صوتهای مربوط به توحید
تعداد: 228پرسش و پاسخ های مربوط به توحید
تعداد: 7کد: 731602/05/2026 00:00:00گروه: اعتقادات
چه شد که بعد از او، خدا دوباره تصميم گرفت شريعت جديد بياورد؟ آيا اين خلاف تكامل اديان نيست؟ آیا این مسئله ـ نعوذ بالله ـ نوعی آزمون و خطا نیست؟
شریعت حضرت عیسی تبدیل به طریقت نشد؛ بلکه با تغییرهایی در شریعت قبل، به صورت متکاملتر و تا حدودی در جنبههای روحی و معنوی عمیقتر عرضه شد.
باید به این نکته توجه نمود که در هر شریعتی هم جنبۀ ظاهری و هم باطنی ـ که از او به طریقیّت یاد میشود ـ وجود داشته است ولی این مطلب هرچه به جلو آمده است لطیفتر و عمیقتر گردیده است تا در شریعت حضرت رسول صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم به کمال خود رسید و این مطلب از کیفیّت دستورات و مبانی به خوبی روشن میشود.
کد: 227111/04/2017 00:00:00گروه: اخلاق وعرفان
کتاب توحیدی مفیدی است و مطالعه آن برای افراد مطّلع و اهل فنّ خوب است ولی افرادی که هنوز به مراتب عالیه از درک این مسائل نرسیده اند نباید مطالعه کنند.
کد: 209911/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
شرک در مقابل توحید بمعنای شرکت مؤثر و سببی در محاذات اراده و مشیّت پروردگار و در عرض آن، بخلاف توحید که انحصار اراده و مشیّت را در ذات خدا دانستن است و این اراده در نزول اسماء و صفات در عالم اعیان و شهادت تحقق می یابد. در دیدگاه توحید و عرفان هیچ اراده و مشیّتی در مقابل خواست و اختیار حضرت حقّ نمی تواند عرض اندام نماید و تمام خواستها و اراده ها در طول خواست و اراده حضرت حقّ است نه در عرض آن، و لهذا انتساب حوادث و قضایا چه بصورت کلّی و چه بصورت جزئی به اراده و مشیّت پروردگار بر می گردد و این مسئله هیچ منافاتی با اختیار مکلّف در انجام تکلیف ندارد، زیرا او مقهور و مجبور اراده حقّ نیست، بلکه نفس اختیار او فعل حقّ است در او ظهور و تجلّی یافته است. و امّا شرک بمعنای اینست که در سلسله طولیّه علل و معلولات، علّتی و سببی جدای از سیر سلسله علل بدون انتساب به ذات احدیّت در ایجاد و یا اعدام حادثه ای دخالت داشته باشد. بنابر این تصوّر و تخیّل این معنی بمعنای شریک و انباز قرار دادن غیر ذات پروردگار است با حضور حضرت حقّ در ظهور حوادث و قضایا
کد: 9311/04/2017 00:00:00گروه: حدیث ودعاء
حقيقتِ مفاد اين كلمۀ مباركه، نفی هرگونه تعيّن و استقلال در وجود ـ چه در ذات و چه در اسم و صفت و فعل ـ است. انسان با گفتن «لا اله» نفی همۀ مظاهر عالم را در قالب علّيّت و مؤثّريّت میكند و با اثبات «إلّا اللَه» انحصار همۀ علل و اسباب را در وجود ذات اقدس حق مینمايد و هرگونه كُرنش و تواضع و عبوديّتی را فقط به پيشگاه خدای متعال عرضه مینمايد و همۀ مظاهر تأثير و تسبيب را كه در چشم اهل ظاهر و اهل دنيا موجّه و جاذباند، پوچ و توخالی و سراب میبيند و حقيقت را فقط در یکجا ملاحظه میكند. و اگر مفاد اين كلمۀ طيّبه در وجود انسان ظهور پيدا كند و سرّ و قلب انسان به معنا و حقيقت آن برسد، تمامی اين مطالب برای او مشهود و عيان خواهد شد و اين است مرتبۀ توحيد و معرفت ذات ربوبی بحقّالمعرفة. رزقنا اللَهُ و ايّاكم الوصولَ إلی هذة المرتبة انشاءاللَه تعالیٰ.
کد: 6111/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
چرا کلمۀ «خالقین» در آیۀ شریفۀ (فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ) جمع است؟ مگر خداوند أحد (یکی) نیست؟ آیا بهتر نبود که گفته شود: «فتبارک اللَه الحسن الخالق»؟
«خالق» در اینجا به معنای فاعل است؛ نه اصلِ خلقت.
کد: 5711/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
خداوند أحد است و مثل و مانندی ندارد؛ با توجه به این مطلب، منظور از آیۀ (فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ) که در آن کلمۀ «خالق» به صورت جمع آمده است، چیست؟
لطفاً توضیح بفرمایید.
«خالق» به معنای سازنده و به وجود آورنده است؛ یعنی از میان همۀ سازندگان و خلقکنندگان در این عالم، خداوند از همه نیکوتر و پسندیدهتر خلق مینماید.
کد: 411/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
بنده در مورد معجزات قرآن، تحقیقات بسیاری کردهام و از بسیاری مطالب علمی و جنبههای دیگر که در قرآن وجود دارد آگاه شدهام و برایم شکی نیست که این مطالب، از جانب پیامبر اسلام نیست و هیچ انسانی هم قدرت خلق چنین معجزهای را ندارد؛ چون تواناییهای انسان مشخص و محدود است. اما ما انسانها از موجودات دیگر این جهان آگاهی کامل نداریم. شاید موجودی وجود داشته باشد که تواناییهای او از انسان بیشتر باشد و قرآن نیز از ناحیۀ او باشد و علاوۀ بر آن، در همۀ جهات هم پیامبر را تحت حمایت خود قرار داده باشد که معجزات دیگر او ـ حتی شق القمر ـ را برایش انجام دهد.
چگونه میتوان ثابت کرد که این موجودِ مقتدر، فقط خودِ خداست؟ شاید این موجود، خدایی که ما میپرستیم نباشد! هر چند این موجود، مخلوق خداست و قدرتش را نیز از خدا گرفته است.
اعتراف به اعجاز در قرآن، مساویِ اعتراف به انتساب ربوبی است؛ زیرا در خودِ قرآن به این مسئله تصریح شده است.




