پرسش و پاسخ های مربوط به وحی
تعداد: 2پرسش: سوالاتی از کتاب افق وحی در رابطه با وحی و نمازکد: 2045
کد: 204511/04/2017 00:00:00گروه: اخلاق وعرفان
کد: 204511/04/2017 00:00:00گروه: اخلاق وعرفان
سلام علیکم در صفحه 371 کتاب افق وحی فرموده اید معانی و حقایقی که هنگام تلاوت قرآن و ادعیه ماثوره از ائمه معصومین برای انسان پدیدار میشود از زمره وحی و الهام است از کجا بفهمیم این معانی و حقایق پدیدار شده صحیح است یا غلط؟همچنین در صفحه 439فرموده اید توجه به معانی آیات و اذکار وارده در نماز شرط اصلی صعود و ارتقا روح و ملکوت نماز به سوی عالم قرب و تجرد است این امر با فرمایش حضرت حداد به مرحوم مطهری که کتاب روح مجرد آمده که پس کی نماز میخوانی چطور جمع میشود با تشکر
هوالعلیم
1 مسئله صحّت و عدم صحّت جای خود را دارد! برای صحّت این معانی باید آنها را با موازین منطبق کرد.
2 مرحوم مطهری گفته بودند: دفع خواطر می کنم و این مسئله با عرض بنده تفاوت دارد.
1 مسئله صحّت و عدم صحّت جای خود را دارد! برای صحّت این معانی باید آنها را با موازین منطبق کرد.
2 مرحوم مطهری گفته بودند: دفع خواطر می کنم و این مسئله با عرض بنده تفاوت دارد.
پرسش: ماجرای قطع موقت وحی ایا ترک اولی با عصمت پیامبر در تضاد استکد: 174
کد: 17411/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
کد: 17411/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلام علیکم؛
شما در یکی از جلسات دعای ابوحمزه فرموده بودید که پیامبر صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم حرفی را از پیش خودشان زده بودند و بهخاطر این حرف، ۳ روز وحی قطع شد. این مسئله دو حالت دارد:
یا این عمل یک «ترک اولیٰ» است یا نیست؛ اگر هست، پس چطور شما در جلسهای دیگر فرموده بودید که «ائمه صلواتاللهوسلامهعلیهم معصوم هستند»؟ بهنظر میرسد این دو مطلب با یکدیگر تناقض دارند.
لطفاً در این زمینه توضیحی بفرمایید.
هوالعلیم.
بحثِ «ترک اولیٰ» مربوط به مواردی است که شخص به تشخیص اولویّت رسیده باشد و مرجوح را بر راجح مقدّم بدارد؛ و اما اگر فردی موضوعی را راجح بپندارد و بدان پایبند گردد، امّا در عالم واقع آن چیز مرجوح باشد، نقصی بر آن فرد وارد نمیباشد.
و اما این قضیه، ارتباطی به «ترک اولیٰ» ندارد، زیرا رسول خدا طبق روال عادی که هر روز جبرائیل نازل میشده است به آن شخص قول میدهد و کار خلافی مرتکب نشده تا سخن از ترک یا انجام اولیٰ باشد؛ بلکه در این واقعه، جنبۀ تربیتیِ رسول خدا و ما نهفته است و ما نباید تصوّر کنیم که انبیاء و اولیاء در تربیت نفسِ خودشان متوقف هستند؛ بلکه آنها نیز در کُنه ذات و سرّ خود، دارای مراتب مختلفه از تزکیه و تربیت میباشند.
بحثِ «ترک اولیٰ» مربوط به مواردی است که شخص به تشخیص اولویّت رسیده باشد و مرجوح را بر راجح مقدّم بدارد؛ و اما اگر فردی موضوعی را راجح بپندارد و بدان پایبند گردد، امّا در عالم واقع آن چیز مرجوح باشد، نقصی بر آن فرد وارد نمیباشد.
و اما این قضیه، ارتباطی به «ترک اولیٰ» ندارد، زیرا رسول خدا طبق روال عادی که هر روز جبرائیل نازل میشده است به آن شخص قول میدهد و کار خلافی مرتکب نشده تا سخن از ترک یا انجام اولیٰ باشد؛ بلکه در این واقعه، جنبۀ تربیتیِ رسول خدا و ما نهفته است و ما نباید تصوّر کنیم که انبیاء و اولیاء در تربیت نفسِ خودشان متوقف هستند؛ بلکه آنها نیز در کُنه ذات و سرّ خود، دارای مراتب مختلفه از تزکیه و تربیت میباشند.
