/39
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

  • سلوک خانواده ـ طهران ـ جلسه 33

  •  

  • بیانات

  • حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس الله سره

  •  

  •  

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

2
  •  

  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم محمّد و علی آله الطّیبین الطّاهرین

  • و اللّعنة علی اعدائهم اجمعین‌

  •  

  • این‌طور كه به‌نظرم می‌رسد و تا جایی كه حافظه اجازه می‌دهد، در مجلس گذشته صحبت از كیفیت ترتیب برنامه و روشی بود كه بتواند انسان را هرچه بهتر، سریع‌تر، راحت‌تر و بی‌دردسرتر به آن اهداف و مقاصد برساند.

  • در این زمینه مطالبی عرض شد، منتها چون در این مجالس بنا بر پاسخگویی به مسائل و سؤالات است، مطلب تا حدودی نپخته ماند و بنا گذاشتم که تتمّۀ آن را در امروز خدمت رفقا و دوستان عرض كنم و بعد به پاسخ دادن به سؤال‌ها و پرسش‌هایی كه رسیده بپردازم.

  • استعداد و آمادگی نفس انسان برای شكل‌گیری خاص در دو زمینۀ سعادت و شقاوت

  • اگر نظر شریف دوستان باشد در مجلس گذشته عرض شد كه نفس انسان استعداد و آمادگی برای شكل‌گیری و شكل‌بندی خاص را دارد، چه در زمینۀ سعادت و تجّرد و چه در زمینۀ شقاوت و ابتعاد و نفسانیت؛ نفس در هر دو مسئله این قابلیت را دارد. هیچ‌كس از ابتدا با شكل‌گیری به این دنیا نیامده است، این مسئله را که خدمت شما عرض می‌كنم حتّی در مورد انبیاء و ائمّه و اولیاء علیهم‌السلام هم صادق است، همۀ ما با استعداد و قابلیت، پا به این دنیا گذاشتیم. افرادی كه می‌گویند ائمّه حسابشان جدا است و آنها با یك كیفیت و وضعیت خاصی به این دنیا آمدند، سخت در اشتباه هستند! گرچه ائمه آثار خاصّی داشتند و دارند: مثلاً در رحم مادر و در شكم مادر صحبت می‌كردند. با مادر صحبت می‌كردند، ذكر می‌گفتند. والدۀ همۀ ائمّه نسبت به سخن ائمه [در رحم مادر خود] گواهی می‌دهند و ذكری را كه ائمه می‌گفتند، والدۀ ایشان می‌شنیدند.

  • انحصار داشتن اقرار به شهادتین و سجده و... هنگام ولادت به ائمۀ معصومین

  • این مسئله راجع به سیدالشّهدا علیه‌السلام هست كه معروف هم است و همه شنیده‌اند.1 راجع به حضرت بقیة‌الله ارواحنافداه هست كه همه شنیده‌اند2 و این مطالب غیرعادی از آنها قابل صدور بوده و جای شكی هم باقی نمانده است. و غیر از امام معصوم علیه‌السّلام این مسئله برای كس دیگری اتّفاق نیفتاده و هر كسی كه مدّعی سخن گفتن بشود كذب محض و افتراء و تهمت بر مذهب و مكتب است! حتّی این امور و امور دیگری كه سر می‌زند. مثلاً راجع به حضرت بقیة‌الله داریم كه وقتی به دنیا آمدند، اوّل اقرار به شهادتین كردند و بعد هم آیۀ شریفۀ ﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى ٱلَّذِينَ ٱسۡتُضۡعِفُواْ فِي ٱلۡأَرۡضِ وَنَجۡعَلَهُمۡ أَئِمَّةٗ وَنَجۡعَلَهُمُ ٱلۡوَٰرِثِينَ﴾3و4 را قرائت كردند و همین‌طور راجع به سایر ائمّه هم داریم كه پس از ولادت، اقرار بر شهادتین می‌دادند و سر به سجده‌ می‌گذاشتند تا وقتی كه سرشان را برمی‌داشتند،5 این فقط و فقط اختصاص به ائمّه علیهم‌السّلام دارد نه كسی دیگر و هر کس هرچه بگوید كذب است و تهمت است و باید پاسخگوی آن باشد!

    1. . الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 844؛ موسوعة کربلاء، ج ‌۱، ص ۲۰۷.
    2. . روضة الواعظین، ص 259؛ بحار الأنوار، ج 51، ص 13.
    3. . سوره قصص(28) آیه5. معاد شناسى، ج ‌3، ص 62:
      «و دأب و سنّت اختیاریّۀ ما بر آن مقرّر شده است كه بر كسانى كه در روى زمین ضعیف شمرده شدند و مورد استضعاف قرار گرفتند، عنایت خود را مبذول داشته و آنان را در روى زمین از پیشوایان قرار دهیم، و آنان را وارث زمین و قدرت‌هاى مُسخّرۀ در آن گردانیم.»
    4. . اثبات الوصیة، ص 259؛ عیون المعجزات، ص 141.
    5. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الأمالی، شیخ صدوق، ص 594؛ مناقب آل ابی‌طالب علیهم‌السلام، ج 4، ص 394.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

3
  • ارادۀ پرودگار بر امتیاز بین امام و غیر امام به‌خاطر عدم استفادۀ افراد از این عناوین

  • حتی این مسئله هم باعث این نمی‌شود كه ما بگوییم که ائمّه از ابتدا یك شكل‌گیری خاصّی داشتند، نه‌خیر، خود اینها هم [قابلیت برای هر دو جنبه را داشتند،] البتّه گرچه خواست و ارادۀ پرودگار بر امتیاز بین امام و غیر امام در میان انظار است كه بعد افرادی نیایند و خودشان را متقلباً به امام وابسته كنند و بخواهند آن عناوین را بر خودشان بگذارند. خب این مطلب بوده است دیگر! مگر در همان زمان‌های قبل نبوده است؟! پیغمبران دروغینی كه می‌آمدند مگر چه بودند؟ اینها از همین جا می‌آمدند دیگر! مسیلمۀ كذّاب که آمد، انحرافاتی كه پیدا شد، حرف‌هایی كه متملقان راجع به افراد می‌گفتند، تمام اینها از همین جا بود دیگر. و مردم بیچارۀ بدبخت هم بدون تحقیق و تفحّص قبول می‌كردند و برای همدیگر نقل می‌كردند!!

  • قوۀ متخیلۀ افراد عامل ایجاد خرافات حتی در بین علما

  • مگر در همین زمان گذشته همۀ ما شاهد ادّعای تصاویر در ماه نبودیم؟! خود بنده كه شاهد بودم! مگر نگفتند كه عكس در ماه پیدا شده است؟! ما تا چقدر در خرافات گیر كرده بودیم و چقدر در این مسائل قرار گرفتیم؟! من در جلسۀ قبل عنوان، خدمت رفقا عرض كردم كه حتّی پیرمردهای ما [هم این مسئلۀ تصویر در ماه را باور کرده بودند!]

  • مرحوم پدر ما می‌فرمودند كه:

  • من در منزل نشسته بودم که پسر خالۀ ما كه سنّش از من بیشتر بود و در همان زمان سابق فرد متشخّص و معنونی بود و خلاصه فردی بود برای خودش، تلفن کرد و به من گفت كه: «فلانی چه نشستی؟! بیا تماشا كن و ببین که عكس در ماه است!» گفتم: آخر عكس چه ربطی به ماه دارد؟! آقای فلان این حرف‌ها چیست؟! این خرافات چیست؟! گفت: «نه آقای سید محمدحسین! خودت بلندشو بیا و ببین! آخر چرا شما كوتاهی می‌كنید؟!» باز گفتم كه آخر این چه مسئله‌ای است كه شما مطرح می‌كنید؟! كرۀ ‌ماه تقریباً حدود نهصد و خرده‌ای هزار كیلومتر با زمین فاصله دارد چه كسی رفته آنجا عكس انداخته است؟! خلاصه باور نمی‌كرد! گفتم: خیلی خب من بلند می‌شوم می‌آیم پای پنجره که ببینم عكس می‌بینم یا نه؟ بلند شدم آمدم و دیدم ماه، همان ماه است و هرچه بوده همان است!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

4
  • شما ببینید قوۀ متخّیله و متوهّمۀ افراد چه می‌كند كه می‌آید می‌سازد و چاپ می‌كند، ابرو درست می‌كند، چشم درست می‌كند، بینی درست می‌كند، مو درست می‌كند، خب عكس همین است دیگر. عكس چیست؟ عكس چشم و مو و بینی و چانه و ابرو و چیزهای دیگر است! هان؟! چقدر ما در ضعف قرار گرفتیم و در مرتبۀ فعلیت، از آن واقعیت دور افتاده‌ایم كه برای فرد شیعه‌ای كه مكتب او، مكتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است، مكتب ضد خرافه‌پرستی است [این مسائل پیش آمده است؟!] توجّه بفرمایید که چه می‌خواهم عرض كنم، متوجّه مطالب بنده كه می‌شوید؟! مكتب اهل‌بیت، مكتب ضد خرافه‌پرستی است، ضد اعتبارات است، ضدّ مجازها و مزخرفات و امثال‌ذلك است، مكتب حقیقت و مكتب واقع و مكتب اتقان است كه حتّی ما به سایر مكاتب هم طعنه می‌زنیم و بر آنها خرده می‌گیریم. الآن در مسیحیت چقدر خرافات وجود دارد؟ در این یهودیت چقدر خرافات وجود دارد؟ اگر بنده بخواهم خرافاتی كه در این مسیحیت و یهودیت است برای شما بازگو كنم از تعجّب حتی نمی‌توانید بشنوید!! منتها این مطالب را بیان نمی‌كنم. خود ما بر مسیحیت و یهودیت طعنه می‌زنیم، آن‌وقت ما و آن افرادی كه مدّعی تبلیغ این مكتب هستند، خودمان در قعر خرافات و توهّمات و تخیلات گرفتار هستیم! این برای چیست؟ به‌خاطر نفهمی ‌است، به‌خاطر جهالت است، به‌خاطر دور افتادن از واقعیت است.

  • این مطالبی را كه خدمت شما عرض می‌كنم مطالبی است كه دو جنبه دارد: یكی جنبۀ اجتماعی دارد كه اجتماع باید بداند، یكی هم جنبۀ ‌خصوصی و فردی و شخصی دارد كه مربوط به این فضا و مربوط به این مسئله است. در هر دو قضیه این مطلب باید روشن و واضح بشود.

  • شوخی کردن با ولایت و مقدسات مکتب معصوم، گناهی نابخشودنی

  • مایی كه داریم بر دیگران خرده می‌گیریم و بر دیگران طعنه می‌زنیم و سایر مكاتب و ملل و مذاهب را به خرافات متّهم می‌كنیم، خود ما از همۀ آنها بدتر و در چاه خرافات غوطه‌ورتر هستیم! حالا دیگران باید بیایند بر ما طعنه بزنند و بخندند و مسخره كنند و ما را به این‌گونه مطالب متّهم كنند! خب چرا باید این‌طور باشد؟! آخر چه داعی‌ در این مسائل وجود دارد؟! چه الزامی ‌بر طرح این مطالب هست؟! چه الزامی ‌هست؟! من نمی‌فهمم! واقعاً نمی‌فهمم كه چه الزامی‌هست؟!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

5
  • ما چه كم داریم و چه نقصانی داریم كه باید با این حرف‌ها[آن نقصان را بپوشانیم و آن خلأ را] پر كنیم؟! آیا این خیانت به تشیع و به امام زمان نیست؟! آیا این مسئله، اهانت به دین و زیر پا گذاشتن مقدّسات نیست؟! اگر نیست پس چیست؟! آیا این معنای عظمت و كرامت بخشیدن به مكتب است؟! مسئله، مسئلۀ خیلی حسّاسی است و مسئولیت، بسیار بسیار سنگین است و خلاصه چوب دارد! شوخی كردن با مقدسّات چوب دارد! شوخی كردن با ولایت امام علیه‌السّلام چوب دارد! غیرت خدا در اینجا طلوع می‌كند و تجلّی می‌كند. با امام نباید شوخی كرد، با معصوم و مكتب معصوم نباید شوخی كرد، فقط دوازده امام بودند كه وقتی در این دنیا می‌آمدند شهادتین می‌گفتند و سر به سجده می‌گذاشتند و همه هم می‌شنیدند و در همان زمان هم شهادت می‌دادند! التفات كردید؟!

  • رواج خرافات نتیجۀ سادگی ما و تملّق عدّه‌ای و مسامحۀ عدّه‌ای دیگر

  • اینها به‌خاطر چیست؟ به‌خاطر سادگی ما و تمّلق عدّه‌ای و مسامحۀ عدّه‌ای! این سه مسئله وقتی كه با هم توأم بشود، نتیجه آن چه می‌شود؟ رواج خرافات و رواج توهمّات و ازبین رفتن دین و اصالت تشیع و اهانت به مكتب! قضیه این است و پاسخ آن خیلی مشكل است! خیلی سخت است!

  • این نكته نكته‌ای است كه از نقطه‌نظر تربیتی ما باید خیلی به این مسئله توجّه كنیم. آن زمانی که ما می‌گفتیم که باید ارج و قیمت هر شخصّی درست سنجیده بشود و اغراق نشود و افراط نشود و تعابیری كه گفته می‌شود تعابیر مناسب با شخصیت هر كسی باشد و قدم بالاتر گذاشته نشود و در حریم عصمت، كسی وارد نشود و عصمت و ولایت و امامت محفوظ باشد، اگر آن زمان به این مطالب ما توجه می‌شد، آن‌وقت كار به اینجا نمی‌رسید!

  • مقدم بودن پیشگیری بر درمان‌ در هر دو جنبۀ فردی و اجتماعی

  • بزرگان در روش تربیتی خودشان همیشه این مسئله را تذكّر می‌دادند كه با قدم اولی كه برای گناه برداشته می‌شود نفس آمادگی برای قدم بعد را پیدا می‌كند، آیا بارها این مسئله را از بنده نشنیدید كه انسان باید همیشه در مقام پیشگیری باشد نه در مقام درمان؟! وقتی که بیماری خودش را واكسینه كند و درمان كند، دیگر داعی ندارد که بعد برود قرص بخورد، آمپول بزند، جراحّی كند و پدرش دربیاید! خب از اوّل جلو را می‌گیرد، از اوّل نمی‌گذارد به آنجا برسد. بسیاری از مسائلی كه توسّط دوستان با بنده مطرح می‌شود، تمام اینها به‌خاطر عدم توجّه به پیشگیری است. اگر پیشگیری انجام بشود دیگر ابتلاء نمی‌ماند تا اینكه آقا چه كنیم؟ آقا چه كنیم؟ آقا چه كنیم؟! خب می‌توانستید جلوی این قضیه را بگیرید، می‌توانستید كاری انجام بدهید كه نوبت به اینجا نرسد. آن هزینه‌ای كه باید برای درمان پس از ابتلاء پرداخت، یك صدمش دربارۀ پیشگیری نیست. این روش، روشی است كه بزرگان همیشه نسبت به نظام اجتماعی و نظام سلوكی هر فرد [توصیه می‌فرمودند.]

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

6
  • عرض كردم که این مسئله‌ای را كه امروز مطرح می‌كنم در هر دو جنبه كاربرد دارد و در هر دو جنبه باید به این مسئله توجّه بشود. در وهلۀ اوّل نسبت به نظام اجتماعی كه وظیفۀ مسئولین، همیشه پیشگیری است نه درمان بعد از ابتلاء، آن خیلی هزینه برمی‌دارد، خیلی ابتلاء می‌آورد و خیلی جامعه را دچار نابسامانی و ناهنجاری می‌كند. باید پیشگیری كرد و به‌واسطۀ پیشگیری هزینۀ بسیار كمی پرداخت می‌شود و مصرف می‌شود. و مسئله دوّم برمی‌گردد به نحوۀ تربیتی خود ما، نحوۀ ‌سلوك ما، نحوۀ تهذیب ما و نحوۀ عملكرد ما و رسیدن به آن مطالب. اكثر مطالبی را كه بزرگان نقل می‌كنند بر این اساس دور می‌زند، از اول باید جلوی گناه گرفته بشود، از اوّل نباید زمینۀ گناه پیدا بشود، از اوّل باید ارتباطات مشخّص بشود.

  • عمل به دستورات اسلام تنها راه نجات بشریت از فضای امروز

  • در این وصیت نامه‌ای كه بنده ترجمه كردم و خیال می‌كنم به زودی شاید دیگر مقدّمات آن تمام بشود و آماده بشود،1 در آنجا رفقا و دوستان ملاحظه خواهند كرد كه چطور در اسلام روی پیشگیری تأكید شده است و تمام مسائل و مصائب و مفاسدی را كه ما امروز در روابط اجتماعی مشاهده می‌كنیم و می‌بینیم، به‌واسطۀ عدم توجّه به این مسئله است كه الآن به آنچه در اسلام گفته شده است، عمل نمی‌شود و برخلاف آن دارد عمل می‌شود، به‌نحوی كه اگر امروز ما بیاییم و بخواهیم آن حیثیت فرهنگی و جنبۀ تفكّر جامعه را برگردانیم، اصلاً دچار مسخره و طعنه می‌شویم که آقا این حرف‌ها چیست؟! این مسائل چیست؟! خب اگر قرار بر این است پس برویم جلو دیگر! پس همین‌طور برویم دیگر! وقتی که این مطالب معنا ندارد و مربوط به زمان‌های گذشته است، پس به همین كیفیت ادامه بدهیم و خواهیم دید كه به كجا خواهیم رسید؟! بنده در آنجا مطالبی را عرض كردم که ان‌شاءالله دوستان بعد از اینكه چاپ شد آنها را مشاهده خواهند كرد كه برای نجات بشریت از فضای امروز، هیچ چاره‌ای نیست. در جایی كه یك قاضی زن آمریكایی که مسیحی است برای نجات بشریت از فضای امروز كتابی می‌نویسد2 و در آنجا تصریح می‌كند که تنها راه نجات جوامع امروزی عمل به دستورات اسلام است.

    1. . حیات جاوید، شرحی اجمالی بروصیت‌نامۀ امیرالمؤمنین به امام حسن مجتبی علیهما‌السلام در حاضرین.
    2. . مصدر یافت نشد

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

7
  • ببینید! یك زن مسیحی و قاضی خانواده در نیویورك آمریكا، كتاب می‌نویسد ـ و كتابش هم ترجمه شده است و احتمالاً چاپ هم می‌شود، البتّه بنده خیلی وقت پیش این کتاب را مطالعه كردم و آن موقع هنوز ترجمه نشده بود ـ و در آنجا تصریح می‌كند كه فقط و فقط راه درمان و گریز از مفاسد اجتماعی امروز، عمل به دستورات اسلام است كه همان پیشگیری است.

  • عدم فرق بین ما و فرعون در ظهور و بروز مسائل نفسانی در صورت عدم تربیت صحیح

  • منتها ما عمل نمی‌كنیم، خب وقتی عمل نمی‌كنیم [این مسائل و مصائب و مفاسد] پیش می‌آید. سلول‌های ما با سلّول‌های هزار وچهارصد سال پیش فرقی نكردند، گلبول‌های ما با آنچه قبلاً بوده تفاوت نكرده است. سلول‌های مغزی، نحوۀ متابولیسم، مزاج ما، فیزیولوژی ما، تمام چیزهای ما همان است[که قبلاً هم بوده است،] نفس ما همان نفس است. خواست‌های ما همان خواست است. انانیت و تفرعن و بلندمنشی و خودمحوری ما همان است، بلكه الحمدلله بالاتر هم رفته است! خیلی بالاتر رفته است! فقط ما در قرآن می‌شنویم كه از لسان فرعون خداوند می‌فرماید:﴿فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾1 «من پروردگارم!» الآن ماشاءالله خیلی﴿أَنَا۠رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾ وجود دارد! آن موقع یكی بود ولی الآن در هر كوی و برزنی و به تعداد هر فردی از افراد یک﴿أَنَا۠رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾ وجود دارد! حالا چرا بخواهیم مسئله را خیلی متشخّص كنیم و مصداق برای آن تعیین كنیم؟! خود هرکدام از ما یك‌ ﴿أَنَا۠رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾ هستیم! باید این مسئله شكسته بشود و ازبین برود تا به مقام عبودیت برسیم. اگر جلوی [مسائل و منویات نفسانی] را باز كنیم من‌هم همان فرعون می‌شوم، تفاوتی نمی‌كند، هیچ فرقی نمی‌كند! این‌طور خیال نكنید كه آن فرعون یك آدم [خاص و استثنایی] بود، نه آقاجان!

  • بنده خودم خود آن فرعونی كه می‌گفت: ﴿أَنَا۠رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾، آن فرعون را در یكی از موزه‌ها دیدم!! او هم یك آدم معمولی بود، قدّش مشخّص بود، به اندازۀ [یک آدم معمولی بود،] او را مومیایی كرده بودند، وضعیت او، خصوصیت او، همۀ آنها مثل آدم‌های معمولی بود. مسئله این بود که به نفسش عمل كرد، به خواست‌های خودش عمل كرد، به آن منویاتش عمل كرد و آنچه را مربوط به ربّ او بود به خود گرفت و آنچه را مربوط به عبودیت او بود به ربّ واگذار كرد و رسید به جایی كه‌ ﴿أَنَا۠رَبُّكُمُ ٱلۡأَعۡلَىٰ﴾ هم می‌گفت و افراد را به عبودیت و سجدۀ بر خود دعوت می‌كرد! مگر ما الآن این‌گونه نیستیم؟ مگر ما الآن افراد را دعوت به عبودیت و سجدۀ به خود نمی‌كنیم؟! مگر سجده به این است که شخص حتماً باید فرض كنید كه روی زمین بیفتد؟ هان؟! هزار جور سجده داریم! هزار جور عبودیت داریم، هزار جور خضوع داریم، همین كه شخصی نمی‌تواند كلام حق را بگوید، یعنی سجده كرده است! همین كه یك نفر نمی‌تواند یك مطلب واقع را به زبان بیاورد یعنی بیا سجده كن! قضیه چیست؟! مگر غیر از این است؟!

    1. . سوره نازعات(79) آیه24. 

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

8
  • مگر فرعون به افراد نمی‌گفت که ساكت شوید و حرف نزنید و هرچه من می‌گویم گوش بدهید؟! خیلی‌خوب مشكل نداریم، تفاوتی نمی‌كند، چهره یكی است. او هم اگر آن موقع نفس خودش را در مقام تربیت قرار می‌داد، او هم مثل یكی از افراد عادی بود، حتّی شاید به مقام ولایت و اولیای الهی هم می‌رسید! ولی [عمل] نكرد، گوش نداد و این استعداد برای شكل گرفتن را تبدیل كرد به فعلیت ابتعاد از خدا، به فعلیت انانیت، به فعلیت مقابله، به فعلیت ربوبیت ساختگی و ربوبیت قلاّبی و ربوبیت تقلّبی و ربوبیت شیطانی و اهریمنی! خودش این کار را كرد، نه جبرئیل آمد در سرش بزند و نه شیطان آمد بر او مسلط شود. شیطان که كاری نمی‌تواند انجام بدهد. اگر شیطان می‌تواند كاری انجام بدهد خب ما هم الآن نباید اینجا باشیم، باید بلند شویم برویم جاهای دیگر. شیطان فقط وسوسه می‌كند. از آن روزنه‌هایی كه در نفس هر شخصی برای انحراف وجود دارد، شیطان از همان روزنه‌ها وارد می‌شود.

  • ورود شیطان در نفوس افراد از همان نقطۀ خودشان

  • هر شخصی روزنه‌های خاصّ به خودش را دارد و ممكن است دو نفر با هم اشتراك نداشته باشند. خواست‌های افراد، سلائق افراد، تفكّرات افراد، سعۀ وجودی افراد، آن افكار افراد، همۀ آنها مختلف است، دو نفر یك جور نیستند. و شیطان درسی خوانده و در مكتبی تعلیم گرفته است كه با تمام افراد از همان نقطۀ خودشان وارد می‌شود! با من با تفكّرات من وارد می‌شود. با شما با تفكّرات شما وارد می‌شود. و ما نباید الآن تصوّر كنیم كه اگر آمدیم و برخلاف دیگران كار نیك انجام دادیم و روش صحیح در پیش گرفتیم دیگر از گزند شیطان دور ماندیم، ابدا! او از همین كار نیك ما جلو می‌آید، از همین طرز تفكّر ما جلو می‌آید! به اسم خدا و پیغمبر جلو می‌آید، به اسم دین جلو می‌آید، به اسم احیاء دین و احیاء اسلام و تبلیغ شعائر دین جلو می‌آید! اینجا است که می‌گویند كه انسان باید دستش در دست یك خبیر باشد. اگر نباشد شیطان از همان راه می‌آید و انسان را به زمین می‌زند!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

9
  • ورود شیطان از راه مکاشفات دروغین برای انحراف مکتب مرحوم علامه طهرانی پس از فوت ایشان

  • بعد از زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ همین خطر پیش آمد، همینی كه الآن دارم به شما عرض می‌كنم، از راه دروغ جلو آمد ـ كه بنده بخشی از آن را در جلّد دوّم اسرار،1 به‌نحوكلّی عرض كردم، یكی دو مصداق هم ذكر كردم ـ از راه دروغ جلو آمد، خب بنده پسر مرحوم آقا هستم، از حالات ایشان خبر داشتم، از كیفیت سلوك ایشان خبر داشتم، می‌دیدم که حرف ایشان نیست! من چهل سال با یك همچنین مردی زندگی كردم، در مرض و صحّت با او بودم، در سفر و در حضر با او بودم، می‌دیدم این حرف [از ایشان] برنمی‌آید، و اصلاً از یك‌هم‌چنین شخصیتی این حرف امكان ندارد! تحقیق می‌كردم و بعد معلوم می‌شد که دروغ است! شخص از خودش درآورده است! چاپ كرده است! چاپخانه كه هوشمند نیست كه بیاید دروغ را تشخیص بدهد! هرچه به او بدهی از آن طرف در كاغذ بیرون می‌دهد. کار چاپخانه فقط همین است كه آن را كه می‌نویسی روی كاغذ بیرون می‌دهد، خودش كه نمی‌تواند تشخیص ‌بدهد كه آیا این مطلب و این قضیه با واقع منطبق است یا نه؟ آن قدرت تشخیص ندارد.

  • دروغ به پدر ما نسبت دادند! دروغ آقا! دروغ! بر ایشان تهمّت زدند! خب بعضی از اینها مشخّص است. مكاشفۀ به دروغ معنا كردند، دیدید که در آنجا بنده یك مورد آن را گفتم.2

  • مدّتی از فوت مرحوم آقا گذشته بود، شخصی آمد به من گفت که:

  • مرحوم آقا در حرم امام رضا علیه‌السلام بودند (بین‌الطّلوعین هم بود و نشان می‌داد كه حالا از حرم هم شاید برگشته بود) و فرمودند که به فلانی بگو كه فلان منزل را (یک منزلی بود که کنار منزل مرحوم آقا بود) ابتیاع كند، بخرد و شما را در آنجا اسكان بدهد و در محضر هم به اسم شما بكند و شما را هم مسئول چاپ و طبع آثار من كند!

    1. . اسرار ملکوت، ج 2، ص 498 ـ 507.
    2. . اسرار ملکوت، ج 2، ص 505.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

10
  • گفتم: عجب آقای خوبی! قبل از اینكه به فكر ما باشد، به فكر شاگردان و افراد دیگر افتاده است!

  • ایشان هم خیلی قشنگ با یک مكاشفۀ خیلی دقیق و خیلی خوب که هیچ شك و شبهه‌ای هم در احتمال خلاف آن نمی‌رود [این مطلب را به ما گفت!] 

  • ما هرچه با خودمان با این عقل ناقصمان فكر كردیم، چرتكه انداختیم ـ آن زمان تازه كامپیوتر آمده بود ـ که آخر چطور اینها با هم جور درمی‌آید! این شخص در شغل خودش هم من پنجاه تا ایراد به او دارم! حالا این شخص چه ربطی دارد به طبع كتاب‌ها و مطالب آقا؟! كتاب‌های آقا كتاب‌های علمی و تخصّصی است که الآن بعضی از كتاب‌های ایشان، بیست سال درس فلسفه و عرفان نظری می‌خواهد، تازه اگر كسی بفهمد! آخر كسی كه نمی‌داند پنج‌تا انگشت دارد یا شش‌تا، چگونه بیاید این كار را بكند؟! ما دیدیم كه نمی‌شود این مطلب و مکاشفه صحیح باشد گفتم: خیلی خب حالا ما برویم تحقیقی راجع به منزل و قیمت منزل و... بكنیم تا ببینیم چه می‌شود؟ گرچه اصلاً جور درنمی‌آید ولی حالا پی آن را بگیریم ببینیم به كجا می‌رسد؟ بالاخره برای تفنّن هم که شده بد نیست که حالا تفنّنی هم داشته باشیم! ما كه همه چیز دیدیم این‌هم روی آنها. علیٰ‌كلّ‌حال یكی را فرستادیم ببینیم قضیه از چه قرار است؟! بعد معلوم شد كه این آقا فرض كنید كه قیمت این ساختمان بیست میلیون تومانی را می‌گوید چهل و پنج، پنجاه میلیون تومان! دیدیم این یک قیمت بی‌ربطی است و...! مدّتی گذشت، دوباره ما ایشان را دیدیم، به ایشان گفتم: فلانی شما راجع به قیمت این ساختمان تحقیق كردید؟ سؤال كردید؟

  • گفت: بله من آقای فلانی را فرستادم ـ اسم یك نفر را برد ـ و این صاحب منزل یك قیمتی داد! البته آنجا یك شوخی هم كرد كه حالا ما دیگر از مسئله رد بشویم، گفتم كه بنابراین با این قیمت‌ها معقول نیست و اصلاً عقلایی نیست! گفت: «بله دیگر نمی‌شود.» گفتم: پس من یك خواهش از شما می‌كنم! این دفعه اگر مرحوم آقا را در مكاشفه دیدید بگویید اوّل یك سری به بنگاه بزنند که قیمت خانه‌ها دستشان بیاید و بعد آن‌وقت به شما امر بفرمایند كه به فلانی بگو كه برای شما چیزی بخرد! دیگر متوجّه شد كه مچ او باز شده است!!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

11
  • شما ببینید می‌آیند مكاشفۀ دروغ برای بنده نقل می‌كنند! التفات كردید؟! خب حالا من مچ یكی از آنها را باز كردم. آن هزاران هزاری كه به بقیه می‌گفتند چه می‌شود؟ همه كه مثل من نیستند كه از خصوصیات و مسائل مطلع باشند و خلاصه مچ شخص گوینده را باز کنند، مثلاً كسی تازه[ وارد این مکتب شده،] تازه دو روز است که آقا را دیده یا اصلاً ندیده، آ‌ن‌قدر هم اطّلاعات و آگاهی ندارد، خب وقتی كه نگاه كند ببیند یك‌هم‌چنین آدمی، ‌خوش صحبت، خوش بیان، جاذب ـ اتّفاقاً خیلی هم قشنگ صحبت كرد و خیلی جاذب بود، گیرا بود ـ [دارد این مکاشفه را نقل می‌کند،] نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است كه دل و دین در گرو این دروغ می‌بازد و دنیا و آخرتش را به پای این دروغ‌ها و تهمت‌ها و خرافات و مسائل غیر واقعی و وساوس شیطانی قرار می‌دهد! مگر نشد؟! شد دیگر.

  • ورود شیطان از راه مشاهدات واقعی در جریان فتنۀ بعد از فوت مرحوم علامه طهرانی

  • خب این به جای خود، از آن‌طرف شیطان وقتی که دید به این مقدار نتوانست کاری بکند و جلوی دروغ گرفته شد، جلوی تهمت گرفته شد، جلوی اینها گرفته شد، آمد و راه بسیار خطرناك و بسیار موذیانه و بسیار مهیبی را طی كرد! یعنی دیگر آخرین ضربۀ خودش را وارد كرد، از راه مشاهدات واقعی [وارد شد.] حالا اینكه دروغ بود، اینكه از اوّل پیدا بود و ما هم از همان جا جلویش را گرفتیم و مسئله را بستیم و تمامش‌ كردیم. ولی شیطان در اینجا دیگر از راه واقع [وارد شد!] افراد مسائلی را مشاهده می‌كردند و وقتی كه انسان نگاه می‌كرد می‌دید مطالب درست است، اما یك جای قضیه گیر دارد ـ اینهایی كه امروز خدمت شما عرض می‌كنم مطالب بسیار دقیقی است! یعنی همان نگرانی‌هایی كه ما تابه‌حال نسبت به مطالب داشتیم، چه مسائل كلّی و چه مسائل جزئی، امروز داریم مشاهده می‌كنیم، اینها را باید در نظر گرفت ـ شیطان از راه واقع وارد شد، مثلاً رفت به خواب یك نفر كه فرض كن فلان شخص فردا ساعت چند در منزل می‌آید، و اتفاقاً آن شخص هم می‌آمد! خب اینكه دیگر نمی‌شود خواب شیطانی باشد. واقعیت انجام شده است، واقعیت پیدا شده است.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

12
  • شیطان به مكاشفۀ افراد می‌آمد، یكی از دوستان بود نقل می‌كرد می‌گفت كه من به سفر عتبات رفته بودم، آنجا در سفر عتبات در حرم ائمّه علیهم‌السّلام ـ دیگر بالاتراز این؟! سفر عتبات، سفر معنویت، حرم امام علیه‌السّلام ـ در حرم موسی بن جعفر علیهما‌السلام یك تقاضایی كرده بود، یك نفر از بستگان بسیار نزدیكش در طهران تقاضای او را می‌فهمد. شب وقتی به او تلفن می‌زند به او می‌گوید كه آیا امروز در حرم موسی بن جعفر گوشۀ ضریح که ایستاده بودی این تقاضا را نكردی؟! شخص با خودش می‌گوید: چه شد؟ من که اینجا (حرم موسی بن جعفر) بودم، این آنجا (در طهران) بوده است، من کجا و این كجا؟! و واقع و راست و درست هم گفته است!

  • حضور شیطان در همه جا حتی در کعبه و در اعتاب مقدسه

  • ولی این چه كسی بود؟ شیطان بود! برای چه؟! چون دارد دانه می‌پاشد، دارد دام می‌گذارد، دارد زمینه‌سازی می‌كند برای مطالبی كه باید القاء كند. این قضیه جلو می‌آید.

  • همان موقع وقتی كه این مطالب به من می‌رسید می‌گفتم كه این مسائل، شیطانی است! می‌گفتند: چگونه شیطانی است؟! در حرم امام است! می‌گفتم: مگر در حرم امام، شیطان نیست؟ می‌گفتند: نه، چگونه ممكن است باشد؟! گفتم: پس این دزدهایی را كه در حرم امام می‌گیرند، جبرائیل به آنها وحی كرده است؟! مگر در خود حرم امام، جیب‌بُرها را نمی‌گیرند؟ جیب‌بُر نیست؟! یك‌وقت در همین حرم موسی بن جعفر جیب خود من را داشتند می‌زدند!! خب مگر شیطان نیست؟ مگر در حرم خود امام، چشم خائن نیست؟ چشم ناپاك نیست؟ هست دیگر. پس آنجا هم شیطان هست، فرق نمی‌كند، حالا چون حرم، حرم امام است همه چیز تمام است؟! نه‌خیر این‌طور نیست. در كعبه هم شیطان هست، در خود كعبه‌ای كه ما نماز می‌خوانیم شیطان هست!

  • نمی‌دانم این قضیه را برای شما نقل كردم یا نه؟ یك نفر برای خود من نقل كرد كه:

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

13
  • وقتی كه باب كعبه را باز كرده بودند (نمی‌دانم روز هفتم یا هشتم كه باز می‌كنند و بعد می‌روند تمیز می‌كنند، می‌شویند و با عطر و گلاب و... کعبه را عطرآگین می‌كنند و خب یك عدّه از افراد هم [به داخل کعبه] می‌روند) شنیدم که: فلان شخص و فلان شخص که در آنجا بودند (حالا اسم نمی‌برم) یکی از آنها داشت به آن یكی می‌گفت: «یادت باشد وقتی برگشتیم طهران بیا در دفتر من تا راجع به آن معامله‌ای كه با هم صحبت كردیم، [قرارداد ببندیم].»

  • در كعبه، جایی كه‌ قبله‌گاه مسلمین است، بهترین جایگاه در روی زمین و زیر عرش خدا است و محلّ ولادت امیرالمؤمنین علیه‌السلام است شخص می‌گوید: یادت نرود بعداً بیا دربارۀ معاملۀ فلان با هم صحبت کنیم!!! بَه‌بَه بَه‌بَه! آن‌وقت ما مبلّغ دین هستیم و اسممان را هم گذاشتیم مبلّغ دین و دیانت! خیلی عالیه! همه جا شیطان هست! لذا ما نباید در هیچ نقطه، از مكر شیطان ایمن باشیم.

  • من در همان موقع گفتم كه این شیطان است. و به‌واسطۀ همین مطالب، خدا می‌داند که چه عدّه از افراد توسط همین شخص و همین مطالب راست گمراه شدند! کار به جایی رسید كه من آمدم که صریحاً با او مقابله كنم، همان شب از آن‌طرف ندا آمد، از طرف مرحوم پدر ما! البتّه مرحوم پدر قلّابی ما! كه دیگر باید با فلانی ارتباطت را كم كنی! گفتم: مگر من چه گفتم؟ مگر من حرفی زدم؟ گفت: نه شما این مطالب را قبول ندارید، درحالی‌كه همۀ این مطالب راست است! گفتم: خیلی خب حالا ما هم آستینمان را بالا می‌زنیم و می‌آییم و به حول و قوّۀ خدا این دفعه می‌خواهیم مچ جناب شیطان را بگیریم! وقتی که كار به اینجا می‌رسد که دیگر بحث از مطالب واقعی روی شعار و روی تهمّت می‌رود، گفتم: بسیارخوب، آیا من جلوی مطالب واقعی را می‌گیرم؟! این دفعه اگر شما مرحوم آقا را زیارت كردید ـ چون مطالب از آنجا (از طرف مرحوم آقا) می‌آمد دیگر ـ به ایشان بگویید که آنچه بین من و شما، در فلان قضیه اتّفاق افتاد چگونه با این مطالبی كه امروز از طرف شما مطرح می‌شود وفق داده می‌شود؟! یك قضیۀ خاصّی بود البتّه اسم نبردم چون اگر مرحوم آقا است باید بفمهد دیگر، چون بالأخره یك واقعه‌ای بین ما و ایشان بوده است، دلیل دیگری که از آن قضیه اسم نبردم این بود كه بهانه به‌دست آن واسطه نیاید، و بیش از این‌هم توضیح ندادم كه بشود برای آن تأویل و توجیه درست کرد، چون بحمدالله همه جا از این تأویلات و توجیهات پیدا می‌شود. وقتی كه این مطلب را گفتم دیگر راه بسته شد، وقتی که راه بسته شد این پیام از آنجا آمد که دیگر از این‌دفعه به بعد صحبت كردن با فلانی بر شما حرام است! عجب! خب من كه سؤالی نكردم، من كه فحشی ندادم، من كه سبی نكردم، من كه حرف خلافی نزدم، چه شد؟ راه بسته شد، یعنی جلوی نفوذ شیطان را نسبت به این فرد گرفتم، تا گرفتم آمد این مسئله را مطرح كرد. گفتم بگویید ببینم که كجای حرف من ایراد داشت؟! كجایش اشكال بود؟! من سؤالی از شما كردم، شما هم جوابش را برای من بیاور. چرا فحش می‌دهی؟! چرا می‌گویید که صحبت کردن با فلانی حرام است؟!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

14
  • ببینید! یك روش است و همیشه هم هست، از زمان خلقت آدم ابوالبشر تا روز قیامت هم هست، وقتی كه در قبال حق حرف نیست، تهمت، دورباش، تهدید و بعد هم انجام مطلب [پیش می‌آید!] مسئله این است.

  • اینجا بود كه دیگر مسئله برای خود آن شخص هم روشن شد و وقتی که برای خود او هم روشن شد كه این راه باطل است، خود شیطان آمد و به او گفت که من دیگر با شما هم ارتباطم را قطع كردم! یعنی چه؟ یعنی مرحوم آقا گفته که من ارتباطم را با شما هم قطع كردم!

  • ببینید مسئله تا كجا جلو می‌آید؟! یعنی شما نمی‌توانید و ما هم نمی‌توانیم در هیچ برهه‌ای از برهه‌ها خودمان را منزّه و مبرّی و مبتعد از مسائل و حیله‌های شیطان قرار بدهیم. روی این جهت، بزرگان همیشه پیش‌[گیری] می‌كردند.

  • ارزش دین اسلام بر توحید است و در توحید همۀ بندگان یكسان هستند حتّی پیغمبر

  • این مسئله را هم خدمت شما عرض كنم که این مسئله هم اختصاص به ما ندارد، حتّی برای پیامبران علیهم‌السلام، حتّی برای ائمّه علیهم‌السلام، حتّی برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم هم این مسئله هست. ارزش دین اسلام و مكتب اسلام بر توحید است و در توحید امتیاز نیست، همۀ بندگان نسبت به موازین و مبانی و قواعدی كه خداوند آن را برای ما آورده است یكسان هستند، حتّی پیغمبر. تازه پیغمبر باید در این مسئله بیشتر رعایت كند و بیشتر باید متوجّه این مسئله و این قضیه باشد.

  • مگر در آیۀ قرآن نداریم:﴿وَلَوۡ تَقَوَّلَ عَلَيۡنَا بَعۡضَ ٱلۡأَقَاوِيلِ * لَأَخَذۡنَا مِنۡهُ بِٱلۡيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعۡنَا مِنۡهُ ٱلۡوَتِينَ﴾.‌1

  • آه آه آه! یعنی بالاترین ضربه و شدّتی را كه خداوند می‌تواند به یك نفر اعمال كند، نسبت به پیغمبر آورده است!

  • ای مردم شما خیال می‌كنید که این پیغمبر از خودش حرف می‌زند؟ اگر یك كلمه بخواهد از خودش حرف بزند، یك كلمه بخواهد بیخود دلسوزی كند، یك كلمه بخواهد بر مصالح خودش بگوید، ما چنان او را با ید قدرت می‌گیریم و رگ حیاتی و نخاع او را بیرون می‌كشیم!

    1. . سوره حاقه (٦٩) آیات 44 ـ ٤٦.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

15
  • آن‌هم چه كسی؟! پیغمبر! رسول خدا، خاتم انبیاء و فخر عالم وجود! این مسئله می‌شود مسئلۀ توحید. هیچ تفاوتی نمی‌كند.

  • در یك‌ جا رسول خدا آمد و به توقّع و تصوّر اینكه وحی مرتّب و مستمر برای او می‌آید ـ وقتی كه آن شخص راجع به یك قضیه از حضرت سؤال می‌كند، خب حضرت نمی‌داند، چون هنوز وحی نیامده ـ حضرت می‌فرمایند که فردا بیا من جوابت را می‌دهم. پیغمبر یك ان‌شاءالله نگفت، چهل روز وحی از پیغمبر قطع شد!1 چرا ان‌شاءالله نگفتی؟ باید می‌گفتی فردا بیا ان‌شاءالله، اگر خدا بخواهد.

  • همۀ افراد در مقام تربیت هستند حتی رسول خدا و پیامبران

  • اگر خدا بخواهد یعنی چه؟ یعنی پای من در كار نیست، مسئله حتی به همین مقدار هم دست من نیست، البتّه همۀ اینها در مقام تربیت است، یعنی خود رسول خدا در آنجا در مقام تربیت باید تربیت بشود. منتها تربیت او كجا و تربیت ما كجا؟! تربیت ما این است كه دروغ نگوییم و به مردم تهمت نزنیم و تقلّب نكنیم، این تربیت ما است. تربیت رسول خدا این است كه حتّی در جریان مشیت خدا، حتّی روال عادی و روال روزمرّه را هم درنظر نیاورد، اینجا دیگر خیلی اسرار است. فقط و فقط به یك نقطه توجّه كند و آن عبارت از ارادۀ خدا است. از كجا؟! حالا چون هر روز جبرائیل می‌آمد بنابراین وعده دادی؟ نه! نمی‌بایست وعده بدهی. ان‌شاءالله را نگفتی، پس حالا كه نگفتی بگذار هر روز بیاید پیش تو! شخص فردا آمد پیش رسول خدا، حضرت فرمودند: والله جبرائیل نیامده چه‌كار كنم؟ شخص پس‌فردا آمد، دوباره حضرت فرمودند: جبرائیل نیامده! من‌هم مانده‌ام که چرا دو روز این قضیه به تأخیر افتاده است؟ روز سوم هم همین‌طور، خب اینجا قضیه چه می‌شود؟ اینجا وقتی كه رسول خدا بگوید نشد، آن شخص می‌گوید: عجب! آیا شما هم رسول خدایی؟! به پیغمبر می‌گوید نه‌اینكه نگوید، و خدا هم می‌خواهد كه این شخص این حرف را به پیغمبر بگوید! توجّه كردید؟! خدا می‌خواهد که این شخص به پیغمبر بگوید که شما كه ادّعای رسالت می‌كردی پس كو؟! یك روز، دو روز، پنج روز، یك هفته، ده روز، پانزده روز، بیست روز، عجب! پس چه شد؟ پیغمبر باید سرش را پایین بیندازد و بگوید ما اشتباه كردیم ان‌شاءالله نگفتیم. مرتب سرش را پایین بیندازد تا متوجّه بشود، برگردد، چنج بشود! این نفس عوض بشود، برگردد، تا دیگر بخواهد نخواهد ان‌شاءالله می‌گوید، چون نفس عوض شده است. این شخص دیگر عوض شده است.

    1. . سوره کهف(18) آیات23 و24:﴿وَلَا تَقُولَنَّ لِشَاْيۡءٍ إِنِّي فَاعِلٞ ذَٰلِكَ غَدًا * إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَهُ﴾؛ مهر تابان، ص 388:
      «و البتّه اى پیغمبر! نگو كه من حتماً كارى را فردا انجام مى‌دهم مگر آنكه خداوند بخواهد.»

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

16
  • ما مگر اتوماتیك نفس نمی‌كشیم؟ بخواهیم نخواهیم. من الان دارم با شما صحبت می‌كنم و شما هم دارید به مطالب من توجّه می‌كنید، آیا شما یا من تابه‌حال هیچ به فكر نفس كشیدنمان افتادیم؟ نه! چرا؟ چون عادت شده است. این نفس كشیدن [عادی است،] حالا غیر از آن مسائل غیر اختیاری مانند ضربان قلب و...، كه آنها غیر اختیاری است، ولی نفس كشیدن كه عادی است، البتّه همین نفس کشیدن هم در شب غیر عادی است كه به‌واسطۀ عصب سوّم است كه در اینجا هست آن تحریك، تحریكات غیر عادی است، چون انسان در خواب اراده ندارد ولی الآن كه اراده داریم، در بیداری با اراده است، ولی این ارادۀ ما آمده با ما یكی شده است و دیگر لازم نیست که برای هر نفس كشیدن فكر كنیم، اراده كنیم و بعد یك نفس بكشیم. بخواهیم، نخواهیم این اراده دارد همین‌طوری انجام می‌شود.

  • خدا می‌خواهد كه رسول خدا این‌طوری بشود، یعنی وجودش بشود ان‌شاءالله. بخواهد نخواهد می‌گوید ان‌شاءالله، و این چهل روز، كار دارد. همان چهل روزی كه برای حضرت یونس علی نبینا و آله و علیه السلام اتّفاق افتاد، ببینید چطور اینها با همدیگر پیوند پیدا می‌كنند؟ او هم باید چهل روز برود در شكم ماهی و ذكر یونسیه بگوید، رسول خدا هم باید چهل روز ذكر یونسیه بگوید. او هم باید این را بگوید تا اینكه آن عنایت خدا او را عوض كند و برگرداند. پس رسول خدا با ما چه فرقی می‌كند؟ ما با رسول خدا چه فرقی می‌كنیم؟ هر دوی ما در مسیر كمال، قابل استعداد هستیم. او رفت، او از [این قضیه] بدش نیامد كه در نتیجه با خدا قهر كند و دین و همه چیز را كنار بگذارد؟! نه، بلکه متنبّه شد، متوجّه شد و اشتباهش را دید و استغفار كرد، در سجده‌ ذكر یونسیه گفت، حالت خودش را تغییر داد، بعد از چهل روز وقتی که عوض شد جبرائیل آمد. چهل روز باید این مسیر طی شود. خب این قضیه مربوط به ما هم هست. این اذكاری كه می‌دهند، این اربعینیات، این مراقبات، اینها برای چیست؟ برای همین است، حالا برای رسول خدا به آن نحو بود، برای ما هم به انحاء دیگر خواهد بود.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

17
  • مسئولیت داشتن افراد نسبت به گفتار و کردارشان به مقتضای شخصیتشان

  • آن‌وقت صحبت در اینجا این است ـ این مسئله خیلی مهّم است ـ كه انسان نباید كاری بكند و کاری انجام بدهد كه به‌واسطۀ عمل او، افراد سودجو و افرادی كه زمینۀ انحراف دارند بتوانند سوءاستفاده كنند، و این مسئلۀ خیلی مهمی است، هم نسبت به فضای شخصی و هم نسبت به فضای اجتماعی، چون بالأخره اگر شخصی حرفی بزند، به مقتضای شخصیت خودش و آن انظاری كه پشت مسئله است، كلام او دارای عواقب و تبعاتی خواهد بود و به هرمقدار كه این موقعیت در انسان خطیرتر باشد، مسئولیت كلام و رفتار او هم در قبال فرد و جامعه بیشتر خواهد بود. هر مقدار كه این مسئله شدیدتر باشد، مسئولیت، مسئولیت شدیدتری است. اولیاء الهی هیچ‌وقت بهانه به‌دست افراد نمی‌دادند و طوری صحبت نمی‌كردند كه دیگران سوءاستفاده كنند.

  • عرفا خودشان را در معرض افراد نادان و جهال قرار نمی‌دهند

  • یك‌وقت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به من فرمودند كه:

  • فلان شخص در نجف كارهایی انجام می‌داد، افراد به او مراجعه می‌كردند، مرد بزرگی بود، اسمش سید مرتضی طالقانی بود. مرحوم آقا سید مرتضی طالقانی ـ رحمة ‌الله علیه ـ با مرحوم قاضی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ خیلی ارتباط داشت منتها در مسیر عرفان نبود. حالات خوشی داشت، از صلحا بود، از عبّاد بود، كارهایی می‌كرد. امور غیرعادی و خارق‌العاده‌ای انجام می‌داد و معروف بود. هر روز صبح درِ خانۀ او یك صف صد متری و دویست متری بود، آن یكی دلش درد می‌كرد، آن یكی قرض داشت، آن یكی دعوایش شده بود، خلاصه از این مسائل هست دیگر، دنیا كه خالی از این مطالب نیست. و ایشان گاهی از اوقات از شدت تزاحم و تهاجم مردم اصلاً بیرون می‌رفت! ولی مرحوم قاضی این‌طور نبود، شخص می‌رفت پیش مرحوم قاضی و می‌گفت: دلم درد می‌كند! مرحوم قاضی می‌فرمودند: خب برو دوایت را بخور، حالا اگر هم یك كاری می‌كرد دیگر جلویش نمی‌گفت که برو من تصرّف كردم، فلان كردم، خوب خواهی شد! شخص می‌رفت گیاه دارویی می‌خورد و حالا ایشان در این وسط كار ... . اینها رند هستند، چیزی نمی‌گویند، خودشان را لو نمی‌دهند، عرفا و اولیای خدا این‌طور نیستند كه بیایند و خودشان را در معرض افراد نادان و جهال و نپخته قرار بدهند.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

18
  • مرحوم آقا می‌فرمودند:

  • مرحوم قاضی این‌طور نبود. اگر هم یك‌وقت كاری می‌كرد، مطلبی انجام می‌داد، طوری انجام نمی‌داد كه آن شخص متوجّه بشود. آن شخص خیال می‌كرد كه براساس همین مسائل ظاهری است، درصورتی كه حالا تصرّف او بوده است، ولی نمی‌آمد به او بگوید.

  • سوءاستفادۀ افراد سودجو به‌خاطر نحوۀ عملکرد بعضی از افراد سرشناس

  • در‌حالی‌كه ما این مطالب را از بعضی‌ها می‌شنیدیم و اكثر این مسائل هم خلاف بود. آن كسانی كه سابق، راجع به مسائل ظهور صحبت می‌كردند و به مردم می‌گفتند و اكثر آنها هم خلاف درآمد، خود بنده از بعضی از آنها مطالبی را شنیدم، یكی و دو تا هم نبودند، و وعده‌های آنها گرچه مشخّص بود ولكن تابه‌حال محقّق نشده است. پس این وعده‌ها چه شد؟! خود بنده شنیدم! آخر یك‌وقت فرض كنید كه ما می‌گوییم که ان‌شاءالله ظهور نزدیك است، ولی دیگر تعیین كه نمی‌كنیم، ما چه می‌دانیم كه ظهور در چه وقتی است؟ این مربوط به مشیت الهی است و فقط امام علیه‌السّلام می‌داند و آن عارفی كه متصّل شده باشد و کسی دیگر هم نمی‌داند. والاّ هر كسی كه حالت خوش كند، این دلیل نمی‌شود بر اینكه از همۀ مسائل خبر داشته باشد.

  • آن‌وقت این افراد می‌آمدند با مطرح كردن این‌گونه مسائل كه یكی درست درمی‌آمد و یكی هم خلاف درمی‌آمد، می‌گفتند که دیدید درست درآمد؟! این افراد با اخبار از آنچه در ضمیر است یا فرض كنید فلان قضیه كه می‌خواهد اتّفاق بیفتد و امثال اینها، به‌نحوی عمل می‌كردند كه زمینۀ سوءاستفادۀ دیگران برای این مسئله فراهم می‌شد! و این غلط است. چرا كسی نمی‌تواند بیاید از من حرف بزند؟ چرا؟ چون من اصلاً در این زمینه نیستم، اگر بر فرض هم بدانم نمی‌گویم. آن‌وقت چطور فرض كنید كه انسان بدون اینكه به عواقب كار و گفتار خودش متوجّه باشد این را بگوید، آن را بگوید، و بعد هم افراد سودجو و منحرف و حقّه‌باز و دغل‌باز به‌خاطر اینكه به مقاصد خودشان برسند، بیایند تهمت بزنند و بگویند که این آقا این را گفت، آن آقا آن را گفت! آن شخص در این مسئله مسئول است كه از اوّل نباید به‌نحوی در میان جامعه و افراد باشد كه افراد منحرف و خیال‌پرداز از موقعیت او سوءاستفاده كنند و سایر افراد هم دچار انحراف ‌بشوند. حالا فرض كنید كه این شخص از دنیا هم رفته که بیاید بگوید من نگفتم 

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

19
  • برگشتن نفس به‌خاطر عدم رعایت مبانی

  • اینجا است كه ما نسبت به این قضیه خیلی مسئولیت داریم و خیلی باید حواسمان جمع باشد و مواظب باشیم که كاری را كه برای یك فرد انجام می‌دهیم، ممكن است این عمل، احترام، تعظیم، تكریم و حرف‌های بیخودی كه می‌زنیم، افراد را دچار موانعی بكند و كم‌كم نفس آنها كه ابتدائًا شاید از یك قضیه بدش می‌آمد [و می‌گفت:] نه، این حرف نسبت به من درست نبود، ولی وقتی كه جلوگیری نكند، كم‌كم كم‌کم خوشش می‌آید و آنجا است كه همین شخصی كه تا دو سال پیش، سه سال پیش، افراد را از تعبیرات خاص نهی می‌كرد، الآن اگر كسی بیاید بگوید چرا این تعبیرات را به‌کار می‌برید، می‌گوید: این شخص مخالف من است! عجب! قضیه چه شد؟ این سه سال چه شد؟ این سه سال این نفس برگشت. این چهار سال این نفس برگشت. تابه‌حال، تا قبل از این، نفس در یك‌همچنین زمینه و آزمایشی قرار نگرفته بود، نسبت به مسائل این‌طور نبود.

  • لزوم به‌کارگیری تعبیرات خاص در جایگاه خودش

  • یكی از دوستان ما در لبنان که از اطبای بسیار محترم و متدّین است و از اطبای قلب هم هست و با آیة‌الله سید موسی صدر هم كه به امام موسی صدر معروف هستند دوست بودند ـ حالا ان‌شاءالله اگر ایشان (آیة‌الله سید موسی صدر) حیات دارند، خداوند ایشان را سالم بدارند و اگر هم به رحمت خدا رفته است ما برای ایشان طلب مغفرت می‌كنیم ـ خود او به‌شخصه برای من تعریف می‌كرد و می‌گفت:

  • در زمان سابق خود آقای سید موسی صدر با گفتن لفظ امام به شخص غیر معصوم مخالف بود و اطلاق آن را بر غیر معصوم حرام می‌دانست و می‌گفت: «اطلاق لفظ امام به غیر از امام معصوم شرعاً جایز نیست».

  • ناقل [این قضیه] الآن هم حیات دارند‌، می‌گفت:

  • دو یا سه سال از این قضیه گذشت، كم‌كم افراد آمدند و به ایشان لقب امام دادند و به ایشان می‌گفتند: امام موسی صدر!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

20
  • می‌گفت:

  • من خیلی تعجّب می‌كردم كه چرا ایشان نسبت به این قضیه ساكت است؟!

  • خطر اینجا است! ببینید! نباید سكوت كرد! سكوت خیلی جاها حرام است. سكوت خیلی جاها به خطراتی می‌رسد. باید همان جا ایستاد و قاطعانه برخورد كرد! چطور در سایر جاها قاطعانه برخورد می‌كنیم و می‌توانیم و می‌دانیم که باید قاطعانه برخورد كنیم ولی در این مسائل اساسی سكوت می‌كنیم؟!

  • می‌گفت:

  • دیدم ایشان نسبت به این قضیه سكوت كرده است تا اینكه كم‌كم كم‌کم دیدیم که همه جا می‌گویند: امام موسی صدر! امام موسی صدر! امام امام امام!

  • یك روز ایشان به منزل من آمده بود، رفیق بودیم، به او گفتم كه آقا موسی چطور شما تا چند سال پیش كه با هم صحبت می‌كردیم می‌گفتید که اطلاق امام بر غیر معصوم جایز نیست ولی الآن این‌طرف و آن‌طرف، در تبلیغات و جراید و رادیو و روزنامه‌ها اسم شما را به عنوان امام موسی صدر می‌آورند و شما حرف نمی‌زنید؟!

  • می‌گفت:

  • ایشان تبسّمی‌كرد و سری تكان داد و چیزی نگفت!

  • لزوم برخورد قاطع هنگام زیرپا گذاشتن مقدسات

  • آیا این صحیح است؟ نه صحیح نیست. چرا این‌طور می‌شود؟ چون گذشت زمان و عدم توجّه انسان، مسائل را تغییر می‌دهد. تكریم‌ها و تعظیم‌ها و استقبال‌ها و اسم را در فلان جا آوردن و امثال‌ذلك می‌آید آدم را عوض می‌كند، و شیطان هم خوب بلد است از كجا وارد شود! یك دفعه در یك جا، در یك روزنامه، به خط درشت فرض كنید که می‌نویسند ـ آنها هم بلد هستند دیگر، همه بلد هستند ـ امام موسی صدر در فلان جا چه‌كار كردند، و همه هم می‌روند نگاه می‌کنند و این را می‌خوانند، نفس [خوشش می‌آید!] خوب است! چیز خوبی است! والاّ اگر بخواهد مخالفت كند فردایش یك مقاله در همان روزنامه می‌دهد و می‌گوید: این غلط كرد که اسم من را امام آورد! من با امام گفتن به خودم، امام موسی صدر، مخالف هستم و هر كسی این تعبیر را بیاورد در دادگاه از او شكایت می‌كنم! اگر این‌طور عمل می‌کرد، دیگر كسی می‌گفت؟! قاطع باید برخورد كرد! عرض كردم ما كه بلد هستیم قاطع برخورد كنیم، خوب هم بلد هستیم. پس چطور ما در مسائل و مقدّسات سكوت می‌كنیم؟!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

21
  • بعد از زمان مرحوم آقا، آمدند ما را جای آقا بگذارند، آمدند ما را ولیّ‌خدا كنند و جای آقا بگذارند و این‌طرف و آن‌طرف [این مسئله را پخش کنند!] چند نفر بودند، آنها را صدا كردم و گفتم که می‌دانید که من با شما شوخی ندارم! پدر من یكی بود و موقعیتش خاص بود و شخص خاصّی بود و مرتبه‌ای داشت، ما سرایه‌دار او هم نخواهیم شد! حالا اینکه انتساباً منتسب به او هستیم، این به‌جای خود، این دیگر در اختیار ما نبوده است و در اختیار گذشتگان بوده است. حالا فعلاً منتسب هستیم. اگر بخواهید یك كلمه از آن تعبیراتی را كه مربوط به پدر ما است انجام بدهید همان ثانیه قطع‌رابطه می‌كنم، با شما هم شوخی نمی‌كنم! و قطع‌رابطه هم كردم و قاطعانه برخورد كردم! اگر من‌هم مسامحه می‌کردم، من‌هم الآن نعوذ‌بالله امام سیزدهم بودم!

  • من این را از چه كسی یاد گرفتم؟ از پدرم یاد گرفتم. وقتی كه عصایش را برمی‌داشت محكم می‌كوبید بر كمر آن كسی كه افتاد که پای ایشان را ببوسد! از آنجا یاد گرفتم. آن روش، روش حق بوده است. او قاطع بود، آیا پای من را می‌بوسید؟! غلط می‌كنید که ببوسید! برای چه می‌خواهید ببوسید؟ درحالی‌كه خودم شاهد بودم و دیدم كه پا می‌بوسند!

  • یك دفعه در همین قم در حرم حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها روی همان سكوهای اطراف صحن نشسته بودم دیدم شخصی که مسئول یك طائفه‌ای از همین دراویش و صوفی‌ها بود با دو نفر داشتند می‌آمدند. من همین‌طور نشسته بودم و داشتم از دور نگاه می‌كردم، یك‌دفعه دیدم دو نفر آمدند و به آنجا كه رسیدند آرام شدند و به یك متری آن شخص که رسیدند هر دو افتادند روی زمین و شروع كردند پای آن شخص را بوسیدن! و این شخص هم همین‌طوری قشنگ ایستاد که خوب ببوسید! خب معنایش این است دیگر، در دلش می‌گوید ای احمق‌ها ببوسید! ای الاغ‌ها ببوسید!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

22
  • تفرعن و انانیتی را كه من مشاهده كردم، هرگز از یاد نمی‌برم كه این فرد چطور همین‌طور ایستاد و آن دو نفر افتادند و پای او را در وسط صحن بوسیدند و بعد بلند شدند رفتند كنار و حركت كرند! این شیطان است! شیطان این‌ كارها را انجام می‌دهد.

  • اولیاء خدا در مرتبۀ عبودیت، خودشان را با بقیۀ افراد یکی می‌دیدند

  • ای آدم نفهم! بین تو و بین آن کسی كه می‌افتد و پایت را می‌بوسد چه فرقی است؟ چرا اجازه می‌دهی كه یك بندۀ خدایی كه او هم مثل تو است و تفاوتی ندارد بیاید و این‌طور اظهار ذلت و خشوع كند؟! چرا؟ دأب بزرگان كه این‌طور نبود.

  • یك روز از مرحوم پدرم ـ رضوان الله تعالی علیه ـ سؤال كردم كه آیا شما تابه‌حال پای استادتان را بوسیدید؟ ـ این حرف را تابه‌حال نزدم ـ می‌خواستم یك مسئله و قضیه‌ای به‌دستم بیاید، ایشان فرمودند: نه‌خیر، من تابه‌حال پای استادم را نبوسیدم. بعد گفتم كه چرا نبوسیدید؟! خب ما متجرّی بودیم و قانع نمی‌شدیم. ایشان فرمودند:

  • اوّلاً اینكه ایشان فردی نبود كه اجازه بدهد که كسی پای او را ببوسد و خود را با همۀ رفقایش در یك سطح می‌دید!

  • ببینید! مرحوم سیدهاشم حدّاد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ اول عارف دنیا در آن روز پس از حضرت بقیة‌الله ارواحنا فداه ـ توجّه می‌كنید؟! اوّل ولیّ الهی، این چیزی است كه ما اعتقاد داریم، حالا هر كسی نمی‌خواهد اعتقاد داشته باشد، نداشته باشد، ما كه این اعتقاد را داریم ـ در مرتبۀ عبودیت [بین خودش و دیگران فرقی را احساس] نمی‌كند. او که به مقام ولایت نرسیده برای اینكه پایش را دراز كند[و بگوید كه ای افراد] بیایید پای من را ببوسید! آنکه دیگر عبودیت نیست، این فرعونیت است، این شیطان است كه بیاید پایش را دراز كند و بگوید كه بیا ببوس! مثل همان آقایی كه ما وسط صحن دیدیم! نه‌، ایشان خودش را با بقیه در یك طراز می‌دید و این چیزی است كه خود من‌هم مشاهده می‌كردم.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

23
  • وقتی كه با افراد صحبت می‌كرد، می‌گفت، می‌خندید، شوخی می‌كرد، با من شوخی می‌كرد، من آن موقع حدوداً هفده سالم بود، من آخرین مرتبه‌ای كه ایشان را در همان عتبات دیدم هفده سالم هم نشده بود، شوخی می‌كرد، می‌خندید و انگار مثل خود ما است که دارد با ما حرف می‌زند، برای صحبت كردن با او، روی ما باز بود. من گاهی با خودم می‌گفتم که این مرد الهی، این ولیّ‌خدا را نگاه كن، دارد با من شوخی می‌كند! من که شانزده سالم است و بچّه هستم و ایشان دارد این‌طور با من شوخی می‌كند.

  • پایین آمدن جنبۀ وحدت و اقتراب بین شاگرد و استاد با بوسیدن دست و پای استاد

  • بعد مرحوم آقا فرمودند که:

  • دوّماً من نمی‌خواستم (این حرف خیلی عجیبی است! این مربوط به خود ایشان است) که آن جنبۀ وحدت و اقتراب و نزدیكی بین خود و بین استاد خودم را با بوسیدن پا پایین بیاورم!

  • این از آن حرف‌هایی است كه دیگر بیشتر نمی‌توانم توضیح بدهم، خود دوستان باید بروند روی آن فكر كنند كه نزدیكی به بوسیدن نیست! بنده خدمت همۀ رفقا گفتم و الآن هم مجدّد می‌گویم که من راضی نیستم که كسی دست من را ببوسد، راضی نیستم و من هنوز به آن مرتبه‌ای نرسیدم كه خلاصه در من تأثیری ایجاد نكند. حالا آن بزرگان، آنها خب جای خود را دارند.1 آن دست‌بوسیدنی را هم كه ما داریم، فرض کنید راجع به پدر و مادر است که انسان باید دست آنها را ببوسد،2 حالا آن اولیاء الهی به‌جای خود محفوظ ولیكن دلیلی ندارد كه‌ انسان بخواهد دست ببوسد! برای چه؟ و كسی تصوّر نكند که با بوسیدن دست من به من نزدیك‌تر می‌شود، نه‌خیر این‌طور نیست بلكه دورتر خواهد شد! من با آن شخصی احساس نزدیكی می‌كنم كه از این مطالب گذشته باشد و در افق دیگری سیر كرده باشد.

  • علیٰ‌كلّ‌حال اینها مطالبی است كه ما ازبزرگان دیدیم و باید به آن عمل كنیم و جامۀ‌عمل بپوشانیم.

    1. . الکافی، ج 2، ص 185.
    2. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به الدر المنثور، ‌ج 1، ص 131؛ الإعلام بأعلام بیت الله الحرام، ص 69؛ کشف الإرتیاب، ص 350.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

24
  • نتیجه‌ای كه از صحبت‌های امروز می‌گیرم تا بعد هم بتوانم به چند سؤال از سؤال‌های دوستان پاسخ بدهم این است كه: انسان در مقام تربیت و در مقام تزكیه باید به پیشگیری فكر كند تا به درمان و جلوی خطرات را در پیشگیری بگیرد. در هر قضیه‌ای تا احساس می‌كند كه ممكن است در این قضیه به خطا بیفتد اصلاً آن موقع اقدام نكند، آن موقع جلو نرود و آن موقع بین خود و بین آن مسئله فاصله بیندازد.

  • اگر مسئلۀ دیگری باشد ان‌شاءالله در جلسۀ بعد خدمت رفقا عرض می‌كنم.

  • (سلوکی)

  • سلوک یعنی اهتمام سالک به اقدام نسبت به آنچه مورد رضای الهی است

  • سؤال: چگونه خود را وادار به عبادات و مستحبّات و عمل صالحه كنیم و چطور كتاب‌ها را با باطن هضم كنیم؟

  • جواب: ببینید این سؤال، سؤالی است كه پاسخ آن روشن است، زیرا چطور [و چگونه] ندارد! وقتی كه انسان نسبت به یك مسئله اعتقاد دارد، نسبت به یك مسئله باور دارد، خود اعتقاد و باور از مقدّمات انبعاث فعل هستند، یعنی وقتی كه انسان مسئله‌ای را می‌خواهد انجام بدهد، اوّل تصورّی از او در ذهن می‌آید، بعد آن تصوّر تثبیت می‌شود، به تصدیق می‌رسد، بعد شوق پیدا می‌شود، بعد شوق اكید پیدا می‌شود و بعد به مرتبۀ اراده و انجام خارجی می‌رسد. وقتی كه انسان بداند كه عبادت چه تأثیری در او دارد و چه نیازی برای انسان هست، خب این خودش همین طی‌ كردن مقدّمات است. ما در اینجا ذكر و ورد و دستور خاصّی نداریم، انجام دستور خاص هم تابع همین شرایط است، یعنی انسان باید نسبت به مسائل اطّلاع پیدا كند، البتّه مطالعه در این زمینه خیلی مؤثر است، فكر انسان را بالا می‌برد، باور انسان را نسبت به این مسائل قوی‌تر می‌كند و بعد انسان وقتی كه باور پیدا كرد خواهی نخواهی چه به او گفته شود، چه گفته نشود، عمل خواهد كرد.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

25
  • یك مطلب را در اینجا بگویم و آن اینكه من شبی خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ نشسته بودم و از قضیه‌ای صحبت شد، رو كردم به ایشان و گفتم كه راجع به فلان مسئله‌ای كه شما انجام دادید، آیا از طرف استادتان دستور داشتید؟ ایشان فرمودند:

  • آقا سید محسن من که همۀ مطالبی را كه انجام می‌دادم از ایشان دستور نمی‌گرفتم، بلکه وقتی که خودم احساس می‌كردم که این مسئله مورد نظر استادم است، آن را انجام می‌دادم!

  • الآن اکثر نامه‌هایی را كه دوستان برای بنده می‌فرستند، خیال می‌كنم این نامه‌ها نامه‌هایی است كه مورد ندارد. مطالبی است كه گفته شده است و پاسخ همۀ این مطالب یا از طرف بنده یا از طرف مطالب مرحوم آقا داده شده است. خب ما مقداری زحمت به‌خرج بدهیم و مقداری بیشتر به‌فكر بیفتیم ـ که خود این فکر کردن برای خود ما هم مهم‌تر است ـ اگر نگوییم كه صد درصد، بلكه می‌توانم بگویم که هشتاد درصد، هشتاد وپنج درصد این مطالب و این سؤالات مطرح شده و پاسخ هم داده شده است، منتها ما می‌خواهیم مسائل قدری راحت‌تر و سهل‌الوصول‌تر به‌دست ما برسد. لذا مناسب است كه انسان خودش انجام بدهد.

  • ایشان می‌فرمودند:

  • همین كه من احساس می‌كردم یك مسئله مورد نظر استادم است می‌رفتم انجام می‌دادم، دیگر نامه نمی‌نوشتم و درخواست نمی‌كردم.

  • و این سلوك است، سلوك یعنی همین، سلوك یعنی انسان وقتی كه متوجّه شد دیگر نایستد، دیگر باخودش فكر نكند بلکه به مطلب برسد، مقدّمات را طی كند، وقتی كه متوجّه شد این مسئله مورد رضای پروردگار است به آن جامه‌عمل بپوشاند، مگر اینكه به آن شك داشته باشد. در اینجا هم (یعنی مورد سؤال این مخدره) مطلب همین‌طور است.

  • سلوک عملی لازمۀ فهم آیات قرآن و مطالب معصومین و اولیاء

  • و امّا اینكه كتاب‌ها به‌طور باطن هضم شود، این نیاز به سلوك عملی دارد. یعنی حقایقی كه در این كتاب‌ها نهفته است، این جنبۀ كتابتی دارد كه منطبق بر یك جنبۀ واقعی و خارجی است و آن جنبۀ واقعی و خارجی باید به‌وسیلۀ سلوك و تربیت و تزكیه برای انسان پیدا بشود. آن‌وقت انسان یك‌مرتبه می‌رسد به اینکه عجب! این مطلبی را كه مرحوم آقا در فلان صفحه گفتند، الآن دارد می‌بیند. و این نه فقط مربوط به كتاب‌های ایشان است، بلکه آنچه در متون ما هست از قرآن كریم گرفته كه وحی الهی است و همچنین مطالب ائمّه علیهم‌السّلام و در مرتبۀ ‌بعد هم مطالب اولیاء الهی، [همۀ اینها شامل این قضیه می‌شوند و] انسان یك به یك آنها را مشاهده می‌كند و در خودش احساس می‌كند و حال خودش را با آنچه می‌خواند تطبیق می‌دهد كه این الآن تا چه مقدار نسبت به این مسئله و نسبت به این مقام نزدیكی دارد؟!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

26
  • احکام

  • سؤال: اگر لكّه‌ای روی چادر نمازمان باشد و ندانیم كه چیست و با همان چادر نماز بخوانیم ولی بعد متوجّه شویم كه لكۀ خون بوده است، تكلیف نمازهایی را كه با آن خوانده‌ایم چیست؟

  • جواب: همۀ نمازها درست است و اشكال ندارد.

  • (اجتماعی و تربیتی)

  • وظیفۀ زن در قبال اعمال خلاف شوهر، نصیحت و خوشرویی کردن با شوهر است

  • سؤال: وظیفۀ یك زن در مقابل همسرش كه اصرار به آوردن ماهواره به محیط خانه را دارد چیست؟

  • جواب: این مسئله از همان چیزهایی است كه شاید ده‌ها بار بنده این مسئله را عرض كردم و باز هم سؤال می‌شود! همسر باید نصیحت خودش را بكند، اظهار رغبت نكند، نباید بنشیند و نگاه كند و درعین‌حال هم نمی‌تواند نسبت به همسرش فشار بیاورد و باعث تلخی زندگی و مشاجره و ناهنجاری‌ها بشود، او وظیفۀ خود می‌داند، این‌هم وظیفۀ خود می‌داند. البتّه روی خوش نشان دادن، غلط است و همراهی كردن غلط است و نشستن و به مسائل مستهجن و خلاف نگاه كردن حرام است و اینها اثر سوء دارد، بخواهیم نخواهیم اثر سوء دارد. شما وقتی که یك لیوان آب می‌خورید [چه بخواهید چه نخواهید رفع تشنگی می‌کند،] من وقتی صحبت می‌كنم تشنه می‌شوم و این لیوان آب را که می‌خورم رفع تشنگی می‌كند، بخواهم یا نخواهم. اگر این لیوانِ آب در اینجا نباشد، من وقتی که یك ربع صحبت كردم تشنگی آن‌چنان غلبه می‌كند كه طاقت مرا می‌گیرد، بخواهم یا نخواهم! متوجّه شدید! قضیه این است. لذا هر كسی باید وظیفۀ خودش را بداند. زن نمی‌تواند نسبت به شوهر تحكّم كند و با شدّت برخورد كند بلكه باید نصیحت كند و با اخلاق نیكو و رفتار شایسته او را به مطالب صحیح تشویق كند. اگر نتوانست اشكالی ندارد و باكی بر او نخواهد بود.

  • (اجتماعی و تربیتی)

  • ازبین رفتن تمامی اعمال و مراقبات سالک در اثر مشاجرات

  • سؤال: چگونه نفس را كنترل كنیم كه به دیگران تعرّض نكنیم و خوددار باشیم و نفوس را متوجّه خود نكنیم و [خود را] در جنگ و تعرّض دیگران قرار ندهیم مخصوصاً در وسایل نقلیۀ عمومی؟

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

27
  • جواب: ببینید بنده جواب این مسئله را هم قبلاً عرض كردم، انسان وقتی که احساس كند كه این عملی را كه انجام می‌دهد نه تنها برای او مفید نیست بلكه مضر هم خواهد بود، خب انجام ندهد، این یك قضیۀ طبیعی است. شما وقتی كه ببینید الآن جلوی شما سمّ است، آیا از این سمّ می‌خورید؟! نمی‌خورید. حالا اگر رفیقتان خورد، می‌گویید خورد كه خورد، خودش می‌میرد، من چرا بخورم؟! حالا چون او خورده آیا شما هم می‌خورید؟ نه.

  • پس باید ببینیم آیا این مطلبی را كه ما می‌گوییم مفید است یا نیست؟ اگر مفید است بگوییم، اگر نه، حواسمان را جای دیگر ببریم و ذكر بگوییم. و این مسئله خیلی برای انسان اتّفاق می‌افتد. بنده خودم در خیلی از مجالسی كه شركت می‌كردم، البتّه الآن طبعاً خیلی كم شده است، می‌دیدم صحبت می‌كنند و اتّفاقاً هم می‌خواهند پای ما را وسط بكشند. مجالسی که فرض كنید بزرگانی بودند، افرادی بودند، ولی من اعتنا نمی‌كردم، انگار نه انگار که شنیدم. چرا؟ چون منظور فقط صحبت كردن بدون قصد تفهّم و بدون قصد پذیرش بود، پس چرا ما دیگر خودمان را خسته كنیم؟! برای‌ چه؟! چند دقیقه هستیم، یك ربع و بیست دقیقه‌ای هستیم و بعد هم می‌رویم دنبال كار خودمان و توجهّی هم به مطالب نمی‌كنیم. و باید بدانیم که این مشاجرات برای نفس انسان ضرر دارد و همۀ كارهایی را كه انسان انجام داده است ازبین می‌برد! یعنی اگر چهل روز شما زحمت كشیده باشید و نفس خود را تا حدودی تربیت كرده باشید با پنج دقیقه مشاجره تمام آن چهل روز به هوا می‌رود! مشاجره خیلی بد است!

  • (اجتماعی و تربیتی)

  • اگر مسئله‌ای به من منتسب باشد باید در چهارچوبی باشد كه بنده ترسیم می‌كنم

  • سؤال: من احساس می‌كنم ایمانم قوی‌تر بوده و الآن ایمانم ضعیف‌تر شده و مراقباتم كمتر شده است، فكر می‌كنم بر اثر این مسائلی كه در كلاس به‌وجود آمده به همه چیز بدبین شدم. از صحبت‌های شما استفاده می‌كنم ولی عملم كمتر شده است.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

28
  • جواب: ببینید مطالبی كه به‌وجود آمده است و به‌وجود خواهد آمد، اینها مسائلی است كه خواهی نخواهی ظروف و جریانات بر ما تحمیل كردند. بنده نمی‌خواستم این‌طور بشود و كار به اینجا كشیده شود! سال‌ها بود كه بنده چه خصوصی و چه عمومی تذكّر می‌دادم و حتّی از یكی دو سال پیش بعضی از دوستان بر من اعتراض می‌كردند كه شما که این‌قدر این مطالب را می‌گویید پس چرا در این‌گونه مطالب كوتاه آمدید؟ ما بین عملتان و بین كلامتان فاصله می‌بینیم! درعین‌حال من گفتم: من صبر می‌كنم، تحمّل می‌كنم، فرصت می‌دهم که افراد خودشان را اصلاح كنند، ارتباطات خودشان را تصحیح كنند، روابط خودشان را با افراد تصحیح كنند. مگر چند بار نگفتم که همۀ ما مثل دندانه‌های یك شانه هستیم؟ آیا شما بارها از من نشنیدید كه گفتم: در مكتب مرحوم آقا بالا و پایینی وجود ندارد؟ چرا به این مسائل توجّه نمی‌شد؟ و چرا از این مكتب به‌عنوان اهداف دیگر استفاده می‌شد؟ چرا؟!

  • تمام مطالب زیر نظر ما بود و ما تذكّر می‌دادیم منتها وقتی که قضیه به‌ جایی رسید كه دیدم كه به اسم بنده و با ارتباط با بنده دارد خلاف انجام می‌شود، اینجا دیگر بنده از این مطلب معذور هستم [که قضیه را به مسامحه بگذرانم] چون من باید پاسخگو باشم. و من به كسی كاری ندارم، هر كسی برای خودش آزاد است. الآن مگر جلسات متعدّد در همین طهران وجود ندارد كه بنده از آدرس آنها هم خبر دارم که فلان جلسه كجا است، حتی خبر دارم که كتاب‌های آقا را دارند می‌خوانند، ولی آنها به من چه ارتباط دارد؟! بسیاری از اینها آمدند که از بنده استفاده كنند و مرا در مجالسشان دعوت كردند و اصرار هم كردند ولی بنده پاسخ ندادم زیرا من با روش آنها نمی‌توانم مطابقت و مرافقت كنم. اگر این‌طور بود پس چرا بعد از ارتحال مرحوم آقا، من آن روش را در پیش گرفتم؟ چون دیدم با آنچه تابه‌حال دیده‌ام نمی‌خواند! گفتم: شما را به‌خیر و ما را به سلامت!

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

29
  • گفتند: تو صحبت نكن!

  • گفتم: من نمی‌توانم.

  • ـ: تو با ما موافقت كن.

  • ـ : من نمی‌توانم. من نمی‌توانم بین ظاهر و باطن دوئیتی قائل شوم، من بین افراد نمی‌توانم امتیاز قائل شوم!

  • ـ : با تو مخالفت می‌كنیم، كنارت می‌گذاریم.

  • ـ : خداحافظ شما! نیاز به كنار گذاشتن ندارد، ما خودمان می‌رویم و رفتیم هم.

  • خب چه شد؟ الآن هفده، هجده سال گذشته است، نه طوری شد و نه آسمانی به زمین آمد و نه فلان. الآن هم همان‌ها مجالس دارند. جاهای دیگری هم هستند، افراد دیگری هم هستند و هیچ ارتباطی هم به بنده ندارد. ولی اگر بخواهد مسئله‌ای به من منتسب باشد باید در چهارچوبی باشد كه بنده ترسیم می‌كنم و این حقّ طبیعی بنده است. چرا؟ چون هر كسی اختیار كار و كلام و تصرّفات خودش را دارد.

  • بله، ممكن است یكی از پیش خودش برود كار انجام بدهد، بسیارخوب اشكال ندارد، نه بنده اعتراض می‌كنم و نه طعنه می‌زنم و نه به سخریه می‌گیرم و نه كاری دارم. هر كسی هم باید پاسخگو باشد. لذا خیال می‌كنم در این زمینه مشكلی نیست و همۀ افراد هم در انتخاب مسیر آزاد هستند. تابه‌حال دیده شده که بنده برای کسی نامۀ خصوصی نوشته باشم كه به اینجا بیایید؟! نه، خودتان آمدید، خودتان اظهار محبّت كردید، خودتان به بنده لطف دارید، بنده هم وقتی که لطف دوستان را ببینم وظیفۀ خودم می‌دانم تا آنچه را از گذشتگان و بزرگان در سینه دارم منتقل كنم. خب این‌هم وظیفۀ من است. شما در روز قیامت می‌توانید جلوی من را بگیرید و بگویید كه ما آمدیم و تو نگفتی! خب من‌هم نمی‌خواهم در روز قیامت مسئول باشم؛ همین‌طور افرادی كه بخواهند از این چهارچوب عبور كنند.

  • یكی از دوستان بود که بعد از فوت مرحوم آقا، در ابتدا از ما حرف شنوی داشت، ولی من كم‌كم احساس كردم دارد خارج از آن چهارچوبی كه ترسیم شده است حركت می‌كند، سرعت پیدا كرده است، قدم‌های بزرگ‌تری برمی‌دارد!! صدایش كردم و گفتم: ببین آقاجان اگر می‌خواهی از من مایه بگذاری من این هستم، من این مسائل را نمی‌پذیرم! گفت: مرحوم آقا به من توصیه كردند شما باید این كار را بكنی. گفتم: شما را به‌خیر و ما را به‌سلامت! مرحوم آقا که به من توصیه نكردند، به تو توصیه كردند خب برو انجام بده. دیگر نمی‌توانی با من باشی و تا الآن هم قطع رابطه هستیم، تمام شد. اتّفاقاً از مخدّرات است و خود او هم مجلسی دارد و چه دارد و افرادی دارد، خب ارتباطی هم با بنده ندارد. التفات كردید؟! این مسئله، مسئله‌ای است كه بنده مورد توجّه قرار دادم.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

30
  • قیّم این مکتب فقط امام زمان است و بس

  • اینكه تشویش و اضطراب پیدا شده است برای چه پیدا شده است؟ چرا؟! وقتی كسی كارش خلاف نباشد، چرا برای او تشویش پیدا شود؟ وقتی که كسی كارش درست باشد چرا اضطراب پیدا كند؟ این یك سؤال است که چرا برای انسان تشویش پیدا شود؟ اگر بنده امروز از دنیا رفتم آیا باید برای شما تشویش پیدا شود؟ چرا؟ مگر این مكتب قائم به بنده‌ است؟ بهتر از من بودند و از دنیا رفتند، طوری نشد. امام زمان علیه‌السّلام داریم. او قیّم همه است، ولیّ همه است. تمام مطالب به‌دست او است، من چه‌كاره هستم؟ اینكه خدمت شما عرض می‌كنم جدّی می‌گویم كه من چه‌كاره هستم؟! سابق تصوّر بر این بود كه خلاصه حالا شاید ما هم بدمان نیاید بر اینكه این قضایا باشد، ولی بعد متوجّه شدند كه نه، خلاصه این‌طور هم نیست كه ما از كثرت جمعیت خیلی خوشحال باشیم و...!

  • خلاصه علی‌ٰكلّ‌حال بنده در این مسئله‌ای كه این دوست محترم ما در اینجا فرمودند، نهایت سعی خودم را بر اینكه مطالب به اینجا كشیده نشود، انجام دادم ولی متأسفانه دیگر كاری از دست من برنیامد. و این مسئله در سابق هم بوده، در زمان مرحوم آقا هم بوده، قبلاً هم از این قضایا پیش می‌آمده است. مسئله اوّل و آخر ندارد.

  • نحوۀ تحصیل در مطالب فلسفی

  • سؤال: بنده چهل وهشت سال سن دارم، اجازۀ تحصیل علم در حوزه و دانشگاه ادبیات عرب و فلسفه را تقاضا دارم ... .

  • جواب: بنده خوب متوجّه این سؤال نشدم! اگر منظور این دوست محترم این است كه از مطالبی كه در حوزۀ ‌كار ما است، این مطالب، مطالب تخصصی است و باید سال‌های سال مقدّمات آن طی بشود و استفاده كردن از اینها ممكن است برای انسان یك نابهنجاری‌های فكری به‌وجود بیاورد. بهتر است كه مطالب با پایه انجام شود چون علیٰ‌كلّ‌حال، مسائلی كه مطرح می‌شود اینها مسائلی است كه نیازی به تحصیلات دارد و باید آن مقدّمات طی شود حالا چه به‌صورت حضوری در كلاس یا به‌صورت همین مطالب آماده‌ای كه در دسترس است، تا اینكه انسان بخواهد به آن نقطۀ مطلوب برسد. میان‌بر زدن خوب نیست و انسان را دچار ناهنجاری‌هایی می‌كند.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

31
  • متفرقات

  • سؤال: آیا اجازه می‌فرمایید كه بنده و دو نفر دیگر از رفقا كه منزلمان به هم نزدیك است هفته‌ای یك بار كلاس عربی داشته باشیم تا زبان قرآن را بیشتر بدانیم؟

  • جواب: كلاس و درس عربی اشكال ندارد و خیلی هم مفید است.

  • احکام

  • سؤال: می‌خواستم بدانم پولی كه همسرم می‌دهد چه برای خرج خانه یا كادو و هدیه و یا اضافه خرج خانه اگر حتّی عنوان هدیه هم داشته باشد و مبلغی از آن را خانم برای شرایط خاص نگه دارد، شامل خمس می‌شود یا نه؟

  • جواب: بله، این‌هم مثل سایر موارد اگر زیاد بیاید مشمول خمس می‌شود. اگر صرف در همان مخارج سال بشود، نه، آن خمس ندارد ولی اگر زائد بر آن مخارج سال باشد به آن خمس تعلّق‌ می‌گیرد.

  • (عرفانی)

  • انجام امور دنیایی برای رسیدن به آخرت اشکالی ندارد

  • سؤال: وقتی که به امور دنیا توجّه می‌كنیم و به آنها می‌پردازیم غفلت ما را می‌گیرد و با كلّی زحمت توجّه خود را که به آخرت متمركز می‌كنیم، نسبت به دنیا بی‌رغبت ‌می‌شویم به‌طوری كه دیگر رغبت ما به یك سری از مسائل كم می‌شود، بین این دو حالت، چگونه اعتدال را رعایت كنیم؟

  • جواب: ببینید! طبیعی است كه توجّه به آخرت انسان را نسبت به دنیا بی‌توجّه و سرد می‌كند ولی در اینجا هم بالأخره بایستی كه این مسائل دنیا بگذرد. علیٰ‌كلّ‌حال ما باید با همین گذشت و گذر از دنیا و دست و پنجه نرم كردن با این مسائل، به آخرت برسیم. از رسول خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم گرفته تا تمام اولیاء الهی، همۀ اینها با این مطالب گذشتند و عبور كردند. ما نباید نسبت به مطالب دل ببندیم، آن دل‌بستن یك مطلب دیگر است. امّا اینكه كاری انجام بدهیم چه در اشتغال، چه در مسكن، چه در امور دیگر و روابط و ... كه برای گذران باشد و از آنها برای رسیدن به آخرت استفاده كنیم، آن اشكالی ندارد. البتّه درصورتی كه تعدّی نباشد.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

32
  • متفرقات

  • سؤال: آیا دیدن زوّار به‌طور دسته‌جمعی از نظر شما مجاز است؟

  • جواب: البتّه بهتر است كه این مسئله فعلاً نباشد ولیكن بعداً تغییر خواهد كرد.

  • (تاریخی، اجتماعی و تربیتی)

  • ایام فاطمیه و کیفیت مراسمات در ایام فاطمیه

  • سؤال: مدّت زمانی كه حضرت زهرا سلام‌اللَه‌علیها در بستر افتادند تا روزی که به شهادت رسیدند چند روز طول كشید؟ وظیفۀ ما در این مدّت چیست و باید به چه شعائری عمل كنیم؟

  • جواب: البتّه هم ٧٥ روز گفتند و هم ٩٥ روز كه البته همان استناد ٩٥ روز قوی‌تر است كه همان فاطمیۀ دوّم است و مرحوم آقا هم آن را می‌پذیرفتند و نسبت به آن ایام مجالس داشتند. البتّه در این مدّت نیاز به عمل خاصی نیست، همان برقراری مراسم عزاداری و سوگواری در آن ایام، حالا چه فاطمیۀ اوّل و چه فاطمیۀ دوّم، همان مستحسن است و دیگر این‌طرف و آن‌طرفش زیاده است. آن را كه به ما گفتند ما باید به همان گوش بدهیم و از پیش خودمان نباید مرتب اضافه كنیم و مسائل جدید بیاوریم. بالأخره هم باید شادی باشد و هم باید غم باشد. نه‌اینكه ما همۀ زندگیمان را غم كنیم و مرتب در سر بزنیم! این‌طور كه نمی‌شود زندگی كرد. بالأخره افراد هم توقّعاتی دارند، آنها هم خواسته‌هایی دارند. اگر به همان مقداری كه گفتند باشد، هم مفید خواهد بود و هم اثربخش. اگر انسان بخواهد زیاده مجلس درست كند، من خیال می‌كنم ـ حالا از دیدگاه بنده این‌طور است ـ كه شاید خیلی هم مستحسن نباشد.

  • متفرقات

  • سؤال: قصد بچّه دار شدن را دارم ولی با این اوضاع از باردار شدن می‌ترسم که روحیاتم روی جنین اثر بگذارد![وظیفه ام چیست؟]

  • جواب: نه، اشكالی ندارد و تأثیری هم روی جنین نمی‌گذارد و ان‌شاءالله بلكه این مسئله بیشتر موجب نزدیك‌تر شدن و اقتراب آنها[(زن و شوهر)] خواهد بود.

  • احکام

  • سؤال: در زمان عذر وظیفۀ ما نسبت به وضو و غسل چیست؟ آیا انجام بدهیم یا نه؟

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

33
  • جواب: بله، بهتر است كه انسان انجام بدهد.

  • اجتماعی و تربیتی

  • سؤال: نظر حضرتعالی در مورد ادامۀ تحصیل خانم در رشتۀ هماتولوژی (خون‌شناسی) چیست؟

  • جواب: اشكالی ندارد، این مسئله [مهم] نیست، انسان می‌تواند استفاده كند و البتّه با توجّه به شرایط خاص، همان‌طوری كه عرض كردم، ارتباطات باید محفوظ باشد و نباید بین زن و مرد چه در محیط آزمایشگاهی و چه در محیط دانشگاهی ارتباط وجود داشته باشد و انسان باید این ارتباط را به حدّاقل برساند و بداند كه خلاصه در اینجا زمینۀ گستردن دام شیطان بسیار زیاد است و بنده در این زمینه اطّلاعات زیادی دارم.

  • احکام

  • سؤال: در طواف خانۀ كعبه آیا باید مابین مقام ابراهیم و خود بیت‌الله باشیم؟ و در صورت ازدیاد جمعیت تا كجا می‌توانیم[فاصله بگیریم و] طواف كنیم؟

  • جواب: البتّه در طواف خانۀ كعبه، بله باید بین مقام ابراهیم و بین كعبه طواف كرد ولی اگر جمعیت زیاد بود [پشت مقام ابراهیم هم می‌تواند طواف کند.] این را هم دوستان توجّه كنند که منظور از زیاد بودن جمعیت آنقدر نیست كه انسان را در پِرِس بگذارند و له كنند! نه، آن منظور نیست، چون گاهی از اوقات برای خود بنده هم اتّفاق افتاده است كه كثرت جمعیت چنان بود كه واقعاً من این پِرِس شدن را احساس می‌كردم و صدای دنده‌های خودم را می‌شنیدم! این منظور نیست كه دراین‌صورت انسان می‌تواند خارج از مقام هم برود و طواف کند، نه، همان‌طوری كه مرحوم پدر ما فرمودند این بود كه طائف و طواف كننده باید راحت طواف كند و برخورد نداشته باشد. حتّی اگر احساس كردید مقداری شلوغ است و تنه می‌خورید و فكر و ذهن شما از اشتغال به ذكر پروردگار منصرف می‌شود، اشكال ندارد که پشت مقام هم طواف كنید. پس متوجّه شدید؟ مسئله فقط فشار نیست. مسئله همان بیرون آمدن از حال طواف است، اگر احساس كردید كه آن افراد مزاحم هستند و تنه می‌زنند، گرچه هم خیلی مشكل نیست، باز هم شما می‌توانید در خارج از مقام، طواف را انجام بدهید. منتها هرچه می‌توان نزدیك‌تر به مقام ابراهیم، طواف را انجام داد باید همان را انجام داد.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

34
  • متفرقات

  • سؤال: برای ولیمۀ حج آیا دادن كارت دعوت، اشكالی دارد؟

  • جواب: نه، اشكال ندارد.

  • اجتماعی و تربیتی

  • سؤال: نظر حضرت علّامه روحی فداه این بود كه دختران به دبیرستان نروند، نظر حضرتعالی نسبت به رفتن به دبیرستان و دانشگاه چیست؟

  • جواب: خب اگر نظر حضرت علّامه است همان را باید انجام بدهید، به نظر من چه‌كار دارید؟ حالا بلكه من آمدم خیلی حرف‌های خلاف زدم. البتّه نظر ایشان هم بر این نبوده است، حالا بنده توضیح مختصری می‌دهم:

  • ایشان می‌فرمودند: محیط، محیط فاسدی است، نه‌اینكه خود درس اشكال دارد. اگر محیط، محیط مناسبی باشد و موجب فساد نشود، ایراد ندارد. این حرف را به ایشان نبندید! منتها در شرایط فعلی ممكن است از این مسئله سوءاستفاده بشود، لذا ایشان می‌فرمودند كه بهتر است كه این قضیه انجام نشود و به سایر جاها پرداخته شود. والاّ اگر محیط دبیرستان مانند محیط بعضی از این حوزه‌های علمیه باشد كه واقعاً زن در آنجا تدریس می‌كند نه مرد و اصول اسلامی و مبانی اسلام حاکم است نه مبانی سلیقه‌ای. چه فرقی می‌کند؟! هیچ تفاوتی ندارد، علم، علم است منتها علمی باید یاد بگیریم كه برای ما مفید باشد نه اینكه صرفاً مدرك باشد.

  • تفسیری

  • سؤال: آیۀ ﴿ذُقۡ إِنَّكَ أَنتَ ٱلۡعَزِيزُ ٱلۡكَرِيمُ﴾1: در قرآن این‌گونه معنا شده است كه عذاب را بچش كه تو در نزد خودت بسیار گرامی و بزرگ بودی! آیا این طور فهمیده می‌شود كه چون تو عزّت و كرامت الهی در وجودت بود و آن را ازبین بردی، این عذاب تو را به این عزّت و كرامت الهی می‌رساند.

  • جواب: نه، این مسئله این‌طور نیست. این در مقام تقابل بین عزّت پروردگار و عزّت مجازی شخص است، در مقام عتاب و خطاب است: تو كه در دنیا در قبال خدا ایستادی و از اوامر او سرپیچی كردی، نتیجۀ آن را هم حالا ببین، این نتیجۀ آن خواهد بود. و آیه نسبت به این معنای شما دلالتی ندارد.

    1. . سوره دخان(44) آیه49. 

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

35
  • سؤال: آیا باید جلال خداوند را هم جمال دید؟ اسماء جلالیه مثلاً هنگامی ‌كه در قرآن می‌خوانیم:

  • ﴿وَٱللَهُ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٍ﴾1﴿وَٱللَهُ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٍ﴾2﴿إِنَّ ٱللَهَ عَزِيزٞ ذُو ٱنتِقَامٖ﴾3﴿أَلَيۡسَ ٱللَهُ بِعَزِيزٖ ذِي ٱنتِقَامٖ﴾؛4

  • اوّل آن جلالتی كه انتقام دارد در انسان ایجاد می‌شود ولی با تفكّر در اینكه خدا كینه و دشمنی ندارد، این صفت به جمال تبدیل می‌شود، آیا این فكر درست است؟

  • جواب: البتّه بله، این را می‌توانیم این‌طور معنا كنیم و تصوّر كنیم كه آن انتقامی كه در اینجا وجود دارد برخواسته از كینه و حسد و اعمال سلیقه و نفس نیست، بلكه آن انتقام به معنای زدودن آن كدورت‌ها و ظلمت‌هایی است كه برای انسان حاصل شده است و بعد از زدودن آن، شخص برمی‌گردد و مثل افراد عادی از جهنّم خارج می‌شود.

  • (اجتماعی و تربیتی، اعتقادی)

  • اختصاص سالروز تولد و وفات به معصومین

  • سؤال: آیا رفتن به جشن تولّد اقوام با توجّه به اینكه خودمان برای اعضاء خانواده چنین مطلبی را نداریم، اشكال دارد؟ حضور در آخر مجلس چطور؟ فرض بر نبودن گناه است.

  • جواب: ببینید! ما در اسلام جشن تولّد نداریم، آنچه داریم جشن بلوغ است و جشن تولّد نیست. البتّه انسان وقتی كه به این دنیا می‌آید، خب این بالاترین نعمتی است كه خداوند داده است ولی ما به این نكته باید توجّه داشته باشیم كه عمل ما و حركت ما باید طبق دستور باشد و با فعل و دستور خود، مبلّغ باشیم و به آنها هم بگوییم كه اگر شما برای بلوغ می‌خواهید بگیرید ما می‌آییم. و مسئله، مسئلۀ بلوغ است ولی به عنوان جشن تولّد چون این یك سنّت غیر واردۀ در اسلام است، ما[این مسئله را در اسلام] نداریم. جشن تولّد، یعنی سالروز تولّد، ما سالروز تولّد را فقط برای چهارده معصوم علیهم‌السلام داریم و هیچ‌كس دیگری از اصحاب چه در زمان خود رسول خدا یا در زمان ائمّه جشن تولد نگرفته است با اینكه آنها هم تولّد داشتند، از آسمان كه به زمین نیامدند بلکه آنها هم از مادر متولّد شدند. ما یك دستور هم نداریم كه به اصحاب فرموده باشند سالروز تولّد خودت را جشن بگیر، خب نداریم دیگر، یا اینكه سالروز وفات پدرت را بعد از ده سال، بعد از بیست سال و چهل سال مرتب بیا سالگرد بگذار! ما حتی یك مورد هم نداریم. آنچه داریم مربوط به امام معصوم علیه‌السّلام است.

    1. . سوره آل عمران(3) آیه4. 
    2. . سوره مائده(5) آیه95.
    3. . سوره ابراهیم(14) آیه47.
    4. . سوره زمر(39) آیه37.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

36
  • امام باقر علیه‌السلام به شخصی می‌فرمایند كه: «تا ده سال بعد از فوت من در منی بیا و مجلس عزاداری برای من انجام بده.»1 این دستور امام باقر بوده است ولی آیا ما در یك روایت داریم كه ائمّه به اصحابشان فرموده باشند كه سالگرد وفات برای پدرت یا برادرت بگیر؟! اگر هست بیاورند تا ما هم بدانیم!

  • بنابراین تمام این سالگرد گرفتن‌ها خلاف است! ما سالگرد نداریم. ما فقط برای معصومین علیهم‌السّلام سالگرد داریم، پیغمبر و حضرت زهرا سلام ‌الله ‌علیهما و دوازده امام، والسّلام! دیگر غیر از این نیست و باید به همان چیزی گفته شده عمل كرد. در حالتی كه ٢٧٠سال ائمّه در همین دنیا زندگی كردند و اصحابشان می‌مردند یا متولد می‌شدند، اگر سالروز وفات و تولّد مورد امضای ائمّه بوده، پس چرا یك روایت هم در این زمینه نداریم؟!!

  • اختصاص اربعین به حضرت سیدالشهدا

  • بنده در همین رسالۀ اربعین كه شما هم دیده‌اید، در همان جا نوشتم كه ائمّه كجا توصیه بر اربعین متوفّی كردند؟! [در کجا این مطلب نوشته شده است؟!] از امام حسین علیه‌السلام بالاتر امیرالمؤمنین علیه‌السلام است. حالا برادرشان امام حسن مجتبی علیه‌السلام، خب بزرگتر بودند. حالا می‌گوییم این دو امام مثل هم بودند ولی امیرالمؤمنین كه بالاتر بود. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها كه مادرشان بودند و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم كه از همۀ اینها بالاتر بودند. ما در كجا داریم كه ائمّه توصیه كرده باشند كه برای اربعین پیغمبر، مجلس بگیرید؟! كجا داریم؟ هان!

  • بعد شنیدم یك نفر در تلویزیون گفته كه در زمان سابق برای ائمّه اربعین بوده است و بعداً لغو شده است! بنده از همین‌جا، از آن شخص می‌خواهم سند این مطلب را به بنده ارائه بدهد و اگر نتوانست ارائه بدهد در روز قیامت باید بیاید پاسخ بدهد! در روز قیامت ایشان باید بیاید پاسخ بدهد كه چرا دروغ بسته است؟! بالأخره ما هم منابع روایی را دیدیم، همین‌طوری كه بلند نشدیم چیزی بنویسیم! و در آخر رساله هم گفتیم که اگر مسئله‌ای، چیزی، نقدی هست بگویند ما اصلاح می‌كنیم. تا حالا هم كسی نتوانسته حرفی بزند.

    1. . الکافی، ج 5، ص 117:
      «عَن یونُسَ بنِ یَعقوبَ عَن أبی‌عَبدِاللَهِ عَلَیهِ اَلسَّلاَمُ قالَ: ”قالَ لی أبی یا جَعفَرُ أوقِف لی مِن مالی كَذا وَ كَذا لِنَوادِبَ تَندُبُنی عَشرَ سِنینَ بِمِنًى أیّامَ مِنًى.“»
      ترجمه: «یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: ”پدرم به من فرمود: اى جعفر! فلان مقدار از دارایى‌ام را برایم وقف كن تا گریه‌كنندگان در مِنیٰ و در ایّام مِنیٰ ده سال بر من بگریند.“» (محقق)

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

37
  • پس چرا ما خلاف بگوییم؟ واقعاً این دردی است برای من كه من نفهمیدم که چرا ما باید چیزی را كه نمی‌دانیم بگوییم؟! خب آقای محترم شما كه الآن دارید برای میلیون‌ها نفر صحبت می‌كنید، اگر این مسئله،(یعنی اربعین، در منابع روایی) نبود، پاسخ استمرار بر مسئله‌ای كه مورد رضای ائمّه نیست را چه می‌دهید؟!

  • لزوم پافشاری کردن بر عقاید صحیحمان

  • یکی از نزدیك‌ترین اقوام بنده از دنیا رفتند، همین چند سال پیش عموی ما به رحمت خدا رفت، یكی از اقوام گفت چند شب دیگر مجلس اربعین است و ما شما را دعوت كردیم! گفتم: اتّفاقاً بنده در طهران هستم ولی نمی‌آیم چون اربعین فقط برای سیدالشّهدا است، نه ناراحت شد و نه در سرمان زد و نه چیزی گفت. گفتم: اتّفاقاً طهران هستم، قم هم نیستم ولی نمی‌آیم، ناراحت هم نشد. چون براساس عقیده دارم این مطلب را می‌گویم. چرا ما نباید روی عقاید خودمان بایستیم و پافشاری كنیم؟!

  • متفرقات

  • سؤال: با توجّه به مراقبات دوران بارداری، آیا گرفتن دستورات لازم، شخصی است یا می‌توان از كتب موجوده استفاده كرد؟

  • جواب: نه، این شخصی نیست، مسئله همان چیزهایی است كه تابه‌حال گفته شده است و در كتاب‌ها هم نوشته شده است، همان كفایت می‌كند.

  • (روایی)

  • معنای حدیث: «تفكّر ساعة خیرٌ من عبادة سبعین سنة»

  • سؤال: راجع به حدیث: «تفكّر ساعة خیرٌ من عبادة سبعین سنة»1 توضیحاتی بفرمایید.

  • جواب: تفكّر ساعة خیرٌ... یعنی انسان در عبادت خدا و در ارتباط با پروردگار، خودش را رها و یله نبیند. در هر قدمی ‌كه برمی‌دارد از روی فكر باشد. بر سر دوراهی‌ها به شایعات توجّه نكند. به اینكه آقای فلان و آقای فلان گفت، گوش ندهد. اینها معنای تفكّر ساعة است نه‌اینكه آدم بنشیند و به خدا فكر كند! به چه چیز خدا می‌خواهد فكر كند؟! خدا كه فكر كردن ندارد. به روش خود، به طرز صحبت كردنش، به ارتباطش با مردم، به كیفیت ردّ و بدل كردن مسائلش، به تصرفاتش، [به اینها باید فکر کند. این روایت به] این معنا است. اینها چیزهایی است كه برای انسان لازم است. انسان تصوّر نكند [که فقط با نماز خواندن و... مسائل او حل می شود،] شما بدانید ما با نماز خواندن به جایی نمی‌رسیم. با نمازشب خواندن به جایی نمی‌رسیم. خوارج نهروان بیشتر از ما نماز می‌خواندند. سنّی‌ها از ما بیشتر نماز می‌خوانند، نماز تراویح را هم به جماعت می‌خوانند! ولی وقتی كه بنده با همان عالم مدینه مباحثه كردم و گفتم كه:

    1. . مجمع البحرین، ج 3، ص 444؛ ریاض السالکین، ج 3، ص 370.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

38
  • شما قبول داری که در زمان پیغمبر نماز تراویح به صورت فرادی بوده است؟

  • گفت: بله.

  • ـ : شما به چه حسابی آمدید و دارید نمازی را كه پیغمبر حتّی یك سال هم به جماعت نخواند، به جماعت می‌خوانید؟!

  • ـ : سنّت عمر است.

  • ـ : عمر بالاتر است یا پیغمبر؟!

  • اینها اصلاً نمی‌نشینند فكر كنند. صحبت در این است. فقط همین‌طوری سرشان را پایین می‌اندازند [و می‌گویند:] نماز تراویح را با جمعیت بسیار می‌خوانیم و قرآن را هم در آن دوره می‌كنیم! امّا اگر بنشینند فكر كنند، خب مرتیکه تو آدم هستی، او هم آدم است، آیا شما در قبال دستور پیغمبر شخص بالاتری را دارید اطاعت می‌كنید؟!

  • فكر كردن معنایش این است. این را دارم الآن به شما می‌گویم: مثلاً الآن شما قلبتان درد می‌گیرد، اگر به بالاترین متخصّص قلب طهران مراجعه كردید و او گفت كه مسئله‌ای نیست، شما اگر این رعایت‌ها را انجام بدهید، دیگر نیازی به عمل کردن ندارد. یك نفر هم سر كوچه یك تابلو زده که فرض كنید كه حجامت و ختنه و... انجام می‌شود، حالا اگر شما بلند شوید بیایید به این آقایی كه در اینجا فقط بلد است تیغ دست بگیرد و بچّه‌ها را ختنه كند، بگویید كه آقا قلبم ناراحت است! می‌گوید: بنشین همین الآن می‌خواهم تو را عمل كنم! شما چه برداشتی از عمل این فرد می‌كنید؟ آیا نمی‌گویید این دیوانه است؟! دیوانه است یا نیست؟!

  • ما این را به برادران اهل تسنّن می‌گوییم، می‌گوییم: آیا رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در یك سال، حتّی یك شب هم نماز تراویح را به جماعت خواند یا نخواند؟ حالا ما بحثی در این نداریم که اصلاً کار خلیفۀ دوم خوب بود یا بد؟ سؤال ما این است، خب نخواند دیگر. وقتی که نخواند حداقل اگر نگوییم حرام است، آیا این دلیل نمی‌شود بر اینكه پیغمبر كاری را كه در نزد او مرجوح بود انجام نداد؟ خب شما چرا كاری را كه رسول خدا انجام نداده، دارید به‌واسطۀ حرف فلان كس انجام می‌دهید؟! آیا شما دیوانه نیستید؟! عین همین حرف را من به او زدم. گفتم: تو دیوانه نیستی؟ بلند شد رفت! این معنا معنای تفكّر ساعة است. حال این یك مورد را من برای شما گفتم، در بقیۀ موارد هم مسئله همین‌طور است.

لزوم پیشگیری در مقام تربیت و تزکیه

39
  • با نماز خواندن كار درست نمی‌شود. شما یك ربات هم درست كنید و كوكش كنید، بیست وچهار ساعت برای شما نماز می‌خواند و سجده می‌كند و ركوع به‌جا می‌آورد. با نمازِ از روی فكر، كار درست می‌شود. با نمازِ از روی تفكّر صحیح، كار درست انجام می‌شود نه نماز ریایی، نه نمازها و اجتماعاتی كه برای مقاصد خاص آن نمازها و اجتماعات برقرار می‌شود. نمازی كه از روی فكر باشد، از روی نیت صادق و خالص باشد، آن نماز برای انسان [تقرب] می‌آورد و آن نماز با تفكّر است.

  • بنابراین معنای تفكّر ساعة این نیست كه بنشیند و فكر كند. بلکه باید در همۀ امور، عقل را به‌كار بیندازد، در همۀ امور ببیند كدام بهتر است، كدام روش بهتر است، این انسان را به مطالب بالا می‌رساند. معنایش نشستن در كناری و فكر كردن نیست.

  • روایی

  • سؤال: راجع به دعای: «اللَهم عرّفنی نفسك فانك ...»1 توضیح بفرمایید.

  • جواب: معنایش این است كه این ولایت ولیّ به‌واسطۀ همان ظهور تجلّی ذات است در آن نفس، و تا انسان كیفیت ظهور تجلّی ذات را متوجّه نشود به ولایت ولیّ هم نمی‌تواند دسترسی پیدا كند. این خیلی مختصر.

  • (سلوکی)

  • عمل به دستورات امام زمان تنها راه رسیدن به حضرت

  • سؤال: راجع به فرج باطنی آقا امام زمان علیه‌السلام و راه رسیدن به مطلوب، توضیحی بفرمایید.

  • جواب: بنده اینها را بارها عرض كردم و گفتم كه راه رسیدن به امام زمان عبارت است از عمل به دستورات ایشان، خیلی ساده، نه كوه كندن می‌خواهد، نه كار شاقّ و خلاف می‌خواهد. اگر آنچه مورد نظر حضرت است را انجام بدهید، به امام زمان علیه‌السّلام می‌رسید و در این مسئله هم شكّی نیست.

  • از خداوند توفیق فهم و عمل به باورها را تقاضا می‌كنیم؛ و ان‌شاءالله كه در این زمینه دست ولایت و امامت، پشتیبان و پشتوانۀ همۀ ما باشد.

  • اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1. . الکافی، ج 1، ص 337؛ كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 512.