/6
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

جلسه ۴۰۶

1
  • درس سیصد و هشتاد و چهارم: صوت 406

  • بررسی اقوال دربارۀ انتفاء یا عدم انتفاء علم اجمالی با طروّ اضطرار (3)

جلسه ۴۰۶

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • مطلبی مرحوم آخوند در باب عدم وجوب احتیاط درصورت تعلق اضطرار به یکی از اطراف علم اجمالی فرمودند عرض شد و اشکالی خود ایشان نسبت به این مسئله به نظرشان رسیده بود که این اشکال را مطرح کردند و ظاهراً هم این مسئله در حاشیۀ ایشان بر رسائل مطرح شده است؛ در تفصیلی که مرحوم شیخ راجع به اطراف علم اجمالی در تعلق اضطرار به معیّن یا غیر معیّن و کیفیت اضطرار مقارن با علم اجمالی یا بعد از علم اجمالی دارد، در آنجا مرحوم آخوند این مطلب را می‌فرماید و همان‌طوری‌که عرض شد آن مطلب عبارت از این است که درصورتی علم اجمالی منحل می‌شود که اضطرار به امر معیّن تعلق گرفته باشد. در اینجا از باب عدم امکان جمع بین حکمین متضادین یا متناقضین علم اجمالی منحل و اضطرار، آن اصل و تنجّز علم اجمالی را ازبین می‌برد، گرچه علم اجمالی به‌جای خودش باقی است ولی علم اجمالی دیگر در اینجا منجَّز نیست، زیرا حکم به تنجّز علم اجمالی یا شرعی است و یا عقلی است؛ اگر شرعی باشد، حکم شارع به حکومت اضطرار موجب الغاء اثر علم اجمالی است که عبارت از وجوب احتیاط است و اگر عقلی باشد عقل اجتماع حکمین متضادین را ممتنع و مستحیل می‌داند که یکی اباحه یا وجوب درصورت اضطرار و ابتلاء به اضطرار و دیگری آن تنجّز علم اجمالی باشد که موجب احتیاط است. این مفاد کلام مرحوم آخوند بود.

  • اما اینکه ایشان می‌فرمایند که چنانچه اضطرار به امر غیر معیّنِ تدریجی تعلق بگیرد ـ غیر معیّن است و تدریجی الحصول است ـ فرض کنید صوم یوم الخمیس و یوم الجمعة و عدم وجوبه أو حرمته فی أحدهما خب دراین‌صورت مسئله تفاوت می‌کند و همین‌طور درصورتی‌که اضطرار به بعد از طروّ علم اجمالی تعلق بگیرد که در آنجا ـ در عدم وجوب احتیاط ـ مرحوم آخوند قائل به اشکال بودند. نظر ایشان در این اشکال مترتب بر بقاء علم اجمالی است زیرا طرفین علم اجمالی بالنسبه به خود تعلق علم اجمالی متساویین هستند و مکلف قبل از اختیار أحد الطرفین خود را در انتخاب طرفین مختار می‌بیند که آیا این إناء را تناول بکند یا آن إناء ‌را یا صوم یوم الخمیس را اتیان بکند یا صوم یوم الجمعه را به‌جا بیاورد.

جلسه ۴۰۶

3
  • بنابراین این علم اجمالی از نقطه‌نظر تعلق به طرفین تفاوتی نمی‌کند؛ یعنی چنانچه می‌تواند به یوم الجمعه تعلق بگیرد می‌تواند به یوم الخمیس تعلق بگیرد و همچنان که می‌تواند به یوم الخمیس تعلق بگیرد، به همین نحو می‌تواند به یوم الجمعه تعلق بگیرد.

  • کلام مرحوم آخوند در باب اضطرار بِأحدهما علی سبیل البدلیة

  • بناءًعلیٰ‌هذا نفس خود علم اجمالی که منشأ برای تنجّز است به‌جای خودش تکویناً باقی است، اضطراری که منافی با تنجّز علم اجمالی است آن اضطرار نمی‌تواند موجب خروج یکی از اطرافی بشود که مقتضای آن انحلال اجمالی و تبدّل امر به شبهۀ بدوی باشد. بله، موجب خروج یکی از اطراف هست اما نه هر اطرافی بلکه یکی از اطرافی که خروج او موجب انحلال علم اجمالی بشود و تبدّل آن به شبهۀ بدویه درصورتی است که أحد معیّن باشد، وقتی که أحد معیّن شد این أحد معیّن نسبت به آن تعلق حکم به ورود یا حکومت اضطرار از اطراف علم اجمالی خارج می‌شود اما اگر أحد غیر متعیّن و علی سبیل البدلیة بود؛ إمّا یوم الخمیس أو یوم الجمعة، این إمّا یوم الخمیس أو یوم الجمعة هرکدام از این دو را از قابلیت برای اشتمال علم اجمالی خارج نمی‌کند، این‌طور نیست که اضطرار بیاید به یکی تعلق بگیرد و او را خارج و منتفی کند. نه، صوم یوم الخمیس أو یوم الجمعة، أحدهما با اضطرار از تحت علم اجمالی خارج می‌شود. اینکه می‌خواهد از تحت علم اجمالی خارج بشود قابلیت دخولش را در تحت علم اجمالی دارد ولی درعین‌حال مکلف او را خارج می‌کند و این با معیّن فرق می‌کند که قابلیت دخول در تحت علم اجمالی را ازدست می‌دهد.

  • در واحد معیّن صوم یوم الخمیس قابلیت برای دخول در تحت اجتماع را ندارد فرض کنید یوم الخمیس روز عید اضحیٰ درمی‌آید. تصور مکلف بر این است که جمعه آخر ماه است یا آخر ماه نیست و نذر می‌کند که آخر ماه را روزه بگیرد إمّا یوم الخمیس أو یوم الجمعة یک‌مرتبه متوجه می‌شود یک روز ماه زودتر دیده شده و یوم الجمعه را باید افطار کند و روزه گرفتن در آن روز حرام است. حالا نمی‌داند که آیا آن علم اجمالی به اینکه تاریخ را مشخص نکرده که یوم الخمیس است یا یوم الجمعه ـ اگر یوم الجمعه بود که به‌طورکلی منتفی می‌شود ـ و در یوم الخمیس یا یوم الجمعه شک دارد خب دراین‌صورت طبعاً چون یوم الجمعه منجّز می‌شود این از تحت علم اجمالی خارج می‌شود و یوم الخمیس شبهۀ بدوی می‌شود.

جلسه ۴۰۶

4
  • مرحوم آخوند می‌گویند که قابلیت برای شمول در تحت اجمالی را درصورت معیّن بودن ازدست می‌دهد و دیگر قابل برای شمول نیست ولی در اشتمال بر سبیل بدلیّت این‌طور نیست. مثلاً طبیب به او گفته است که یوم الخمیس یا یوم الجمعه باید روزه را بخوری و در هفته دو روز را نباید روزه بگیری، برای معدۀ شما یا برای کلیۀ شما ضرر دارد! هفته‌ای یک روز باید روزه بگیرد که یا یوم الخمیس می‌شود یا یوم الجمعه، حالا این مسافرت واجبی دارد که آن مسافرت منافی با روزه است ـ البته در نذر اشکال ندارد ـ فرض کنید در مسافرت نمی‌تواند روزه بگیرد و مضطر به افطار هست یااینکه مریض می‌شود و نمی‌تواند روزه بگیرد، در اینجا مرحوم آخوند می‌فرماید که گرچه اضطرار بِأحدهما علی سبیل البدلیة تعلق گرفته است ولی آیا قابلیت أحدهما را برای شمول در تحت علم اجمالی ازبین برده است و منتفی کرده است؟! می‌بینیم نکرده است و باز می‌شود به‌جای یوم الخمیس، یوم الجمعه را روزه بگیرد و این در اختیار خودش هست پس یوم الخمیس می‌تواند در تحت علم اجمالی قرار بگیرد.

  • تفاوت قابلیت تقدیریه و قابلیت فعلیه

  • نقل کلام در یوم الجمعه می‌کنیم بنابراین از تحت علم اجمالی خارج شده است؟! نه، می‌تواند یوم الجمعه را بگیرد و یوم الخمیس را افطار کند! یوم الجمعه هم قابلیت را دارد. پس این قابلیت تقدیریه نه قابلیت فعلیه ـ قابلیت فعلیه در آنجایی بود که محذوری برای صوم یومین نداشته باشد، در آنجا حکم فعلی می‌شود ولی قابلیت تقدیریه برای اشتمال علم اجمالی در اینجا باقی است ـ از این قابلیت تقدیریه أحدهما که مختار اوست خارج می‌شود و یَبقَی الباقی در تحت همان قابلیت تقدیریۀ خودش، وقتی که قابلیت تقدیری باشد در آنجا علم اجمالی باز تنجّز خودش را نسبت به ‌طرف دیگر پیدا می‌کند. این مفاد بیان مرحوم آخوند بود به اضافاتی.

  • اشکالی که بر این مسئله شده این است که این قابلیت تقدیریه درست است اما تا وقتی است که مکلف یکی از طرفین را اختیار نکرده است اما اگر مکلف افطار یوم الخمیس را اختیار کرد یعنی به اختیار خودش یوم الخمیس را افطار کرد، اولین افطاری که می‌کند و لقمه‌ای را که به دهان می‌گذارد این را معیّن می‌کند و دیگر در تعلیق و بدلیت إلی یوم القیامة باقی نمی‌ماند. فرض کنید که این لیوان پر از خمر است و لا تَشرب الخمر شامل این إناء شد، لازم نیست شما تا آخرش را میل بفرمایید! نه‌خیر، بلکه همان جرعۀ اول خمری که تناول شد یُعدُّ عاصیاً، این یُعدُّ عاصیاً به اولین جرعه است حالا اگر جرعۀ دوم را خوردی کتک بیشتری می‌خوری! هرچه بیشتر خوردی کتک بیشتر می‌شود و در آن حرفی نیست اما اطلاق شارب خمر به اولین جرعه برای شخص حاصل می‌شود! اگر بیشتر بخورد خب فرق می‌کند؛ کسی که یک جرعه بخورد یا بیشتر باهم تفاوت دارد، آثارش هم فرق می‌کند، اگر خیلی بخورد دیگر ملکوتی و چپروتی می‌شود!

جلسه ۴۰۶

5
  • پس اتّصاف به شاربیت با اولین جرعه حاصل می‌شود و یُعدُّ فاسقاً و یَخرجُ بِهِ عن العدالة! این آثاری است که بر آن بار می‌شود. گرچه صوم یوم الخمیس و یوم الجمعه قابلیت برای آن شمول علم اجمالی را دارد ولی وقتی مکلف گفت که من افطار یوم الخمیس را انتخاب کردم دیگر معیّن می‌شود، چه فرقی می‌کند؟! خروج فعلی یوم الخمیس از تحت علم اجمالی با اضطرار به معیّن چه فرقی می‌کند؟! صحبت در این است که آیا شارع بر این اختیار امروز حکم به جواز کرده یا نکرده است؟ اگر بگویید که حکم به جواز نکرد بنابراین اضطرار نیست و اگر حکم به جواز کرد ـ جواز تناول و جواز افطار یوم الخمیس ـ پس چه فرقی با معیّن دارد؟! هردو یک حکم دارد و این اجتماع امرین متضادین و حکم متضادین فی موردٍ واحد است. وقتی شارع گفت: این، به‌مجرد افطار خرج یوم الخمیس مِن تحت علمه تمام شد و دیگر بیرون رفت ولو اینکه تا شب هم هیچ نخورد. ولی همین که بعد از اذان صبح آمد یک جرعه آب خورد امروز باطل شد یوم الخمیس باطل شد خب چه یوم الخمیس به امر تعیینی شارع از تحت علم اجمالی خارج بشود و چه به اختیار خودش از تحت اجمالی خارج شود بالأخره الآن یوم الخمیس خارج می‌شود، لذا این اشکال بر مرحوم آخوند وارد است و نمی‌توانیم از این صرف‌نظر کنیم.

  • مرحوم آخوند در کفایه فرمودند که فرقی در معیّن و غیر معیّن ندارد و فرقی در اضطرار مقارن با علم اجمالی و اضطرار بعد طروّ علم اجمالی [با] اضطرار طاری بر علم اجمالی ندارد اگر بر این مبنای خود هستند خب این یک مطلبی است اما اگر قائل به این حاشیه همان‌طور که در حاشیۀ رسائل دارند هستند اشکالی از این نظر بر مبنا وارد می‌شود. این اشکال تمام شد.

  • حالا خود کلام مرحوم آخوند و فرقی را که ایشان نسبت به وجود اضطرار و فرقی که با خروج تکوینی گذاشتند و فرمودند: درصورتی‌که اضطرار حاصل بشود در اینجا موجب احتیاط نخواهد بود یَنحلُّ العلم الإجمالی و یَتَبدّل بالشبهةِ البدویة اما اگر احد از اطراف به خروج تکوینی خارج شد فرض کنید اهراق بشود و به‌طورکلی امحاء در اینجا حاصل بشود در اینجا علم اجمالی به قوّت خودش باقی است و آن استعداد و قدرت تکوینیه را برای خودش دارد. در اینجا قائل به وجوب به احتیاط شدند.1

    1. كفایة الأصول، (تعلیقه زارعی سبزواری)، ج 3، ص 104.

جلسه ۴۰۶

6
  •  

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد