پرسش و پاسخ های مربوط به تناسخ
تعداد: 2کد: 23011/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
چرا فردی با معلولیت جسمی متولد می شود؟
چرا شخصی ضریب هوشی بالایی دارد؟
چرا فردی در خانواده کافر به دنیا می آید یا در خانواده فقیر یا عقب مانده؟
و از این دسته سؤال ها.که این افراد می پرسند! و می گویند تنها دلیل برای جواب این موارد این است که در زندگی گذشته ای که داشتند بخاطر گناهانی که مرتکب شده اند اکنون بدین وضع درآمده اند.
جوابی که من داشتم که به آنها بگویم و به لطف خدا بارها این جواب در هنگام قرآن خواندن به ذهنم آمده این است که:
خدا دانا و عادل و حکیم است و بر حسب حکمتی که دارد به هر کس که بخواهد می بخشد و به هر کس که نخواهد نمی بخشد.
در همین راستا که خیلی در گیر این مسئله بودم حکایتی هم به لطف خدا به چشمم خورد که بیشتر آگاه بشوم و بر ایمانم پا فشاری کنم این حکایت بود:
چون شیطان از درگاه حضرت احدیت رانده شد به ملائکه گفت: من قبول دارم که خداوند، عالم وعادل و حکیم و قادر و علیم است ولکن مرا بر حکمت او چند اعتراض است:
اول آنکه می دانست پیش از آفریدن من از من چه صادر خواهد شد پس چرا مرا آفرید؟
دوم چون مرا خلق کرد چرا مرا تکلیف به طاعت خود نمود و حال آنکه از طاعت من او را هیچ نفعی نمیرسید واز معصیت من به او ضرری نمی رسید؟
گر جمله کائنات کافر گردند بر دامن کبریاش ننشیند گرد .
سوم آنکه چون مرا تکلیف به طاعت خود کرد دیگر چرا تکلیف کرد به اطاعت آدم (ع) و سجده برای او و چون سجده نکردم چرا مرا لعنت کرد و از بهشت بیرونم کرد و عقاب مرا بر من لازم کرد و حال آنکه برای او هیچ فایده نبود و از برای من ضرری عظیم بود؟
چهارم آنکه چون مر لعنت کرد و از درگاهش راند چرا مرا تمکن داد و در بهشت راه داد تا آدم را فریب دهم و او نیز از بهشت بیرون آید؟
پنجم آنکه چرا مرا بر بنی آدم مسلط گردانید تا ایشان را به معصیت وادارم و مستوجب دوزخ شوند ؟
ششم آنکه چون مهلت خواستم چرا مرا مهلت داد باید مرا هلاک کند تا خلق از شر من آسوده باشند ؟
پس چون ابلیس این اعتراض را کرد خطاب به ملائکه رسید که به او بگویید چون تو قبول داری که ما خداوند حکیم و عادل هستیم دیگر در افعال من چون و چرا مکن و در کار من فضولی منما.
دوم چیزی که اهل تناسخ میگویند در مورد شعر حضرت مولانا است که می فرماید :
از جمادی مردم و نامی شدم از نما مُردم به حیوان سر زدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کمی زمُردن کم شدم
جمله دیگر من بمیرم از بشر تا بر آرم چون ملائک بال و پر
بار دیگر از ملک پران شوم آن چه که در وهم ناید آن شوم
بار دیگر بایدم جستن ز جو کل شی هالک الا وجهه
پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم کانا الیه راجعون
با تحقیقی که کردم و لطف و عنایت خدا به این جواب رسیدم که منظور حضرت مولانا مانند تفسیر حجة الاسلام قرائتی است
که می فرماید منظور خداوند از این که می گوید شما را از خاک آفریدیم در حال حاضر این چنین است : خاک مواد غنی دارد و از دانه گیاهی که در خاک کاشته می شود با جذب این مواد رشد می کند
و ما انسان ها از این گیاهان استفاده می کنیم و می خوریم و یا از طریق حیوانات که از گیاهان تغذیه می کنند و ما از گوشت حیوانات
و بر اساس تغذیه که ما می خوریم نطفه در بر بدن ما تولید می شود و .....
حال می خواستم بدانم آیا این جواب هایی که من به آنها رسیدم درست است یا خیر و کمی کسری دارد شما لطف کنید و تکمیل بفرمایید؟
مطالب شما خوب است.
کد: 17611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سؤالاتی دربارۀ تناسخ دارم که جوابی برای آنها نیافتهام. ممنون میشوم اگر بهطور جامع یا مختصر به آنها پاسخ داده شود.
تناسخ معمولاً به معنایی تحریفشده بیان میشود، اما در اسلام مفهوم «رجعت» مطرح است که تفاوتهایی با تناسخ دارد؛ از جمله اینکه در تناسخ، بهشت و جهنم تکذیب میشود. حال اگر تناسخ حقیقی را (حتی با معنایی نزدیک به رجعت) رد کنید، چه پاسخی برای این پرسشها دارید؟
۱. چرا بعضی از انسانها در سنین کودکی میمیرند؟ آیا آنها به بهشت میروند یا جهنم؟ اگر به بهشت بروند، آیا عدالت خدا رعایت شده است؟
۲. چرا یک نفر در خانوادهای ثروتمند، باایمان و با موقعیت اجتماعی بالا به دنیا میآید و دیگری در میان خانوادهای فقیر و در محیطی مملو از بیایمانی، دزدی و قتل؟ آیا این دو به صورت یکسان مورد آزمایش قرار گرفتهاند؟
۳. تا چند سال پیش، اخبار از قومی در آفریقا گزارش میداد که برهنه و مثل حیوانات زندگی میکردند و حتی حرف زدن هم بلد نبودند! آنها چطور به بهشت یا جهنم میروند؟
۴. چرا بعضیها نابینا به دنیا میآیند، یا دچار معلولیت ذهنی (جنون) و هر نوع معلولیت دیگری هستند؟ اینها چگونه به بهشت یا جهنم میروند؟
۵. چرا گفته شده که دین اسلام کاملترین دین است و چرا دین از همان ابتدا کامل نبود؟ آیا این موضوع به این معنی نیست که انسان باید کمکم به کمال برسد و با یک بار زندگی کردن، انسانِ کامل نمیشود؟
۶. چرا خدا در آغاز هر سوره بر بخشندگی و مهربانی خود تأکید میکند، در حالی که اینهمه بدبختی، درد، رنج و عذاب در این دنیا وجود دارد؟ تا جایی که بعضیها با دیدن این وضعیت میگویند خدا خوابیده است و نمیبیند! (با توجه به آیۀ ۴۴ سورۀ یونس و آیۀ ۱۶۲ سورۀ آلعمران).
۷. چرا شهرها و خانوادههایی در دنیا وجود دارند که اگر در آنها دنبال خلاف نروی، کشته میشوی؟ (وضعیت آزمایش و تکلیف آنها چگونه است؟)
۸. چرا در بسیاری از آیات قرآن از «بازگشت کافران» به دوزخ سخن به میان آمده است؟ آیا کافران یا مجرمان هماکنون در دوزخ هستند که اگر اصلاح نشوند، دوباره به آن بازگردانده میشوند؟ شاید هماکنون در دوزخ باشند؛ و اگر بازگردانده شدن به دوزخ مطرح باشد، آیا زمین همان دوزخ نیست و این بازگشتها، همان زندگیِ دوباره در دنیا؟ آیا ما مکافات اعمالمان را به شیوههایی خاص پس نمیدهیم؟ مگر نمیگویند «دنیا دارِ مکافات است»، آیا منظور همین نیست؟ (آیات: آلعمران: ۱۶۲، توبه: ۷۳، ابراهیم: ۲۸-۲۹، ص: ۵۵-۵۶، نبأ: ۶، حدید: ۱۵).
۹. معنی و تفسیر این آیات چیست؟ (اسراء: ۶۹، طه: ۵۵، عنکبوت: ۵۴، تکاثر: ۵-۶، انعام: ۲۷-۲۸، مریم: ۷۰-۷۱، اعراف: ۴۱، آلعمران: ۱۲، حدید: ۱۳، یونس: ۴۴، حج: ۶۶).
۱۰. چرا در فرازی از دعای روز اول رجب گفته میشود: «خداوندا! همانا به تو پناه میبرم از اینکه هنگام مرگ از فرمان تو عدول کنم و به تو پناه میبرم از بازگشت به قبرها»؟
۱۱. چرا در آیۀ ۲۸ سورۀ بقره آمده است: «مردگانی بودید، پس شما را زنده کرد، سپس شما را میمیراند، بار دیگر زنده میکند و سپس به سوی او بازگردانده میشوید»؟
بهطور اجمال عرض میشود: اگر دلیل بر تناسخ، کمال روحی فردی است که در دوران گذشته میزیسته است و برای جبران خلافها دوباره روح او به بدن دیگری وارد میگردد، چرا از ابتداء باید این فرد فوت کند تا مجبور شود به بدن دیگری رسوخ نماید؟ درحالیکه ما مشاهده میکنیم تمامی افراد مردهاند و خواهند مرد و دیگر برنمیگردند. روحی که دارای تجربۀ گذشته است، چگونه هنگام تولّد حتی یک حرف و کلمه را نیز نمیفهمد و نمیتواند تکلّم نماید؟
و امّا اینکه چرا افراد در سطوح مختلف از خصوصیّات و مسائل گوناگون زاده و در این دنیا رشد میکنند، باید گفت که لازمۀ چنین دنیایی اینچنین است. دنیا طبق قاعدۀ علل و معلولات بنا نهاده شده است و البته هرکس، به اندازۀ سعۀ وجودی خویش و مسائلی که برای او رخ میدهد پاداش خواهد گرفت. عدالت و لطف پروردگار آنجا مورد مناقشه قرار میگیرد که هیچ اثر و نتیجهای بر این اختلافات مترتّب نشود، درحالیکه مطلب اینچنین نیست؛ پس هر کسی به اندازۀ همان میزان فهم و امکانات و استعداداتی که به او عطا شده است مورد توجّه و تکلیف قرار خواهد گرفت نه بیشتر!