/9
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

جلسه ۴۳۱

1
  • درس چهارصد و نهم: صوت 431

  • کلام مرحوم آخوند در اضطرار متأخر

جلسه ۴۳۱

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • در تقریر مرحوم اصفهانی روشن شد مرحوم آخوند در اضطرار متأخر مانند مرحوم شیخ قائل به احتیاط هستند گرچه در كفایه در هردو موضع قائل به برائت هستند. در تقریر كلام مرحوم شیخ از این بیان استفاده شد كه آن تكلیفِ قبل از طروّ اضطرار كه مترتب بر علم اجمالی بود درصورت تحقق علم اجمالی ثابت و محرز است و بعد خروج أحد الطرفین از تحت علم اجمالی موجب شك در ارتفاع تكلیف سابق خواهد شد و مرجع فی هذا الموضع استصحاب بقاء تكلیف است درصورت بقاء اطراف محتمل التكلیفیه. این كلام مرحوم شیخ بود كه مرحوم آخوند هم روی همین مطلب در حاشیه بر فرائدشان روی همین قضیه تأکید داشتند.

  • جنبۀ مقدمی داشتن تحقق موضوع در اطراف علم اجمالی

  • نسبت به این مسئله عرض شد كه حقیقت تعلق تكلیف بر علم اجمالی در دو فرع تقدم اضطرار و تأخّر اضطرار فرق نمی‌كند حتی بر خود مبنای قوم نسبت به علم اجمالی و وجوب احتیاط یا برائت در تعلق تكلیف، مسئله كاملاً تفاوتی ندارد به‌جهت اینكه آنچه كه محقق موضوع برای احتیاط در علم اجمالی است، عبارت از اطراف علم اجمالی نیست بلكه اطراف علم اجمالی جنبۀ مقدمی برای تحقق موضوع دارد و آنچه كه محقق موضوع هست عبارت از خصوصیت آن مكلف در ارتباط با این مسئله است. مثلاً شخصی مالك یك شیء است، نه در مالك صحبت است و نه در ملكیت او، یك وقت نیت مالك بر جواز تصرف است، جواز تصرف موضوع برای اباحه می‌شود و یك وقتی نیت مالك بر عدم جواز است، عدم جواز تصرف موضوع برای حرمت می‌شود.

  • بنابراین برگشت مسئله به نیت شخص است؛ تا مالك نسبت به مالش چه نیتی داشته باشد. اگر نیت اباحه كند یعنی میل نفسانی مالك بر جواز تصرف باشد، حكم شرعی هم بر اباحه است و اگر [بر جواز تصرف نباشد] غصب می‌شود درحالی‌كه نه ملك در اینجا تغییر پیدا كرد و نه مالك تغییر پیدا كرد و هردو مشخص هستند و هردو در سر جای خودشان هستند.

جلسه ۴۳۱

3
  • پس در خیلی از موارد موضوع برای تكلیف و محقِّق موضوع اشیاء خارج نیست بلكه كیفیت ارتباط مكلف با آن شیء خارجی، محقق موضوع است؛ تااینكه مكلف نسبت به او چه ارتباطی داشته باشد. یك وقت مكلف در اینجا هست و خمر برای او ماء است خب آن حكم شارع بر اباحه است یك وقت ماء درقبال مكلف است منتها مكلف شاعر به خمریت اوست خب حكم شارع بر حرمت است درحالی‌كه احكام اوّلیه از مواقف خودشان لا یتغیّر و لا یتبدّل هستند.

  • در مسئله علم اجمالی این نكته باید مدّنظر گرفته بشود كه محقق علم اجمالی اطراف علم اجمالی نیست بلكه اطراف علم اجمالی هركدام حكم خاص به خود را دارند. اگر طرفین علم اجمالی یكی خمر و یكی ماء باشد خب هركدام از این دو در عالم انشاء حكم بدوی آنها عبارت از حرمت و حلیت است و این ارتباطی به علم اجمالی ندارد. حکم خمر حرمت است و حکم ماء هم اباحه و حلیت و جواز تصرف است. بله، آن كیفیت ارتباط مكلف با اطراف علم اجمالی موضوعٌ آخرٌ و محققٌ لِموضوع آخر غیرَ موضوعیة الابتدائیة الأولیة القائمة بالأمر الخارجی آن موضوع عبارت از نحوۀ تفكر و نحوۀ لحاظ مكلف نسبت به اطراف، و آن محقق موضوع برای علم اجمالی است و وقتی این محقق شد حالا چه تفاوتی می‌كند كه اضطرار قبل از علم اجمالی عارض بشود یا بعد از علم اجمالی عارض بشود، در هردو صورت محقق موضوع علم اجمالی حاصل شده است. اگر اضطرار بعد از علم اجمالی حاصل بشود كما فی ما نحن فیه خب این مشخص است كه حكم شارع در غیر از حرمت و غیر از حلیتی كه عارض بر طرفین هست در اینجا حكم جدیدی متكوّن و حادث شده كه عبارت از وجوب احتیاط است و منشأ این وجوب احتیاط تحقق موضوعی است كه آن عبارت از شك بین طرفین است، شارع در شك بین طرفین حرمت و حلیت حكم به وجوب احتیاط می‌كند و تناولش را هم از باب تجرّی و یا مقدمه برای فعل حرام می‌داند و در این مسئله فرقی نیست كه ما این را حكم عقل بدانیم یا حكم شرع بدانیم در هردو صورت نسبت به این مسئله تفاوتی ندارد، حكم عقل هم باشد همان حكم شرع نسبت به مانحن‌فیه است و دراین‌صورت منافات ندارد. مخالفت با حكم ظاهری هم خودش عصیان تلقی می‌شود و خودش مخالفت با حكم شارع تلقی می‌شود. در آن مطلب خیلی جای صحبت نیست ولی صحبت در این است كه درقبال آن دو حكم اوّلیه آن حكم ثانی یا ثالث متولد، عبارت از حكم به وجوب احتیاط است زیرا موضوع برای احتیاط كه شك مكلف ـ نه آن اشیاء خارجی، اشیاء خارجی به حال خودشان هستند؛ خمر به حال خود آن ماء هم به حال خود آنها حكم خاص به خودشان را دارند ـ نسبت به شبهه است یعنی آن شبهۀ مكلف نسبت به خمریت آن خودش موضوعٌ آخرٌ لِتولد حكمٍ آخر آن حكم عبارت از وجوب احتیاط است. حالا این قبل از اضطرار است و در موقع اضطرار باید ببینیم که آیا این موضوع در نفس مكلف حاصل می‌شود یا نمی‌شود؟ قبل از اینكه اضطرار پیدا شود قبل از اینكه علم اجمالی حاصل شود كه همان فرع اول باشد، قبل از فرع اول مكلف نسبت به یك موردی اضطرار پیدا كرد حالا یا تناول كرد یا تناول نكرد فعلاً اضطرار به شرب أحد المائین پیدا كرده است، حالا یا مشخصاً یا غیر مشخصاً اضطرار به شرب این ماء پیدا كرد یااینكه به شرب این دواء خاص و مشخص اضطرار پیدا كرد یعنی می‌داند كه این دواء است و واجب التناول است منتها شك در تنجسش می‌كند كه آیا این متنجس این دواء است یا متنجس این ماء دیگر است خب این در اینجا متعیّن است. در صورت اول غیر متعیّن بود بالأخره در هنگام اشراف بر هلاكت باید أحد المائین را تناول كند ولی در اینجا نه، این مشخص است یااینكه روزۀ مشخص در وقت مشخص، علیٰ‌كلّ‌حال در یك هم‌چنین موردی اول اضطرار آمد تعلق بِأحدهما المردد أو المتعیّن گرفت قبل از تعلق علم اجمالی، وقتی اضطرار تعلق گرفت پس این فرد از تحت طرفین علم اجمالی متأخّر خارج شد، هنوز علم اجمالی نیامده است.

جلسه ۴۳۱

4
  • من‌باب‌مثال الآن می‌گوید که من باید این دواء را بخورم یك‌مرتبه دو شاهد می‌آیند شهادت می‌دهند كه دم در این افتاد یا در آن افتاد؛ ما دیدیم كه الآن یك دَم در این واقع شد خب طبعاً حجیت بیّنه در اینجا اثبات تنزیلی می‌كند یا علمی، اگر برایش علم حاصل بشود والاّ همان حجیت تنزیلیه قائم‌مقام علم است. در اینجا این اضطرار قبل از تعلق علم اجمالی چه دخالتی در تحقق موضوع دارد؟! بالأخره الآن برای مكلف موضوع برای احتیاط حاصل شد و آن عبارت از علم مكلف به تردد نجاست بین الإنائین است حالا می‌گوید: یا آن را كه خوردم نجس بود یااینكه الآن هست نجس است. آن را كه تناول كرده كه دیگر غیر مقدور است چون قبلاً تناول شده است ـ مرحوم آخوند نسبت به این مسئلۀ مقدوریت و غیر مقدوریت خیلی مانور می‌دهند ـ یا اصلاً نخورده بالأخره مورد اضطرار است و می‌گوید که در هرکدام باشد من باید این را بخورم، یعنی این مرض اقتضاء می‌كند كه ما این را بخوریم. در خیلی از داروها الكل هست و الكل هم نجس است ولی چاره‌ای نیست. مسئلۀ وجوب شرب دواء مطلب دیگری است. صحبت ما در این است كه جناب شیخ این موضوعی كه برای علم اجمالی متأخّر برای احتیاط بعد از اضطرار حاصل شده است برای تحقق این موضوع، اطراف خارجی چه دخلی دارند؟! شما كه بین اضطرار متأخّر با اضطرار متقدّم فرق گذاشتید اینها چه فرقی می‌كنند؟! اگر موضوعِ منجّزِ حكم در علم اجمالی عبارت از طرفین است كه خب طرفین حكم خاص به خودشان دارند و هیچ ارتباطی به علم اجمالی ندارند مثلاً این دواء است واجب التناول است و این‌هم ماء است مباح التناول است خب این چه ارتباطی به علم اجمالی دارد؟! اگر موضوع تعلق علم مكلف به این دو به عنوان تردد نجاست بین الإنائین است خب این چه قبل از اضطرار و چه بعد از اضطرار باشد هردو موضوع محقق است حالا اگر اضطرار مقدّم باشد و این شخص بخورد علم اجمالی حاصل نمی‌شود؟! علم اجمالی ربطی به اطراف ندارد بلکه به نیت خود شخص مربوط است و به كیفیت ارتباط او به طرفین در اینجا محقق است.

جلسه ۴۳۱

5
  • پس در اینجا وقتی كه موضوع برای علم اجمالی محقق شد فرق بین تأخّر اضطرار و تقدم اضطرار چیست كه در تأخّر اضطرار قائل به حرمت هستید ولی در تقدم اضطرار قائل به اباحه هستید؟! می‌گوییم که اگر اباحه آمد یكی از اطراف از تحت علم اجمالی خارج می‌شود لذا علم اجمالی دیگر قائم به اطراف نیست بلکه قائم به نفس است و نفس محقق برای موضوع علم اجمالی است حالا چه اضطرار مقدّم باشد یا اضطرار متأخّر باشد خب چه فرقی در اینجا هست كه شمای مرحوم شیخ در رسائل بین این دو فرق گذاشتید؟! البته مرحوم آخوند در هردو قائل به برائت است ولی در حاشیه‌ای كه بر فرائد دارد تبعاً للشیخ در این قسم دوم حکم بر احتیاط كرده است؛ در آنجایی كه علم اجمالی مقدّم بر اضطرار باشد كه مانحن‌فیه راجع به این مسئله است.

  • توضیحی در باب اضطرار متقدم و متأخر

  • حالا روی این جهت اگر مرحوم شیخ این مسئله را مطرح كند كه این اضطرار بعد از علم اجمالی منافاتی با استصحاب ندارد یعنی وقتی كه علم اجمالی حاصل شد، حصول علم اجمالی موجب احراز و موجب ثبوت حكم به اجتناب است و این حكم به اجتناب كَما أنّه یتعلَّق بِالمضطر إلیه یتعلّق بِغیر المضطر إلیه، إنّما الخارج عن الطرفین عن الحكم المضطر إلیه و یَبقی غیر مضطرٍ إلیه بِحاله و بِحکمه و بِحیاله اگر این مسئله را مطرح كردند كه حكم به علم اجمالی شامل طرفین خواهد شد به‌واسطۀ اضطرار مضطرٌ إلیه خارج می‌شود. شبهه در اینجا نسبت به بقاء حكم متولد از علم اجمالی می‌شود و استصحاب آن حكم علم اجمالی در اینجا می‌آید. اگر این مسئله باشد ما نقل كلام در همان قسم می‌كنیم و می‌گوییم که خدا خیرتان بدهد همین مطلب را ما در مورد اضطرار متقدم می‌گوییم؛ می‌گوییم که در اضطرار متقدم آیا نفس اضطرار متقدم می‌آید علم اجمالی را كه محقق موضوع برای تكلیف است ازبین می‌برد یا به علم اجمالی كاری ندارد؟! می‌گوییم که نه، به علم اجمالی كاری ندارد یعنی اضطرار ـ همان‌طوری‌كه صحبت شد ـ هیچ دخالتی نسبت به تحقق موضوع اضطرار ندارد بلكه اضطرار حكم خاص به خودش را دارد حالا چه این خمر حرام باشد چه خمر حلال باشد اضطرار می‌گوید که شرب این واجب است، چه حكم اضطرار را از باب ورود بدانیم یا از باب حكومت بدانیم اضطرار می‌آید بر آن حكم اوّلی حاكم می‌شود و می‌گوید که حرمت در اینجا حاكم بر این فعل خارج است تا مادامی كه من نباشم اگر من باشم در اینجا حكم حلیت دارد.

جلسه ۴۳۱

6
  • تعلق علم اجمالی به نفس عین خارجی

  • بنابراین اضطرار حكم خاص به خودش را فی كلِ حالٍ دارد. اگر ماء هم باشد از اباحه ماء را تبدیل به وجوب می‌كند، حرمت هم باشد از حرمت تبدیل به اباحه بلكه تبدیل به وجوب می‌كند. آن مسئله اضطرار به‌جای خودش محفوظ است پس اضطرار هیچ ارتباطی به علم اجمالی ندارد. علم اجمالی متأخّر آیا مورد اضطرار را شامل می‌شود یا نه؟ قطعاً شامل می‌شود و به اضطرار بودنش كاری ندارد بلکه به نفس عین خارجی علم اجمالی تعلق می‌گیرد نه به اضطرار، به اضطرار تعلق نمی‌گیرد بلکه تعلق می‌گیرد بِهذا العین المشخص إمّا هذا و إمّا هذا سواء کان مضطرٌ إلیه أو لا یعنی به نفس عین خارجی علم اجمالی تعلق می‌گیرد گرچه اضطرار قبل از این عارض شده باشد ولی علم اجمالی ارتباطی به اضطرار ندارد و برای خودش حساب جدایی دارد.

  • وقتی این‌طور باشد پس این علم اجمالی بعد از اضطرار آیا مثبت موضوع هست یا نه؟! مثبت موضوع است، آیا براساس اثبات موضوع ما می‌توانیم بگوییم که حكم متعلق نیست؟! یعنی وقتی كه موضوع برای اجتناب كه عبارت از علم مكلف است نسبت به نجاست أحد الطرفین حاصل شد آیا نسبت به این می‌توانیم بگوییم كه آن اجتناب بر علم اجمالی متعلق است إلاّ إذا كان الاضطرار قبل العلم الإجمالی؟! این حرف را نمی‌توانیم بگوییم چون اضطرار ربطی به علم اجمالی ندارد. اضطرار برای خودش موضوع برای اباحه یا وجوب است و علم اجمالی هم موضوع برای اجتناب است و هیچ ربطی به‌هم ندارند. حالا اضطرار آمد وجوب تناول یكی را ثابت كرد، خب انسان تناول می‌كند و علم اجمالی می‌آید اجتناب طرفین را ثابت می‌كند، بین این دوتا تعارض واقع می‌شود نه‌اینكه اضطرار از اول بیاید جلوی علم اجمالی را بگیرد عزیز من! اضطرار جلوی علم اجمالی را نمی‌گیرد، چون علم اجمالی در اختیار اضطرار نیست بلکه علم اجمالی مربوط به مكلف است و مكلف است كه خودش موجد موضوعِ برای اجتناب است و ربطی به اضطرار ندارد، دو حكم جدا هستند.

جلسه ۴۳۱

7
  • پس در اینجا حكم اضطرار قبل از علم اجمالی می‌آید در اینجا می‌ایستد و علم اجمالی هم كه محقق موضوع برای اجتناب است می‌آید در اینجا قرار می‌گیرد، اضطرار می‌گوید که یكی از طرفین واجب التناول است، علم اجمالی می‌گوید كِلا الطرفین مُحرّم التناول است همان‌طوری‌كه اضطرار درصورت غیر علم اجمالی می‌آمد حاكم بر حكم اوّلی می‌شد در اینجا هم می‌آید حاكم می‌شود و دیگر شبهه نیست. در اینجا هم اضطرار می‌آید حاكم می‌شود بر آن وجوب اجتنابی كه به این مضطرٌ إلیه تعلق گرفت و یَبقی الطرف الآخر بلامانع. خب پس چه فرقی شد بین اینكه اضطرار قبل از علم اجمالی باشد یا بعد آن؟! اصلاً اضطرار چه ربطی به علم اجمالی دارد؟! هیچ ربطی به‌هم ندارند. همان‌طور که اضطرار در احكام اوّلیه می‌آید حكومت پیدا می‌كند و آن حكم اوّلی را خارج می‌كند و وجوب را حاكم می‌كند یعنی همین خمری را كه الآن خمر است نه‌تنها از حرمت تبدیل به اباحه می‌كند بلکه تبدیل به وجوب می‌کند كار است دیگر یك وقتی پیش می‌آید که انسان مشرف بر هلاكت می‌شود آن‌وقت شما چه می‌كنید؟! ـ [آیا می‌گویید] سالك راه خدا و این حرف‌ها؟! نعوذ بالله! ـ آیا شما هلاكت را ترجیح می‌دهید یا شرب بعضی از امور بسیطه را می‌کنید؟! واقعاً این یك مسئله‌‌ای است كه در مواردی خلاصه آن جهت تقدّس می‌آید بر آن جنبۀ رضای الهی غلبه می‌كند و آن مطلب جلوه پیدا می‌كند و بزرگ می‌نماید به‌طوری‌كه آن حكم الهی در تحت آن خصوصیت نظرۀ نفس و كیفیت موقع نفس نسبت به این قضیه تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و خلاصه این از مواردی است كه انسان باید متوجه باشد!

  • عدم توجه به حلال و حرام لازمۀ مقام عبودیت

  • علیٰ‌كلّ‌حال عبد باید در مقام عبودیت نه حرام سرش بشود نه حلال؛ این مسئله است. در مقام عبودیت عبد باید عبد باشد؛ اگر حلال را حرام کنند بگوید که چشم! حرام را حلال كنند بگوید که چشم! اگر نسبت به حرام بایستد و بگوید که نه من عبودیت دارم تا وقتی كه حرام برای من حلال نشود، به همان اندازه دور است كه بیاید حرام را حلال كند! مگر افراد عادی می‌آیند چه‌كار می‌كنند؟! شرب خمر می‌كنند و حرام خدا را حلال می‌كنند، زنا می‌كنند و حرام خدا را حلال می‌كنند، سرقت می‌كنند و حرام خدا را حلال می‌كنند، حالا اگر نفس در مقام عبودیت بیاید حرامی را كه او حلال كرده، آن را در حرمت نگه دارد این‌هم چیست؟! این‌هم به همان مقدار می‌آید و مانع برای خودش ایجاد می‌كند.

جلسه ۴۳۱

8
  • لذا اینجاست كه مرحوم آقا و بزرگان ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ می‌فرمودند که در خیلی از موارد تقدّس می‌آید و برای انسان مانع می‌شود! این تقدس تقدس خشك است و تقدس بر خلاف رضا است. خدا می‌گوید که تو الآن این كار را بكن، وقتی می‌گوید که این كار را بكن چرا ما بگوییم: نه؟! نفس می‌گوید: هان؟! عجب! شما می‌خواهی كار حرام انجام بدهی؟! شما می‌خواهی كار شبهه‌ناك انجام بدهی؟! زیر بار نمی‌رود و نمی‌تواند، نه‌اینكه عبودیت او این اقتضاء را می‌كند، اگر عبودیت است مولا دارد می‌گوید! امیرالمؤمنین علیه‌السّلام می‌گوید که بیا این كار را بكن، امام صادق علیه‌السّلام به هارون مكی می‌فرماید: «بلند شو به داخل تنور برو».1 یا ابن‌رسول الله ﴿وَ لَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ﴾!2 تنور آتش است حلوا كه نمی‌دهند! آتش دارد بالا می‌رود این از شرب خمر كه بدتر است! چون اعدام نفس و قتل نفس است! آن كسی كه می‌آید به امام صادق می‌فرماید: یا ابن‌رسول الله اعدام نفس مگر حرام نیست... حالا فرض بكنید که این از ترس جانش این حرف را زده است این شخص كه از اول مرخص است ـ إنَّه مِن عبادنا المرخصین! ـ ولی اگر كسی باشد که از این قضیه گذشته یعنی مرگ برای او مسئله‌ای نیست ولی شبهۀ ﴿وَ لَا تُلۡقُواْ بِأَيۡدِيكُمۡ إِلَى ٱلتَّهۡلُكَةِ﴾ او را متوقف كرده است، اگر به امام صادق بگوید که چطور من بیایم خودم را هلاک كنم؟! امام صادق علیه‌السّلام چه جواب می‌دهند؟! می‌گویند که من امام هستم یا تو؟! من دارم به تو می‌گویم که این كار را بكن! روز قیامت هم اگر از تو پرسیدند بگو جعفر بن محمد گفت! من هم جواب می‌دهم! مگر قرار است تو جواب بدهی؟! من جواب می‌دهم!

  • انسان باید به این نکته توجه كند یعنی اگر ما به این نكته برسیم در درون خودمان مسئله را دائماً حل كنیم و دائماً تمرین كنیم و خودمان را در این مسیر قرار بدهیم خیلی جلو می‌رویم كه انسان چطوری خودش را در مقام عبودیت با آثار عبودیت وفق بدهد و علی السواء باشد؛ چه به این‌طرف باشد و چه به آن‌طرف باشد، در هردو مسئله برایش تفاوتی نداشته باشد.

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مناقب آل ابی‌طالب علیهم السلام، ج 4، ص 237.
    2. . سوره بقره (3) آیه 195. نور ملكوت قرآن، ج 1، ص 161:
      «و با دست‌هاى خودتان خود را در تهلكه نیفكنید!»

جلسه ۴۳۱

9
  • بنابراین بحثی كه امروز تمامش می‌كنیم این است كه در اضطرار متقدم بر علم اجمالی آنچه كه از عهدۀ اضطرار برمی‌آید و آنچه كه می‌تواند مانعیت برای علم اجمالی پیدا كند این است كه اضطرار می‌آید یكی از طرفین علم اجمالی را از تحت علم اجمالی فقط خارج می‌كند! همین! درست مثل اینكه اضطرار تعلق به یك حرمت معیّن می‌گیرد، همین! و یَبقی الطرف الآخر بلامانع، آن حكمی كه مترتب بر علم اجمالی است در یك طرفی كه معارض با اضطرار است اضطرار بر او غلبه دارد و آن‌طرف دیگری كه مخالف با اضطرار نیست و منافاتی با اضطرار ندارد علم اجمالی نسبت به او حاكم می‌شود. حالا یا به استصحاب یا به غیر استصحاب، آن دیگر نیازی به این قضیه ندارد. پس تا اینجا مشخص شد که قائلین به فرق بین تقدم اضطرار بر علم اجمالی و تأخّر اضطرار از علم اجمالی فرقشان لا طائل تحته است تا إن‌شاءالله در جلسۀ بعد به دلیل مرحوم آخوند نسبت به برائت در تقدم اضطرار بر علم اجمالی برسیم كه دلیل مرحوم آخوند چیست.

  • تلمیذ: شخصی که در کوه راه می‌رود و تشنگی بر او غلبه پیدا می‌کند یک بطری آب پیدا می‌کند و بعد از خوردن می‌فهمد که شراب بوده مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ می‌فرمودند که حکمی برای این نیست و عقاب نمی‌شود اما آن اثر وضعی را و آن مستی را چه‌کار می‌کند؟! آن که هست!

  • استاد: آن آثار ظاهری است ولی آثار باطنی که مترتب نیست و آن اثر باطنی فقط در مقام اختیار مترتب می‌شود و اگر یک اثری ظاهراً داشته باشد و نفسش را تغییر و تحولی بدهد خب زایل می‌شود و تا آخر عمر هم که عرق نمی‌خورد حالا یک‌دفعه ...!

  •  

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد