پرسش و پاسخ های مربوط به معنای روایت
تعداد: 16کد: 19611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
در روایات آمده است که هنگام طواف گرد خانۀ خدا، به یاد فرشتگانِ طوافکننده گرد عرش باشیم؛ این امر چه معنایی دارد و چگونه باید آن را تفسیر کرد تا مستلزم قائل شدن مکان برای خداوند نباشد؟
همچنین آمده است که نبی مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآله در معراج، به اندازۀ دو کمان یا کمتر به خداوند سبحان نزدیک شدند؛ آیا معراج ایشان جسمانی بوده و این نزدیکی، جنبهٔ مکانی داشته است یا خیر؟ اساساً وقتی سخن از نزدیکی یا دوری به میان میآید، خواهناخواه ذهن انسان متوجه مکان و مسافت مادی میشود، در حالی که میدانیم خدا مکان ندارد و همهجا هست.
علاوه بر این، در روایات ذکر شده است که در قیامت، هشت فرشته عرش را میآورند (حمل میکنند). به نظرم اگر این مسائل در ذهن انسان موحد حل شود، دیگر موهومات را در افکار خود به عنوان خدا تلقی نخواهد کرد و قدری به شناخت ذات خداوند سبحان نزدیکتر خواهد شد.
التماس دعا.
«عرش» به معنای استیلاء و احاطه و سیطره و ولایت بر عوالم وجود است و این معنا قطعاً به یک مرتبه از مراتب مادی و دنیوی اطلاق نمیشود؛ زیرا خودِ ماده و دنیا مشمول احاطه و ولایت پروردگار میباشد.
«عرش» اصطلاحاً همان تخت و کرسی شاهنشاهی سلطان و حاکم است که اوامر و دستورات را از آن مرتبه انشاء مینماید و این مسئله به مقام امر و مشیت پروردگار گفته میشود؛ یعنی از مرتبۀ نزول اسماء کلیه حق که آن ارادۀ قاهره باعث نزول اسماء و صفات او در عالم ممکنات میشود؛ پس همانطوری که تخت سلطنت، محلّی برای تنفیذ و امضاء اوامر و دستورات سلطان است، همینطور مقام امضاء و تقدیر حوادث عوالم وجود که از اسماء پروردگار نشئت میگیرد را عرش مینامند و ملائکهای که آن تقدیر و اراده را صورت خارجی میبخشند، حملۀ عرش مینامند و این مرتبه فوق زمان و مکان است.
و همینطور در مسئلۀ معراج، آنچه به پروردگار قرب پیدا نمود، روحِ رسول خدا بود؛ زیرا جسم که در مرتبۀ دنیا و ماده محبوس و مقیّد است و روح آن بزرگوار از همانجا که نزول یافته بود به همانجا بازگشت نموده است و این مرتبه، خارج از قرب و بعد مکانی میباشد.
کد: 17511/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلام علیکم؛
رسولالله صلیاللهعلیهوآله میفرمایند: «قلم تکلیف و مؤاخذه از انسانِ خواب برداشته شده است».
با توجه به اینکه انسان وقتی میخواهد بخوابد، میتواند به اطرافیانش سفارش کند که پیش از قضا شدن نماز بیدارش کنند یا میتواند برای بیدار شدن ساعت کوک کند، آیا کسی میتواند به این حدیثِ رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چنین استدلال کند که: «چون قلم تکلیف از انسانِ خواب تا زمانی که بیدار شود برداشته شده است، پس اگر من خودم پیش از قضا شدن نماز بیدار شدم ـ بدون زنگ ساعت یا بیدار کردن دیگران ـ، نماز میخوانم؛ ولی اگر بیدار نشدم، تکلیفی ندارم و عقوبتی بر من نیست» و در نتیجه، نه ساعتی کوک کند و نه به کسی سفارشِ بیدار کردن بدهد؟
۱. آیا استدلال این فرد صحیح است؟
۲. منظور دقیق از حدیث مذکور چیست؟
با تشکر فراوان.
1. صحیح نیست و باید برای بیدار شدن چارهای بیندیشد.
2. حدیث مربوط است به مواردی که از اختیار خارج است.
کد: 16911/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلامعلیکم؛
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند: «اگر دشمنان، شما را مجبور کردند که مرا سب کنید، سب کنید؛ ولی اگر از شما خواستند که از من برائت بجویید، اصلاً این کار را نکنید؛ چراکه من بر فطرت، توحید و اسلام زاده شدهام.»
تفاوت میان «سب کردن» و «برائت جستن» در چیست؟
«سبّ» به معنای دشنام دادن است؛ ولی «برائت» به معنای انفکاک و دوئیّت و افتراق در مسیر است.
کد: 14511/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلام علیکم؛
این که رسول اللَه صلیاللَهعلیهوآله میفرمایند: «اگر سجده بر غیر خدا جایز بود، زنان را امر میکردم که به شوهرانشان سجده کنند» به چه معناست؟
با تشکر.
به معنای تسلیم در برابر شوهر و اطاعت از او و تحصیل رضای او در مواردی که مخالف شرع نباشد [است].
کد: 13911/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
در کتاب معادشناسی (ج ۴، ص ۶۰) آمده است:
«آتشی از آخر و نهایتِ عدن پدیدار میشود که مردم را بهسوی محشر سوق میدهد؛ هر جا که مردم فرود آیند، آن آتش نیز همراه آنان فرود میآید و هر جا که مردم قیلوله کنند (برای استراحت پیش از ظهر بیاسایند)، آن نیز همراه آنان قیلوله مینماید.»
لطفاً این کلام رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را توضیح بفرمایید.
با تشکر فراوان.
این مسئله به حرکتی برزخی و مثالی بر میگردد که نفوس و صُوَر مثالی افراد را به سوی حَشْر به حرکت در میآورد و راه پشت سرِ آنها را به کلّی مسدود و منهدم میسازد و آنها را از امید و انتظار بازگشتِ به دنیا ناامید میگرداند.
کد: 13711/04/2017 00:00:00گروه: حدیث ودعاء
با تشکر.
بلی، مقصود همان مقامِ فناء ذاتی است و همۀ افراد میتوانند بدان مرتبه راه پیدا کنند.
کد: 13611/04/2017 00:00:00گروه: حدیث ودعاء
سلامعلیکم و رحمةالله؛ با تشکر از عنایات حضرتعالی.
در سلامهای پایانی زیارت عاشورا، در عبارت «السَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ»، منظور از «علی»، کدامیک از فرزندان حضرت سیدالشهدا علیهالسلام است؟
التماس دعا.
حضرت سجّاد علیهالسّلام.
کد: 13511/04/2017 00:00:00گروه: حدیث ودعاء
سلامعلیکم؛
در کتاب امامشناسی (جلد ۳، صفحۀ ۶۴) حدیثی با این مضمون نقل شده است:
«قالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّیاللَّهُعَلَیْهِوآلِهِ): يَا عَلِيُّ، إِنَّ اللَّهَ غَفَرَ لَكَ وَ لِذُرِّيَّتِكَ وَ لِوَلَدِكَ وَ لِأَهْلِكَ وَ لِشِيعَتِكَ وَ لِمُحِبِّي شِيعَتِكَ.»
سؤالی که برایم مطرح شده این است که آیا منظور از «دوستانِ شیعیانِ تو» (لِمُحبّی شیعَتِک)، همین علاقهای است که اکثر مردم ما به اهلبیت علیهمالسلام دارند، یا منظور دوستداشتنِ حقیقی است که در پیِ آن اطاعت محض نیز وجود دارد؟
اگر منظور همین علاقۀ رایج است، پس تکلیف اینهمه گناه کردنِ علاقهمندان چه میشود؟ و اگر منظور دوستداشتن حقیقی و اطاعت محض است، پس فرق میان «دوستداران شیعیان» با خودِ «شیعیان» چیست؟
لطفاً این مسئله را برایم تبیین فرمایید.
با تشکر فراوان.
منظور، آن محبّت حقیقی نیست، که پس از گوشمالی در عالم برزخ در قیامت، مورد شفاعت قرار میگیرند.