پرسش و پاسخ های مربوط به جهل
تعداد: 4کد: 25111/04/2017 00:00:00گروه: اخلاق وعرفان
اگر خدای نكرده شخصی از روی غفلت و جهالت مرتكب گناه كبيره ـ مثل زنا و قتل ـ بشود و پس از آگاهی، توبه نموده و استغفار كند، پس از مرگ و در عالم برزخ چه حالتی خواهد داشت؟ آيا در صورت توبه باز هم در عالم برزخ دچار زجر و ناراحتی خواهد بود يا خير؟
التماس دعا.
اگر واقعاً توبه کرده و حقوق شرعی را انجام داده باشد، باکی نیست.
کد: 19311/04/2017 00:00:00گروه: اعتقادات
آیا اینکه میگویند: «ذات خدا منطقۀ ممنوعه است» و به آیۀ قرآنِ (وَأَنَّ إِلَىٰ رَبِّکَ الْمُنْتَهَىٰ) استدلال میکنند ـ با این بیان که آیه نفرموده: (وَفِی رَبِّکَ الْمُنْتَهَىٰ) ـ و روایاتی را هم شاهد بر این معنا ذکر میکنند، صحیح است؟
منطقۀ ممنوعه، جهل و نادانی و تعصّب و در گمراهی ماندن است؛ ما منطقۀ ممنوعه نداریم.
مقصود از (إِلَىٰ رَبِّکَ الْمُنْتَهَىٰ) معنای دیگری است که هیچ ربطی به سؤال ندارد. مقصود قوس صعود (وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) میباشد، نه آنچه شما مطرح کردید؛ یعنی همانطور که ابتدای حرکت انسان از مبدأ هستی و وجود بسیط است، سیر در مظاهر عالم و تزیّن به زینت و آثار هستی نیز به همان وجود بسیط باز میگردد و این عین کمال و نهایت معرفت است که از شناخت به ذات اقدس پروردگار نشئت میگیرد.
چه کردی فهم از دین العجائز / که برخود جهل میداری تو جائز
برون آی از سرای امّ هانی / بخوان مجمل حدیث لن ترانی
بنابراین، اخبار و احادیثی که میفرماید: «لا تفکّروا فی ذات اللَه» به این معنی است که تفکّر در ذات الهی با توجه به حقیقت نور وجود، دیگر معنایی ندارد؛ زیرا تفکّر حرکت از مجهول به معلوم است و چگونه در ذات الهی که همه چیز عیان است میتوان از مجهول به معلوم حرکت نمود؟! ذات الهی را با مشاهده قلب و ضمیر و سرّ میتوان دریافت، چنانچه فرمود: «لم أعبد رباً لم أره». حرکت فکر باید در آثار باشد تا به ذات برسد و در آنجا دیگر فکر معنی ندارد؛ نه این که نباید فکر کرد.
کد: 13211/04/2017 00:00:00گروه: حدیث ودعاء
از حضورتان درخواست میکنم در صورت امکان، معنا و مقصود از آن «نُه مورد» را که در روایت مشهور ذیل (حدیث رَفْع) آمده است، جهت استفادۀ طلاب و سایرین تبیین بفرمایید:
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرمایند:
«رُفِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعٌ: الْخَطَأُ، وَ النِّسْيَانُ، وَ مَا أُكْرِهُوا عَلَيْهِ، وَ مَا لَا يَعْلَمُونَ، وَ مَا لَا يُطِيقُونَ، وَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ، وَ الْحَسَدُ، وَ الطِّيَرَةُ، وَ التَّفَكُّرُ فِي الْوَسْوَسَةِ فِي الْخَلْقِ مَا لَمْ يَنْطِقْ بِشَفَةٍ وَ لَا لِسَانٍ.»
(منبع: تحفالعقول، النص، ص ۵۰ / و رُوي عنه (ص) في قصار هذه المعاني...، ص ۳۵)
1. اشتباه.
2. فراموشی.
3. بر امری مُکرَه شدن.
4. کاری را از روی جهالت و عدم اطّلاع انجام دادن.
5. نسبت به امری از امور تکلیفیّه توان نداشتن؛ مانند پیر و مریض که نمیتوانند روزه بگیرند.
6. به کاری مضطرّ گشتن.
7. حسادت به فردی به واسطۀ نعمتی که خدا به او داده است، درصورتیکه به زبان نیاورده.
8. تفأّلِ بد زدن، درصورتیکه گفته نشود.
9. در کار مردم نقشه و فکرِ بد کردن، تا وقتی که مطرح نکند و اقدامی انجام نداده.
کد: 4111/04/2017 00:00:00گروه: قرآن وتفسیر
حضرتعالی در یکی از سخنرانیهای خود، داستانی از رسول خدا صلیاللَهعلیهوآله نقل کردید که: «مشرکین مکّه، آن حضرت را دنبال کرده و با سنگ میزدند. جبرائیل نازل شد و گفت: ”تمام قوای آسمان، مانند صاعقه و زلزله در دست توست. اگر میخواهی، همۀ این مشرکین را نابود کن!“ پیامبر فرمودند: ”من به جای اینکه نفرین کنم، دعایشان میکنم تا هدایت شوند“»؛ حال سؤال من این است که اگر مقام رحمت و عطوفت بر عالم حاکم است، چرا در رؤیایی که امیرالمؤمنین علیهالسلام پیامبر را دیدند، فرمودند: «اُدْعُ علیهم» (آنان را نفرین کن) و نیز در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَٰئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» (آیه 161 سوره بقره) و «أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» (آیه 87 سوره آل عمران) و «فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ» (آیه 44 سوره اعراف) و… .
بالاخره، آیا افرادی هستند که ما بتوانیم آنها را نفرین و لعنت کنیم یا همیشه باید همه را دعا کنیم؟
داستان پیامبر و مشرکین در وقتی بود که هنوز عقاید و مبانی دینی به گوش آنها نرسیده بود و نسبت به مطالب جاهل بودند. به خلاف مواردی که ذکر شده است که در این موارد، مسئلۀ عمد و عناد و انکار مطرح است.
