پرسش و پاسخ های مربوط به افق وحی
تعداد: 13کد: 207511/04/2017 00:00:00گروه: اخلاق وعرفان
کد: 203611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
در این باره باید به کتبی که دراین زمینه تألیف شده است مراجعه کرده . کتاب افق وحی از این حقیر تا حدودی پاسخ شما را خواهد داد.
کد: 24811/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
آیا افعال پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی اللَه علیه و آله و سلم هم وحی یوحی است یا اینکه فقط اقوال آن بزرگوار وحی یوحی است؟لطفا تبیین بفرمائید.
با تشکر از حضرت آیت اللَه حسینی طهرانی دام ظله و سایت وزین متقین
شرح مستوفای این مطلب در کتاب افق وحی آمده است. مجمل سخن اینکه فردی مانند رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم که وجودش فانی در ذات حق گشته است دیگر چه فرقی بین کلام و کردار او می توان یافت ؟ البته در این باب مسئله قرآن متفاوت است.
کد: 24611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلام عليكم
آيا اين كلام درست است "هر فعلي در اين دنيا مظهر يكي از صفات خداست" ؟ اگر درست است مثلا شخصي كه در حال دزدي يا زنا است مظهر چه صفتي از صفات خداست؟ آيا افعال حرام هم مظهر صفات خدا هستند؟لطفا مرا راهنمايي كنيد.با تشكر فراوان
پاسخ این سؤال در کتاب افق وحی داده شده است انشاءاللَه پس از انتشار مطالعه فرمائید.
مجمل سخن این که: بر اساس وحدت وجود ، اصل وجود و تبعات و آثار آن به ذات اقدس الهی باز می گردد، یعنی نفس فعل وریشه آن به ذات الهی تعلّق دارد و اما ظهور آن به نفس انسان بستگی دارد . مثلاً در مثال دزدی : قدرت و اراده و توان فرد سارق به اراده و ذات الهی بر می گردد ولی هدف و نیت دزدی از راه حرام نه بدست آوردن مالی از راه حلال به اختیار شخص مربوط خواهد شد.
کد: 19911/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
آیا تمامی ۱۲۴ هزار پیامبر خدا معصوم بودند و آیا مراتب عصمت آنها با یکدیگر تفاوت داشته است؟
با تشکر.
عصمت در انبیاء دارای مراتب مختلف است و پاسخ این مطلب در مقدمۀ کتاب افق وحی داده شده است؛ مراجعه فرمایید.
کد: 19411/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
مرحوم حضرت علامه طهرانی رضواناللهعلیه در کتاب «ولایت فقیه» (ج ۱، ص ۱۱۸) میفرمایند: «تمام مسائلی که شیعه با عامه از آن زمان تا به حال در آنها اختلاف دارند، فقط به یک اصل برمیگردد؛ اینکه: شیعه متعبد به نص است، ولی آنها از نص تجاوز میکنند و میگویند: ولو اینکه در مسئلهای نص وارد شده و قرآن است، نص است، یا سنت پیغمبر مسلماً آمده است، ولی مصلحت نیست ما طبق آن رفتار کنیم، بلکه ما هم خودمان فکر داریم...»
اینجانب در مقام دفاع از عامه و اهلسنت نیستم، ولی سؤال این است: آیا شیعه که به فرمایش ایشان متعبد به نص است، عقل، فهم و بینش خود را کنار میزند و بدون فهم به سراغ مأمورٌبه میرود و فقط به فکر انجام آن کار است و نه چیز دیگر؟ آیا شیعه در انجام تکالیف خود نباید شرایط، ظروف و مصالح عرفیه و عقلیه را لحاظ کند؟
به عبارت دیگر، در چه مواردی انسان باید با سؤال و تفکر به دنبال انجام عمل باشد و اگر در نظرش وقفهای آمد، متوقف شود؟ و در چه مواردی باید فوراً به انجام آن مبادرت نماید؟
پاسخ این سؤال مشروحاً در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است؛ مراجعه فرمایید. و امّا اجمالاً عرض میشود: رجوع شیعه به ائمۀ معصومین علیهمالسلام، عین حکم عقل و مقتضای برهان است. ائمه اطهار علیهمالسلام مثل ما نیستند تا رجوع به آنها نیاز به وجود مرجّح داشته باشد؛ بلکه کلام و فعل آنها به ملاک حجیّت کلام پیامبر حجّت است و بلکه عین او است.
باید از عامّه سؤال شود شما که علی علیهالسلام را کنار گذاشتید و به ابوبکر و سایرین اقتداء نمودید به چه ملاک عقلی این عمل را انجام دادید؟ آیا تبعیّت عامّه از فردی که خود بارها در زمان حیاتش اعتراف میکند: «لولا علی لهلک عمر» یک عمل خلاف عقل نیست؟
کد: 19011/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
با تشکر.
شرح این ابیات در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است؛ به نحو اجمال:
دیدگاه اهل توحید ـ که حق هم این است و جز این نیست ـ کلیۀ افعال و کردار از جهتی انتساب به فعل انسان و اراده و مشیت او دارند و بر آن اساس، به صورت صحیح و یا ناصواب از انسان صادر میشوند که دراینصورت، انسان قابلیّت مدح و یا ذم را پیدا خواهد کرد و از جهتی دیگر ـ که باز در مسئلۀ توحید افعالی در کتاب افق وحی که انشاءاللَه به زودی منتشر خواهد شد به طور تفصیل آمده است ـ این عمل و فعل به اراده و خواست خدای متعال برمیگردد که آن خواست، ارتباطی به ما ندارد و ما را در آن مرتبه، جای سؤال و پرسش نمیباشد؛ زیرا علم و معرفت ما به محدودۀ وجودی خود ما برمیگردد و خدای متعال هیچ حدّ و مرزی برنمیدارد و این مسئله، در اختیار و مشیّت ما تاثیری که موجب جبر و سلب اراده گردد نخواهد گذارد و بر این اساس، اهل توحید از دو دیدگاه به افعال و کردار نگاه میکنند؛ دیدگاه اول انتساب فعل به خداوند، دیدگاه دوم انتساب فعل واقعا به خود انسان. مولانا در این ابیات، به جنبۀ دیدگاه اولی اشاره دارد و امیرالمؤمنین، در عین اینکه به امام حسن میفرماید: «اگر میخواهی او را قصاص کنی، فقط یک ضربت به او بزن» و این قصاص به جهت صدور فعل از او به عنوان اختیار و ارادۀ خود ابنملجم است، در عین حال متوجّه اصل و حقیقت وقوع این فعل که ناشی از ارادۀ حق شده است میباشد.
کد: 18211/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
پاسخ این سؤال درکتاب افق وحی آمده است.