پرسش و پاسخ های مربوط به اسماء و صفات الهی
تعداد: 8کد: 682312/08/2025 00:00:00گروه: اعتقادات
فلسفه و علّت خلقت نه تنها انسان بلکه کلّ نظام آفرینش ظهور و نمود عالم هستی است که مبدأ آن ذات اقدس حقّ است مثل نقاش و خطّاطی است که تا استعداد خود را روی پرده نیاورد کسی از آن مطّلع نخواهد شد و کمال آن استعداد درونی به ظهور و بروز برونی خواهد بود. بنابراین علّت خلقت انسان که آیینه اکمل اسماء و صفات الهی است همان بروز و ظهور کمالات ذات پروردگار است و در این راستا هر فرد به عنوان مظهری تام قابلیّت متحقّق شدن به کمالات لا یتناهی و فعلیّتهای نهادینه شده در ذات خود را دارا میباشد. البته ما به اختیار خود در عالم اَلَست آمدن را انتخاب نمودیم.
کد: 219711/04/2017 00:00:00گروه: حکمت وفلسفه
جمله ای حضرت علامه در امام شناسی جلد 1 صفحه 115 دارند بشرح:
چون پیامبر صلی اللَه علیه و آله از همه موجودات گنجایش وجودی آنان بیشتر و ادراک و علمشان افزون تر و مجاهده و ابتلائشان بیشتر است افضل و اشرف همه موجودات هستند.
1.منظور از گنجایش وجودی چیست؟
2.گنجایش وجودی چه تاثیری در رسیدن به کمال و ذات اقدس الهی دارد ؟لطفاتاثیر کیفی این مسئله را شرح دهید؟
3. گنجایش وجودی ائمه علیه السلام چگونه است و رابطه ی آن با ولایت کلیه ی چیست؟
4.آیا گنجایش وجودی ائمه علیه السلام متفاوت است؟و به طور کلی در مورد بقیه نفوس چگونه است؟
5.آیا گنجایش وجودی قابل تغییر است در صورت آری چگونه می توان آن را افزایش داد؟
با تشکر فراوان
1 میزان ظهور اسماء و صفات کلیه پروردگار در
نفس شخص.
2 خود سعۀ وجودی به تنهایی کار ساز نمی باشد و البته باید همراه با مراقبه و سیر به کمال راه یابد.
3 گنجایش وجودی چگونگی ندارد و همان است که در پاسخ اول ذکر شد.
4 هر فرد گنجایش مخصوص به خود را دارد چه در ائمه علیهم السلام و یا غیر آنان.
5 قابل تغییر نیست.
کد: 218211/04/2017 00:00:00گروه: حکمت وفلسفه
بین احدیّت و واحدیّت برزخی وجود ندارد.
کد: 205811/04/2017 00:00:00گروه: اخلاق وعرفان
مسئله تعلیم آدم چنانچه درکتاب افق وحی آمده است عبارت است از ودیعه نهادن جمیع اسماء وصفات کلیه الهی به نحو جزئی و محدود و هر کس به مقدار سعۀ وجودی خویش واجد آن اسماء و صفات می باشد و در این موضوع فرقی بین امّت های گذشته و حال نیست ،صحبت در سیر عرضی پس از فناء ذاتی در نشئۀ بقاء و مراتب اسماء است که در امت رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم بواسطۀ سعه وجودی آن حضرت بیشتر می باشد. بنابر این منافاتی دربین نخواهد بود.
کد: 23911/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
در جلد 15 امام شناسی ایشان فرمودند که امیرالمومنین از همه ائمه (به استثنای حضرت حجت) بالاتر بوده اند؟ منظور ایشان چیست و چگونه اثبات می شود؟ و چه چیزی در کیفیّت ادراک علم ائمه تاثیر دارد که باعث می شود بعضی از بعضی دیگر بالاتر باشند؟
مقصود از بالاتر بودن مجلای ظهور اسماء کلیّه حقّ بودن است یعنی امام زمان ارواحنا فداه از جهت ابراز و اظهار اسماء کلیّه حقّ از سایر أئمه علیهم السّلام سعۀ بیشتری را حائز می باشند.
کد: 4811/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
سلام علیکم؛
با توجه به آیات 72 سورۀ ص [فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ] و 12 سورۀ تحریم [فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا]، تفاوت «روحِی» با «روحنا» و «نفختُ» با «نفخنا» چیست؟
معنای «روحی» در آیۀ شریفۀ «فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي» همان حقیقتِ ذات احدیّت است، بدون تنزّل از مقامِ ذات به مراتب اسماء و صفات. و امّا «روحنا» به معنای ملکی است مقرّب که در بعضی از اخبار، از همۀ ملائکه بالاتر ذکر شده است. و اما معنای «نفختُ» تفاوتی با «نفخنا» ندارد و آن عبارت است از همان دَمیدن و اعمال ارادۀ تکوینیّه که در آیات با تعبیر «کُن فیکون» وارد شده است.
کد: 4711/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
مدتهاست پرسشی ذهن بنده را به خود مشغول کرده است. مطالعه و پرسوجو کردهام، اما پاسخ روشنی نیافتهام. آن «امانتی» که خداوند به آسمانها و زمین عرضه کرد و آنان از پذیرش آن امتناع ورزیدند، سپس به حضرت آدم علیهالسلام عرضه شد و ایشان آن را پذیرفتند، چیست؟
انشاءالله در پناه خداوند، از شر همه خناسان و تنگنظران دنیا محفوظ بمانید و روزبهروز، بهحق صدیقه طاهره سلامالله علیها، بر درجات و قرب شما نزد خداوند افزوده گردد.
التماس دعا.
خدای متعال در قرآن کریم به این قضیه اشاره می فرماید: (وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً). از این آیه استفاده میشود که قبل از خلقت انسان، هیچیک از مخلوقات الهی مفتخر به خلعت «خلیفة اللَهی» نبودند؛ حتی ملائکه مقرّب مانند جبرائیل امین. و این مقام ـ چنانچه از سایر آیات استفاده میشود ـ جامعیّت جمیع اسماء و صفات کلیّۀ الهیّه است، به نحو تکوین و ایداع آنها در نفس بشر؛ چنانچه میفرماید: (وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا) و بقیۀ مخلوقات به مرتبۀ أتّم و أکمل از جامعیّت انسان نمیباشند و توضیح این مطلب در کتاب افق وحی از این بنده آمده است.
بنابراین، امانتی که در قرآن از او یاد شده است، جامعیّت انسان نسبت به کلمات کلیّۀ الهیّه است که میتواند آنها را به فعلیّت و ظهور برساند و این استعداد در سایر مخلوقات، حتی ملائکۀ مقرّب منتفی است و بر این اساس است خبر منقول از نبی اکرم که میفرمود: «لی مع اللَه حالات لا یسعها ملک مقرّب ولا نبی مرسل» و این مرتبه از معرفت، واجدیّت مقام «اللَه أکبر» است که فوق تصوّر و اتّصاف است و امّت پیامبر ما میتوانند به این مرتبه دست یابند.
کد: 2911/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
من از محضر استاد سؤالی داشتم: میخواهم بدانم وقتی که خداوند در قرآن می فرماید: (نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) [از روح خود در او دمیدم] منظور از این آیه چیست؟ مگر خداوند هم مانند انسان روح دارد که میفرماید: «شما را از روح خودم آفریدم»؟
آیا میتوان گفت: «خداوند روحی شبیه روح انسان است ولی با این تفاوت که روح انسان محدودیتهایی دارد اما روح خداوند بیانتهاست»؟
با تشکر.
روح خداوند، همان ذات بَحت و بسیط و حقیقت وجود است که مرتبۀ او مقدّم بر رتبۀ اسماء و صفات کلّیۀ اوست و سایر موجودات از اسماء و صفات او نشئت گرفتهاند؛ بدین لحاظ، مرتبۀ انسان از تجرّد تامّ و روحانیّت محض انتزاع گردیده است و این به معنای روح میباشد.