پرسش و پاسخ های مربوط به تعریف مفاهیم دینی
تعداد: 6کد: 23711/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
۲. معیار «دینیبودن» یک مطلب چیست؟
«دین» عبارتست از قضایایی که انسان را به انجام و یا باور آنها ملزم میگرداند و این قضایا، برخی به فطرت خود انسان برمیگردد ـ حال چه رسالت و پیامآوری وجود داشته باشد یا خیر ـ و برخی به نزول آن توسط رسول برمیگردد؛ بنابراین پاسخ هر دو سؤال داده شد.
کد: 23611/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
مدتی پیش از کلمۀ «توفی» استنباطی به ذهنم رسید که خدمت حضرتعالی عرض میکنم و دربارۀ صحتوسقم آن، نظر مبارک حضرتعالی را میطلبم. بهنظر حقیر، آیاتی که در آنها از مرگ بهعنوان «توفی» یاد شده است، میتواند تأییدی بر نظر ملاصدرای عزیز دربارۀ کیفیت معاد جسمانی باشد. در آیۀ شریفۀ ﴿إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ﴾ از مرگ به توفی تعبیر شده است. این تعبیر در آیات دیگری مثل ﴿اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا﴾ و ﴿قُلْ يَتَوَفَّاكُم مَّلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ﴾ و آیات دیگری هم آمده است. در فرهنگ لغات عربی و «مفردات» راغب اصفهانی، دربارۀ توفی نوشتهاند که یعنی «بازپسستاندن بهنحو کامل و مستوفی؛ بهطوریکه هیچچیز از آن باقی نماند».
بهنظر حقیر، این آیات دلالت بر این دارند که تن جسمانی ما هیچ مدخلیتی در هویت و «منبودنِ» ما ندارد و تمام حقیقت وجودی ما، همان روح (نفس ناطقۀ انسانی) ماست که آن هم با مردن، قطع علاقه از تن جسمانی کرده و مجرد از ماده، با بدن مثالی (ملکوتی) در عوالم ماوراءطبیعت ـ که از آن در متون دینی به برزخ و قیامت تعبیر میکنند ـ سیر میکند و جسم ما که سالیانی روح ما به آن تعلق داشت و برای استکمال خود در نشئۀ طبیعت از آن استفاده میکرد، دوباره به دامن مادر خود که خاک است برمیگردد.
یعنی جسم خاکی ما که «میت» (مرده) بود و بهلحاظ تعلق روح به آن «حی» (زنده) شده بود، دوباره به خاک برمیگردد و میت میشود و باز در چرخۀ طبیعت قرار میگیرد و خداوند از آن دوباره موجودات حیّ پدید میآورد و این چرخه ادامه دارد. خداوند از طبیعت بیجان، موجودات زنده را پدید میآورد و زندهها به مقام تجرد از ماده میرسند و مجردانه سیر میکنند؛ و شاید یکی از معانی آیۀ شریفۀ ﴿يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ﴾ این باشد.
برداشت شما صحیح است.
«توحید» یعنی انحصار اسم و صفت و فعل در کل عوالم وجود در ذات خدای متعال، به این معنی که تمام حقایق موجوده در عالم ـ چه مجرّده و چه مادیّه ـ همه و همه مستند به یک مبدأ و برخاسته از یک ریشه میباشند و هیچ اثر و سببی در عالمِ وجود، بدون نزول آن از مسبّبالاسباب حقیقت خارجی ندارد و خدای متعال که اصل وجود است در مرتبۀ نزول و اظهار و تعیّن به صور متعیّنات خارجیّه و مراتب متفاوته از وجود، نمود و ظهور یافته است و هیچ موجودی ـ چه درنفس وجود خود و چه در حدود ماهوی خود ـ خارج از دایرۀ ذات پروردگار نمیباشد؛ چنانچه مرحوم والد رضواناللَهعلیه میفرماید: «خدا از همه برتر و بالاتر، و در عین حال با هر موجودی هست و معیّت ذاتی دارد. ذات احدیتش را طائر بلندپروازِ فهم، بدان ذروه به قدر ذرهای راه ندارد و در عین حال مقام واحدیتش در اسماء و صفاتش ظهور نموده؛ با هر پشهای است و با هر نملهای است و با هر ذرّهای است. این است حقیقت توحید.» (نور ملکوت قرآن، جلد اوّل، صفحه 299 و 300)
کد: 16911/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
سلامعلیکم؛
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند: «اگر دشمنان، شما را مجبور کردند که مرا سب کنید، سب کنید؛ ولی اگر از شما خواستند که از من برائت بجویید، اصلاً این کار را نکنید؛ چراکه من بر فطرت، توحید و اسلام زاده شدهام.»
تفاوت میان «سب کردن» و «برائت جستن» در چیست؟
«سبّ» به معنای دشنام دادن است؛ ولی «برائت» به معنای انفکاک و دوئیّت و افتراق در مسیر است.
کد: 16811/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
«بدعت» به معنای وارد کردن یک رفتار در دین است، درحالیکه آن رفتار از دین نبوده است و از این جا روشن میشود اگر این رفتار جنبۀ اعتقادی نداشته باشد ـ گرچه خارج از آموزه های دینی باشد ـ بدعت به حساب نمیآید؛ پس انجام دادن امری، به قصد این که از ناحیۀ دینِ بهخصوصی آمده است ـ گرچه خود آن امر، پسندیده باشد ـ حرام است. مثلاً انسان از پیشِ خود دعایی اختراع کند و اینطور وانمود کند که از جانب اولیای دین به دست ما رسیده است و همینطور اگر انسان به نحوی عمل نماید که آن عمل، کمکم در ذهن و نفس اشخاص به صورت امری لازم و مؤیّد و مُمضا از جانب شرع تلقی شود نیز حرام است.
کد: 6211/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
[«تفقّه» یعنی:] پیبردن به حقایق وحیانی از طُرق و مسیرهای معیّن و تعریف شده که توسط حضرات معصومین علیهمالسلام، از ناحیۀ اولیای الهی و عرفاء باللَه، به دست ما میرسد.