دروس مربوط به معاد جسمانی

تعداد: 7
سریال: 262
جلسه 262نقد نظریه علل معده و اثبات نیاز دائم به قیوم
سریال: 422
جلسه 422تبیین نسبت میان هویت، وجود و عدم در بازگشت اشیاء
سریال: 429
جلسه 429تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت
سریال: 431
جلسه 431تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلال‌های عقلی
سریال: 661
جلسه 661تبیین نسبت میان صورت و ماده در فلسفه و معاد
سریال: 671
جلسه 671بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج
سریال: 710
جلسه 710تبیین جایگاه مثال متصل و منفصل در تحقق اعیان خارجی

صوتهای مربوط به معاد جسمانی

تعداد: 15مشاهده بیشتر...

پرسش و پاسخ های مربوط به معاد جسمانی

تعداد: 2
پرسش: علت معاد جسمانی

کد: 2198گروه: حکمت وفلسفه
سلام علیکم . با وجود حقیقت انسان که همان روح است چه نیازی است که در روز قیامت جسم انسان ها دوباره ایجاد شود ؟
هوالعلیم
بسیاری از نعمت های الهی و لذّات روحی بواسطه بدن جسمانی و یا مثالی به روح می رسد.
پرسش: ایا معنای قرانی توفی راز معاد جسمانی از نگاه ملاصدرا را فاش می کند

کد: 236گروه: اعتقادات
با سلام محضر حضرت آیت‌الله تهرانی؛

مدتی پیش از کلمۀ «توفی» استنباطی به ذهنم رسید که خدمت حضرت‌عالی عرض می‌کنم و دربارۀ صحت‌وسقم آن، نظر مبارک حضرت‌عالی را می‌طلبم. به‌نظر حقیر، آیاتی که در آن‌ها از مرگ به‌عنوان «توفی» یاد شده است، می‌تواند تأییدی بر نظر ملاصدرای عزیز دربارۀ کیفیت معاد جسمانی باشد. در آیۀ شریفۀ ﴿إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ﴾ از مرگ به توفی تعبیر شده است. این تعبیر در آیات دیگری مثل ﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا﴾ و ﴿قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ﴾ و آیات دیگری هم آمده است. در فرهنگ لغات عربی و «مفردات» راغب اصفهانی، دربارۀ توفی نوشته‌اند که یعنی «بازپس‌ستاندن به‌نحو کامل و مستوفی؛ به‌طوری‌که هیچ‌چیز از آن باقی نماند».

به‌نظر حقیر، این آیات دلالت بر این دارند که تن جسمانی ما هیچ مدخلیتی در هویت و «من‌بودنِ» ما ندارد و تمام حقیقت وجودی ما، همان روح (نفس ناطقۀ انسانی) ماست که آن هم با مردن، قطع علاقه از تن جسمانی کرده و مجرد از ماده، با بدن مثالی (ملکوتی) در عوالم ماوراءطبیعت ـ که از آن در متون دینی به برزخ و قیامت تعبیر می‌کنند ـ سیر می‌کند و جسم ما که سالیانی روح ما به آن تعلق داشت و برای استکمال خود در نشئۀ طبیعت از آن استفاده می‌کرد، دوباره به دامن مادر خود که خاک است برمی‌گردد.

یعنی جسم خاکی ما که «میت» (مرده) بود و به‌لحاظ تعلق روح به آن «حی» (زنده) شده بود، دوباره به خاک برمی‌گردد و میت می‌شود و باز در چرخۀ طبیعت قرار می‌گیرد و خداوند از آن دوباره موجودات حیّ پدید می‌آورد و این چرخه ادامه دارد. خداوند از طبیعت بی‌جان، موجودات زنده را پدید می‌آورد و زنده‌ها به مقام تجرد از ماده می‌رسند و مجردانه سیر می‌کنند؛ و شاید یکی از معانی آیۀ شریفۀ ﴿يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ﴾ این باشد.

هوالعلیم.
برداشت شما صحیح است.