11

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

15476
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهسلوک خانواده

مجموعهمبانی سیر و سلوک الی اللَه - طهران

تاریخ 1422/04/12


توضیحات

موضوع:جایگاه سالک الهی وکیفیت نگرش او نسبت به امور 1 تفاوت سالك با ديگران در كيفيت بينش و نگرش به قضايا است كه همه را بايد از خدا ببيند و راضي به قضای او باشد. 2 هر مكتبي كه در تعارض با ارزشهايي فطریت انسان باشد آن مكتب ، مکتبی شيطاني است. 3 تطبيق خواسته‌هاي مرد با مسائل اسلامي در محيط خانواده بر عهدۀ زن است. 4 بهترين راه تمركز حواس توجه به حضور الهي است، محوريت نماز بر احساس حضور پروردگار است. 5 بیان حكايت مسافرت عجيب مرحوم علامه طهرانی با مرحوم انصاري رضوان اللَه عليهما از همدان به طهران. 6 بیان کیفیت علاج حالت اضطراب و عجله در امور. 7 معناي خضوع و خشوع در نماز. 8 راه مبارزه با خيالات باطله در نماز و حضور قلب.

/26
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • اهمیت جایگاه نماز و کیفیت به دست آوردن حضور قلب

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

  • سلوک خانواده ـ طهران ـ جلسه 11

  •  

  • بیانات

  • حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس الله سره

  •  

  •  

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

2
  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • و صلَّى اللَه عَلَى سیّدنا و نبیّنا مُحَمّدٍ و آله الطّاهرین

  • و لعنة الله عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  • بنا دارم كه در جلسۀ امروز در حدّ وسع و مقدار اطلاع خودم به سؤالات مطرح شده در جلسۀ قبل تا مقداری كه وقت اجازه بدهد پاسخ بدهم. یكی از مسائلی كه بسیاری از دوستان به این نكته توجه دارند و تصور می‌شود آن‌چنان‌كه بایدوشاید برداشت صحیح و مناسبی از این مسئله نداشته باشند، كیفیت سلوك راه خدا با توجه به تقدیر و كیفیت امضاء مشیت الهی است. خیلی درخواست دعا و طلب برای رفع گرفتاری و مرض و همچنین دعا برای گشایش امور و سایر مسائلی كه به‌نحوی با زندگی عادی و روزمرۀ ما در ارتباط است از طرف دوستان مطرح می‌شود. به‌نظر می‌رسد من قبلاً راجع به این قضیه عرایضی را خدمت دوستان عرض كرده باشم ولی چون بسیاری از سؤالاتی كه مطرح شده راجع به این قضیه است به‌نظرم آمد که به‌عنوان مقدمه مطالبی را در این زمینه خدمت دوستان عرض کنم و بعد به پاسخ سؤالات مطرح شده بپردازم.

  • سلوك در راستای امضاء و قبول تقدیر و مشیت الهی

  • قضیۀ سلوك و پیمودن راه خدا مسئله‌ای است در راستای امضاء و قبول تقدیر و مشیت الهی نه جدای از آن مسئله. علیٰ‌كلّ‌حال مشیت و تقدیر الهی بر این است كه در این عالم مسائلی به‌وجود می‌آید، حوادثی در این عالم نسبت به هر شخصی انجام می‌گیرد، مرض هست، سلامتی هست، تضییق هست، وسع هست، گرفتاری و رفاه هست، اینها مطالبی است كه در این عالم بسیاری از اینها در اختیار انسان است و بسیاری هم در اختیار انسان نیست و این مطلب برای پیغمبران و ائمه علیهم‌السلام و بزرگان هم بوده است. آنها هم مریض می‌شدند، خوب می‌شدند، گاهی اوقات در شدت بودند، گاهی اوقات در رخاء بودند، گاهی در تضییقاتی مانند حبس و امثال‌ذلك بودند و گاهی به‌نحو آزاد و متعارف بودند، این مسئله همیشه بوده است. حضرت موسی بن جعفر علیهما‌السلام تا چند سال قبل از ایام حبس به‌نحو عادی زندگی می‌كردند. در بعضی از اوقات فشار می‌دیدند و در بعضی از اوقات تحت‌نظر بودند. حضرت سجاد و سیدالشهدا و امام رضا علیهم‌السلام همین‌طور، ائمه علیهم‌السلام حالات مختلفی داشتند، فرزندان و شاگردانشان هم همین‌طور بودند. به‌طوركلی جریان زندگی بر طبق شرایط و حوادثی كه برای انسان انجام می‌شود شكل می‌گیرد. با توجه به این مسئله است كه یك سالك الهی باید راه خودش را انتخاب كند. پس در مسئلۀ سلوك و انتخاب راه، مسئله منحصر به رخاء و آسایش و رفع گرفتاری و از هر جهت برآورده‌شدن حاجات و رسیدن به اُمنیّه و تمنیات و... نیست.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

3
  • فرق سالک با سایر افراد در مواجهۀ با ابتلائات

  • قضیۀ سالک با سایر افراد تفاوتی ندارد، فقط در كیفیت بینش و نگرش انسان با مسئله، قضیه فرق می‌كند و این مسئله به غلط در میان بعضی از افراد رسوخ كرده است كه هر كسی كه وارد سلوك می‌شود حتماً خدا باید برای او گرفتاری بیاورد. این مسئله غلط است به‌ جهت‌ اینكه سالک در مسئلۀ گرفتاری و سایر مسائل دیگر مثل سایر افراد می‌ماند و جریان مشیت و تقدیر الهی از این نقطه‌نظر فرقی ندارد.

  • برای یكی از دوستان حادثه‌ای اتفاق افتاده بود و شخصی به او گفته بود كه این فعلاً اول كار است! من گفتم: شما به بیمارستان مراجعه كن، به جاهایی كه محل این ابتلائات است مراجعه كن و ببین آیا همۀ افرادی كه به آنجا می‌آیند سالك هستند؟! ابتلا هست و برای هر شخصی هم هست. حالا مشیت و تقدیر الهی بر این قرار گرفته است كه این نحوه ابتلا را خدا برای شما تقدیر كند. مسئله این‌طور نیست[که ابتلا فقط مخصوص سالکین راه خدا باشد.] آیا همۀ افرادی كه در تضییقات هستند، سالك هستند؟! نه، بعضی از آنها حتی خدا را هم قبول ندارند. از این نقطه‌نظر، این نگرش صد درصد نگرش باطل و غلطی است.

  • آنچه در مسئلۀ سلوك تفاوت می‌كند فقط نحوۀ نگرش به این مسئله است، یعنی فرق در كیفیت برخورد با قضیه است كه افراد دیگر این حوادث و جریانات را منبعث و منشأ و معلول برای علل ظاهری می‌دانند و برای رفع آنها به‌دنبال علل ظاهری می‌گردند اما یك سالك اینها را به مشیت و تقدیر الهی مربوط می‌كند و درخواست رفع آنها را هم از خداوند می‌كند، البته با توجه به اینكه باز مشیت الهی را بر این مطالب غلبه می‌دهد و هرچه را كه خدا صلاح دانست آن را مدّنظر قرار می‌دهد، این یك نگرش.

  • درمقابل این نگرش، نگرش باطل دیگری وجود دارد و آن اینكه هر كسی كه وارد این راه می‌شود باید همۀ مشكلات او حل شود. هر كسی كه وارد این راه بشود نباید دیگر مرضی در خانواده و بستگان او بیاید، نباید تضییقات و گرفتاری و... باشد. این نگرش هم مانند نگرش اول، نگرش صحیحی نیست، زیرا اگر قرار بر این باشد كه سالك به مجرد سلوك، همۀ گرفتاریهایش برطرف شود پس این تمییز است، این یك نوع ترجیح بلامرجح است، این یك نوع امتیاز است. بین بندگان الهی چه فرقی هست؟! همه یكسان هستند. حالا چون آن شخص اسمش سالك نیست و این شخص اسمش سالك است آیا این دلیل می‌شود بر اینکه مسائل به‌نحو مطلوب پیش برود؟! نه‌خیر، جریان عالم تقدیر و مشیت برای هر كسی یك نوع رقم می‌زند. ولی همان‌طور كه عرض شد نسبت به قضیۀ اول، در اینجا هم نگرش انسان است كه راه انسان را تعیین می‌كند.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

4
  • عبودیت، مهم‌ترین مطلوب انسان

  • انسان باید همه چیز را از خدا بداند. حوادثی كه برای او پیدا می‌شود باید از خدا بداند و صلاح خود را به خدا واگذار كند و غیر از رسیدن به آن مطلوب و غایت كه عبارت است از مرتبۀ عبودیت، نباید نسبت به یك مسئله اصرار داشته باشد. بسیاری از دوستان اظهار می‌دارند كه فرزند یا بعضی از بستگان آنها در راه نیستند، مگر خود ما از اول در راه بودیم؟! عنایت و توفیق الهی شامل حال بنده‌ای از بندگان می‌شود و او را متوجه بعضی از مسائل می‌كند، وانگهی ما از عاقبت كار چه اطلاعی داریم؟! چه‌بسا ممكن است افرادی به‌حسب ظاهر بعضی از مسائل را قبول نداشته باشند اما قلب آنها پاك باشد و در آخر مشمول رحمت و عنایت الهی قرار بگیرند و به‌عكس دیده شده افراد زیادی كه مدعی سلوك و حركت در این راه بودند و به بعضی از مطالب و درجات هم رسیدند ولی آن‌چنان‌كه بایدوشاید به آنچه گفته می‌شد عمل نكردند و در همان زمان‌های سابق یا حتی بعد از آن دچار لغزش‌هایی شدند و به‌طوركلی از مرحله طرد شدند.

  • بنابراین مسئله به موقعیت فعلی افراد برنمی‌گردد، مسئله به جریانی مربوط است كه هر شخصی خواهی‌نخواهی با آن جریان روبرو خواهد شد. انسان باید برای مَآل افراد دعا كند اما اینكه این شخص فعلاً در این مسئله است، این دلیل بر استمرار عدم توفیق این شخص در آینده نخواهد بود، انسان باید به تكلیف عمل كند و برحسب تكلیف با افراد برخورد كند حالا اینکه آیا نتیجه می‌دهد یا نمی‌دهد آن مسئلۀ دیگری است.

  • انحراف جدّی در مکتب مرحوم علامه طهرانی پس از فوت ایشان

  • تجربه‌ای كه برای خود من اتفاق افتاد همین مسئله بود. همۀ دوستان مطلع هستند كه بعد از فوت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ واقعاً مسئله، مسئلۀ مشكلی شد و بعد از گذشت زمانی من احساس كردم آن مسیری را كه مرحوم آقا ترسیم كرده بودند و آن مبانی و مسائلی را كه مطرح كرده بودند، كم‌كم از موقعیت صحیح خودش به راه دیگری می‌رود. كم‌كم دیدیم و احساس کردیم که مطالب علمی و یقینی و عقلی دیگر آن ارزش و بهاء سابق را ندارد! می‌گفتند: كسی كه به عقل و منطق توجه دارد راهی به‌سوی خدا ندارد! كسی كه برمبنای مسائل علمی‌ به مطالب نظر می‌كند از رسیدن به مقام عبودیت محروم است! كسی كه... ! اینها مسائلی بود كه قطعاً باعث انحراف جدّی و اعوجاج قطعی در مكتب مرحوم آقا بود. مكتبی را كه ما از مرحوم آقا سراغ داشتیم و از بزرگان سلف این مسئله برای ما به یادگار و به ارث باقی مانده بود اتكاء بر یقین در هر نقطه و اتكاء بر عقل و منطق بود.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

5
  • نشانه‌های مکاتب شیطانی

  • در همان جلسۀ هفتۀ گذشتۀ عنوان بصری من این مسئله را مطرح كردم كه هر مكتبی در هر كجای دنیا، چه مكتب كمونیسم و الحاد و مادیگری یا مكتب الهی، یهودیت، نصرانیت، اسلام، تشیع یا به معنای نزدیک‌تر وخصوصی‌تر مكتب عرفان و سلوک یا هر مكتب اخلاقی دیگر به هر نحوی از انحاء اگر بخواهد مطرح شود و با ارزش‌هایی كه خداوند در فطرت ما قرار داده است در تعارض باشد آن مكتب، مکتب اهریمنی و شیطانی است! هیچ تفاوتی ندارد که لواداران آن مكتب به صورت ظاهر از افراد عادی باشند یا از افراد روحانی و علما باشند یا مدعی صرف مسائل اخلاقی باشند یا مدعی بعضی از مراتب عرفانی باشند. آنچه برای ما مهم است ارائۀ تئوری‌ای است كه آن مكتب آن تئوری را ارائه می‌دهد. باید ببینیم آن تئوری و اعتقادات و مبانی با داده‌های الهی در فطرت ما منطبق است یا نیست. در مكتبی كه دروغ‌ برای رسیدن به هدف جایز شمرده می‌شود، آن مکتب، مكتب اهریمنی است و نمی‌تواند یك مكتب الهی باشد. در مكتبی كه نفاق در آن مكتب راه دارد، این مکتب نمی‌تواند مكتب امام صادق علیه‌السلام باشد، این مسئله محال است. مكتبی كه سكوت در برابر حق یكی از مبانی آن مكتب شمرده شود، نمی‌تواند یك مكتب الهی باشد. تمام اینها خلاف فطرت و عقل و داده‌های عقلی است.

  • یكی از بزرگترین ایرادهایی كه به من می‌گرفتند این بود كه می‌گفتند: فلانی چون در فلسفه و عقل قوی است لذا این بزرگترین مانع برای رسیدن او به مطلوب است و جالب اینکه حتی برای ما دعا هم می‌كردند! یك هفته پیش از یكی از بستگان شنیدم كه یکی از اقوام در مشهد وقتی که به زیارت امام رضا علیه‌السلام مشرف می‌شود، کنار قبر مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌رود و می‌گوید که خدایا عموی ما را هدایت كن! بنده‌خدا قلبش صاف و پاك است و البته سنی هم ندارد. خب ما هم از خدا می‌خواهیم که هدایت بشویم چون مطلوب ما هم است. ولی نکته در اینجا است كه اگر بخواهد این مسائل خلاف به‌عنوان یك ارزش در آنجا مطرح شود دیگر این مکتب نمی‌تواند مکتب مرحوم آقا باشد.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

6
  • استفادۀ از ضد ارزش برای رسیدن به اهداف و مقاصد، از نشانه‌های مکتب شیطانی

  • من یك وقت با یكی از همین افراد صحبت كردم و گفتم که سؤالی از شما می‌كنم، من‌باب‌مثال اگر من در مورد شخصی که طلبه است بگویم که او مهندس ساختمان است یا پزشك قابلی است و می‌تواند عمل‌های بسیار حساسی را هم انجام بدهد، آیا این گفتۀ من حرام است یا حرام نیست؟! گفت: «بله، حرام است.» گفتم که چطور اطلاق چنین عنوانی با توجه به مفاسدی كه ممکن است به‌بار بیاورد حرام است اما اطلاق تعبیری كه مفاسدش هزارها برابر بیشتر است و می‌تواند فاجعه بیافریند، مانند تعبیر به ولیّ‌خدا یا تعبیر به جانشین مرحوم آقا و امثال‌ذلك، این اطلاق به‌راحتی به‌عنوان یك ارزش تلقی می‌شود و كسانی كه به این مسئله معتقد نباشند باید طرد شوند؟! آن شخص در جواب گفت که باید درمقابل بعضی از افراد كه خلاف نقل می‌كنند بگوییم تااینكه این قضیه مُحكَم و سفت شود!! گفتم که یعنی راه خدا باید با دروغ سفت شود؟! راه خدا باید با دروغ تثبیت شود؟! پس بین ما و دیگران كه می‌گویند که اهداف، وسیله و مقدمه را توجیه می‌كند چه فرقی است؟! ما هم که همان حرف را می‌زنیم! این یك ضد ارزش می‌شود و مكتبی كه این ضد ارزش را به‌عنوان ارزش و یكی از محورهای بقای خودش قرار داده است، این مکتب یک مکتب شیطانی می‌شود و دیگر رحمانی نیست! باید كاملاً نسبت به مسائل دقت كرد.

  • من شخصی بودم که در خود زمان حضرت آقا نسبت به تمام مسائلی كه از جلوی چشم من می‌گذشت دقت و تفحص می‌کردم و به‌دنبال جواب برای سؤال‌های خودم بودم. خیلی وقت پیش، در اوائل انقلاب، ایشان برای شخصی نامه‌ای نوشتند و در آن نامه لفظی را به‌كار بردند. برحسب اتفاق من وارد كتابخانۀ ایشان شدم و دیدم نامه‌ای روی میز است و ایشان نوشتند كه فلان! رفتم پایین به ایشان گفتم که آقا شما چرا در عنوان نامه این لفظ را به‌كار بردید؟! مگر اطلاق این لفظ بر یک شخص عادی صحیح است؟! ایشان فرمودند: «اگر من این لفظ را به‌كار نبرم نامه را به‌دست ایشان نمی‌دهند!» این عین عبارت ایشان بود که من مجبور هستم والاّ نامه را به ایشان نمی‌دهند!! یعنی به‌كار بردن یك لفظ در روز قیامت حساب و كتاب دارد! می‌گویند که شما چرا این لفظ را به‌كار بردید؟! به‌كار بردن این لفظ برای شما و دیگری و دیگری و دیگری، بعد در مجموعه تشكّلی را به‌وجود می‌آورد كه آن تشكّل، تشکّل نامناسبی است! پس باید بیایی و حساب پس‌بدهی! چه برسد به اینكه شخصی مثل مرحوم آقا که اصلاً خودش صاحب یک مكتب است بخواهد این لفظ را به‌کار ببرد! ولی ایشان می‌گوید كه من چاره ندارم از این مطلب و البته بعد هم ایشان در تألیفات خودشان این مطلب را به‌طوركلی رد كردند اما متأسفانه بنا به دلایلی هنوز آن تألیف به‌‌دست افراد نرسیده است.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

7
  • مبانی و پایه‌های محکم و صحیح در مکتب الهی

  • همین مسئله برای خود من بعد از زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به‌وجود آمد. یعنی من احساس كردم كه مطلب به راه دیگری می‌رود. شخص از جای دیگری به طهران می‌آمد و سخنرانی می‌كرد و به‌عنوان یك ایده و عقیده و مبنا مطرح می‌كرد كه در زمان هر ولیّ‌خدایی انسان نمی‌تواند از ولیّ‌خدای قبلی یاد كند چون ممكن است با مشكلات برخورد کند! عجب! چطور در زمان مرحوم آقا همۀ حرف‌های ایشان از مرحوم حداد و مرحوم قاضی و... ـ رضوان الله تعالی علیهم اجمعین ـ بود ولی بعد از مرحوم آقا این دیگر عوض شد؟! قضیه چیست؟! آقاجان من به‌جای اینكه بیایی مشكل را از اصل رفع كنی چرا می‌آیی مشكل را اضافه می‌كنی؟! چرا می‌آیی كارهای دیگران را تخطئه می‌كنی؟! بیا مشكل را درست كن، بیا تعبیر صحیح بیاور، بیا راهت را درست كن دیگر نیاز به این توجیهات هم نداری! اما اگر می‌خواهی آن راه را توجیه كنی مجبور می‌شوی که این مطالب را هم بیان کنی! درست مثل ساختمانی كه از پایه ایراد دارد، یك جا سوراخ می‌شود می‌روند آنجا را گچ می‌كنند، یك جای دیگر سوراخ می‌شود می‌روند آنجا را گچ می‌كنند، پس‌فردا جای دیگر گچ‌ها می‌ریزد ومی‌روند آنجا را هم تعمیر می‌کنند و...! این دیوار از پایه خراب است، باید این دیوار را از اول درست بچینی، یك مرتبه هم گچ می‌كنی تا بیست سی سال دیگر هم نیاز به ترمیم مجدد ندارد. اما وقتی كه پایه اشتباه باشد، مبانی فكری انسان اشتباه باشد برای هر قضیه‌ای كه اتفاق می‌افتد دائماً انسان نیاز به توجیه دارد. ما در زمان مرحوم آقا نیاز به توجیه نداشتیم. كار ایشان خیلی روشن و رك و صاف بود و مسئله نیازی به توجیه نداشت.

  • حریت در بیان مطالب حق و ایستادگی در آن طریق

  • بر این اساس وقتی كه من این مسئله را مشاهده كردم آمدم مسائلی را مطرح کردم و در مقابل این مسائل خلاف ایستادم و جداً هم ایستادم و البته بدون مشكلات هم نبود. شب‌ها بی‌خوابی داشتیم، زخم معدۀ ما عود كرد، خونریزی معده كردم و حتی مسائل و مشكلات داخلی هم برای ما پیش آمد، ما هم خودمان را برای هر مسئله‌ای آماده کرده بودیم. علیٰ‌كلّ‌حال مسئله‌ای است که باید این قضیه جواب داده شود. و سفت ایستادیم و طبعاً مورد اعتراض‌هایی واقع شدیم و كم‌كم مطالب به‌نحو دیگری درآمد، دیگر ارتباط با ما ممنوع شد و ما مطرود و محكوم شدیم! افرادی كه با ما مرتبط بودند، آنها هم محكوم و مطرود شدند! و به‌صورت یك جریان سنتی و یك مبنا درآمد كه هر كسی با فلانی و رفقای فلانی در ارتباط است دیگر با او صحبت نكنید! در مجالس نگاه نمی‌كردند، خانم‌ها پشتشان را به همدیگر می‌كردند و اعتنا نمی‌كردند! مردها اگر در خیابان همدیگر را می‌دیدند سلام نمی‌كردند!

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

8
  • اینها را كه خدمت شما عرض می‌كنم به‌خاطر این است كه خود ما متوجه جریان باشیم و دیگر ما این مسائل را تكرار نكنیم. یعنی باید بدانید كه مكتب الهی و مكتب اولیاء الهی این نبوده و نیست و نخواهد بود! در مكتب الهی هر شخصی آزاد است كه هرچه را كه می‌خواهد انتخاب كند. یكی با این شخص باشد یكی هم با شخص دیگری باشد. مسئله به این نحو است. و خیلی جای تعجب است كسی كه دم از راه الهی و سلوك الهی می‌زند آن‌وقت به مسائلی بیفتد كه ما اینها را حتی از افراد عامی و پایین‌تر [هم نمی‌بینیم!] مسائلی كه ما از گروهك‌ها و سازمان‌های منحرف می‌خواندیم، كارهایی كه اینها با اعضای خودشان می‌كردند، حالا ما بیاییم و ‌چنین مسائلی را كه در حول‌و‌حوش قضایای نفسانی دور می‌زند انجام بدهیم! این کارها واقعاً خیلی برای ما موجب خسران و بدبختی است! طبعاً مسائل به این نحو پیش آمد و ما هم كار خودمان را انجام دادیم تااینكه مأموریت تمام شد و گفتند که دیگر صحبت نكن و دیگر مسئله به این‌مقدار كافی است و ما هم دیگر ساكت شدیم. در همان‌موقع و حتی بعد از آن‌موقع هم می‌دانستیم كه مشیت الهی بر كیفیت دیگری است و جریان به یك نحو دیگری است ولی اگر بتوانیم و خدا توفیق بدهد ما باید تكلیفمان را انجام بدهیم اما اینكه آیا این تكلیف به نتیجه می‌رسد یا نمی‌رسد آن دیگر در اختیار ما نیست.

  • من پریشب به یكی از رفقا و دوستان می‌گفتم: گاهی اوقات من مشكل‌ترین مسائل سلوكی و عرفانی را به بعضی می‌گویم و آنها راحت قبول می‌كنند! البته نه اینكه طوطی‌واری قبول كنند، نه، راحت وجدان و نفسشان می‌گیرد و می‌پذیرد و مسئله را حل می‌كند ولی به بعضی‌ها می‌گوییم دو دوتا می‌گویند: پنج‌تا! یعنی بسیط‌ترین و آسان‌ترین مسئله را نمی‌پذیرند! آخر دو دوتا می‌شود چهارتا دیگر، ولی می‌گویند نه! پنج‌تا! شش‌تا! هفت‌تا! این دیگر حساب دیگری دارد و در دست ما نیست. وقتی مطلب به اینجا رسید ما هم دیگر مطلب را بستیم و دیگر صحبت نكردیم.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

9
  • این جریان گذشت، سه سال و نیم گذشت الآن بعضی از وجدان‌ها بیدار می‌شود، الآن بعضی از حقایق گفته می‌شود، الآن بعضی از مسائل مطرح می‌شود، الآن می‌بینیم بعضی از اعتراف‌ها و اقرارها بیان می‌شود، این هم با خدا است و آن‌هم با خدا بود. امور به‌دست خدا است، نه آن موقع ما كاره‌ای بودیم نه الآن كاره‌ای هستیم و نه بعد كاره‌ای خواهیم بود. وظیفه و تكلیف هرچه باشد باید انجام بدهیم و بعد امور را به خدا بسپاریم. یك جا می‌گویند صحبت كن، یك جا می‌گویند صحبت نكن، یك جا می‌گویند در منزلت بنشین، یك جا می‌گویند از منزلت بیرون بیا.

  • اهل‌بیت علیهم‌السلام بهترین اسوه

  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای ما بهترین اسوه است. حضرت زینب سلام‌الله‌علیها برای ما بهترین اسوه است. یك روز در جلسه، شخصی به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌گفت كه حضرت زینب در جریان عاشورا و بعد از عاشورا صحبت کردند و اینكه می‌گویند زن نباید بیرون بیاید و نباید صحبت كند و نباید در اجتماع بیاید، این خلاف است. مرحوم آقا فرمودند که حضرت زینب شصت سال سنش بود، در یك روایت و تاریخ بیایید بگویید كه در غیر از جریان عاشورا حضرت زینب برای مردها صحبت كرده است! در مدینه، در كوفه، در كجا صحبت كرده‌اند؟! جریان كربلا یك جریان استثنایی بود. در جریان كربلا حضرت زینب در بعضی از مجالس مقنعه هم نداشت! یعنی اولاد پیغمبر در جریان عاشورا به ‌چنین وضعی افتاده بودند! یك جا به امیرالمؤمنین می‌گویند: بیا برای مردم صحبت كن، خطابه كن. وقتی قبول نمی‌كنند می‌گویند که برو در منزلت بنشین. بیست و پنج سال امیرالمؤمنین در منزل می‌نشیند. بعد وقتی عثمان را ازبین می‌برند و مردم می‌فهمند چه اشتباهی كردند دوباره سراغ امیرالمؤمنین می‌آیند. حالا حضرت مأموریت پیدا می‌كنند که از منزل بیرون بیایند. تازه وقتی بیرون می‌آیند مگر می‌گذارند آبِ راحت از گلوی حضرت پایین برود؟! شما خیال می‌كنید این چهار یا پنج سالی كه امیرالمؤمنین به خلافت رسید واقعاً خلافت برای او لذتی داشت مثل سایر جاهایی كه ما می‌بینیم؟! والله و بالله قسم می‌خورم آن لذتی كه امیرالمؤمنین در هنگامی که در منزل می‌نشست و لذت می‌برد، برای او واقعاً لذت بود، یعنی همین لذت ظاهری والاّ امیرالمؤمنین که در هر جا كه باشد او با خدا است و برای او فرقی نمی‌كند ولی از نظر راحتی ظاهری، نشستن در منزل راحت‌تر است یا آمدن در میدان و جنگیدن؟! نشستن در منزل راحت‌تر است یا تیر خوردن و شمشیر خوردن در جبهه؟! كدام راحت‌تر است؟! امیرالمؤمنین که مثل عمر نبود كه بخواهد برای خلافت جان بدهد! او به‌دنبال تكلیف بود، به‌دنبال احقاق حق بود، به‌دنبال اماتۀ ظلم بود، به‌دنبال این بود که ظلم را ازبین ببرد، مكتب امیرالمؤمنین این بود. بنابراین آنچه وظیفۀ ما است عمل به تکلیف است و بس.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

10
  • نقش مهم زن در آرامش محیط خانواده

  • این را خدمت دوستان عرض كردم كه راجع به مسائل یا گرفتاری‌هایی که اتفاق می‌افتد یا بعضی از ناهمگونی‌هایی که ممکن است در داخل محیط خانواده بین بعضی از اعضاء و افراد باشد، باید بر طبق مسیر و تكلیفی كه تعیین شده است عمل کنند. محیط خانواده ‌باید محیط آرامی باشد و زن در این مسئله نقش مهمی دارد. تطبیق خواست‌های مرد در محیط خانواده با مسائل اسلامی یكی از مسائل بسیار مهمی‌ است كه برعهدۀ زن است و زن باید به‌نحو مطلوب این مسائل را در خانواده اجرا کند و اگر نمی‌تواند خب نمی‌تواند و دیگر در این زمینه تکلیفی متوجه او نخواهد بود.

  • اختصاصی بودن مسیر هر فرد برای رسیدن به خدا

  • بسیاری از مخدرات سؤال می‌كنند كه فرض كنید كه برخی از اعضاء خانواده خودشان را با شرایط صحیح وفق نمی‌دهند، خب وفق نمی‌دهند كه نمی‌دهند اشكالی ندارد مگر حتماً همه باید به یك نحو باشند؟! راه خدا كه زور نیست! راه خدا كه تهدید نیست! هر شخصی برای خودش راه خاصی دارد و باید طبق همان راه حركت كند و به مطلوب برسد و هر كسی بین خود و خدا مسیری دارد و ما نمی‌توانیم افراد را بالاجبار به آنچه تشخیص می‌دهیم وادار كنیم. این مطالب به‌عنوان مقدمه بود.

  • پرسش و پاسخ

  • من امروز صبح آن نامه‌هایی را كه در جلسۀ قبل به من دادند مطالعه کردم، سؤال‌های زیادی است که بعضی از آنها شخصی است که بعداً به‌صورت جداگانه پاسخ می‌دهم. اما آنهایی را كه کلی است در حدود وسع و مجال خدمت دوستان عرض می‌كنم.

  • مسئلۀ سلوکی

  • سؤال: بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • سؤال من این است که ‌آیا وقتی كه انسان احساس نزدیكی به خدا می‌كند سودمند است كه این‌طور دعا كند که خدایا الساعة همۀ حجا‌ب‌های بین من و خودت را بردار؟ یااینكه برداشتن حجاب‌ها به مرور است و حتماً باید با تمرینات و ریاضات خاصی كه طبق دستور استاد است انجام بشود و دعا فایده‌ای ندارد؟

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

11
  • جواب: البته خدمت شما عرض كنم كه هر دو لازم است. مسئلۀ حركت و سلوك در راه الهی نیاز به مراقبه دارد، نیاز به دعا دارد، نیاز به عبادت دارد، نیاز به سلوك صحیح دارد طبق همان راهی كه بزرگان ترسیم كردند و بدون این امكان ندارد که كسی به مطلوب برسد. اینکه انسان یك‌شبه از خواب بلند شود و بخواهد همۀ مسائل حل شود، این از محالات است و چنین چیزی در عالم تكوین تحقق پیدا نكرده است. بلكه انسان باید مراقبه داشته باشد و این همه تأكیدی كه بزرگان بر مراقبه دارند بر همین اساس است كه این نفس كم‌كم تغییر پیدا می‌كند، مانند سایر مسائلی كه ما با آنها دست به گریبان هستیم، چطور یك‌شبه همۀ علوم را به ما نمی‌دهند، بلکه باید چهار پنج سال درس بخوانیم تا در یك رشته به مرتبه‌ای برسیم،‌ مسئلۀ حركت نفسانی و برداشتن حجاب‌ها هم به همین كیفیت خواهد بود. البته دعا كردن خیلی خوب است و همان خواست انسان، دعا است. اما خداوند دعا را هم دوست دارد و می‌خواهد بندۀ او دعا كند كه خداوند موانع را بهتر از سر راه او بردارد. این دو با همدیگر تنافی ندارند.

  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: برای این كه تمركز حواس داشته باشیم چه كنیم؟ صبر و حوصله‌ام كم است و عجول هستم، چه كنم؟

  • جواب: تمركز حواس راه‌های مختلفی دارد كه بهترین راه آن البته در مرتبۀ اول، چون بعد مراتب دیگری دارد این است كه انسان متوجه حضور الهی باشد. یكی از دوستان دیشب سؤالی را مطرح می‌كرد و آن این بود که ما به چه نحو نماز بخوانیم؟ آیا به معانی توجه كنیم یا توجه به خدا كنیم؟ و توجه به خدا چطور باید باشد؟ من در آنجایی كه بودم به ایشان عرض كردم که ببینید الآن من وارد منزل شما شدم آیا شما حضور من را در اینجا حس می‌كنید یا نه؟ گفت: بله. گفتم: صرف‌نظر از این مسئله كه آیا من صحبتی می‌كنم یا نه، مسئلۀ اول همین احساس حضور است كه الآن شما احساس می‌كنید من در اینجا هستم. شما با این احساس طبعاً مسائلی را مترتب می‌كنید. طبعاً هر كاری را انجام نمی‌دهید، صدایتان را بلند نمی‌كنید، من‌باب‌مثال با هر لباسی در منزل نمی‌آیید، بالأخره این قضیه شرایطی دارد. این احساس حضوری كه الآن برای شما پیدا شده است، این احساس حضور صرف‌نظر از آن مطالبی است كه مطرح می‌شود، آن مطالبی که مطرح می‌شود به‌جای خود.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

12
  • انسان در حال نماز باید احساس كند كه خدا الآن در این مكان حاضر است. مثلاً زن قبل از نماز به كارهای دیگری می‌پرداخت، به آشپزی می‌پرداخت، به جمع كردن محیط منزل می‌پرداخت، به صحبت كردن با اشخاص دیگر می‌پرداخت، اینها مسائلی است كه دور و جدای از مسئلۀ حضور الهی است. محوریت حركت شخص نمازگزار در نماز باید احساس حضور باشد. باید احساس كند كه الآن من با خدا هستم. حالا این احساسی كه الآن با خدا هستم توأم با یك عباراتی است؛﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ * ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ﴾1 اینها دیگر خواست‌هایی است كه انسان این خواست‌ها را در قالب این عبارات بیان می‌كند ولی مسئلۀ مهم همان احساس حضور است. این یك مسئله است كه تمركز باید بر این اساس باشد كه انسان حضور خداوند را احساس كند. در كناری نشسته و می‌بیند افراد صحبت‌های لاطائلات و بیخود می‌كنند، این شخص باید خودش را جدای از آنها در این مرتبه قرار بدهد و لازم نیست حالا به چیز دیگری هم فكر كند، این مرتبۀ اول برای تمركز است. البته مراتب دیگری هم دارد كه آن مراتب مراتب بعدی است.

  • راجع به عجله هم كه در اینجا تذكر داده شده است باید عرض کنم که این را هم انسان باید بداند كه خیلی از مسائل و جریاناتی كه اتفاق می‌افتد به‌دست ما نیست و ما جزئی از مشیت الهی در عالم خلق و در عالم تكوین هستیم و معلوم نیست هرچه را كه ما بخواهیم به این زودی و به این فوریت به‌دست بیاید. حالا مثال می‌زنم:

  • دیشب که من می‌خواستم از قم به طهران بیایم بعضی از دوستان تماس گرفتند كه به قم بیایند و ما را بیاورند، گفتم که نه، من خودم می‌آیم. بالأخره یكی از این دوستان اصرار كرد و ما قرار گذاشتیم که در ترمینال خدمت ایشان برسیم و ایشان ما را به منزل خودشان ببرد. من طبق قراری كه داشتم به میدان هفتادودوتن قم آمدم و منتظر شدم، ظاهراً مسافر كم بود و ماشین‌ها نمی‌‌آمدند تااینکه اتوبوسی آمد و من سوار آن اتوبوس شدم. اتفاقاً اتوبوسی بود که بسیار کند حرکت می‌کرد و همۀ ماشین‌ها هم از آن سبقت می‌گرفتند و می‌رفتند و بعد هم هر جا که می‌رسید چند نفر پیاده می‌شدند و بعضی هم سوار می‌شدند! من با خودم می‌گفتم الآن اگر آن بنده‌خدا در آن ساعتی كه قرار گذاشتیم بیاید چه می‌شود؟! خب طبق ظاهر ممكن است برای انسان غلق و اضطراب و... پیدا شود كه الآن که آن بنده‌خدا می‌آید چه می‌شود! یك وقت با خودم فكر کردم كه این جریان جریانی است كه در اختیار من نیست و مسئله‌ای است که انجام شده است پس من برای چه غلق و اضطراب داشته باشم؟! طبق مسیر عادی می‌رود و إن‌شاءالله خدا به فكر او هم هست. بعد هم یادم آمد یك قضیۀ جالبی که از مرحوم آقا بود نقل كنم. مرحوم آقای انصاری استاد مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ مبتلا به ناراحتی قلب شده بودند و در آن زمان دوتا دكتر معروف در طهران بودند که یكی دكتر اردشیر نهاوندی بود كه بسیار شخص وارد و حاذقی بود و ظاهراً زرتشتی هم بود و یادم است که مرحوم آقا مادربزرگ ما را كه والدۀ خودشان بود پیش ایشان می‌بردند. یكی هم دكتر ... بود كه نمی‌دانم ایشان الآن حیات دارند یا ندارند. مرحوم آقا به همدان رفته بودند كه مرحوم آقای انصاری را ملاقات كنند و دیدند كه ایشان مبتلا به كسالت قلبی شدند.

    1. . سوره فاتحه (1) آیه 2 و 3.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

13
  • قبل از این جریان یك جریان دیگری را مرحوم آقا نقل می‌كردند که من آن جریان را از باب مقدمه عرض می‌كنم و بعد هم این جریان بعدی را نقل می‌کنم.

  • می‌فرمودند که ما یك شب می‌خواستیم از همدان به اتفاق یكی از دوستان به طهران بیاییم، ایشان مهندس تناوش داماد مرحوم آقای انصاری بود که به رحمت خدا رفته است، از دوستان بسیار صمیمی‌مرحوم آقا بود كه در اواخر عمر، ارتباطشان كم شده بود. مرحوم مهندس تناوش مرد بسیار خوبی بود، اهل مراقبه بود، اهل تهجد بود و حالاتی هم داشت. مرحوم آقا می‌فرمودند كه به اتفاق ایشان آمدیم و یکی از همین ماشین‌های كرایه‌ای را سوار شدیم كه به طهران بیاییم. شب بود و جاده‌های آن موقع همدان هم خیلی نامناسب بود که من هم دیده بودم اصلاً یک‌مقداری از آن خاکی بود. مرحوم آقا می‌فرمودند که دیدیم این راننده خیلی تند می‌رود و هرچه هم به او تذكر دادیم که ای رفیقمان، دوستمان چرا این‌طور[تند می‌روی؟!] مگر از جانت سیر شدی؟! به حرف ما توجهی نمی‌کرد و كار خودش را می‌كرد! من به رفیقم گفتم که آقا بیخود اصرار نكن بیا ما اشهدمان را بخوانیم هرچه شد، شد! كار از دست ما خارج است! ایشان‌ می‌فرمودند كه در یك حالت بین موت و حیات، این راننده ما را سه‌ساعته از همدان به طهران آورد! ایشان می‌فرمودند که ما این سفر را داشتیم.

  • و اما در سفر دوم كه مرحوم آقای انصاری به ناراحتی قلبی مبتلا شده بودند، مرحوم آقا می‌فرمودند که من سریع آمدم گاراژ كه یك ماشین بگیرم و زود به طهران بیایم که دكتر ... را برای ایشان به همدان بیاورم، چون ایشان حالشان مساعد نبود و نمی‌توانستند به طهران بیایند. آمدم دیدم یك ماشین كرایه‌ای است و مسافر هم سوار کرده و یكی دوتا مسافر كم دارد، ما سوار شدیم و بالأخره حركت كرد. وقتی راننده آمد و حرکت کردیم دیدیم عجب! این آقای راننده تریاكی تشریف دارد و این ماشین به این‌طرف و آن‌طرف می‌رود! مقداری که جلو آمدیم لاستیكش پنجر شد! شروع كردیم لاستیك را درست كردن، ما هم كمك كردیم كه زودتر راه بیفتد! مقداری از راه را که رفتیم، كنار یك قهوه‌خانه نگه‌داشت و گفت من خسته هستم چون دیشب نخوابیدم و الآن می‌خواهم یکی‌دو ساعتی را بخوابم! گفتیم: آقاجان این چه وضعی است؟! گفت: همین است! می‌خواهی بخواه اگر هم نمی‌خواهی یكی دیگر ماشین را ببرد! مرحوم آقا فرمودند که دو ساعت پیاده شدیم و ایشان قشنگ رفت حالا هر کاری که کرد نمی‌دانیم! یكی‌دو ساعت هم این‌طور وقت گذشت! خلاصه سی ساعت از همدان تا طهران طول كشید! دیگر شما ببینید به سر ایشان چه آمد؟! من روحیۀ مرحوم پدرمان را یادم هست، ایشان خیلی نگران بود و می‌خواست کار انجام شود. می‌فرمودند که وقتی رسیدیم که دیگر كار تمام شده بود! یعنی وقتی دکتر ... را بردیم دیگر مسئله داشت تمام می‌شد و نصفه‌روزی دیگر بیشتر ایشان حیات نداشتند و به رحمت خدا رفتند.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

14
  • این كار دست خدا است، حالا ایشان استادش است، خب باشد. ایشان هم شاگرد كذایی است، خب باشد ولی وقتی قرار است که جریان و تقدیر به یك نحو دیگری باشد دیگر نه کاری از استاد برمی‌آید و نه از شاگرد و همه باید تسلیم باشند. لذا حوصلگی و بی‌حوصلگی باید در اینجا موقعیت خودش را بیابد و ما باید بدانیم كارها باید به‌نحو مطلوب انجام شود و ما بگذاریم طبق مسیر عادی باشد.

  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: می‌دانیم انجام واجبات مخصوصاً خواندن نمازهای واجب، اولین قدم در راه سیر و سلوك است، چه كنیم كه بتوانیم با خلوص بیشتری نماز بخوانیم و حضور ذهن بیشتری داشته باشیم؟ در قرآن كریم سفارش شده است كه نماز را با خضوع و خشوع بخوانید منظور از خضوع و خشوع چیست و چطور می‌توانیم آن را به‌دست بیاوریم؟

  • جواب: منظور از خضوع و خشوع همین كیفیتی است كه خود ما در قبال با سایر جریانات می‌توانیم داشته باشیم. اگر شخص بزرگی با ما مواجه می‌شود ما چطور در مقابل او احساس تواضع می‌كنیم و ذهن خود را از جاهای دیگر قطع می‌كنیم و کاملاً متوجه او می‌شویم، الآن من با شما صحبت می‌كنم و شما لطف و بزرگواری می‌كنید و به عرایض ما توجه می‌كنید، باید همین مسئله به‌نحو بیشتر و مؤكدتر در ارتباط با خدا باشد. منتها چون در اینجا مسئله، مسئلۀ ظاهر است و شما مرا مشاهده می‌كنید و صحبت‌های مرا به‌حسب ظاهر می‌شنوید طبعاً نفس به‌جای دیگر گرایشی ندارد اما در مسئلۀ ارتباط با خدا چون مطلب، مطلب غیبی است در اینجا نفس خیلی زود می‌تواند به این‌طرف و آن‌طرف تمایل پیدا كند، اینجاست كه انسان باید مراقب باشد و نگذارد كه نفس به این‌طرف و آن‌طرف برود.

  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: لطفاً راه مبارزه با خیالات باطله و عدم حضور در نماز را بیان بفرمایید؟

  • جواب: راه همین است كه الآن خدمت شما عرض كردم. راه مبارزه این است كه قبل از نماز قدری استراحت كند و چند دقیقه‌ای بنشیند نه‌اینكه تا وارد منزل می‌شود یا وقتی دست از كاری می‌کشد بیاید وضو بگیرد و نماز بخواند. بلکه چند دقیقه در سجاده بنشیند، مكان باید مكان آرامی باشد، خلوت باشد، سروصدا نباشد، بعد از دو یا سه دقیقه كه آن آرامش خودش را به‌دست آورد، آن‌موقع بلند شود و نماز بخواند. اگر چند آیۀ قرآن کریم قبل از نماز بخواند خوب است و تأثیر دارد، این راه به این كیفیت است. البته خود مقاومت انسان در برابر خیالات هم خیلی مهم است كه انسان نگذارد خیالات بیاید و این مسئله بعدها خیلی به‌درد می‌خورد. یعنی اگر انسان با مقاومت و تمرین، خیالات را از خودش دفع كند این مسئله بعدها برای او خیلی راهگشا است والاّ ممكن است بعدها برای او مشكلاتی را به‌وجود بیاورد.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

15
  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: در حفظ قرآن اگر بعداً مداومت نشود آیا برای شخص دچار اشكال می‌كند؟

  • جواب: نه‌خیر، دچار اشكال نمی‌كند و بهتر است كه انسان حفظ کردن را ادامه بدهد و اگر هم به‌واسطۀ مسائلی ادامه نداد مسئله‌ای را به‌وجود نمی‌آورد.

  • مسئلۀ احکام

  • سؤال: نماز مغرب را به جماعت خواندن ولی با کمی تأخیر افضل‌تر است یا اینکه در منزل با نافله خوانده شود؟

  • جواب: البته افضل‌تر غلط است چون خود افضل به معنای تفضیل است و این «تر» در اینجا زیادی است. البته نماز جماعت بهتر و افضل است ولو اینكه قدری هم دیرتر باشد و بدون نافله، مگر اینكه برای انسان مشكلاتی باشد و انسان نتواند در نماز جماعت شرکت کند و یا حالش اقتضا نكند، آن‌وقت اگر نماز را در منزل بخواند بهتر است.

  • سؤال: آیا انسان می‌تواند با نماز عصری که در جماعت خوانده می‌شود قضای نماز ظهری را بخواند و نماز عصر را در وقت خودش فرادا در منزل بخواند؟

  • جواب: اشكالی ندارد.

  • سؤال: آیا می‌توان در مورد برآورده شدن حاجات نذر كرد؟ و چه نذری باشد بهتر است؟

  • جواب: نذر كردن اشكالی ندارد. ولی من از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ شنیدم كه می‌فرمودند: «بهتر است سالك نذر نكند و امور خودش را به خدا بسپارد.»

  • هر نذری كه مورد رضای خدا است، اطعام به فقرا و رسیدگی به بعضی از حوائج مسلمین بهتر است ولی علیٰ‌كل‌ّحال انسان بهتر است كه نذر نكند و در عین‌حال این كارها را هم انجام بدهد.

  • مسئلۀ اعتقادی

  • سؤال: آیا عهدی كه ما در عالم ذر با ائمه علیهم‌السلام بسته‌ایم با اولیای خدا هم بسته‌ایم؟ و چرا با بعضی از ائمه علیهم‌السلام بیشتر انس داریم؟ و این انس در عالم ذر چگونه بوده است؟ و آیا سیر ما در دنیا مربوط به این انس می‌شود یا خیر؟

  • جواب: عهد در عالم ذر با ائمه به‌عنوان واسطه‌های برای نزول اسماء كلیه و صفات كلیۀ الهی است و به‌عنوان اطاعت و سرسپردگی به آنها است. اولیاء خدا هم مشمول همین قضیه هستند و خود اولیاء خدا هم در عالم ذر با ائمه از این نقطه‌نظر فرقی نمی‌كنند.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

16
  • و اینكه انسان با بعضی از ائمه انس بیشتری دارد به‌واسطۀ بعضی از خصوصیاتی است كه در انسان وجود دارد و با بعضی از احوال و حالاتی است كه برای انسان است و این معلوم نیست كه دوام داشته باشد، ممكن است در بعضی از مراحل این مسئله تغییر پیدا كند. چطور اینكه من از خیلی از دوستان كه موفق به زیارت عتبات می‌شوند شنیدم که بعضی از آنها می‌گویند که نجف و حرم حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای ما خیلی خوب بود و بعضی‌ها می‌گویند که كربلا برای ما خیلی جاذب بود یا بعضی‌ها سامرا را ترجیح می‌دهند. علیٰ‌كلّ‌حال اینها به خصوصیت حال خود آن شخص برمی‌گردد اما همۀ ائمه یكسان هستند گرچه ظهورات آنها تفاوت می‌كند اما از نقطه‌نظر واسطه بودن مقام ولایت، همۀ آنها در یك سطح قرار دارند و هیچ تفاوتی از این نقطه‌نظر ندارند. چه‌بسا آن كسی كه از نقطه‌نظر حال، زیارت سیدالشهدا علیه‌السلام را بر سایر ائمه علیهم‌السلام ترجیح می‌دهد بعداً برگردد و فرض كنید كه زیارت امام حسن عسکری یا امام علی النقی علیهما‌السلام را ترجیح بدهد. این بستگی به حال خود شخص دارد و این در حال تغییر و تبدل است.

  • مسئلۀ اجتماعی

  • سؤال: آیا خوا‌‌ب‌ها و حالات خود را می‌توانیم برای شما بنویسیم یا باید با دیگران در تماس باشیم؟

  • جواب: فرقی نمی‌كند و مسئله تفاوتی ندارد.

  • سؤال: لطفاً نظر خود را در مورد كار كردن خانم‌ها در بیرون از خانه، البته در مکان‌هایی كه مختص زن‌ها است بیان بفرمایید.

  • جواب: درصورتی‌كه كار، كار مفید باشد و با شرایط شرعی هم توأم باشد و اگر شخص، شوهر داشته باشد شوهر او هم رضایت داشته باشد، كار كردن اشكالی ندارد. در این خصوص، خود آن شخص و حالاتش بهترین معیار است كه آیا این كار موجب ضرر نفسانی او می‌شود یا نمی‌شود.

  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: لطفاً در حدود اهواء نفسانی و تخیلات شیطانی كه ما باید قبل از جلسه آنها را كنار بگذاریم توضیح بدهید. و جدیداً كه جلسات در وسط هفته تشكیل می‌شود ممكن است بعد از جلسه در طول روز فعالیت‌هایی در بیرون منزل داشته باشیم پس چگونه آن مراقبه را كه شما در جلسات پیش بیان کردید رعایت كنیم تا این اثر در ما ثابت بشود؟

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

17
  • جواب: در خصوص جلسه عرض كردم که باید شرایط رعایت شود، حالِ انسان حالِ مناسبی باشد، اگر حالش آشفته است در جلسات شركت نكند چون به دیگران ضرر می‌رساند. مسئلۀ جلسات، مسئله ظروف مرتبطه است كه هر كدام روی دیگری اثر و تأثر دارند و این خصوصیات باید رعایت شود. اما اینكه حالا در چه روزی باشد و بیرون منزل كار انجام می‌شود، آن دیگر وظیفۀ بنده نیست كه آن جلسه را تعیین كنم یااینكه راجع به كار و یا کلاسی اگر هست صحبت كنم. خصوصیات همینی است كه خدمت شما عرض کردم. در زمان مرحوم آقا مطلب همین‌طور بوده است. تذكرات ایشان نسبت به افرادی كه در جلسه شركت می‌كردند به این كیفیت بوده است كه بهتر است آن حال را در آن روز نگه دارند و تا حدود امكان مراقبت داشته باشند. اما اگر بعضی از مسائل طارعه كه به‌وجود می‌آید، یعنی خلاف انتظار، آن یك مطلب دیگری است. در هرصورت اختیار انتخاب با خود افراد هست و در این‌گونه زمینه، بهتر است كه خود افراد تصمیم بگیرند.

  • مسئلۀ سلوکی

  • سؤال: چرا عده‌ای از افراد كه وارد سلوك می‌شوند چه در این زمان و چه در زمان گذشته، پس از طی مراحلی از استاد طریق دوری گرفته و حتی نسبت به ولیّ‌الله بودن استاد شك می‌كنند؟

  • جواب: شخص ممكن است كه در ابتدای قضیه، برداشتی از سلوك داشته باشد و با توقعاتی آمده باشد و هنوز تصورات او تصورات تثبیت شده‌ای نباشد ولی بعد وقتی كه می‌آید با یك مطالب دیگری مواجه می‌شود. همان‌طور كه در ابتدا عرض كردم ممكن است تصورات بعضی از افراد این باشد كه سلوك راهی است كه دائماً توأم با خوشبختی، خوشوقتی، سرور و بهجت، بدون گرفتاری و... است، اما وقتی كه می‌آیند متوجه می‌شوند كه ممكن است این مطالب با سایر مسائل در جای دیگر تفاوتی نكند و آن توقع اولی از آنها سلب می‌شود، یااینكه برای رسیدن به بعضی از اهدافی می‌آیند و آن اهداف را محقق نمی‌بینند و زده می‌شوند. علیٰ‌كلّ‌حال عالم، عالم امتحان و تجربه است و ما باید واقعاً از خدا بخواهیم كه خدا عاقبت ما را ختم به خیر كند. در ابتدای مسئله ممكن است كه مطلب صورت دیگری داشته باشد. طلحه و زبیر از افرادی بودند كه در جنگ‌ها در كنار پیغمبر بودند ولی عاقبت كار را دیدید كه چه شد و در مقابل امیرالمؤمنین علیه‌السلام شمشیر كشیدند و آن مسائل را به‌وجود آوردند!! اینجا جای همان كلام مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ است كه می‌فرموند: «سالك در هر لحظه باید توجه كند كه آن لحظه برای او یك امتحان است.» نه‌اینكه امتحانات حتماً باید امتحانات خاص و در وقت خاصی باشند و در تخیل انسان این باشد كه قضیه‌ای انجام می‌شود. هر لحظه برای ما یک امتحان است، هر حرکت، سكون، تخیل و مطلبی كه برای انسان حاصل می‌شود یك امتحان است و یك عبور.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

18
  • چند روز پیش یكی از دوستان به منزل آمد و گفت که من مطلبی را دیدم ـ ظاهراً مكاشفه‌ای بوده است ـ كه فلان شخص به‌سمت مكه می‌رود، در کنار یمن یك‌مرتبه ملائكه او را نگه می‌دارند و به‌سمت وادی برهوت یمن می‌برند این قضیه چیست؟! من گفتم که إن‌شاءالله خیر است و مطلب مهمی نیست. من آن شخص را می‌شناسم و اطلاع داشتم كه كار خلافی كرده بود، درحالی‌كه اصلاً بین این دو نفر به هیچ‌وجه ارتباطی نبود و حتی سالی یك مرتبه هم همدیگر را نمی‌دیدند. بعد من آن شخص را صدا كردم و گفتم که ببین آقاجان راه خدا شوخی نیست. در روایت داریم: «تمام ارواح مؤمنین در وادی‌السلام نجف هستند و تمام ارواح كفار و افراد مكدر و دارای ظلمت در برهوت یمن هستند!»1 این واقعیتی است كه ائمه علیهم‌السلام بیان كردند. شما كه آن خلاف را انجام می‌دهی، فلان‌ شخص كه هیچ ارتباطی هم با شما ندارد شما را می‌بیند که در برهوت یمن گرفتار شده‌ای!

  • التفات كردید که مسئله و مطلب یقیناً عین واقع است و یك سر سوزن تفاوت نمی‌كند. اینكه این شخص دیده این فرد به‌سمت مكه می‌رود منظور همین سیر و سلوك او است كه به‌سمت كعبه می‌رود، آن كار خلاف را که انجام داد یك‌دفعه ملائكه او را نگه داشتند و او را به برهوت آوردند، اگر توبه كند خارج می‌شود و دوباره به راه ادامه می‌دهد، كار خلاف بكند دوباره به برهوت می‌آید!

  • این عالم، عالم تكوین است و هر لحظه برای ما یك امتحان است، هر لحظه برای ما یك حركت و یك وقوف و یك سكون است. پس ما باید متوجه این مطلب باشیم كه مسائلی را كه انجام می‌دهیم سرسری نیست، انسان را نگه می‌دارند و جایگاه ما هم مشخص است یا به این سمت یا در جایی دیگر.

  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: سؤال حقیر این است كه همسرم تمام مسائلی را كه در مورد سلوك است قبول می‌كند فقط در مورد حرام بودن موسیقی نمی‌توانم او را قانع كنم اگر ممكن است شما علت را بفرمایید.

    1. . الکافی، ج 3، ص 246 و 243.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

19
  • جواب: این سؤالی است كه خیلی از افراد این سؤال را پرسیده‌اند و من بالاجمال جوابش را عرض می‌كنم. اگر قرار باشد که ما احكام را تقسیم كنیم دو قسمت آن به مسائل دنیا برمی‌گردد و نودوهشت قسمت آن به باطن برمی‌گردد. نسبت به مسائل ظاهر، احکام مشخص است مثل مسائل معاملات و حتی خیلی از قضایایی كه ما از باطن آنها اطلاع نداریم. مسئلۀ موسیقی صرف‌نظر از عوارضی كه دارد و بیان شده نسبت به روح و نفس و... هم تأثیر دارد، یكی از عوارضی كه دارد این است كه روح را از حركت بازمی‌دارد یعنی آن نفس كه باید به‌واسطۀ ترقی، خود را به تجرد برساند، این موسیقی او را در یك محدوده حبس می‌کند و نگه می‌دارد و این مطلب مربوط به قضیۀ باطنی آن است و همان‌طوری‌كه خدمت شما عرض كردم مهم‌ترین بخش از احكام ما مربوط به مسائل نفس است كه مسائل نفس در حیطۀ تصور ما نمی‌گنجد. طبعاً كسی كه به راه و خدا اعتقاد دارد باید این مطالب را هم بپذیرد. البته نپذیرفتن هنر نیست هر كسی نمی‌پذیرد، پذیرفتن هنر است. اگر شخصی خدا را قبول دارد و ائمه علیهم‌السلام را قبول دارد و دستورات آنها را هم قبول دارد باید نسبت به این مسائل که بسیاری از این مسائل هم برای ما مجهول است متعبد باشد.

  • حالا سؤال ما از ایشان این است كه به چه دلیل نماز صبح دو ركعت است؟! آیا شما نماز می‌خوانید یا نمی‌خوانید؟! درحالی‌كه حال انسان در نماز صبح خیلی بهتر از ظهر است، ظهر انسان خسته است و باید دو ركعت در ظهر باشد و چهار ركعت در صبح باشد. اینها مسائلی نیست كه ما آنها را ادراك كنیم، اینها عللی دارد كه علل باطنی است. بله اگر كسی این مطالب را تأمل كرد و تعبد كرد به علل آن‌هم خواهد رسید.

  • مسئلۀ‌ سلوکی

  • سؤال: روز سه‌شنبه مجلس ذكر ما است و شما فرمودید كه بعد از مجلس ذكر از خانه بیرون نیایید و با كسی صحبت نكنید و شب‌ها زود بخوابید ولی ما بعدازظهر کلاس زهرا شناسی داریم و به آنجا می‌رویم، باید چه كار كنیم به كلاس زهرا شناسی برویم یا نه؟ و آیا می‌شود روزِ كلاس را عوض كنیم؟

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

20
  • جواب: علیٰ‌كلّ‌حال مطلب همان‌طوری است كه من خدمت شما عرض كردم، كلاس با بقیۀ كارها فرقی نمی‌كند و آن حضورِ لازم در جلسه را می‌گیرد.

  • مسئلۀ عرفانی

  • سؤال: با توجه به اینکه از انبیای سلف تنها حضرت ابراهیم علیه‌السلام به مقام فنا و بقای بالله رسیده است پس چطور در قرآن حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام را از مخلَصین یاد كرده است درصورتی كه مخلَصین آنهایی هستند كه به مقام فنای ذات رسیدند؟

  • جواب: البته مخلَصین به مقام فنای ذاتی نرسیدند بلكه به مقام فنای در اسماء رسیدند و مسئلۀ فنای ذاتی با مسئلۀ فنای در اسماء تفاوت می‌كند. فنای ذاتی عبارت از این است كه انسان حتی خودیت خود را دیگر نبیند. اما مسئلۀ فنای در اسم و صفت این است كه اوصاف یا آن تعیناتی را که در خود می‌بیند، آن تعینات را فانی در تعین الهی ببیند. مسئلۀ فنای ذاتی با اخلاص تفاوت دارد.

  • مسئلۀ اعتقادی

  • سؤال: لطفاً نحوۀ ارتباط شیطان با نفس انسان را بفرمایید. سؤال دیگر این است كه با توجه به اینكه تمام انبیا، شیطان را می‌شناسند و می‌دانند كه دشمن انسان است پس چرا حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام از او فریب خورد گرچه قسم هم بخورد.

  • جواب: البته حضرت آدم موقعی که فریب شیطان را خورد پیغمبر نبود و بعد به مقام پیغمبری رسید. حضرت آدم مانند یكی از افراد عادی بود. حضرت آدم به‌عنوان سمبل است یعنی آن بلایی كه سر حضرت آدم درآمد سر ما هم درآمده است والاّ ما در اینجا در خدمت شما نبودیم. گفت:

  • پدرم روضۀ رضوان به دو گندم بفروخت‌***ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم1‌
  • آن شعر دیگر خواجه كه می‌فرماید:

  • من ملك بودم و فردوس برین جایم بود***آدم آورد در این دیر خراب آبادم2
  • حضرت آدم كار خوبی كرد، اگر این كار را نمی‌كرد ما دیگر در اینجا نبودیم. و این همه بركات به واسطۀ آمدن در این دنیا و تربیت در این دنیا است. علیٰ‌كلّ‌حال قضیۀ حضرت آدم و شیطان در زمانی بوده که حضرت آدم به مقام پیغمبری نرسیده بوده است و به‌عنوان یك فرد عادی بود و ایشان هم در بهشت بود و تعلق به عالم خاک و به بدن مادی پیدا نكرده بود و این دارای اسراری است كه الآن مجال صحبت آن نیست.

    1. . دیوان حافظ، غزل340.
    2. . دیوان حافظ، غزل317.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

21
  • مسئلۀ دیگر ارتباط شیطان با نفس است، شیطان عبارت است از تعلّق به دنیا، یعنی موجودی است كه این موجود در قبال ملائكه است که برای انسان روح و ریحان و بهجت و سرور را می‌آورند، شما وقتی كه نماز می‌خوانید در نماز برای شما حالت بهجت پیدا می‌شود، حالت رقت پیدا می‌شود، خودتان را با قبل از نماز، مختلف می‌بینید. این به‌واسطۀ ارتباط ملائكه با شما است، یعنی روح آن ملك با روح ملكوتی شما یكی شده است، از اثرات روح آن ملك به روح ملكوتی تزریق شده است و انسان حالت بهجت و انبساط را در خود می‌بیند.

  • اما مسئلۀ شیطان درست عكس این عمل می‌كند، یعنی وقتی كه انسان در جای نامناسبی برود، در مكان خلافی قدم بگذارد یا عمل خلافی انجام بدهد یا نیت خلافی بكند، روح شیطان كه روح تعلق به دنیا است با روح برزخی و ملكوتی ما یكی می‌شود و از ارتباط بین روح شیطان و این روح ملكوتی و روح برزخی ما، این حالت كدورت و ظلمت به‌وجود می‌آید.

  • پس در هر جا كه احساس كدورت برای انسان پیدا شد باید انسان بداند كه روح شیطان با او تلاقی پیدا كرده است. در هر جا كه احساس انبساط و بهجت و توجه به پروردگار برای انسان پیدا شد انسان باید بداند كه روح ملك با او تلاقی پیدا كرده است.

  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: مرز بین گناه و اشتباه در چیست؟ و اینكه تشخیص گناه چگونه است؟ مثلاً بعضی از مسائل گناه بودنشان به وضوح پیدا است و برخی موارد و اَعمال را نمی‌توان تشخیص داد، در این مورد توضیح بفرمایید.

  • جواب: گناه در دو جنبه تحقق پیدا می‌كند، البته آن مسئلۀ مهم در مورد گناه عبارت است از نیتِ انسان كه انسان نیتِ عناد و تمرد داشته باشد گرچه عمل صحیحی را هم انجام بدهد. اگر در نیت انسان تمرّد باشد ولی اتفاقاً عمل او عمل خوب باشد این برای او گناه محسوب می‌شود. اصل گناه بر اساس تمرّد و عناد است و این مسئله، مسئلۀ مهمی است. اگر شخصی نیت تمرد و عناد نداشته باشد و خیال كند كار، كار خوبی است و انجام بدهد گرچه گناه باشد برای او گناه نیست و برای او گناه نمی‌نویسند.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

22
  • اشتباه این است كه انسان تشخیص خلاف بدهد، یعنی عملی را خیال می‌كند که عمل صحیحی است درصورتی‌که خلاف است و بعد انجام می‌دهد. این مهم نیست. و در این واسطه باید انسان آن مطلب را بسنجد، در مواردی كه برای او شبهه پیدا می‌شود مطلب را بسنجد. و در نیت او این باشد كه برای این مسئله قصد قربت داشته باشد و خدا هم او را هدایت می‌كند. پس مرز بین گناه و اشتباه را ما در نیت شخص نسبت به این عمل می‌دانیم؛ اگر نیت او نیت عناد و تمرد و مخالفت باشد این عمل او گناه است گرچه کار او برحسب ظاهر کار پسندیده‌ای باشد. و اشتباه این‌طور نیست.

  • مسئلۀ عرفانی

  • سؤال: مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در تفسیرشان در مورد ﴿وَأَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا كُنتُمۡ تَكۡتُمُونَ﴾1 فرمودند که كفر شیطان مکتوم بوده و بعد خدا آن را آشكار كرده است. مگر می‌شود شیطان یا هر بندۀ دیگری در دل و نیتش كفر باشد و بتواند به عالم قرب و قدس راه پیدا كند و در ردیف ملائكه باشد؟2

  • جواب: سؤال بسیار خوبی است. مسئله به‌خصوص خود نیت انسان برمی‌گردد و اینكه شیطان در میان ملائكه بوده است به وضعیت ظاهری او برمی‌گردد، انسان دارای مراتبی است، مرتبۀ ظاهر و مرتبۀ باطن و همین‌طور باطن و باطن. ممكن است این در مراتب باطن دارای یك نوع كفر باشد، یك نوع عناد باشد ولی در مرتبۀ ظاهر نه، حال او حال مناسبی باشد و از ظاهر حال او كسی تشخیص ندهد. البته اهل فن حال خلاف را از غیر حال خلاف تشخیص می‌دهند.

  • یكی از بستگان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ كه او هم به رحمت خدا رفته است خدمت مرحوم آقا آمده بود و بعد از چند هفته آمد و رفت، بالأخره در جریانی آمد و مرحوم آقا فرمودند كه حالا شما واقعاً آمدی؟! او گریه می‌كرد و قسم می‌خورد كه به جان شما كذا و كذا! ایشان بعد به من فرمودند كه من همان موقع به او گفتم كه من بعید می‌دانم كه شما الآن هم درست آمده باشید! و همین‌طور هم شد. بعد از گذشت زمانی درحالی‌كه همه به حال او غبطه می‌خوردند و او كارهای غیر عادی انجام می‌داد و دیگران می‌گفتند که ای كاش حال ما مثل حال او بود و امثال‌ذلك، دچار بعضی از امتحانات شد و زمینه را خالی كرد و نتوانست دوام بیاورد.

    1. . سوره بقره (2) آیه 33. امام شناسی، ج 11، ص 150:
      «و می‌دانم آنچه را که شما ظاهر می‌کنید و آنچه را که شما پنهان می‌داشتید.»
    2. . تفسیر المیزان، ج 1، ص 103.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

23
  • مسئلۀ شیطان هم از همین باب است، هنوز به مرتبۀ باطن كه به خود نفس او قضیه می‌خورد برخورد نكرده بود. هنوز امری را كه خداوند به او بكند و او را ملزم كند كه خود را در مقابل آدم خاضع و خاشع كند، هنوز این امر نیامده بود. آن مسائلی كه دقیقاً به خود انسان برخورد کند هنوز این مسائل پیدا نشده بود. ما باید از خدا بخواهیم كه در ‌چنین امتحاناتی ما را نگه دارد چون در بسیاری از موارد ممکن است انسان عبور کند اما در بعضی از جاها كه مسئله دقیق می‌شود و دیگر با خودیت انسان ارتباط پیدا می‌كند، انسان ممكن است در آنجا لنگ بزند و قضیۀ شیطان هم همین‌طور است.

  • مسئلۀ عرفانی

  • سؤال: آیا این درست است كه می‌گویند: فلانی ره صد ساله را یك‌شبه طی كرد؟ و اگر درست است چطور می‌شود و آیا این مسئله به‌دست انسان است؟

  • جواب: البته ره صد ساله را به یك شب پیمودن، این مربوط به بعضی از مسائلی است كه به اراده و مشیت الهی برمی‌گردد و در همه این‌طور نیست و این دلیل بر كمال هم نیست. آنچه مهم است این است كه انسان خود را به خدا تفویض كند. اگر یك شخص ره صد ساله را در یک‌شب می‌پیماید ممكن است در یك شب هم تمام ره صد ساله را پس بدهد! یعنی مسئله در اینجا هیچ تضمینی برنمی‌دارد و اتفاقاً در اینجا خطر خیلی زیاد است و افرادی كه در چنین خصوصیاتی قرار دارند باید بیشتر توجه و مراقبه داشته باشند. برای سالك مهم این است كه تسلیم ارادۀ پروردگار باشد چه حالا ره صد ساله را یك شبه بپیماید یا ره یك شبه را در صد سال بپیماید. در آن عالم مشیت الهی و راه خدا، دوری و قرب مكانی و قرب زمانی راه ندارد. آنچه مهم است این است كه انسان با خدای خود در خلوصِ خلوت باشد، این مسئله مهم است، دیگر رفتن و آمدن و ماندن و توقف و...، اینها مسائلی است كه تمام اینها جدای از راه تلقی می‌شود.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

24
  • مسئلۀ اعتقادی

  • سؤال: چطور می‌شود غیبت امام با حضور امام یكی باشد درحالی‌كه به‌عنوان نمونه اگر امام صادق علیه‌السلام حضور نداشتند عنوان بصری چطور می‌توانست این دستور سلوكی مفید را از ایشان بگیرد و سلوک کند؟ آیا در زمان غیبت امام زمان علیه‌السلام حتماً همۀ افرادی كه می‌خواهند سلوك كنند باید دستشان به ولیّ‌خدا برسد تا بتوانند دستور بگیرند و سلوك كنند؟

  • جواب: در مورد سؤال اول، غیبت امام زمان با حضور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف برای سالكین راه خدا یكی است. البته برای عموم مردم تفاوت دارد. و قطعاً زمان حضور كه زمان بسط عدالت كلی است و زمانی است که اطمینان کلی و عدالت کلی در جامعه برای همۀ افراد فراهم می‌شود، طبعاً این زمان حضور با زمان غیبت فرق می‌کند. چون در زمان غیبت امام زمان ارواحنافداه بالأخره همه می‌بینیم و مورد شهود همه هست كه مظاهر فساد و امثال‌ذلك در این زمان وجود دارد ولی در زمان حضور امام، همۀ اینها ازبین می‌رود و شرایط برای زندگی توأم با اطمینان و ترقی روحی برای همۀ افراد به بهترین نحو فراهم می‌شود و اطمینان و اعتماد در جامعه به‌نحو اتمّ‌ و اكمل حاكم می‌شود. اینها بركاتی است كه از حضور امام زمان علیه‌السلام پیدا می‌شود اما برای افرادی كه راه خدا را می‌روند چون راه خدا راه حركت باطنی است و امام زمان حضور و غیبت ندارد پس از این نقطه‌نظر هیچ فرقی ندارد. بله از نظر ظاهر زندگی و اطمینان و اعتماد بهتر می‌شود و مظاهر فساد بهتر برداشته می‌شود و طبعاً این قضیه برای سالك هم مفید است. اما اگر سالك بخواهد راه خدا را برود، وجود و عدم وجود ظاهری امام زمان در این حرکت، اثر ندارد چون حضرت همۀ قلوب را در دست دارد و او حركت می‌دهد.

  • و مسئلۀ امام صادق علیه‌السلام و عنوان بصری هم از همین قبیل است. ائمه علیهم‌السلام مطالب را بیان كردند و دیگر مسئلۀ جا افتاده‌ای نیست كه این مسائل بیان نشده باشد. این مسئله كه در اینجا مطرح شد مربوط به امام زمان است. اگر در سلوك ظاهری و در بیان احكام ظاهری جای خللی بود طبعاً امام علیه‌السلام می‌بایست آن را بیان كند ولی چون همۀ مسائل بیان شده است، طبعاً دیگر نیازی به حضور فیزیكی و ظاهری امام علیه‌السلام در اجتماع برای بیان احكام نیست و ما مكلف هستیم به همان چیزی كه از ائمه علیهم‌السلام بیان شده است عمل كنیم و آن برای ما كافی است.

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

25
  • در سلوک افراد هم بین زمان حضور و زمان غیبت فرقی نیست. افرادی كه می‌خواهند در زمان غیبت سلوك كنند آنچه برای اینها مهم است این است كه امورشان را به خدا بسپارند و به امام زمان علیه‌السلام تأسی كنند اما اینكه حضرت چطور دستگیری می‌كند، این نه در فهم ما می‌گنجد و نه اصلاً به ما مربوط است، امام علیه‌السلام خودش می‌داند که هر شخصی را چطور راه ببرد و راه هر كسی را به چه نحو انتخاب كند. و ما بعد از فوت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ متوجه شدیم كه ایشان با خیلی از افراد در تماس بودند كه ما حتی اسم آنها را هم نمی‌شنیدیم و تصور نمی‌كردیم. علیٰ‌كلّ‌حال مسئلۀ دستگیری یك مسئلۀ اختصاصی است و در یك قالب خاصی نمی‌گنجد.

  • مسئله اخلاقی

  • سؤال: منظور از آن عقلی كه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «تو با عقلت به خدا نزدیك شو»1 یا در مورد حضرت حدادـ رضوان الله تعالی علیه ـ مرحوم آقا می‌فرمایند: ایشان عاقل‌ترین مردم بودند، یا اینكه ما باید كارهایمان را با عقلمان بسنجیم، چیست؟ آیا ما آن را داریم؟ و آیا راهی برای زیاد كردن آن وجود دارد یا خیر؟

  • جواب: آن عقل عبارت است از همین پدیدۀ الهی كه خداوند به ما عنایت كرده و بر همین اساس ما را عقاب می‌كند و ثواب می‌بخشد. اگر هر كسی به این عقل عمل كند عقل او دائماً رو به تزاید است. مسئلۀ عقل به اصطلاح ما مسئلۀ تشكیكی است، یعنی دائماً رو به ازدیاد است. اگر آن را به كار بگیریم و به مقتضای آن عمل كنیم، در هر مرتبه از مراتبی كه هستیم خداوند یك عقل بالاتری را به ما عنایت می‌كند. و این عقل به‌واسطۀ اتصال به آن عقل فعال كه از آن تعبیر به عالم عقل و نور می‌شود دائماً رو به گسترش است. اما اگر ما به آن یافته‌ها ترتیب اثر ندادیم و آن یافته‌ها را مدّنظر قرار ندادیم آن مقداری هم كه خدا به ما داده است از ما می‌گیرد و دست ما خالی است. بله عقل همان است منتها این عقل در حال ازدیاد و در حال نقصان است و تفاوتی ندارد.

    1. . الوافی، ج 1، ص 102؛ مشکاة الأنوار، ص 251، با قدری اختلاف:
      «وَرَدَ عن النبي صلی الله علیه و آله و سلم:‌ ”یا علی، إذا رأَیتَ أنّ الناسَ یَتَقرَّبون إلی بارئِهم بأنواعِ البرّ، فَتَقرَّبْ إلیه بِعقلِک تَسبِقْهُم!“»
      افق وحی، ص 548: «ای علی، اگر مشاهده کنی که مردم با انجام اعمال شایسته به سوی پروردگارشان رهسپار و تقرّب می‌جویند، تو با به‌کار انداختن و استفاده از عقلت خود را به خدا نزدیک گردان تا از آنان سبقت گیری!»

اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب

26
  • مسئلۀ اخلاقی

  • سؤال: سؤال می‌كنند كه خواب‌هایشان زیاد شده و راجع به خصوصیات آن سؤال کردند.

  • جواب: برای کمتر شدن خواب، دستورالعمل غذایی وجود دارد، باید شب زودتر خوابید، انسان باید گرفتاری‌های خودش را كمتر كند و باید آن مسائلی را كه باعث خستگی روح و بدن است کنار بگذارد، دراین‌صورت طبعاً خواب انسان كم می‌شود. زیادی خواب خوب نیست.

  • اللَهمَّ صلِّ عَلی محمَّد و آلِ مُحمَّد