پرسش و پاسخ های مربوط به دید استقلالی
تعداد: 3کد: 219411/04/2017 00:00:00گروه: حکمت وفلسفه
پاسخ این سؤال در جلد دوم کتاب اسرار ملکوت و افق وحی آمده است.
کد: 9311/04/2017 00:00:00گروه: حدیث ودعاء
حقيقتِ مفاد اين كلمۀ مباركه، نفی هرگونه تعيّن و استقلال در وجود ـ چه در ذات و چه در اسم و صفت و فعل ـ است. انسان با گفتن «لا اله» نفی همۀ مظاهر عالم را در قالب علّيّت و مؤثّريّت میكند و با اثبات «إلّا اللَه» انحصار همۀ علل و اسباب را در وجود ذات اقدس حق مینمايد و هرگونه كُرنش و تواضع و عبوديّتی را فقط به پيشگاه خدای متعال عرضه مینمايد و همۀ مظاهر تأثير و تسبيب را كه در چشم اهل ظاهر و اهل دنيا موجّه و جاذباند، پوچ و توخالی و سراب میبيند و حقيقت را فقط در یکجا ملاحظه میكند. و اگر مفاد اين كلمۀ طيّبه در وجود انسان ظهور پيدا كند و سرّ و قلب انسان به معنا و حقيقت آن برسد، تمامی اين مطالب برای او مشهود و عيان خواهد شد و اين است مرتبۀ توحيد و معرفت ذات ربوبی بحقّالمعرفة. رزقنا اللَهُ و ايّاكم الوصولَ إلی هذة المرتبة انشاءاللَه تعالیٰ.
کد: 5111/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
سلام عليكم؛
باتوجه به آيۀ «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» كه میفرماید: «بازگشت همه به سوی خداست»، پس يعنی آنهایی كه در جهنم مخلَّد هستند هم به خدا برمیگردند؟ يعنی حتّی چنین افرادی هم به «لقاء اللَه» میرسند؟ اصولاً چطور میشود که این افراد، هم در جهنم مخلَّدند و هم به خدا برمیگردند؟
لطفاَ برای بنده توضيح دهيد.
شكراً جزيلا.
بازگشت به پروردگار به معنای رفع حجاب از چشمان باطن و مشاهدۀ ظهور صفاتِ جمال و جلال خداوند است. انسان تا وقتی در این دنیا گرفتار نفس و تعلّقات و پرداختن به امور دنیوی است، چشمش جز ظاهر و مظاهر چیزی نمیبیند؛ وجود خود را مستقل میپندارد و تأثیر و تأثّر را از سلسۀ موجودات دنیا می پندارد و علل و اسباب را در همین موجودات میجوید و از علت اصلی غفلت میورزد و او را به حساب نمیآورد و به هر کار خلافی دست میزند؛ غافل از اینکه در همین دنیا و در همین حالی که مشغولِ عمل خلافِ رضای حق است، در تحت سیطره و هیمنۀ صفات جمال و جلال او است؛ ولی او بیهوش است و احساس نمیکند. پس از اینکه از این دنیا رفت، چشمان برزخی او باز میشود و میفهمد که تمام تفکّرات او در دنیا، تخیّل و توهمّی بیش نبوده است و قدرت حقیقی و علم حقیقی و حیات حقیقی منحصراً در تحت ارادۀ ذات واحد حق بوده است؛ هر کجا که میخواسته اعمال میکرده و هر کجا نمیخواسته اعمال نمی کرده.