پرسش و پاسخ های مربوط به روانشناسی اسلامی

تعداد: 2
پرسش: روان شناسی و روان کاوی و دیدگاه اسلام

کد: 2329گروه: متفرقه
سلام علیکم
اگرِ یک مسلمانی دوست داشته باشد بداند دیدگاه اسلام درباره‌ی روان ‌شناسی و روان‌ کاوی چیست؟ نظرِ اسلام چگونه است؟ و در واقع روان‌ شناسی اسلامی و روان‌ کاوی اسلامی را بشناسد و مطالعه کند و از خوبی‌هایش بهره‌مند شود به کجا و کدام کتاب می‌تواند مراجعه کند ؟ کتابی که خوب باشد و یا دیدگاهی توحیدی نوشته باشد هست اصلاً ؟
و کلاً در این زمینه‌ها کسی که دوست داشته باشد مطالعه کند و بیش‌تر آشنا شود چه ‌کار کند؟ لطفاً یک چند آثارِ خوب معرفی کنید . ارجاع به چیزهایی که حقیقتاً به کارِ آدم بیایند. خسته‌نباشید؛ ان‌شاءاللَه خداوند بر برکت و توفیق این‌جا و ره‌پویانِ حقیقت بیفزاید!ممنون و متشکر . یا علی

هوالعلیم

بنده اطلاعی ندارم. البته به حول الهی انشاء اللَه مطالبی در این زمینه از این حقیر منتشر خواهد شد.

پرسش: کیفیت تولید علوم اسلامی ایا علومی مانند روان شناسی و جامعه شناسی اسلامی وجود دارند

کد: 186گروه: اعتقادات
با سلام خدمت استاد گرانقدر؛
سؤال بنده این است که حضرتعالی دایرۀ علم اسلامی و شیوۀ عینی و عملی استخراج و تولید آن را چگونه ارزیابی می‌فرمایید؟
احتراماً ذکر می‌شود که برخی از علما، معتقدند با استفاده از فلسفه‌های مضاف که متّکی به فلسفۀ مطلق صدرایی هستند، می‌توان در زمینه‌های ابواب گوناگون علمی به تولید علم اسلامی پرداخت. برخی دیگر می‌گویند: «با مطالعۀ سیره و روایات و آیات، باید اهمّ اصول در هر شاخه از علم استخراج شده و با استفاده از سایر رئوس و اصول و با بهره‌گیری از همین منابع، علوم اسلامی را دارای شاخ و برگ نمود»؛ منظور از علم اسلامی، فرضاً مانند روانشناسی اسلامی، مدیریت اسلامی، جامعه شناسی اسلامی و غیرهم است.
اصولاً آیا حضرتعالی معتقد به وجود چنین امری در اسلام هستید؟ یعنی اسلام هم مانند علوم غربی بتواند و بخواهد در شاخۀ گوناگون علوم انسانی و بشری نظر دهد. و اگر موافق هستید، این امر را چگونه قابل تحقق و دستیابی می‌دانید؟
با تشکر و عذرخواهی بخاطر تصدیع.
هوالعلیم.
چنانچه از مفهوم دین و محتوای آن پیدا است، دین عبارتست از اتصال بنده به مرتبۀ عبودیّت مطلقه که حقیقت آن تجلی ربوبیّت مطلقه است و از آثار این مرتبه، وصول ادراک حقایق اشیاء و کنه و واقع آن‌ها است، همانطور که هستند و هر برنامه و قانونی که انسان را به این سمت سوق دهد قطعاً باید مورد رضا و تأیید شارع مقدّس و از جانب ربوبی باشد؛ بنابراین حکمت و عرفان و نیز بیانات و آثار ائمۀ معصومین علیهم‌السلام همگی در این راستا می‌تواند متوجه و مستند واقع شوند و تمسّک به یکی و طرد بقیه، در خود مورد متمسَّک نیز خدشه وارد می‌کند و آن را از حجیّت و استناد دور می‌نماید. فلسفه‌ای از وزن و وزان حقیقی برخوردار است که مخالفتی با شرع انور نداشته باشد و شرع و تکلیفی می‌تواند مُتقن باشد که معارض با مبانی شهود و حکمت متعالیه نداشته باشد؛ پس از این لحاظ هر سه این مبانی شرع و فلسفه و شهود باید مجتمعاً در تدوین و ابتکار مسایل مختلفه مذکوره دخالت داشته باشند.