دروس مربوط به سعه وجودی

تعداد: 1
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت
سریال: 194
امام زمان علیه السلام از منظر نقل و عقلو تبیین جایگاه امامت و ولایت

صوتهای مربوط به سعه وجودی

تعداد: 3

پرسش و پاسخ های مربوط به سعه وجودی

تعداد: 8
پرسش: چگونه می توان کمالات وجودی از دست رفته در اثر گناه را جبران کرد

کد: 6798گروه: اعتقادات
بسم الله الرحمن الرحیم.

با سلام و احترام و عرض ارادت؛

اين‌جانب ٢٨ سال دارم و تمام گناهان حرام را ـ غیر از دزدی ـ انجام داده‌ام. پس از آشنایى با مکتب مرحوم علامه طهرانی رضوان‌الله‌علیه نحوۀ نگرشم به دنیا و زندگی به کلّی تغيیر کرده و با امدادهاى الهى دست از گناه كشيدم و به تحصيل علوم آلِ محمد مشغول شدم و به لطفِ خداوند متعال، الآن حتى يک ساعتم را بدون خواندن كتب ايشان نمی‌گذرانم و به دنبال درمان روح خستۀ بيمارم هستم.

حالا با توجه به فرمایش حضرتعالی مبنی بر اینکه «هر گناه موجب از بین رفتن یک رتبه از کمالات وجودی انسان می‌شود و انسان را از به‌فعليت رساندن آن مرتبۀ از كمال كه در وجود همه موجود است براى هميشه محروم می‌کند» تكلیف منِ مسکین با آن همه گناه چه می‌شود؟

می‌دانم اسلام رابطۀ اعمال گذشته را با انسان قطع می‌کند چون خداوند متعال وعده آن را داده است؛ اما بنده در این مورد بسيار طمع دارم و سؤالم راجع به آن مقدار باقی‌مانده است.

با تشکر.

هو العلیم.

اگر واقعاً انسان توبه کند و به خدا بازگشت نماید، خداوند او را به بهترین وجه متکفّل خواهد شد.

پرسش: سعه وجودی پیامبر اکرم و ائمه علیهم السلام

کد: 2197گروه: حکمت وفلسفه
با عرض سلام خدمت آقای تهرانی
جمله ای حضرت علامه در امام شناسی جلد 1 صفحه 115 دارند بشرح:
چون پیامبر صلی اللَه علیه و آله از همه موجودات گنجایش وجودی آنان بیشتر و ادراک و علمشان افزون تر و مجاهده و ابتلائشان بیشتر است افضل و اشرف همه موجودات هستند.
1.منظور از گنجایش وجودی چیست؟
2.گنجایش وجودی چه تاثیری در رسیدن به کمال و ذات اقدس الهی دارد ؟لطفاتاثیر کیفی این مسئله را شرح دهید؟
3. گنجایش وجودی ائمه علیه السلام چگونه است و رابطه ی آن با ولایت کلیه ی چیست؟
4.آیا گنجایش وجودی ائمه علیه السلام متفاوت است؟و به طور کلی در مورد بقیه نفوس چگونه است؟
5.آیا گنجایش وجودی قابل تغییر است در صورت آری چگونه می توان آن را افزایش داد؟
با تشکر فراوان
هوالعلیم
1 میزان ظهور اسماء و صفات کلیه پروردگار در
نفس شخص.
2 خود سعۀ وجودی به تنهایی کار ساز نمی باشد و البته باید همراه با مراقبه و سیر به کمال راه یابد.
3 گنجایش وجودی چگونگی ندارد و همان است که در پاسخ اول ذکر شد.
4 هر فرد گنجایش مخصوص به خود را دارد چه در ائمه علیهم السلام و یا غیر آنان.
5 قابل تغییر نیست.
پرسش: حالت امام حسین علیه السلام در کربلا

کد: 2031گروه: اخلاق وعرفان
با سلام خدمت استاد معظم و با تشکر از پاسخ به سئوال قبلی . سؤال حقیر این است که در کتب عرفانی و در حالات عرفا می خوانیم که گاه ایشان روزه های طولانی داشته اند . مثلا درباره حسن بصری یا بایزید و حتی شیخ اشراق نیز نقل شده که مثلا یک هفته روزه بوده اند . یا این که یک ماه تمام بدون افطار . البته در هند نیز این اتفاقات فراوان است. سئوال این است که با توجه به این که قدرت روحی امام حسین (ع) قطعا فوق ایشان بوده پس علت این که فقط سه روز تشنگی و گرسنگی این همه سختی به ایشان وارد کرده بود چه بود؟
هوالعلیم
آنها در حالات خاصی اینگونه بودهاند، مثل چهل روز میقات حضرت موسی علیه السلام. و امّا امام که دارای جنبهی سعی و جمعی است فعل و انفعال بدنی او مانند سایر افراد است و تفاوتی ندارد مگر اینکه خود بخواهد تغییر دهد.
پرسش: علامه فرمودند که امیرالمومنین از همه ائمه به استثنای حضرت حجت بالاتر بوده اند منظور ایشان چیست

کد: 239گروه: اعتقادات
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در جلد 15 امام شناسی ایشان فرمودند که امیرالمومنین از همه ائمه (به استثنای حضرت حجت) بالاتر بوده اند؟ منظور ایشان چیست و چگونه اثبات می شود؟ و چه چیزی در کیفیّت ادراک علم ائمه تاثیر دارد که باعث می شود بعضی از بعضی دیگر بالاتر باشند؟
هوالعلیم
مقصود از بالاتر بودن مجلای ظهور اسماء کلیّه حقّ بودن است یعنی امام زمان ارواحنا فداه از جهت ابراز و اظهار اسماء کلیّه حقّ از سایر أئمه علیهم السّلام سعۀ بیشتری را حائز می باشند.
پرسش: پاسخ جامع به 11 شبهه بزرگ ایا تناسخ راز پنهان عدالت الهی و تفاوت های انسان هاست

کد: 176گروه: اعتقادات
با سلام؛

سؤالاتی دربارۀ تناسخ دارم که جوابی برای آن‌ها نیافته‌ام. ممنون می‌شوم اگر به‌طور جامع یا مختصر به آن‌ها پاسخ داده شود.

تناسخ معمولاً به معنایی تحریف‌شده بیان می‌شود، اما در اسلام مفهوم «رجعت» مطرح است که تفاوت‌هایی با تناسخ دارد؛ از جمله اینکه در تناسخ، بهشت و جهنم تکذیب می‌شود. حال اگر تناسخ حقیقی را (حتی با معنایی نزدیک به رجعت) رد کنید، چه پاسخی برای این پرسش‌ها دارید؟

۱. چرا بعضی از انسان‌ها در سنین کودکی می‌میرند؟ آیا آن‌ها به بهشت می‌روند یا جهنم؟ اگر به بهشت بروند، آیا عدالت خدا رعایت شده است؟

۲. چرا یک نفر در خانواده‌ای ثروتمند، باایمان و با موقعیت اجتماعی بالا به دنیا می‌آید و دیگری در میان خانواده‌ای فقیر و در محیطی مملو از بی‌ایمانی، دزدی و قتل؟ آیا این دو به صورت یکسان مورد آزمایش قرار گرفته‌اند؟

۳. تا چند سال پیش، اخبار از قومی در آفریقا گزارش می‌داد که برهنه و مثل حیوانات زندگی می‌کردند و حتی حرف زدن هم بلد نبودند! آن‌ها چطور به بهشت یا جهنم می‌روند؟

۴. چرا بعضی‌ها نابینا به دنیا می‌آیند، یا دچار معلولیت ذهنی (جنون) و هر نوع معلولیت دیگری هستند؟ این‌ها چگونه به بهشت یا جهنم می‌روند؟

۵. چرا گفته شده که دین اسلام کامل‌ترین دین است و چرا دین از همان ابتدا کامل نبود؟ آیا این موضوع به این معنی نیست که انسان باید کم‌کم به کمال برسد و با یک بار زندگی کردن، انسانِ کامل نمی‌شود؟

۶. چرا خدا در آغاز هر سوره بر بخشندگی و مهربانی خود تأکید می‌کند، در حالی که این‌همه بدبختی، درد، رنج و عذاب در این دنیا وجود دارد؟ تا جایی که بعضی‌ها با دیدن این وضعیت می‌گویند خدا خوابیده است و نمی‌بیند! (با توجه به آیۀ ۴۴ سورۀ یونس و آیۀ ۱۶۲ سورۀ آل‌عمران).

۷. چرا شهرها و خانواده‌هایی در دنیا وجود دارند که اگر در آن‌ها دنبال خلاف نروی، کشته می‌شوی؟ (وضعیت آزمایش و تکلیف آن‌ها چگونه است؟)

۸. چرا در بسیاری از آیات قرآن از «بازگشت کافران» به دوزخ سخن به میان آمده است؟ آیا کافران یا مجرمان هم‌اکنون در دوزخ هستند که اگر اصلاح نشوند، دوباره به آن بازگردانده می‌شوند؟ شاید هم‌اکنون در دوزخ باشند؛ و اگر بازگردانده شدن به دوزخ مطرح باشد، آیا زمین همان دوزخ نیست و این بازگشت‌ها، همان زندگیِ دوباره در دنیا؟ آیا ما مکافات اعمالمان را به شیوه‌هایی خاص پس نمی‌دهیم؟ مگر نمی‌گویند «دنیا دارِ مکافات است»، آیا منظور همین نیست؟ (آیات: آل‌عمران: ۱۶۲، توبه: ۷۳، ابراهیم: ۲۸-۲۹، ص: ۵۵-۵۶، نبأ: ۶، حدید: ۱۵).

۹. معنی و تفسیر این آیات چیست؟ (اسراء: ۶۹، طه: ۵۵، عنکبوت: ۵۴، تکاثر: ۵-۶، انعام: ۲۷-۲۸، مریم: ۷۰-۷۱، اعراف: ۴۱، آل‌عمران: ۱۲، حدید: ۱۳، یونس: ۴۴، حج: ۶۶).

۱۰. چرا در فرازی از دعای روز اول رجب گفته می‌شود: «خداوندا! همانا به تو پناه می‌برم از اینکه هنگام مرگ از فرمان تو عدول کنم و به تو پناه می‌برم از بازگشت به قبر‌ها»؟

۱۱. چرا در آیۀ ۲۸ سورۀ بقره آمده است: «مردگانی بودید، پس شما را زنده کرد، سپس شما را می‌میراند، بار دیگر زنده می‌کند و سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید»؟

هوالعلیم.
به‌طور اجمال عرض می‌شود: اگر دلیل بر تناسخ، کمال روحی فردی است که در دوران گذشته می‌زیسته است و برای جبران خلاف‌ها دوباره روح او به بدن دیگری وارد می‌گردد، چرا از ابتداء باید این فرد فوت کند تا مجبور شود به بدن دیگری رسوخ نماید؟ درحالی‌که ما مشاهده می‌کنیم تمامی افراد مرده‌اند و خواهند مرد و دیگر برنمی‌گردند. روحی که دارای تجربۀ گذشته است، چگونه هنگام تولّد حتی یک حرف و کلمه را نیز نمی‌فهمد و نمی‌تواند تکلّم نماید؟

و امّا اینکه چرا افراد در سطوح مختلف از خصوصیّات و مسائل گوناگون زاده و در این دنیا رشد می‌کنند، باید گفت که لازمۀ چنین دنیایی این‌چنین است. دنیا طبق قاعدۀ علل و معلولات بنا نهاده شده است و البته هرکس، به اندازۀ سعۀ وجودی خویش و مسائلی که برای او رخ می‌دهد پاداش خواهد گرفت. عدالت و لطف پروردگار آن‌جا مورد مناقشه قرار می‌گیرد که هیچ اثر و نتیجه‌ای بر این اختلافات مترتّب نشود، درحالی‌که مطلب این‌چنین نیست؛ پس هر کسی به اندازۀ همان میزان فهم و امکانات و استعداداتی که به او عطا شده است مورد توجّه و تکلیف قرار خواهد گرفت نه بیشتر!

پرسش: تفاوت اوامر ابتلائیه و امتحانیه چرا فرمان ذبح اسماعیل یک ازمون امتحانی نبود

کد: 167گروه: اعتقادات
فرق بین «اوامر ابتلائیّه» و «اوامر امتحانیّه» چیست؟

دربارۀ این مطلب که فرموده بودید امر به حضرت ابراهیم علیه‌السلام «ابتلائیه» بوده است نه «امتحانیه»، برداشت من این بود که ایشان دارای سعۀ وجودیِ خاصی بوده‌اند که اقتضا می‌کرده است چنین امری (ذبح فرزند) به ایشان ابلاغ شود؛ درحالی‌که اوامر امتحانیه مختص کسانی است که هنوز به این سعه نرسیده‌اند.

می‌خواستم بدانم آیا برداشت حقیر صحیح است یا خیر؟

هوالعلیم.
فرقی ندارد.
پرسش: تفاوت امام و ولی در چیست

کد: 151گروه: اعتقادات
سلام‌علیکم؛

با توجه به مطالب بیان‌شده دربارۀ حجیتِ فعل «ولیّ» و «امام» و عدم اختلاف در فعلِ آن دو:

۱. لطفاً بفرمایید تفاوت میان «امام» و «ولیّ» در چیست؟

۲. با توجه به رابطه‌ای که امور عالم با امام دارند و اینکه تمام امور از مجرای امام علیه‌السلام صورت می‌گیرد، آیا «ولیّ» نیز در انجام امور نقش دارد؟ یا اینکه ولیّ، با توجه به مرتبه‌ای که طی کرده است، تنها این سیرِ ولایت در انجام امور توسط امام را مشاهده می‌کند؟

هوالعلیم.
1. عرض شد که [تفاوت] در سعۀ وجودی است؛ مانند آبی که در لیوان و یا در دریا است.
2. فرقی بین امام و ولیّ در این مورد نیست؛ بلکه تصرّفات ولیّ در تحت ولایت و اِشراف امام علیه‌السّلام صورت می‌پذیرد.
پرسش: تحلیلی بر مراتب عصمت ماجرای گلایه حضرت زهرا از امیرالمومنین چه بود

کد: 141گروه: اعتقادات
سلام جناب آقای طهرانی؛

شما در یکی از جلسات اخیر فرموده‌اید که در هر زمان فقط یک معصوم حضور دارد؛ بنابراین وقتی امام حسن علیه‌السلام هستند، امام حسین علیه‌السلام معصوم نیستند و آنچه را که امام حسن ادراک می‌کنند، امام حسین ادراک نمی‌کنند. همچنین آنچه را حضرت علی علیه‌السلام ادراک می‌کنند، حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها ـ نعوذبالله ـ ادراک نمی‌کنند و به همین دلیل اعتراض کردند که حضرت علی علیه‌السلام در پاسخ فرمودند: «اگر می‌خواهی نام پدرت را در اذان بگویند و حذف نکنند، صبر کن.»

لطفاً بفرمایید پس حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها چه زمانی معصوم بودند و چه زمانی آن مسائل را ادراک کرده‌اند؟! چراکه همواره در زمان حیات نورانی ایشان، یک معصومِ دیگر حضور داشته است. از سوی دیگر، تکلیف کلام حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم چه می‌شود که فرمودند: «یا علی، تو هرچه را که من می‌بینم و می‌شنوم، می‌بینی و می‌شنوی»؟

وانگهی، شما نقل می‌کنید که حضرت علامه طهرانی فرموده‌اند: «اصحاب سیدالشهداء با ایشان یکی بودند.» بنابراین حضرت زینب سلام‌الله‌علیها نیز که در شب عاشورا گلایه‌ای با حضرت داشتند و امام، ایشان را به صبر دعوت کردند، با ایشان یکی بوده‌اند.

حال آیا نمی‌توان گفت مواردی هم که شما ذکر کردید از همین قبیل است و این بزرگواران در باطن با یکدیگر اتحاد داشته‌اند؟ یعنی ـ زبانم لال ـ حضرت زهرا أرواحُ‌العالَمینَ لِتُرابِ مَقْدَمِهَا الفِداء از اصحاب امام حسین علیه‌السلام مرتبۀ نازل‌تری دارند و نمی‌توانند با امام علی علیه‌السلام اتحاد درونی داشته باشند؟!

یا با توجه به این مصراع که می‌فرماید: «میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست»، آیا این رابطه میان اولیای خدا چیزی است که با افهام و عقول بشری دست‌یافتنی باشد؟

هوالحکیم و العلیم.
مطالبی را که به عرض دوستان رسانیده‌ام صحیح می‌باشد و در اینجا به دو نکته که اشاره کرده‌اید پاسخ می‌دهم:
اول اینکه عصمت در مورد حضرت زهرا سلام‌اللَه‌علیها با سعه و مرتبۀ وجودی تفاوت دارد و ممکن است یک نفر، در همان رتبۀ وجودی خود معصوم باشد، مانند حضرت موسی علیه‌السّلام، ولی در رتبۀ وسیع‌تر و افقِ بالاتر خیر، مانند حضرت خضر که در قرآن ذکر هر دو آمده است؛ یعنی مرتبۀ وجودی حضرت موسی یک چیز را اقتضاء می‌کرد و در آن رتبه، آن حضرت معصوم بود و سخنانش همه صحیح و رتبۀ وجودی حضرت خضر چیز دیگری اقتضاء می‌کرد و در آن رتبه معصوم بود و تصرّفاتش همه صحیح و این دو منافاتی با هم ندارند؛ لذا جریان حضرت فاطمه سلام‌اللَه‌علیها با امیرالمؤمنین را می‌توانیم بگوییم مثل جریان موسی و خضر است.
و امّا در داستان کربلا گرچه همه با امام حسین علیه‌السّلام متّحد بودند، ولی رتبه و منزلت آنان مختلف بوده است. حضرت اباالفضل‌العباس علیه‌السّلام کجا و حرّ بن یزید ریاحی کجا؟