پرسش و پاسخ های مربوط به جبر و اختیار

تعداد: 8
پرسش: بچه حرامزاده چه گناهی دارد که احکام خاصی دارد مثلا مرجع تقلید نمیتواند بشود

کد: 7466گروه: اعتقادات
سلام عليكم؛ با عرض خسته نباشيد خدمت حضرت استاد. مدتى است سوالى براى من پيش آمده و جواب قانع کننده ای هم نگرفته ام؛ و آن اینکه وضعیت بچه ای كه از نطفه ى به حرام منعقد شده به دنیا می آید، چیست؟ با توجه به حدیثی که دیده ام در رابطه با اينكه رسول خدا فرموده اند بغض امیرالمؤمنین را آنهایی به دل می گیرند که نطفه شان مشكل داشته باشد، و در ضمن، در طول تاريخ ثابت شده است که بزرگترین دشمنان اهل بيت، حرامزاده بوده اند، ميخواستم بدانم آيا این به نوعی جبر حساب نميشود؟ يا در طول تاريخ خود حضر تعالى كسى را سراغ داريد كه حلال زاده نبوده باشد و سعادتمند بشود؟ دیگر اینكه آیا فرزند از زنا، در بدو تولد، داراى كدورت نفس است؟ يا مثل سايرين است؟ اگر مثل بقیه است پس این تفاوت دیدگاه و عمل او (یعنى خباثت او) با سايرين از كجا نشات مى گيرد؟
ضمن اینکه از شرایط مرجع تقلید شدن، حلال زاده بودن را هم ذكر میكنند. آيا فرد حرام زاده، حق ندارد مرجع شود، در صورتى كه تقصيرى از جانب او نبوده؟ خواهشا توضيح دهيد. با تشكر از زحمات ارزشمند شما در حق ما.
هو العلیم.

شکی نیست که شرائط متفاوت در زندگی انسان چه قبل از تولد و چه پس از آن در تمایلات انسان نسبت به اهداف و اموری که به آن می پردازد نقش دارند و بدین جهت است که بسیار تاکید شده قبل از تولد در طول دوران حمل و نیز پس از آن نسبت به امور تربیتی پدر و مادر اهتمام فراوان داشته باشند.

امّا سخن اینجاست که نقش تعیین کننده در همه امور همان اختیار و تصمیم انسان است که حقیقتی است بالاتر و قدرتمند تر و غالب بر جمیع شرائط و ظروفی که فرد در آن شرائط و ظروف به سر می برده است. و اگر این مسئله وجود نداشت تکلیف از ناحیه پروردگار بر آن فرد عبث و لغو خواهد بود.

بلی فرزندی که حتی از نطفه حرام به دنیا آید کدورت ذاتی ندارد و موجودی است که مستعدّ برای هدایت می باشد مانند سایر افراد حتی ممکن است به درجات عالیه برسد و نفس او بواسطه ارتقاء در مراتب بالا تغییر کند و خداوند نیز به هر فردی به میزان قدرت و استطاعت بر عمل از روی اراده و اختیار پاداش خواهد داد.

و امّا مسئله عدم جواز مرجعیّت باید گفت: احراز مرجعیّت تاج افتخاری نیست که شخصی از عدم وصول به آن احساس حرمان و خسران نماید بلکه انسان تا می تواند باید خود را از وارد شدن در این عرصه نگه‌دارد و بی جهت عهده دار تکالیف و وظائف افراد نشود و بار خود را سنگین نسازد.

پرسش: فایده دعا با توجه به تقدیر الهی چیست

کد: 2068گروه: اعتقادات
با توجه به اين كه شقاوت و سعادت انسان از بدو خلقت مقدر است و از طرفي رسيدن به مقام رضا وتسليم از كمالات حاصله مي باشد پس بايد راضي و تسليم به مقدرات پروردگار باشيم پس دعا و تلاش براي كمال چگونه است؟
هو العالم
معلوم بودن شقاوت و سعادت انسان چه ارتباطی به خواست و اراده ما دارد. از شما می پرسم هنگامی که گرسنه می شوید هیچ از خود می پرسید خوردن نهار و نخوردن آنرا خداوند از اوّل مقدّر کرده است پس دیگر چرا نهار بخورم؟ آیا فقط پروردگار و مقدّرات به شقاوت و سعادت تعلّق گرفته است یا همه اشیاء و حوادث در عالم وجود همه و همه مقدّر و محفوظ است؟ چرا در وقت گرسنگی نمی گوئید شاید خداوند نخوردن را در این وقت مقدّر کرده است پس من غذا نمی خورم! بلکه بدون توجّه به تقدیر به دنبال رفع گرسنگی می روید. مسئله شقاوت و سعادت هم همینطور است. تقدیر خدا بر اساس اراده و خواست ما صورت پذیرفته نه جدای از آن، از مثالی که زده شد باید پی به رمز و راز تقدیر و اراده خداوند ببرید.
پرسش: ایا افعال قبیح مظهر صفات خدا هستند

کد: 246گروه: اعتقادات
بسم اللَه الرحمن الرحيم
سلام عليكم
آيا اين كلام درست است "هر فعلي در اين دنيا مظهر يكي از صفات خداست" ؟ اگر درست است مثلا شخصي كه در حال دزدي يا زنا است مظهر چه صفتي از صفات خداست؟ آيا افعال حرام هم مظهر صفات خدا هستند؟لطفا مرا راهنمايي كنيد.با تشكر فراوان
هوالعلیم
پاسخ این سؤال در کتاب افق وحی داده شده است انشاءاللَه پس از انتشار مطالعه فرمائید.
مجمل سخن این که: بر اساس وحدت وجود ، اصل وجود و تبعات و آثار آن به ذات اقدس الهی باز می گردد، یعنی نفس فعل وریشه آن به ذات الهی تعلّق دارد و اما ظهور آن به نفس انسان بستگی دارد . مثلاً در مثال دزدی : قدرت و اراده و توان فرد سارق به اراده و ذات الهی بر می گردد ولی هدف و نیت دزدی از راه حرام نه بدست آوردن مالی از راه حلال به اختیار شخص مربوط خواهد شد.
پرسش: امیر المومنین شفیع ابن ملجم نیز می شوند

کد: 190گروه: اعتقادات
اميرالمومنين (ع) به ابن ملجم فرمود من شفيع تو ميشوم معني اين را كه در شعر مولانا آمده بفرماييد
با تشكر
هو العالم
شرح این ابیات در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است به نحو اجمال :
دیدگاه اهل توحید که حق هم این است و جز این نیست کلیه افعال و کردار از جهتی انتساب به فعل انسان و اراده و مشیت او دارند و بر آن اساس به صورت صحیح و یا ناصواب از انسان صادر می شوند که در این صورت انسان قابلیت مدح و یا ذم را پیدا خواهد کرد و از جهتی دیگر که باز در مسئله توحید افعالی در کتاب افق وحی که انشاءاللَه به زودی منتشر خواهد شد به طور تفصیل آمده است ، این عمل و فعل به اراده و خواست خدای متعال بر می گردد که آن خواست ارتباطی به ما ندارد و ما را در آن مرتبه جای سؤال و پرسش نمی باشد زیرا علم و معرفت ما به محدوده وجودی خود ما بر میگردد.و خدای متعال هیچ حد و مرزی بر نمی دارد واین مسئله در اختیار و مشیت ما تاثیری که موجب جبر و سلب اراده گردد نخواهد گذارد و بر این اساس اهل توحید از دو دیدگاه به افعال و کردار نگاه می کنند ،دیدگاه اول انتساب فعل به خداوند،دیدگاه دوم انتساب فعل واقعا به خود انسان، مولانا در این ابیات به جنبه دیدگاه اولی اشاره دارد و امیرالمومنین در عین اینکه به امام حسن می فرماید اگر می خواهی او را قصاص کنی فقط یک ضربت به او بزن و این قصاص به جهت صدور فعل از او به عنوان اختیار و اراده خود ابن ملجم است در عین حال متوجه اصل و حقیقت وقوع این فعل که ناشی از اراده حق شده است می باشد.
پرسش: دلیل عدم استجابت دعا

کد: 187گروه: اعتقادات
با سلام و احترام. 36 سال سن دارم و در خانواده مذهبي و فرهنگي به دنيا آمده ام. تا ياد دارم هميشه حرف بزرگترها، علما، روحانيون، مداحان و بزرگان منبر و... اين بوده كه اگر مشكلي داريد به ائمه متوسل شويد و يا از خدا بخواهيد تا مشكل شما حل شود. امروز كه به سالهاي گذشته نگاه مي كنم مي بينم تا حالا هيچ دعايي مستجاب نشده. مثلا برادر من از 3 سالگي ديابت گرفت و هركاري كه بگوئيد پدرم انجام دادند. توي هر روضه اي، هر مجلسي، اعياد يا ايام عزاداري، هر كه مكه يا كربلا مي رفت از او مي خواستند كه براي برادرم دعا كند. حتي به ياد دارم در مشهد پدرم تا صبح دخيل به امام رضا شدند ولي تا حالا كه برادرم 30 ساله مي باشد هيچ اثري از بهبودي در او پيدا نيست. يا امروز كه اين متن را مي نويسم 10 سال است كه از خدا خواسته ام كاري برام توي شهر يا استان خودم پيدا كنم ولي تا امروز سرگردان غربتم. يا از خدا خواسته ام از اين مستأجري در بيام ولي افسوس. و ... ... ... ... ... ... ...! وقتي به شما مي گويند فلان دارو يا فلان غذا چنين تأثيري دارد شما امتحان مي كنيد ولي اگر بعد از چند بار اثر آن را نديديد ديگر نا اميد مي شويد و مي گوئيد اين خبر حقيقت ندارد. به خدا قسم دچار چنان سردرگمي شده ام كه حد و حساب ندارد. مانده ام آيا دعا دروغ است؟ يا ... شما را به خدا قسم من را از اين سرگرداني و گمراهي نجات دهيد. البته خواهش مي كنم جوابهاي كليشه اي " حتما صلاح نيست." يا " جاي ديگر به شما عوض داده مي شود." يا " شرايط دعا را نداشته ايد" ندهيد. چون به عنوان مثال من حالا خانه ندارم جاي ديگر چه فايده. يا قدر مسلم همه ما گناه كاريم پس شرايط دعا را نداريم. و اگر صلاح نباشد يعني از قبل قضا مشخص شده پس جبر است. ببينيد اين جوابهايي كه در پاسخ به جواب هاي كليشه اي است سرگرداني من را بيشتر كرده. از شما يكبار ديگر خواهش مي كنم من را روشن نمائيد و بار ديگر به مسير هدفمند دين برگردانيد.
هوالعلیم
این دنیا دار تربیت و رشد و تکامل است و هر کسی برای عبور از این دنیا پرونده خاصّی دارد و خداوند عالم به مصالح واقعی او است و ما عالم نیستیم، به ما دستور داده اند برای حوائج خود دعا کنیم حال اگر آن چیز به صلاح باشد خداوند مستجاب می کند و اگر نباشد چیز بهتری را به ما خواهد داد.
و ما باید بدانیم که نظام این عالم برای خود حساب و کتاب خاصّی دارد و از آن تغییر نمی کند.
پرسش: ایا ما در کارهایمان مختاریم و نقش خدا در کارها چیست

کد: 182گروه: اعتقادات
آیا ما در کارهایمان مختاریم و نقش خدا در کارها چیست ؟
هوالعلیم
پاسخ این سؤال درکتاب افق وحی آمده است.
پرسش: چرا امام علی و امام حسین با علم به شهادت به استقبال خطر رفتند

کد: 150گروه: اعتقادات
سلام علیکم؛

امام علی علیه‌السلام با وجود علم مطلق و آگاهی از شهادت خویش در سحرگاه نوزدهم ماه رمضان، چگونه رهسپار مسجد شدند؟ همچنین، امام حسین علیه‌السلام چگونه با علم به وقوع شهادت، به‌سوی کربلا حرکت کردند؟ در این میان، قاعدۀ عقلیِ «لزوم اجتناب از خطر و دفع ضرر» چگونه توجیه می‌شود؟

با تشکر از پاسخگویی شما.

هوالعلیم.
پاسخ این سؤالات در جلسات عنوان بصری داده شده است؛ مراجعه بفرمایید. مجملاً اینکه: اگر امام در علم خود صائب است، پس رفتن و نرفتن چه معنایی دارد؟ امام علیه‌السّلام و اولیای خدا، تابع و مطیع قضاء و قدر و جریان ظاهر هستند و از خود چیزی کم و یا زیاد نمی‌کنند.
پرسش: پاسخ به 3 پرسش بنیادین ایا خالی کردن ذهن در سیر و سلوک خطرناک است

کد: 142گروه: اعتقادات
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم.

حضرت آیت‌الله حسینی طهرانی، سلام‌علیکم؛

چند سؤال داشتم که خدمتتان مطرح می‌کنم:

۱. آیا خالی‌کردن ذهن از هرگونه فکر و خاطره‌ای در تمام شبانه‌روز (یا تا حد توان انسان)، روش مورد تأییدی است و خطری برای سالک در پی ندارد؟ به‌اعتقاد بنده، زیربنای سلوک، تسلط بر ذهن است.

۲. رابطۀ «توحید افعالی» با «اختیار» چیست؟ چگونه ممکن است موجودِ ممکن‌الوجودی که استقلالِ وجودی ندارد، دارای اختیار باشد؟ تصور من این است که انسان مجبور است؛ اما از آنجا که نمی‌داند خداوند چه سرنوشتی برای او رقم زده، باید تلاش کند و ضمناً به‌عنوان یک شخص موحد، باید تسلیم خواست خدا باشد. وقتی جسم، روح، اراده و تمامیتِ زندگی ما مخلوق خداوند است، چطور ممکن است ما «مختار» باشیم؟

۳. بنا بر مسئلۀ «وحدت وجود»، آیا می‌توان گفت هر کلام حقی، در واقع کلام خداست؟

هوالعلیم.
1. اشکال ندارد.
2. اختیار ما نیز خودْ فعلی است از افعال که اِعطاء پروردگار است؛ پس منافاتی با توحید اَفعالی ندارد.
3. بلی، هر کلام حقی از ناحیۀ خدا است.