پرسش و پاسخ های مربوط به اختیار انسان
تعداد: 7کد: 746602/24/2026 00:00:00گروه: اعتقادات
ضمن اینکه از شرایط مرجع تقلید شدن، حلال زاده بودن را هم ذكر میكنند. آيا فرد حرام زاده، حق ندارد مرجع شود، در صورتى كه تقصيرى از جانب او نبوده؟ خواهشا توضيح دهيد. با تشكر از زحمات ارزشمند شما در حق ما.
شکی نیست که شرائط متفاوت در زندگی انسان چه قبل از تولد و چه پس از آن در تمایلات انسان نسبت به اهداف و اموری که به آن می پردازد نقش دارند و بدین جهت است که بسیار تاکید شده قبل از تولد در طول دوران حمل و نیز پس از آن نسبت به امور تربیتی پدر و مادر اهتمام فراوان داشته باشند.
امّا سخن اینجاست که نقش تعیین کننده در همه امور همان اختیار و تصمیم انسان است که حقیقتی است بالاتر و قدرتمند تر و غالب بر جمیع شرائط و ظروفی که فرد در آن شرائط و ظروف به سر می برده است. و اگر این مسئله وجود نداشت تکلیف از ناحیه پروردگار بر آن فرد عبث و لغو خواهد بود.
بلی فرزندی که حتی از نطفه حرام به دنیا آید کدورت ذاتی ندارد و موجودی است که مستعدّ برای هدایت می باشد مانند سایر افراد حتی ممکن است به درجات عالیه برسد و نفس او بواسطه ارتقاء در مراتب بالا تغییر کند و خداوند نیز به هر فردی به میزان قدرت و استطاعت بر عمل از روی اراده و اختیار پاداش خواهد داد.
و امّا مسئله عدم جواز مرجعیّت باید گفت: احراز مرجعیّت تاج افتخاری نیست که شخصی از عدم وصول به آن احساس حرمان و خسران نماید بلکه انسان تا می تواند باید خود را از وارد شدن در این عرصه نگهدارد و بی جهت عهده دار تکالیف و وظائف افراد نشود و بار خود را سنگین نسازد.
کد: 688312/14/2025 00:00:00گروه: اعتقادات
سلام عليكم.
بعضی از افراد جامعه اعتقاد دارند که میتوان «بخت» کسی را بست! اما از طرفی حضرت آقا فرمودند: «ازدواج وقتی صورت میگیرد که تقدیر خداوند باشد». آیا این اعتقاد صحیح است؟ اگر صحیح است، چاره چیست؟
در جواب این افراد چه استدلالی بايد آورد؟
التماس دعا.
البته مسئلۀ بستن [بخت] را نمیتوان انکار نمود ولی هر مشکل و مانعی را نیز نمیتوان به این مسئله مرتبط ساخت.
و اما دخالت تقدیر خداوند در ازدواج، مانند دخالت تقدیر در سایر حوادث و پدیدههاست و جدای از آنها نیست. باید هر فرد نسبت به سرنوشت خویش، خود تصمیم بگیرد و بیخود و بیجهت کوتاهی خود و سهلانگاری و چشمپوشی بر برخی از نواقص را به حساب تقدیر و مشیت خدا نگذارد و در هر حال از او بخواهد که پیوسته خیر و صلاح را پیش راه او قرار دهد.
کد: 206811/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
معلوم بودن شقاوت و سعادت انسان چه ارتباطی به خواست و اراده ما دارد. از شما می پرسم هنگامی که گرسنه می شوید هیچ از خود می پرسید خوردن نهار و نخوردن آنرا خداوند از اوّل مقدّر کرده است پس دیگر چرا نهار بخورم؟ آیا فقط پروردگار و مقدّرات به شقاوت و سعادت تعلّق گرفته است یا همه اشیاء و حوادث در عالم وجود همه و همه مقدّر و محفوظ است؟ چرا در وقت گرسنگی نمی گوئید شاید خداوند نخوردن را در این وقت مقدّر کرده است پس من غذا نمی خورم! بلکه بدون توجّه به تقدیر به دنبال رفع گرسنگی می روید. مسئله شقاوت و سعادت هم همینطور است. تقدیر خدا بر اساس اراده و خواست ما صورت پذیرفته نه جدای از آن، از مثالی که زده شد باید پی به رمز و راز تقدیر و اراده خداوند ببرید.
کد: 24211/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
آنچه موجب حساب و بررسی اعمال در روز قیامت است، انجام تصرّفات در حال اختیار و تساوی وقوع و عدم وقوع آنها برای شخص فاعل است و این مطلب در مورد جمادات منتفی است.
کد: 22611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
نظام دنیا بر اساس خیر و شر است و اگر ظالمی وجود نداشت دیگر امتحانی نیز معنی نداشت و تکلیفی نبود و هر کس به آن فعلیّت خویش نمی رسید و خوب و بد از هم متمایز نبود. خداوند تکلیف کرده است که در مقابل همین ظالمین بایستید و با آنان برخورد کنید.
کد: 12911/04/2017 00:00:00گروه: حدیث ودعاء
حال با توجه به احادیث و روایات اسلامی:
۱. آیا این مطالب و موضوعات (دعانویسی، سحر، جادو، رمل، کفبینی و…) بهطور کلی یا مصداقی، جایگاهی در دین اسلام دارند؟
۲. با در نظر گرفتن جایگاه رفیع ایمان و توسل به ذات اقدس پروردگار، آیا این موارد میتوانند در سرنوشت انسان تأثیری داشته باشند؟
۳. آیا حدیث و روایتی در خصوص سحر و جادو و موارد مشابه وجود دارد؟
۴. با توجه به مطالبی که مدعیان سحر و جادو، کفبینان و فالگیران بیان میکنند و گاه به واقعیت نزدیک است، آیا این افراد دارای توانایی تصرف در عالم هستند؟
1. به نحو اجمال عرض میشود: شکّی در وجود این اعمال که فرمودید و تأثیر آن نمیباشد؛ مانند چشم زدن و غیره. در آیات قرآن نیز به این مطلب اشاره شده است؛ البته استعمال این امور برای امور خیر و مستحسنه ـ چون رفعِ کدورتها، تحکیم علایق زندگی، اصلاح ذاتالبین و غیره ـ اشکالی ندارد و در غیر این امور، حرام و موجب عِقاب و نکال اُخروی خواهد بود.
2. و اما مسئلۀ ایمان و اعتقاد به مشیّت و تقدیر الهی، منافاتی با تأثیر این مطالب ندارد؛ مثلاً در ارتباط با بیماریها و مشکلات و صدمات و گرفتاریها، مگر از تقدیر و مشیّت خداوند غافل میشدیم؟ این هم یکی از آنهاست؛ البته خداوند برای رفع اینگونه امور، مسائلی قرار داده است و انسان میتواند نسبت به آنها اقدام کند.
نکتۀ مهم این است که هیچ فردی در مسئله سعادت و شقاوت انسان، جز خود انسان نمیتواند دخیل و مؤثّر باشد. انسان باید با توکّل بر خداوند و عدم توجه به این [امور]، جلوی تأثیر این امور را بگیرد.
کد: 5211/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
سلام علیکم؛
1. در آیۀ شریفه (وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ) آیا میتوان اینگونه برداشت کرد که: «هر کس طالب هدایت باشد، خداوند او را هدایت خواهد کرد» یعنی ضمیر را به «شخص» برگردانیم یا باید اینگونه معنی کرد که «خداوند هر که را که اراده کرده باشد، هدایت خواهد کرد» یعنی ضمیر را به «خدا» برگردانیم؟
2. اراده و اختیار انسان در این دو برداشت چگونه توجیه میشود؟
انشاءالله خداوند ما را هدایت کرده و به شما طول عمر عنایت فرماید.
1. در صورت بازگشت ضمیر در «یشاء» به «مَن»، نیاز به تقدیر مفعول است برای «یشاء»! مضافاً به اینکه در برخی از آیات مانند: (عَجَّلْنا لَهُ فیها ما نَشاءُ لِمَنْ نُريد) مستقیماً ضمیر به خود ذات پروردگار باز میگردد و این قرینه است به اینکه منظور از «مَن یَشاء» مورد اختیار و ارادۀ حق تعالی است.
2. ارادۀ انسان که خارج از ارادۀ پروردگار نیست و نمیتواند در عرض ارادۀ او قرار گیرد؛ بلکه یک اراده است که به دو مرید نسبت و ارتباط پیدا کرده است.