/5
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

جلسه ۴۳۵

1
  • درس چهارصد و سیزدهم: صوت 435

  • کلام مرحوم آخوند در بقاء یا عدم بقاء تنجّز تکلیف در ملاقات بعض اطراف شبهه محصوره‌ (4)

جلسه ۴۳۵

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • [مطالبی از] مرحوم اصفهانی عرض شد در تقریر فرمایش مرحوم آخوند که دلیل بر احتیاط را به مقتضای بقاء دوران تطبیق تكلیف، بر طرفینِ علم اجمالی می‌دانند یعنی در استمرار تكلیف و در استمرار علم اجمالی آنچه كه مهم است این است كه یكی از دو طرف علم اجمالی از نقطه‌نظر احتمال تطبیق، معارَض با احتمال تطبیق تكلیف در طرف دیگر باشد. اگر این استمرار ازبین رفت دیگر علم اجمالی هم منتفی خواهد شد. پس بقاء علم اجمالی به این است كه این احتمال انطباق مستمر باشد.

  • حالا ما باید ببینیم که در اضطرار، این تردید و احتمال مستمر است یا منقطع؟ یعنی به‌واسطۀ استمرار علم اجمالی تا حد اضطرار، وقتی كه علم اجمالی مستمر است این احتمال انطباق تكلیف بر أحد الطرفین مستمر است إمّا یَنطبِق النجس علی هذا الطرف و إمّا أن یَنطبق النجس علی هذا الطرف وقتی كه این طرفین محتملین لِلانطباق هردو موجود بود پس علم اجمالی هم موجود است. اگر احتمال انطباق نجس بر یكی از طرفین منتفی شد دلیل بر این است كه علم اجمالی به یقین نسبت به تكلیف و به شك بدوی منحل شده است. حالا در باب اضطرار ببینیم آیا علم اجمالی منحل می‌شود یا آن تردید محتمل با وجود اضطرار به حال خود باقی است؟

  • عدم اخلال اضطرار در احتمال تطبیق در محتملین

  • عدم ارتباط اضطرار با آثار تکوینی عمل

  • شكی نیست كه اضطرار فی‌حدّنفسه مخلّ به احتمال تطبیق در محتملین نیست زیرا اضطرار عبارت از حكم ثانوی است كه در مقطعی جای آن حكم اوّلی را می‌گیرد و نسبت به حكم اوّلی این حكم ثانوی حاكم است. اما صحبت در این است كه این حكم ثانوی آیا موضوع حكم اوّلی را كه نجس است برمی‌دارد یا برنمی‌دارد؟ و آیا موضوع را از ماهیت اوّلیۀ خودش به یك ماهیت ثانویه منقلب می‌كند؟ یعنی آیا خمر را از خمریت به مائیت مبدّل می‌كند؟ نه‌خیر، اضطرار خمریت را به مائیت مبدّل نمی‌كند. آیا اضطرار آثار خمر را هم در عالم اعتبار به آثار شیء حلال مبدّل می‌كند؟ این كار را هم انجام نمی‌دهد، فقط بعضی از آثار مثل عقاب یا حدود را برمی‌دارد این مسائل را برمی‌دارد ولی آثار تكوینی ظاهری خودش را برنمی‌دارد، مستی را برنمی‌دارد. حالا كسی كه مضطر به امر حرام شده بالأخره مست می‌شود حالا این مستی حد ندارد خب این یك مطلب دیگری است برخلاف آن مطلبی كه در باب حكم حاكم نسبت به طلاق یا نسبت به دخول شهر یا نسبت به سایر موضوعات عرفیه كه در السنۀ فقهاء معروف است كه حكم حاكم در عالم اعتبار موضوع را مبدّل می‌كند یعنی وقتی حاكم حكم به دخول شهر می‌كند در عالم اعتبار ماه را خلق و ایجاد می‌كند و به‌واسطۀ دخول ماه و هلال اعتباری، شهر هم داخل خواهد شد. هم‌چنین بحثی هست که چه آثاری بر حكم حاكم تنزیلاً مترتب می‌شود و در عالم تكوین و در عالم اعتبار و در عالم تشریع چه تغییر و تحولاتی را می‌تواند به‌وجود بیاورد.

جلسه ۴۳۵

3
  • آیا اضطرار هم به همین كیفیت است؟! نه، اضطرار به همین كیفیت نیست بلكه نسبت به بعضی از موارد می‌توانیم بگوییم که اضطرار مبرّء و مبرّر است ولی نسبت به بسیاری موارد این‌طور نیست.

  • مرحوم آخوند می‌فرمایند که این علم اجمالی كه قائم به بقاء احتمال انطباق تكلیف در طرفین بود این تا حد اضطرار موجب تنجّز علم اجمالی و احتیاط از طرفین است و وقتی که به حد اضطرار رسید خب نسبت به یكی از دو طرف این واجب الإتیان است و نسبت به طرف دیگر باید ببینیم که آیا احتمال انطباق هست یا نه؟ خب می‌گوییم که به‌ جای خود باقی است. احتمال انطباق نجس در طرف غیر مضطرٌ إلیه هنوز هم به حال خود باقی است این احتمال انطباق نجس در طرف غیر مضطرٌ إلیه معارض با احتمال انطباق طرف نجس در طرف مضطرٌ إلیه است پس می‌بینیم هردو احتمال به‌جای خود باقی است پس وقتی احتمالین به‌ جای خود باقی است مقتضای قاعده احتیاط است منتها در طرف مضطرٌ إلیه احتیاط معنا ندارد پس احتیاط به طرف غیر مضطرٌ إلیه می‌خورد. پس ببینید كلام مرحوم آخوند از این نظر كلام صحیحی است یعنی می‌گویند که این احتمال انطباق موجود است.

  • بله، ایرادی كه در اینجا می‌شود نسبت به این مسئله وارد بشود این است كه آنچه موجب تنجّز علم اجمالی است حرمت نجس است لا عینیة النجس و وجوده الخارجی یعنی در اینجا كسی می‌تواند این اشكال را بكند كه نجس بِما هو نجس موجب برای احتراز نیست بلكه حرمتی كه مترتب بر نجس است آن حرمت موجب احتراز از نجس است ممكن است هزارتا نجس باشند ممكن است خیلی چیزها باشند منتها شارع حكم به حرمت آنها نكرده باشد.

  • تعریف نجس و حرام و انفکاک بین این دو

  • مثلاً یك چیزی هست حرام است ولی نجس نیست یا یك چیزی هست نجس است ولی حرام نیست، این نجس‌هایی كه الآن مبتلابه هستند مانند دم که فی زماننا هذا امرٌ مهمٌ یَهتمُ به العقلاء فی أمور دنیاهم و فی أمور صحتهم گرچه در زمان سابق دم امر غیر مهتم بود و امر ذامفسده بود و قذر بود ولی الآن حیات انسان متعلق و مرتبط با دم است و اگر دم نباشد روزی هزاران نفر در اعمال جراحی ازبین می‌روند. خب آیا می‌توانیم بگوییم که این دم درعین‌حال كه نجس است، حرام هم هست؟! نه، نمی‌توانیم این حرف را بزنیم. نجس بودن به حال خود و حرام بودن یك مطلب دیگری است و ما باید بین این دو تفكیك كنیم كه نجس با حرام دوتاست یعنی دو امر هستند و لازم و ملزوم نیستند.

جلسه ۴۳۵

4
  • رفع و وضع احكام تكلیفیه و وضعیه، به عهدۀ شارع

  • نجس عبارت از موضوع شرعی است نه موضوع عرفی؛ موضوع شرعی كه امر رفع و وضعش به ید شارع است چه کسی آمده خمر را نجس كرده است؟! آدم ابوالبشر از وقتی به ‌دنیا آمد خمر نجس بود یا خدا گفته نجس است؟! چه كسی دم را نجس و قذر قرار داده است؟ حكم شارع است یعنی شارع در اینجا از باب احكام وضعیه [گفته حرام است] همان‌طوری‌كه شارع رفع و وضع احكام تكلیفیه به عهدۀ اوست رفع و وضع احكام وضعیه هم به عهدۀ شارع است والاّ لولا الشرع کسی از دم احتراز نمی‌كند حالا فرض كنید از نجاساتی كه متعارف است آن‌هم به‌خاطر كیفیت قذارت و ریح و امثال‌ذلك ممكن است انسان یك حالت اشمئزازی نسبت به آنها پیدا كند ولی نسبت به دَم چرا؟ یا نسبت به خمر چرا؟ چه دلیلی دارد كه عقلاء نسبت به خمر اشمئزاز پیدا كنند؟! بلكه خیلی هم آن را یك چیز طاهر و مطهر می‌دانند یعنی از نظر ظاهر ممكن است خودش به‌خاطر جنبۀ الكلی داشتن رافع قذارت هم باشد!

  • نجاست، یك حكم وضعی از ناحیۀ شارع

  • الآن الكل صرف‌نظر از حكم شارع نزد عقلاء اجتماعی چه حكمی دارد و چه قذارتی دارد؟! تازه رفع میكروب هم می‌كند! بوی آن‌هم خیلی بوی چیزی نیست كه بخواهد موجب اشمئزاز بشود! اگر خوب نبود كه آن را شرب نمی‌كردند پس معلوم است كه این خمر اتفاقاً خیلی مرغوبٌ‌ إلیه است یا مرغوبٌ‌ فیه است! جنبۀ نجاستش یك حكم وضعی است كه از ناحیۀ شارع آمده است و لولا حكم شارع عقلاء حكم به نجاست خمر نمی‌كنند یا حكم به نجاست دم نمی‌كنند یعنی آن حالت اشمئزاز و نفور فطری بر خمر یا بر دم مترتب نمی‌شود گرچه ممكن است بر غائط و اینها مترتب بشود ولی بر اینها مترتب نمی‌شود تازه مرغوبٌ فیه هم هستند. خب رفع و وضع این نجاست یعنی عنوان نجس به ید شارع هست حالا چه برسد به حرمتش، حرمتش كه قطعاً به ید شارع هست.

جلسه ۴۳۵

5
  • حالا اشكالی كه بر آخوند می‌شود كرد این است كه آیا نجاستی كه در أحد الإنائین هست، خود نجاست موجب احتراز است یااینكه حرمت آن نجاست موجب احتراز است؟! خب شكی نیست در اینكه آن أحد الإنائین خمر است و با اضطرار هم خمریتش ازبین نمی‌رود، این را هم قبول داریم ولی آنچه كه موجب تنجّز علم ‌اجمالی شده و در باب احتیاط به‌درد ما می‌خورد آیا خمریت أحد الإنائین است یا حرمت متعلق بر خمر است؟! كدام یكی از این دو است؟!

  • این اشكال الآن بر اینجا وارد می‌شود؛ نفس الخمریه خودش فی‌حدّنفسه موجب احتیاط بر علم اجمالی نیست لولا حرمتی كه بر آن متعلق باشد. حرمتی كه شارع معلَّق بر خمریت كرده است آن حرمت موجب تنجّز علم اجمالی و احتیاط در علم اجمالی است. حالا آیا با وجود اضطرار آن حرمت باقی می‌ماند یا باقی نمی‌ماند؟! ما دیگر دوتا حرمت كه نداریم. حرمت هست و حلیت، نه‌اینكه دو سنخ حرمت هست! بله، ممكن است دو سنخ نجس داشته باشیم؛ نجس البولیه، نجس الدمویه، نجس الخمریه ولی حرمت كه دوتا نداریم بلکه یك حرمت داریم؛ یا حلیت و طهارت است یا قذارت و نجاست است. ما دو نوع كه نداریم؛ وقتی كه شارع در اضطرار می‌آید أحد الإنائین را حلال می‌كند یعنی أحد الإنائین از تحت حرمت درآمد پس دیگر الآن حرمت مرددِ منطَبق بر این و منطَبق بر آن دیگر نداریم. فقط در اینجا در علم اجمالی ما یك طرف می‌ماند كه محتمل الحرمه است طرف دیگر محتمل الحرمه نیست بلكه مبیّن الحلیه است. این می‌شود یقین و شبهۀ بدوی. جناب آخوند نسبت به این قضیه شما چه جوابی می‌دهید؟! اینجاست كه غیر از آن مبنایی كه ما در اینجا مطرح كردیم با مبنای آخوند قضیه جور درنمی‌آید.

  •  

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد