پرسش و پاسخ های مربوط به صیغه عقد
تعداد: 1کد: 732102/06/2026 00:00:00گروه: اجتماعی
سلام؛
لطفاً شرايط صيغه كردن (عقد موقت) را به طور مفصّل و با ذکر کیفیّت خطبۀ آن بيان كنيد.
با تشكر.
«صیغه» که همان «عقد موقت» است در اسلام به عنوان پیوند و ایجاد و ربط مودّت و انس و برخورداری از مقتضیات زوجیت و همسری تشریع شده است و بدین لحاظ هیچ تفاوتی با ازدواج دائم ندارد و این قانون در زمان رسول خدا بر مردم نازل شد که هدف از آن، تسهیل و راحتی و رفاه و امنیت و آرامش روح و جسم و کاستن از ناهنجاریهای اجتماعی و ضرر و آزارهای شخصی و عصبی بوده است؛ زیرا پرداختن به ازدواج دائم برای همۀ افراد، در همۀ شرایط ـ با وجود نیاز مُبرمِ تکوینی و واقعی به آرامش جسم و روان در همۀ اشخاص ـ امکان نخواهد داشت و این موضوع از جمله مسائل بدیهی و ضروری است و کسی جز مُعاند و منکرِ واقعیات نمیتواند آن را انکار نماید.
و اینکه گفته میشود: «این حکم، حکمی مصلحتی و سیاسی است که در زمانی جایز و در زمانی ممنوع میشود؛ چنانچه در زمان عمر (خلیفۀ دوم) حرام شد» همه و همه از چرندیات و خُزعبلات است و ناشی از جهالت و یا تجاهل به احکام ضروری دین و از دست دادن ارزشهای اصیل اسلامی در قبال خرسندی و خوشآمدن عدّهای متحجّر و نادان میباشد.
امیرمؤمنان علیهالسلام فرمودند: «اگر عُمَر ازدواج موقت را حرام نمیکرد، جز شقی و معاند، کسی به این فعل حرام [زنا] نمیافتاد» و در این زمینه روایاتی که از ائمۀ ما علیهمالسلام به دست رسیده بسیار میباشد؛ منتهی فرق بین عقد دائم و موقّت در تسهیلِ شرایط و مقتضیات آن است که معمولاً به جهت همان تسهیلات است که دو طرف در برقراری این نوع از آیین همسری رغبت و اشتیاق نشان میدهند؛ مانند برخی از انواع پیوندهای زناشویی که در پارهای از کشورهای جهان رواج دارد (Friendship). در این نوع از ازدواج، طبعاً آن شرایط سختتر که در ازدواج دائم است، حاکم نیست و طرفین از آزادیهای تعریف شده و شرایط سهلتری برخوردار میباشند و این نوع از ازدواج در آن کشورها، جنبۀ قانونی دارد و اگر فرزندی به دنیا بیاید، بر اساس تعهّد و قرارداد بین طرفین، به یکی یا هر دوی آنها منسوب خواهد شد؛ البته به صحّت و سقم این نوع از ازدواج در این جوامع کاری نداریم؛ بلکه مطلب ما این است که چه داعی و انگیزهای موجب شده است تا مردم به این مسئله روی آورند؟ در بسیاری از موارد، انگیزه صرفاً داشتن فرزند برای یکی از طرفین، خصوصاً خانمها میباشد؛ زیرا آنها به خوبی میدانند که این نیاز فطری (برخورداری از حقِ فرزند داشتن) را نمیتوانند در خود بمیرانند و احساس این نیاز، زندگی آنها را دستخوش ناملایمات و نابهنجاریها قرار خواهد داد.
در بسیاری از موارد، اقدام به چنین ازدواجی به جهت رفع نیازهای جنسی صورت میپذیرد و این نه تنها از ناحیه مرد، بلکه از ناحیه زن بیشتر است؛ زیرا آنها میدانند اقدام بر این مسئله، موجب بروز ناراحتیهای بسیاری خواهد شد و در بسیاری از موارد، طرفین فقط به جهت اُنس و احساس نیاز به عواطف و با هم بودن اقدام میکنند و نیز عوامل و دواعی دیگری نیز ممکن است در این قضیّه مدخلیّت داشته باشند.
بدین جهت، چه بخواهیم یا نخواهیم، مسلمان باشیم یا غیر مسلمان، باید اقدام جامعه بشری را به چنین ازدواجی یک ضرورت شخصی و اجتماعی قلمداد کنیم؛ بنابراین در ازدواج موقّت شروط بر حسب توافق طرفین تعریف میشود مانند: پرداخت نفقه، میزان ارتباط و صمیمیت، مدّت ازدواج و… و هیچکدام حق تخطّی و مخالفت با شروط مذکور را نخواهد داشت؛ البته طبیعی است که برای «دوشیزگان» بهواسطۀ حساسیت مورد، رضایت پدر شرط اساسی صحّت ازدواج قرار گیرد.
مسئلهای که در این میان باید بِدان توجّه کرد این است که متأسّفانه امروزه در انظار عامّه، مقصود و منظور از ازدواج موقّت، فقط پرداختن به مسائل جنسی، آن هم به صورت گذرا و موقّت است؛ نه ایجاد پیوند انس و اُلفت بین دو طرف، و افرادی که نسبت به ازدواج موقّت نظر مساعد ندارند، بیشتر روی این نکته تکیه میکنند که در قِبال این سوء ظن باید گفت: «به کار گیری قسمی خاص از اقسام مذکوره، به علّت غائی ازدواج موقّت، اصل صحّت و اِتقان آن را مورد خدشه قرار نمیدهد و باید فرهنگ صحیح این موضوع برای جامعه روشن و تبیین گردد».
بنابراین، ازدواج موقّت از آنجا که در شرایطی صورت میپذیرد که ازدواج دائم میسور نباشد، میتوان گفت که مِذاق شرع در مرتبۀ اولیٰ بر ازدواج دائم است و نیز رعایت مصالح و جوانب برای شخص متأهل نسبت به همسر خود، بسیار بسیار لازم و حیاتی است و مراعات شرایط همسر موقّت مانند: عدم دوشیزگی و نبودن در عدّه باید تحقّق پذیرد و نیز افراد، رعایت شرایط و مقتضیات روحی و اشتغال خویش را بنمایند و مواظب باشند که در صعوبات و مخمصه و تبعات آن واقع نشوند.
بنابراین، آنچه از روایات و سیره بزرگان به دست میآید این است که تا برای انسان، ازدواج دائم ممکن و میسور است، نباید به ازدواج موقّت اقدام نمود؛ خصوصاً برای طلّاب علوم دینی و سالکانِ راه خدا، پرداختن به این مسئله چه بسا باعث بروز خواستها و توقّعات نفسانی غیر محدود خواهد شد و او را در عالمِ مادون و تخیّلات و توهّمات متوقّف خواهد ساخت و افراد چه مرد و چه زن، باید رعایت انصاف و اعتدال را در این مورد بنمایند.
و امّا صیغۀ ازدواج موقّت مانند ازدواج دائم، چه به صورت عربی و چه به صورت فارسی و انگلیسی و غیره میتواند انجام شود و بهتر است خودِ طرفین نسبت به اجراء صیغه اقدام نمایند؛ زن میگوید: «تو را به عقد ازدواج موقّت، بر اساس مدت و مهر تعیین شده، طبق شروطی که با هم تعیین نمودهایم، برای خود در آوردم»، مرد میگوید: «من این عقد زواج را قبول کردم و نسبت به آن شروطی که صحبت شده است متعهّد میباشم». امّا [در] صیغۀ عربی آن، زن میگوید: «متّعتک نفسی علی الصداق المعلوم فی المدّة المعلومة» و مرد میگوید: «قبلتُ هکذا»؛ ولی چنانچه گفته شد صحّت عقد ازدواج، مشروط به اجراء صیغه با الفاظ عربی نمیباشد؛ بلکه هر قومی میتوانند با زبان خود به اجراء آن اقدام نمایند.