/37
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

  • ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 

  • سلوک خانواده ـ طهران ـ جلسه 31

  •  

  • بیانات

  • حضرت آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی

  • قدس الله سره

  •  

  •  

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

2
  •  

  • اعوذ باللَه من الشیطان الرجیم‌

  • بسم اللَه الرحمن الرحیم

  • الحمدلله رب العالمین

  • و صلّی الله علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و علی اهل بیته الطّاهرین

  • واللعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی یوم الدین‌

  •  

  • ﴿وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِي مُسۡتَقِيمٗا فَٱتَّبِعُوهُ﴾.1

  • در این جلسه به روال مجالس قبل مقدمتاً چند دقیقه‌ای مطالبی عرض می‌شود و بعد ان‌شاءالله تا زمانی كه وقت اجازه بدهد، به پاسخ سؤال‌هایی كه رسیده می‌پردازیم.

  • در این آیه كه نظیرش در قرآن آیات بسیاری هست، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مردم را به متابعت از مسیر و راهی كه خود او ترسیم می‌كند، دعوت می‌كند نه راهی كه دیگران پیشنهاد می‌كنند و تعیین می‌كنند و به افراد ارائه می‌دهند. در یک آیه می‌فرماید:﴿عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا۠وَمَنِ ٱتَّبَعَنِي﴾2‌ این راهی را كه من انتخاب كردم، راهی است كه از روی بصیرت است یعنی از روی واقع است.

  • بصیرت یعنی کشف واقع نه تخیل و متابعت از هوای نفس

  • بصیرت به معنای كشف واقع است نه به معنای تخیل و توهّم و متابعت از هوای نفس به‌واسطۀ بهره‌گیری از وسائل و وسائط دینی و عرفی.

  • كسی كه بصیر است كسی است كه به واقع و به حقیقتِ مطلب اطلاع و آگاهی دارد:﴿إِنَّهُۥ بِعِبَادِهِۦ خَبِيرُۢ بَصِيرٞ﴾؛3 «خداوند به بندگانش اطلاع دارد و از ضمیر آنها مطلع است.» اطلاعی كه خداوند دارد، اطلاع از روی خبر و روزنامه و رادیو نیست بلكه اطلاع از روی واقع است، ضمیر را می‌بیند، واقع را می‌بیند، حقیقت را می‌بیند، كسی نمی‌تواند مطلب را طور دیگری مطرح كند تا خدا را فریب بدهد، كسی نمی‌تواند مسئله را به‌نحو دیگری بیان كند تااینكه دیدگاه مخاطب را مشوّه كند، كسی نمی‌تواند در نزد پروردگار بر خلاف آنچه در دل و ضمیر او می‌گذرد، مطلب را واژگونه ارائه بدهد زیرا پروردگار اشراف دارد و خطوراتی را كه بر انسان می‌گذرد می‌داند و به تمام مسائل آگاهی دارد، این را بصیرت می‌گویند.

    1. . سوره انعام (6) آیه 153. امام شناسى، ج‌ 7، ص 21:
      «و این است صراط من كه مستقیم است، پس شما از این صراط پیروى كنید، و از این راه درآیید.»
    2. . سوره یوسف (12) آیه 108. نور ملكوت قرآن، ج‌ 1، ص 228:
      «این سبیل من است كه من از روى بصیرت مردم را از این راه به سوى خدا مى‌خوانم؛ این دعوت من است به این راه و دعوت كسى كه از من پیروى نماید.»
    3. . سوره شوری (42) آیه 27. الله شناسى، ج‌ 3، ص 170:
      «تحقیقاً او به بندگانش خبیر بصیر است.»

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

3
  • انکشاف واقع در نزد اولیاء الهی

  • شخص بصیر كسی است كه بعد از مدّتی پشیمان نمی‌شود و نمی‌گوید که ای وای اشتباه كردم! ای وای مرا فریب دادند! ای وای مطلب را خلاف به من عرضه داشتند!

  • اطلاعات روزمرّه‌ای كه ما پیدا می‌كنیم، از این‌طرف و آن‌طرف، از این شخص و از آن شخص، از این خبر و از این وسیله، اینها مطالبی است كه اصل و اساس آن معلوم نیست كه آیا این مسائل صحیح به گوش ما رسیده یا خلاف به گوش ما رسیده است؟ در این خبر دست برده شده یا نه؟ براساس آنچه می‌شنویم حكم می‌كنیم و اسم خودمان را هم می‌گذاریم بصیر! ولی آنچه به قلب اولیاء الهی می‌گذرد، آن دیگر با این خبر و آن خبر و این روزنامه و آن مجلّه و... نیست، آن انكشاف واقع است، آن همان حقیقت واقع است.

  • بعضی از افراد خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌آمدند و شروع می‌كردند یك قضیه را برای ایشان تعریف كردن، تا چند جمله‌ای می‌گفتند یك‌دفعه من می‌دیدم مرحوم آقا لبخندی می‌زنند! یعنی بله، حالا تو هرچه می‌خواهی بگویی بگو ولی مسئله طور دیگری است! و از این‌گونه مطالب بسیار می‌دیدم كه طبعاً توقّع این بود كه بر طبق آنچه مسئله مطرح می‌شود حكم بشود.

  • اساس دستورات شرع بر پایۀ قطع تعلقات

  • یكی از مسائلی كه بسیار مهم است و باید به آن توجّه كرد و شاید [بتوانیم] بگوییم که حیاتی‌ترین مسئله در سیر و سلوك است و بنده هم بارها این مطلب را خدمت رفقا و دوستان عرض كردم و پافشاری هم كردم منتها علیٰ‌كلِّ‌حال هرچه بیشتر توضیح داده بشود جای دوری نمی‌رود، آن مسئله این است كه این نفس آدمی و نفس انسان به‌واسطۀ تعلّقی كه به این دنیا پیدا می‌كند، این تعلّق در ضمیر و در نهان باطن او به‌نحوی جای باز می‌كند كه حتّی خود او هم ممكن است نسبت به این مسئله، آن اطلاع و آگاهی كافی را نداشته باشد. بر این اساس این دستورات شرع كه برای عبادات و همین‌طور برای غیر عبادات، امور اجتماعی، امور شخصی و امور تجاری و امثال‌ذلك داده شده است، تمام اینها برای این است كه آن حقیقت نفسانی انسان كه در این دنیا تعلقاتی پیدا كرده و ارتباطاتی پیدا كرده است و برای خودش جایگاهی در این دنیا فرض می‌كند ـ شخصی با این پدر، با این مادر، در یك هم‌چنین خانواده‌ای [زندگی می‌کند] و به‌عبارت‌دیگر به‌قول ما طلبه‌ها خیال می‌كند كه محلّی از اعراب دارد و می‌خواهد خود را به آن منویات و توقّعات و آرزوهایش برحسب آن موقعیتش برساند.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

4
  • اختلاف توقعات افراد در سنین مختلف

  • و این توقّعات هم مختلف است و توقّعات در هر سنّی یك اقتضایی می‌كند: اطفال توقّعشان این است كه توپ بازی كنند، جوان یك توقّع دیگری دارد، كسی كه به سنین متوسّط از عمر می‌رسد توقّعات و امیال او مختلف است، كسی كه به پیری و کهولت سن می‌رسد طبعاً امیال و آرزوهای او یك نحوۀ دیگری است و در زندگی و در ارتباطات به‌دنبال این است كه براساس رسیدن به آن امیال امور خود را بگذراند و براساس رسیدن به آن آرزوها زندگی خود را بگذراند. اگر دوستی اختیار می‌كند، دوستی باشد كه بتواند او را به این آرزوها برساند.

  • ملاک و معیار صحیح در حسن و قبح، راه و مکتب شخص است نه خود شخص

  • اگر فردی است كه جایگاهی دارد، می‌خواهد همه در قبال او تعظیم كنند، اگر رفیقی پیدا كند و تعظیم نكند نسبت به او موضع می‌گیرد، خیلی به او توجّه نمی‌كند، اسم او را مطرح نمی‌كند، خیلی او را بر سر زبان نمی‌آورد، از او تعریف نمی‌كند و فقط گناهش این است كه جلوی او بلند نمی‌شود همین، گناه دیگری ندارد! ولی اگر یكی بلند شود و تعظیم كند و نام او را به نیكی جلوی دیگران ببرد، این دیگر از ملائكه هم بالاتر است. همه جا اسم او را می‌برد، همه جا از او تعریف می‌كند چون‌ همۀ اینها به‌ خود او برمی‌گردد، معیار و ملاك در حسن و قبح، خود انسان قرار می‌گیرد نه راه او و نه مكتب او و این خطر، خطر بسیار بزرگی است كه چگونه نفس می‌آید و آنچه را تا‌به‌حال معیار برای حسن تلقّی می‌كرد به ضدّ معیار تبدیل می‌کند. ارزش‌هایی را كه تابه‌حال این ارزش‌ها را به‌عنوان دستورات و مبانی مكتب قلمداد می‌كرد، آن ارزش‌ها به ضدّ ارزش تبدیل می‌شود.

  • عدم مراقبه و عدم قطع تعلقات علت تغییر ارزش‌ها در نفس آدمی

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

5
  • تابه‌حال می‌گفت كه همه باید یكرنگ و یك‌شکل باشند و كسی بر دیگری برتری ندارد حالا اگر كسی بخواهد همین مطلب را راجع به او پیاده كند، از همۀ افراد بدتر می‌شود! تابه‌حال می‌گفت كه همه در راه خدا و در مسیر خدا در یك سطح قرار دارند، از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در اینجا شاهد می‌آورد كه همه مثل دندانه‌های شانه می‌مانند ولی وقتی که قضیه‌ای پیش می‌آید آن‌چنان عكس‌العمل و واكنش نشان می‌دهد كه گویی آسمان به زمین آمده است! اینها برای چیست؟!

  • تابه‌حال می‌گفت كه باید انسان رعایت انصاف را بكند، تابه‌حال می‌گفت که انسان نباید بار خود را بر دوش دیگری بیندازد، تابه‌حال می‌گفت که انسان باید بار خود را خود بردارد، تابه‌حال می‌گفت كه انسان باید برای خدا كار كند ولی كم‌كم اینها به مسائل دیگری تبدیل می‌شود و از این به بعد بار خود را روی دوش بقیه می‌اندازد و دیگران را به استثمار خود می‌كشاند و از آنها بهره می‌گیرد و برای عمران و زندگی و دنیا و تشخّص و آبرو و مسائل اجتماعی خودش، دیگران را به‌كار می‌گیرد! ببینید همۀ ارزش‌ها به ضدّ ارزش تبدیل می‌شود و ضد ارزش‌ها به ارزش برمی‌گردد! این برای چیست؟ این برای این است كه نفس به‌جای اینكه به‌واسطۀ مراقبه و عمل به دستورات از این تعلقّات كنده بشود و یكی‌یكی این نخ‌ها را پاره كند و آن جنبۀ توحیدی خود را تقویت كند، یك‌به‌یك بر این نخ‌ها و طناب‌ها و زنجیرها اضافه می‌كند. به‌جای اینكه اینها را بكند و خود را رها كند، از مسائل اجتماعی رها كند، از این تعریف‌ها رها كند، خود را از این گرفتاری‌ها و این غل‌هایی كه افراد این غل‌ها را بر گردن و دست و پای انسان می‌اندازند و به‌قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌كشانند، می‌كشانند و با مغز وارد جهنّم می‌كنند، [به‌جای اینكه] این غل‌ها را از خود بگسلاند، مرتب بر این غل‌ها اضافه می‌كند! مرتب آنهایی كه او را به این‌طرف و آن‌طرف می‌كشانند، تمجید و مدح می‌كند، آفرین بر شما که دارید من را به این‌طرف و آن‌طرف می‌كشانید! مرحبا بر شما كه دارید مرتب بار بر بار من اضافه می‌كنید!

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

6
  • مسخ شدن افراد به‌واسطۀ ترک مبانی راه

  • حالا این افراد هر كسانی که می‌خواهند باشند. ممكن است افراد خانوادۀ خودش باشند، ممكن است دوستان نزدیك خودش باشند، ممكن است افراد دیگری باشند كه برای مطامع دنیوی از او بهره می‌گیرند، فرق نمی‌كند مهم این است كه انسان مغز خود را از كار می‌اندازد و دیگر آن مبانی را نمی‌بیند و پس از مدّتی به‌واسطۀ ترك آن مبانی به یك موجود مسخ شده كه دیگر قدرت تشخیص خیر و شر را ندارد و دیگر تشخیص صلاح و فسادی را كه دارد بر سرش می‌آید ندارد، تبدیل می‌شود. آدم وقتی كه صحبت می‌كند می‌گوید که آقا این حرف‌ها چیست كه داری می‌زنی؟ این حرف‌ها که به من نیامده است. آدم وقتی که صحبت می‌كند می‌گوید که آقا اصلاً شما اشتباه می‌كنید، مطالب خلاف به‌عرض شما رسیده است، آدم وقتی كه صحبت می‌كند می‌گوید که آقا این حرف‌ها را چه كسی به شما گفته است؟ اینهایی كه به شما این حرف‌ها را زده‌اند با ما قصد و غرض دارند! التفات كردید؟!

  • وجود مسائل نفسانی در همۀ زمان‌ها

  • این مطالب همیشه بوده، در زمان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بوده و در زمان ائمّه علیهم‌السلام هم بوده و در زمان اولیاء خدا هم بوده است، بنده خودم از نزدیك با این مطالب ارتباط داشتم لذا خیلی با این مسائل آشنا هستم و برای بنده غریبه نیست. راه‌های خلافی را كه برای دور زدن انسان به‌كار گرفته می‌شود، خوب بلد هستم، آن طریق‌هایی كه چگونه وارد بشوند و افراد بیایند و با سُورس‌هایی كه می‌فرستند ـ حالا از این اسم‌هایی كه [استفاده می‌کنند] ـ با آن نُت‌های خودشان و با آن فركانس‌های خودشان و با آن كیفیت رقم زدن مسائل خودشان [که از آنها استفاده می‌کردند،] اینها مطالبی بود كه ما در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ دیگر از این مطالب گذشتیم و مطالب برای ما غریبه نیست و در آن زمان ما این مطالب را طی كردیم.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

7
  • نفس برای رسیدن به آن التذاذ خودش كه حتماً نباید شرب خمر كند، برای رسیدن به آن التذاذات که حتماً نباید امور خلاف شرع عادی و متعارف را انجام بدهد. لذّت‌هایی كه نفس می‌برد در بعضی از موارد به‌واسطۀ ایجاد محبوبیت و به‌واسطۀ به‌وجود آوردن شخصّیت كاذب شیطانی به‌نحوی است كه اصلاً به شرب خمر و امور خلاف عادی توجّه نمی‌كند، بعد هم همه می‌بینند چه آدم خوبی است! این چقدر آدم خوبی است و این شخص امور خلافی را كه بقیه انجام می‌دهند انجام نمی‌دهد و بنابراین دیگر مسئله‌ای برای او نیست.

  • لزوم صدق و خلوص و تقوا در راه‌ خدا

  • مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمودند كه برای جوانی كه به امور خلاف اشتغال دارد، از همین امور خلافی كه متعارف است دیگر، [راه خدا برای او هم باز است.] در همان زمان سابق، زمان شاه، گاهی که صحبت می‌شد كه چه كسانی در راه خدا می‌توانند حركت كنند؟ آیا حركت در راه خدا حتماً نیاز به عمامه دارد و هرچه عمامه بزرگتر باشد شخص مقرّب‌تر است؟ آیا حركت در راه خدا نیاز به ریش دارد و هرچه درازتر باشد بهتر است؟ آیا حركت در راه خدا حتماً اختصاص به اشتغال در رشتۀ خاص دارد یااینكه نه، حركت در راه خدا قلب پاك می‌خواهد، خلوص می‌خواهد، صدق می‌خواهد، لوطی‌منشی می‌خواهد، تقوا می‌خواهد و گذشت می‌خواهد؟ این مسائل برای حركت در راه خدا [لازم] است. بنده این عبارت را نگفتم یا در مجالس خیلی خصوصی گفتم ولی الآن به‌طور علن این مطلب را خدمت رفقا عرض می‌كنم. در آن جریاناتی كه در سنۀ ٤٢ به همراهی مرحوم آیةالله خمینی ـ رحمة‌الله‌علیه ـ با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ اتفّاق افتاد و انقلابی كه شروع شد و آن جریانی كه شكل گرفت، بنده‌ در سنین طفولیت بودم ولی تمام آن حوادثی را كه در دور و بر اتفّاق می‌افتاد به‌طور دقیق در خاطر دارم و این مسئله را می‌دانم. یك روز بعد از اینكه مسائلی اتفّاق افتاد و ایشان از این قضایا كناره گرفتند، یكی از دوستانشان به ایشان گفتند كه آقا چرا شما كه این چنین بودید و این اعلامیه‌ها را می‌دادید و به این نحوه فعالیت می‌كردید و این خصوصّیات را داشتید ـ که ایشان در همین كتاب وظیفۀ فرد مسلمان در حكومت اسلام در آن جلساتی كه صحبت كردند تا حدودی به توضیح این مسائل پرداختند ـ چرا شما این مسائل را كنار گذاشتید و كناره‌گیری كردید و دیگر به این مسائل توجّه نكردید؟! درست یادم است، من در آن موقع سنم حدود هشت سال بود كه نشسته بودم و ایشان آن‌طرف بودند و من در كنار در بودم و آن شخصی كه بین ایشان و بین مرحوم آیةالله خمینی ـ رحمةالله‌‌علیه ـ واسطه بود این سؤال را از ایشان كرد و در آن موقع ایشان حیات داشتند و مرحوم مطهری که خدا رحمتشان كند، بودند و مرحوم آقا شیخ صدرالدّین حائری شیرازی هم بودند، اینها آدم‌های بسیار صاف و پاك و از جان گذشته‌ای بودند یعنی اینها از همه چیزشان گذشته بودند و بسیاری از اینها به رحمت خدا رفتند، شاید بعضی از آنها هم هنوز در قید حیات باشند ولی اغلب آنها به رحمت خدا رفتند. مرحوم آیةالله دستغیب شیرازی بودند، واقعاً ایشان مرد بسیار بسیار نازنین و از آن آدم‌های خوب كه یك وقت من راجع به ایشان از مرحوم آقا شنیدم كه فرمودند: «اینها همان نورهای خدا در ظلمات ارض هستند كه امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه به این مسئله اشاره دارد.»1 این افراد در آن موقع بودند و مورد توجّه بودند. مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در پاسخ ایشان ‌فرمودند:

    1. . المحاسن، ج 1، ص 162:
      «عَن فُضَیلٍ‌الصّائِغِ هو، قالَ: سَمِعتُ أباعَبدِاللَهِ علیه السلام یَقولُ: ”أنتُم‌ و اللَهِ نورٌ فی ظُلُماتِ‌ الأرضِ‌، و اللَهِ إنَّ أهلَ السَّماءِ لَیَنظُرونَ‌ إلَیكُم فی ظُلُماتِ الأرضِ كَما تَنظُرونَ أنتُم إلَى الكَوكَبِ الدُّرّیِّ فی السَّماءِ، و إنَّ بَعضَهُم لَیَقولُ لِبَعضٍ: یا فُلانُ، عَجَباً لِفُلانٍ كَیفَ أصابَ هذا الأمرَ، و هوَ قَولُ أبی علیه السلام: و اللَهِ ما أعجَبُ مِمَّن هَلَكَ كَیفَ هَلَكَ‌، و لكِن أعجَبُ مِمَّن نَجا كَیفَ نَجا.“»
      ترجمه: «فضیل صائغ مى‌گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم كه مى‌فرمود: به خدا سوگند شما در تاریكی‌هاى زمین، روشنایى هستید، و به خدا سوگند آسمانیان در تاریكی‌هاى زمین به شما چنان مى‌نگرند كه شما به ستارگان درخشان آسمان و به یكدیگر مى‌گویند: فلانى! چگونه فلانى به این مقام دست یازیده است، و همین است مضمون سخن پدرم علیه السّلام كه فرمود: از اینكه كسى به هلاكت رسد در شگفت نمى‌شوم لكن اگر كسى به رستگارى رسد شگفت‌زده مى‌شوم.» (محقق)

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

8
  • آقای فلان، قبل از اینكه ما وارد این جریان بشویم و قبل از اینكه این انقلاب را با آیة‌الله خمینی شروع كنیم تصوّر ما این بود كه اوّل كسانی كه از ما حمایت می‌كنند و اوّل كسانی كه دور این پرچم جمع می‌شوند و این پرچم را به‌دست می‌گیرند، این كسانی هستند كه مثل ما هستند، معمّم هستند، امام جماعت هستند، مسجد دارند، چه دارند، اهل علم و... هستند كه می‌آیند و به‌دنبال ما و به دور ما و این محوریت را حفظ می‌كنند تااینكه این مسئله به نتیجه برسد و به آخر برسد. ولی وقتی كه وارد كار و قضیه شدیم و پای عمل در پیش آمد و قرار بر این شد كه مساجد تعطیل بشود، قرار بر این شد كه هیئات تعطیل بشود، قرار بر این شد كه دیگر افراد وارد بشوند و آستین‌ها را بالا بزنند و دیگر بیایند و آنچه تصمیم گرفته می‌شود همه یكپارچه انجام بدهند، (فرض كنید كه یك جا اقتضا می‌كند كه مساجد یك‌دفعه تعطیل بشود و همین‌طور هم می‌شد و در آن زمان به‌عنوان اعتراض نسبت به مسائلی كه‌ انجام می‌شد اقتضا می‌كرد كه مساجد را تعطیل كنند، هیئات را تعطیل كنند، مردم اقدام كنند، اعتراض كنند، نسبت به قضایا، خلاف شرع‌هایی كه دارد انجام می‌شود، دولت دارد انجام می‌دهد، باید اعتراض بشود.) ما در آن موقع می‌دیدیم همین جوان‌ها، همین‌هایی كه دارند مشروب می‌خورند و همین‌هایی كه دارند كار خلاف انجام می‌دهند، اوّلین افرادی بودند كه به‌دنبال ما می‌آمدند و اوّلین افرادی بودند كه به‌دور ما جمع می‌شدند و اوّلین افرادی بودند كه ما را در راه تأیید می‌كردند و حمایت می‌كردند و تا پای جان می‌ایستادند ولی از همین افرادی كه مانند خود ما بودند و نظیر خود ما بودند، كمر ما شكست! كمر ما شكست!

  • ببینید چه باید بر سر این قضیه آمده باشد كه حتّی ایشان در یك ‌وقت كه در یك جا می‌رفتیم عبارتی را فرمودند كه در نامه‌ای كه مرحوم آیةالله خمینی به ایشان نوشته بودند، [در آن نامه گفته بودند ] كه چرا شما برای این قضیه این كار را انجام نمی‌دهید؟! البتّه بنده نمی‌گویم كه متن نامه چه بوده است ولی این‌قدر این مسئله مهم بوده که حتّی برای مرحوم آیة‌الله خمینی هم مشكل بوده كه گفته‌ بودند چرا اینها نمی‌آیند و چرا حمایت نمی‌كنند و چرا تأیید نمی‌كنند؟! آخر پس ما چه داریم می‌گوییم؟ و غیر از این راهی را كه تا‌به‌حال از او تقلید می‌كردیم چه [راهی را] داریم ارائه می‌دهیم؟! ما هم همین را می‌گوییم دیگر، همین حكومت اسلام و همین‌كه هزار و خرده‌ای سال به‌دنبالش هستیم، همین‌كه برای آن داریم مردم را ارشاد می‌كنیم، هدایت می‌كنیم، تبلیغ می‌كنیم، آن‌وقت همین‌كه پای مصالح شخصی و دنیوی و امور اجتماعی در میان می‌آید یك‌مرتبه می‌بینیم این شخص مخالفت می‌كند و آن شخص مخالفت می‌كند، این شخص چوب لای چرخ می‌اندازد به‌طوری‌كه اصلاً به آن اهمّیتی كه باید انجام بشود، آن اهمیت دیگر ازبین می‌رود و آن دستگاه آن سوء استفاده‌ای را كه باید بكند می‌كند و می‌گوید که نگاه كنید اینها خودشان با همدیگر چطوری هستند و هر كسی برای خودش مطلبی دارد، پس رها كنیم و اصلاً توجّهی به این مطالب نداشته باشیم. التفات كردید؟!

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

9
  • استفادۀ ابزاری از مسائل دینی راهی برای تقویت نفس و دعوت به خود

  • حالا چگونه ممكن است شخص به این نكته برسد و به اینجایی برسد كه همان موقعیتی كه پنجاه سال دارد آن موقعیت را برای مردم و مریدانش تذكّر می‌دهد، حالا كه هم‌چنین موقعیتی پیش می‌آید واپس می‌رود و قدم جلو نمی‌گذارد؟! این برای چیست؟ این برای نفس است. پنجاه سال دارد برای خودش تبلیغ می‌كند نه برای پیغمبر! و با هر نمازی كه در این محراب می‌خواند یك میخ بر این لباس خودش به این محراب به زمین می‌كوبد، نماز ظهر یك میخ دیگر، زمان مغرب یك میخ دیگر، همین‌طوری هر روزی [با هر نمازی یک میخ می‌کوبد!] درحالی‌كه محراب محلّ حرب است، یك‌یك باید این میخ‌ها را كشید. هر نمازی كه در این محراب خوانده می‌شود به معنای كشیدن یك میخ است نه به معنای كوبیدن یك میخ روی میخ دیگر. این برای چیست؟ این برای این است كه در این مدّت، دعوت به‌خود بود نه دعوت به او! بله از خدا و پیغمبر و ائمّه علیهم‌السلام و معاد و عدل و اعتقادات و... گفته می‌شد ولی همۀ اینها وسیلۀ نان بود نه واسطۀ فیض و ارشاد! همۀ اینها برای جمع كردن افراد بود نه واسطه برای هدایت و برون آمدن از نفس و تعلقّات نفسانی، برای این نبود.

  • استفادۀ صحیح مرحوم علامه طهرانی از ابزار دینی برای قطع تعلقات نفس

  • آن كسی از این محراب برای [بیرون کشیدن] میخ استفاده كرد كه وقتی قرار شد که به امر استادش طهران را ترك كند و به مشهد رضوی و عتبۀ مقدّسۀ علی‌ بن‌ موسی‌الرّضا علیهماالسلام ملتجی شود، در یك آن، چمدانش را بست و به من فرمودند که من دیگر برنمی‌گردم تمام شد، طهران و مسجد را به همۀ طهرانی‌ها بخشیدیم و رفتیم پیش امام رضا علیه‌السلام و دیگر برگشتی در كار نخواهد بود! حالا كسی كه بیست و دو سال در این مسجد نماز خواند، مسجدی كه در بین همۀ مساجد طهران تك است، موقعیتّش، فرهنگش، اخلاقش، كارهایش، مسائلش، امور اجرائی‌اش و امور اجتماعی‌اش [منحصر به فرد است و] همه می‌گویند مسجد قائم، مسجد قائم! كه بنده وقتی كه در مجلسی بودم که ائمّۀ جماعات طهران در آنجا بودند و تقریباً حدود هفت یا هشت ماه از این قضّیه گذشته بود، همۀ آنها با یك شگفتی به من می‌گفتند که چطور ابوی شما یك هم‌چنین مسجدی را رها كرده درحالی‌كه یك هم‌چنین مریدانی در اینجا داشتند! بنده رو كردم به آنها و گفتم که شما بفرمایید که مرید باید تابع مراد باشد یا مراد تابع مرید؟! یعنی بالاترین فحشی كه می‌شد نثارشان كرد، همین عبارت بود! شما تابع مریدتان هستید و برای شما هر مریدی، میخی است كه بر عبای شما بر مسجد و... كوفته شده است! او (مرحوم آقا) كه از اینها رها است، او تا ببیند قبایش با میخ به زمین می‌خورد میخ را که درنمی‌آورد بلکه قبا را می‌كند و می‌اندازد كنار و می‌گوید حالا هرچه می‌خواهی به آن میخ بزن! قبا را درمی‌آورد، بیا این‌هم آن قبا! عبا را می‌اندازد كنار! شما عبای من را گرفتید، بیایید این عبا برای شما! قبای من را گرفتید این قبا برای شما! خداحافظ شما!

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

10
  • لذا ایشان می‌فرمودند که وقتی كه من به مشهد رفتم دیگر اسم مسجد قائم را جلوی بنده نیاورید! اصلاً دیگر نمی‌خواهم اسمش بیاید! این یعنی چه؟ یعنی این شخص موجودی است كه در این مدّت میخ‌ها را در این مسجد كنده است و مرتب این میخ‌ها را اضافه نکرده بلکه مواظب بوده و مراقب بوده و حواسش جمع بوده است. این سلام و صلوات‌هایی كه برای او می‌فرستادند، مواظب بوده است که به دلش ننشیند. برای سلامتی حضرت آقا صلوات بفرست! از این چیزها در مسجد قائم خیلی بوده اما او مواظب بوده است كه اینها به جانش ننشیند، خودش بلد بوده که چطور پاتك بزند، بر این اموری كه اینها می‌خواهند انجام بدهند، چگونه غلبه كند و نفس خود را سركوب كند و نگذارد كه اینها كم‌كم بیاید و جمع بشود و بعد او را از پای دربیاورد! وقتی كه یك قلب انفاركتوس1 می‌كند، وقتی كه می‌ایستد، یك‌دفعه كه نمی‌ایستد، یواش یواش از بیست سالگی و كمتر از آن شروع می‌شود، این روغن‌هایی كه خورده می‌شود، این موادّی كه خورده می‌شود، كم‌كم جدارۀ قلب را می‌گیرد، این پلاكت‌ها كم‌كم جمع می‌شود، مرتب فشار می‌آید، فشار می‌آید و از آن حالت الاستیكی2 آن رگ جلوگیری می‌كند و تبدیل به حالت خشك می‌كند و با یك فشار قلب می‌بینی که زد و آئورت3 را پاره كرد، می‌شود یك آنرویسم4 و سپس شخص سكته می‌كند و می‌افتد! از اوّل این‌طور نبوده است. آن شخص از اوّل مواظب است که چه غذایی را بخورد و اگر غذایی خورد تا احساس كرد كه ممكن است برایش ضرر داشته باشد باید ضدش را بخورد، باید ویتامینی را بخورد تا آن را ازبین ببرد، آن را بسوزاند و اكسیده كند و آن را ازبین ببرد، یك‌به‌‌یك باید بیاید همۀ اینها را مواظبت كند تااینكه این رگ‌ها سالم بماند. اگر این مسئله را [رعایت کرد سالم می‌ماند والاّ ازبین می‌رود.]

    1. . ویکی پدیا: سکته قلبی (Myocardial infarction) که به آن آنفارکتوس میوکارد یا ام آی نیز می‌گویند.
    2. . همان: کِشسانی یا الاستیسیته، خاصیت تغییرشکل بازگشت‌پذیر و ارتجاعی مواد.
    3. . همان: آئورت (Aorta) یا بزرگ‌سرخرگ، سرخرگ بزرگی است که به بطن چپ قلب متصل است و خون تصفیه‌شده را به تمام بدن می‌رساند.
    4. . همان: آنوریسم یا رگ‌برآمدگی (Aneurysm) عبارت است از بزرگ شدن یا بیرون‌زدگی دیواره یک سرخرگ در اثر ضعف دیوارۀ سرخرگ و افزایش قطر سرخرگ بیش از یک و نیم برابر قطر معمول آن.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

11
  • اهمیت مراقبه

  • مراقبه‌ای كه می‌گویند برای همین مسئله است، اینکه بنده بارها گفتم که انسان باید هر هفته یك ساعت بنشیند و نسبت به هفتۀ گذشتۀ خودش فكر كند كه چقدر نزدیك شده؟ چقدر دور شده؟ چقدر پایبند است؟ چقدر نسبت به مسائل سست است؟ چقدر در مطالب می‌تواند تحفّظ كند؟ تا چقدر در ارتباط با خدا تقویت پیدا كرده یا ضعف پیدا كرده است؟ این برای همین است نه‌اینكه یك هفته بگذرد، دو هفته بگذرد، یك سال بگذرد، دو سال بگذرد، ده سال بگذرد. و یك وقت [به‌خود بیاید] كه دیگر رگ بسته است و هیچ چاره‌ای جز عمل نیست و باید بای پاس كرد و یك رگ درآورد و به‌جای آن رگ بسته گذاشت و آن را عوض كرد و آن رگ قبلی دیگر قابل علاج نیست، تازه اگر عمل ناجح باشد و بتواند برای او مفید باشد والاّ ممكن است در همان عمل دست‌خالی برود!

  • این برای چیست؟ برای این است كه گوش ندادیم، به این سلام و صلوات‌ها توجّه كردیم! به این حضرت آقا و حضرت آقاها كه به ما می‌بندند، سرسپردیم و خاضع شدیم! تصّور نكردیم این شخصی که الآن دارد به من می‌گوید حضرت آقا، فردای قیامت نمی‌تواند دو ریال هم از من ادا كند! این دنبال راه خودش است، دنبال كار خودش است، پروندۀ خودش را گذاشته بالای سرش و دارد می‌رود و هشتش گروی هشتاد خودش است، آن‌وقت كجا می‌تواند بیاید [و دستی از من بگیرد؟!] مرتب می‌گوید که بابا تو من را به این روز انداختی! حضرت آقا، حضرت آقا كردی و من را بدبخت كردی! این رگ من مرتب گرفت و الآن هیچ چاره‌ای ندارم. می‌گوید که می‌خواستی گوش ندهی، دست و بالت را كه نبسته بودم، تفنگ كه بالای سر تو نگذاشته بودم! پس خدا این عقل را برای چه به تو داد؟ این مغز را برای چه به تو داد؟ این برای همین است. این نفس می‌آید در هر موقعیتی، از آن موقعیت برای تثبیت خودش استفاده می‌كند!

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

12
  • تبیین راه‌های قطع تعلقات نفسانی توسط اولیاء خدا

  • كار اولیاء خدا چیست؟ اولیاء خدا راه‌های بیرون رفتن از این مخمصه را نشان می‌دهند و می‌گویند که این‌كار را نكن و این مسئله را انجام نده یا این‌كار را بكن. این مطلب در بعضی از اوقات گران تمام می‌شود و این مطلب در بعضی از اوقات مشكل است، [با خودش می‌گوید:] چرا آقا این را فرمودند؟!

  • بنده در زمان خود مرحوم پدرم مطالبی داشتم، عرض می‌كنم که همۀ این مطالب برای بنده آشنا است و مأنوس هستم. یك وقت یكی از همین افراد كه اصلاً معلوم بود خیلی تنش می‌خارد برای اینكه مطرح باشد و همیشه اسمش را بیاورند، اتفّاقاً هیكلش هم بد نبود و خلاصه به‌نحوی انتسابی هم داشت، تابستان بود، ما نشسته بودیم که این شخص آمد و از مشهد پیغام آورد كه فلان شخص یعنی ابوی فرمودند كه این مسئله در جلسه مطرح بشود، یك طوری هم می‌گفت كه من به‌نظرم مشكوك رسید که حالا که باید مطرح بشود آیا من باید بگویم یا شما باید بگویید؟! اگر شما باید بگویید، پس چرا داری به من می‌گویی؟ اگر من باید بگویم پس چرا صریحاً نمی‌گویی که شما باید بگویید؟ پدرم فرموده كه باید [این مطلب در این جلسه مطرح بشود.] اینهایی كه عرض می‌كنم ریزه‌كاری‌های قضیه است که باید به اینها توجّه كرد تا قبل از اینكه به تذّكر برسد، خود انسان این مراتب را رد كند.

  • اگر قرار است که من بگویم صریحاً بگو كه پدرت گفت كه در فلان جلسه، در جلسۀ طهران این مطلب را مطرح كن. گفتم که قضیه چطور شد؟! بالأخره آیا من باید بگویم یا شما باید بگویی؟! گفت که بله، ایشان گفتند كه خلاصه به آقا سید محسن بگویید كه این‌طور بایستی كه گفته بشود! گفتم که آقاجان صریح بگو شما باید بگویید یا من باید بگویم که من تكلیفم را بفهمم؟! ما که عقده نداریم كه حالا من بگویم یا تو بگویی! دوباره شروع كرد پیچاندن و... . این از یك‌طرف می‌خواست خودش برود این قضّیه را مطرح كند! حالا یك قضیۀ عادی هم بود، یك مسئلۀ خیلی عادی و پیش‌پا افتاده‌ای بود كه مثلاً رفقا از این دفعه این كار را انجام بدهند و فلان دستور را انجام بدهند و از آن‌طرف هم می‌خواست که من بگویم که شما برو بگو! من هم كه نمی‌گویم که شما برو بگو، من از همان اوّل فهمیدم که قضّیه از چه قرار است؟! لذا باخود گفتم که اگر تو قرار است ما را دور بزنی ما هم بلدیم موش بدوانیم!

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

13
  • دوباره شروع كردم، نیم ساعت دیگر این شخص بالا و پایین كرد كه از دهان ما دربیاید كه من بگویم آقا شما برو بگو! ولی از دهان ما این درنیامد و خسته شد! و بعد هم در آن جلسه‌ای كه رفتیم بالأخره نتوانست طاقت بیاورد و خودش این قضّیه را مطرح كرد! من هم دیدم كه به من صریحاً این قضیه ابلاغ نشده و حالا هم كه خود ایشان مطلب را گفته است [ما هم دیگر چیزی نگفتیم.] التفات می‌كنید؟! ببینید شاید این به‌نظر یك مسئلۀ خیلی ساده‌ای بیاید ولی خیلی مهم است و مسئله، مسئلۀ خیلی دقیقی است!

  • گاهی از اوقات اتفاق می‌افتد که من توسط یك نفر می‌گویم كه یك هم‌چنین مسئله‌ای به رفقا گفته بشود، بعد شنیده می‌شود كه چرا فرض كنید كه فلان شخص نرفته بگوید؟! بنده اگر می‌خواستم می‌توانستم بگویم ولی نخواستم بگویم، این حرف یعنی چه؟! این مسئله همین است و این نفس می‌خواهد الآن خودش را مطرح كند، منتها به چه نحو؟ به همان كیفیتی كه دیگر بیش از این توضیح نمی‌دهم. در همین مسائلی كه بنده در خود زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مشاهده می‌كردم و می‌دیدم، احساس می‌كردم كه همین قضایا هست، البته در هر زمانی این قضایا هست و بالأخره از وقتی كه حضرت آدم‌ و حوایی علی نبینا و آله و علیهماالسلام در روی این زمین خلق شدند، همین مسائل نفسانی بوده و همین نفس بوده كه هابیل را به آن روز انداخت و قابیل باعث شد كه این مسائل انجام بشود.

  • مخفی ماندن شخص، نشانۀ زرنگی در سلوک

  • این را كه خدمتتان عرض می‌كنم از خود مرحوم حداّد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ شنیدم كه فرمودند که آدم زرنگ در سلوك آن آدمی نیست كه همه چشمشان به او باشد، آن آدمی نیست كه خبرها را از او بشنوند نه، او خیلی تنبل است و او تنبل‌ترین افراد است. آدم زرنگ در سلوك آن آدمی‌است كه هیچ‌كسی او را نشناسد كه كجا نشسته است و خانۀ او كجا است؟ چه موقعی می‌آید؟ چه موقعی می‌رود؟ این آدم، آن آدم زرنگ است. آن آدمی ‌است كه تا مسئولیت برعهدۀ او نگذاشتند، زیر بار مسئولیت نرود. سرش را همین‌طور بالا نكند كه من را هم ببینید، من هم آنجا هستم، من هم دارم تماشا می‌كنم، ما را از قلم نیندازید! آدم زرنگ آدمی ‌است كه قبل از اینكه سردرد بگیرد دستمال به سرش نمی‌بندد. آن آدمی‌است كه خودش را برای افراد مطرح نمی‌كند.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

14
  • مرحوم علامه طهرانی: خیر دنیا و آخرت را می‌خواهی مخفی بمان!

  • یك روز بعدازظهر خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ رسیدم و خوابی دیده بودم كه حكایت از مسئله‌ای می‌كرد كه من نباید این كار را انجام بدهم، درس شرح خمریۀ ابن‌فارض ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را در مشهد شروع كرده بودم كه غیر متعارف بود و لابد صلاح نبوده بر اینكه كه این درس شروع بشود و شاید مطالبی مطرح می‌شد كه مناسب نبوده است، علیٰ‌كلّ‌حال یكی دو جلسه هم بیشتر ادامه پیدا نكرد. روز دوّم من خوابی دیدم كه این خواب حكایت از این می‌كرد كه شروع كردن این درس به معنای از پرده بیرون افتادن اسرار است و خلاصه صحیح نیست و خطر دارد كه این انجام بشود. من این خواب را دیدم و به منزل مرحوم آقا آمدم. عصرها قبل از رفتن برای درس سری به منزل مرحوم آقا می‌زدم و مرحوم پدرمان را می‌دیدم و بعد برای درس می‌رفتم، به‌محض اینكه به محضر مرحوم پدرمان رسیدم و سلام كردم، یك‌دفعه ایشان این حرف را به من فرمودند: «آقا سید محسن اگر خیر دنیا را می‌خواهی مخفی بمان، اگر خیر آخرت را می‌خواهی مخفی بمان!» ببینید! اولیاء خبر دارند، این فرد را می‌گویند آدم بصیر. من دارم در خانه خواب می‌بینم و ایشان دارد در اینجا می‌بیند، آن روز را كه روز دوّم بود رفتم و دیگر از روز سوّم تعطیل كردم. این در حالتی بود كه اگر من آن درس را شروع می‌كردم شاید خیلی از مطالب مگو را فاش می‌كردم و خیلی از مسائلی را مطرح می‌كردم كه تابه‌حال هم مطرح نكردم ولی باید دید که نظر اولیای خدا و رضای الهی در چیست؟ آیا در این است كه من هر حرفی را بزنم و هر مسئله‌ای را بگویم یااینكه نه، آنچه را گفتند: بگو بگو و آنچه را گفتند: نگو نگو؟

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

15
  • لزوم عمل بر طبق تکلیف

  • من‌باب‌مثال می‌گویند که آقا شما تا اینجا مسئولیت این جلسه را داری و از فردا نداری، باید بیاید یک جعبه شیرینی هم بخرد و به خانه‌اش ببرد و بگوید که آقا این مسئولیت را از روی دوش من برداشت. می‌گویند تا امروز مطالبی برعهدۀ تو است، اموری برعهدۀ تو است ولی از فردا به دیگری واگذار كن، باید بلند شود و سه متر هم بالا بپرد كه الحمدلله یك هم‌چنین توفیقی پیدا كردیم كه یك هم‌چنین تكلیفی از عهده برداشته شده است نه‌اینكه حالا انسان ناراحت بشود و چه بشود و این‌طرف و آن‌طرف کند و بگوید که آقا مگر ما چه كردیم و مگر چه شده است؟! این حرف‌ها چیست؟! چرا نباید از این سفره‌ای كه در اینجا پهن شده است استفاده كرد؟! چرا؟! استفاده از این سفره به این نیست كه ما مرتب میخ به زمین بكوبیم! عزیز من استفاده از این سفره این است كه میخ‌ها را یكی‌یكی دربیاوریم. حالا که یك بیچاره‌ای میخ تو را درمی‌آورد كه نباید این حرف را بزنی! حالا که یكی دارد دست تو را می‌گیرد كه به تو كمك ‌كند که نباید این‌طرف و آن‌طرف این‌طور عكس‌العمل نشان بدهی! اینها چیست؟ همۀ اینها برای خود انسان ضرر است و نتیجه‌اش این است كه انسان دست‌خالی می‌رود! این كاروان می‌رود، این كاروان راهیان خودش را دارد و بخواهیم، می‌رود و نخواهیم، می‌رود و عده‌ای را با خودش می‌برد و به مقصد می‌رساند. پس چه بهتر [که ما هم همراه این کاروان برویم و به مقصد برسیم!]

  • یك وقت من این مسئله را در جلسۀ عنوان مطرح كردم كه یك وقت از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مطلبی را سؤال كردم، حالا آن سؤال را نمی‌توانم عرض كنم که چه بود ولی پاسخ ایشان این بود كه فلانی! ما قبل از اینكه استادمان امری را به ما بكند، آن را انجام می‌دادیم!

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

16
  • ببینید! بیخود كه [ایشان مرحوم علامه] نشدند، بیخود كه به اینجا نرسیدند. قبل از اینكه بگوید این كار را بكن، ما انجام می‌دادیم و قبل از اینكه بگوید این كار را نكن، ما ترك می‌كردیم. همین‌قدر كه می‌فهمیدیم منظور او چیست ما انجام داده بودیم و وقتی او می‌دید ما انجام می‌دهیم، دیگر نیازی به امر و نهی نداشت. درحالی‌كه ما در زمان مرحوم آقا می‌دیدیم که افراد می‌آیند و ایشان امر صریح می‌كنند ولی آنها با مسائلی می‌پوشانند! یا نهی صریح می‌كنند ولی اینها را می‌پوشانند!

  • اهمیت بالای مقابله کردن با مطرح شدن نسبت به اعمال عبادی

  • علیٰ‌كلّ‌حال این نكته، نكتۀ بسیار مهمّی است و باید این را در‌نظر گرفت و دوباره هم موكّداً عرض می‌كنم که نه نمازشب، نه اذكار، نه اوراد، نه قرآن خواندن و نه پرداختن به عبادات هیچ‌كدام به‌اندازۀ رسیدن به این مطلب راهگشا نمی‌باشد، رسیدن به این نكته كه آن بزنگاه‌هایی را كه نفس در آن بزنگاه‌ها می‌خواهد خودش را مطرح بكند، انسان آن بزنگاه‌ها را پیدا كند و در خودش جستجو كند و به مقابله برخیزد. یك به مقابله برخواستن با این مسئله از صد سال نمازشب انسان را جلوتر می‌برد، از صد سال بیداری انسان را نزدیك‌تر می‌كند و آن عبادات این مراقبه را حك و سفت می‌كند و این مراقباتی كه در روز انجام شده آن مراقبات را در قلب برای انسان محكم می‌كند.

  • علیٰ‌كلّ‌حال شاید كم و بیش این مطالب و مسائل مطرح شده بود ولكن از آنجایی كه تكرار این‌ مطالب به‌طور دائم باید برای انسان وجود داشته باشد، گفتم که شاید بی‌مناسبت نباشد كه این مطالب خدمت اعزّه و احبّه مطرح شود. حالا تا آنجایی كه بتوانم و فرصت داشته باشم به سؤال‌هایی كه مطرح شده است پاسخ می‌دهم، البته خیلی هم وعده‌اش را دادیم و بااینكه حافظ ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرماید: «هزار وعدۀ خوبان یكی وفا نكند»1 من عرض می کنم ما كه جزو بدان هستیم چرا این‌قدر خلف وعده داریم؟! ان‌شاءالله كه مقداری از این مسائل را امروز خدمت رفقا عرض كنم.

    1. . 

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

17
  • ‌(تاریخی)

  • مسئلۀ موثق بودن و نبودن امامزاده‌ها

  • سؤال: لطفاً بفرمایید امامزاده صالح و امامزاده طاهر كرج موثّق هستند یا خیر؟

  • جواب: بنده اطلاعی از امامزاده صالح و [طاهر] ندارم و به‌طوركلی هم عرض كنم كه بسیاری از این امامزاده‌هایی كه هست و برایش شجره‌نامه درآورده‌اند صحّت ندارد یعنی همین‌طوری شجره‌نامه درست كردند بدون اینكه واقعیت داشته باشد! البتّه من همه را نفی نمی‌كنم ولی نسبت به بعضی‌ها كه تحقیق كردم دیدم این‌طور نیست. انسان به‌عنوان اینكه اولاد پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم هستند، می‌رود زیارت می‌كند و یك فاتحه می‌خواند، مگر بیش از این از آنها می‌خواهد؟ خب به آنهایی هم كه موثّق هستند بیشتر توجّه می‌كند، لذا به‌طوركلی بهتر است که اصلاً انسان دنبال این مطلب نرود كه موثّق است یا نیست؟ حالا باشد یا نباشد فرقی نمی‌كند، یك حمد و سوره خواندن كه این‌قدر مسئله‌ای و مشكلی را برای انسان ایجاد نمی‌كند!

  • متفرقات ـ سلوکی

  • تشکیل جلسات روضه

  • سؤال: حقیر چند سال است كه نذر روضۀ زنانه كرده‌ام، آیا با توجّه به مطالب شما امكان ادامه آن هست؟ مرا راهنمایی بفرمایید.

  • جواب: البته همان‌طوری‌كه عرض كردم همۀ مجالس تعطیل است. منتها خب بعضی‌ها كم‌كم انجام خواهد شد. آنچه را دوستان شنیدند، اینها برنامه‌ای بوده كه می‌بایست انجام بشود و دوباره مسائل به سیر عادی خودش برمی‌گردد و ان‌شاءالله رفع نگرانی از رفقا خواهد شد.

  • (فلسفی)

  • تغییر و تفاوت شاکله و سعۀ وجودی افراد

  • سؤال: در جلسۀ مخدّرات قم در جواب سؤالی كه پرسیده شده بود كه آیا شاكلۀ انسان تغییر می‌كند؟ مطرح كردید كه شاكله‌هایی كه براساس صفات شكل می‌گیرد مثل بخل و حسد، اینها با برطرف شدن آن صفات و مراقبه تغییر می‌كند امّا اگر منظور خصوصیت وجودی است كه اختصاص به آن شخص دارد تغییر نمی‌كند. لطفاً قسمت دوّم را توضیح بفرمایید. سؤال دیگر اینكه چطور می‌توانیم صدق و اخلاص را در اعمال و نیات خودمان محك بزنیم.

  • جواب: سؤال اوّل سؤال خوبی است، البته مسئله قدری مشكل است ولی به‌اختصار عرض می‌كنم. فرض كنید گنجایش این لیوان محدود است اما آن پارچ آبی كه آب آن در این لیوان ریخته می‌شود گنجایش بیشتری دارد، منظور بنده این است كه هر شخصی براساس یك سعۀ وجودی و یك مقدار حجمی ‌كه می‌تواند از اسماء و صفات الهیه در وجود خود به منصّۀ ظهور برساند خلق شده است. دو وجود باهم یكی نیستند و دو ظرفیت به یك اندازه نیستند. در دنیا دو لیوان مثل هم خلق نشده است حالا نه مثل اینها، منظور بنده همان شاكلۀ وجودی افراد است. حتّی بین رسول خدا و امیرالمؤمنین علیهماالسّلام هم اختلاف وجودی وجود دارد، سعۀ صدر و سعۀ وجودی رسول خدا از امیرالمؤمنین علیهما‌السّلام بالاتر و اوسع بوده و رسول خدا حكم علت برای وجود ولایتی امام امیرالمؤمنین هستند و همین‌طور حضرت زهرا به نسبت به سایر ائمّه علیهم‌السلام، و هركدام از ائمّه هم دارای سعۀ وجودی خاصی هستند كه هركدام به آن میزانِ سعۀ وجودی خودشان از اسماء و صفات لایتناهی الهیه بهره می‌برند، این منظور بنده است و این‌هم مطلبی نیست یعنی اشكالی ندارد بالأخره هر كسی یك سعۀ وجودی دارد ولی در آن اقتناص و اكتساب اسماء و صفات الهیه تفاوتی نمی‌كند، او به‌اندازۀ سعۀ وجودی خودش حركت می‌كند و این [فرد هم به‌اندازۀ سعۀ وجودی خودش حرکت می‌کند،] مانند طفلی كه این مقدار غذا می‌خورد یا مانند شخص بزرگی كه این مقدار غذا می‌خورد، او می‌تواند همۀ غذاها را بخورد به این مقدار و شخص جوان می‌تواند همۀ غذاها را بخورد به این مقدار و هر دو به یك میزان احساس لذّت كنند، این از این نقطه‌نظر تفاوتی نمی‌كند.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

18
  • (سلوکی)

  • تشخیص میزان اخلاص در اعمال و نیات

  • و امّا سؤال بعد كه چگونه انسان می‌تواند محك بزند؟ این دیگر به‌دست خود انسان است. معیارها داده شده، ملاك‌ها داده شده، مبانی به افراد داده شده است و انسان می‌تواند تشخیص بدهد که آیا به آنچه گفته می‌شود سال پیش بهتر می‌توانست عمل کند یا الآن؟ آمادگی او برای دستورات و اعمال، سال پیش بهتر بود یا الآن بهتر است؟ علاقۀ او به این راه، سال پیش بیشتر بوده یا الآن بیشتر است؟ استحكامش، سال پیش بیشتر بوده یا الآن بیشتر است؟ آمادگی برای دستورات جدید سال پیش بیشتر بوده یا الآن بیشتر است؟

  • در آیۀ شریفه داریم كه می‌فرماید که وقتی كه سوره‌ای نازل بشود این سوره در میان مؤمنین دو شكل پیدا می‌كند، آنهایی كه كافرند می‌گویند: «ای دادوبیداد هنوز سورۀ قبلی نیامده، دوباره سورۀ جدیدی آمده و بدبختی ما دوباره شروع شد!» آنهایی كه مؤمن هستند، آنها منتظرند و می‌گویند: «الحمدلله كه یك سورۀ جدیدی آمد و یك احكام و تكالیف جدیدی آمد، ما عمل می‌كنیم و زودتر و سریع‌تر راهمان پیدا می‌شود.»1

  • لزوم قطع تعلق سالک از تعلقاتش

  • و جالب اینجا است كه بنده در زمان خود مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم این مسائل را می‌دیدم و گاهی اوقات ایشان می‌فرمودند: «به رفقا بگو در فلان جلسه شركت كنند چون من می‌خواهم مطالبی را بگویم.» یك‌دفعه می‌دیدم افراد دو جور هستند، بعضی‌ها تنشان شروع می‌كرد به لرزیدن كه آقا چه می‌خواهند بفرمایند؟! چه مسئله‌ای را می‌خواهند مطرح كنند؟! چه می‌خواهند بفرمایند؟! اما بعضی‌ها اصلاً منتظر بودند و دقیقه‌شماری و ثانیه‌شماری می‌كردند که چه موقع آن جلسه برگزار می‌شود تا ببینند چه مسائل اضافی، اضافه بر آنچه تابه‌حال مطرح شده، ایشان می‌خواهند مطرح كنند؟

  • ببینید! چرا دارد تنت می‌لرزد؟! برای چه می‌لرزد؟! برای چه ناراحتی؟! برای چه؟! مگر چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد؟! آن كسی كه خودش را سپرده است، دیگر از چه چیزی باید بترسد؟! به آن كسی كه فرض كنید كه لباس خودش را هم درآورده [و از همه چیزش قطع تعلق کرده است] حالا بگویند که فلان مبلغی كه در بانك داری سوخت شده است! می‌گوید که ما پیراهنمان را هم درآوردیم حالا تو داری ما را می‌ترسانی از اینكه پول بانكت رفته یا فلان دزد آمده و موتورت را برده است؟! ما همه چیز را گذراندیم و از این مسائل رد شدیم. سالك باید لباس خود را دربیاورد یعنی باید از تمام تعلقّات خودش بگذرد و وقتی كه ما این قضّیه را پیگیری كنیم، آن‌وقت می‌توانیم به آنچه وعده دادند دسترسی پیدا كنیم.

    1. . سوره محمد (47) آیه 20: ﴿وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ لَوۡلَا نُزِّلَتۡ سُورَةٞ فَإِذَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ مُّحۡكَمَةٞ وَذُكِرَ فِيهَا ٱلۡقِتَالُ رَأَيۡتَ ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ يَنظُرُونَ إِلَيۡكَ نَظَرَ ٱلۡمَغۡشِيِّ عَلَيۡهِ مِنَ ٱلۡمَوۡتِ فَأَوۡلَىٰ لَهُمۡ﴾.
      نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 219: «و كسانى كه ایمان آورده‌اند مى‌گویند: چرا سوره‌اى كه در آن حكم جهاد با كفّار باشد نازل نشده است؟! و چون سوره‌اى محكم و صریح نازل شود و در آن ذكر جنگ و كشتار و امر به بسیج و حركت باشد، تو اى پیغمبر ما! مى‌بینى آنان را كه در دلهایشان مرض نفاق است، بر روى تو با چهره دگرگون و منقلب كه از ترس مرگ بى‌هوش شده‌اند مى‌نگرند. آرى! مرگ و نابودى براى آنها سزاوارتر است.»
      سوره توبه (9) آیات 124 ـ 127: ﴿وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ فَمِنۡهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمۡ زَادَتۡهُ هَٰذِهِۦٓ إِيمَٰنٗا فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ فَزَادَتۡهُمۡ إِيمَٰنٗا وَهُمۡ يَسۡتَبۡشِرُونَ * وَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٞ فَزَادَتۡهُمۡ رِجۡسًا إِلَىٰ رِجۡسِهِمۡ وَمَاتُواْ وَهُمۡ كَٰفِرُونَ * أَوَلَا يَرَوۡنَ أَنَّهُمۡ يُفۡتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٖ مَّرَّةً أَوۡ مَرَّتَيۡنِ ثُمَّ لَا يَتُوبُونَ وَلَا هُمۡ يَذَّكَّرُونَ * وَإِذَا مَآ أُنزِلَتۡ سُورَةٞ نَّظَرَ بَعۡضُهُمۡ إِلَىٰ بَعۡضٍ هَلۡ يَرَىٰكُم مِّنۡ أَحَدٖ ثُمَّ ٱنصَرَفُواْ صَرَفَ ٱللَهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمۡ قَوۡمٞ لَّا يَفۡقَهُونَ﴾.
      امام شناسی، ج 10، ص 312:
      «و چون سوره‌اى فرود آید؛ بعضى از منافقین مى‌گویند: نزول این سوره، موجب زیادى ایمان كدامیك از شما شد؟ آرى آن كسانى كه إیمان آورده‌اند؛ نزول این سوره موجب زیادى ایمان آنها مى‌شود؛ و موجب سرور و بشارت آنها مى‌گردد * و أمّا براى آن كسانى كه دلهایشان به مرض نفاق و كفر و شرك، علیل و دردناك است؛ نزول این سوره، موجب زیادى پلیدى و خُبْث و زشتى بر روى پلیدى و خبث و زشتى دیرین آنها مى‌شود و با حال كفر مى‌میرند. * آیا این منافقین نمى‌بینند كه: ما در هر سال، یكى دو بار ایشان را امتحان مى‌كنیم، و مع‌ذلك توبه ننموده، و بازگشت نمى‌كنند؛ و متذكّر به ذكر خدا و عواقب خود نمى‌شوند؟! * و چون سوره‌اى نازل شود (و طبعاً بعضى از ایشان در نزد رسول خدا هستند از شدّت قلق و اضطراب و تزلزلى كه براى آنها رخ مى‌دهد؛ و در سیمایشان مشهود مى‌گردد)، بعضى از آنها به بعضى دیگر از همقطارانشان نگاه سؤال‌آمیز مى‌كنند كه آیا كسى شما را دید (و از حال اضطراب شما مطّلع شد یا نه؟) و سپس بر مى‌خیزند و مى‌روند و بر مى‌گردند؛ خداوند دل‌هاى آنها را برگرداند؛ (و یا آنكه خداوند دل‌هاى آنها را برگردانده است؛) به علّت آنكه آنها گروهى هستند كه نمى‌فهمند.»

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

19
  • (سلوکی)

  • علت تفاوت دیدگاه ما نسبت به حج و نماز

  • سؤال: در مورد اسرار حج اگر ممكن است بفرمایید که چرا هر كسی كه به حج مشرّف می‌شود چه به یك بار یا صد بار مخصوصاً حج تمتّع، عطش انسان بیشتر می‌شود ولی در مورد عبادت‌های دیگر این‌طور نیست؟ مگر نفرمودند که نماز بالاترین عبادت است ولی آن سوز عطش كه در حج هست در نماز احساس نمی‌كنیم و همین‌طور عبادت‌های دیگر، مثلاً در حج انسان نمی‌خواهد از حج برگردد یا وقتی که انسان به یاد منی و عرفات می‌افتد سوز عجیبی دارد، آیا انسان باید این را حفظ كند؟

  • جواب: این مسئله برگشتش به آن قضیۀ كیفیت و تنوعی است كه در این مسئله موجود است، چون در قضیۀ حج یك ماه است و انسان یك مرتبه می‌رود و خب آن حال و هوا، یك حال و هوای خاص به‌خود است و نفس خواهی‌نخواهی تحت تأثیر این مسائل قرار می‌گیرد. البته سؤال، سؤال بسیار خوبی است و باید همه به این مسئله توجّه كنند ولی ما چون مرتّب نماز را می‌خوانیم، این نماز برای ما عادت است و یك هم‌چنین حالی را در نماز نداریم حالا اگر خدا می‌فرمود که در هفته یك روز نماز بخوانید همان حالی كه در حج است، شما این حال را در نماز هم می‌دیدید چون هفته‌ای یك روز است. یااینكه اگر خدا می‌فرمود كه فقط در ماه مثلاً روز شنبۀ فلان، نماز مغرب و عشا واجب است، باید یك ماه صبر كنیم تا آن موعد برسد. این به‌خاطر تكرار است كه نفس نسبت به این عبادت حالت تكراری پیدا می‌كند و این غلط است نه‌اینكه نماز روح ندارد یا روح حج بالاتر است. انسان اگر به نكات و اسرار نماز توجّه كند [به اهمیت ویژۀ نماز پی‌می‌برد.] به‌نظرم در شب‌های ماه مبارك رمضان سال گذشته، آن شب‌هایی كه راجع به كیفیت نمازی كه اولیای خدا می‌خوانند و نمازی كه سایر افراد می‌خوانند و این‌طور به‌نظرم می‌رسد در آنجایی كه صحبت این را می‌كردم كه امام صادق علیه‌السّلام وقتی كه به ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾1 رسیدند، آن‌قدر تكرار كردند كه از هوش رفتند و به زمین افتادند2 [اما] كسانی هم می‌گویند:

    1. . سوره حمد (1) آیه 5. روح مجرد، ص 162:
      «من فقط تو را عبادت می‌كنم و از تو استعانت مى‌طلبم.»
    2. . فلاح السائل، ص 104 و 107، با قدری اختلاف؛ اسرار ملکوت، ج 2، ص 76، تعلیقۀ اول.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

20
  • وقتی كه ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾1 را می‌خوانید و به ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ می‌رسید باید نیت دیگری كنید، نیت این را بكنید كه به ما گفته‌اند که بگو ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ و ما هم می‌گوییم والاّ ما چیزی سردر نمی‌آوریم!2

  • بین این دو نماز چقدر فاصله است؟ و چقدر فرق است بین آن نمازی كه به قول مرحوم آقا وقتی كه استادشان ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ تكبیر می‌گفتند، اگر كسی در چشم ایشان نگاه می‌كرد احساس نمی‌كرد كه این چشم دارد جایی را می‌بیند و بین آن نمازی كه شخص به همه چیز فكر می‌كند!

  • بنده یك وقت در حرم امام رضا علیه‌السّلام در بالاسر حضرت مشرّف بودم، دیدم كه یك نفر از معمّمین و از افراد مشهور كه الآن فوت كرده است دارد نماز می‌خواند و این فرد در جیبش كارت گذاشته بود، نمی‌دانم كارت هیأتش بود یا چه بود، حالا دیگر بیشتر توضیح نمی‌دهم. داشت حمد و سوره می‌خواند و من هم كنارش نشسته بودم! تا یك نفر [که آشنا بود] به او رسید، آن شخص معمم دست كرد و از داخل جیبش کارتی را در‌آورد که به او بدهد! ببینید چقدر فرق است؟! این اولیاء دارند ما را به كدام نماز دعوت می‌كنند؟! به آن نماز یا به این نماز كه كارت حسینیۀ مرا برو بده به افرادی كه می‌خواهند در آنجا بیایند که این حسینیه پر شود؟! التفات می‌فرمایید! والاّ نماز، نماز است! و این فقط به‌خاطر تكرار است.

  • احکام

  • آموزش راهنمایی و رانندگی

  • سؤال: می‌خواستم در مورد آموزش راهنمایی و رانندگی سؤال كنم [که آیا اشکال دارد یا نه؟]

  • جواب: اشكال ندارد. چه اشكالی دارد؟!

  • حج نیابتی 

  • سؤال: آیا پسری كه خودش مستطیع نیست می‌تواند برای پدرش یك حّج نیابت انجام بدهد؟

  • جواب: بله، خود پسر می‌تواند انجام بدهد. اما اگر مستطیع باشد نباید از طرف كسی دیگر انجام بدهد و اگر انجام بدهد هم آن حج [نیابتی] باطل است و هم حج بر ذمّۀ خودش می‌ماند ولی اگر مستطیع نباشد می‌تواند از طرف شخص دیگر انجام بدهد.

    1. . سوره حمد (1) آیه 2.
    2. . تبیان الصلوة، ج 5، ص 171؛ مجمع الرسائل، نجفی (محشی) ص 263.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

21
  • استفاده از صدقات

  • سؤال: آیا پول‌خورد برداشتن از صندوق صدقات اشكال دارد؟ یعنی پول‌خورد برداریم و پول درشت بگذاریم؟

  • جواب: اشكال ندارد گرچه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمودند که این كار را نكنید. یعنی ایشان می‌فرمودند که آن پولی را كه برای صدقه كنار گذاشتید، آن را در امور دیگر صرف نكنید مثلاً آن را بردارید و به‌جای آن پول دیگری بگذارید گرچه از نظر ظاهر شرع ایرادی ندارد ولی بهتر است انسان این کار را انجام ندهد.

  • متفرقات

  • حالات گیجی و میل به تنهایی و ضعف عمومی برای انسان

  • سؤال: تقریباً نزدیك یك سال است كه بعضی اوقات حالاتی برای من به‌وجود می‌آید كه احساس گیجی و گنگی می‌كنم درعین‌اینكه متوجّه حالات اطرافیان و حرف‌های آنها و عكس‌العمل‌های آنها و خودم هستم، در همان حال [این احساس گیجی را می‌کنم و] این موضوع مرا اذیت می‌كند.

  • جواب: این حال كه همیشه برای ما هست! ما كه همیشه گنگیم و گیجیم حالا برای شما بعضی اوقات این حالات پیش می‌آید! نه، این مسئله‌ای نیست و به این مسئله توجّه نكنید، این مسائل، مسائل مقطعی است.

  • ادامۀ سؤال: بیشتر میل به تنهایی دارم و این موضوع گاهاً كم و زیاد می‌شود.

  • جواب: این‌هم مهم نیست، چیز بدی نیست.

  • ادامۀ سؤال: گاهی اوقات بدون علت احساس ضعف و بی‌حالی می‌كنم، به دكتر هم مراجعه كردم [ولی نتیجه نگرفتم.]

  • جواب: نه، اینها مطالب قابل توجهی نیست.

  • (تفسیری)

  • توضیحی پیرامون قضاوت حضرت داوود در جریان مخاصمۀ دو ملک الهی

  • سؤال: در سورۀ «ص» خداوند اشاره می‌فرماید به داستان ملائكه كه به شكل آدم درآمدند و مخاصمۀ خود را به‌نزد حضرت داوود علی ‌نبینا و آله و علیه‌السّلام آوردند، ازنظر ظاهر حضرت داوود درست قضاوت فرمودند، پس از چه چیز توبه نمود و استغفار كرد و این چه آزمایشی بود؟1

  • جواب: نه اتفاقاً ایشان قضاوت درستی نكردند، صحبت همین است. در این قضیه ملائكه آمدند و به حضرت داوود عرضه داشتند که﴿إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ﴾2 این برادر من ٩٩ گوسفند دارد و من یكی دارم، این برادر می‌خواهد این یكی را هم از من بگیرد﴿قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ﴾3 نه بیخود می‌گوید، زور می‌گوید، این برادر نباید این یكی را از تو بگیرد!

    1. . سوره ص (38) آیات23 و 24: ﴿إِنَّ هَٰذَآ أَخِي لَهُۥ تِسۡعٞ وَتِسۡعُونَ نَعۡجَةٗ وَلِيَ نَعۡجَةٞ وَٰحِدَةٞ فَقَالَ أَكۡفِلۡنِيهَا وَعَزَّنِي فِي ٱلۡخِطَابِ * قَالَ لَقَدۡ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعۡجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِۦ وَإِنَّ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلۡخُلَطَآءِ لَيَبۡغِي بَعۡضُهُمۡ عَلَىٰ بَعۡضٍ إِلَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَقَلِيلٞ مَّا هُمۡ وَظَنَّ دَاوُۥدُ أَنَّمَا فَتَنَّٰهُ فَٱسۡتَغۡفَرَ رَبَّهُۥ وَخَرَّ رَاكِعٗا وَأَنَابَ﴾.
      افق وحى، ص 233:
      «این شخص كه مى‌نگرى برادر من است و داراى نود ونه عدد میش مى‌باشد درحالی‌كه من فقط مالك یك میش مى‌باشم، درعین‌حال همان یك میش را مطالبه مى‌كند و مى‌خواهد از چنگ من به‌درآورد و با سخنان درشت و ناموزون مرا مورد خطاب و عتاب قرار مى‌دهد. * حضرت داوود گفت: این برادر تو از جادّۀ انصاف خارج گشته است و با درخواست خود مبنى بر ضمیمه‌نمودن یك میش بر گوسفندان خود به تو ظلم و ستم روا داشته است، البته این تازگى ندارد، بسیارند از شركاء كه نسبت به یكدیگر ستم مى‌كنند و از جادّۀ حقّ و عدل فاصله مى‌گیرند. مگر كسانى كه ایمان به پروردگار آورده‌اند و عمل خود را بر طبق آن ایمان صالح قرار داده‌اند و ایشان بسیار اندك‌اند. در این هنگام داوود متوجّه شد كه در قضاوت اشتباه و عجله نموده است و بدین وسیله ما خواسته‌ایم او را امتحان كنیم، پس به سوى پروردگار خود بازگشت و از او طلب بخشش و آمرزش نمود و به حال ذلّت و مسكنت و توبه درآمد.»
    2. . سوره ص (38) آیه 23.
    3. . سوره ص (38) آیه 24.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

22
  • ببینید! حضرت داوود علی نبینا و آله و علیه‌السلام در اینجا زود قضاوت كرد. حضرت داوود در اینجا نپرسید، شاید این یكی هم برای این [برادری است که99 گوسفند دارد]، این [برادری که یک گوسفند دارد،] دارد دروغ می‌گوید، شاید هر صدتا گوسفند برای این برادر است.

  • ببینید! این [نحوه قضاوت] بلاتشبیه بلاتشبیه مثل عقیدۀ حكومت‌هایی است كه اینها خلاصه می‌گویند: «اگر شخصی مالی داشته باشد، این حتماً از راه خلاف به‌دست آورده و باید ضبط بشود و گرفته بشود.» نه، ممكن است یك شخصی ثروتمند باشد و ثروتش را هم از راه حلال به‌دست آورده باشد، این دلیل نیست. و آن فقیر هم فقیر است یا خودش تنبلی كرده یا حالا بالأخره تنبلی هم نكرده و قضا و تقدیر و مشیت او را به این كیفیت نگه داشته است. حالا چون آن شخص ثروتمند است باید مال را از او گرفت و به این فقیر داد؟! نه، یك هم‌چنین مطلبی نیست. حضرت داوود تا این حرف را زد كه این [برادر صاحب99 گوسفند] خلاف كرده، یك‌مرتبه دید كه آن دو نفر ناپدید شدند، ناپدید كه شدند فهمید که این دو نفر انسان نبودند، اینها ملائكه بودند که آمدند او را امتحان كنند. آنجا بود كه فهمید سریع قضاوت كرده است و می‌بایست بپرسد كه این یك گوسفند را از كجا به‌دست آوردی؟ شاید برای برادرت باشد، این برادر بزرگترت كه صد گوسفند دارد لذا توبه كرد و متوجّه شد كه هنوز مطالبی وجود دارد.

  • اختصاص عصمت مطلقه به چهارده معصوم علیهم‌السلام

  • بنده ظاهراً در مقدّمۀ كتاب افق وحی در كیفیت مراتب انبیاء آن‌طوری‌كه به‌نظرم می‌رسد حالا دوستان مراجعه كنند، آنجا در مسئلۀ علم یا در مسئلۀ وحی این قضیه را توضیح دادم كه انبیاء كه عصمت داشتند، عصمت ظاهری بوده است یعنی در مقام خطاب با مردم، انبیاء نباید اشتباه كنند ولی در [نفس] خودشان و حالات خودشان بین خود و خدا این‌طور نیست و خود انبیاء ممكن است حالاتی داشته باشند و در آن حالات خودشان از نقطه‌نظر عصمت، دارای مراتب مختلفی باشند. آن عصمتی كه عصمت مطلقه است و به مقام طهارت مطلقه رسیده باشد، آن عصمتی است كه فقط اختصاص به چهارده معصوم علیهم‌السلام دارد، اینها به مقامی ‌رسیدند كه آیه برای آنها آمده است:﴿إِنَّمَا يُرِيدُ ٱللَهُ لِيُذۡهِبَ عَنكُمُ ٱلرِّجۡسَ أَهۡلَ ٱلۡبَيۡتِ وَيُطَهِّرَكُمۡ تَطۡهِيرٗا﴾1 اینجا است كه همۀ انبیاء علیهم‌السلام باید به ائمّه و به چهارده معصوم علیهم‌السلام التجاء و توسّل كنند، این برای این است. عصمت فقط عصمت در دروغ گفتن و تهمت زدن و... نیست و عصمت در سرّ داریم، عصمت در ضمیر داریم، عصمت‌هایی داریم كه اصلاً به‌طوركلّی شاید شرح و طرح كردنش حتّی قابل فهم هم نباشد، ائمه در آن مراتب هستند ولكن انبیاء از نقطه‌نظر اینكه فرستادۀ الهی هستند حتماً باید قضاوت‌هایی كه در میان مردم می‌كنند، قضاوت صحیح باشد. و اگر این دو نفر انسان بودند قطعاً حضرت داوود این‌طور قضاوت نمی‌كرد، چون این دو ملك بودند، آمدند تا بعضی از موارد نقصان و موارد خلاء را به حضرت داوود عرضه كنند كه خلاصه اینجای كار گیر است و اینجای قضیه گیر است و باید متوجّه این نكته باشی.

    1. . سوره احزاب (33) آیه 33. امام شناسى، ج‌ 2، ص 150:
      «این است و جز این نیست كه فقط خداوند اراده كرده است كه از شما اهل‌بیت هر گونه رجس و پلیدى را از میان بردارد و به تمام معنى شما را پاك و پاكیزه گرداند.»

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

23
  • (عرفانی ـ اجتماعی و تربیتی)

  • تکلیف به میزان سعۀ افراد

  • سؤال: در مورد مسئلۀ عقل و تسلیم سؤال داشتم، ما اگر عقلمان كامل بود كه مسئلۀ تسلیم اینجا معنا نداشت و مسلّماً گاهی مسائلی پیش می‌آید كه عقل ما به‌ طرز صحیح عمل كردن، نمی‌رسد و مجالی یا محلّی برای سؤال كردن و تسلیم شدن نداریم، در آنجا چه باید كرد؟

  • جواب: بنده این مطلب را بارها عرض كردم كه هر شخص به میزان سعه‌ای كه دارد، به همان میزان تكلیف دارد و هیچ‌وقت خدا از ما تكلیف امام زمان علیه‌السلام را نخواسته و ما هم نمی‌توانیم انجام بدهیم یعنی اگر خدا هم بخواهد ما نمی‌توانیم، ما كجا و صاحب مقام ولایت كبری كجا؟! آن مراتب تكلیفی كه خداوند متوجّه آن حضرت كرده با آن تكلیفی كه متوجّه ما كرده است اصلاً قابل تصور نیست، ما همین‌قدر که دروغ نگوییم باید كلاهمان را به آسمان بیندازیم، آن عقل همیشه انسان را دعوت به صلاح ‌می‌كند.

  • کمال عقل بشر امروزی

  • راجع به این حرف افرادی كه می‌گویند که امروزه عقل كامل شده است، بنده خدمت رفقا این مطلب را عرض كردم مخصوصاً در همین كتاب افق وحی ، اگر رفقا مطالعه كرده باشند بنده در آنجا تذكر دادم که بله الحمدلله كمال عقل امروزه بعد از ١٤٠٠سال برهنه شدن و لخت شدن و لخت مادرزاد در خیابان‌ها و در جلوی چشم بچّه‌ها رژه رفتن است!!! این معنای كمال عقلی است كه ما امروزه مشاهده می‌كنیم!1 و یا فرض بكنید كه قوانینی كه برای امور خلاف وضع شده است. در بعضی از این شهرهای اروپایی كه كنار دریا است قانون است که در این سه ماه تابستان افرادی كه در اینجا بیایند می‌توانند لخت مادرزاد حركت كنند! یعنی فرد لخت مادرزاد حركت می‌كند، حالا دیگر شما اسم این را آدم می‌گذارید؟! حالا اگر اسم این را الاغ بگذارید شاید مناسب‌تر باشد از اینكه اسم این را آدم بگذارید! یااینكه در مورد مسائل خلاف و امور واقعاً حیرت‌انگیز و قساوت‌ها و جنایت‌هایی كه ما امروز مشاهده می‌كنیم كه در همه‌جا این قساوت‌ها و جنایت‌ها وجود دارد، واقعاً انسان حیرت می‌كند كه آیا می‌شود شخص انسان باشد و به‌خود اجازه بدهد که كارهایی كه حتی گرگ درنده و ببر و پلنگ نمی‌كند، از این انسان دوپا سربزند؟!

    1. . افق وحی، ص 292 و 293؛ نوروز در جاهلیت و اسلام، ص 28 و 75.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

24
  • معنای واقعی عقل

  • عقل به معنای آن ذخیره‌ای است نهانی و در درون انسان كه متحد با نفس و روح است و انسان را به صلاح و آنچه در آن صلاح است دعوت می‌کند و آن عقل هرچه بیشتر به مرتبۀ كمال برسد بیشتر در مقابل خدا تسلیم است. اتفاقاً مسئله برعكس است و هرچه عقل ناقص‌تر باشد، آن تسلیمش كمتر است و آن تسلیمی ‌كه امام علیه‌السّلام حضرت بقیةالله ارواحنافداه الآن در قبال پروردگار دارد، كجا ما آن تسلیم را داریم؟!

  • نشانۀ ناقص بودن عقل ما

  • كجا ما حاضریم برای اینكه به آنچه گفته می‌شود جامۀ عمل بپوشانیم؟ بفرمایید! خودتان هم دیدید دیگر، اینها كه دیگر نیازی به توضیح ندارد! یك مسئله بالا و پایین می‌شود هزارتا سر و صدا از این‌طرف بلند می‌شود و همه هم ادعای تسلیم بودن را می‌كنند و همه هم ادعای تفویض و... را می‌كنند! این در حالی است كه تمام این مسائل به‌نفع ماست، تمام این مسائل به مصلحت ماست، تمام آنچه گفته می‌شود به خود شخص برمی‌گردد والاّ چه عامل و چه دلیلی می‌تواند داشته باشد كه انسان فرض بكنید كه به یكی بگوید این كار را انجام بده و به یكی بگوید این كار را انجام نده؟ این چه دلیلی دارد؟! برای چه؟! وقتی كه احساس می‌شود الآن این شخص دارد راه خلاف را می‌رود و این فرد حالا نه فرد به‌خصوص، همۀ افراد و همۀ آنهایی كه به یك نحو تصّور دارند، انسان می‌خواهد آنها را از آن تصّور دربیاورد، از آن تخیلات دربیاورد، از آن اوهام دربیاورد و به راه دیگر ببرد، همه چیز به هم می‌ریزد! خلاصه زمین و زمان به‌هم می‌ریزد! برای چه؟ برای اینكه عقل ما ناقص است. اگر عقل ما كامل بود که دیگر دادوبیدادی نداشتیم و اگر عقل ما كامل بود خودمان جلوجلو می‌رفتیم و خودمان جلوجلو استقبال می‌كردیم چون عقلمان كامل است.

  • تلازم میزان کمال عقل با تسلیم بودن

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

25
  • آن اصحابی كه در روز عاشورا آمدند و جلو جلو رفتند و به سیدالشهدا علیه‌السلام برای شهادت اصرار می‌كردند، آیا آنها عقلشان كامل‌تر بود یا آنها كه شب عاشورا رفتند؟! كدام عقلشان كامل‌تر بود؟ آیا حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام عقلش كامل‌تر بود یا آن كسی كه خود سیدالشهدا برای نصرت و برای آمدن در جرگۀ خود به خیمۀ او تشریف بردند ـ عبدالله بن حر جعفی ـ و از او تقاضا كردند و او نپذیرفت؟!1 كدام‌یك از این دو عقلشان بالاتر است؟!

  • شما الآن نگاه كنید به آن مقام و عظمت حضرت اباالفضل كه اصلاً كسی نمی‌تواند تصور كند و آن بدبختی كه مرد یا حالا سكته كرد و مرد و یااینكه آجر خورد در سرش و مُرد یااینكه بالأخره مرد، بالأخره تا آخر كه نماند. حالا كسانی كه از دایرۀ امام حسین علیه‌السلام كنار رفتند، الآن آنها که دیگر زنده نیستند، یا دو سال بعد مردند یا سه سال بعد مردند یا در قیام مختار به آن وضع و به آن كیفیت به جهنّم و به درك واصل شدند، مگر انسان چقدر عمر می‌كند؟! یا آنهایی كه در خیمۀ سیدالشهدا آمدند و فلاح و نجات ابدی و سرمدی را برای خود خریدند و حضرت لقاء پروردگار را به آنها هدیه داد، كدام‌یك از اینها بردند؟ كدام‌یك از اینها به آن مرتبه رسیدند؟ عقل كدام كامل‌تر بود؟ اتفاقاً هرچه عقل كامل‌تر باشد تسلیم بیشتر است.

  • احکام

  • نجاست اعضاء وضو

  • سؤال: در وضو اگر بعد از شستن دست راست، انگشت دست چپ نیاز به آب‌كشی پیدا كرد چه باید كرد؟

  • جواب: انسان می‌تواند همان انگشت را بشوید، اشكالی ندارد.

  • شستن سر و گردن در غسل

  • سؤال: آیا در غسل بعد از شستن سر و گردن، در شستن سمت راست و چپ بدن، شستن نصف گردنِ همان سمت بدن هم لازم است؟

  • جواب: نه، همۀ گردن باید شسته شود و آدم نباید خط كش بگذارد! سر وگردن با هم است، آنكه نصف بدن است از اینجا (گردن) به پایین است نه از این فرق سر، این نصفه آنجا نیست.

    1. . أنساب الأشراف، ج 3، ص 174.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

26
  • شرکت در کلاس‌های هنری و ورزشی

  • سؤال: می‌خواستیم اطلاع پیدا كنیم كه آیا شركت در كلاس‌های مداحی و ورزشی و هنری ایراد دارد یا نه؟

  • جواب: كلاس مداحی اگر كلاسی باشد كه امور خلاف در آن نباشد ایرادی ندارد یعنی مسائل خلاف گفته نشود و آن شكل و شمایل، شكل و شمایل مطابق با شرع باشد و رعایت موازین بشود، در این‌صورت ایرادی ندارد. كلاس ورزشی هم همین‌طور. منتها اگر در جایی موسیقی باشد، در آنجا موسیقی حرام است و همین‌طور كلاس‌های هنری هم [با رعایت موازین] اشكالی ندارد.

  • اجتماعی و تربیتی

  • محدودۀ ولایت والدین

  • سؤال: دربارۀ محدودۀ ولایت والدین نسبت به انسان، آیا والدین می‌توانند از فرزندشان بخواهند یا او را امر كنند كه همسرش را طلاق بدهد؟

  • جواب: نه‌خیر، نمی‌توانند یك هم‌چنین كاری را انجام بدهند.

  • سؤال: آیا مرد می‌تواند همسرش را صرفاً چون با سلیقۀ خانواده‌اش مطابقت ندارد، طلاق بدهد؟

  • جواب: نه‌خیر، حرام است. دو نفر كه از نظر سلیقه یك جور نیستند، هر كسی [با دیگری] تفاوت دارد.

  • متفرقات

  • شرکت در جلسات روضه و مخدرات

  • سؤال: شما فرمودید که به‌هیچ‌وجه روضۀ ماهانه در منزل‌ها انداخته نشود، اگر روضه‌خوان ما فقط با مرد خانه تماس داشته باشد، آیا باز هم انجام نشود؟

  • جواب: راجع به این مسائل عرض كردم كه قدری صبر كنید. ان‌شاءالله مطالب خدمتتان عرض می‌شود.

  • سؤال: حدیث كسایی كه نذر كرده‌ایم دسته‌جمعی خوانده شود، آیا اگر در منزل خودمان چند نفر باشند اشكال ندارد؟

  • جواب: اشكال ندارد، اما همان‌طوری‌كه عرض كردم فعلاً اجتماع انجام نشود.

  • سؤال: بنده به خودم اجازه دادم كه دیگر اگر مقدور باشد خواهشی داشته باشم كه ساعت جلسه را در این موقع نگذارید، به‌خاطر اینكه ما از جای دور طهران می‌آییم و وقتی برمی‌گردیم دو ساعت طول می‌كشد و هم می‌خواهیم به مجلس شما بیاییم و هم دوست داریم كه برای شوهرانمان غذا درست كنیم و بعد از مغرب هم بیرون از منزل نباشیم، بفرمایید چطور عمل كنیم؟

  • جواب: به‌به! هیچ‌وقت خدا نیاورد روزی كه ما بخواهیم مانع یك هم‌چنین مسئله‌ای بشویم. راجع به این قضیه باید صحبت بشود، باید برنامه‌ریزی بشود و در بعضی از اوقات این قضیه پیش می‌آید، برای بنده هیچ فرصتی جز همین روز و همین ساعت نبوده است و حتّی امروز وقتی كه از قم حركت كردم و یك‌سره هم آمدم باز هم احتمال دادم که امروز به جلسه نرسم و اگر جلسه قبل از ظهر هم باشد باز هم همین‌طور است و قبل از ظهر هم شما می‌خواهید غذا درست كنید مگر اینكه از شب غذا را بار بگذارید، حالا بنده در زمینۀ آشپزی خیلی اطلاع ندارم!

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

27
  • (احکام ـ سلوکی)

  • وظیفۀ زن در قبال اوامر شوهر و پدر و مادر خود

  • سؤال: زن باید به حرف‌های شوهرش عمل كند یا به حرف‌های پدر و مادرش؟

  • جواب: زن وقتی كه شوهر می‌كند تحت ولایت شوهر درمی‌آید و باید به حرف‌های همسرش توجّه كند، البتّه شوهر او نمی‌تواند او را امر به خلاف شرع كند.

  • ادامۀ سؤال: پدر و مادرم می‌گویند که از همسرت فاصله بگیر و به پیش ما بیا و چند روزی در كنار ما باش و من هم به‌خاطر علاقه‌ای كه به همسرم دارم گفتۀ آنان را رد كرده‌ام. پدر و مادرم به من می‌گویند که به ما بی‌احترامی می‌كنی، ما تو را چند سال پرورش داده‌ایم!

  • جواب: این چه پدر و مادری هستند كه یك هم‌چنین مطالبی می‌گویند؟! نه، این تقاضا از پدر و مادر صحیح نیست. البته حالا نه‌اینكه به‌خاطر علاقه باید باشد، آن مسئلۀ علاقۀ به همسر جای خود دارد. آیا اگر به همسر علاقه نداشتید یك ماه پیش پدر و مادر می‌رفتید؟! این [علاقه داشتن که] دلیل کنار همسر ماندن نیست بلکه به‌خاطر همین اطاعتی است كه شرعاً باید زن از همسر خود داشته باشد. البته پدر و مادر باید متوجّه باشند كه این‌گونه مسائل را مطرح نكنند و از آن‌طرف هم شوهر باید توجّه داشته باشد حالا كه همسرش از پدر و مادرش دور است، رعایت حال آنها را هم بكند و عیالش را به دیدن پدر و مادرش ببرد و نباید در این امور سخت بگیرد و اگر شوهر بخواهد در این امور سخت بگیرد و خدای‌ناكرده بی‌جهت دلی شكسته بشود، برای خود انسان هم خدا پیش می‌آورد لذا هر چیزی باید جای خودش را داشته باشد. پدر و مادر باید به این دعوت كنند که در منزل باش و محیط منزل را گرم نگه دار، به دخترشان بگویند که باید به شوهر و بچّه‌هایت برسی و... اما هروقت هم فرصت داشتی با شوهرت به ما سربزن. شوهر هم از آن‌طرف نباید سخت بگیرد، باید یك نوع تعادلی در اینجا برقرار باشد.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

28
  • متفرقات

  • تعطیلی کلاس زهرا شناسی

  • سؤال: می‌خواستم از خدمت شما بپرسم كه چرا كلاس زهراشناسی تعطیل شده است و كسانی كه باعث تعطیلی آن شده‌اند آیا می‌توانند جواب حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را بدهند؟

  • جواب: بنده صلاح ندیدم كه دیگر كلاس زهراشناسی برقرار باشد و آن كسانی كه باعث شدند كه بنده این اقدام را انجام بدهم، آنها باید پاسخگو باشند.

  • احکام

  • وقت قضای نافله شب

  • سؤال: وقت قضاء نماز نافلۀ شب تا چه زمانی می‌باشد؟

  • جواب: اگر منظور نمازشب است، وقت نافلۀ شب تا موقع نافلۀ شب بعد است و اگر منظور نافلۀ نماز عشاء است، قضایش ارتباطی به نماز عشا ندارد بلكه نافله، نافلۀ جدایی است كه با انقضاء وقت نماز عشاء آن هم قضا می‌شود.

  • وقت تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها

  • سؤال: تسبیح حضرت زهرا علیهاالسّلام را بعد از نماز نافله هم می‌شود گفت یا خیر؟

  • جواب: نه‌خیر، تسبیح حضرت زهرا بعد از نماز واجب دستور است، ما خارج از دستور و سنت نباید عمل كنیم.

  • خمس اشیاء مستعمل

  • سؤال: آیا به اشیاء و وسایلی كه در منزل استفاده شده است ولی یك سال كنار بوده و از آنها استفاده نشده است، خمس تعلّق می‌گیرد؟

  • جواب: خیر.

  • دخول وقت نماز از ابتدای اذان

  • سؤال: نماز صبح را چند دقیقه بعد از اذان می‌توان خواند؟

  • جواب: با اذان می‌توان خواند و اشكالی ندارد.

  • شرکت در کلاس قرآن

  • سؤال: رفتن به كلاس قرآن برای تدریس یا درس گرفتن چه صورتی دارد؟

  • جواب: اشكالی ندارد.

  • کفارۀ‌ روزه

  • سؤال: كفّارۀ روزۀ امسال چقدر است؟

  • جواب: مشخّص است. كفاره اگر به معنای [مد طعام] است، به‌عنوان روزی هزار تومان كه یك غذا باشد به همان مقدار است.

  • قرائت دعای ندبه

  • سؤال: دعای ندبه را كه روزهای جمعه خوانده می‌شود، آیا خواندن آن اشكال دارد یا نه؟

  • جواب: نه، اشكالی ندارد.

  • حکم دخول مقداری از نماز در خارج وقت

  • سؤال: گاهی نماز نزدیك قضا شدن می‌باشد و مقداری از نماز داخل وقت و مقداری هم از وقت گذشته انجام می‌شود، آیا بر همان نیت [اداء] باشد؟

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

29
  • جواب: بله، اشكالی ندارد. چنانچه یك ركعت از نماز را در وقت ادراك كنیم، آن نماز ادا حساب می‌شود نه قضا.

  • فلسفی

  • ملکوت علیا و سفلی

  • سؤال: در صورت امكان كمی ‌دربارۀ فرق ملكوت اعلی و سفلی توضیح بدهید. آیا بهشتیان با جسم مثالی هستند و یا جسمی‌دیگر؟

  • جواب: الآن موقع تودیع و خداحافظی است. خیال می‌كنم این سؤال قدری دیر به‌دست بنده رسید، این باید ابتدای سخنان ما به‌‌دست من می‌رسید.

  • [بهشتیان] فعلاً با جسم مثالی هستند. ملكوت اعلی كه در اینجا نوشته شده است اشتباه است، بفرمایید ملكوت علیا چون ملكوت مؤنث است لذا باید مؤنث گفت. ملكوت سفلی عبارت است از عالم صور و عالم مثال و ملكوت سفلی همین عالم برزخ است، همانی كه ما در خواب می‌بینیم، همین‌كه در مكاشفه دیده می‌شود، همین‌كه شما در خواب افراد را می‌بینید را ملكوت سفلی می‌گویند. و اما ملكوت علیا ملكوتی است كه فقط آن صورت بدون بدن مثالی همراه با معانی برای افراد جلوه می‌كند كه این نیاز به یك تجربۀ حسی و شخصی دارد و خود شخص باید به این مرتبه برسد و قابل توضیح نیست.

  • (اخلاقی ـ سلوکی)

  • محترم بودن سخنان اولیاء خدا

  • سؤال: آیا می‌توانیم آوای ملكوت را كه مجموعه‌ای از درس‌ها و سخنرانی‌های حضرت علامه طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌باشد در اختیار دوستان و افراد مستعد قرار بدهیم؟

  • جواب: اشكالی ندارد ولی ملاحظات لحاظ شود. كلام بزرگان محترم است، سخنان اولیاء خدا محترم است و رفقا و دوستان رعایت و مواظبت می‌كنند. بنده یادم است وقتی که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌خواستند صدای استادشان را گوش بدهند وضو می‌گرفتند، آن موقع هم که از این ضبط‌های امروزی نبود و از این ضبط‌های بزرگ و از این نوارهای قرقره‌ای و... بود. آن موقع من هفت سالم بود و من هم خوشم می‌آمد و خیال می‌كردم حالا این دستگاه چیست؟ حالا دستگاه آپولو است؟ این چه دستگاه عجیب و غریبی است؟! ما هم شب می‌نشستیم [و نگاه می‌کردیم و گوش می‌کردیم.] ایشان می‌گفتند كه آقا سید محسن برو بخواب كه صبح زود بلند بشوی ولی ما نمی‌رفتیم و می‌آمدیم پشت آن در و یواشكی گوش می‌دادیم تا ببینیم كه این چیست؟ ایشان به آن اشعاری که استادشان خوانده بودند گوش می‌دادند.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

30
  • و بعد وقتی كه بزرگ شدیم یك وقت از ایشان راجع به اینكه چرا شما صدای استاد خودتان را در اختیار رفقا قرار نمی‌دهید [سؤال کردم،] ـ چون ایشان صدا را در اختیار رفقا و دیگران قرار ندادند، ما خلاصه آمدیم و قدری مسائل را به‌هم زدیم و همه چیز را [عوض کردیم] و جور دیگری عمل كردیم ـ عبارت ایشان این بود كه فرمودند:

  • صدای استاد ما از آنجایی كه ایشان ولیّ‌خدا است، مقدّس است و این صدا را هر كسی نباید گوش بدهد و باید با طهارت و حضور [قلب] گوش داد.

  • فرض کنید شخص در ماشین نشسته و ماشین دارد حرکت می‌کند، فرض كنید كه بوق هم می‌زنند و از آن‌طرف هم صدای فرد را [گوش می‌دهد،] این صحیح نیست. یااینكه شخص دارد خیاطی می‌كند و از آن‌طرف هم صدا بلند است، این بی‌احترامی و اهانت است. از این نقطه‌نظر است كه بنده عرض كردم که صدای مرحوم والد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ دست هر كسی نباشد و ما این را در اختیار عموم قرار ندادیم، البتّه قرار داده شده است و در اختیار قرار می‌گیرد چون قدری مسئله بازتر شده و دست ما هم نبوده است ولی باید رعایت این نكته بشود. اگر انسان با حضور قلب و با توجّه باشد، پنج دقیقه گوش دادن به صدای این بزرگان انسان را متحّول می‌كند. چه اشكال دارد كه انسان به افرادی كه علاقه‌مند و مستعد و ملتزم هستند بدهد؟

  • احکام

  • خمس هدیه

  • سؤال: دوستان حدود صد هزار تومان پول به‌عنوان هدیه روی هم گذاشتند و هدیه خریدند، آیا درصورتی‌كه قبل از سال خمسی آن را به مصرف برسانیم و مایحتاج خودمان را تهیه كنیم، به این هدیه خمس تعلق نمی‌گیرد؟

  • جواب: نه، [خمس تعلق نمی‌گیرد،] اشکال ندارد.

  • سلوکی

  • تغییر و تحولات مثالی در شب

  • سؤال: در بعضی از اوقات، زمانی كه وارد شب می‌شوم، از جهت روحی حالم بسیار آشفته‌ می‌شود و این حالت تا پایان بین‌الطلوعین ادامه دارد و چون این حالات را دارم نمازشب‌هایم را با آشفتگی روحی می‌خوانم، برای رفع این حالت چه باید بكنم؟

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

31
  • جواب: این مسئله وجوه مختلفی دارد و به كارهای انسان در روز برمی‌گردد، به كارهایی كه در شب انجام داده برمی‌گردد، به آن كیفیت ارتباطاتی كه دارد برمی‌گردد و مخصوصاً در شب چون شب محل بعضی از تغییر و تحولاتی است كه در مثال پیدا می‌شود، باید این شخص توجّه كند كه در شب اگر برایش ممكن است اسپندی دود كند و توجّه خودش را بیشتر كند و آنچه می‌تواند باعث آشفتگی بشود آنها را انجام ندهد. توجّه كردن به اخبار و مسائل و... صحیح نیست و هرچه نفس را آشفته می‌كند باید ترك بشود.

  • متفرقات

  • تدریس قرآن

  • سؤال: با توجّه به صحبت‌های اخیر آیا می‌توانیم در زمینۀ تدریس قرآن كلاس داشته باشیم؟ در ضمن بنده باردار هستم.

  • جواب: اشكالی ندارد، منتها باید مشخّص باشد و این‌طور نباشد كه جلسات زیاد باشد.

  • سلوکی

  • عدم توجه به مطالب تشویش آور

  • سؤال: با توجّه به اینكه افراد خانواده در صحبت‌هایشان با ما مسائل روزمرّه را مطرح می‌كنند، ذهن ما دچار پراكندگی می‌شود و اگر در اثر مراقبه حالی پیدا كرده باشیم آن را ازدست می‌دهیم.

  • جواب: انسان نباید توجّه كند، انسان باید فقط گوش بدهد و بعد خود را وارد در مسائل نكند. توجّه كردن حال انسان را خراب می‌كند والاً صرفاً گوش دادن، انسان را خیلی [متأثر] نمی‌كند.

  • احکام ـ سلوکی

  • گوش دادن به سخنرانی و مداحی افراد

  • سؤال: آیا استفاده از سخنرانی‌ها و درس‌ها و مدّاحی و روضۀ آقایان به‌صورت سی‌دی و نوار جایز می‌باشد؟

  • جواب: ببینید! بنده نمی‌توانم به‌طوركلی بگویم جایز نیست و نمی‌توانم هم بگویم که جایز است. خیلی از اینهایی که صحبت می‌کنند معلوم نیست كه به چه داعی است و حال و وضعیت روحی آنها چطور است؟ به‌صرف اینكه یك نفر بیاید و مداحی كند، این موجب نمی‌شود كه مخصوصاً خانم‌ها بخواهند توجّه كنند. این مسئلۀ خیلی مهمی است كه در توجه كردن خانم‌ها به صدای آقایان، این آقایان باید افرادی باشند كه از نقطه‌نظر تقوا هم افراد متقی باشند و با توجه به اختلاف و مسائلی كه دیده می‌شود باید روی این قضیه تأمل كرد.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

32
  • (احکام)

  • حکم نماز جمعه و نماز جماعت برای بانوان

  • سؤال: رفتن به نماز جمعه و نماز جماعت مساجد برای خانم‌ها چه حكمی دارد؟

  • جواب: رفتن به نماز جمعه برای خانم‌ها نیست. نماز جمعه برای مردها است. پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: «لَیسَ لِلنّساءِ جُمعَةٌ وَ لا جَماعَةٌ؛1 بر زنان نماز جمعه و جماعت تشریع نشده است» گرچه اگر به نماز جمعه بروند نماز ظهر از آنها ساقط می‌شود یعنی نماز جمعه از نماز ظهر کفایت می کند ولیكن نماز جمعه برای زن‌ها تشریع نشده است ولی رفتن به‌ نماز جماعت مساجد اشكالی ندارد. درهرصورت باید ببینید كه كدام‌یك از این دو، رفتن به مساجد یا ماندن در منزل می‌تواند در حال شما تأثیر مثبتی بگذارد؟ لذا داریم كه: «مَسجِدُ المَرأة ِبَیتُها؛2 منزل زن مسجد او است» و این حکایت از این می‌كند كه اصلاً به‌طورکلی خروج زن از منزل غیر از موارد ضرورت، برای او صحیح نیست و حال او را آشفته می‌كند و حال او را تغییر می‌دهد. مواردی كه ضرورت داشته باشد اشكالی ندارد یا مثلاً دلش تنگ می‌شود حالا می‌رود قدمی می‌زند و یك دور می‌زند یا صله‌رحمی می‌كند و دیدنی می‌كند، این اشكالی ندارد اما بیرون آمدن و مرتب به مسجد رفتن و آمدن، [این صحیح نیست.] باید ببینیم كه ما برای چه كسی این كار را انجام می‌دهیم؟! ما این مسجدی را كه داریم می‌رویم برای چه كسی داریم می‌رویم؟ آیا این مسجد را برای خدا می‌خواهیم برویم یا برای خودمان؟ و انسان خودش می‌تواند تشخیص بدهد که با این مسجدی كه رفته بهتر توانسته حضور قلب داشته باشد و نماز را بهتر بخواند یااینكه نه، در گوشۀ منزل خودش و با آرامش بیشتر باشد؟ این را بنده نمی‌توانم بگویم، باید خود افراد خودشان را محك بزنند و ببینند كدام بهتر است؟!

  • شرکت در برخی جلسات 

  • سؤال: آیا رفتن به كلاس و جلسۀ آقایان که خانم‌ها آن را اداره می کنند مثل مجلس قرائت و تفسیر جائز است؟

    1. . من‌لایحضره الفقیه، ج 4، ص 364.
    2. . الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، ج 1، ص 539.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

33
  • جواب: من متوجه این سؤال نشدم.

  • استفاده از اینترنت

  • سؤال: خانم‌هایی كه به راحتی دسترسی به اینترنت ندارند، چگونه و به چه طریقی می‌توانند در رابطه با مواردی كه قبلاً ذكر كردید كسب تكلیف كنند و سؤالات خود را بپرسند؟

  • جواب: بالأخره این مسائل منتشر می‌شود. اینترنت داشتن جزو اصول دین ما نیست و جزو فروع دین هم نیست حالا كسی ندارد بهتر كه ندارد. اینهایی كه دارند فرض كنید كه چه طرفی بستند؟! و این مطالبی که منتشر می‌شود، اكثریتش به‌خاطر خارج از ایران و مملكت ما است. طبعاً با این امكاناتی که هست، مطالب را به‌گوش دیگران می‌رسانند ولی نسبت به خود این افرادی كه از دوستان و رفقا هستند و همین‌طور سایر افراد، اینها می‌توانند با توجه به مسائل و تجهیزاتی كه امروزه هست آنها را پیاده كنند و در اختیار دیگران قرار بدهند و هرچه انسان این مطالب را كمتر داشته باشد و اشتغالش كمتر باشد، راحت‌تر است و فكر و خیالش هم راحت‌تر است.

  • شرکت در جلسات مداحی و سخنرانی بانوان

  • سؤال: آیا در ایام فاطمیه می‌توانیم در منزل خود مجلس عزاداری و سخنرانی توسط مداح خانم برگزار كنیم؟ و آیا خود كه از مبلغات هستم می‌توانم در آن مجلس سخنرانی كنم؟

  • جواب: این اشكالی ندارد، منتها همان‌طوری‌كه عرض كردم این جلسات باید ضوابتی داشته باشد كه خدمت دوستان عرض می‌كنم.

  • احکام

  • صحبت با نامحرم

  • سؤال: نهایت سعی خود را در جهت عدم ارتباط و صحبت با نامحرم انجام می‌دهم ولیكن در بعضی موارد الزاماً مجبور به صحبت در حد ضرورت می‌شوم و لذا حالت پریشانی و اضطراب پیدا می‌كنم، آیا در حد ضرورت و با حفظ شئونات در مواردی مثل رفتن به پزشك و مدرسه جایز است؟ 

  • جواب: بله، اگر انسان چاره‌ای ندارد در این موارد اشكال ندارد.

  • شرکت در جلسات توجیهی روحانی کاروان

  • سؤال: برای سفر حج الزاماً كلاس‌ها و برنامۀ آموزشی توسط روحانیون و مسئولین كاروان‌ها گذاشته می‌شود، تكلیف ما در این‌گونه موارد چیست؟ آیا جایز است که برویم؟

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

34
  • جواب: جایز است و اشكال ندارد. منتها انسان آن مطالب را باید با سایر مطالب در نظر بگیرد كه ببیند که تا چه میزان صحیح است؟ در همان سفر اخیری كه ما به حج مشرف شدیم ظاهراً سه سال پیش بود، در آنجا ما در بین عمره و بین حج از حالت احرام درنیامدیم و همان دوتا حوله را داشتیم چون مستحب است كه بین عمره و حج، حالت همان حالت احرام باشد،1 گرچه انسان مُحرم نیست. آن روحانی كاروان اعتراض كرد كه آقا شما [دین] جدید درآوردید! بعضی از دوستان هم بودند تقریباً حدود هفت، هشت نفری بودند كه اینها هم همان لباس احرام را داشتند. آن روحانی کاروان گفت که یك هم‌چنین مطلبی را نداریم و به یكی از افراد گفته بود كه به فلانی بگویید [که منشأ] این کار شما از كجا است؟ بنده در پاسخ گفتم كه به ایشان بگویید که اول قدری اطلاعاتشان را اضافه كنند و بعد روحانی كاروان بشوند! گفتم که بفرمایید بروید در جامع عباسی كه فارسی هم است، در آنجا این مسئله نوشته شده است.2 یعنی برو کتاب روایت فارسی مطالعه كن [و بعد بیا بگو چنین مسئله‌ای نیست!] بعد كه این روحانی رفته بود و در بعثه این مطلب را مطرح كرده بود به او گفته بودند که نه، یك هم‌چنین مسئله‌ای هست و مطلب درست است. علیٰ‌كلّ‌حال باید دید این مسائل و مطالبی كه مطرح می‌شود چگونه است؟

  • متفرقات

  • فراموشی مطالب مطالعه شده

  • سؤال: مشكل بنده این است كه مطالب كتاب را خیلی زود فراموش می‌كنم. كتاب افق وحی را خوانده‌ام، وقتی كه تمام شد دوباره بلافاصله از اول شروع به خواندن كردم.

  • جواب: این مشكل بنده هم است، بنده حتی چیزهایی را كه خودم هم می‌نویسم فراموش می‌كنم! بالأخره مقتضای سن و عمر این است و آدم همیشه كه یك‌جور نمی‌ماند. این چیزهایی را كه خدا می‌دهد، روزی هم اینها را پس می‌گیرد و نباید خیلی نگران بود. بله، مطالب این كتاب قدری مشكل است مخصوصاً قسمت اول کتاب و آن سیصد صفحۀ اوّل، قدری مشكل است و چاره‌ای هم نبود، بنده بااینكه سعی كردم كه حتی‌الامكان مطالب را آسان كنم ولی درعین‌حال ظاهراً قدری مشكل است. علیٰ‌كلّ‌حال همان مقداری كه انسان می‌تواند ادراك كند، همان مقدار برای او كافی است و بیش از آن‌هم از ما نخواسته‌اند، یعنی بیش از این‌هم از ما تقاضا نكرده‌اند.

    1. . الکافی، ج 4، ص 441:
      «عَن غَیرِ وَاحِدٍ عَن أبِی‌عَبدِاَللهِ عَلَیهِ اَلسَلاَمُ قَالَ: ”یَنبَغِی لِلمُتَمَتِّعِ بِالعُمرَةِ إلَى اَلحَجِّ إذا أحَلَّ أن لا یَلبَسَ قَمیصاً و لیَتَشَبَّه بِالمُحرِمینَ.“»
      ترجمه: «عدّه‌اى از راویان گویند: امام صادق علیه السّلام فرمود: ”براى كسى كه عمرۀ تمتّع انجام مى‌دهد شایسته است كه موهایش را كوتاه كند، پیراهن نپوشد تا شبیه محرم‌ها باشد.“» (محقق)
    2. . مصدر یافت نشد.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

35
  • (سلوکی)

  • منظور از توجه به نفس

  • سؤال: در رسالۀ لب‌اللّباب در باب مراقبه بیان شده است که مراقبه عبارت است از توجه به سکوت خود و گاهی به نفس خود،1 توجه به سكوت و نفس چگونه باید باشد؟

  • جواب: بنده حالا راجع به توجه به نفس صحبت می‌كنم كه به چه كیفیت است. علیٰ‌كلّ‌حال به‌نحو اجمال این است كه انسان در یك وقتی از شبانه‌روز حالا ده دقیقه یا یك ربع ذهن خودش را از همۀ تخیلات و خطورات خالی كند و حتّی خدا را هم در ذهن خود نیاورد یعنی هیچ‌چیزی در ذهن قرار نگیرد و ذهن به‌طوركلّی خالی خالی باشد، این را توجّه به نفس می‌گویند. این مرتبه اولین مراتب از مراتب توجه به نفس است و مراتب دیگری هم داریم كه فعلاً جای صحبتش نیست. پس آن مرتبۀ اول و آن قدم اوّل كه برای انسان خیلی مفید است و در نماز هم به‌درد می‌خورد و در موقع ذكر و خواندن قرآن و در سایر موارد دیگر هم مفید است، این است كه انسان در شبانه‌روز ده دقیقه یا یك ربع و اگر بتواند بیشتر كند مثلاً تا بیست دقیقه ذهن را از همه چیز خالی كند نه‌اینكه به یك چیز نگاه كند، نه، چشم خودش را ببندد و ذهن را از همه چیز خالی و فارغ کند، این برای حضور ذهن انسان مفید است.

  • متفرقات

  • استفاده از دفترچه بیمه دیگران

  • سؤال: كسی كه تمكن مالی ندارد آیا می‌تواند از دفترچه بیمۀ دوستان برای درمان استفاده كند؟

  • جواب: باید ببینید قانون نسبت به این قضیه چه حكم می‌كند؟ بنده چون از شرایط و خصوصیات قانونی بیمه اطلاع ندارم، لذا پاسخ دقیق را نمی‌توانم عرض كنم. باید ببینید خود بیمه و خود آن سازمان و خود آن دولت نسبت به این قضیه از نظر قانونی تا چه حد می‌تواند ارفاق كند!

  • علت خواب‌های آشفته

  • سؤال: بنده همیشه حتی برای چند دقیقه هم كه بخوابم، خواب‌های آشفته یا بیهوده و ملال‌آور می‌بینم،[علت چیست؟]

    1. . رسالۀ لب اللباب در سیر و سلوك اولى الألباب، ص 114.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

36
  • جواب: البته همان‌طور كه عرض كردم این خواب‌ها بی‌جهت نیست، خواب‌ها یا ریشۀ فیزیكی دارد یا ریشۀ متافیزیكی كه بایستی به اینها رسید. من‌حیث‌المجموع باید دانست كه كیفیت خواب‌هایی را كه انسان می‌بیند با تخیلات او در روز ارتباط خیلی وثیقی دارد، آن تخیلات را باید اصلاح كند.

  • الآن تقریباً ساعت هفت ونیم است و دیگر غروب شد، مخصوصاً آن خانم‌هایی که قرار است بروند شام درست کنند دیگر زودتر باید بروند که مورد مؤاخذه و تبعات آن قرار نگیرند! حالا دفعۀ بعد سعی می‌كنیم كه وقت بیشتری را [برای جلسه] قرار بدهیم و [وقت مجلس] را یا قبل از ظهر قرار بدهیم یا اگر امکان داشت عصر قرار می‌دهیم علیٰ‌كلّ‌حال دیگر این را به مشّیت الهی موكول می‌كنیم و به همین مقدار كه توفیق پیدا می‌كنیم که هر از چندگاهی خدمت دوستان می‌رسیم، خب برای خود ما هم خیلی مغتنم است. جداً عرض می‌كنم، من اهل مسامحه‌گویی نیستم و در این‌گونه موارد تواضع ندارم، من خودم هم برای زیارت رفقا و دوستان شائق هستم و احساس می‌كنم كه واقعاً از جانب رفقا طلب وجود دارد.

  • فضای رفاقت نه فضای امر و نهی

  • این تأكیدی را كه امروز بنده داشتم روی صحبت‌های خودم كه بگویم مطالبی را که به گوش شما می‌رسد خیر و صلاح شما است، برای‌ همین نكته است. اگر بنده احساس نمی‌كردم كه در این رفقا و دوستان، طلب و خواست و عطش هست و آنها به‌دنبال مطلب هستند، بنده به‌قسم دیگری انجام می‌دادم و خیلی راحت شانۀ خودم را از این بار مسئولیتی كه گذاشته‌ شده است خالی می‌كردم، حالا یا خودمان گذاشتیم یا گذاشتند، یا تقصیر داریم یا نداریم علیٰ‌كلّ‌حال وضعیتی است كه فعلاً به این كیفیت درآمده است. خیلی راحت می‌توانستم زودتر از اینها مسئله به یك نحو دیگری باشد ولی احساس می‌كنم كه نمی‌توانم پاسخ خدا را در قبال آن نفوس مستعدّه‌ای كه این نفوس طالب هستند بدهم، لذا توقّع ما هم این است كه اگر جسارتی می‌كنیم با دیدۀ عفو و بزرگی و... بنگرید! خلاصه اگر جرأت می‌كنیم، دیگر فضا، فضای رفاقت است و فضا، فضای امر و نهی نیست و فضا، فضای بكن و نكن نیست و فضا، فضای این مسائل نیست یعنی ریاستی نیست.

عمل به تکالیف برای قطع تعلقات نفسانی

37
  • من تعجّب می‌كنم آخر آن كسی كه پانزده سال است با مكتب مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ آشنا شده یا حتّی در زمان مرحوم آقا هم ایشان را زیارت كرده و از مصاحبت با ایشان [بهره برده است، چگونه] مطالبی را [مطرح می‌کند] كه بالأخره این مطالب را باید در جاهای دیگر مشاهده كرد و در زمینه‌های دیگر باید اینها را دید؟ چطور [شده است که] ما بعد از این مدت باید بیاییم به این مسائل بچّه‌گانه بپردازیم و از موقعّیت و سرنوشت و مئآل خود غافل باشیم؟! رفقا و دوستان بدانند و مطمئن باشند كه وسوسۀ چند خّناس نمی‌تواند در مسیر ما تزلزلی ایجاد كند و اگر قرار بر این باشد كه بخواهند تشویش به‌وجود آورند، آن كسانی كه بیرون می‌روند آنها خواهند بود.

  • این راه ادامه پیدا خواهد كرد. بزرگان راه را به ما نشان دادند، اولیای خدا راه را به ما نشان دادند و ما باید بر همین طریقه حركت كنیم، هر كسی که قسم دیگری می‌پسندد، دیگر مسئله و مئآل به‌دست خود او خواهد بود. امیدوارم كه رفقا و دوستان ما را از دعای خیر فراموش نفرمایند.

  • اللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد