پدیدآورآیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی
گروهفقه
مجموعهواجب مطلق و مشروط
توضیحات
مقدمات واجب و زمان الزام به فراهمکردن آنها، موضوع این بحث آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از اشکال به تعریف مشهور واجب مطلق و مشروط آغاز میشود و سپس معیار نائینی برای تفاوت قیود شرعی و مقدمات عقلی توضیح داده میشود. بر اساس این معیار، برخی مقدمات برای جلوگیری از فوت واجب باید پیش از وقت انجام شوند. مدرس با مقایسه حفظ آب و گرفتن وضو، سازگاری این معیار را بررسی میکند و سپس بحث را به استطاعت حج و جلوگیری از تحقق یقینی آن پیوند میدهد. مثال خبر دادن مولا از فرمان آینده نشان میدهد که علم به تکلیف نیز میتواند الزام عقلی ایجاد کند. در پایان، تفاوت زمان انجام واجب با زمان تعلق آن به عهده انسان روشن میشود؛ دیرتر بودن وقت انجام، بهتنهایی مجوز از بین بردن امکان ادای تکلیف نیست.
هو العلیم
مقدمات واجب و لزوم اقدام پیش از رسیدن وقت
نقد معیار نائینی با مثال وضو و استطاعت حج
سلسله دروس خارج فقه ـ کتاب الحج ـ باب واجب مطلق و مشروط ـ جلسه شصت و سوم
استاد
آیتالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی
قدساللهسرّه
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
واجب مطلق و مشکل تعریف مشهور
در جلسات گذشته صحبت در خصوص تعریف واجب مطلق و مشروط بود و ما تعریف جامع و مانعی برای واجب مطلق و مشروط ذکر کردیم.
واجب مطلق بنا بر مبنای قوم باید در هر شرایطی مورد تکلیف قرار بگیرد و آن واجب هیچوقت و هیچ زمانی را برای ادای تکلیف نمیشناسد، درحالیکه ما میدانیم هیچ واجبی نیست که در هر شرایطی اتیان آن و الزام مولا نسبت به مکلّف، یک الزام اطلاقی باشد؛ بلکه میتوان گفت که آن الزام در بعضی از شرایط در اختیار مکلّف نیست.
تناقض در احکام مقدمات واجب
بنابراین بهطورکلی بنا بر تعریف قوم، ما اصلاً نمیتوانیم واجب مطلق داشته باشیم. صحبت اینجاست که این تعریفی که راجع به واجب مطلق و مشروط آوردهاند، موجب شده است که بزرگان در مثالهای متعدد دچار اضطراب و تناقض شوند؛ منبابمثال در مسئلۀ إراقۀ ماء قبل صلاة الفجر یا قبل از ظهر میگویند: «درصورتیکه مکلّف عالم به عدم وجود ماء بعد از وقت زوال است، إراقه حرام میباشد.»
تفاوت حکم وضو و حفظ آب
شما میگویید که: «إراقۀ ماء قبل از صلاة ظهر حرام است.»؛ زیرا مکلّف میداند که بعد از [دخول وقت] صلاة ظهر، دیگر مائی وجود ندارد. از یک طرف قائل به حرمتاند و از طرف دیگر نسبت به کسی که عالم است به اینکه نمیتواند بعد از [تعلّق وجوب] صلاة ظهر، طهارت مائیه کسب کند، قائل به وجوب طهور و وضو قبل از صلاة نیستند. به بیان دیگر، از یک طرف میگویند: «إراقۀ ماء حرام است.» و از یک طرف میگویند: «وضو واجب نیست!»
غسل روزه و حفظ استطاعت حج
از یک طرف میگویند که: «غسل قبل از فجر برای صائم واجب است.»، درحالیکه هنوز وجوب صوم به مکلّف تعلّق نگرفته است! چون وجوب صوم مِن اوّل طلوع الفجر است.
از یک طرف بعضی تحصیل استطاعت را قبل از أشهر حج، واجب نمیدانند و مسیر به حج را قبل از استطاعت واجب نمیدانند و حتی بعضی قائل به رفع استطاعت قبل از أشهر حج شدهاند؛ چون قائلاند به اینکه وجوب حج در أشهر حج میآید، اگرچه استطاعت قبل از أشهر حج حاصل شود، امّا این استطاعت باید استطاعت مستمره و باقیۀ إلی أشهر حج باشد. پس شخص میتواند قبل از دخول شهر شوال، از خود رفع استطاعت کند.1
این مسئله موجب اضطراب افراد شده است که نتوانستهاند در مثالهای متعددی که برای مقدّمۀ واجب بیان میشود، به یک حکم و ملاک جامعی برسند تا اینکه آن ملاک بتواند مقدّمات واجب را تحت واجب مطلق، واجب قرار دهد و تحت واجب مشروط، غیر واجب و مباح و غیر ملزم قرار دهد.
معیار نائینی برای وجوب مقدمات
مرحوم نائینی در اینجا میخواهند ملاکی را مطرح کنند که شما با آن ملاک میتوانید مقدّمات واجب مطلق را حتی قبل از وقت نیز بهعنوان وجوب احراز کنید و دیگر آن الزام و احراز نسبت به مقدّمات، برای واجب مشروط راه ندارد. آن ملاک عبارت از مقدّمات و قیود شرعیه و مقدّمات عقلیه است. حالا میرسیم به اینکه چه اشکالاتی به ملاک ایشان وارد است. با این ملاک، آنچه بهعنوان قید واجب در شرع آمده است، یعنی واجب در وقت وجوب حاصل نمیشود مگر با این قید شرعی، تحصیل آن قید قبل از وقتِ وجوب، واجب و لازم نیست.
قیود شرعی و زمان تحصیل آنها
منبابمثال ثوب طاهر برای مصلّی، بهعنوان قید واجب است، نه بهعنوان یک مقدّمۀ عقلیه برای تحقّق آن واجب؛ شارع در ظرفِ وجوبِ صلاة، لباس طاهر را برای مصلّی واجب کرده است؛ یا استقبال قبله که شارع بهعنوان قید برای واجب، واجب کرده است و یا وضو و مکان غیرغصبی که بهعنوان قید برای واجب میباشد.
در تمام موارد، قیودی که در شرع بهعنوان قید واجب لحاظ شده است، مانند قید وضو و ثوب طاهر و مکان غیرغصبی و امثالذلک، تحصیل آنها قبل از وقت وجوب، لازم نیست؛ یعنی لازم نیست که شما قبل از وقتِ وجوب و قبل از [وقت] صلاة وضو بگیرید، یا با اینکه نمیدانید قبله کدام سمت است، امّا لازم نیست قبله را تعیین کنید؛ یا تحصیل لباس طاهر قبل از وقت صلاة برای شما واجب نیست؛ زیرا لباس طاهر بعد از وقت صلاة از ناحیۀ شرع، مورد قید و وجوب قرار گرفته است.
پس لباستان میتواند قبل از وقت صلاة نجس باشد تا بعد از وقت صلاة که آن موقع لباس طاهر واجب میشود. درواقع اگر لباس طاهر داشتید، با لباس طاهر نماز میخوانید و اگر لباس طاهر نداشتید، حکم دیگری خواهد شد که باید ببینید چه حکمی خواهد بود. این قیود، جزء قیودی است که در آنوقت برای انسان حاصل میشود.
حرکت به حج بهعنوان مقدمه عقلی
اما اگر قید، قید شرعی نباشد، منبابمثال مسیر إلی الحج که بهعنوان مقدّمۀ وجودیه است، اگر کسی الآن مستطیع باشد، یعنی قبل از أشهر حج باید بهسمت مکه حرکت کند؛ زیرا مسیر إلی الحج جزء قیود شرعیۀ فی زمن الواجب نیست، بلکه جزء مقدّمات وجودیه و عقلیه است. وقتی که این مسئله برای شخصی بهواسطۀ استطاعت احراز شد که حج واجب است، این شخص قبل از أشهر حج که حج منجز شود، باید برای تحصیل امر مولا به مقدّمات وجودیه و عقلیه بپردازد. عدم پرداختن به مقدّمات وجودیه، موجب تفویت امر است. این مقدّمات را مقدّمات مفوّته میگویند.
تعریف مقدمات مفوته
پس مقدمات مفوّته آن مقدّماتی است که ایجاب آن از ناحیۀ شرع نیامده است و اگر عقل بهعنوان مقدّمات وجودیه به آنها اقدام نکند، موجب تفویت آن واجب خواهد شد. بنابراین قبل از صلاة مرحوم نائینی میگویند که در اینجا دیگر مشکلی نداریم؛ اگرچه اختلاف افراد در اینجا موجب تشویش است. خلاصه، ایشان در مسئلۀ مقدّمات برای واجب مطلق و واجب مشروط، مطلب را سهل و ساده نمیدانند و خودشان میخواهند که حلّی برای این مسئله مطرح کنند.
[به این بیان:] در آنجایی که مقدّمه، جزء مقدمات مفوّته است، در آنجا حکم میکنند؛ منبابمثال اگر شما ماء را قبل از دخول وقت صلاة إراقه کنید، باعث تفویت وضویی خواهد شد که آن وضو بعد از تعلّق وجوب بر مکلّف، بار میشود و حمل میشود. امّا نفس وضو، از قیود شرعیه است و قبل از صلاة واجب نیست؛ لذا شما میتوانید قبل از دخول وقت صلاة وضو نگیرید، اگرچه میدانید که بعد از دخول وقت صلاة برای شما آب حاصل نخواهد شد؛ چون نفس وضو مقدّمۀ شرعیه است.
تطبیق معیار نائینی بر غسل و استطاعت
یا منبابمثال دربارۀ غسل جنابت قبل از صلاة فجر برای صائم، عدم غسل، موجب تفویت صوم است؛ چون نفس صوم از طلوع فجر وجوب پیدا میکند و این صوم باید متطهراً و بدون جنابت باشد؛ لذا عدم غسل در اینجا موجب تفویت غرض مولا خواهد شد و باید آن غسل، از باب مقدّمۀ مفوّته، قبل از [وجوب] صلاة فجر انجام شود.
در مورد استطاعت همانطور که بعضی میگویند: «انسان میتواند قبل از أشهر حج از خود رفع استطاعت کند.»؛ چون استطاعت در آنجا هنوز تا أشهر حج ادامه پیدا نکرده است که گریبان او را بگیرد؛ لذا قبل از أشهر حج میتواند از خود رفع استطاعت کند و هیچ اشکالی هم در اینجا لازم نمیآید. مثل إراقۀ ماء برای کسی که میداند بعد دخول وقت نمیتواند وضو بگیرد، اشکالی ندارد و میتواند إراقۀ ماء کند. در استطاعت نیز چون وجوب حج هنوز نیامده است، میتوانم استطاعت را از بین ببرم! شما میخندید و حق هم دارید که به این فتواها و مبانی بخندید!
در این مثالهایی که بیان میشود، آن ملاکی را که مرحوم نائینی در اینجا ذکر میکنند، عبارت است از قیودی که شرع آن قیود را بهعنوان مقدّمۀ خود واجب قرار داده است و یا آن قیود و مقدّماتی که عقل آنها را بهعنوان شرط برای تحصیل واجب میداند؛ این، فرق بین این دو است.
لذا ایشان میفرمایند که: «مسیر إلی الحج، جزء قیود شرعی نیست، بلکه از قیود عقلی است.»؛ پس انسان باید آن را برای تحصیل حج انجام دهد. إراقۀ ماء جزء قیود عقلی است که عقل میگوید: «باید صلاة را متطهراً بهجا بیاوری.» و چون نمیدانی [که آب بهدست میآوری یا خیر،] بنابراین نمیتوانی إراقۀ ماء کنی. همینطور در سایر موارد مثل ضیافت که عقل اقدام بر تهیۀ مقدّمات را قبل از حصول آن، واجب میداند.1
نقد معیار نائینی در حفظ آب و وضو
اشکالی که نسبت به مسئلۀ إراقۀ ماء وجود دارد، یک اشکال حلّی و اشکالات نقضی متعدد است:
امّا اشکال حلّی این است که در مورد قیود شرعی، وقتی که شما میگویید: «إراقۀ ماء بهواسطۀ تفویت طهارتِ بعد از وقت زوال، حرام است.»، نفس ماء که از نظر شرع مطلوبیتی ندارد، بلکه وجود ماء برای تحصیل طهارت است. شما که تحصیل طهارت مائیه را بعد از صلاة فجر بهواسطۀ إراقۀ ماء ممتنع میدانید و لذا حکم به حرمت إراقۀ ماء میکنید، چطور در مورد وضو با علم به امتناع طهارت مائیه بعد از [وقت] صلاة، قبل از [وقت] صلاة ظهر، حکم به وجوب نمیکنید؟! این دو چه فرقی با هم دارند؟!
وجوب عقلی تحصیل طهارت پیش از وقت
در مسئلۀ إراقۀ ماء، عقل حکم میکند که شما باید تحفّظ بر ماء کنید و آن را برای آن وضویی که بعد از وقت زوال واجب خواهد شد، نگه دارید؛ چون بعد از وقت زوال بهواسطۀ وجوب صلاة، وضو واجب خواهد شد و کسب طهارت مائیه ممکن نیست؛ لذا عقل حفظ ماء را تا وقت زوال، واجب میداند. اگر اینطور است، چطور خود وضو قبل از وقت زوال با علم به عدم امکان و دسترسی به آب بعد از زوال، عقلاً واجب نیست؟! چه فرقی بین این دو است؟! شما ماء را برای وضو نگه میدارید، آنوقت میگویید که خود وضو واجب نیست؟!
نفس حفظ ماء، نه شرعاً مطلوب است و نه عقلاً؛ بلکه ماء، ماء است و حفظ آب فیحدّنفسه نه مباح و نه حرام و نه واجب است! هیچ حکمی ندارد! امّا حفظ مائی که برای طهور مورد استفاده قرار بگیرد، عقلاً ـ نه شرعاً ـ واجب میشود. اگر اینطور است وقتی که شما میدانید تحصیل طهارت مائیه بعد از وقت زوال ممکن نیست، چرا نباید از الآن وضو بگیرید؟!
روایات فضیلت وضو و کفایت نیت طهارت
اگرچه الآن وقت نماز نیامده است، امّا باید بهعنوان طهارت وضو بگیرید و بهعنوان «الوضوء نورٌ»، مگر روایت نداریم: «الوضوء علی الوضوء نورٌ علیٰ نور.»1؟! لذا لازم نیست که انسان در وضو نیت وجوب کند؛ فقط همینکه نیت طهارت کند کفایت میکند.
این جواب حلّی است که ریشه و علت حکمِ عقل به وجوب بقاء ماء، بهخاطر تحصیل طهارت مائیه است و شما که الآن این آب را نگه میدارید، نه بهخاطر نفس مائیت است، بلکه بهخاطر این است که با این آب، طهارت مائیه را کسب کنید؛ وقتی که اینطور باشد، عقل به طریق أولیٰ حکم به [وجوب] خود وضو میکند. اگر شما إراقۀ ماء را عقلاً حرام میدانید، پس وجوب وضو هم عقلاً لازم است و اگر إراقۀ ماء را شرعاً حرام میدانید، پس وجوب وضو هم شرعاً لازم است؛ ایندو باهم فرقی نمیکنند. اما اگر [وجوبی] نیامده است، نیامده!
نقد تفاوت استطاعت فعلی و آینده
و امّا اشکالات نقضی که بر این مسئله مترتب است: شما بفرمایید که چرا إراقه را در تحصیل طهارت مائیه، حرام میدانید، ولی در مسئلۀ استطاعت میگویید که اگر شخصی بداند که در فلان موقع مستطیع خواهد شد، از الآن میتواند جلوی آن استطاعت را بگیرد، چون هنوز استطاعت پیدا نکرده است؟! شما که قائل به احتیاط هستید و نمیگویید کسی که مستطیع است، قبل از أشهر حج میتواند استطاعت را اسقاط کند،1 برخلاف عدهای که حکم کردهاند: «انسان میتواند دو دقیقه قبل از استهلال هلال شوال، اسقاط استطاعت کند؛ چون هنوز أشهر حج نیامده است.2»
مثال وصول چک و جلوگیری از استطاعت
حالا ما به آنها کار نداریم؛ شما که میگویید: «این شخص با حصول استطاعت در شهر رمضان، نمیتواند استطاعت را از خود اسقاط کند»، ولی میگویید که اگر این شخص بداند که در شهر رمضان یا در أشهر حج مستطیع خواهد شد، علم دارد ـ نه ظن ـ بر اینکه حصول استطاعت برای او قبل از أشهر حج معیّن خواهد شد؛ مثلاً چکی دارد و میداند که این چک در ماه رمضان وصول خواهد شد و با وصول شدنش مستطیع میشود، یا میداند که پولی در أشهر حج بهدستش میرسد، مثلاً قولی به او داده شده است یا کاری انجام داده است، [با این حال] شما که میفرمایید: «میتواند جلوی حصول استطاعت را بگیرد!» یعنی منبابمثال از الآن آن چک را به شخصی ببخشد.
خبر از فرمان آینده و الزام عقلی
شما که این حرف را میزنید و بین استطاعت فعلیه و استطاعت علمیه فرق میگذارید، بفرمایید که ـ نقض اینجاست ـ وقتی هنوز وقت ظهر نیامده است و منبابمثال ساعت ده دقیقه به نُه صبح است، اگر مولا بگوید: «من امروز در ساعت یک، حکم به وجوب صلاة میکنم.»؛ درواقع مولا الآن حکم نکرده است، بلکه اِخبار میکند که: «من در وقت زوال امروز که روز چهارشنبه است، حکم به وجوب صلاة میکنم.» آیا الآن میتوان إراقۀ ماء کرد یا خیر؟!
شما نمیتوانید بگویید که میشود! چون حکم به وجوب، از ناحیۀ مولا لازم است. مولا امروز به شما این را میگوید: «وقتِ ظهر که شد ـ الآن نه ـ میخواهم ببینم تو زنده هستی یا نیستی، وقتی که دیدم موقع ظهر زنده بودی و عزرائیل به سراغت نیامد و خلقی را از دست تو نجات نداد، آنوقت به تو خواهم گفت که: ”امشب زید را اکرام کن!“» دراینصورت آیا الآن میتوانید از قم بیرون بروید؟!
مثلاً به طهران بروید و بگویید: مولا گفته است که من موقع ظهر حکم میکنم، اگر مولا الآن بگوید: «أکرم زیداً فی هذه اللیلة»، گریبان من در اینجا مشغول است و باید بهدنبال مقدّمات بروم و گوشت و سبزی و میوه بخرم، ولی هنوز که حکم نکرده است، چون گفته است که موقع ظهر حکم میکنم، پس من الآن به طهران میروم؟!
[این کلام صحیح نیست چون] همینکه مولا میگوید: «من حکم میکنم»، در اینجا عقل به عدم خروج از قم حکم میکند، چون حکم مولا، بهمجرد علم و بهمجرد اِخبار ـ اگرچه حکم نکرده است ـ، منجز است!
اینکه مولا بگوید: «من ظهر حکم میکنم»، با اینکه ظهر حکم کند، هردو یکی است. اینکه مولا بگوید: «من ظهر به شما میگویم که امشب باید فلان کار را انجام بدهید»، یا اینکه شما از قرائن اطلاع پیدا میکنید که مولا میخواهد حکم کند، علم پیدا میکنید و برای شما کشفی پیدا میشود، فرقی ندارد.
حرمت جلوگیری از حج بذلی
حالا جناب نائینی، بیاییم سراغ این مسئله که اگر کسی یقیناً بداند که در أشهر حج، استطاعت پیدا میکند، به چه حکمی میتواند از خودش اسقاط استطاعت کند؟! مگر استطاعت وجوب نمیآورد؟! مگر موجب وجوب حج نیست؟! چطور در صورت استطاعت فعلیه شما میگویید که وقتی استطاعت پیدا کرد، نمیتواند استطاعت را از خودش سلب کند ـ البته الآن این کار را انجام میدهند ـ ولی اگر علم پیدا کند که در فلان موقعیت من مستطیع خواهم شد، مثلاً به من بگویند که فلان شخص میخواهد شما را امسال به حج ببرد، حق ندارد به او بگوید که: «چنین کاری را انجام نده!»
اینکه فلان شخص قصد دارد، یعنی من یقین دارم و مطلب مشخص است؛ چون یکوقت ممکن است شخص منصرف شود و حالا آدم میتواند از او بپرسد که آیا منصرف میشوی یا نمیشوی و چه میکنی؟ ولی اگر انسان قطع داشته باشد که این شخص این کار را خواهد کرد، حق ندارد به او بگوید که: «آقا، چنین کاری را انجام نده!» حرام است! چون بذل مال موجب وجوب حج است!
من یقین دارم پولی بهدست میآورم، مثلاً چکی دارم که در أشهر حج یا در ماه رمضان وصول میشود و میتوانم ثبتنام کنم و به حج بروم، در اینجا نمیتوانم برای وصول چک اقدام نکنم، چون حرام است!
یکسانی اسقاط استطاعت فعلی و یقینی
چه فرق میکند که انسان استطاعت فعلی پیدا کند و بهواسطۀ استطاعت فعلی، حقّ ابطال و امحاء آن استطاعت برای او نباشد، یا که علم به استطاعت پیدا کند و از الآن جلوی آن را بگیرد؟! هردو یکی است!
چه فرق میکند که شارع در موقع ظهر بگوید: «صلّ صلاة الظهر.»، از الآن تحصیل طهارت مائیه واجب است و إراقۀ ماء حرام است، یا اینکه الآن شارع بگوید: «من موقع ظهر ـ نه اینکه اگر خواستم ـ به تو امر خواهم کرد.» یعنی الآن به تو امر نمیکنم و هر کاری میخواهی انجام بده، امّا موقع ظهر من امر میکنم و باید نماز بخوانی؟! آیا انسان میتواند کاری انجام دهد که موجب رفع تکلیف از خود شود؟! تکلیفی که از جانب مولا متوجه او شده است. نمیتواند! همۀ اینها بهخاطر این است که تصور شده است که آنچه بهعنوان شرط برای تحصیل مکلّفٌبه میباشد، از تحت دایرۀ طلب خارج است و مکلّف نسبت به آن هیچگونه الزامی ندارد!
زمان واجب و زمان تعلق تکلیف
در وقت صلاة ظهر داریم که: «إذا زالت الشمس وجب الطهور و الصلاة.» مرحوم نائینی میفرمایند: «از ظهور این عبارت بهدست میآید که وقت زوال شمس، در این تکلیف دخالت دارد.1» جواب ما به ایشان و امثال ایشان این است که اگر نفس وقتِ زوال شمس در تکلیف دخالت دارد، پس چطور إراقۀ ماء قبل از آن حرام میشود؟! وقتی که زوال شمس نیامده است، چطور إراقۀ ماء حرام میشود؟! معلوم میشود که زوال شمس در تکلیف دخالت ندارد، بلکه بهعنوان ظرف است و این دخالت، دخالت مفروغٌعنهی بودن است.
تفاوت ظرف تکلیف با علت تحقق آن
یکوقت دخالت داشتن شیئی در شیء دیگر مفروغٌ عنه است؛ یعنی مولا آن قید را یک امر متحقّق الوقوع میداند، ولی هنوز وقتش نیامده است و به این عنوان است. یکوقت هم مولا آن قید را بهعنوان تمامالعلّة میداند؛ یعنی اگر قید حاصل شود، تکلیف میآید و اگر حاصل نشود، تکلیف نمیآید. مثالهایش را خدمت رفقا عرض کردیم.
ملاک اختیار در سلب تکلیف
بنابراین تمام مثالهایی را که مرحوم نائینی در اینجا ذکر کردهاند و فرمودهاند که این مثالها باعث اضطراب شده است و در یک جا حکم به وجوب و در یک جا حکم به اباحه کردهاند، تمام این مثالها در یک قالب قرار میگیرد و آن این است که آیا مکلّف اختیار دارد که قبل از تعلّق آن تکلیف، از خود سلب تکلیف کند، یا اختیار ندارد؟! اگر اختیار نداشت، تکلیف از همان موقع متوجه او خواهد شد و فقط وقت اتیانش وقت خاص است.
منبابمثال برای من که استطاعت از ماه رجب حاصل شده است، از ماه رجب تکلیف به وجوب حج به من متعلّق خواهد شد، بهنحویکه من نمیتوانم و در اختیارم نیست که تکلیف را از خودم سلب و رفع استطاعت کنم. امّا چه وقتی باید به مکه بروم؟ باید در أشهر حج به مکه بروم.
یا اینکه منبابمثال از الآن صلاة ظهر بر من واجب است، آیا الآن باید نماز ظهر بخوانم؟! خیر، باید صبر کنم و موقع ظهر بخوانم! یا منبابمثال از الآن اکرام زید در امشب بر من واجب است؛ آیا الآن باید اکرام کنم؟! خیر، باید تا شب صبر کنم! ولی باید از الآن برای تهیۀ مقدّماتش اقدام کنم.
اگر بگویم: چون حکم به وجوب در شب است، پس شب مقدّمات را انجام میدهم، این موجب تفویت میشود. چطور در مورد اکرام زید، موجب تفویت است، ولی در صلاة ظهر میفرمایید که اگر وضو نگیرد، اشکال ندارد؟! آن هم همین است، تفاوتی با هم ندارند! یا اینکه من عملی انجام دهم که آن عمل باعث شود که دیگر قدرت بر نماز نداشته باشم، یا عملی انجام دهم که باعث شود تا قدرت بر صوم فردا نداشته باشم، همۀ اینها اشکال دارد.
لزوم تحصیل وضو پیش از سفر
بنابراین إراقۀ ماء برای کسی که میداند بعد از زوال، مائی وجود ندارد، حرام است و مثلاً تحصیل وضو واجب است برای کسی که بخواهد با هواپیما به مسافرت برود و [با سوار شدن به هواپیما] دیگر نمیتواند وضو بگیرد؛ لذا باید قبل از سوار شدن به هواپیما وضو بگیرد، تا وقتی که موقع نماز شد، بتواند نماز را بخواند.
عقاب ترک واجب و حکم عقلی مقدمه
تلمیذ: یعنی آیا دو عقاب میشود؛ یک عقاب برای اینکه إراقۀ ماء کرده است، یکی هم چون خود صلاة را بدون طهارت مائیه خوانده است؟
استاد: خیر، إراقۀ ماء بهتنهایی حکمی ندارد؛ إراقۀ ماء یک امر مباح است. حکم وجوب و الزام بهواسطۀ صلاة میآید و مولا که برای مقدّمه عقوبت نمیکند، بلکه عقوبت مولا بهخاطر فوات ذیالمقدّمه است، نه بهخاطر مقدّمه. وقتی که امر به صعود علی السطح میکند، آیا برای عدم نصب سُلَّم هم عقاب میکند؟! خیر، فقط بهخاطر عدم صعود عقاب میکند! و اِلّا ممکن است هزار مقدّمه انجام دهد، تا اینکه به سلّم برسد.
تلمیذ: آیا شرعاً حرام است یا عقلاً؟
استاد: عقلاً حرام است! عقلاً باید این را انجام دهد؛ اگر انجام ندهد، آنوقت بهخاطر ترک ذیالمقدّمه عقاب میشود.
لذا همین مسئله در مورد استطاعت وجود دارد. شخصی که میداند استطاعت برای او حاصل خواهد شد، عقل از الآن حکم میکند به عدم جواز ابطال استطاعت، قبل از وصول به استطاعت. حالا اگر استطاعتش را باطل کرد، بهخاطر حجی که امسال نرفته است، او را جزء تارکین حج بهحساب میآورند. درواقع خدا بهخاطر ترک مقدّمه عقاب نمیکند، بلکه بهخاطر اینکه آن ذیالمقدّمه فوت میشود، عقاب میکند. لذا بر این شخصی که میداند مستطیع است، واجب است که خودش نسبت به مقدّمات اقدام کند! حالا حتی نسبت به موارد دیگر هم صحبت میکنیم.
نتیجه نقد نائینی در استطاعت و وضو
پس تا اینجا ملاکی را که مرحوم نائینی ذکر کردهاند، روشن شد و آن عبارت است از اینکه اگر قیود، از قیودی باشد که از ناحیۀ شارع آمده است، احرازش قبل از تعلّق وجوب و قبل از تعلّق تکلیف، الزامی نیست؛ مثل کسب طهارت مائیه که الزامی نیست. امّا اگر این قیود، از قیودی است که از ناحیۀ شرع نیامده باشد، بلکه حکم عقل به انجام آن مقدّمات برای تحصیل واجب است، در اینجا عقل حکم به وجوب اتیان مقدّمه میکند؛ لأن لایفوت الغرض و لأن لایفوت المکلّفبه و لأن لایفوت التکلیف المتعلّق بالمخاطب.
بنابراین اگر شخصی دارای استطاعت شد، مسیر إلی الحج، قبل از أشهر حج عقلاً ـ نه شرعاً ـ بر او واجب است؛ برای اینکه عدم مسیر، موجب تفویت واجب خواهد شد. ما میگوییم: بله، این مطلب را قبول داریم، ولی در مورد شخصی که علم به استطاعت در مستقبل پیدا میکند، شما قائلید که میتواند از الآن جلوی استطاعت را بگیرد؛ این حکم شما دراینصورت لغو خواهد بود. همچنین به این حکم شما که قائلید به عدم وجوب وضو، راجع به شخصی که علم دارد بعد از زوال نمیتواند وضو بگیرد، ما نمیتوانیم به این حکم کنیم؛ بلکه از نظر ما واجب است که وضو بگیرد و هلّم جراً.
تعلق ذمه پیش از زمان انجام واجب
برگشت تمام اینها در بحث واجب مشروط و واجب مطلق به این است که واجبی را که مولا القاء کرده است، از الآن ذمّۀ مکلّف به این واجب تعلّق گرفته است؛ اگرچه زمان واجب متأخّر است. تأخّر پیدا کردن زمان واجب به تعلّق ذمّه ارتباطی ندارد.
مثل اینکه حکم به وجوب اکرام از الآن هست، ولی زمان اکرام امشب است. آیا شما از الآن تا امشب باید دست روی دست بگذارید و بگویید که هنوز وقت اکرام نیامده است؟! آیا نباید غذا درست کنید؟! آیا نباید میوه بگیرید؟! چه کسی میگوید که باید غذا درست کنید؟ شارع یا عقل؟ عقل حکم میکند. هنوز وجوب [شرعی] نیامده است. این با صلاة ظهر چه فرق میکند؟! با حج چه فرق میکند؟! فرقی نمیکند!
ادامه بحث قدرت و مقدمات علمی
بنابراین ما باید واجب مطلق و مشروط را همانطور که گفتیم تعریف کنیم. از جلسۀ بعد تتمّۀ مطلب مرحوم نائینی میآید که بحث در مقدّمۀ واجب است که مقدّمه بهعنوان قدرت است یا بهعنوان مقدمۀ علمیه است. اگر ایندو بحث را هم انجام دهیم دیگر به سراغ بحث دیگران نمیرویم، چون همه همین مطلب را مطرح کردهاند و چیز اضافهای نیاوردهاند. مگر اینکه گذرا به مطلب مرحوم آقا ـ رضواناللهتعالیعلیه ـ میپردازیم.
اینکه ما زمان بیشتری را برای بحث نسبت به تقریرات مرحوم نائینی اختصاص دادیم، بهخاطر این است که ایشان جامع بین آنهاست. آنها هم همین را میگویند و مطلب اضافهای نسبت به تقریرات مرحوم نائینی ندارند. مثلاً فقط جای مثال را عوض میکنند، حالا در یک مثال آنها تشخیص میدهند که آن مثال جزء مقدّمات واجب مشروط است، امّا مرحوم نائینی میگوید که جزء مقدّمات واجب مطلق خواهد بود. امّا اینکه ریشه و مبنای واجب مطلق و واجب مشروط چیست؟ همان چیزی است که خود مرحوم نائینی در اینجا مطرح کرده است و دیگر اضافۀ بر این، کسی سخنی ندارد.
اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد