60

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟

نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

14287
مشاهده متن

پدیدآورآیت‌اللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی

گروهفقه

مجموعهواجب مطلق و مشروط


توضیحات

واجب مطلق و مشروط بر چه اساسی از یکدیگر جدا می‌شوند؟ آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی این پرسش را با بررسی استدلال نائینی درباره واجب معلق آغاز می‌کند. ابتدا نسبت شرط با مصلحت فعل و طلب مولا توضیح داده می‌شود و سپس مثال نماز پیش و پس از طلوع فجر، تفاوت غرض مولا و زمان لازم برای انجام مقدمات را روشن می‌کند. بحث به برهان تفویت می‌رسد که برای الزام به اقدام پیش از رسیدن وقت مطرح شده است. در ادامه، مثال پول دادن مولا به عبد و توفیق الهی نشان می‌دهد که غیر اختیاری بودن یک مقدمه، به‌تنهایی معیار مشروط بودن تکلیف نیست. نقد اصلی بر تفاوت مقدمات وجودی با شرایط اراده و لزوم اثبات تکلیف پیش از استناد به برهان تفویت متمرکز است. سرانجام، تفاوت زمان به‌عنوان شرط یا ظرف نماز، نقش کیفیت لحاظ قید در طلب مولا را مشخص می‌کند.

/14
پی دی اف پی دی اف موبایل ورد صوت

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

1
  •  

  • هو العلیم

  •  

  • واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟

  • نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

  •  

  • سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب واجب مطلق و مشروط ـ جلسه شصتم

  •  

  • استاد

  • آیت‌الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی 

  • قدس‌الله‌سرّه

  •  

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

2
  •  

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  

  • استدلال نائینی درباره واجب مطلق و مشروط

  • عرض شد که واجب معلّق به غیراختیاری بودن شرط و قید برمی‌گشت. مرحوم نائینی دو برهان بر این مسئله اقامه کرده بودند، مبنی بر اینکه چه ما قائل به تعلّق احکام و تکالیف بر مصالح نفس‌الأمریه باشیم و چه قائل به عدم تعلّق آن باشیم، [غرض مولا] تفاوتی نمی‌کند. آن طلب و ارادۀ مولا نسبت به یک فعل، یا متوقف بر شرط و قیدی است یا توقف بر شرط و قید خاصی ندارد که مثلاً باید این فعل در این شرط و موقعیت انجام بگیرد، مثل صوم شهر رمضان و صلاة عند طلوع ‌الفجر، یا اینکه به‌نحو مطلق باشد، مثل الصلاة بالبیت و الطواف بالبیت که استحباب آن به‌نحو مطلق است و اختصاص به وقتی دون وقتٍ ندارد.

  • نقش شرط در حصول مصلحت و اراده مولا

  • در هردو صورت، طلبی که به فعلی تعلّق می‌گیرد، یا ملاحظۀ فعل به‌نحو اطلاق و بدون هیچ شرطی است، به کیفیتی که آن مصلحت مترتّبۀ بر این فعل، بدون لحاظ خاصی به‌واسطۀ این فعل حاصل خواهد شد که این واجب، واجب مطلق می‌شود؛ یا اینکه باید آن مصلحت حتماً مترتّب بر شرط خاص باشد که دراین‌صورت آن امر و اراده به‌صرف آن فعل بأیّ‌نحوٍکان تعلّق نگرفته است. درواقع وجوب صوم بأیّ‌نحوٍکان نیست، بلکه وجوب صوم در شهر رمضان است، صلاة صبح عند طلوع الفجر است و صلاة مغرب عند استتار القرص است؛ یعنی شما نمی‌توانید پنج دقیقه یا دو دقیقه و حتی یک دقیقه قبل از استتار قرص، صلاة مغرب را بخوانید؛ اگر بخوانید، باطل است. باید این صلاة مغرب، بعد از استتار قرص انجام شود.

  • دیدگاه صاحب فصول درباره واجب معلق

  • بنابراین دراین‌صورت چگونه ممکن است که مولا آن قید را در اراده و طلب درنظر نیاورده باشد و آن طلب و فعل را بدون ملاحظۀ آن قید، در نظر گرفته باشد؟! مرحوم حاج شیخ محمدحسین، صاحب فصول، نظرشان این است که طلب و اراده در واجب معلّق، ابتدائاً به خود آن فعل تعلّق گرفته است، امّا آن فعل از نقطه‌نظر مقدّمات وجودیه، مترتّب بر حصول آن قید و شرط است، ولی ارادۀ مولا در آن طلب، به خود آن زمان یا امر غیراختیاری که هنوز انجام نشده است، تعلّق نگرفته است؛ به‌نحوی‌که تنجّز این طلب و انشاء، بعد از حصول آن شرط و قید باشد.

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

3
  • نماز ظهر و نماز آیات پیش از تحقق سبب

  • الآن که ساعت هشت و نیم است، صلاة ظهر واجب نیست. صلاة ظهر چه موقع واجب می‌شود؟! چند ساعت باید صبر کنیم تا اینکه زوال شود و در آن موقع تنجّز تکلیف حاصل می‌شود؟ الآن هیچ مسئله‌ای برعهدۀ انسان نیست. من‌باب‌مثال می‌گویند: «طبق پیش‌بینی‌هایی که انجام شده است، زلزله‌ای عصر امروز در ساعت پنج و سی دقیقه حاصل می‌شود.» تا وقتی که حاصل نشده است، صلاة آیات بر من واجب نیست، بلکه وجوب صلاة آیات بعد از حصول علت و سببش که زلزال است، حاصل می‌شود؛ همین‌طور هم تا زوال شمس نشده است، نماز ظهر بر من واجب نیست.

  • بنابراین الآن هیچ مسئله‌ای برعهدۀ من نیست و فرقی ندارد که مولا بگوید: «من الآن صلاة ظهر را برای شما واجب کرده‌ام.»، یا اینکه هیچ‌چیزی نگوید و یک‌دفعه وقت صلاة ظهر که می‌شود، بگوید: «صلّ صلاة الظهر، من نماز ظهر را واجب کرده‌ام.» امرِ قبل از تحقّق سبب و شرط، با امر عند تحقّق السبب و العلة و الشرط و القید نسبت به آن، از این دو نظر تفاوتی در این مسئله ندارد؛ چون مولا خصوصیت آن وقت را در آن طلب و اراده لحاظ کرده است. درواقع شرط، مافوق دایرۀ طلب قرار گرفته است، نه تحت دایرۀ طلب که طلب صرف‌نظر از آن، انشاء شده باشد؛ بلکه باید آنچه امر غیراختیاری است، تحقّق خارجی پیدا کند و غرض مولا حاصل شود، آنگاه مولا انشاء کند.

  • تفاوت خبر دادن با انشای تکلیف

  • حالا اگر مولا این انشاء را زودتر انجام داده است، اشکال ندارد. این انشاء برای ما کأن‌لم‌یکن است! مثل اینکه شارع ( نه افراد عادی ) بگوید که: «جناب آقای کذا، امروز بعدازظهر در ساعت پنج و بیست و شش دقیقه در قم زلزله خواهد شد.»؛ چه بگوید و چه نگوید، برای من تفاوت نمی‌کند؛ چون کلام او صرف إخبار است. چه شارع إخبار کند، چه روزنامه، چه رادیو و چه یک فرد عادی، هیچ تفاوتی ندارد؛ بلکه باید علت حاصل شود. ما به شارع می‌گوییم: «اگر هم نمی‌گفتی، برای ما تفاوت نداشت و مسئله فرقی نمی‌کرد؛ چون در نزد شما علت و سبب برای حکم، وجود زلزال است و حتی تا یک دقیقه قبل از زلزال هم این حکم شارع کأن‌لم‌یکن است!»

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

4
  • دستور کلی و تنجز تکلیف در شرایط خاص

  • بله، حکم شارع قبل از وجود آن علت، فقط این مقدار را می‌تواند ارائه دهد که: «اگر با چنین زمینه‌ای مصادف شدی، دیگر نیاز به امر مجدد نداری و فقط این مقدار را بدان که من به شما امر کردم و این امر، دستورالعمل اداری است؛ هر وقت که فلان شد، باید فلان کار را انجام دهی!» دستورالعمل اداری را برای یک سال می‌نویسند و در آن مشخص می‌کنند که مدیر باید چه‌کار کند، معاونش چه‌کار کند، کارمندانش چه‌کار کنند. هرکدام از اینها دستورالعملی دارند و دیگر نیاز نیست که آن مدیر یا آن وزیر مربوطه هر روز دستورالعمل صادر کند، بلکه یک دستور را برای یک سال صادر می‌کند و همه باید برطبق این دستورالعمل کارهای مربوط به خود را انجام دهند.

  • اینکه دیگر طبق این دستورالعمل انجام دهند، بدین معناست که هر وقت مکلّف در چنین شرایطی قرار گرفت، آن امر مجدد در همان وقت به‌عنوان جزئی از یک مفهوم کلی، نسبت به او منجّز خواهد شد؛ این معنای واجب مشروط است.

  • با این برهانی که ما ذکر کردیم، دیگر واجب معلّق نداریم؛ چون مولا آن شرط را یا سبب و علت برای حصول مصلحت می‌داند و یا نمی‌داند؛ اگر نمی‌داند، پس واجب نسبت به آن مطلق می‌شود و اگر می‌داند، مشروط می‌شود. دیگر در اینجا واجب معلّقی نداریم!

  • رد استقبالی بودن به‌عنوان علت امتناع

  • مرحوم نائینی فرموده‌اند: 

  • «اشکالی که بر واجب معلّق است، این معنا به‌عنوان استقبال بودن قضیه نیست؛ چون در هر قضیۀ حقیقیه‌ای، امر و طلب مولا به موضوع به‌عنوان مفروض‌الوجود تعلّق می‌گیرد و تمام احکام مولوی قبل از خلقت یا تشریع جعل شده‌اند و ما نمی‌توانیم بگوییم که امتناع واجب معلّق به استقبالی بودن آن طلب تعلّق می‌گیرد؛ چون غیر از بعضی طلب‌های جزئی که جنبۀ فعلی دارد، عموم طلب‌ها استقبالی هستند و امتناع آن به این مسئله برنمی‌گردد، بلکه امتناعش به این است که لحاظ آن قید و شرط خاص در حصول مصلحت، در ارادۀ مولا و طلب مولا نسبت به این فعل دخالت دارد و با عدم این حصول، پس طلبی هم نیست.»

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

5
  • اشکال به این قضیه برمی‌گردد؛ لذا ما می‌گوییم واجب معلّق نداریم. درعین‌حال که یک امر غیراختیاری وجود داشته باشد، مثل زمان یا امور دیگری که در اختیار مکلّف نیست و مولا آن مسئله را در طلب درنظر نگیرد و فعل را به‌نحو مطلق بگوید، من‌باب‌مثال بگوید: «صلاة واجب است.»

  • مکلّف می‌گوید: «اگر واجب است، وقتش چه موقع است؟!»

  • مولا بگوید: «واجب، واجب است!»

  • مکلّف می‌گوید: «اینکه صلاة واجب است، آیا به‌نحو مطلق واجب است یا به‌نحو شرط خاص؟!»

  • مولا می‌گوید: «خیر، به‌نحو شرط خاص واجب است!»

  • مکلّف می‌گوید: «بنابراین واجب نیست؛ اگرچه شما گفتید که واجب است، امّا این ”واجب است“ کأن‌لم‌یکن است؛ زیرا باید شرطش حاصل شود تا واجب شود!»

  • اشکال نماز صبح در مسجد کوفه

  • اشکالی که خود ایشان و بعضی مثل مرحوم صاحب فصول نسبت به این قضیه مطرح می‌کنند1، این است که ما دو مثال برای شما می‌زنیم: شما مثال «صلّ صلاة الصبح فی مسجد الکوفة قبل الفجر» را درنظر بگیرید. اگر مولا قبل الفجر بگوید: «صل صلاة الصبح بعد طلوع الفجر فی مسجد الکوفة»، در اینجا وجوب صلاة نسبت به فجر واجب مشروط می‌شود؛ چون طلوع فجر در اختیار انسان نیست.

  • زمان لازم برای تحصیل مقدمات نماز

  • حالا فرض کنید که الآن طلوع فجر شده است و موقع صلاة صبح هم رسیده است. این شخص در خارج از مسجد کوفه است و نیم ساعت تا مسجد کوفه فاصله دارد. مولا می‌گوید: «صلّ صلاة الصبح فی مسجد الکوفة.» با اینکه الآن آن طلب را به‌عنوان مطلق بیان می‌کند، ولی آیا این طلب مولا که می‌گوید: «صلّ صلاة الصبح فی مسجد الکوفة» که صلاة بعد از طلوع فجر باشد، متوقف بر نیم ساعت مشی تا آمدن به مسجد کوفه نیست؟! آیا متوقف بر تحصیل طهارت و مقدّمات نیست؟! الآن که نمی‌تواند این کارها را انجام دهد! الآن تا مسجد کوفه باید نیم ساعت پیاده راه برود! پس اینکه الآن مولا گفته است که: «صلّ صلاة الصبح فی مسجد الکوفة»، آیا منظورش صلاة فعلی و الآن در همین شرایطِ القاء است؟! یا منظورش صلاة بعد از نیم ساعت است؟!

    1.  فوائد الأصول، ج ۱، ص ۱۹۱.

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

6
  • شباهت دو مثال از نظر غیراختیاری بودن زمان

  • الآن که نمی‌شود؛ منظور مولا صلاة بعد از سی دقیقه است و سی دقیقه که در اختیار ما نیست! چطور در مورد «صلّ صلاة الصبح بعد طلوع الفجر» که شخص در مسجد کوفه ایستاده است، می‌گویید که واجب مشروط است و غیراختیاری است، [امّا در مثال صلّ صلاة الصبح فی مسجد الکوفة می‌گویید که واجب مطلق است؟!] این هم غیراختیاری است، زمان که اختیاری نیست! قطعاً مولا در اینجا صلاة فعلی مورد نظرش نیست، بلکه منظورش صلاتی است که برای تحصیل آن احتیاج به گذشت زمان و مشی تا وصول به مسجد کوفه است.

  • پس دراین‌صورت بین این دو مثال چه فرقی هست؟! فرقی نیست! چرا اینجا می‌گویید که واجب مطلق است، امّا در آنجا می‌گویید که واجب مشروط است؟!

  • پاسخ نائینی بر اساس تفاوت غرض مولا

  • پاسخی که مرحوم نائینی به این اشکال می‌دهند این است که می‌گویند: 

  • «شما در اینجا اشتباه می‌کنید؛ ما باید ببینیم که غرض مولا به چه تعلّق گرفته است!1 غرض مولا در دو مثال، دو امر متفاوت است: در مثال اوّل که ”صلّ صلاة الصبح بعد طلوع الفجر فی مسجد الکوفة“ است، به صلاة بعد از طلوع فجر تعلّق گرفته است، نه به صلاة بعد از نیم ساعت و امثال‌ذلک. یعنی طلوع فجر در صحت صلاة و تحصیل مصلحت، دخالت تام دارد و اگر شما یک دقیقه قبل از طلوع فجر هم بخواهید نماز بخوانید، امر مولا را اتیان نکرده‌اید. پس نفس این قید و زمان در نفس اراده و طلب مولا دخالت دارد.»

  • فضیلت نماز در مسجد کوفه و قلمرو حکم

  • ولی در مورد «صلّ فی مسجد الکوفة» که الآن بعد از طلوع فجر است، مکلّف می‌گوید: «نمازم را کجا بخوانم؟!»

  • مولا می‌گوید: «الآن فجر شده است، به‌جای اینکه اینجا نماز بخوانی، به مسجد کوفه برو تا ثواب دویست برابر در مسجد کوفه به تو بدهند،2 یا اینکه موقع ظهر به آنجا برو و نماز بخوان تا اینکه نماز تمام بخوانی!»

    1.  فوائد الأصول،‌ ج ۱، ص ۱۹۲.
    2.  کامل الزیارات، ج ۱، ص ۲۸:
      «عَن سُلَیمانَ بن [زائد] مَولَی طِربالٍ و غَیرِهِ قالَ قالَ أَبُوعَبدِاللهِ علیه‌السّلام: ”نَفَقَةُ دِرهَمٍ بِالکُوفَةِ تُحسَبُ بِمِائَتَی [بِمِائَةِ] دِرهَمٍ فیما سِواهُ و رَکعَتانِ‌ فیها تُحسَبُ بِمِائَةِ رَکعَةٍ.“
      و عَن خالِدٍ القَلانِسیِّ قالَ سَمِعتُ أَباعَبدِاللهِ علیه‌السّلام یَقُولُ: ”صَلاةٌ فی مَسجِدِ الکُوفَةِ بِأَلفِ صَلاةٍ.“»

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

7
  • شنیده‌ام بعضی‌ها فتوا داده‌اند که می‌توان نماز را در همۀ کوفه تمام خواند!1 نه‌خیر، بلکه فقط در مسجد کوفه می‌توان نماز را تمام خواند! این اشتباهی است که انجام شده است.

  • مولا می‌گوید: «به آنجا برو!»

  • عبد می‌گوید: «نیم ساعت طول می‌کشد.»

  • مولا می‌گوید: «ارزش دارد؛ نیم ساعت راه می‌روی امّا درعوض، هم چهار رکعت نماز خوانده‌ای و هم ثواب بیشتری برده‌ای و طبعاً این بهتر است.»

  • بی‌ارتباطی مدت حرکت با غرض مولا

  • پس غرض مولا در اینجا به نفس صلاة تعلّق گرفته است، نه به آن شرط و زمان خاص؛ بلکه آن خصوصیت زمانی برای صحت و تحصیل آن مصلحت، حاصل شده است. پس الآن غرض مولا دیگر به زمان تعلّق نگرفته است و اینکه عبد نیم ساعت دیگر به مسجد کوفه می‌رسد، به مولا ارتباطی ندارد.

  • مولا می‌گوید: «اگر می‌توانی نیم ساعت را کمتر کن، مثلاً به‌جای اینکه روی زمین راه بروی و نیم ساعت طول بکشد، سوار بر بالگرد شو و در مدت پنج دقیقه به آنجا برو! یا با ماشین برو و در مدت ده دقیقه به مسجد برس!»

  • مولا می‌گوید: «من کاری به زمان ندارم؛ تو اگر در مدت پنج دقیقه هم بروی، غرض را حاصل کرده‌ای.»

  • زمانی که موجب تحصیل غرض بوده حاصل شده است، حالا اگر خودت نمی‌توانی این صلاة را که در شرایط فعلی که همین الآن باشد انجام دهی، به من ربطی ندارد! ولی در مثال اوّل، مسئله تفاوت داشت؛ در آنجا خود زمان در نزد مولا دخالت داشته است، لذا اگر قبل از طلوع فجر نماز بخواند، باطل است.

  • سرایت وجوب نماز به مقدمات آن

  • مستشکل این مسئله را مطرح می‌کند که برفرض بگوییم که غرض مولا به صلاة بعد از نیم ساعت تعلّق نگرفته است و به نفس صلاة تعلّق گرفته است، امّا آن شخص نمی‌تواند آن را تحصیل کند، الاّ بعد از نیم ساعت؛ ما می‌گوییم: «وقتی الآن امر به این شخص تعلّق می‌گیرد که باید بروی و در مسجد کوفه نماز بخوانی، آیا باید برای تحصیل مقدّماتش اقدام کند یا نکند؟! باید اقدام کند و راه برود! این نیم ساعت راه‌رفتن هم جزئش است.» این وجوب صلاة، به وجوب مشی تا مسجد کوفه، رفع موانع، تحصیل مقدّمات، طهارت و امثال‌ذلک سرایت می‌کند.

    1.  الحدائق الناضرة، ج ۱۱، ص ۴۵۹؛ مفتاح الکرامة، ج ۱۰، ص ۳۰۳.

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

8
  • مشکل اقدام پیش از طلوع فجر

  • بنابراین اگر همین شخص قبل از طلوع فجر در بیرون مسجد کوفه باشد و مولا بگوید: «صلّ صلاة الصبح عند طلوع الفجر فی مسجد الکوفه»، او دیگر نباید کاری انجام دهد، چون هنوز واجب نیامده است! شما چطور در صورت اوّل می‌گویید: واجب است که مشی به مسجد کوفه را انجام دهد، رفع موانع، تحصیل طهارت و امثال‌ذلک کند، ولی در اینجا چون هنوز غرض اصلی مولا در آن طلب حاصل نشده است، پس بنابراین باید بگوییم: «وقتی شخص نیم‌ساعت مانده به اذان صبح، در حالی که این شخص، نیم‌ساعت کار دارد تا به مسجد کوفه برسد، همان جا سرجایش بایستد و بگوید هنوز وجوبی در اینجا نیست! اگر موقع طلوع فجر بشود، ما حرفی نداریم، وجوب در آنجا سرایت می‌کند و مشی به مسجد کوفه هم واجب می‌شود؛ ولی در اینجا که هنوز وجوبی نیست. پس من سرجایم می‌ایستم!»

  • بنابراین در اینجا این امر مولا می‌آید و شما سرجایت می‌ایستی؛ این چه اشکالی دارد؟

  • تمسک نائینی به برهان تفویت

  • ایشان می‌گویند که این مسئله از باب سرایت وجوب و تنجّز وجوب نیست، بلکه از باب برهان تفویت است؛ یعنی من‌باب‌مثال شما می‌دانید که اگر این عمل و مقدّمه را انجام ندهید، دراین‌صورت اتیان تکلیف مولا زمین می‌ماند؛ از باب تفویت امر مولا، مشی به مسجد کوفه نیم ساعت قبل از طلوع فجر واجب است؛ نه از باب سرایت وجوب از واجب به مقدّمه، چون هنوز وجوبی نیامده است.

  • بعد ایشان خودشان مثالی می‌زنند و مسئله را تمام می‌کنند، می‌گویند: «به‌همین جهت است که ما نمی‌توانیم در اینجا واجب معلّق را تصویر کنیم، چون در واجب معلّق قصد مولا اطلاق است و قصد مولا نفس زمان و امثال‌ذلک نیست.1» این مسئله تا اینجا تمام شد.

  • نقد دخالت غیراختیاری بودن در طلب مولا

  • اشکالی که بر این مطلب وارد است، طبق مطالبی که تابه‌حال عرض شد، این است که ما باید ببینیم آیا مسئلۀ اختیاری و غیراختیاری بودن بعضی از قیود، در طلب مولا دخالت دارد یا خیر؟ شما می‌گویید که در این مسئله، قضیه به واجب مشروط برمی‌گردد؛ چون بعضی از قیود غیراختیاری است و مولا نمی‌تواند امری را متوجه مکلّفی کند که از تحصیل امر غیراختیاری مثل طیران إلی السماء عاجز است؛ این مسئله از جانب مولای حکیم لغو است. حالا که مولای حکیم نمی‌تواند چنین امری کند، پس چطور مولا طلبی را که در نفسش موجب توجه امر به مخاطب است، مطلق بیان کند؛ یعنی بگوید: «نماز در هر حال واجب است!» درحالی‌که خود مولا در نفسش نماز و «صلاة بأیّ‌نحوٍکان» را دارای مصلحت نمی‌داند، بلکه «صلاة فی طلوع الفجر» را دارای مصلحت می‌داند؟! لذا نمی‌تواند به‌نحو اطلاق به مکلّف بگوید که: «صلاة واجب است.»؛ این امر غیراختیاری می‌شود.

    1.  فوائد الأصول، ج ۱، ص ۱۹۴.

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

9
  • پس نفس طلب مولا که دلالت بر وجوب دارد، آن وجوبی که ذمّۀ مکلّف را می‌گیرد در وقتی است که آن چیزی که مافوق دایرۀ طلب است، یعنی امر غیراختیاری، حاصل شود؛ وقتی که حاصل شد، تازه گریبان مکلّف را می‌گیرد. این مسئله صحیح است که غیراختیاری بودن، باعث می‌شود تا اینکه مولا آن تکلیف را به‌نحو مطلق بیان نکند؛ یعنی نگوید که: «صلاة واجب است.»، بلکه بگوید: «صلاة عند طلوع الفجر واجب است.»

  • کیفیت لحاظ قید، معیار اطلاق و اشتراط

  • ولی صحبت ما این است که غیراختیاری بودن، دخالتی در طلب مولا ندارد؛ بلکه باید ببینیم که کیفیت ارادۀ مولا نسبت به این امر غیراختیاری چگونه بوده است. صرف غیراختیاری بودن، ملاک برای تعلّق اراده به‌نحو مشروط نمی‌شود و اختیاری بودن نیز ملاک برای تعلّق اراده به‌نحو مطلق نمی‌شود. کیفیت ارادۀ مولا نسبت به امر غیراختیاری، در انشاء تکلیف دخالت دارد، نه صرف غیراختیاری بودن.

  • پول و اجازه مولا به‌عنوان امور غیراختیاری

  • من مثالی می‌زنم: مولا به عبد خود امر می‌کند که: «فلان شخص را در لیلة الجمعة اکرام کن!» عبد باید از کجا پول بیاورد؟ باید از مولا بگیرد. آیا پول گرفتن از مولا اختیاری است یا غیراختیاری است؟ غیراختیاری است، چون پول که برای عبد نیست. آیا این امری که مولا به عبد می‌کند، واجب مشروط می‌شود یا مطلق؟ مثلاً الآن مولا به این عبد امر می‌کند که: «برو و از این سبزی‌فروشی یک کیلو سبزی بخر یا دو کیلو پرتقال بخر و بیاور!» عبد که خودش پولی ندارد، پس از چه کسی باید بگیرد؟! از مولا باید بگیرد!

  • مولا می‌گوید: «پول در جیبم هست، ولی نمی‌خواهم بدهم!»

  • عبد می‌گوید: «اگر پول ندهی، امر تو واجب مشروط می‌شود، خداحافظ!»

  • مولا می‌گوید: «بایست، کجا می‌روی؟!»

  • عبد می‌گوید: «مگر تو نباید پول بدهی؟!»

  • مولا می‌گوید: «آری.»

  • عبد می‌گوید: «پس چرا نمی‌دهی؟!»

  • مولا می‌گوید: «به تو می‌گویم برو و کاری به پول داشتن یا نداشتن تو ندارم!»

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

10
  • عبد می‌گوید: «من که از خودم پولی ندارم، چطور می‌توانم به خرید بروم؟!»

  • پس پول دادن از طرف مولا «امرٌ غیرُاختیاری بالنسبة إلی العبد» است. اجازۀ مولا به خروج از بیت «امرٌ غیراختیاری بالنسبة إلی العبد» است. یک‌دفعه مولا انصراف پیدا می‌کند و می‌گوید: «برگرد و سر جایت بنشین!» تمام اینها تحت تصرف مولاست.

  • آیا هیچ‌کدام از این مواردی که به خود مولا برمی‌گردد، در آن انبعاث طلب نقش دارد؟! خیر، وقتی که مولا به عبد امر می‌کند که پرتقال بخر، آیا فکر می‌کند که پول دادن به عبد، امری غیراختیاری نسبت به او است و من که به او امر می‌کنم، این واجب نسبت به آن اموری که مربوط به من است، یعنی اعطاء و بذل مال و اجازه برای خروج عبد از بیت، مشروط می‌شود یا امر مطلق است؟! آیا اصلاً چنین چیزی به ذهن مولا می‌آید؟! هیچ‌وقت به ذهن مولا نمی‌آید که این عبد از خودش ما یتملّک ندارد و این امری که من می‌کنم بر امور غیراختیاری متوقف است که به خود من برمی‌گردد؛ چون مسائلی را که به خودش برمی‌گردد و غیراختیاری است، تحت اراده و طلب نمی‌آورد.

  • توفیق الهی و نتیجه تعمیم شرط غیراختیاری

  • مثالی دیگر می‌زنم: آیا در صلاة و انجام امور عبادی نباید توفیق از ناحیۀ پروردگار باشد؟! آیا آن توفیق غیراختیاری است یا اختیاری؟ غیراختیاری است؛ تا خدا توفیق ندهد کار انجام نمی‌شود؛ ﴿وَمَا بِكُم مِّن نِّعۡمَةٖ فَمِنَ ٱللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فَإِلَيۡهِ تَجۡ‍َٔرُونَ﴾؛1 «هر کار خیری که انجام دادید از ناحیۀ خداست.» آن توفیق از ناحیۀ خداست که غیراختیاری می‌شود؛ بنابراین اساساً واجب مطلق نداریم و تمام واجب‌ها مشروط است، چون از امر غیراختیاری ناشی می‌شود که توفیق الهی است و تا توفیق الهی نباشد، هیچ‌ کسی نمی‌تواند قدم از قدم بردارد!

  • جناب نائینی، در این قضیه چه می‌فرمایید؟! آن بزنگاهی که موردنظر من است، این می‌باشد که امر اختیاری و غیراختیاری به واجب مطلق و مشروط کاری ندارد! در واجب مطلق خیلی از امور غیراختیاری داریم که اصلاً مولا آن را درنظر نمی‌گیرد! همین مثال پول دادن به عبد که بیان کردیم، عبد باید از مولا پول بگیرد. مولا می‌گوید: «نمی‌دهم!» اصلاً مولا این را به‌حساب نیاورده است، درحالی‌که پول دادن مربوط به مولاست، به عبد چه ربطی دارد؟! آیا عبد می‌تواند به مولا بگوید: «اعطاء مال از ناحیۀ شما نسبت به من غیراختیاری است و چون غیراختیاری شد، واجب مشروط است، پس خداحافظ شما، من رفتم»؟!

    1. سوره نحل (۱۶)، آیه ۵۳؛ مطلع انوار، ج ‌۱۲، ص ۳۷۸:
      «و آنچه از نعمت‌ها با شماست، از جانب خداوند است؛ آنگاه چون ضرر و آسیبی به شما رسد صدای خود را به‌سوی او بلند کرده و استغاثه می‌کنید.»

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

11
  • بله، هر وقت که مولا پول را در جیب عبد گذاشت و آن غرض حاصل شد، بعد هم او را از خانه بیرون کرد ( چون اجازۀ خروج از بیت هم از امور غیراختیاری است ) و گفت: «برو!» حالا واجب مطلق می‌شود. تا قبل از این واجب مشروط بود و عبد هم در واجب مشروط می‌گوید: «انجام نمی‌دهم؛ چون این واجب، نسبت به من و نسبت به اعطاء مال و اجازه و امثال‌ذلک، مشروط است.»

  • امور مفروض‌الوجود در فرمان مولا

  • صحبت این است که آیا امر غیراختیاری در طلب مولا دخالت دارد یا ندارد؟ این است آنچه ما تابه‌حال دنبالش هستیم! امر غیراختیاری ممکن است امری باشد که اصلاً در انبعاث طلب، دخالتی نداشته باشد؛ آنچه در طلب مولا دخالت دارد، امور دیگر است. آن امر غیراختیاری به‌عنوان امر مفروض‌الوجود است؛ وقتی که خدا به بندگانش امر می‌کند، توفیق را مفروض‌الوجود می‌گیرد. مولا وقتی که به بنده‌اش امر می‌کند، آن اعطاء مال و اجازۀ خروج از بیت را مفروض‌الوجود می‌گیرد؛ نه‌اینکه آن را در طلب دخالت دهد. معلوم است که باید پول بدهد؛ بدون پول نمی‌توان کاری انجام داد! در این دنیا تا پول نداشته باشی کسی با تو کاری ندارد و هیچ کاری نمی‌توانی انجام دهی، باید پول داشته باشی!

  • اجازۀ خروج از بیت در خود امر مولا که به این عبد می‌گوید: «أخرج من البیت و اشتر کذا»، حاصل است؛ درحالی‌که باید پنج دقیقه صبر کند تا از بیت خارج شود، در این چند دقیقه می‌تواند بگوید: «نرو! بایست!» از امرش برگردد، چون‌که عبد از خودش اختیار ندارد.

  • تفاوت مقدمات وجودی با شرایط اراده

  • آنچه باعث شده است که در اینجا تمام فقها و اصولیون اشتباه کنند، این می‌باشد که تصور کرده‌اند امر غیراختیاری، در تصمیم و ارادۀ مولا نسبت به انشاء، دخالت دارد! دقت کنید! ما قبول داریم که امر غیراختیاری به‌عنوان مقدّمات وجودیه، در حصول فعل در خارج دخالت دارد، امّا این یک مطلب است و دخالت امر غیراختیاری در اراده و طلب مولا، یک مطلب دیگر است. جناب نائینی و امثال ایشان این‌دو را باهم خلط کرده‌اند.

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

12
  • اشکال برهان تفویت پیش از تعلق امر

  • ما قبول داریم که امر غیراختیاری به‌عنوان مقدّمات وجودیه مورد لحاظ است و مثلاً تا طلوع فجر نشود، صحت صلاة حاصل نمی‌شود و صحت صلاة، متوقف بر طلوع فجر است؛ ولی صحبت در این است که اگر طلوع فجر نشد، آیا صلاة صبح ساقط می‌شود یا خیر؟ مسئله این است! پس شما بگویید: «ساقط می‌شود.» جناب آقای نائینی، شما که می‌گویید: «امر غیراختیاری در طلب مولا دخالت دارد»، بنابراین باید بگویید که شخص می‌تواند مانع از حصول آن جهتی شود که در طلب مولا دخالت دارد؛ چرا این حرف را نمی‌گویید؟! چرا می‌گویید که برهان تفویت در اینجا جلوی انسان را می‌گیرد؟! برهان تفویت چه نقشی قبل از تعلّق امر می‌تواند داشته باشد؟! وقتی که هنوز امری نیست، دیگر برهان تفویت معنا ندارد!

  • بیان این کلام به‌خاطر این است که ذهنیتی نسبت به واجب دارند، امّا در مقام تعریف گیر می‌کنند و نمی‌دانند چه کاری انجام دهند!

  • لزوم وجود تکلیف برای برهان عقلی

  • برهان تفویت در جایی می‌آید که یک امر و واجب مفروضی وجود داشته باشد. اگر هیچ چیز وجود نداشته باشد، ما چه برهانی داریم؟! عقل از کجا ثابت می‌کند که باید تحصیل مقدّمات کنیم؟! عقل تا وجوبی را احساس نکند، چه چیز را می‌خواهد ثابت کند؟! من‌باب‌مثال بنده نمی‌دانم زلزله می‌آید، برهان تفویت می‌خواهد چه‌کار کند؟! بنده باید در قم بمانم تا اینکه به زلزله برسم؟! آیا برهان تفویت در اینجا می‌آید؟! خیر! وقتی که امری وجود ندارد، وقتی ذمّۀ مکلّف نسبت به امر مشغول نیست، در اینجا عقل از نقطه‌نظر تحصیل غرض مولا چه دلیل و حجتی برای اتیان مقدّمه دارد؟! امری وجود ندارد تا اینکه بخواهد انجام دهد.

  • اگر شما قائل به برهان تفویت می‌شوید، باید قبل از آن، امری را ثابت کنید. اگر امری را ثابت می‌کنید، بنابراین در اینجا وجوب بر مکلّف حاصل و مستقر می‌شود؛ به‌واسطۀ استقرار وجوب بر مکلّف است که شما می‌گویید: «اگر شخص نیم ساعت قبل از طلوع فجر در بیرون از مسجد کوفه باشد، باید مشی کند.»

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

13
  • مثال کودک و نبود تکلیف الزام‌آور

  • اگر وجوب نبود، این مشی برای چه واجب شود؟! وجوبی نیست، همان‌طور که برای بچۀ پنج‌ساله واجب نیست! اگر به بچۀ پنج‌ساله بگویند که: «بعد از طلوع فجر نماز بخوان!»، کاملاً بی‌تفاوت نگاه می‌کند و می‌گوید: «تو برو و نماز بخوان! برای من پفک بخر!» آیا برهان تفویت برای بچۀ پنج‌ساله می‌آید؟! خیر، چون امری نیست. آیا برای ده‌ساله می‌آید؟! خیر، چون امری نیست. وقتی که امری نیست، برهان تفویت چه‌کار کند؟!

  • چون بحث این است که مسئله تشریع نیست، یعنی وجوب از ذی‌المقدّمه به مقدّمه سرایت نمی‌کند. پس وجوب از کجا به مشی سرایت می‌کند؟! از برهان تفویت! برهان تفویت متوقف بر چیست؟! متوقف بر تحقّق امری خارجی می‌باشد؛ یعنی باید قبلاً امری وجود داشته باشد تا اینکه شما برای تحصیل غرض مولا و تحصیل فعلی و وجودی، این مقدّمات وجودیه را انجام دهید.

  • پیوند برهان تفویت با پذیرش واجب معلق

  • جناب نائینی و جناب کاظمی، بنابراین برهان تفویت در اینجا بلاوجه خواهد بود، چون عقل در اینجا برای اتیان مقدّمه، حجت ملزمه‌ای نمی‌بیند؛ یعنی امری وجود ندارد. اگر بگویید: «امر وجود دارد.»، پس باید واجب معلّق را قبول کنید؛ یعنی اگر بگویید: «امری وجود دارد که شخص نمی‌تواند از این امر فرار کند.»، بنابراین همان حرفی را قبول کرده‌اید که مرحوم صاحب فصول می‌گوید! ایشان می‌فرماید: «در بعضی از موارد، نفس زمان در اینجا قید می‌شود، نه شرط.»

  • زمان به‌عنوان ظرف یا شرط نماز

  • مگر شما نمی‌گویید که امری وجود ندارد؟! مصلحت نیست، الاّ به خصوصیت آن زمان. پس یک شخص اصلاً اجازه نمی‌دهد که این زمان برای او حاصل شود؛ نیم ساعت قبل از طلوع فجر سوار طیاره می‌شود و تمام مسیر را با سرعتی طی می‌کند تا اینکه زمان، نیم ساعت قبل از طلوع فجر باشد و نماز هم نمی‌خواند! دراین‌صورت خدا نمی‌تواند کاری کند و هیچ‌کدام از ملائکه چپ و راست هم نمی‌توانند برای او گناه و ثواب بنویسند! او مدام دور زمین می‌چرخد و یا اصلاً به یک سیارۀ دیگر می‌رود که اصلاً رنگ زمین را هم نبیند!

واجب مطلق و مشروط، معیار اراده مولا یا اختیار؟ - نقد نائینی و جایگاه زمان در تکلیف

14
  • روایت ترک نشدن نماز در هیچ حال

  • آیا شما می‌توانید به چنین فتوایی ملتزم شوید؟! خیر! چرا نمی‌توانید؟! چون در روایات «الصلاةُ لا یترک بحال» داریم.1 لذا زمان در نفس مولا و طلبی که در نفس اوست، نقش اساسی ندارد، بلکه به‌عنوان ظرف است و اگر ظرف، وجود نداشت، اصل ملاک و مصلحت ملزمه در اینجا وجود دارد. پس مسئله اصلاً ربطی به اختیاری بودن یا غیراختیاری بودن ندارد.

  • تلمیذ: اگر «الصلاةُ لا یترک بحال» هم نباشد، باز مطلبی که شما می‌فرمایید... ؟!

  • نتیجه بحث بر اساس اراده مولا

  • استاد: همان‌طور که عرض کردم باید ببینیم لحاظ مولا در این قضیه چیست و مولا چطور قید را لحاظ کرده است؛ آن [کیفیت لحاظ] دخالت دارد. انسان باید از آن تعابیر و کلمات و جملات، به اراده و لحاظ مولا در تعلّق طلب پی ببرد که مولا به چه نحوی آن را لحاظ کرده است. در بعضی موارد، مسئله غیراختیاری است؛ مثل زلزال که شما می‌توانید جلوی آن قید را بگیرید، یعنی به‌جای دیگری بروید؛ ولی در بعضی موارد این‌طور نیست.

  • تفاوت زلزله با زمان نماز صبح

  • من‌باب‌مثال اگر الآن به شما بگویند که در قم زلزله می‌آید، شما فرار می‌کنید، نه‌اینکه بایستید و نماز آیات بخوانید! بلکه به یک شهر دیگر می‌روید که اصلاً زلزله نباشد. شارع هم اجازه داده است و نمازی برایتان واجب نیست. امّا در بعضی از موارد مثل «صلاة عند طلوع الفجر» با اینکه مسئله غیراختیاری است، امّا نمی‌توانید به جایی بروید و مانع از وجوب شوید. با اینکه هردو غیراختیاری است؛ یعنی هم این زمان غیراختیاری است و هم آن زمان، ولی این زمان ظرف است و آن زمان شرط است.

  •  

  • اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد

    1.  الکافی، ج ۳، ص ۹۹.