان در كرۀ زمین باشد، هیچ تفاوتی از نقطه‌نظر سیروسلوك برای انسان نیست. و لمّ مسئله هم این است كه مسئلۀ غیب، مسئلۀ سیر باطن است و ارتباطی با ظاهر ندارد. بنابراین انسان باید در درون خود به‌دنبال مطلوب بگردد و درون خود را درست كند. انسان باید از این‌طرف و آن‌طرف و ظاهر و... پرهیز كند مگر آنچه به انسان دستور داده شده باشد.

  • عهد و پیمان در عالم ذربا اهل بیت علیهم‌السلام

  • سؤال: آیا عهدی كه ما در عالم ذر با ائمه علیهم‌السلام بستیم با اولیای خدا نیز آن عهد را بسته‌ایم؟ و چرا با بعضی از ائمه بیشتر انس داریم؟ و این انس در عالم ذر چگونه بوده است و آیا سیر ما در دنیا مربوط به این انس هم می‌شود یا خیر؟ آیا خواب‌ها و حالات خود را می‌توانیم برای شما بنویسیم یا باید با شخص دیگری در میان بگذاریم؟ لطفاً نظر خود را در مورد كار كردن خانم‌ها در مكان‌هایی كه البته محیط زنانه و امن است بیان بفرمایید.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

9
  • جواب: آن مسئلۀ بالا یعنی عهد در عالم ذر قدری احتیاج به توضیح دارد. فقط مجملاً عرض می‌كنم كه مسئلۀ انس با مسئلۀ عهد دوتا است. مسئلۀ عهد و میثاق مسئلۀ پیمودن راه و مسیر طبق امام است حالا اینکه انسان با یكی از ائمه علیهم‌السلام انس بیشتری دارد و با یكی كمتر، آن یك مطلب دیگر است. مسئلۀ عهد و میثاق این است كه انسان مسیر هر كدام از ائمه را بپیماید و این مسئله، مسئلۀ مهمی‌است.

  • نمی‌دانم این مطلب را كجا عرض كردم، وقتی برخی از دوستان می‌خواستند به عتبات مشرف شوند آمده بودند که با حقیر تودیع كنند و در آنجا از این حدیث پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم صحبت به میان آمد كه حضرت در مورد زیارت ائمه علیهم‌السلام و به‌خصوص زیارت علی بن موسی‌الرضا علیهما‌السلام فرموده‌اند:

  • كسی كه با معرفت آن حضرت را زیارت كند ثواب یك حج دارد! عایشه تعجب می‌کند و سؤال می‌كند كه یک حج؟! حضرت می‌فرمایند: دو حج! همین‌طور ده حج تا به هزار حج و عمرۀ مقبوله می‌رسد! و بعد حضرت می‌فرمایند: اصلاً به‌حساب نمی‌آید!1

  • اینها مراتب معرفت انسان است كه هرچه انسان معرفتش به امام بیشتر باشد طبعاً آن زیارت حضرت می‌تواند جایگاه مهمتری داشته باشد. می‌دانید معنای معرفت امام علیه‌السلام چیست؟ و شما که به زیارت امام رضا علیه‌السلام مشرف می‌شوید به چه معنایی است؟ و پیوندی كه با امام علیه‌السلام بستید و با سیدالشهداء علیه‌السلام بستید چه پیوندی است؟ پیوندی است كه اگر ما در هر موقعیتی از موقعیت‌های ائمه علیهم‌السلام قرار بگیریم، همان كاری را انجام بدهیم كه آنها انجام دادند. آیا این‌طور هستیم یا نه؟ این معنا معنای میثاقی است كه خداوند خواسته در عالم ذر از ما بگیرد.

  • البته میثاقی كه او گرفته است و آن ارتباط با اختیار انسان ندارد، آن مسئلۀ اقرار به توحید و اقرار به ربوبیت و وحدانیت پروردگار است. اما میثاقی كه از مؤمنین به‌خصوص گرفته است و آنها را با امام علیه‌السلام در هر برهه و در هر زمان پیوند داده است، به این معنا است كه ما باید پای خود را جای پای امام علیه‌السلام در هر جایی كه او رفته است بگذاریم، حالا به هرمنوالی كه خودمان را نزدیك كردیم به همان‌مقدار به این عهد و میثاق عمل كردیم و به هر مقدار كه عمل نكردیم خب طبعاً از آن مقام دور هستیم.

    1. . اثبات الهداة، ج 4، ص 305 (با قدری اختلاف)؛ کامل الزیارات، ج 1، ص 306.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

10
  • سؤال دربارۀ خواب‌ دیدن

  • اما راجع به سؤال دیگر باید عرض کنم که اشكال ندارد كه خواب‌ها و حالات را در نامه بنویسند. البته خیلی از خواب‌هایی كه مخدرات می‌نویسند به‌نظر می‌رسد كه بازگو كردن اینها چندان ضروتی ندارد. من بارها عرض كردم آن [خواب‌هایی که برای انسان شك به‌وجود می‌آورد آنها را بپرسید] والاّ خواب‌هایی كه انسان می‌بیند، معمولاً خواب‌های خوبی است و هیچ ضرورت و نیازی هم به گفتن ندارد. فقط آنچه انسان می‌بیند و احتمال می‌دهد پیامی‌داشته باشد و یا نگرانی برای او وجود داشته باشد اشكالی ندارد که آن را مكتوب كند.

  • حکم کار کردن خانم‌ها بیرون از منزل

  • اما راجع به سؤال دیگر باید عرض کنم که كارهایی كه خانم‌ها بیرون از منزل انجام می‌دهند درصورتی‌که شوهر راضی باشد و محیط، محیط مساعدی باشد اشكالی ندارد. اما مطلبی كه باید درنظر گرفت این است كه یک وقت كار برای انسان حاجب و مانع نشود و نه‌اینكه اگر انسان یك روز کار انجام نداد فكرش مشغول باشد كه من امروز را به سر کار نرفتم. هرچه زن‌ بتواند بیشتر در منزل باشد و به امور علمی خود در منزل رسیدگی كند و به تربیت بچه‌ها و امور خانه برسد، این برای نفس او بهتر است و بیشتر می‌تواند از این نقطه‌نظر استفاده كند. اما اگر چنانچه مجبور شد یا احساس كرد كه كار كردن بیرون از خانه برای او مفید است و مصلحت دارد، درصورتی‌كه با مرد تماس نداشته باشد و با مرد صحبت نكند، در اینجا کار کردن اشكالی ندارد.

  • مسئلۀ سلوکی؛ لزوم مراقبه برای نفی خواطر

  • سؤال: هنگام هجوم خواطر چه خواطری كه از قبل بوده است و چه خیالاتی که الآن به‌وجود می‌آید، چه باید كرد؟ گاهی آن‌چنان مورد هجوم قرار می‌گیریم كه حدّوحساب ندارد.

  • جواب: راجع به خیالات و خواطر كه مسئله به مراقبت برمی‌گردد، هرچه مراقبت انسان بیشتر باشد خیالات او كمتر است. به قول مرحوم علامه طباطبائی که می‌فرمودند:

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

11
  • هر روز كه من مراقبۀ بیشتری دارم مكاشفاتی كه در شب برای من پیدا می‌شود صاف‌تر و زلال‌تر است و حالم در آنجا بهتر است.

  • و مراقبه هم مشخص است، حدودش مشخص است كه چه هست و راجع به این قضیه هم صحبت شده است و در بین صحبت‌ها و مجالس هم صحبت می‌شود و نیاز به تكرار مجدد نیست.

  • مسئلۀ متفرقه

  • سؤال: آیا اجازه داریم که كتاب روح مجرد را به‌طور مستمر بخوانیم؟ یعنی آیا هر روز و یا هر شب می‌توانیم مطالعه كنیم؟ و آیا می‌توانیم قرائت قرآن بیشتری در طول روز داشته باشیم؟

  • جواب: بله، اشكالی ندارد که هر دو را انجام بدهید.

  • چون فرصتی برای طرح مسائل دیگر نیست لذا إن‌شاءالله اگر خداوند توفیق بدهد جلسۀ مرتبۀ بعد را به‌نحوی قرار می‌دهیم كه با توجه به مسائل اتفاق افتاده بتوانیم باز حضور بیشتر دوستان را ادراك كرده باشیم. ولی چند مطلب هست كه ببینم اگر وقتم اجازه بدهد عرض كنم.

  • راجع به چند مسئله صحبت شده است، برای كم شدن توجه به كثرت چه باید کرد؟ علت كم شدن سوزوگداز و اینكه نتوانیم نماز شب بخوانیم چیست؟ از كجا بفهمیم كه قطع و یا وصل شدیم؟ تفسیر آیۀ ﴿صِبۡغَةَ ٱللَّهِ وَمَنۡ أَحۡسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبۡغَةٗ وَنَحۡنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ﴾1 چیست؟ نقش ولایت عُظمی و اینکه باید احترام افراد را داشته باشیم چگونه است؟ راه مبارزه با خیالات در نماز و رفع حجاب به چه نحو است؟ آیا یك‌دفعه برای انسان پیدا می‌شود یا كم‌كم؟

  • اینها مسائلی است كه در بیشتر از این نامه‌ها محتوای این سؤالات وجود داشته است.

  • ارزیابی موقعیت انسان در قبال تكالیف الهی

  • من باید به‌طور كلی معیاری را خدمت دوستان عرض كنم تااینکه با توجه به آن معیار و آن ملاك همیشه ‌بتوانیم خود را آزمایش كنیم و آن مسئله، مسئلۀ ارزیابی موقعیت انسان در قبال تكالیفی است كه خداوند به انسان عرضه می‌كند.

  • خیلی بی رودربایستی و صریح خدمت دوستان عرض كنم که راه خدا شوخی نیست و با مسامحه و لیت و لعل و حالا و ببینیم و این‌دفعه را بگذریم، مسئله حل نمی‌شود و درست نمی‌شود. راه خدا باید همراه با صدق و نیت خالص و دور كردن انانیت‌ها و تصوّرات و تخیلات و اعتبارات و حساب‌وكتاب‌های بین افراد و تو و منی‌ها باشد. با این مسائل راه خدا می‌تواند انجام شود والاّ همین راه خدا پس از گذشت زمان، تبدیل به ضد راه خدا خواهد شد و این ارزش به ضد ارزش مبدل خواهد شد. یعنی همان خدایی را كه به‌دنبال او می‌رویم، خدا می‌شود شیطان! آن راهی كه ما می‌رویم آن راه می‌شود راه ابالسه و راه دور شدن از خدا!

    1. . سوره بقره (2) آیه 138.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

12
  • اویس قرن یك روز داشت از یك جا می‌گذشت دید شخصی دارد در قبر نماز می‌خواند، گفت: «چه می‌كنی؟» او گفت: «نماز می‌خوانم.»

  • ـ : برای چه؟

  • ـ : برای اینكه عذاب قبر از من برداشته شود و سؤال نكیر و منكر بر من آسان گردد.

  • ـ : چند سال است كه نماز می‌خوانی؟

  • ـ : بیست سال است.

  • ـ : بیست سال از خدا دور شده‌ای!1

  • این نماز در صورتی مقرِّب است كه انسان را به او نزدیك كند نه برای غیر او. نكیر و منكر یعنی چه؟! عذاب قبر یعنی چه؟! تو نماز را برای خدا بخوان، می‌خواهد عذاب قبر باشد، می‌خواهد نباشد. تو نماز را برای خدا بخوان، می‌خواهد نكیر و منكر باشد یا نباشد.

  • راجع به احوال نفیسه خاتون كه ایشان در مصر دفن شدند و راجع به ایشان كراماتی را نقل می‌كنند، می‌گویند: نفیسه خاتون در بالای قبری که می‌خواستند او را بعد از فوتش در آن قبر دفن کنند شصت ختم قرآن کرده بود2 كه به اعتقاد ما این عمل اشتباه است. قرآن را برای عذاب قبر نمی‌خوانند، قرآن را برای او می‌خوانند.

  • همۀ شما دوستان متوجه باشید و بدانید که در هنگام خواندن قرآن، خدا دارد با شما صحبت می‌كند. موقع نماز ما صحبت می‌كنیم و از خدا می‌خواهیم اما موقع خواندن قرآن او دارد با ما صحبت می‌كند. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمودند: «سالك وقتی كه قرآن می‌خواند باید قاری و خواننده را غیر تصور كند و خود را مستمع و شنونده.» یعنی فرض كنید كه الآن در این اتاق دو نفر وجود دارند، یكی شما كه قرآن را باز كردید و دیگری او كه قرآن را بر شما می‌خواند و شما حالت شنونده را به خود بگیرید. این‌‌نحوه خواندن قرآن، مؤثر است، قرآنی كه انسان او را شنونده بداند نه‌اینكه قرآن خواندن برای این باشد که عذاب قبر برداشته شود و نكیر و منكر با انسان مدارا كنند! همۀ اینها دور شدن است، دور شدن از مبدأ است، فراموش كردن مقصد است. انسان باید بداند كه هرچه در این مسیر غیر از او بیاید و جلوی فكر و راه را بگیرد سدّ است گرچه برای خدا است، گرچه برای...! و این خیلی مسئلۀ مهمی است، مخصوصاً برای افرادی كه به آنها وظیفه‌ای محول می‌شود خیلی باید مراقبت كنند و نسبت به این قضیه خیلی توجه داشته باشند که مبادا آن عمل و آن وظیفه به‌عنوان مانع و حجاب بیاید و جلوی ما را بگیرد و آن افرادی كه ما با آنها هستیم بیایند و بروند و عبور كنند و رد بشوند و ما هنوز گرفتار باشیم! انسان باید در این مسئله نهایت دقت را داشته باشد. مسئلۀ سلوك شوخی نیست و به این آسانی نمی‌توان از آن گذشت.

    1. . تذکرة الاولیاء، ص 210.
    2. . اعلام النساء المؤمنات، ج 1، ص 768 (با قدری اختلاف).

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

13
  • ما برای اینكه بخواهیم این راه را ادامه بدهیم و به این تكالیف عمل كنیم دائماً باید خود را آزمایش كنیم و خود را نسبت به افراد بیازماییم و موقعیت خود را با آنها بسنجیم و بدانیم كه آنها در چه موقعیتی هستند و ما در چه موقعیت، آن‌وقت می‌توانیم خود را ارزیابی كنیم و انسان می‌تواند خود را بیازماید.

  • همین الآن من برای شما یك امتحان و آزمایشی را مطرح می‌كنم، هر كدام از ما و شما بیاییم و همین الآن در این مجلس خود را آزمایش كنیم و ببینیم چقدر نسبت به این راه و نسبت به معتقدات خودمان پایبند هستیم. اول از نظر مادی شروع می‌كنیم، فرض كنید كه الآن فلان مال را به ما بدهند، من‌باب‌مثال از نظر مادی یك مسئلۀ بسیار پراهمیتی را الآن به ما بدهند در قبال اینكه ما از این مسیر دست برداریم! نمی‌گویند كه نماز نخوانید، روزه نگیرید، ولی می‌گویند که باید آن تعهد، آن مراقبه، آن موقعیت و وضعیتی كه دارید ازدست بدهید! آیا قبول می‌كنیم یا نمی‌كنیم؟! هر شخصی الآن می‌تواند خودش را آزمایش کند.

  • از این مسئله مقداری بالاتر می‌آییم، این مسئله را كه خدمت شما عرض می‌كنم به یكی از دوستان كه چند شب پیش از جایی آمده بود و از اهل علم و فضلا است عرض کردم و گفتم که الآن شما خودتان را بیازمایید، از میان افراد اسم بردم ولی در اینجا اسم بردن درست نیست، فلان آقا، فلان شخص، فلان عالم، اگر به شما بگویند که آن ذهنیات شما را از شما می‌گیریم و به او می‌دهیم و آن علوم، ذهنیت و موقعیت او را می‌گیریم و به شما می‌دهیم و عوض می‌كنیم، آیا حاضر هستید یا نیستید؟! فوراً گفت که نه! گفتم که بسیار خوب، این یك پله. حالا یك پله بالاتر می‌رویم، اگر فلان آقا كه او الآن از عبّاد و زهّاد است و می‌گویند که اهل مكاشفه و مراقبه است و از غیب خبر می‌دهد و از افراد و درون افراد خبر می‌دهد و...، که فرد معروفی است و شاید همۀ شما هم كم‌وبیش اسمش را شنیده باشید، اگر بگویند كه موقعیت ‌چنین شخصی را به شما می‌دهیم، حالات و مشاهدات و مكاشفات او و آن مسائلی را كه می‌بیند، آن مطالبی را كه از نفوس خبر می‌دهد، آن مسائل را به شما می‌دهیم و به جایش مدركات شما را به او می‌دهیم، آیا قبول می‌كنید یا نه؟! فوراً گفت که نه! گفتم که چرا نه؟! گفت: «راه او با راه عرفان دوتا است.» گفتم که احسنت! شما الآن چیزی را دریافتید كه او درنیافته است.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

14
  • ناله و فغان اولیاء از ترس رفع نسبت و روی برگردانی محبوب

  • من یك وقت از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ سؤال كردم این حافظ كه این‌قدر از هجران حرف می‌زند و از فراق و درد فراق می‌نالد و در عشق محبوب می‌سوزد و فراق محبوب برای او خیلی گران است پس چرا به این نحوه در عشق او می‌سوزد؟! خب دست بردارد. مرحوم آقا فرمودند:

  • هزار سال اگر او خود را به حافظ ننمایاند، حافظ حاضر است كه فراق او را تحمل كند ولی انتساب به او را از دست ندهد، این مسئله، مسئلۀ مهم است.

  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام كه به خدا عرضه می‌دارد: «و هَبْنی صبرتُ علی حرِّ نارِكَ فَكیفَ أصبِرُ عنِ النَّظرِ إلی كَرامَتِك»1 در این مقام بود. می‌فرماید که برفرض بر نار جهنم تو و بر عقاب تو بتوانم صبر كنم ولی از دوری تو نمی‌توانم صبر كنم «فكیف اصبر عن النظر الی كرامتك» اینكه تو رویت را از من برگردانی، آن نظر خودت را از من برگردانی، من این را نمی‌توانم صبر كنم. حاضرم هزار سال فراق و دوری تو را بكشم اما به امید اینكه بدانم تو مرا قبول كردی، تو مرا پذیرفتی، حالا مرا به وصل خودت نمی‌خواهی برسانی خب نرسان، اما اینكه جدا باشم و بروم دنبال كارم، بروم دنبال زندگی، بروم زندگی خوشی داشته باشم، بروم كارهای عادی و روزمره را انجام بدهم، اما درعین‌حال آن درد و سوز طلب تو را نداشته باشم ابداً! تمام دنیا و آخرت را علی علیه‌السلام می‌دهد كه آن سوز و درد طلب را در خودش حفظ كند.

  • مهم است كه انسان ببیند که با این ادعایی كه می‌كند، با این حالی كه برای او پیش آمده است و خود را جزء مدعیان برای راه او قرار داده است، انسان خود را تا چه اندازه به او نزدیك كرده و تا چه اندازه به این ادعا نزدیك كرده است؟! تا چه اندازه صدق كلام خود را به منصۀ ظهور رسانده است؟! این راه که بازی نیست! انسان همین‌طور بیاید مطلبی را بگوید، درسی داشته باشد، بحثی داشته باشد و با افراد محشور و مأنوس باشد و دلش خوش باشد بر اینكه می‌آید و صحبت می‌كند و منبر می‌رود و افرادی می‌آیند و در اینجا می‌نشینند و بالأخره مجلسی داریم و گرم است و بحمدلله از اطراف و اكناف می‌آیند. همۀ اینها تخیلات و تصورات است و تمام این تخیلات و تصورات را به یك قِران هم نمی‌خرند! به یك شاهی هم نمی‌خرند!

    1. . مفاتیح‌ الجنان، دعای شریف کمیل.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

15
  • لذا در اینجا بسیار مناسب است برای افرادی كه احتمال می‌دهند در این خطرات قرار بگیرند خود را از این مسائل دور نگه دارند. افرادی كه احتمال می‌دهند که این مسائل برای آنها به ضد ارزش تبدیل می‌شود خود را از اینها دور نگه دارند، تمام این افراد خدایی دارند. خدا خودش می‌داند که چه می‌كند، پروندۀ کسی كه دست من نیست، من قیّم و ولیّ و وكیل بر کسی نیستم، وظیفه دارم و وظیفه‌ام را تا اینجا انجام دادم، بسیار خوب شما بروید حالا نوبت کسی دیگر است، هیچ اشكالی ندارد.

  • مرحوم آقا سید احمد كربلایی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ كه اعلم از فقها و مراجع مسلّم در زمان خودش بود و در زمان مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی ـ رحمة‌الله‌علیه ـ بود. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در كتاب توحید علمی و عینی نقل می‌كنند كه بعد از مرحوم آقا میرزا محمدتقی آمده بودند و به ایشان گفته بودند كه اهالی ایران می‌خواهند از شما تقلید كنند، چون ایشان در نجف بودند. ایشان فرموده بودند که اگر جهنم رفتن واجب كفایی باشد، من‌به‌الكفایه بسیار موجود است.1 به لسان عامیانه یعنی اگر قرار است كسی به جهنم برود چرا من بروم؟! افرادی هستند که بروند! یعنی بزرگان برای مرجعیت، این فكر را داشتند و نظرشان این بود که چرا بار خودشان را زیاد كنند؟! چرا روی گرده و گردن خودشان بار مردم را بگذارند! هر كسی خودش می‌داند بین خود و خدا، من چرا بیایم مسئولیت فردی را به عهده بگیرم؟! اینجا است كه خیلی مسئله دقیق می‌شود و مسئله بسیار مهم می‌شود.

  • بسیاری از افراد راجع به خصوصیات موقعیت حقیر سؤال می‌كنند، بااینكه بنده بارها عرض كردم که بنده هیچ‌گونه مسئولیتی از این نقطه‌نظر نسبت به جریان شاگردی و استادی ندارم، فقط فردی هستم عادی. من مطلبی را بیان می‌كنم و هر شخصی می‌سنجد و با مبانی تطبیق می‌دهد و وفق می‌دهد، اگر درست بود عمل می‌كند و خودش می‌داند و اگر هم درست نبود خودش می‌داند. مسئله هیچ ارتباطی به شخص من ندارد كه من بیایم و متكفل بشوم، متعهد بشوم، ملتزم بشوم و كاری و مسئولیتی را به‌دست بگیرم، این حرف‌ها نیست، این مسائل نیست. لذا كسی هم تا به حال نبوده كه مدعی باشد كه سخنگوی بنده است و از طرف بنده است، به هیچ وجه‌من‌الوجوه! بنده نه سخنگو دارم، نه نماینده دارم، نه با كسی ارتباط خاصی جدای از دیگران دارم و تمام اینها تصوّراتی است مربوط به افراد.

    1. . توحید علمی و عینی، ص 26.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

16
  • نزدیك‌ترین افراد به ولایت در مکتب توحید و عرفان

  • آنچه بین من و محبین و دوستان و دردمندانی كه به‌دنبال دوا می‌گردند وجود دارد این است که آن كسی نزدیك‌تر است و تعلق به آن كسی بیشتر است كه بیشتر کار کند، بیشتر در مقام اطاعت باشد، بیشتر به‌دنبال مطلوب باشد ولو در یك گوشه و كناری بنشیند و كسی او را نشناسد، او تعلقش بیشتر است و من احساسم نسبت به او بیشتر است تااینكه اهل بیاوبرو و دادوبیداد و...! نه‌خیر! تمام اینها تخیلات است، همۀ اینها اعتبارات است و در مكتب الهی و مكتب توحید این مسائل راه ندارد. در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بوده و الآن هم هست. قبلاً هم بوده است و افرادی می‌آمدند و خود را متكفل همۀ امور و صاحب اختیار همۀ امور قلمداد می‌كردند و به این‌نحو در میان افراد بودند! نه‌خیر، این مسائل این‌طور نیست! اینها تصورات و تخیلات خود آن شخص است. آنچه مربوط به بنده است این است كه تمام افراد و تمام دوستان پیش حقیر و پیش نظر حقیر همه مانند دانه‌های یك شانه یكسان هستند و آن كسی نزدیك‌تر است كه سرش بیشتر پایین و بیشتر دنبال كار خودش باشد و بیشتر در خودش باشد و بیشتر به‌دنبال عدم اظهار و عدم ابراز و عدم... باشد. و امّا اینکه كسی بگوید‌ كه ما این‌طور هستیم و ما آن‌طور هستیم و ما كسی هستیم و ما ارتباطمان بیشتر است و...، این حرف‌ها در اینجا جایی ندارد! این هم مسئله‌ای بود که می‌خواستم خدمت رفقا و دوستان عرض كنم.

  • همان‌طوری‌كه عرض كردم خیلی مطالب در ذهنم بود كه می‌خواستم خدمت دوستان عرض كنم اما مسئله به این‌نحو انجام شد. إن‌شاءالله به حول‌وقوۀ الهی جلسۀ بعدی را یك ماه دیگر قرار می‌دهیم كه جبران این كمبودها و تقصیرها و قصورهایی كه از جانب حقیر شده است و بعضی هم البته در اختیار ما نبوده است، بشود و چون دیگر خیلی فرصتی نمانده است و فکر می‌کنم تا حركت ما یك ساعت بیشتر فاصله نمانده است، از این نقطه‌نظر به‌نظر می‌رسد كه بیش از این توفیق برای زیارت دوستان را نداشته باشم. اگر مخدرات در این زمینه سؤالی دارند سؤالاتشان را مرحمت كنند تا إن‌شاالله در جلسۀ بعد قدری بیشتر راجع به این قضیه صحبت کنیم.

نحوه ارتباط با فرزندان و كیفیت ترغیب آنها به مسائل دینى‏

17
  • اللَهمَّ صلِّ عَلی محمَّد و آلِ مُحمَّد