پرسش و پاسخ های مربوط به تفسیر المیزان

تعداد: 6
پرسش: تفسیر ایه 36 سوره اسراء منظور از ایه ولا تقف ما لیس لک به علم چیست

کد: 50گروه: قرآن وتفسیر
تفسیر سورۀ اسراء، آیۀ 36 چیست؟ [وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا]
هوالعلیم.

به ترجمۀ تفسیر المیزان ذیل همین آیه (وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ) مراجعه فرمایید.
مرحوم علّامه طهرانی رضوان‌اللَه‌علیه نیز در جای‌جای کتاب‌های خویش پیرامون این آیۀ شریفه مطالبی را بیان فرموده‌اند؛ در صورت دسترسی به کامپیوتر، به برنامۀ «کیمیای سعادت» مراجعه فرمایید تا تطبیق با مصادیقی از این آیه را نیز مشاهده فرمایید: کتاب امام شناسی، جلد 3، صفحۀ 336 و جلد 2، صفحۀ 125 و جلد 3، صفحۀ 122 و کتاب معادشناسی، جلد 5، صفحۀ 291 و جلد 8، صفحۀ 297 و جلد 8، صفحۀ 301 و کتاب نور ملکوت، جلد 1، صفحۀ 150 و 311 و جلد 2، صفحۀ 434 و کتاب اسرار ملکوت، جلد 2، صفحۀ 87 و کتاب افق وحی، صفحۀ 105 و 275.

پرسش: بهترین روش های قرائت و فهم قران کریم چیست

کد: 34گروه: قرآن وتفسیر
بهترین راه قرائت و فهم قرآن کریم چیست؟
هوالعلیم.
مطالعۀ تفاسیر و متونی که در این زمینه تألیف شده است؛ مانند تفسیر المیزان.
پرسش: بهترین روش تفسیر قران چیست ایا تفسیر قران به قران معتبرترین شیوه است

کد: 32گروه: قرآن وتفسیر
1. بهترين روش تفسير قرآن چيست؟
2. آيا تفسير قرآن به قرآن حجت و معتبر است؟
3. بر فرض حجيت تفسير قرآن به قرآن، آيا حجيت آن فعلی است يا شأنی؟
هوالعلیم.
1 و 2. تفسیر و تبیین یک متن، به معنای واضح و آشکار نمودن مقصود گویندۀ آن متن از آن عبارت می‌باشد؛ بنابراین لازمۀ این مطلب، اطّلاع مخاطب از معانی و واژه‌های موجود در عبارت و نیز قرائن و شواهد تعیین‌کنندۀ معنا در فضای ایراد کلام از ناحیۀ متکلّم می‌باشد. رعایت این دو نکتۀ مهم، انسان را در رسیدن به مقصود متکلم یاری می‌دهد. بناءً‌علی‌هذا، از آن‌جا که هیچ فردی مانند حضرات معصومین علیهم‌السلام نسبت به معرفت این دو اصل، موجود نمی‌باشد، روایات و آثار باقیه از آنان در تفسیر آیات قرآن می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد و نیز در مواردی که از آنان مطلب نرسیده باشد و یا آن مطلب دارای عمق و حقائق ژرف‌گونه‌ای باشد، باید از ابزار لازم برای وصول به این نتیجه بهره برده شود؛ امثال اطلاع کافی [داشتن] بر معانی لغات و تاریخ و ادبیات و خصوصاً فلسفۀ متعالیه و عرفان نظری و احاطه بر آثار و روایات وارده از حضرات معصومین علیهم‌السلام.
3. و حجیت بر این اساس فعلیه خواهد بود.
پرسش: تفاوت تفسیر المیزان و تفسیر نمونه چیست

کد: 28گروه: قرآن وتفسیر
ضمن عرض سلام و تحیت؛
آیا بین تفسیر نمونه و المیزان از نظر روایی و محتوایی فرق است؟

چرا بعضی از اساتید حوزه ـ که ادّعای تدریس فلسفه و دروس سطوح عالی حوزه را دارند ـ در مورد تفسیر نمونه نظر خوبی ندارند و آن را تفسیری ضعیف مطرح می‌کنند و در هر جلسۀ خصوصی و عمومی، افراد را تشویق به خواندن تفسیر المیزان می‌کنند؟

نظر حضرتعالی در این خصوص چیست؟

هوالعلیم.
شکّی نیست که تفسیر المیزان در میان سایر تفاسیر، مانند ماه در بین ستارگان است. شخصیّت علمی و معنوی علّامه طباطبایی رحمة‌اللَه‌علیه در این تفسیر به خوبی آشکار است و بسیاری از بزرگان همچون مرحوم علّامه طهرانی و آیة اللَه مطهّری، اعتراف به عظمت و علوّ مرتبۀ این تفسیر بی‌بدیل نموده‌اند.
پرسش: راز راسخون فی العلم و تاویل قران ایا علم تاویل قران مخصوص خداست یا ائمه هم ان را می دانند

کد: 23گروه: قرآن وتفسیر
سلام؛

محضر مبارکتان عرض می‌شود: با توجه به آیۀ ۷ سوره آل‌عمران، آیا تأویل آیات قرآن مخصوص خداوند است یا ائمه علیهم‌السلام نیز از تأویل قرآن آگاه‌اند؟ با توجه به این‌که علامه طباطبایی در المیزان فرموده‌اند: «دانستن تأویل قرآن مخصوص خداست».

«واو» در عبارت «وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» چه نوع واوی است؟

هو‌العلیم.
اگر ائمه علیهم‌السلام تأویل آیات را ندانند، پس این‌همه روایاتی که دربارۀ آیات از جانب آن‌ها آمده است چه معنایی دارد؟ باید دانست که علم امام علیه‌السلام عین علم خدا است و امام، مَظهر علم حق است؛ پس منافاتی ندارد.
پرسش: چگونه با قران مانوس شویم

کد: 14گروه: قرآن وتفسیر
برای اینکه با قرآن بیشتر مأنوس شویم چه باید کرد؟
هو العالم.

اُنس به معنای اُلفت و مصاحبت با شیئی را گویند و این مسئله همراه با یک نوع التذاذ است. بدون التذاذ، مؤانست معنی نخواهد داشت؛ خواه التذاذِ نفسانی یا عقلانی و یا روحی.

حقیقت اُنس ملازم با سنخیّت آنِس با مأنوس می‌باشد و در صورت عدم سنخیّت، هیچ نوع ارتباطی که محصّل این حقیقت باشد به وقوع نخواهد پیوست. توضیح اینکه: از‌آنجا‌که قرآن دارای مراتب مختلفه‌ای از معرفت و معانی است، هر فرد به اندازۀ همان میزان از معرفتِ خود با قرآن اُنس پیدا می‌کند و کسی که از قرآن حظ و نصیبی ندارد، معلوم می‌شود هیچ نوع سنخیّتی با قرآن نخواهد داشت.
مرحوم والد رضوان‌اللَه‌علیه می‌فرمودند: «در زمانی که ما در نجف اشرف تحصیل می‌کردیم، روزی با یکی از فضلاء و مدرّسین معروف، راجع به لزوم قرائت و تدبّر و تأمّل در قرآن برای طلاب صحبت می‌کردیم، آن شخص معروف می‌گفت: ”طلبه نباید وقتش را به خواندن قرآن بگذراند؛ زیرا قرآن یا مجموعه‌ای از احکام است که مدارک احکام به صورت روایات در میان ما موجود است و در قرآن فقط مجملاتی بیش نیست و یا حکایات و قصص است که قصه و حکایت، خواندن ندارد و یا مسائلی اخلاقی و اجتماعی است که طلبه این‌ها را خود‌به‌خود می فهمد“ زهی نادانی و جهالت!»
شما ببینید چقدر فرق بین این سخنِ سخیف و موهون با کلام بلند مرتبه و گران‌سنگ علّامه طباطبایی است که می‌فرماید: «مکتب تشیّع حقیقتش را از مفاهیم قرآنی گرفته است ولیکن شیعه آن را رها نموده و صرفاً به ولایت تمسّک کرده است» و نتیجۀ آن، نگارش این تفسیر کبیر «المیزان» است.

بنابراین هر چقدر انسان به مفاهیم و معانی قرآن بیشتر برسد، شوق و علاقۀ او برای ادراک بیشتر و بیشتر خواهد شد و نور آن در قلب او بیشتر خواهد شد و اُنس او با قرآن بیشتر خواهد شد.

البته در این زمینه مطالبی است که ان‌شاءاللَه در جای خود خواهد آمد.