پرسش و پاسخ های مربوط به حکمت قصص قرآن
تعداد: 2پرسش: چرا داستان حضرت موسی در قران بیش از سایر انبیاء تکرار شده استکد: 40
کد: 4011/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
کد: 4011/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
سلام علیکم؛
با عرض معذرت، میخواستم بدانم آیا جنبۀ خاصی در داستان حضرت موسی علیهالسلام قرار دارد که در قرآن به داستان ایشان، بیش از سایر انبیاء اشاره شده است؟
با عرض معذرت، میخواستم بدانم آیا جنبۀ خاصی در داستان حضرت موسی علیهالسلام قرار دارد که در قرآن به داستان ایشان، بیش از سایر انبیاء اشاره شده است؟
هوالعلیم.
توضیح این مطلب، محتاج به بَسط کلام و نگارش خاصّ است. مجملاً اینکه در قضایا و حوادثی که برای ایشان و در زمان ایشان اتفاق افتاد، مشابهت زیادی با قضایا و حوادث زمان رسول خدا و پس از آن حضرت به چشم میخورد.
توضیح این مطلب، محتاج به بَسط کلام و نگارش خاصّ است. مجملاً اینکه در قضایا و حوادثی که برای ایشان و در زمان ایشان اتفاق افتاد، مشابهت زیادی با قضایا و حوادث زمان رسول خدا و پس از آن حضرت به چشم میخورد.
پرسش: راز قصه های قران ایا داستان های قران واقعیت دارند یا فقط تمثیل هستندکد: 39
کد: 3911/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
کد: 3911/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
سلام علیکم؛
آیا داستانهایی که در قرآن کریم مطرح شده است ـ مانند داستان حضرت سلیمان ـ با همۀ جزئیاتشان حقیقی بوده (عینیّت داشته) یا فقط بیان تمثیلی برخی از وقایع تاریخی، جهت هدایت بشر میباشد؟
آیا داستانهایی که در قرآن کریم مطرح شده است ـ مانند داستان حضرت سلیمان ـ با همۀ جزئیاتشان حقیقی بوده (عینیّت داشته) یا فقط بیان تمثیلی برخی از وقایع تاریخی، جهت هدایت بشر میباشد؟
هوالعلیم.
در آیین محاوره و گفتگو، القاءِ خلافِ واقع در ذهن مخاطب، محکوم و از دیدگاه عقل و عرف مطرود میباشد و بر این اساس شرعاً حرام است. گوینده در مقام بیان مطلب، اگر به تمثیل میپردازد یا باید به نحوی تمثیل مطرح شود که نیازی به تذکّر و انتباه نباشد ـ مانند بسیاری از داستانها و حکایات مثنوی چون داستان طوطی و تاجر در هندوستان یا داستان طوطی که روغن را بریخت و امثال آن ـ یا باید خود به تمثیل بودن آن اشارت نماید؛ وگرنه مخاطب و خواننده، آن را واقعی و حقیقی پنداشته، به گمراهی و ضلالت خواهد افتاد و این روش را ما در کتب حکایت گذشتگان مشاهده میکنیم.
حال چگونه است که قرآن کریم از بدیهیترین قانون و مبنای تخاطب روی گرداند و افراد را به جهالت و ضلالت بکشاند؟ و میتوان گفت یکی از چَرندترین مطالبی که در این روزها در زمینۀ کلام مطرح میشود، این قضیه است! آخر یکی نمیپرسد: «کدام دلیل و احتمال عقلایی بر تمثیل بودن حکایات قرآن آمده است که باید از بیان این وقایع و حوادث به واسطۀ آن دست برداشت و حمل بر تمثیل نمود؟»
در آیین محاوره و گفتگو، القاءِ خلافِ واقع در ذهن مخاطب، محکوم و از دیدگاه عقل و عرف مطرود میباشد و بر این اساس شرعاً حرام است. گوینده در مقام بیان مطلب، اگر به تمثیل میپردازد یا باید به نحوی تمثیل مطرح شود که نیازی به تذکّر و انتباه نباشد ـ مانند بسیاری از داستانها و حکایات مثنوی چون داستان طوطی و تاجر در هندوستان یا داستان طوطی که روغن را بریخت و امثال آن ـ یا باید خود به تمثیل بودن آن اشارت نماید؛ وگرنه مخاطب و خواننده، آن را واقعی و حقیقی پنداشته، به گمراهی و ضلالت خواهد افتاد و این روش را ما در کتب حکایت گذشتگان مشاهده میکنیم.
حال چگونه است که قرآن کریم از بدیهیترین قانون و مبنای تخاطب روی گرداند و افراد را به جهالت و ضلالت بکشاند؟ و میتوان گفت یکی از چَرندترین مطالبی که در این روزها در زمینۀ کلام مطرح میشود، این قضیه است! آخر یکی نمیپرسد: «کدام دلیل و احتمال عقلایی بر تمثیل بودن حکایات قرآن آمده است که باید از بیان این وقایع و حوادث به واسطۀ آن دست برداشت و حمل بر تمثیل نمود؟»