صوتهای مربوط به شیعه
تعداد: 33مشاهده بیشتر...
پرسش و پاسخ های مربوط به شیعه
تعداد: 4پرسش: دلایل برتری مذهب شیعه بر اهل سنت چیستکد: 7266
کد: 726602/05/2026 00:00:00گروه: اعتقادات
کد: 726602/05/2026 00:00:00گروه: اعتقادات
با عرض سلام خدمت حضرت آقا.
براى بيشتر روشن شدن برترى شيعه نسبت به سنى توضيحاتى را مىخواستم يا اينكه كتبى را برايمان معرفى كنيد.
ممنون.
هو العلیم
برتری تشیّع بر مذهب تسنّن، برتری حقّ بر باطل است. دین و مذهب بر اساس آرزوهای مندرآوردی نیست که هر کسی بخواهد از پیش خود مبانی و قواعدی را به عنوان دین جعل و وضع کند. باید طبق آنچه از رسول خدا و ائمه هدی علیهمالسلام به ما رسیده است پایبند بوده و عمل نماییم.
پرسش: حکم به کار بردن لفظ امام برای غیر معصومکد: 1973
کد: 197311/04/2017 00:00:00گروه: اجتماعی
کد: 197311/04/2017 00:00:00گروه: اجتماعی
سلام عليكم آيا بكار بردن كلمۀ امام قبل نام غير معصوم حرام است؟
هوالعلیم
در فرهنگ شیعه امام به معصوم باید گفته شود.
پرسش: نماز جمعهکد: 1884
کد: 188411/04/2017 00:00:00گروه: احکام
کد: 188411/04/2017 00:00:00گروه: احکام
بسم اللَه الرحمن الرحيم ،سلام علیکم.
در محل سکونت حقیر در خارج از کشور شیعیان نماز جمعه برگزار می کنند. شرکت کردن در آن چه حکمی دارد؟
متشکرم
در محل سکونت حقیر در خارج از کشور شیعیان نماز جمعه برگزار می کنند. شرکت کردن در آن چه حکمی دارد؟
متشکرم
هو العالم
بسیار مستحسن و پسندیده است . حتما شرکت کنید
پرسش: تعبد به نص و استفاده از عقل در تشیع چگونه استکد: 194
کد: 19411/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
کد: 19411/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
مرحوم حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه در کتاب ولایت فقیه ج1 ص 118 می فرمایند: « تمام مسائلی که شیعه با عامه از آن زمان تا به حال در آنها اختلاف دارند فقط به یک اصل بر می گردد که: شیعه متعبد به نص است ولی آنها از نص تجاوز می کنند و می گویند: و لو این که در مساله ای نص وارد شده و قرآن است، نص است، یا سنت پیغمبر مسلما آمده است ولی مصلحت نیست ما طبق آن رفتار کنیم بلکه ما هم خودمان فکر داریم...»
اینجانب در مقام دفاع از عامه و اهل سنت نیستم ولی سؤال این است آیا شیعه که به فرمایش ایشان متعبد به نص است؛ یعنی عقل و فهم و بینش خود را کنار می زند و با نفهمی به سراغ مامورٌبه می رود و فقط به فکر انجام آن کار است و نه چیز دیگر؟ آیا شیعه در انجام تکالیف خود نباید شرائط و ظروف و مصالح عرفیه و عقلیه را لحاظ کند؟ به عبارت دیگر در چه مواردی انسان باید با سؤال و فکر به دنبال انجام عمل باشد و اگر در نظرش وقفه ای آمد متوقف شود؟ و در چه مواردی باید فورا به انجام آن مبادرت نماید؟
مرحوم حضرت علامه طهرانی رضوان اللَه علیه در کتاب ولایت فقیه ج1 ص 118 می فرمایند: « تمام مسائلی که شیعه با عامه از آن زمان تا به حال در آنها اختلاف دارند فقط به یک اصل بر می گردد که: شیعه متعبد به نص است ولی آنها از نص تجاوز می کنند و می گویند: و لو این که در مساله ای نص وارد شده و قرآن است، نص است، یا سنت پیغمبر مسلما آمده است ولی مصلحت نیست ما طبق آن رفتار کنیم بلکه ما هم خودمان فکر داریم...»
اینجانب در مقام دفاع از عامه و اهل سنت نیستم ولی سؤال این است آیا شیعه که به فرمایش ایشان متعبد به نص است؛ یعنی عقل و فهم و بینش خود را کنار می زند و با نفهمی به سراغ مامورٌبه می رود و فقط به فکر انجام آن کار است و نه چیز دیگر؟ آیا شیعه در انجام تکالیف خود نباید شرائط و ظروف و مصالح عرفیه و عقلیه را لحاظ کند؟ به عبارت دیگر در چه مواردی انسان باید با سؤال و فکر به دنبال انجام عمل باشد و اگر در نظرش وقفه ای آمد متوقف شود؟ و در چه مواردی باید فورا به انجام آن مبادرت نماید؟
هوالعلیم
پاسخ این سؤال مشروحاً در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است مراجعه فرمائید. و امّا اجمالاً عرض می شود:
رجوع شیعه به ائمه معصومین علیهم السلام عین حکم عقل و مقتضای برهان است.ائمه اطهار علیهم السلام مثل ما نیستند تا رجوع به آنها نیاز به وجود مرجح داشته باشد. بلکه کلام و فعل آنها به ملاک حجیّت کلام پیامبر حجّت است و بلکه عین او است. باید از عامه سؤال شود شما که علی علیه السلام را کنار گذاشتید و به ابوبکر و سایرین اقتداء نمودید به چه ملاک عقلی این عمل را انجام دادید؟
آیا تبعیّت عامّه از فردی که خود بارها در زمان حیاتش اعتراف می کند:
لولا علی لهلک عمر ، یک عمل خلاف عقل نیست؟
پاسخ این سؤال مشروحاً در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است مراجعه فرمائید. و امّا اجمالاً عرض می شود:
رجوع شیعه به ائمه معصومین علیهم السلام عین حکم عقل و مقتضای برهان است.ائمه اطهار علیهم السلام مثل ما نیستند تا رجوع به آنها نیاز به وجود مرجح داشته باشد. بلکه کلام و فعل آنها به ملاک حجیّت کلام پیامبر حجّت است و بلکه عین او است. باید از عامه سؤال شود شما که علی علیه السلام را کنار گذاشتید و به ابوبکر و سایرین اقتداء نمودید به چه ملاک عقلی این عمل را انجام دادید؟
آیا تبعیّت عامّه از فردی که خود بارها در زمان حیاتش اعتراف می کند:
لولا علی لهلک عمر ، یک عمل خلاف عقل نیست؟