صوتهای مربوط به اشعار مولانا

تعداد: 1

پرسش و پاسخ های مربوط به اشعار مولانا

تعداد: 2
پرسش: چرا تناسخ مردود است

کد: 230گروه: اعتقادات
سلام و خسته نباشید: بنده با اشخاصی که تناسخ را قبول دارند صحبت هایی کردم و تا جایی که مطالعه داشتم به بعضی از سؤال های آنها به لطف خدا جواب هایی دادم. چند سؤال مطرح کردند که بنده جواب های کاملی برایشان نداشتم! سؤال ها به شرح ذیل می باشد:
چرا فردی با معلولیت جسمی متولد می شود؟
چرا شخصی ضریب هوشی بالایی دارد؟
چرا فردی در خانواده کافر به دنیا می آید یا در خانواده فقیر یا عقب مانده؟
و از این دسته سؤال ها.که این افراد می پرسند! و می گویند تنها دلیل برای جواب این موارد این است که در زندگی گذشته ای که داشتند بخاطر گناهانی که مرتکب شده اند اکنون بدین وضع درآمده اند.
جوابی که من داشتم که به آنها بگویم و به لطف خدا بارها این جواب در هنگام قرآن خواندن به ذهنم آمده این است که:
خدا دانا و عادل و حکیم است و بر حسب حکمتی که دارد به هر کس که بخواهد می بخشد و به هر کس که نخواهد نمی بخشد.
در همین راستا که خیلی در گیر این مسئله بودم حکایتی هم به لطف خدا به چشمم خورد که بیشتر آگاه بشوم و بر ایمانم پا فشاری کنم این حکایت بود:
چون شیطان از درگاه حضرت احدیت رانده شد به ملائکه گفت: من قبول دارم که خداوند، عالم وعادل و حکیم و قادر و علیم است ولکن مرا بر حکمت او چند اعتراض است:
اول آنکه می دانست پیش از آفریدن من از من چه صادر خواهد شد پس چرا مرا آفرید؟
دوم چون مرا خلق کرد چرا مرا تکلیف به طاعت خود نمود و حال آنکه از طاعت من او را هیچ نفعی نمیرسید واز معصیت من به او ضرری نمی رسید؟
گر جمله کائنات کافر گردند بر دامن کبریاش ننشیند گرد .
سوم آنکه چون مرا تکلیف به طاعت خود کرد دیگر چرا تکلیف کرد به اطاعت آدم (ع) و سجده برای او و چون سجده نکردم چرا مرا لعنت کرد و از بهشت بیرونم کرد و عقاب مرا بر من لازم کرد و حال آنکه برای او هیچ فایده نبود و از برای من ضرری عظیم بود؟
چهارم آنکه چون مر لعنت کرد و از درگاهش راند چرا مرا تمکن داد و در بهشت راه داد تا آدم را فریب دهم و او نیز از بهشت بیرون آید؟
پنجم آنکه چرا مرا بر بنی آدم مسلط گردانید تا ایشان را به معصیت وادارم و مستوجب دوزخ شوند ؟
ششم آنکه چون مهلت خواستم چرا مرا مهلت داد باید مرا هلاک کند تا خلق از شر من آسوده باشند ؟
پس چون ابلیس این اعتراض را کرد خطاب به ملائکه رسید که به او بگویید چون تو قبول داری که ما خداوند حکیم و عادل هستیم دیگر در افعال من چون و چرا مکن و در کار من فضولی منما.
دوم چیزی که اهل تناسخ میگویند در مورد شعر حضرت مولانا است که می فرماید :
از جمادی مردم و نامی شدم از نما مُردم به حیوان سر زدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم پس چه ترسم کمی زمُردن کم شدم
جمله دیگر من بمیرم از بشر تا بر آرم چون ملائک بال و پر
بار دیگر از ملک پران شوم آن چه که در وهم ناید آن شوم
بار دیگر بایدم جستن ز جو کل شی هالک الا وجهه
پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم کانا الیه راجعون
با تحقیقی که کردم و لطف و عنایت خدا به این جواب رسیدم که منظور حضرت مولانا مانند تفسیر حجة الاسلام قرائتی است
که می فرماید منظور خداوند از این که می گوید شما را از خاک آفریدیم در حال حاضر این چنین است : خاک مواد غنی دارد و از دانه گیاهی که در خاک کاشته می شود با جذب این مواد رشد می کند
و ما انسان ها از این گیاهان استفاده می کنیم و می خوریم و یا از طریق حیوانات که از گیاهان تغذیه می کنند و ما از گوشت حیوانات
و بر اساس تغذیه که ما می خوریم نطفه در بر بدن ما تولید می شود و .....
حال می خواستم بدانم آیا این جواب هایی که من به آنها رسیدم درست است یا خیر و کمی کسری دارد شما لطف کنید و تکمیل بفرمایید؟
هوالعلیم
مطالب شما خوب است.
پرسش: امیر المومنین شفیع ابن ملجم نیز می شوند

کد: 190گروه: اعتقادات
اميرالمومنين (ع) به ابن ملجم فرمود من شفيع تو ميشوم معني اين را كه در شعر مولانا آمده بفرماييد
با تشكر
هو العالم
شرح این ابیات در کتاب افق وحی از این حقیر آمده است به نحو اجمال :
دیدگاه اهل توحید که حق هم این است و جز این نیست کلیه افعال و کردار از جهتی انتساب به فعل انسان و اراده و مشیت او دارند و بر آن اساس به صورت صحیح و یا ناصواب از انسان صادر می شوند که در این صورت انسان قابلیت مدح و یا ذم را پیدا خواهد کرد و از جهتی دیگر که باز در مسئله توحید افعالی در کتاب افق وحی که انشاءاللَه به زودی منتشر خواهد شد به طور تفصیل آمده است ، این عمل و فعل به اراده و خواست خدای متعال بر می گردد که آن خواست ارتباطی به ما ندارد و ما را در آن مرتبه جای سؤال و پرسش نمی باشد زیرا علم و معرفت ما به محدوده وجودی خود ما بر میگردد.و خدای متعال هیچ حد و مرزی بر نمی دارد واین مسئله در اختیار و مشیت ما تاثیری که موجب جبر و سلب اراده گردد نخواهد گذارد و بر این اساس اهل توحید از دو دیدگاه به افعال و کردار نگاه می کنند ،دیدگاه اول انتساب فعل به خداوند،دیدگاه دوم انتساب فعل واقعا به خود انسان، مولانا در این ابیات به جنبه دیدگاه اولی اشاره دارد و امیرالمومنین در عین اینکه به امام حسن می فرماید اگر می خواهی او را قصاص کنی فقط یک ضربت به او بزن و این قصاص به جهت صدور فعل از او به عنوان اختیار و اراده خود ابن ملجم است در عین حال متوجه اصل و حقیقت وقوع این فعل که ناشی از اراده حق شده است می باشد.