34

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب

تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

14263
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهواجب مطلق و مشروط


توضیحات

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب، محور این گفتار آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از جایگاه قدرت در تکلیف آغاز میشود و نشان میدهد که ناتوانی کامل، موضوع را از قلمرو وجوب بیرون میبرد؛ بنابراین هر فقدان قدرتی را نمیتوان شرط وجوب نامید. سپس احتمال عقلاییِ توانایی از احتمال فلسفی جدا میشود و تفاوت تعلق قید به وجوب و به خود عمل توضیح داده میشود. با طرح دیدگاه صاحب فصول، مسیر بحث به شرایط حج و میزان اختیار مکلف در فراهم کردن آنها میرسد. سلامت و باز بودن راه یکسان بررسی نمیشوند؛ زیرا برخی آمادگیها و درمانها در اختیار شخصاند، اما بعضی موانع بیرونی چنین نیستند. نتیجه این است که یک خطاب میتواند نسبت به امور خارج از اختیار مشروط و نسبت به امور اختیاری مطلق باشد. این تمایز، ثمرهٔ بحث شرط وجوب و شرط واجب را روشن میکند.

/9
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب

  • تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب واجب مطلق و مشروط ـ جلسه سی‌وچهارم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • قدرت در تکلیف و حدود واجب مطلق و مشروط

  • در جلسۀ گذشته عرض شد که فقها به جای اینکه قدرت را در حیطۀ تکلیف بیاورند و واجب را بالنسبه به قدرت مورد لحاظ قرار دهند، [جایگاه فلسفی و تکوینی قدرت را در نظر گرفته‌اند]. این مسئلۀ خیلی مهمی است که ما به آن توجه داریم.

  • بازگشت تقسیمات واجب به مسئلۀ قدرت

  • تمام مباحث واجب مطلق و واجب مشروط و واجب معلّق بنا بر اصطلاح صاحب فصول ( که مرد بسیار دقیق‌النظری بوده و بنده در مطالبم به نظرات ایشان خیلی توجه دارم )، به انحاء مختلف، به مسئلۀ قدرت برمی‌گردد.

  • قیودی را که مولا در ارتباط با واجب لحاظ می‌کند،  خواه قید برای هیئت باشد یا برای ماده که توضیح اینها را بعداً خواهیم داد ، به قدرت برمی‌گردد؛ یعنی اقتدار مکلف بر فعل و کیفیت تحقق فعل به‌واسطۀ مکلف.

  • قدرت عقلی و خروج ناتوان از قلمرو وجوب

  • به‌همین دلیل ملاحظه می‌کنیم که باید مسئلۀ قدرت در اصطلاح فقها و اصولیون معنای مُضیّقی داشته باشد؛ یعنی قدرت با در نظر گرفتن واجب سنجیده شود و باید دید که واجب در ظرف وجوب، نسبت به قدرتِ بر اتیان فعل چه حکمی دارد؟ و مولا و شارع چه ملاحظه‌ای نسبت به واجب دارد؟ اگر مانند بحث گذشته، فعل را خارج از دایرۀ اقتدار مکلف بدانیم، اصلاً حکم و مسئله در اینجا منتفی خواهد شد. در آن مواردی که به‌طورکلی عقلاً مکلّف قادر بر اتیان فعل نیست،  نه احتمالاً ، دیگر اتیان فعل واجب نیست و وقتی هم که واجب نشد، دیگر مسئله از حالت وجوب، چه وجوب به نحو اطلاق و چه مشروط، خارج خواهد شد.

  • تأمل در مشروط دانستن وجوب نسبت به قیود اربعه

  • بنابراین اینکه واجب را بالنسبه به شروط اربعه که بلوغ، عقل، علم و قدرت است، ملاحظه کرده و نسبت به اینها واجب مشروط دانسته‌اند و دراین‌صورت آن قید به وجوب می‌خورد، نه به واجب، این مسئله در اینجا محلّ تأمّل است؛ زیرا مکلّف در حیطه‌ای که عقلاً قادر بر اتیان فعل نیست، إمّا بالعجز عن الفعل و إمّا بعدم ارادةِ المولی ، مثلاً در زمان صباوت و طفولیت و در زمانی که طفل رضیع است، صرف‌نظر از ارادۀ مولا بر آن تعلق به واجب، اصلاً عاجز از اتیان است.

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

3
  • نبود حکم نماز برای طفل شیرخوار

  • لذا معنا ندارد که بگوییم: «وجوب صلاة بالنسبه به طفل رضیع، وجوب مشروط است.» وجوب مشروط یعنی واجب در صورت تحقق این شرط؛ درحالی‌که در اینجا مسئله به‌طورکلی از حیطۀ وجوب خارج است و هیچ حکمی ندارد. صلاة برای طفل رضیع نه واجب و نه مستحب است و اصلاً مطلب از تحت مقوله به‌طورکلی خارج است. یا اینکه مثلاً در ظرف جنون یا در ظرف عجز، مسئله همین‌طور است؛ یعنی عجز از فعل و عدم احتمال [استطاعت عبد در اجرا و اتیان].

  • قدرت معتبر در ظرف تکلیف

  • بنابراین قدرتی را که یک اصولی باید شرطِ واجب قرار دهد، قدرت در ظرف تکلیف است؛ یعنی مولا با احتمال استطاعتِ عبد در اجرا و اتیان، اراده‌اش بر تحقق واجب است؛ امّا با عدم احتمال استطاعت عبد، اصلاً حکم مولا،  چه به‌نحو مطلق و چه به‌نحو مشروط ، لغو خواهد بود.

  • پرسش از ثمرۀ شرط وجوب و شرط واجب

  • تلمیذ: استطاعت، چه شرط برای وجوب باشد و چه شرط برای واجب، درنتیجه اشتراک دارند و این بحث ثمره‌ای ندارد.

  • استاد: حالا این را عرض می‌کنیم که ثمره‌اش چیست؟ همۀ بحث ما به این علت است که این اختلاف، ثمره دارد و اگر ثمره نداشته باشد، دیگر اصلاً نیازی به بحث ندارد.

  • نظر صاحب فصول دربارۀ حج و واجب معلق

  • لذا تا جایی که من بررسی کرده‌ام، همۀ اصولیون [نظرشان چنین است؛ به جز مرحوم صاحب فصول.] احتمالاً تنها صاحب فصول این‌طور نباشد و عرض کردم که مرحوم صاحب فصول، مسئلۀ واجب را بالنسبه به استطاعت معلّق می‌داند.1 ایشان بسیار مرد دقیقی است. من نمی‌دانستم این نظر از ایشان است و اتفاقاً وقتی دیشب فصول را مطالعه می‌کردم، دیدم که ایشان چنین نظریه‌ای را مطرح کرده است و خیلی تعجب کردم؛ زیرا سایر افراد مثل مرحوم شیخ و مرحوم آخوند و یا صاحبان مطارحات و تقریرات2 ( رحمة‌الله‌علیهم )، حج را بالنسبه به استطاعت واجب مشروط می‌دانند.

    1.  فصول الغرویه، ج ۱، ص ۷۹.
    2.  قوانین الأصول، ج ۱، ص ۱۲۴؛ اصول الفقه (مرحوم مظفر)، ج ۱، ص ۹۱؛ ریاض المسائل، ج ۶، ص ۱۳.

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

4
  • اصلاً اصطلاح واجب معلق، اصطلاح صاحب فصول است و قبل از ایشان چنین اصطلاحی نبوده و این مطلب هم به‌خاطر امتیاز بین واجب مشروط و واجب معلق، برحسب نظر مولا نسبت به واجب است.

  • احتمال عقلایی در تعلق تکلیف

  • بنابراین دیگر راجع به این قضیه صحبت نمی‌کنیم که باید نظر مولا نسبت به قدرت معقول باشد؛ یعنی وقتی که مولا امری می‌کند، باید این را در نظر داشته باشد که مکلف قادر بر اتیان آن باشد و اگر قادر بر اتیان نباشد، اصلاً این امر لغو است.

  • مثال ناتوانی قطعی از دیدن و انجام حج

  • من‌باب‌مثال مولا به عبدی که اصلاً چشم نداشته باشد بگوید: ﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ﴾! یا اینکه شخص اصلاً بالکلیه از اتیان اعمال، عاجز است؛ مثلاً شخصی است که دیسک کمر گرفته و یا اصلاً قطع نخاعی است؛ دراین‌صورت اتیان حج مستحیل است! در این حالت آیا می‌توان گفت که حج نسبت به چنین فردی واجب مطلق و یا واجب مشروط است؟! نه‌خیر، هیچ‌کدام نیست! اصلاً به‌واسطۀ این حالت، شخص از تحت تعلق وجوبِ حج، خارج می‌شود؛ هم به نحو اطلاق و هم به نحو مشروط؛ چون شرطِ برای اتیان مکلفٌ‌به، قدرت است و این شرط اساسی می‌باشد که این شخص فاقد آن است و احتمال عقلایی وجود ندارد که قادر شود.

  • خروج احتمال فلسفی و اعجاز از معیار تکلیف

  • احتمال فلسفی در مسائل شرعی دخالت ندارد، بلکه احتمال عرفی و عقلایی مورد لحاظ است. بله، ممکن است که این شخص با اعجاز یک ولیّ خدا صحت پیدا کند. این یک احتمال فلسفی است و این‌گونه احتمالات از دایرۀ تکلیف خارج است و هیچ دخالتی در تعلق تکلیف ندارد.

  • بنابراین قدرتی که در تعلق واجب، مورد بحث اصولیون است، قدرت محتمل و عادی است؛ یعنی فرد بالنسبه به انجام آن عمل، دارای اقتدار است؛ به‌همین دلیل، مولا برفرض احتمال قدرت، حکم را جعل می‌کند. حالا یا آن حکم را بدون تقیّد به قید و به‌نحو اطلاق بیان می‌کند یا اینکه آن را مقید بیان می‌کند.

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

5
  • تعلق قید به هیئت یا ماده

  • تقیدی را هم که مولا نسبت به یک حکم بیان می‌کند، دو قسم است:

  • اول: یا قید به نفس آن هیئت می‌خورد که وجوب است. 

  • دوم: یا قید به ماده تعلق می‌گیرد که من‌باب‌مثال قید در صلاة، اکرام، صوم، حج و امثال‌ذلک است که به ماده تعلق گرفته است.

  • تفاوت شرط وجوب با شرط واجب

  • درصورتی‌که قید به خود آن هیئت ( که نفس‌الوجوب و الطلب است ) بخورد، می‌گویند: «واجب مشروط است.» درصورتی‌که به ماده بخورد، واجب مطلق یا معلق است؛ بنابر توضیحی که بعداً بیان خواهیم کرد. بنابراین آنچه در مسئلۀ قدرت مورد توجه است، این می‌باشد که باید مولا در اراده‌اش نسبت به واجب و نسبت به ماده، قدرت را ملاحظه کرده است؟ پس باید [آن واجب] در اقتدار مکلف باشد.

  • نقش موانع خارجی در سلب قدرت

  • حالا بر این فرض، ما استطاعت را که مصداق برای قدرت است، [چنین می‌دانیم]؛ چون همان‌طوری که عرض کردیم در بسیاری از مسائل ممکن است قدرت به اموری برگردد که در اختیار مکلف نیست؛ مثلاً ممکن است که مکلف قدرت بر اتیان فعلی را داشته باشد، ولی به‌خاطر حواجز و موانع خارجی، اقتدار بر فعل از او سلب شود که باز هم در اینجا مسئلۀ قدرت، یک امر متعارف و عادی می‌شود.

  • این مطالب را فعلاً فهرست‌وار خدمتتان می‌گویم و بعداً به‌تفصیل خواهد آمد. پس صورت مسئله و جوانب و مصادیق مختلف را داشته باشیم تا اینکه بعداً یک‌به‌یک راجع به کیفیت لحاظ شارع و مولا در اتّخاذ قید و دخالت قید،  چه در هیئت و طلب و چه در ماده و واجب ، بحث کنیم که آیا به‌نحو شرط وجوب، آن را اتخاذ کرده است یا به‌نحو شرط واجب یا به‌نحو مطلق و یا اصلاً مورد لحاظ نیاورده است.

  • اختیار مکلف در تحصیل شرایط حج

  • بنابراین وقتی که مولا می‌خواهد استطاعت را لحاظ کرده و قدرت را به‌نحو ابتدایی و به‌نحو عام ملاحظه کند و در اراده‌اش نسبت به آن حکم، وقتی که قدرت را ملاحظه می‌کند، به دو نحوه، قدرت را در کیفیت طلب از عبد دخالت می‌دهد؛ به‌نحو اطلاق یا به‌نحو اشتراط یا به انحاء دیگر.

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

6
  • شرایط خارج از اختیار عبد

  • قسم اوّل: قدرت نسبت به مواردی است که عبد بر اتیان آن قیود اختیار ندارد؛ یعنی مسلوب‌الاختیار است. من‌باب‌مثال در باب حج، تخلیۀ سرب، صحت و امثال‌ذلک موانعی هست که در اختیار عبد نیست.

  • اختیار در پیشگیری و حفظ سلامت

  • [قسم دوم: قدرت نسبت به مواردی است که عبد بر اتیان آن قیود اختیار دارد.] اگرچه صحیح است که صحت در اختیار عبد نیست، ولی این‌طور هم نیست که همۀ اقسام و کیفیاتش در اختیار نباشد؛ ممکن است که عبد احساس کند که الآن مرضی دارد و این مرض اگر طول بکشد، موجب فقدان قدرت و استطاعت می‌شود؛ لذا از الآن باید به‌دنبال معالجه برود. آن ثمرۀ نزاعی که عرض شد، در این بحث‌ها پیدا می‌شود. البته عرض کردم که فعلاً همۀ اینها را به‌نحو گذرا می‌گوییم تا اینکه بعداً به آن برسیم. ممکن است که مکلف تا روز آخر صحیح باشد، ولی روز آخر مریض شود و این در اختیار مکلف نیست، ولکن بعضی از کیفیات صحت تا مقداری که در اختیار مکلف است، از این قضیه خارج است و دیگر قید برای وجوب نخواهد شد، بلکه قید برای واجب است.

  • لزوم درمان پیش از زمان انجام حج

  • من‌باب‌مثال اگر شخص بداند که در آن موقع ازنظر صحت احتیاج به چنین آمادگی‌ای دارد، باید مثلاً از دو ماه قبل به طبیب مراجعه کرده و خودش را تحت درمان یا مداوا قرار دهد؛ برای اینکه در آنجا استعداد و تهیّؤ اتیانِ فرائض را داشته باشد. یا اینکه اگر الآن مریض است، نباید مرض را به تأخیر انداخته و مسامحه و مجامله کند، بلکه باید خودش را معالجه کند؛ مثلاً اگر فشار خون دارد، باید از الآن به‌دنبال دوا و قرص و امثال‌ذلک برود و خودش را آماده کند. به‌طورکلی نمی‌توانیم صحت را مطلق در نظر گرفته و آن را خارج از اختیار عبد و مکلف بدانیم.

  • بسته شدن راه حج خارج از اختیار مکلف

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

7
  • ولی راجع به تخلیۀ سرب می‌توانیم بگوییم که در اختیار انسان نیست؛ مثلاً قضیه‌ای اتفاق می‌افتد و راه بسته می‌شود و این در اختیار انسان نیست؛ همان‌طور که چند سال به‌واسطۀ آن قضیۀ مکه راه بسته شد یا اینکه بهانه‌هایی می‌آورند و راه را می‌بندند یا اینکه مثل زمان سابق حرامی‌هایی در مسیر وجود داشتند و ممانعت کرده و راه را بسته و امنیت طرُق را سلب می‌کردند.

  • وجوب مشروط حج نسبت به موانع غیراختیاری

  • پس نظر مولا در خطاب امر به حج، وقتی که می‌فرماید: «حجّوا»، این طلب و حکم وجوب مولا نسبت به امور غیراختیاری که عبارت است از تخلیۀ سرب و صحت و امثال‌ذلک به چه نحو است؟  البته منظور صحتی است که در اختیار انسان نمی‌باشد؛ والاّ مواردی که در اختیار انسان است، مثل پیشگیری و تهیّؤ و آمادگی، بحث دیگری است که بیان شد. آیا این حکم به‌نحو واجب مطلق است یا واجب مشروط؟ [پاسخ این است که] واجب مشروط است؛ یعنی مولا می‌داند که باید آن مکلفٌ‌به‌‌ای را از عبد طلب کند که عبد قادر باشد؛ زیرا چگونه ممکن است که مولا در ظرف عدم قدرت، به عبد خطاب کند؟!

  • بنابراین وقتی که مولا خطاب می‌کند: «حجّوا»، نسبت به این خطاب به موانع یا شرایطی که رفع آن موانع یا تحصیل آن شرایط در اختیار مکلف نیست، این واجب نسبت به آنها مشروط می‌شود و در اینجا قید برای وجوب می‌شود؛ یعنی مولا می‌گوید: «این طلب من مطلق نیست، بلکه طلب به شرط تحقق این شرط است؛ اگر این شرط محقق شد، حج واجب است و اگر محقق نشد، واجب نیست. طلب من متوقف بر رفع این موانع یا تحصیل این شرایط است.»

  • مثال تبدیل کتاب به هندوانه و نامعقول بودن تکلیف

  • من‌باب‌مثال حدود مسدود است و انسان یا باید از راه زمینی یا دریایی برود؛ از هر راهی که برود، مسدود است و انسان هم قادر بر اتیان حج به غیر از این طرق نیست؛ پس دراین‌صورت امر مولا به وجوب حج، نسبت به تخلیۀ سرب و رفع این مانع، واجب مشروط می‌شود؛ چون مولا حکم را براساس احتمال صحتِ عقلایی جعل می‌کند، نه‌اینکه از نزد خودش بگوید: «حج واجب است، ولو اینکه مانع هم وجود داشته باشد!» این دیگر مولا نیست! دراین‌صورت مثل ما می‌شود!

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

8
  • می‌گوییم: «باید این کتاب تبدیل به هندوانه شود!»

  • می‌گویند: «نمی‌شود!»

  • می‌گوییم: «نه‌خیر، باید بشود! چنان بر سرت می‌زنم تا بشود!»

  • ـ نه آقا، فایده‌ای ندارد؛ این کتاب، کتاب است و هندوانه، هندوانه! باید بروی و آن را بخری؛ زیرا ماهیتاً با هم فرق دارند!

  • عقلانی بودن امر مولا و مثال طفل شیرخوار

  • پس اوامر و نواهی‌ای را که مولا صادر می‌کند، عقلائیه است و او آنها را براساس روش عقلانی جعل و وضع می‌کند. مولا در ظرفی که مکلف نسبت به تحصیل شرط و رفع مانع، مسلوب‌الاختیار است، چه‌طور می‌تواند جعل وجوب کند؟! این عیناً مثل این است که به شخصی که چشم ندارد، بگویند: ﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِينَ يَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ﴾! یا مثلاً به طفل رضیع بگویند: «حجّوا!»

  • می‌گوید: «من نمی‌توانم فریاد زده و طلب شیر کنم، آن‌وقت به من می‌گویید که به حج برو؟!»

  • به او می‌گوییم: «بالأخره تو انسان هستی! تو مقام خلافة‌اللهی داری و اگر کسی تو را به قتل برساند، باید دیۀ کامله بدهد!»

  • می‌گوید: «دیۀ کامل، انسان بودن، قابلیت برای بلوغ و به مرحلۀ تکلیف رسیدن، همه به جای خود و اگر کسی من را که یک سال و یا دو سال دارم و انسانم، از بین ببرد، باید او را اعدام و قصاص کرد،  دیگر بالاتر از اینکه نداریم! ولی در همین ظرف و موقعیت، تکلیف مولا به من عبث است؛ چه مطلق باشد و چه مشروط؛ چون اصلاً قابلیت ندارم.»

  • تعلق خطاب پس از بلوغ و پیدایش قابلیت

  • بنابراین وقتی که شخص به مقام بلوغ می‌رسد و قابلیت برای ادای حج را دارد، در اینجا خطاب حج به این شخص تعلق می‌گیرد.

  • اشتراط خطاب به رفع موانع خارج از اختیار

  • به این نکته دقّت کنید که این خطاب، نسبت به شرایطی که تحصیل آن شرایط از اختیار او خارج است و نمی‌تواند آن را تحصیل کند، خطاب مشروط می‌شود. این خطاب نسبت به رفع موانعی که رفعش در اختیار او نیست و نسبت به آنها مسلوب‌الاختیار است، خطاب مشروط می‌شود.

استطاعت حج و نقش اختیار در شرایط وجوب - تفاوت موانع بیرونی با آمادگی و درمان در تکلیف

9
  • ارتباط این بحث با واجب حالی و استقبالی

  • این مطلبی را که خدمتتان عرض می‌کنم، به‌خاطر بحث‌هایی است که دربارۀ واجب حالی و واجب استقبالی در آینده خواهیم داشت که بحث خیلی مهمی است. همان زمانی که شارع، نسبت به عبد، این خطاب را القا می‌کند، یقۀ عبد را نگرفته است که حتماً باید همین الآن انجام دهی، والاّ هلاکت می‌کنم!

  • عبد می‌گوید: «در اختیارم نیست!»

  • دو جهت مطلق و مشروط در یک خطاب

  • ولی همین خطاب مولا نسبت به آن اموری که در اختیار مکلف است، واجب مطلق می‌شود. پس یک خطاب است که به دو جزء تجزیه می‌شود: جزء اوّل: نسبت به امور غیراختیاری است که واجب مشروط می‌شود. جزء دوم: همان خطاب و نفس‌الخطاب بالنسبه به امر اختیاری‌ که می‌تواند انجام دهد، واجب مطلق می‌شود.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد.