هوالعالم.
شرح این ابیات در کتاب
افق وحی از این حقیر آمده است؛ به نحو اجمال:
دیدگاه اهل توحید ـ که حق هم این است و جز این نیست ـ کلیۀ افعال و کردار از جهتی انتساب به فعل انسان و اراده و مشیت او دارند و بر آن اساس، به صورت صحیح و یا ناصواب از انسان صادر میشوند که دراینصورت، انسان قابلیّت مدح و یا ذم را پیدا خواهد کرد و از جهتی دیگر ـ که باز در مسئلۀ توحید افعالی در کتاب افق وحی که انشاءاللَه به زودی منتشر خواهد شد به طور تفصیل آمده است ـ این عمل و فعل به اراده و خواست خدای متعال برمیگردد که آن خواست، ارتباطی به ما ندارد و ما را در آن مرتبه، جای سؤال و پرسش نمیباشد؛ زیرا علم و معرفت ما به محدودۀ وجودی خود ما برمیگردد و خدای متعال هیچ حدّ و مرزی برنمیدارد و این مسئله، در اختیار و مشیّت ما تاثیری که موجب جبر و سلب اراده گردد نخواهد گذارد و بر این اساس، اهل توحید از دو دیدگاه به افعال و کردار نگاه میکنند؛ دیدگاه اول انتساب فعل به خداوند، دیدگاه دوم انتساب فعل واقعا به خود انسان. مولانا در این ابیات، به جنبۀ دیدگاه اولی اشاره دارد و امیرالمؤمنین، در عین اینکه به امام حسن میفرماید: «اگر میخواهی او را قصاص کنی، فقط یک ضربت به او بزن» و این قصاص به جهت صدور فعل از او به عنوان اختیار و ارادۀ خود ابنملجم است، در عین حال متوجّه اصل و حقیقت وقوع این فعل که ناشی از ارادۀ حق شده است میباشد.